و تشکر ویژه دارم از آقای شیرمحمد حیدری برادر ارجمندم که گه گاهی در نبود من وبلاگ هزاره پیوند را بروز کرده است.
وبلاگ هزاره پیوند در مدت این چهار سالی که از راه اندازیش میگذرد،بنابر راهی که انتخاب کرده بود(ایجادرابطه مجازی بین هزاره)بسیار از قومای عزیز هزاره را بهم رسانید و کم وبیش وظیفه ی خود را(البته با کمک دوستان) در حد توان به انجام رسانید؛اما اکنون با وجود آمدن نرم افزار های جدید مثل فیسبوک و...بسیاری از مردم هزاره به راحتی با همدیگر در فضای مجازی پیوند می خورند.از این رو وبلاگ هزاره پیوند دیگر از فعالیت عمومی خود باز خواهد استاد و به شکل شخصی مقالات و پیامهای خودرا نشر خواهد کرد.
با تشکر:محمد سعیدی
اشاره:
عید قربان امسال، یکی از اقوام که مدت دوسال ونیم است مقیم یکی از کشور های غربی میباشد به ایران آمده بود. دردید وباز دید عید، ملاقات کوتاهی داشتیم که بی نهایت مسرور گشتم. متاسفانه جلسه رسمی بود وما نتواستیم بیشتر با هم حرف بزنیم اما من حدود یکسال قبل که در شبکه ای اجتماعی قیسبوک دست رسی داشتم مفصل با هم گپ زده بودیم ومن از محل زندگی و وضعیت او آگاهی کامل داشتم. در فرصت پیش آمده به درب منزا ایشان رفتم تا با او بیشتر صحبت کنم واز اوضاع واحوال محل سکونتش بیشتربدانم. درگفتگوی که با برادر او داشتم متوجه شدم او با پدر ومادرش برای خواستگاری به یکی استانهای ایران رفته واز قرار معلوم این دوست من از طریق اینتر نت با دختر مورد نظرش آشنا شده واین آشنای مدت ادامه داشته وسر انجام به ازدواج ختم شده است. لازم به ذکر است که تمام قرار مدار یک ازدواج، قبلا" از طریق ارتباط اینتر نتی بین این دو نفر فیصله یافته وبزرگان خانواده طبق سنت وبرای اجرای کردن این مراسم حضور داشته اند وتمام این واقعه ای تاریخی از مراسم خواستگاری تا عقد دائم، در کمتر از یک هفته انجام شده است.
بنده حقیر کلا" طرفدار ازدواج جوانان، حال چه حضوری وغیرحضوری ویا اینترنی و ... غیره هستم وبرای این زوج که سنت شکنی نموده وبرای اولین بار در بین اقوام ما به این صورت ازدواج نموده آرزوی خوشبختی وطول عمررا دارم. همین امرخیرمرا واداشت تا ضمن نشر این خبر، مختصری هم در این مورد بنویسم وبا دوستان وخوانندگان وبسایت جمهوری سکوت در میان بگذارم.
ازدواج اینترنتی وجامعه هزاره!
بدون شک در جامعه سنتی وبسته ما هزاره ها، ازدواج به صورت آشنایی اینترنتی یک موضوع کاملا" بیگانه ودور از ذهن میباشد وتوسط جامعه، چه نسل قدیم وچه جدید پزیرفتنی نیست ومتاسفانه نگاه مثبتی در این موردوجود ندارند وبعد از مطرح واجرا شدن موضوع که در بالا ذکر آن رفت مردم حرف حدیث های یادی گفتند وشنیدند که قابل تحریر نیست اما میشود نتیجه گرفت جامعه هزاره حالا حالا ها با ازدواج به اصطلاح اینترنی مشکل خواهند داشت. این قضیه را می توان دوگونه تحلیل کرد اول اینکه مردم هزاره با فضای اینترنت وکارکرد آن اشنای ندارند. دوم متاسفانه تبلیغات بسیارمنفی رسانه های ایران مخصوصا" تلویزیون ایران که به صورت بسیار منفی ویک جانبه در این مورد اطلاع رسانی میکندبا عث این ذهنیت منفی شده است. به هرحال هر عاملی که باشد فرقی نمیکند ونظر قاطبه مردم دراین مورد مهم منفی است.
جوانان هزاره ومهاجرت به غرب
طی چند سال گذشته ده ها هزار جوان هزاره راهی دیار غرب شده اند که اکثریت آنها از جنس مذکر،جوان وبدون خانواده وبه صورت مجردی دراروپا،کانادا واسترالیا زندگی میکنند وعده بسیار زیادی از آنها مقیم آنجا شده اند وبه اصطلاح شهروند کشور های غربی میباشند ومشغول کار وزندگی روزمره خود هستند. به طور طبیعی این افراد نیازمند ازدواج وتشکیل خانواده میباشند. در قدم اول نیازهای روحی روانی وعاطفی ودرمرحله بعد زاد ولد وتداوم نسل، باعث میشود که که این جوانان احساس کنند نیازمند ازدواج وتشکیل خانواده هستند. در دیار غربت وکشور های غربی، مورد مناسب برای ازدواج یک جوان هزاره مسلمان وشیعه موجود نیست وهرچقدر یک جوان هزاره مدرن وبه سبک غربی زندگی کنند، شاید در کوچه وخیابان واماکن عمومی بتواند به سبک وشیوه غربی زیست کنند ویا حداقل ادای غربی ها را در بیاورند واما زمانیکه مسئله ازدواج وتشکیل خانواده به میان بیاید دیگر آن سبک زندگی غربی اگر فراموش نشود، بدون شک کم رنگ ودر درجه چندوم قرار میگرد. این کار چند علت میتواند داشته باشد اولین چیزی که به ذهن یک جوان هزاره غرب نشین، هنگام ازدواج می آید سلامت روحی وجسمی طرف مقابل میباشد ودر مرحله بعد دین، مذهب، نژاد ونجابت همسر آینده است. یک جوان هزاره هرچقدر هم که غربی فکر کند و به طور کل به مذهب پشت کرده باشد، باز هم سنت،روش تربیت،پیشینه ای زندگی وذهن درونی او تمایل دارد تا یک دختر نجیب وپاک دامن وصد البته از چشم بادامی های هزارگی خود را، برای ادامه زندگی وتداوم نسل آینده انتخاب نموده ودر کنار او ادامه زندگی دهد،لذت ببرد واحساس آرامش کند، به همین علت جوانان مهاجر هزاره مقیم غرب، به محض اینکه جای پای مطمئین وکار مناسب پیدا میکنند اولین اقدام واولین پس انداز که با رنج وزحمت خود به دست آورده است را برای امر مقدس ازدواج وتشکیل خانواده هزینه میکنند تا هم غم غربت ورنج دوری از وطن کاسته شود وهم سنت الهی به جا آورده شود وهم باعث تداوم نسل جدید هزاره در غرب گردد.
جوانان هزاره مقیم غرب ومشکلات ازدواج
هم اکنون هزاران جوان مهاجر هزاره مقیم غرب هستند که بیشتر آنها تکلیف شان روشن شده است وتبدیل به یکی شهروندان محل سکونت خود میباشند ویا در شرف گرفتن مدارک شهروندی هستند. ما که در ایران هستیم، بیشتر اوقات در مراسم عروسی دعوت میشویم که طرف ذکور آن مقیم یکی از کشور های غربی است که اقدام به ازدواج با یک دختر هزارگی مقیم ایران نموده است. جوانانی از این دست بسیار هستند که در ایران، افغانستان ویا پاکستان اقدام به ازدواج نموده اند که تمام این قیبل ازدواج ها توسط بزرگان خانواده انجام شده وباعث وبانی چنین ازدواجی در واقع خانواده های داماد وعروس بوده وخود جوان مهاجرمقیم غرب، کمتر در جنین ازدواجی نقش داشته وفقط در زمان اجرای مراسم عروسی با مهلت یک ماهه حضور داشته است. جالب است بدانید که بیشتر این وصلت ها ازروی آشنایی قبلی بین خانواده دوطرف ویا به صورت فامیلی بوده که نیاز مند تحقیقات در مورد عروس وداماد به سهولت فراهم بوده وتوسط بزرگان خانواده انجام شده است وبه ندرت مشاهده شده است که چنین وصلتی بین دو خانواده غربیه انجام شده باشد.
در اینجا سئوالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا تمام جوانان هزاره مشتاق ازدواج مقیم غرب، این فرصت وامکان دارد تا خود در ایران، افغانستان ویا پاکستان حضور یافته، دختر مورد علاقه خود را پیداکند وبه خواستگاری او برود وسر انجام این خوستگاری به ازدواج ختم شود؟ بدون شک پاسخ منفی است. زیرا بیشتر اوقات دیدیم وشنیدیم که جوانی از یکی از کشور های غربی به ایران،افغانستان ویا پاکستان برای قصد ونیت ازدواج امده وتمامی فرصتی که دارد ۳۰ تا۴۵ روز میباشد واین فرصت برای یافتن خانواده مناسب ودر مرحله بعد دختر مناسب ومراحل بعد تر فرستادن مامور برای جواب مثبت خانواده دختر مورد نظر وسر انجام مراسم کشنده وطولانی خواستگاری ودر نهایت راضی کردن خود دختر، اصلا" فرصتی کافی نیست ودر چند موردچنین مراسمی که خود شخصا" حضور داشته ام به علت اینکه داماد فرصتی کافی برای ماندن نداشته است این وصلت سر نگرفته وبه زمان دیگری موکول شده است زمانیکه هر گز فرا نرسیده وسر انجام آن دختر با شخص دیگری ازدواج کرده است. در چنین وضعیتی اگر بخت یار داماد غرب نشین باشد وهمه چیز فراهم شود تازه میرسیم به مشکل اصلی که سکونت در غرب ومسئله بنام دین ومذهب است که اکثر خانواده های هزاره، به محض شنیدن غرب وزندگی در انجا تازه رگ غیرت دینی ومذهبی شان بیدار شده ومانع از بی دینی ولا مذهبی دختراشان میشوند..
گفتنی در این مورد زیاد است برای اینکه بحث طولانی وخسته کننده نشود، مطلبم را با یک سئوال به پایان میبرم واز تمامی خوانندگان وبسایت وزین جمهوری سکوت تقاضا میکنم در این مورد فکر کنند ونظرات وتجربیات وراه حل های خود را بنویسند. مطلب بالا صرفا" جهت یاد آوری تحریر شده تا شاید تلنگری باشد برای ذهن های خفته. متاسفانه وضعیتی جوانان مهاجر هزاره در غرب اصلا" تعریفی ندارد واگر وضعیت به این صورت(تجرد زیستن) ادامه یابد، در آینده نه چندان دور آسب های جبران ناپزیری بر پیکره جماعت مهاجر مقیم غرب وارد خواهد شد که کمترین انها افسردگی، سرخوردگی اجتماعی، انواع امراض روحی وروانی ودر نهایت توقف نسل جدید هزاره ها در غرب خواهد بود.
آیا آشنایی اینترنی برای ازدواج بین یک جوان مهاجر هزاره ای غرب نشین با دختران هزاره ای شرق نشین مفید خواهد بود وسر انجام به ازدواج ختم خواهد؟
نظر شما چیست؟
*****************
تعداد ۲۴ نقد ونظر خوانندگان را در اینجا میتوانید بخوانید.
اشاره:
این روزها کارمندان زحمت کش و شریف اداره اتباع سخت مشغول خدمت رسانی به مهاجرین افغانستانی مقیم ایران هستند.
همانطور که قبلا" در همین وبلاگ اشاره کرده بودم مهاجرین به دودسته تقسیم شده اند قانونی وغیر قانونی! آنهایی که به اصطلاح غیر قانونی هستند فعلا" گیج ومبهوت به جای نامعلومی خیره شده اند، انگار یک وزنه سنگینی به ملاج شان اصابت کرده وآنها عنان اختیار را از دست داده وبدون اینکه بتوانند فکری بکنند وتصمیمی بگیرند بی اختیار به محل های تعیین تکلیف مراجعه نموده وبرگه باز گشت به افغانستان را دریافت میکنند ومرتب زیر لب میگویند چه فکر میکردیم چه شد..(( در این مورد بعدا" مفصل خواهم نوشت)) اما فعلا" میرویم سر اصل مطلب که همان آمایش هفت میباشد.
کارت بیمه درمانی
طبق اعلام قبلی مهاجرینی که به اصطلاح قانونی هستند بیمه حوادث وسلامت میشوند واین وعده در آمایش هفت توسط شرکت بیمه البرز عملی شده است.
در کل این طرح مفید است ولی متاسفانه احتیاجات ضروری و واقعی مهاجرین را بر طرف نمیکند به همین علت مردم به گرمی استقبال نمیکنند. آنهایکه اطلاع دارند این بیمه اختیاری است ونه اجباری، پول حق بیمه را وارز نمیکنند وعده زیادی فکر میکنند این بیمه مانند هزینه شهرداری اجباری است هزینه ای حق بیمه را وارز میکنند این در حالی است که این بیمه کاملا" اختیاری میباشد که متاسفانه در اکثر پایگاه های توضیع کارت آمایش هفت اطلاع رسانی به صورت صحیح ارائه نشده است. علت اصلی استقبال سرد مهاجرین این است که خدمات این بیمه خاص است به این صورت که بیمار تا زمانیکه میتواند راه برود هزینه اش را خودش باید پرداخت کند مانند سرما خوردگی ها وحساسیت های فصلی وبیماری های که به بیمارستان مراجعه نمیکنند وجهت مداوا به مطب های شخصی وداروخانه های محلی میروند که هزینه مراجعه به چنین مکان های که اتفاقا" خیلی هم زیاد وسنگین است از جانب شرکت بیمه البرز پرداخت نمیشود و طبق اعلام شرکت بیمه هر زمان که بیمار جهت مداوا به بیمارستانی مراجعه نموده وطبق گواهی پزشک معالج (تسویه حساب با حساب داری بیمارستان) آنوقت با اما واگر های فراوان قسمتی از هزینه ها با مراحل سخت اداری توسط بیمه البرزواقع در مرکز تهران یعنی خیابان امیر کبیر پرداخت خواهد.
بیمه وکمک سازمان ملل
در دفتر سازمان ملل متحد در تهران نهادی است که به بیماران مهاجرین افغانستانی کمک مالی میکنند واین کار خیر سالهای زیادی است که ادامه دارد البته نباید از نظر دور داشت که این کمکها در سالهای اخیر هم کاهش چشم گیری داشته وهم مراحل اداری اش سخت تر شده است.(بحث آن در این مقاله نمیگنجد)با اجرای شدن طرح بیمه سلامت مهاجرین افغانستانی در ایران به احتمال بسیار فراوان کمک های مستقیم سازمان ملل متحد به مهاجرین قطع خواهد شد که اگر این اتفاق بیفتتد، این طرح به خودی خود اجباری خواهد شد.
لازم به توضیح است که بخشی از هزینه های بیمه توسط کشور های خارجی تامین شده است بنا بر این هیچ عقل سلیمی نمیپزیرد وانتظار ندارد که یک کشور ویا نهاد(خییر) کمک کننده به یک مناسبت دردو محل کمک کنند بنا براین قطع شدن کمک های مالی دفتر ملل متحد نباید دور از انتظاروباعث تعجب ما بشود .
کارتهای شناسایی

شکل ظاهری کارت ها تغییر کرده واز کیفیت مطلوبی برخودار میباشد ودیگر مشکل نگهداری از قبیل اندازه وباز شدن پرس را ندارد اما یک تغییر بسیار مهم هم در متن کارت ها انجام گرفته است که باید حقوق دانان به آنها توجه کنند. روی کارت قبلا" نوشته شد بود"کارت خروج از کشور مدت دار" ودر آمایش هفت این نوشته به"اقامت موقت" تغییر کرده است که از لحاظ قانونی تفاوت های بسیاری دارد.
در ادبیات فارسی "اقامت" یعنی آرامش وبه آرآمش رسیدن ودر ظاهر قضیه مهاجرین در ایران به این آرامش رسیده اند. بعد از طرح آمایش هفت که هم اکنون در حال اجرا شدن است حدود یک میلیون مهاجر دارای کارت شنا سایی (اقامت موقت) بیمه حوادث وسلامت وکارت کارگری برای کار کردن در اختیار دارند وشنیده ها حاکی از آن است که برخورد کارمندان اداره اتباع نسبت به سالهای گذشته مناسبتر وانسانی تر شده است
آرامش ظاهری
با شنیدن اخبار اجرا شدن طرح آمایش ۷ در ایران، کسانیکه در خارج از ایران زندگی میکنند ویا اخبار را به صورت بولتن وار میخوانند ودنبال میکنند ایران برای یک میلیون مهاجر افغانستانی که به اصطلاح قانونی هستند کم کم به مدینه فاضله نزدیک میشود از نگاه این افراد مهاجرین افغانستانی دارای کارتهای شنا سایی اقامت موقت برای زندگی کردن هستند ودارای کارت کارگری برای کارکردن وصاحب کارت بیمه درمانی برای مداوا خود میباشند وفرزندان آنها از مدرسه تا دانشگاه تحصیل میکنند وسقفی اجاره ای برای زندگی برای خود دارند.
حال اگر کلی وتئوری از بیرون به قضایا نگاهی بیندازیم همه چیز عالی به نظر می آید واز نظر جامعه شناسان چنین وضعیت زندگی برای یک مهاجر ایده آل است ونباید باعث گیله وشکایت کسی بشود که اگر چنین باشد بدون شک زیاده وخواهی خواهد بود
اضطراب درونی
با تمام این تفاسیر حقیقت این است که مهاجرین اصلا"به آرامش نرسیده ونخواهد رسید.!
اینکه مهاجرین برای ادامه زندگی خود در ایران نگران ومضطرب هستند شکی نیست اما نباید فراموش کرد که این اضطراب ونگرانی در بین جامعه مهاجر متفاوت است وبه دسته های مختلفی تقسیم میشود. عده که در این ۳۰ سال گذشته توانسته اند گلیم خود را از آب بیرون بکشند وبه اصطلاح مایه دار شده اند واکنون در خانه ای زندگی میکنند که اسما" مال خودشان است وماشینی سوار میشوند که با پول خود خریده اند، در چنین روز های سئوالی که میپرسند این است که: آیا بعد از توضیع کارت آمایش۷ میشود گواهینامه رانندگی گرفت؟ ویا سندماشین وملک مان را بنام خود مان ثبت کرد؟ آیا جواز کسپ وکار میدهند؟و...
عده دیگرکه به تازگی سر توی سر ها در اروده کم کم در ردیف مایه دار ها قرار میگیرند وهنوز جرئت خرید ملک وماشین را بنام یک فرد ایرانی پیدا نکرده اند برای این عده تردد بین شهری در اولویت اول قرار دارد در حال حاضر تنها چیزی که اهمیت دارد این است که بدون درد سر بتواند دور ایران بچر خد ومسافرت برود وخرید ملک وماشین در مراحل بعدی قرار دارد.
افراد که در بالا از انها یاد شد جز کسانی هستند که خیال بازگشت به افغانستان را ندارند وبرای پرداخت هر گونه هزینه از جانب دولت ایران هیچ مشکلی ندارند وبیشتر نگرانی واضطراب آنها از وضیعت زندگی رفاهی وسرمایه ای که در ایران دارند میباشد.
اما در طرف دیگر قضیه جامعه گارگر مهاجر قرار دارند که از قضا در اکثریت مطلق قرار دارند کسانیکه از گرگ میش صبح تا تاریکی شب جان میکنند تا لقمه نانی بدست آورند وشرمنده زن فرزندشان که چه عرض کنم منت بار دولت ایران نشوند وسر وقت انواع واقسام با عناوین مختلف ودر فصل های مختلف به حساب دولت ایران بریزند تا چهار صباحی بیشتر در دیار غربت جان بکنند وزنده بمانند.
برای این عده ار مهاجرین ادامه زندگی در ایران ممکن نخواهد بود وهر طور که حساب کنیم آنها از پس هزینه های سنگین زندگی در ایران بر نخواهد آمد به همین علت بسیاری از آنها به فکر بازگشت به افغانستان هستند افغانستانی که نه امنیت کافی دارد ونه اقتصاد قوی اما همیشه بین بد بدتر گزینه بد مفید تر است.
نتیجه:
تجربه نشان داده است که این اسامی وتغییر وتحولات روی انواع واقسام برگه های شناسایی مهاجرین در طول 30 سال گذشته هیچ تاثیری مثبت وامتیازی برای آنها نبوده اما در این مرحله وطرح آمایش هفت آن عده که بتواند بر مشکلات مالی واقتصادی غلبه کرده وجان سالم به در ببرد، آیا به آرامش موقت خواهد رسید؟
حقیر که هرچی مطالعه نمودم چیزی دست گیرم نشد که نشد ومتوجه نشدم حقیقتا" این برگه در ردیف چه نوع مدرکی قرارد دارند. حال شما خوانندگان گرامی با مطالعه دو عدد تصاویر زیر لطف نموده برداشت های خود را بگو ئید.! اگر حوصله دارید تک تک بند های این برگه را تفسیر بفرمائید. لطفا"


|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|