تبليغاتX
هزاره پیوند

هزاره پیوند

آخرین روضه خوانی مخالفین قرارداد استراتژیک

یک گروهی که خیلی به طور وسیع وبدون هیچ گونه ملاحظه دینی،مذهبی ، ملی، انسانی واخلاقی با تمام قوا با خورد وبزرگ ، پیر وجوان، با سواد وبی سواد، حق وناحق ودر هرفرصتی واز هرتریبونی باصدای بلند وآرام ودر گوشی، پیچ پیچ وزمزمه وار مخالف امضا قرارداد استراتژیک بین آمریکا وافغانستان بودند، گروهی  وب سایت خبری (آوا) صدای افغان میباشد.

این وب سایت در آخرین گزارش خود دست به روضه خوانی وضجه وناله ای عجیبی زده است که دست هر روضه خوان خالی بند را از پشت بسته است.

این گروه در دوسال گذشته با سخیف ترین روش از منافع ملی افغانستان دفاع کردند ومتاسفانه در بیشتر مواقع به دروغ  متوصل شدند تا به زعم خودشان روی افگار عمومی تاثیر گزار باشند.

در این مطلب نه قصد نفی طرز تفکر این گروه است ونه نقد فعالیت های شان بلکه در یک کلام میتوانم بگویم که این گروه منافع مذهبی شان بر منافع ملی مردم افغانستان ارجحیت دارد واین بسیار خطرناک وبه زیان ملت مظلوم افغانستان است.

در  مطلب ذیل نا امیدی ودلخوری این گروه به وضوح مشاهده میشود وصد البته تهدید های در لابلای نوشته هاجود دارد که شدیدا" باعث نگرانی برای امنیت آینده افغانستان میباشد.

اینجا را بخوایند:


برچسب‌ها: مخالفین قرارداد آمریکا وافغانستان
+ نوشته شده در  91/02/22ساعت 20:43  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

خونی که به جوش آمد وغیرتی که گل کرد

لطفا" صلوات بفرستید.!

حالا وقتی دعوای زرگری نیست. هرگونه تصمیم نادرست ونابخردانه میتواند سرنوشت صد ها هزار مهاجرافغانستانی را دستخوش تحولاتی جبران ناپزیری بکند.

امروز وبسایت خبری شفاف به نقل از روزنامه هشت صبح نوشت: تلاش یک جریان مشکوک برای تعطیلی سفارت افغانستان در تهران.  لطفا" خبر را بخوانید وبرگردید همینجا.

خب قضیه چیه؟ کسی میداند؟ شاید از صد نفر یکی نداند که چه خبر است. اما بنده خدمت تان عرض میکنم جریان این گیله وشکایت چیست.

همانطور که اطلاع دارید مدت چند روز است که مهاجرین به اصطلاح غیر قانونی که دوسال قبل در طرح شناسایی وزارت کشور ایران شرکت کرده بودند، برای دریافت پاسپورت خانوادگی به شعبه های تعین شده توسط سفارت افغانستان و اداره اتباع در استان تهران، مراجعه میکنند.

قرار شنیده ها در هر شعبه چند نفر از طرف سفارت افغانستان به عنوان ناظر حضور دارند. وباز هم طبق اظهارات شاهدان عینی حضور این افراد باعث شده است که کارمندان این شعبه ها نسبت به سالهای گذشته رفتار مناسب تر وبهتری داشته باشند که باعث خوشحالی وامید واری زیادی میباشد.

کم وبیش شنیده بودم که در این شعبه ها اختلافاتی بین افراد ایرانی که به عنوان پیمان کار مشغول هستند وافراد ناظر ازطرف سفارت افغانستان وجود دارد اما انچه که مشخص است این است که این اختلافات بیشتر شده وکار به گیله وشکایت رسمی رسیده است.

در این وضعیت دوحالت وجود دارد. در حالت اول باید خوشحال باشیم که افراد معرفی شده از سوی سفارت افغانستان به وظیفه انسانی وملی خود عمل کرده ونسبت به رفتارکارمندان ایرانی حاضر در این شعبه ها معترض شده است که این خود  بلوغ فکری وباز گشت اعتماد به نفس از د ست رفته مرم مارا میرساند. اما در حالت دوم وطرف دیگر قضیه نباید فراموش کرد که حدود 280 هزا خانوار افغانستانی هم اکنون در انتظار گرفتن پاسپورت ومتعاقب آن اخذ ویزا وسکونت قانونی در ایران میباشند وباز هم نباید نظر دورداشت که این طرح که سفارت افغانستان هم در آن ذینفع است، هزینه سنگینی را رو دوش مهاجرین گذاشته است طوریکه هر پاسپورت در مرحله اول بدون ویزا 135 هزار تومان هزینه مستقیم دارد که با افزدون بیکاری وگرفتاری های جانبی، این هزینه ها بیشتر هم میشود.

نگارنده از ابتدا به این طرح خوشبین نبودم وطرح مذکور را مانند کف روی آب میدانم که هرلحظه با وزش یک نسیم ملایم ممکنه غرق بشود. از طرفی باید توجه داشته باشیم که مسئولان ایرانی در چنین مواقعی اصلا" دوست ندارند موضوع هر چقدر هم که مهم باشد رسانه ای بشود. اگر این وضعیت بهبود نیابد وسوی تفاهم ایجاد شده برطرف نشود ممکنه کسی از راه برسد وبگوید تعطیل است. دیگر پاسپورت نمیدهیم.!

بنا براین مسئولان محترم سفارت افغانستان توجه داشته باشند که برای درست کردن ابرو، چشم  مهاجرین را کور نکنند.

در خاتمه امیدوارم اتفاق ناگواری پیش نیاید که بعدا" باعث پشیمانی بشود. ولی یک چیزی ثابت شد آنهم رفتار ناشایست نسبت به مهاجرین و"صبر ایوب وار" آنها در سالهای گذشته.


برچسب‌ها: پاسپورت برای مهاجرین مقیم ایران
+ نوشته شده در  91/02/18ساعت 18:3  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

تو راضی من راضی ... لق ناراضی!

یکم:

کمی خیالم راحت!

سرانجام قرارداد استراتژیک بین کشورآمریکامعروف به(شیطان بزرگ) وافغانستان عزیزدردانه فاره ای کهن(آسیا) امضا شد.

آنچه که در شبکه اطلاع رسانی افغانستان نشر شده است این است که این قرارداد حوالی نیمه شب درتاریخ12/2/1391 درکاخ ریاست جمهوری افغانستان، بین آقایان حاج کربلایی حسین اوباما وزوارحامد کرزی امضا شد.

بنده با بی حوصلگی تمام خط ها وسطر ها دنبال کردم تا رسیدم به اینجا که نوشته بود:این موافقتنامه تا پایان سال 2024 میلادی (سال 1404 هجری شمسی) دارای اعتبار است برای من دنبالکردن مطلب تا همینجا کافی بود ودیگه نمیدانم چه نوشته است. راستش حقیر هیچ نفهمیدم تنها چیزی که متوجه شدم این بود که از واژه های"طرفین" وداراز مدت" فراوان استفاده شده بود. حال چرا وچه معنی دارد من نمیدانم.

اینکه عرض کردم کمی خیالم راحت شد بابت این بود که: دوست داشتم مدت زمان این قرارداد انقدر طولانی میبود که ما فردی بنام "جهادی وجنگ سالار"در افغانستان نداشتیم وهمه این عزیزان با کمال عزت واحترام میرفتند در بهشت واز انجا نظاره گر آینده افغانستان می شدند. ودیگر اینکه در یک مطلبی حاج کربلایی حسین اوباما را کا کا سیا خطاب کرده بودم که مزاج خونندگان خوش نیامده بود ودر اینجا خواستم جبران کنم تاباشد که حقی از کسی ضایع نشود.

دوم:

در بهمن واسفند ماه سال 1389 وهمزمان با مطرح شدن این قراراداد در فضای مجازی، دومطلب جداگانه تحریر ونشرکردم.یکی بنام  ایجاد پایگاه نظامی(دائم) امریکا در افغانستان، آری ویانه؟!.دیگری بنام: ایجاد پایگاه دائم آمریکا درافغانستان، چرا مخالفت وچرا موافقت؟! در این دومطلب هر آنچه به نظرم میرسید به سمع ونظر خوانندگان رساندم وحالا بعد از امضا شدن این قرارداد همانی شد که من نوشته بودم.

سوم:

نمیدانم کار خدا هست ویا کار بندگانش که بعد از حدود دوسال بحث وجدل بین مخالفین وموافقین این قرار داد، حالا که این قرارداد به رسما" به مدت 10 سال بین کشورهای آمریکا وافغانستان امضا شده است همه طرفین راضی هستند. همه این رضایت هم به عدد 10 ختم میشود.

مخالفین وموافقین با دم خود گردو میشکنند ودارند از باداران واربابان خود جایزه میگیرند. یکی میگوید: این زحمات ومخالفت های من بود که مدت این قرارداد از 99 سال به 10 سال رسید وتا ده سال دیگر خدا بزرگه کی مرده کی زنده.! ده سال دیگر آش همین وکاسه همین فقط کمی روغنش را زیاد کن. آن یکی هم میگوید من بودم که با فعالیت هایم دماغ این مخالفین عصر حجری را به زمین مالیدم وکاری کردم که این قرارداد امضا بشود این سنگ بنارا من گذاشتم ده سال دیگر هم کاری ندارد آش همین کاسه همین فقط کمی روغنش را زیاد کن.

چهارم:

یکروزی در تلویزیون ایران یک بحث کار شناسی بود که بنده بعد از تما شای آن بحث مطلبی نشر کردم به این عنوان:رسانه های ایران،مسایل افغانستان، کارشناسان یکبارمصرف! در این مطلب کارشناس ایرانی میگفت این قرارداد امضا میشود ولی کار شناس افغانستانی محکم پایش را در یک کفش کرده بود واگر مجلس کمی خودمانی بود به حضرت عباس قسم میخورد که این قرارداد امضا نمیشود.

پنجم:

این قرارداد واقعآ درــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از مدت خواهد بود. دراصل هیچ تفاوتی ندارد حالا  9 تا ده سال میشود 90 سال فقط چیزی که برای ملت مضر هست این است که هرده سال باید شاهد بحث وجدلهای بی ثمر ومصرف انرژی وحدر رفتن زمان باشیم.

ودر آخر: توراضی من راضی...لق برادران ناراضی.



برچسب‌ها: قرارداد بین امریکا وافغانستان
+ نوشته شده در  91/02/15ساعت 17:28  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

آقای زیبا کلام؛ بگذار مهاجرین درقم بمانند!

این روزها یکی از افتخارات مسئولین اداره اتباع ومهاجرین خارجی، اخراج مهاجرین افغانستانی از استان تحت مدیریت شان است. این اخراج ویا بهتر بگویم جا بجای در داخل ایران، به بهانه های مختلف صورت میگیرد که متاسفانه همیشه موضوعات حساس مانند ناامنی اجتماعی،قاچاق مواد مخدر ومسایل بسیار غیر واقعی دیگر که هیچ ارتباطی به جامعه مهاجر که دارای مدارک قانونی واثر انگشت در اداره های مختلف ایران میباشند.

در چندروز گذشته شب وروز ذهنم درگیر این سئوال است که آیا اگر این روند ادامه داشته باشد آخر وعاقبت مهاجرین درکدام قسمت از ایران ساکن خواهند شد؟

دقایق قبل در خبری خواندم که جناب دکتر زیبا کلام در دانشگاه قم سخنرانی آزاد داشته است وتیتر خبر هم این گونه انتخاب شده است.

زيباكلام از افاغنه و کشورهای حاشیه خلیج فارس عذرخواهی كرد!

بنده نسبت به دکتر زیبا کلام ارادت دارم وایشان را فرد آزاد اندیش میدانم وبسیاری از دانشجویان افغانستانی از محضر ایشان وکلاس های درس او؛ استفاده برده وفارغ التحصیل شده اند ودر سالهای گذشته هم مهاجرین مورد لطف ومحبت ایشان قرار گرفته اند. بنده درهمین جا به سهم خودم از ایشان تشکر وقدردانی میکنم واز افراد که دارای تفکر این چنینی هستند خواهشمندم تا مدت که هوا پس است، لطفا" زبان نگهدارند.

علت این خواهشم این است که با خواندن گزارش گزینشی از سخنرانی ایشان ترسیدم خدایی نکرده براثر سخنان برحق ایشان، در استان قم صدای از کسی بیرون بیاید وکاسه کوزه اش بر سر مهاجرین بشکند وفردا خبری نشر شود با این موضوع که:

ورود افغاغنه در استان قم وزیارتگاه حضرت معصومه(س) ممنوع میباشد.


کل مطلب را اینجابخوانید
برچسب‌ها: دکتر زیبا کلام, قم, حضرت معصومه, س
+ نوشته شده در  91/02/12ساعت 20:39  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

نگاهی به صدور تذکره های جدید، در افغانستان

اشاره:

هروقت نام شناسنامه (تذکره)را می شنوم ویا درجای میخوانم، بعضی از جاهای بدنم تاول میزند وزمانیکه پی جوی قضیه میشوم درمی یابم که این یک عکس العمل روحی وروانی است که براثر سالهای که درعالم هجرت وغربت، در بدر به دنبال این ورقه هویتی بودم وبر اثر نداشتن آن روزی چند بار با دیدن پلیس خونم خشک وقلبم از تپش زیاد درحال خارج شدن از دهانم بوده واین وضعیت سالها طول کشیده ونرمک نرمک تبدیل به یک آلرژی  ویا همان حساسیت دیداری وشنیداری شده است. به همین علت هرقت نام شناسنامه را میشنوم ویا میخوانم، این وضعیت تازه شده وباعث تاول زدن در بعضی از قسمت های بدنم میشود.

واکنش مردم افغانستان که هویت غیر پشتون دارند چیزی شبیه همین آلرژی من میباشد وتمام واکنش ها به علت عکس العمل های روحی روانی ایجاد شده است وچند روز دیگر وزمانیکه صبحی از خواب بیدار بشویم همه شفا یاقته وصحتمند شده اند.

... واما صدور تذکره های الکترونیکی در افغانستان.

در فضای مجازی دونوع انتقاد ویا اعتراض نسبت به صدور تذکره جدید وجود دارد.

1- نوشته روی تذکره

2- بحث هویت قومی ونژادی

درباره ای اینکه چرا نوشته روی برگه به زبان پشتو وانگلیسی درج شده وفارسی ندارد، این حقیر وارد بحث نمیشوم. اما در باره اینکه چرا در این تذکره ها تمام اقوام اعم از تاجیک، هزاره، ازبیک وغیره...  ملیت  افغان داشته باشند، نظراتم را بیان میکنم.

 دوستان زحمت کشیده ومطالبی را تحریر ونشر کرده اند که نوشته ها کلی بوده وکمتر به جزئیات توجه شده است.

نگارنده به عنوان یک هزاره میخواهم یک نگاه کاملا" هزارگی به موضوع داشته باشم. البته این به این معنی نیست که تمام هزاره ها این گونه فکر میکنند بلکه این نوشته نقطه نطرات این حقیر میباشد وبس.

از دو زاویه میشود به قضایا نگاه کرد.

1- نگاه کوتا مدت؛ قومی ونژادی

1- نگاه دراز مدت؛ ملی وفراقومی


نگاه کوتا مدت؛ قومی ونژادی

اکثر هزاره ها، معترض صدور تذکره های جدید با هویت"افغان"  بوده واین موضوع رادر مطالب وتحلیل های شان به صراحت ذکر کرده اند. 

بهترین دلیلی که میتوان برای این اعتراض ها یافت این است که آنها میگویند؛ هویت ما در چهره ما نهفته است. زمانیکه یک هزاره از یک کیلومتری هویت ومذهبش مشخص میشود دیگر چه نیازی هست که در شناسنامه اش افغان درج بشود. یک هزاره از زمان تولد تا مرگ در هرجای از افغانستان که پا بگذارد یک هزاره هست به دلیل  هویت،چهره، ونژاد هزارگی، قرنها است که مورد و ظلم وتبعیض نژادی قرار گرفته ومیگیرند.

در نگاه کوتاه مدت وحال وروز فعلی و وضعیت حکومت حاضر که براثر حضور ودخالت نیرو های خارجی به رهبری آمریکا که یک مقدار فضای سیاسی،اجتماعی،مذهبی وقومی ونژادی آزاد ودموکراسی حتی المقدور برقرارشده  است، برای هزاره ها بهترین فرصت خواهد بود، که حتی برای مدت کم هم که شده هویت واقعی خودرا بدست آورده وبه آن افتخار کنند.

در چنین وضعیتی تکلیف هزاره ها مشخص است. آنها دوست دارند بعد از سالها تحمل رنج ومشقت فراوان وتبعیض نژادی، هم اکنون با اخذ تذکره جدید ودیدن هویت هزارگی واینکه در شناسنامه های شان هویت آنها غیر افغان درج شده است خوشنود شده و مناسبت این پیروزی بزرگ جلسات وکنفرانس ها ی برگزار کنند ومقالات زیادی تحریر ونشر کنند. وصد البته تا مدت از اینکه در تذکره آنها دیگر هویتشان افغان نیست، کمی از درد ورنجشان کاسته شده وباعث التیام درد های کهنه وقدیمی شان بشود. 

نگاه دراز مدت؛ ملی وفراقومی

واقعیت این است که هزاره ها یکی از اقوام ونژادی هست که درکنار سایر نژاد های دیگر در افغانستان زندگی میکنند که  به غیر از مذهب ونژاد از لحاظ ظاهری تفاوت چندانی با پشتونها ندارند ودر اکثر موافع به سادگی از خطرات احتمالی که منشاء قومی ونژادی داشته جان سالم به در برده اند.

متاسفانه اکثر ما انسانها حافظه  ای ضعیفی داریم وخیلی زود واقعیت تاریخی را فراموش میکنیم.

من مطمئین هستم تمام کسانیکه اصراردارند هویت نژادی افراد در تذکره های جدید ذکر بشود یا از گذشته چیزی نمیدانند ویا برای آینده خیلی بیش از حد خوش بین هستند وبا این حکومت نیم بند واین دموکراسی کشکی، فکر میکنند افغانستان تبدیل به کشور آزاد ودارای حکومت ومردمان متمدنی شده است. این درحالی است که روزی نیست که  از تبعیض  دولتی نسبت به دیگر اقوام مطالبی در رسانه ها نبینیم وروزی نیست که صدای انفجار وانتحار به گوش نرسد وخانواده در گوشه وکنار افغانستان عزادار نشوند وعنقریب برادران ناراضی در بدنه دولت رخنه کرده  زمام امور کشور را بدست بگیرند.

دراینجا لازم  است فلاش بکی بزنیم  به عقب تا مساله کاملا" روشن بشود.

طی حکومت داری دوران ظاهر شاه که خبری از حزب وحزب گرایی نبود، تنها ملاک افراد در افغانستان هویت نژادی آنها بود. در آن زمان به مدد شناسنامه های که هویت قومی ومذهبی در آنها درج نشده بود، تعداد از افراد از سایر نژاد ها با فراگیری زبان پشتو، از فیلتر حکومتی عبور کرده و وارد دستگاه حکومت شده بودند. این وضعیت بعد از کودتای داود خان وفرار ظاهر شاه، به علت حزب گرایی کمی نرمال تر شد ودر دستگاه به اصطلاح دولتی تابعد از سقوط کونیست ها ادامه داشت ولی بعد از سرنگونی دولت داکتر نجیب وروی کار آمدن طالبان، متاسفانه مساله قوم ونژاد به یک بحران ملی تبدیل شد وبسیاری از افراد بی گناه تنها به دلیل نژاد غیر پشتون به مجازات مرگ محکوم شدند.

در زمان حکومت طالبان به غیر از نژاد هزاره وازبیک، سایر اقوام به علت تشابه ظاهری ازسوی طالبان فشار های کمتری متقبل شدند. به عنوان مثال شیعان هرات که در تقیه شهره خاص وعام هستند، در زمان حکومت طالبان به علت اینکه مذهب ونژاد آنهادر شناسنامه های شان درج نشده بود کمترین فشارها را تحمل کردند وکمتر اسیب دیدند.

نتیجه:

حال فرض کنیم دولت افغانستان به انتقاد ها واعتراض ها پاسخ مثبت داده و هویت هر قوم ونژاد را همراه با دین ومذهب شان در تذکره های شان درج کند آنوقت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا تبعیض نژادی از بین خواهد رفت؟ آِیا به محض اینکه در تذکره ها هویت افراد درج بشود تمام مشکلات قومی ونژادی حل خوادهد شد؟ آیا انسان های متعصب ونژاد پرست بیکار خواهند نشست؟ متاسفانه پاسخ تمام سئوالها منفی میباشد.

به باور نگارنده وبه گواهی تاریخ گذشته افغانستان و بررسی وضعیت فعلی افغانستان، اگر هویت تمام مردم افغانستان یکی باشد بهتر ومفید تر خواهد بود. تنها در این صورت است که ضریب خطرات نژاد پرستی کاهش می یابد.

در اینجا به یک تراژدی نه چندادور اشاره میکنم تا ذهن های خفته بیدار شوند.

      نقل است که؛ در درگیری داخلی بین اقوام در کابل، در ایست بازرسی های شبیه نظامیان بین    شهری، یک عده فقط به چهره ها نگاه میکردند وهرچه که چشم بادامی بود باید حمد وسوره برای خودش میخواند زیرا او یک هزاره بود وباید از بین میرفت. در طرف مقابل کار کمی سخت تر بود وتشخیص یک پشتو زبان "اوغان" از سایر اقوام کمی مشکل بود. برای همین در ایست بازرسی، یک عدد قروت را به یک شخص نشان میدادند واز او سوال میکرد: این چیست؟ اگر جواب همان قروت بود که شخص آزاد بود ولی اگرجواب کروت بود کار آن شخص تمام بود زیرا تلفظ "کروت" یعنی اینکه این شخص پشتو زبان است وباید بمیرد.

اما با درج هویت در شناسنامه افراد برای کشتن نیازی به نگاه کردن به چهره  ها و نشان دادن کروت نخواهد بود.

به هرحال من فکر میکنم اگر هویت ملی یکی باشد به مرور زمان همدلی ایجاد میشود،  رفته رفته تعصب کمتر میشود، مردم نسبت به همدیگر مهربانتر میشود، در زمان مراجعه به ادارات مشکلات کمتر پیش می آید، در زمان تحصیلات عالیه وامتیاز های ادامه تحصیل و تقسیم بورسیه ها کمتر حقی ازکسی ضایع میشود، در امور کشوری ولشکری ونیروهای مسلح مساوات برقرار میشود، در زمان استخدام وگزینش برای پست های دولتی، اجرای تعصب ونژاد پرستی مهندسی شده واز قبل برنامه ریزی شده کاهش می یابد و... در نهایت همانقدر که درج اسم "افغان" به عنوان هویت  مردم افغانستان به نفع پشتونها هست به همان اندازه به ضرر شان خواهد بود.


برچسب‌ها: صدور شناسنامه های الکترونیکی در افغانستان, تذکره
+ نوشته شده در  91/01/27ساعت 13:20  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  |