X
تبلیغات
هزاره پیوند

هزاره پیوند

اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران

اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران

 

هوا گرم است و مه آلود ومن در کوچه های دورو دراز تهران دنبال آدرس اتاق بچه مامایم می گردم ساعت 13 ظهر است و همه جا ساکت و بدون سرو صدا ست متر با سرعت زیاد سکوت را میشکنه و با داپس داپس صدای تیپش به سرعت زیاد از کنارم رد می شود چند تا کلاغ در شاخه درخت غار غار میکنه کمی آنطرف تر صدای گریه دختر بچه را میشنوم بطرف صدا میرم، دم در خانه ی که سر کوچه است دختر بچه8-9 ساله هزاره گی با یک کیف مدرسه ی نشسته و گریه میکنه کنارش میرم تا ماجرا را جویا شوم که مادرش ازداخل خانه آمد و شروع کرد به نوازش دخترکش تا به خانه بر گرده حس کنجکاوی ام اجازه نمی دهد که همین طوری ازکنارش رد شوم رفتم جلو گفتم: خواهر ببخشید این دختر شما ست گفت : بلی گفتم چیزی شده گفت نه برارجان چه بیگم این دخترم مدرسه را خیلی دوست داره قبلامیرفت مدرسه خودگردان افغانی ها اما حالا دیگر مدرسه های افغانی ها را جمع کردن این نمی تانه مدرسه بره میگم: خوب چرا مثل بقیه در مدرسه ایرانی ها ثبت نام نکردید میگه:پدرش کارت نداره برای همین قبول نمی کنه

خوب خواهر ببخشید من دنبال این آدرس میگردم با اشاره دست خیابان را نشان میده آن خیابان کوچه دوم راه میفتم بطرف ادرس سر خیابان میرسم انجا دیدم چند تا کارگر هزاره گی در آفتاب داغ سخت مشغول کار هست خیابان را با آسفارد لکه گیری می کنن حس کنجکاوی ام دوباره اجازه نمی دهد از کنارشان بدون حرف بگذرم

برای شان سلام می کنم و یکی از انها با لبخند جواب سلامم را میدهد و دوباره مشغول کار میشود یک مهندس دفترچه در دست داره ودر کنار آنها استاده وراه به راه داد میزنه بجنبید، دوباره میخواهم ادرس را ازآنها بپرسم تا میگم ببخشید این ادرس کجا ست یکی از آنها تا میخواهد آدرس را نشانم دهد که مهندس دوباره داد میزنه بجنبید و من بدون جواب میمانم به خود اجازه میدهم که به مهندس اعتراض کنم اما جوابم را با لهن توهین آمیز میدهد، اینجاست که میفهمم تمام ایرانی ها از ما متنفرند تاحالا فکر میکردم که آنهای که درسطح بالا هست اداب معاشرت را میداند

براهم ادامه میدهم بلاخره ادرس اتاق بچه مامایم را پیداکردم از سر کوچه دیدم که انتهای کوچه یک ساختمان نیمه کاره است رفتم داخل ساختمان بچه مامایم را صدازدم زود آمد وبعد از احوال پرسی راهنمای کرد طرف اتاقش اتاقش در زیر راه پله بود ادم فقط میتوانیست درحالت رکوع حرکت کند سقفش خیلی پاین بود بجوز بچه مامایم دو نفر دیگر هم دراتاق بود بعد از احوال پرسی با انها یکش رفت چای بگذاره بچه ماما یم هم تمام وسایل ش را جمع کرده بود میگفت: پس فردا حرکت میکند طرف افغانستان از افغانستان برایش تلفن شده بود که زود خودش را برساند نگران بود که خدا کنه اتفاق بدی برای خانوادش نیوفتاده باشد، کانرول تلویزون را برداشتم و کانال های مهواره را عوض میکردم که به شبکه طلوع برخوردم پارک زیبای کابل را نشان میدادکه همه جایش گل کاری شده بود باخود گفتم اگر این افغانستان باشد خیلی قشنگ است در همین فکرها بودم که تصویر عوض شد وخیابان های کابل را نشان میداد که بچه های خورد سال 5-6 ساله سخت مشغول گرفتاری های روزمره روزگار است و دست فروشی میکنند. یک باره تمام تصویر های ذهنم درباره افغانستان بهم ریخت کانال را عوض کردم زدم روی شبکه اریانا که داشت از بامیان گزارش پخش میکرد وتصاویری از بامیان نشان میداد و گزارش میداد:اینجا بامیان است قرن بیست ویک هنوز هم مردم این سرزمین کهنسال درغارها زندگی میکند،از دیدن تصاویر غم انگیز خیلی ناراحت شدم و تلویزون را خاموش کردم کمی با بچه مامایم صحبت کردم و اوهم از دلیل افغانستان رفتن بی موقعش گفت که خیلی نگران است خدا کند اتفاق بد نیفتاده باشد

بعد از کمی صحبت نگاه کردم به ساعت دیدم نزدیک پنج است با بچه مامایم خدا حافظی کردم اشک در چشم هایش جمع شد گفت: ازانکه نتوانستم در خانه شما بیایم وبا همه خدا حافظی کنم مرا ببخشید اگردوباره ندیدم حلال کن، من هم گریم گرفت نتانستم خودم را کانترول کنم تا دم در مرا همراهی کرد و با خداحاظی دوباره اون به اتاقش بازگشت ومن راه افتادم که برم به طرف استگاه اتوبس که یک دفعه یادم آمد که یک کتاب کامپیوتر لازیم دارم کتاب که من میخواستم فقط در همین منطقه بود رفتم بازار کتاب داخیل دوکان که سر در ورودیش نوشته بود کتاب و کامپیوتر گفتم :ببخشید شما کتاب آموزش کورل دارید؟با کمی مکس و تعجب گفت بلی پولش را حساب کردم میخواستم بیام بیرون که گفت :من اولین بار است که میبینم یک افغانی کتاب آموزش کامپیوتر میخره خیلی ناراحت شدم اما خودم را کانترول کردم و در جوابش گفتم:افغانی های که کاپیوتر یاد داشته باشد اصلا در ایرا ن نمی اید

از دوکان آمدم بیرون رفتم کنار خیابان میخواستم با تاکسی بیایم اما پول کم داشتم رفتم استگاه اتوبس درآنجا هیچ کس نبود منتظیر نشستمم چند دقیقه طول کشید دیدم یک خانواده هزارگی یک مرد و سه تا بچه کوچک با یک زن آمدن استگاه ده دقیقه نشستیم اما اتوبس نیامد،بلاخره سکوت بین ما شکسته شود و ازمن پرسید:ببخشی همشهری بچه کجای؟گفتم:بچه هزارستان مکس کرد و با خودش درحالت کشیده گفت هزااااارستان،ازش پرسیدم :ببخشید شما کجا میری گفت ما میرم( توپ خاخه) گفتم ببخشید انجا منزل تان است؟گفت:نه برار جان مشکلات من خیلی زیاد است زنم بیماراست قلبش باید عمل شوه ده میلون تومن خرج داره چند بیمارستان بردم که بستری کنم هیچ جا قبول نمی کنه هرجا میرم میگه باید کارت داشته باشی کارتم هم پارسال بخاطر پرداخت نکردن عوارض شهرداری باطل شده حالا نمی دانم چه کار کنم، به او رفتن به دفتر سازمانملل را پیشنهاد میکنم میگه:اونجا هم رفتم فقط پنصد هزار داده نمیدانم چه کار کنم خوب خدا مهربان است باهم گپ میزدیم که اتوبس آمد رفتیم سوار شدیم داخل اتوبس خیلی شلوغ بود جا حتی برای سوزن انداختن هم نبود همه بهم چسپیده بودن سروصدا وغال مغال بود یکی می گغت همه اتوبس را افغانی ها پرکرده اگر اینها نباشد اتوبس خالی میشه دیگری میگغت افغانی ها هم به اندزه ما شاید هم بیشتر برای ابادی ایران زحمت میکشه هرکس روزی خودش را میخوره ، بلاخره رسیدم خانه خیلی خسته شده بودم رفتم خانه دیدم برادر بزرگم نیست جویا شدم گفتن: یکی از فامیل ها فوت کرده رفتن آنجا با کمی مکس فهمیدم که فوت شده زن میان سالی بود که بعد از انکه تنها پسر 12 ساله ش از ساختمان چهار طبقه پاین افتاد و سکته مغزی شد مدام بیمار بود وبلاخره اوهم رفت دنبال پسرش و تنها دختر هفت ساله ش را با پدرپیرش تنهاگذاشت دنیا عجب خشن است

بعد ازخوردن چای کمی به فکر رفتم که تلفن زنگ خورد تلفن را برداشتم شوهر خواهرم بود میگفت امروز مئمور های قلابی آمده خانه و تمام طلا ها وپول نقد را با خودش بورده خیلی ناراحت شدم اما خودم را کانترول کردم و به او گفتم خون سردی خورا حفظ کنه وبه ارامش دعوت کردم، ماجرای پنج سال پیشش یادم آمد پنج سال قبال هم خانه ی را که اجاره کرده بود پنج میلیون پولش را صاحب خانه پس نداده بود وتا امروز صد بار هم شکایت کرده اما به هیچ جای نرسیده

بفکر فرو رفتم : چرا ما اینهمه بد بخت هستیم ؟ آیا ما ابراهمیان هستیم که تا ابد باید قربانی بدهیم ؟و یا اسماعیلیان هستیم که تاابد باید قربانی شویم ؟پس کو اون قوچ بهشتی که مارا از قربانگاه نجات بدهد چرا قربانی ما قبول نمی شود؟آیا فقط قربانی یهودیان قبول میشود؟چرا سرنوشت باما بد آورده؟ چراچراچراچرا........................

مطالب دیگر:

حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
 منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/31ساعت 21:16  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان

نوشته: علی احمد زی  
  حمله به برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک و ساختمان پنتاگون "وزارت دفاع امریکا " در یازدهم سپتامبر 2001م. سر آغاز تحولات عمده، چرخشی و توسعه طلبانه ای بود، که دود آتش آن اگر تا هنوز سبب سوزاندن چشم های اگثر از کشور های ذیدخل در آن گردیده است، به یقین در آینده نزدیک سبب خفه شدن قربانیان آن خواهد شد. بعد از حادثه یازدهم سپتامبر با آنکه اگثریت از تحلیل گران و کارشناسان از همان اول آنرا یک دروغ بزرگ تاریخی و توطیه سی آی ای قلمداد نمودند، ولی بودند کسانیکه آن حادثه را باور نمودند و یا خود را آگاهانه به باور نمودن آن زدند. و در همدردی٬ همسویی و همدلی با ایالات متحده آمریکا از یکدیگر پیشی می گرفتند. حادثه یازدهم سپتامبر را اگر یک حقیقت دانست و بلفرض القاعده آنرا سازماندهی کرده باشد و یا این طرح و پلان توسط خود آمریکا به اجرا در آمده باشد. در هر دو صورت خود آمریکا را میتوان مقصر اصلی در مورد دانست. زیرا القاعده سازمانی است، که بانی و پشتبان اصلی اش خود آمریکا بوده است. و تا هنوز نیز بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم از طرف ایالات متحده پشتبانی میشود. به گفته اگثر از صاحب نظران با آنکه ممکن القاعده این کار را انجام داده باشد، ولی طرح اصلی از طرف خود آمریکا بوده است. ممکن تهیه نیروی انسانی را القاعده نموده باشد، ولی زمینه و امکانات توسط سازمان سیا مساعد شده است. سازمان القاعده با آنکه بعضی اوقات بخاطر قدرت مند جلوه دادنش و یا هم به راستی قبول می کند، که این حادثه را انجام داده است، ولی خود نمی داند٬ که این حادثه بزرگ را چگونه انجام داده توانسته است. به هر جهت از هر طرف، که به طرف حادثه فروریختن برج های دو قولو به دقت دیده شده و تلاش بخاطر شناسایی عاملین آن صورت بگیرد. سرنخ ها بطرف وایت هاوس کشیده میشود. و خواسته یا ناخواسته باید قبول کرد، که خود آمریکا حادثه یازدهم را با چهره دیگرش و یا توسط القاعده بازهم با معاونت سی آی ای خلق نموده است.
 
  همانطوریکه حادثه ها در طول تاریخ سبب تغییرات عمده و استراتیژیک شده است. به یقین و باور کامل خلق شدن حادثه یازدهم سپتامبر نیز یک حادثه ساخته و پرداخته شده ایالات متحده آمریکا است تا بر اساس آن زمینه تحقق یافتن اهداف های بلند مدت و کوتاه مدت اش را مساعد سازد. بعد از به وقوع پیوستن حادثه یازدهم سپتامبر اینگار سر دمداران ایالات متحده آمریکا عاملین آنرا قبل از قبل در خواب دیده باشند. فورا بحیث عاملین اصلی آن حادثه القاعده را نامزد کردند. پرزیدنیت بوش بلافاصله بعد از آن در سخنانی گفت: "دیگران زمان و شرایط جنگی را که شروع شده تعیین کردند. ما چگونگی این جنگ و تاریخ خاتمه آنرا تعیین می کنیم.". بلی٬ القاعده ایکه تا هنوز توسط خود سی آی ای حمایت همه جانبه می شد. و بخاطر برآورده شدن هدف شرکت نفت آمریکایی بحیث ستون اصلی طالبان با جبهه شمال می جنگید. دیگر عمر مفیدش برای استفاده بیشتر آمریکا تمام شده بود، ولی سی آی ای خواهان استفاده نمودن نهایی و عمده دیگر تا حتی از جنازه آن نیز بود. ایالات متحده حادثه یازدهم سپتامبر را بزرگترین ضربه به اقتصاد، مردم و حیثیت ملی اش قلمداد نموده و به بهانه آن بعد از کسب اطمینان پشتبانی کامل از طرف متحدین قبلی اش بخاطر انتقام و از بین بردن القاعده و تامین امنیت جهانی نیرو هایش را بسوی افغانستان فرستاد. کشور پاکستان٬ که قبل از این افغانستان را بصورت غیر مستقیم و کماکان بصورت مستیم یکی از ایالت های خودش تصور می کرد. با آنکه نمی خواست سیطره اش را در افغانستان از دست بدهد٬ ولی در مقابل اخطار آمریکا مقاومت نتوانست و مجبورا درین جنگ ناخواسته آمریکا با القاعده سمت آمریکا را در بدل عفو قرض هایش و کمک های مالی بلاعوض دیگر از طرف کشور های اروپایی در راس آن آمریکا گرفت.
 
  بگونه دیگر حادثه یازدهم سپتامبر را میتوان سر آغاز یک تغییر کلی در زندگی انسان معاصر، روابط کشور ها و جابجایی مهره های مورد تایید آمریکا بر اریکه های قدرت کشور های سرکش و یا استراتیژیک دانست. آمریکا بعد از وارد شدن در افغانستان و جابجایی مهره های مورد نظرش٬ فورا بجان صدام حسین یکی از وفادارن قبلی اش٬ که درین اواخر سرکش شده بود رفته و وی را با مهره های قابل تایید اش با کاشتن تخم نفاق دایمی و خانه جنگی در بین آنها جابجا کرد. و هم اینک یکبار دیگر افغانستان را محور سیاست های خارجی اش قرار داده است. تا بتواند اهداف های را که در زمان مصروف بودن اش در عراق برآورده نتوانسته بود. با دل آرام توسط عاملین داخلی با کمترین هزینه بر آورده ساخته و بطرف لقمه بعدی اش بخزد. باراک اوباما با ادامه خط ترسیم شده بوش، که بعد از حادثه سپتامبر اعلان نموده بود. حالا چگونگی جنگ های آینده را تعیین می کند. وی حضورش را در افغانستان با از بین بردن کامل القاعده مشروط ساخته است. القاعده ایکه تا آمریکا نخواهد هرکز نخواهد از بین رفت. و نیز مناطق قبایل آزاد را این بار خطرناک ترین نقطه جهان بر شمرده است. تا بتواند زمینه داخل شدن اش را در پاکستان مساعد سازد. با آنکه حضور آمریکا در افغانستان با اهداف چندین گانه است، ولی بعضی از اهداف حاد فعلی اش را قرار ذیل میتوان نام برد. دست رسی به منابع هایدورکاربنی کشور های تازه استقلال یافته روسیه، در محاصره قرار دادن کشور جمهوری اسلامی ایران "رقیب دیرینه امریکا در منطقه"، تحت نظر قرار دادن تاسیسات هستوی چین، جلوگیری از قدرت مند شدن و نفود دوباره روسیه در منطقه و تضمین امنیتی برای اسراییل و هند. ایالات متحده امریکا بعد از آنکه حملات هوایی اش را بر مناطق قبایل آزاد شروع نموده و تندروان مذهبی را در آنجا مصروف ساخته است. در ضمن آنکه تندروان مذهبی را در آنجا زمینه رشد٬ تربیت و موجودیت اش را مساعد ساخته است. یک تشویق همگانی را در بین دولت مداران پاکستان نیز به راه انداخته است. این عمل آمریکا سبب گردیده است، که مسله کشمیر بکلی در حاشیه قرار بگیرد. و حکومت مداران پاکستانی فقط و فقط در فکر نزاع های داخلی و تشویشات خودشان بخاطر حملات هوایی آمریکا و پاسخگویی و توجیه گری به مردم خودشان شان باشند.  
 
  شاید به جرات بتوان گفت٬ که امروز هر فرد عادی در پاکستان می داند، که پاکستان همیشه قربانی اهداف آمریکا شده است. کشور پاکستان آگانه و یا غیر آگانه و شاید هم بخاطر طمع خودش از روز تشکیل اش تا هنوز با آمریکا هم بازی گردیده است. آمریکا علت حضورش در افغانستان از آنچه ادعا می کند مغایر و به مراتب وحشتناک تر از گذشته است. اگر تا به امروز فقط افغانستان میدان کاروزار و طعمه اهداف توسعه طلبانه آمریکا بوده است٬ اینک نوبت پاکستان است. امریکا در منطقه با توطیه ترتیب شده خودش تنها و تنها بخاطر از بین بردن القاعده و تامین امنیت جهانی نیامده است. بلکه هدف بعدی اش لقمه چرب تر یعنی پاکستان و پیاده نمودن نقشه خاورمیانه جدید است. به گفته جنرال حمید گل ریس اسبق آی ایس ای القاعده ایکه ایالات متحده آمریکا از آن نام می برد. شخص و یا سازمان نیست، بلکه تاسیسات هستوی پاکستان است. کشور پاکستان یگانه کشوری اسلامیست، که با داشتن سلاح اتمی در منطقه به گفته دولت مداران اش نقش رهبریت مسلمانان را بازی می کند. و آمریکا به هر قیمتی٬ که باشد خواهان دست رسی کامل به تاسیسات اتمی پاکستان است. آمریکا همانطوریکه برای ادامه حضورش سیاست دوگانه را در قبال طالبان افغانستان بازی می کند. عین همان سیاست را با طالبان پاکستان نیز پیش گرفته است. از طرفی کمک های هنگفت بلاعوض را به حساب دولت پاکستان واریز می کند. تا طالبان و تندروان مذهبی را از بین ببرد. و از طرف دیگر از طالبان حمایت می کند. آمریکا با حملات هوایی بر مناطق قبایل آزاد در حقیقت تشنج میان طالبان و دولت پاکستان را تشدید می کند. با آنکه دولت پاکستان در چندین مورد با عقد معاهدات آرامش و امنیت با طالبان دست زده است، ولی با حملات هوایی آمریکا این معاهدات از بین رفته است. این حملات یک فضای کلی رعب و وحشت را در پاکستان ایجاد نموده است. و تا حتی رهبران احزاب بزرگ ملی پاکستان از در خطر بودن جدی تمامیت ارضی پاکستان حرف می زنند. و از قرار معلوم نوبت به بلوچستان پاکستان در همین نزدیکی ها نیز قرار است برسد. بلوچستان از نگاه مساحت بزگترین ایالت پاکستان است٬ که مطابق به نقشه خاورمیانه جدید آمریکا در آینده یک کشور مستقل با الحاق مناطق سیستان و بلوچستان ایران و نیمروز افغانستان خواهد بود. نماینده ویژه آقای اوباما برای افغانستان و پاکستان آقای هالبروک در آخرین سفرش به پاکستان با آنکه از حمله نکردن بر بلوچستان اطمینان داد، ولی متذکر گردید، که رهبران طالبان و القاعده در کویته اند. آمریکا اگر از یک طرف بر روی طالبان آتش می بارد٬ ولی از طرف دیگر با پلان های سنجیده شده زمینه به رسمیت شناخته شدن طالبان را به حیث یک قدرت عمده در منطقه مساعد می سازد. و با پیوند دادن طالبان پاکستان و افغانستان زمینه جدا نمودن پشتونستان را از پاکستان و الحاق آنرا به افغانستان مساعد میسازد. همانطوریکه در دهه گذشته با پشتبانی پاکستان طالبان را در افغانستان مستقر کرد. هم اینکه به کمک هند می خواهد حضور طالبان را در پاکستان نهادینه بسازد. معاهده سوات که به تشویق پنهانی انگلیس و آمریکا صورت گرفته است. خود به طالبان رسمیت بخشیده است. و اگر نه دولت پاکستان حاضر به عقد این قرار داد نبوده است. همانطوریکه تا هنوز آصف علی زرداری آن معاهده را امضا نکرده است. و تا آخرین حد توانش تلاش خواهد کرد٬ که زیر فشار نرود و زمینه تشکیل یک کشور دیگر را در بطن کشور خودش مساعد نسازد. آمریکا از یک طرف بر دولت پاکستان فشار می آورد٬ که با طالبان عقد قرار داد نماید و از طرف دیگر با رساندن اسلحه به طالبان توسط مراجع مختلف آنها را تشویق به بی نظمی و تخطی از قانون می نماید و بعد با دادن خون بهای ریختن خون آنها از دولت پاکستان خواهان از بین بردن معاهده با آنها و خود طالبان میشود. هدف آمریکا در نزدیکی ها مسمی نمودن پاکستان بحیث یک ریاست ناکام است. ریاستی که توان کنترول و اداره را ندارد و نمی تواند که تروریستان٬ تندروان و عاملین بی امنیتی در جهان را مهار بسازد. و از طرف دیگر اگر سلاح اتمی پاکستان بدست تندروان به افتد سبب نابودی جهان خواهد شد. فلهدا پاکستان باید تجزیه شود. و تاسیسات هستوی اش بخاطر اینکه بدست تروریسان نه افتد باید به آمریکا سپرده شود. قرار بعضی از گزارش ها نیرو های ویژه اسراییلی و آمریکایی تمرینات مخصوصی را بخاطر به کنترول گرفتن نیروگاه های اتمی پاکستان در صورت تجزیه شدن اش فرا گرفته است. آی ایس آی که یکی از ماهر ترین سازمان های اطلاعاتی جهان شمرده میشود. و به گفته اگثر از صاحب نظران شاید از جمله سازمانهای باشد٬ که سی آی ای بر روی آن کنترول ندارد. و تا هنوز به شکل خیلی ماهرانه توانسته است وظیفه اش را انجام بدهد. مگر حالا از قراین معلوم میشود که سازمان اطلاعات پاکستان تا زمانی از جمله بهترین سازمانهای اطلاعاتی بود٬ که همسو با سی آی ای کار می کرد٬ ولی حالا خود در بزرگترین توطیه گرفتار شده است. ای ایس آی پاکستان برای فعلا نه تنها از ارتش و دولت پاکستان دستوراتش را دریافت می کند، بلکه از سی آی ای آمریکا و طالبان نیز دستور می گیرد. اگر کمی بدبینانه تر به این قضیه بنگریم به این نتیجه می رسیم٬ که آی ایس ای پاکستان از همین حالا تجزیه شده است. در حقیقت معلوم نیست که آی ایس آی پاکستان امروز زیر نظر کیست و برای کی کار می کند. از طرف دیگر ای ایس آی پاکستان به یک سازمانی تبدیل شده است که خود یکی از طرف های قضایای حاد امروز پاکستان است. و حرکات آی ایس آی پاکستان خلاف تعهدات و اهداف دولت پاکستان به نظر می رسد. و هر روز بیشتر از دیروز بر معضله های پاکستان می افزاید. و پاکستان را بسوی یک ریاست ناکام می راند. چیزیکه هدف آمریکا است. قتل های زنجیره ای و هدف مند رهبران بلوچستانی و توطیه راه اندازی خانه جنگی در بین اقوام ساکن در بلوچستان مواردی اند٬ که ای ایس ای به آن متهم می گردد. آمریکا در نهایت خواهان این است پاکستان یگانه کشوری٬ که در نقشه خاورمیانه جدید باختش از همه بیشتر است٬ باید تجزیه شود و یکی از قسمت های آن به هند سپرده شود و یا تحت کشور جداگانه بنام کشمیر استقلال یابد. و قسمت دیگرش به بلوچستان آزاد تبدیل و ناحیه پشتونستان به افغانستان ملحق گردد. و بنام پاکستان فقط ایالت پنجاب و سند باقی بماند. ایجاد دولت های کوچک یکی از خواست های آمریکا از گذشته بوده است. زیرا توان مقاومت در برابر خواست های آمریکا نمیتواند داشته باشند و باید از آوامر آمریکا اطاعت نموده و همیشه تابع باشند. 

مطالب دیگر:
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
حضور آمریکا در منطقه و تجزیه پاکستان - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر

+ نوشته شده در  88/01/30ساعت 0:2  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود!

مردم هزاره چگونه به افغانستان دل ببندد؟

گزارش از اسدالله جاوید:یگشنبه مورخ 12 اپریل 2009 میلادی مطابق 23 حمل 1388

....با زنک  ساعت از خواب می پرم و بعد از اینکه دست به سر و صورت می کشم مثل روزها ی دیگر تعطیلی کمپیوتر غراضه ام را روشن می نمایم تا اخبار جدید را بخوانم و ایمیل ام را چک نمایم ...صفحه www.bbc.co.uk/persian  را باز مینمایم تا اخبار بی بی سی را بیبینم ....همان مساله احوال شخصیه هم چنان بهانه کنفرانسها ی مطبوعاتی، قدرت نمای واز این قبیل گپها هست ، اما انچه برایم جالب و جذاب بود خبر بازسازی در بامیان است که با بازسازی و نو سازی اصلا رابطه خوب ندارد . عنوان را می خوانم:

"جاده کاهگلی در بامیان، اعتراض علیه دولت"

خبر را تا اخر می خوانم ، ..قضیه از این قرار بوده یک تعداد از اهالی پر درد بامیان که کاسه صبر شان از بی توجهی شرم اور دولت به اصطلاح منتخب مردم و حامی دیموکراسی به بازسازی ولایت بامیان ، لبریز شده و خواستند به نحو بسیار دیموکراتیک و منطیقی اعتراض شان را به این مساله با شروع پروژه مردمی کاه گیل جاده های داخلی شهر بامیان نشان بدهند. به اساس این خبر انها به درخواست والی بامیان از اعتراض و کا ه گیل کاری دست کشیدند واز والی بزرگوار ،مهربان و دلسوز درخواست کردند که این موضوع را با مقامات بالا در میان گذاشته و خواهان اقدامات عملی در این مورد شود.

گذارش را می خوانم و به فکر فرو می روم ..............

هشت سال پیش وقتی دولت به اصطلاح مردمی در سرزمین سوخته بنیان گذاری شد ، ولایت بامیان از محدود ولایت های بود که از برنامه های دولت مثل خلع صلاح عمومی، توقف کشت مواد مخدرو عدم همکاری با مخالفین دولت ، کاملا حمایت  و از ان پشت بانی کامل خود را اعلان نمود. در انتظار شروع پروژهای بازسازی مردم بامیان امروز و فردا کردند..سال 1384 شنیده شد که کار اسفالت سرک کابل –بامیان از طریق میدان وردگ رسما با قطع نوار بواسطه کرزی افتتاح شد!! اما چند روزی نگذشت که خبر از توقف کار انرا دادند ، در جستجوی دلیل توقف کار واقف می شویم که شش نفر در لباس طالبان دستور توقف کار را داده است!!! و دولت هم که توانای کنترول انها را ندارد!!!

بعد از ان پروژه بازسازی مجسمه های بودا امید را در دل بامیانیها نسبت به این که بدست فراموشی سپرده نشده اند، دوباره زنده می کند. اما باز هم واقف می شویم که این پروژه که قرار بودبطور کامل با هزینه  دولت جاپان به اجرا گذاشته شود در اثر مخالفت دولت متوقف شده است. دلیل انرا از مقامات می پرسند در جواب می گویند در حالیه هزاران نفر در خطر قحطی قرار دارد لازم نیست ما پول را صرف این کارها غیر ضروری که در بامیان هم قرار دارد نمایم در حالیکه همه می دانیم  بودجه که جاپانیها برای این کار(باسازی مجسمه های بودا) در نظر گرفته بودند را برای خرید گندم ، خرید موتر های لکس برای مقامات و چاق نمودن حساب های بانکی دولتی ها هرگز پرداخت نه می نماید.

دولت در طول سا لهای گذشته همیشه بخاطر کندی روند بازسازی در کشورمورد انتقاد مراجع داخلی و خارجی قرار گرفته و مقامات همیشه بی امنیتی و عدم موجودیت بودجه کافی را بهانه قرار داده و خود را تبرعه کرده است. .اگر ما این دو مساله را معیار عدم پیشرفت در امور بازسازی قرار دهیم ، به نیتجه کاملا معکوس در مورد ولایت بامیان میرسیم .اول مساله مهم امنیت است .همه میدانیم  امنیت که در بامیان در طول هشت سال گذشته حکم فرما بوده نه تنها در افغانستان بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر منطقه هم دوم ندارد.تا کنون هیج خبری از راه گیری ، ترور ، حمله انتحاری ، بمب های کنار جاده و سایر اعمال مقدس شبه اینها ، در ولایت بامیان از رسانه ها شنیده نشده است.

مساله دوم مشکلات مالی است که بارها مقامات ان را بهانه قرارداده اند. در طی حد اقل دوسال گذشته خود همین ورازت مالیه دولت مردمی اعلان می کند که اکثر وزارت ها قادر به مصرف بودجه سالانه خود نشده اند بنا  این پول اضافی به بودجه سال اینده منتقل می شود.......سال گذشته موسسه دولتی DAAD  مربوط  کشور جرمنی پروگرام ماستری در بخشهای مدیریت و رهبری را برای افغانستان راه اندازی نمود در گفت وشنود که با داکتر کپفر مسول افغانستان این موسسه داشتم وی دلیل این کار را این طور بیان کرد: بعد از روی کار امدن اداره موقت جامعه جهانی ملیاردها دالر به افغانستان سرازیر کردند تا در پروژهای مختلف بازسازی و نو سازی استفاده شود اما بخاطر عدم موجودیت ظرفیت کافی در دولت افغانستان تقریبا نیم تا شصت فیصد این پولها دوباره به منبع مسترد شدند به همین خواطر ما برای ارتقای ظرفیت در افغانستان این پروژه را روی دست گرفته ایم.

بنا بر این بر دروغ بودن گفته های مقامات بخصوص در مورد بامیان میتوان براحتی مهر تایید زد..اما سوال این جاست که جرا بامیان اصلا مورد توجه قرار نه میگیرد؟ ایا این یک برنامه حساب شده یکتعداد برادران خدا پرست نیست؟ ایا برای بامیانیها و کسانی دیگری که به این سرنوشت دچار هستند لازم نیست که دست به کار شوند و برا نجا ت شان در اینده  همین حالا اقدام نمایند؟

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
حضور آمریکا در منطقه و تجزیه پاکستان - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/25ساعت 0:3  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی

بنام خدا

*اسدالله جعفری

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی

بخش اول

نقد ماده 133( 261 پیش نویس) قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان

بخش دوم

حقوق زن در مذهب شیعه

اشاره

متن تصویب وتوشیح شده ی قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان هنوز در دست رس عموم قرار نگرفته است ومن هم آن متن را ندارم وموادی که در این مقاله آورده ام براساس نسخه پیش نویس آن قانون است که متن قانون تصویب وتوشیح شده با متن پیش نویس هیچ گونه اختلافی ندارد وفقط شماره ماده های پیش نویس ومتن به تصویب رسیده مختلف است چون بخش های مربوط به ازدواج موقت از متن پیش نویس حذف شده است لذا شماره بندی آن ماده ها نیز تغییر نموده است اما محتوا همان محتوا است .

بخش اول

باتصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان،درپارلمان وتأیید آن در مجلس سنا وتوشیح آن از طرف رئیس جمهور کشورما،غوغا سالاری بی شرمانه وغیر منطقی رسانه های خبرپراکنی دنیای امپریالیسم خبری ومغلطه بازی ها ی سفیه هانه ی روشنفکران دیگر اندیش، آغاز شد ومواد مربوط به تکالیف زوجین را غیر بشری وناقض اعلامیه حقوق بشر خواندند وتاتوان داشتند دروغ بافتند وسفسطه براه انداختند وتهمت زدند .

جالب ترین سخن را دولت کانادا گفت وبسیار بی پرده وشرم آور اعلام کرد که تصویب این ماده ازقانون احوال شخصیه اهل تشیع، مخالف فلسفه حضور ما در افغانستان است.

از این بی شرمانه تر سخن آن جریان وطیفی از کشور ها هستند که ماده ی ازاین قانون را که در رابطه باتمتع جنسی زوجین است،تجاوز جنسی به زنان اعلام نمودند.

مادر بخش اول این مقاله مواد261 پیش نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع را نقد می کنیم تاپاسخی باشد بر غوغاسالاران وقلب کنندگان حقیقت. ودربخش دوم مقاله حقوق زن را ازنظر مذهب شیعه بررسی می کنیم تادنیا بداند که مذهب شیعه به زن چه نگاه کرامتمندانه دارد وچرا دروغ سازان وسفسطه بازان، حقیقت های روشن مذهب شیعه را انکار نموده، مذهب شیعه وعلمای بزرگوار شیعه را ضدبشر وطرفدار ومبلغ فرهنگ مرد سالار وزن ستیز معرفی می کنند.

من متن تصویب شده ی قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان را که در پارلمان تصویب شده ورئیس جمهور آن را توشیح نموده است،ندارم.ولی متن پیش نویس آن را که فرزندان دانشور هزاره در حوزه علمیه مشهد مقدس تهیه وتدوین نموده اند ،دارم وماده های که در مقاله آورده می شود از همان پیش نویس است.

حقوق بشر بماهو بشر وحقوق بشر باقید بشری که انسان است.

بد نیست که در ابتدا دو نوع حقوق (حقوق بشر-حقوق انسان)را از همدیگر تفکیک کنم تا ماده های قانون احوال شخصیه اهل تشیع بهتر فهمیده شود وراز تضاد بعضی از مواد این قانون با بعضی از مواداعلامیه حقوق بشر آفتابی گردند وحتی علل عقل گریزی بعضی از این مواد قانون ،روشن گردد.

عمده اشکالات غوغا سالاران وروشنفکران که با دستور اربابانش فکر می کنند وعقل خداداد خودرا درقمار خانه ی روشنفکری باخته اند،این می باشند که موادی ازاین قانون با اعلامیه جهانی حقوق بشر ناساز گاری دارند وناقض اعلامیه حقوق بشرهستند.

من در همین ابتدا باید روشن وواضح بگویم که من هم قبول دارم که این ناسازگاری واقعیت دارد ومن در این نوشته در بیان اثبات سازگاری این قانون با اعلامیه حقوق بشر نیستم.

اما سؤال اصلی این است که ناساز گاری بعضی مواد قانون احوال شخصیه اهل تشیع با حقوق بشر،ناساز گاری باکدام حقوق بشر؟حقوق بشری بماهو بشر ویاحقوق بشری باقید انسان؟

تعریف حقوق بشر

واژه بشر گاه معادل مخلوق است که دربرگیرنده همه ی آفریده شده های جهان هستی می شود،دراین اصطلاح، بشر یعنی نشر شده وپراکنده شده در جهان هستی ، که شامل همه ی اشیاءازاجسام جامد گرفته تاخزندگان وپرندگان وجنبندگان وحیوانات وانسان می شود.

حقوق بشرنیز گاه به همین معنا است .یعنی حقوق موجودات که بشر است.

2 – واژه بشر گاه به معنای خاص تراز اول بکار می رود که فقط شامل حیوانات وانسان می شود وحقوق بشر نیز به همین معنا حمل می گردد.یعنی حقوق بشر های که متحرک بالاراده هستند.

3 – واژه بشر گاه به معنای خاص الخاص استعمال می شود که فقط وفقط برانسان قابل تطبیق است وحقوق بشر نیز به تبع این معنای خاص الخاص به کارمی رود.یعنی حقوق نوع ازبشری که متحرک بالاراده وناطق هستند ودارای اختیار می باشند وبرمبنای تعقل اجتماعی می زیند.

حال باید پرسید منظور شما از بشر وحقوق بشر،کدام بشروحقوق بشر برای کدام بشر است ؟

یقینا مدعیان حقوق بشر منظورشان از حقوق بشر ،حقوق بشر، برای بشر به قید انسان نیست.بلکه بشر به معنای دوم است.چون که این ها اعلامیه جهانی حقوق بشر را ملاک می دانند واعلامیه جهانی حقوق بشر علی رغم عنوان خود ،حقوق بشر به قید انسان نیست بلکه بشر بماهو بشر است.

برای روشن شدن بیش تر ،بهتر است که خود انسان را تعریف کنیم تا حقوق بشر برای بشری که فقط انسان طبیعی محض است وحقوق بشر برای انسانی که از انسان طبیعی محض عبور کرده و دارای تعالی قدسی شده است،بهتر فهمیده شود.

نمی خواهم انسان را ازدیدگاه های مکاتب فلسفی وادیان توحیدی وبشری بطور مفصل تعریف کنم وگزارش تفصیلی بدهم برای این که درآن صورت از اصل مقصود باز می مانیم وشاید تعریف «هابرماس»از انسان«انسان گرگ انسان است«دامن ما را هم گرفت وناخواسته طعمه ی آن گرگ شدیم.

تعریف دونوع انسان

ما دونوع انسان،داریم:1 – انسان طبیعی2 – انسان باقیدکمال اکتسابی.

انسان طبیعی:

انسان طبیعی انسانی است که ازدو موجودی بنام پدر ومادر، بدون اختیار متولد می شود ودارای عقل،وجدان وخواسته های مافوق خواسته های دیگر حیوانات است واو را همین عقل،وجدان وخواسته های فرامادی، از دیگرحیواناتی دارای اراده ،ممتاز وجدا می کنند.

این انسان از آن نظر که انسان است، کرامت ذاتی دارد ودارای حقوقی ذاتی غیر قابل انتقال واسقاط می باشدکه حتی خدا هم این حق را از او سلب نمی کند وبر عکس، اعطانمودن این حقوق برای این انسان برخداواجب است واین حقوق دایر مدار ارزش های اخلاقی نمی باشد که از جمله این حقوق، حق حیات وحق تکریم ذاتی وحق انتخاب است.و این حقوق، حقوقی است که آن را حق طبیعی ذاتی می نامیم واین حقوق را هیچ قید وقیود عرضی ذات انسان ازقبیل:دین،مذهب،نژاد،رنگ،جغرافیا،سرمایه،فقرو...نمی تواند ازاو سلب کند ویا باعث حقوق بیش ترشود.

اعلامیه جهانی حقوق بشر، دقیقا همین تعریف را از بشر وحقوق بشر دارد یعنی حقوق طبیعی بشر برای انسان طبیعی،نه انسانی دارای کمال وارزش قدسیِ فراطبیعیِ اکتسابی بر اساس اختیار.

اعلامیه جهانی حقوق بشربا این عبارات آغاز می شود:

« از آنجا که شناسايي حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال نا پذير آنان اساس آزادي ، عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد.از آنجا که عدم شناسايي و تحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي که در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد واز ترس و فقر فارغ باشد به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساسا حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم وفشار مجبور نگردد. از آنجا که لازم است توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد ،از آنجا که مردم ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام وارزش فرد انساني و تساوي حقوق زن ومرد مجددا در منشور اعلام کرده اندو تصميم راسخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي کمک کنند و در محيطي آزاد ، وضع زندگي بهتري به وجود آ ورند، از آنجا که دول عضو ، متحد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را باهمکاري سازمان ملل متحد تامين کند ، از آنجا که حسن تفاهم مشترکي نسبت به اين حقوق وآزادي هابراي اجراي کامل اين تعهد ، کمال اهميت را دارد ، مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل ، اعلام مي کند تا جمعي و همه ارکان اجتماع ، اين اعلاميه را دائما در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم وتربيت ، احترام اين حقوق و آزادي ها توصيه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي ، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها ، چه در ميان خود ملل عضو و چه دربين مردم کشور هايي که در قلمرو آنها مي باشند تامين گردد ».
می بینیم که تعریف اعلامیه جهانی حقوق بشر ازانسان ، همان انسان طبیعی است وحقوق ذاتی او نیز همان حقوق طبیعی محض می باشد ، به این عبارات همین مقدمه توجه فرمایید:
«حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري
»

«حقوق يکسان و انتقال نا پذير آنان اساس آزادي ، عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد»

«از آنجا که مردم ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام وارزش فرد انساني و تساوي حقوق زن ومرد»

جمله ی «حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری» در این اعلامیه، معادل طبیعت خلقتی کلیه انسان ها است یعنی انسان از نظر خلقت طبیعی دارای سرشت یکسان است وهمین سرشت یکسانی همه ی انسان ها ، مبنای صلح جهانی می باشد واین صلح جهانی، معنایش این است : همان طور که همه ی انسان ها در سرشت خلقت خود یکسان هستند وهیچ انسانی نسبت به انسان دیکر سرشت برتر ندارد،پس دراجتماع هم نمی تواند حقوق بیش تر داشته باشد ووقتی چنین است، هیچ کسی بر کسی دیگر حق زورگویی ندارند واگر زورگویی کردند باید بدانند که او هم همان مقدار حق طبیعی دارند که براو زور بگویند.پس بهترین راه این است که ما بر همین مبنای تساوی در خلقت ،صلحی رادر اجتماع محترم بشماریم که نه من به توزور بگویم ونه تو به من .این دقیقا صلح برمبنای جهات خَلقی انسان است نه جهات خُلقی اش.

جمله «تساوی حقوق زن ومرد» نیز مبنایش یکسانی درخلقت است ونه چیزی دیگر.

همین نوع نگاه به زن ومرد در اعلامیه جهانی حقوق بشر ونگاه ارزشی به مرد وزن در ادیان توحیدی است که تضاد بین حقوق زن در اعلامیه جهانی حقوق بشر وحقوق زن در ادیان توحیدی را به وجود می آورد که بعدا مفصل تر سخن خواهیم گفت.

این تعریف از بشر در اعلامیه حقوق بشر در دیگر ماده های اعلامیه حقوق بشر نیز مشهود است:

« ماده 1
تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند . همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند .
ماده 2
هر کس مي تواند بدون هيچ گونه تمايز ، خصوصا از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت ، وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر ، از تمام حقوق و کليه آزا دي هايي که در اعلاميه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد که مبنتي بر وضع سياسي ، اداري و قضايي يا بين المللي کشور يا سرزميني باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه اين کشور مستقل ، تحت قيوميت يا غير خود مختار بوده يا حاکميت آن به شکل محدودي شده باشد.
ماده 3
هر کس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .
ماده 4
احدي را نمي توان در بردگي نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلي که باشد ممنوع است.
ماده 6
هر کس حق دارد که شخصيت حقوق او در همه جا به عنوان يک انسان در مقابل قانون شناخته شود .
ماده 7
همه در برابر قانون ، مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند .همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي که ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريکي که براي چنين تبعيضي به عمل آيد به طور تساوي از حمايت قانون بهره مند شوند.
ماده 8
در برابري اعمالي که حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملي صالحه دارد .
ماده 9
احدي نمي تواند خود سرانه توقيف ، حبس يا تبعيد بشود .
ماده 13
1- هر کس حق دارد که در داخل هر کشوري آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.
2- هر کسي حق دارد هر کشوري و از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشور خود باز گردد.
ماده 16
- 1هر زن ومرد بالغي حق دارند بدون هيچ محدوديت از نظر نژاد ، مليت ، تابعيت يا مذهب با همديگر زناشويي و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج ،داراي حقوق مساوي مي باشند.
2- ازدواج بايد با رضايت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

3- خانواده رکن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود».

تمام این ماده های اعلامیه جهانی حقوق بشر اشعار بر خود طبیعی انسان دارد نه خود معقول وخود ارزشی اکتسابی وتعالی قدسی انسان.

تمام حقوق مطرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر(به استثنای ماده ی18،26،19
29)حقوقی برای رشد طبیعی وخواسته های خلقت طبیعی انسان است واز خواسته های فراطبیعی وماورائی وروح جاودانه خواهی و قرار گرفتن درجاذبه ربوبی وکمال مطلق، خبری نیست.فقط از خواسته هاوآزادی های سخن رفته است که حیوانات دیگر هم در مرحله نازل تر آن، دارای همان خواسته ها وآزادی ها هستند. منتها، ازآنجا ی که دیگر حیوانات از عقل ووجدان برخوردار نیستند ودرعوض ، دارای غریزه ی هستند که آن غریزه، هدایت کننده آن حیوانات به سوی آن خواسته ها ونظم طبیعی متناسب با جهان حیوانی شان است.

بشرباقید انسان دارای کمال اکتسابی

ادیان توحیدی از جمله اسلام برای انسان دو نوع حیات قائل اند ودر نتیجه دو نوع حقوق ودستوراتی حقوقی دارند1 – حیات طبیعی ودستورات حقوقی طبیعی2 –حیات ارزشی وحقوق ودستوراتی ارزشی.

همان طور که در سطور گذشته در تعریف انسان طبیعی عرض شد،انسان دو نوع خواسته وگرایش دارد که منبعث از وجود دوبعدی او است1 – بعد خاکی -2 بعد قدسی.

دربعد خاکی، حق حیات وآزادی در قلمروی همین حیات طبیعی وآزادی در بدست آوردن نیاز های اولیه وذاتی این حیات،اساسی ترین حق وجودی این انسان است.

اما در بعد قدسی وحیات مبتنی بر «کمال برین»،«حیات معقول»،«حیات طیبه»، «حیات آرمانی» و«حیات پارسایانه» انسان خواسته های دیگر ونیاز های ازنوع دیگردارد.

دراین نوع از حیات انسانی است که بسیاری از نیازها وخواسته های حیات طبیعی رنگ می بازند وانسان برای رسیدن به سرچشمه این حیات از بسیاری آن نیاز ها چشم می پوشند وآزادی های برخواسته از آن ذات طبیعی را منافی با آزادی های مبتنی براین حیات می داند وراه ورسم این حیات با آن حیات تفاوت های ماهوی دارد.

چون اسلام دین «اعتدال» است ودستورات اخلاقی ومدنی اسلام مبتنی بر فطرت قرارگرفته درجاذبه کمال مطلق است ،گذر گاه این حیات طبیعی محض وبشری را به سوی آن« حیات طیبه» و»حیات معقول» از متن همین جهان طبیعت می داند.لذا نیاز های حیات طبیعی انسان را انکار نمی کند بلکه تعدیل می کند ودر نحوه بر آورده شدن خواسته ها ونیاز های این حیات طبیعی ،نظمی براساس عدالت ورها ازافراط و تفریط وضع نموده است واز آن جمله در باره ی نیاز جنسی در قلمرو حیات طبیعی.

نیاز جنسی ونوع گرایی ودیگرخواهی انسان، از جمله نیاز های است که اسلام توجه خاص به آن دارد وما،در بخش دوم این مقاله به این مسئله می پردازیم، در این بخش نخست، اشاره گذرا می کنیم وبه نقد ماده 261 قانون احوال شخصیه می پردازیم.

انسان براساس خواسته ی حیات طبیعی ی خود،خواهان برآورده شدن حداکثرلذت است ودر همجنس خواهی نیز عطش سیرناشدنی دارد واسلام این غریزه ی دیگرخواهی انسان را ضمن به رسمیت شناختن به اصلاح آن پرداخته وزناشویی وهمسرداری را دارای یک نظم معقول ودرجهت رشد وتعالی برین انسان قرارداده است.

ازدواج دراسلام یک کام جوی توأم بالذت صرف نیست. بلکه بریک سنت مقدس بناشده است که لذت توأم با رشدوشکوفای بعد متعالی انسان باشد تاانسان باازدواج کردن درآستانه عروج به جهان متعالی قرار گیرد ودر دوبعد به سازندگی بپردازد:

1 -دربعد حیات طبیعی به ساختن جامعه برین قیام کند .

2 - در بعد قدسی خویش به تهذیب جان همت ورزد .

ازآنجا که طبق مشیت خدا ، انسان باید بعد از فعل وانفعال های دوموجودی بنام پدر ومادر به دنیا بیاید وگذر گاه انسان از جهان جنینی به جهان طبیعی، صلب پدر ورحم مادر باشد، خدای متعال برای حرمت این گذر گاه، دستوراتی داده اند تا این گذر گاه از هرگونه پلیدی وقازورات ورجس، مصون بماند وطاهرباشد ،تاشایستگی آن را دشته باشد که تجلی گاه مشیت خدا و گذر گاه حیات طیبه گردد.

برای همین است که خدای متعال برای کاشتن امانت مقدس خود، که نامش نطفه باشد، مراسم الهی ودستورات قدسی دارد تا در یک شب مقدس ونورانی از پرتو عشق به کمال دلداری ودادگی ودر شعاع مشیت لایتغیر حق، این امانت عظیم خدا، با شکوه جلا ل تقدیر، از گذرگاه صلب پدر به مشیت خانه الهی رحم مادر، منتقل شود وهنگام دست به دست شدن آن امانت عظیم خدا، این گذرگاه حیات خلیفه خدا طاهر ومطهر باشد.

بعد از این تمهیدات می پردازیم به نقد وبررسی ماده 261 قانون احوال شخصیه اهل تشیع.

گفتیم اسلام هدفش از ازدواج ،فقط صرف برآورده شدن خواسته های حیوانی ولذت طلبی طبیعی محض نیست،بلکه هدف مقدس تر در این دل دادن ودل بدست آوردن ها درکار است.اگر هدف از ازدواج فقط همان کام جوی طبیعی محض بود، دیگر لازم نبود که این سنت الهی را در چهار سوی قاعده وقانون تشریعی عیار کند بلکه این غریزه دیگرخواهی انسان را مثل غریزه جنسی دیگر حیوانات، فصل بندی نموده ، تخته بند طبیعت می کرد .

اما می بینیم که چنین نکرده است. پس دراین تخته بند نکردن غزیره جنسی انسان در سرشت طبیعیش رازی بزرگی درکار هست

آیا مذهب شیعه قائل به تجاوز جنسی به زن است؟

از جمله تهمت های که در این چند روزبعد از توشیح قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغاتستان ،از طرف رسانه های جهانی وروشنفکران فرمایشی،مطرح شده این است که ماده 132(253)قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان،تجاوز جنسی به زن را به رسمیت شناخته است.

در ماده صد و سي و دوم قانون "احوال شخصيه اهل تشيع)ماده 253پیش نویش)" چنين آمده است:

"بر زن واجب است تا در صورت تمايل مرد به استمتاعات جنسي، از او تمكين كند. مرد مكلف است كه بيشتر از چهار ماه بدون اجازه زوجه (زن) خود نزديكي با او را به تاخير نياندازد»

آیا براستی این ماده تجاوز جنسی به زن شرعی یک مسلمان شیعه است؟

من نمی دانم این کشورهای که فرهنگ رابطه جنسی زن را باحیوانات چون: سگ،خر، اسب و...در قالب هنر وفلیم، تبلیغ می کنند ،چه تصوری از تجاوز جنسی دارند؟آیا تمتع شرعی وقانونی با رضایت زوجین ویا در خواست شوهر از زن،تجاوز جنسی است وبی حرمتی به زن می باشد؛ یا،فلیم جنسی ساختن از زن با حیوانات وآن فلیم های شرم آور وکرامت سوز را در رسانه ها، مدارس،وسینماها واینترنت، به نمایش گذاشتن، تجاوز جنسی زن وبازی کردن با کرامت ذاتی زن است؟

آیا درخواست تمتع جنسی شرافتمندانه یک شوهر اززن شرعی وقانونیش ،تجاوز جنسی است؛ یا مجبور کردن آقای کلینتون منشی خودرا به برقراری رابطه نامشروع ،تجاوز جنسی است؟

آیا درخواست رابطه جنسی یک شوهر از زن خود باهزاران ناز وکرامت و شور عاشقی وحرمت انسانی، تجاوز جنسی است ؛ یا مجبور کردن کارمند کاخ سفید را به همجنس بازی،تجاوز جنسی ونقض حقوق بشر است؟

آیاواقعا باورکردنی است!!که رسوای های جنسی رئسای جمهور ونخست وزیران امریکا،کانادا،فرانسه،روسیه واسرائیل تجاوز جنسی نباشند !!!اما رابطه جنسی معقول وطبیعی یک زن وشوهر مسلمان، تجاوز جنسی باشد؟

مگر این شما غربی ها نیستید که در مدارس ازهمان دوره متوسطه به نونهالانتان راه ورسم بهتر وقانونی ترِ تجاوز به دختران را آموزش می دهید؟آن تجاوزجنسی نیست اما درخواست همبستری بین زن وشوهر شرعی یک مسلمان تجاوز جنسی است؟

مگر ازدواج یک رکن اساسی اش همین تمتع جنسی ازراه قانونی وشرعی نیست؟مگر یکی از فلسفه های اصلی ازدواج تولید نسل پاک ومطهر نیست؟وچه راهی بهتر از راه زناشویی ،برای تولید نسل پاک وطاهر است؟

مگر همان «پرفیسور پیوژه» بزرگ ترین فیلسوف علوم تربیتی ونویسنده ده ها کتاب تربیتی درباره تربیت کودکان نگفته است که نیات درونی واخلاق معاشرتی پدرمادر درهنگام انعقاد نطفه کودک،برروحیه کودک تاٍثیر دارد؟

پس فرزندانی که از طریق ازدواج های شرعی وهمبستری مبتنی برخواهش های کرامتمندانه زوجین باشند،انسان های دارای اخلاق انسانی به بار می آیند ویا کودکانی که براساس هوسرانی های زورگویانه که در جهان غرب بدنیا می آیند؟

این ها از چنان روشنی و وضوحی وبداهتی برخوردار است که 4=2+2است.اما وقتی انسان برخرشیطان سوار شود وعینک عناد بر چشم بزند ومرغش یک پاداشته باشد،هرامربدیهی را منکر می شود وبه فلسفه سازی می پردازد وآسمان وریسمان را بهم می بافد.مگر «هیوم» بدیهی ترین بدیهیات

یعنی «اصل علیت» را انکار نکرد؟

من جهت روشن شدن بیش تر، چند ماده دیگر آن قانون را از پیش نویس آن می آورم تا معلوم شود که دروغ پراکنی غوغاسالاران، انگیزه ی جز مبارزه با کرامت مسلمان وخشین نشان دادن مکتب اسلام چیزی دیگر نیست.

ماده 251-

زوجين مکلف به حسن معاشرت با يکديگر و باوالدين و اقارب يکديگر هستند.

ماده 252-

زوجين بايد در تحکيم اساس خانواده و تربيت اولاد با يکديگر معاضدت و همكاري نمايند.

ماده 253-

زوجين بايد از اعمالي که موجب تنفر ديگري مي شود، بپرهيزند و اگر مرد خواهان آرايش زوجه در لباس و بدن باشد، زوجه موظف است بپذيرد.

ماده 254-

زوج مكلف است از هر چهار شب يك شب، با زوجه اش در فراش واحد بيتوته نمايد و هر دو، در حد متعارف مؤظف به استمتاعات جنسي هستند، مگر اين كه براي يكي از زوجين مضر و يا يكي از آنها مبتلا به امراض مقاربتي باشند.

ماده 255-

اگر مردي بيش از يك زوجه داشته باشد، مكلف است براي هر يك حداقل يك شب از چهار شب را با وصف ماده 254 اختصاص دهد و در صورتي كه حق برخي ايفا نشود ملزم به جبران است».

اگر این مواد قانونی را در کنار هم قرار بدهیم چند چیز به بدست می آیند:

1 – رابطه جنسی عادلانه بین زوجین

2 – رابطه جنسی براساس کرامت انسان

3 – قائل شدن حق رابطه جنسی قانونی وشرعی متساوی برای زوجین.

4 – زن اگر عذری معقول روحی وجسمی داشته باشد، مرد حق ندارد زن را مجبور به همبستری کند

5 –شوهر حق ندارد براساس خود خواهی وبوالهوسی حق رابطه جنسی شرعی وقانونی زن خودرا غصب نموده خود آزادانه تمتع جنسی داشته باشد.

علا بر این ها،قانون به زن این حق را داده است که هنگام عقد هرگونه شرطی را که منافی با اصل فلسفه ازدواج وغیر عقلانی نباشد؛ به عنوان شرط در ضمن عقد بر شوهر خود تحمیل کند
: ماده 267-

زوجه مي تواند در عقد نكاح شرط كند:

زن ديگري را مطلقا يا تا مدتي عقد نكند.

اختيار محل سكونت با زوجه باشد.

زوجه از طرف زوج وكيل بلا عزل در مطلقه نمودن خود در موارد ذيل و مانند آن باشد:

الف) عدم وصول نفقه تا مدت معين.

ب) حبس زوج تا مدت معين.

ج) ابتلاي زوج به مرض هاي صعب العلاج.

د) غيبت زوج تا مدت معين.

ه) اعتياد زوج.

ناگفته نگذارم که اعداد این شروط،اعداد تعیینی وغایی نیستند بلکه اعداد طریقی وارشادی می باشد وبیان گر این است که زن می تواند شرط در ضمن عقد داشته باشد ونمونه ای از مصادق معقولی راکه زن می تواند به عنوان شرط ضمن عقدذکرکند ،آورده است ،یعنی ذکر این اعدا ارشاد بر مصادق است نه حصر قانونی .

ماده دیگری که در پیش نویس آمده است وهرگونه رابطه جنسی خشونت آمیز را از مرد سلب می کند ماده 179-است که می گوید:

دخول به زوجه قبل از آمادگي جسمي ممنوع است، اگر به واسطه دخول، افضا گردد، ديه کامل يك زن و نفقه مادام العمر زوجه بر عهده او است و در صورت فوت زوج از اصل تركه تأديه مي شود.

می بینیم که قانون احوال شخصیه هرگونه خشونت جنسی را بر مرد ممنوع کرده است ورابطه جنسی زن وشوهر باید براساس کرامت انسانی وبارضایت طرفین باشد:

ماده 253-

زوجين بايد از اعمالي که موجب تنفر ديگري مي شود، بپرهيزند

ماده 254-

زوج مكلف است از هر چهار شب يك شب، با زوجه اش در فراش واحد بيتوته نمايد و هر دو، در حد متعارف مؤظف به استمتاعات جنسي هستند، مگر اين كه براي يكي از زوجين مضر و يا يكي از آنها مبتلا به امراض مقاربتي باشند.

ملاحطه می کنید که دراین ماده قانونی« در حد متعارف مؤظف به استمتاعات جنسي هستند، مگر اين كه براي يكي از زوجين مضر و يا يكي از آنها مبتلا به امراض مقاربتي باشند.» مرد وزن را موظف می سازند که تمتع جنسی متعارف داشته باشند وچنانچه این تمتع جنسی برای هریک از زوجین ضررداشته باشند طرف مقابل حق ندارد خواهان تمتع جنسیی باشد که برای طرف مقابل ضرر جسمی ویاروانی دارد.

اگر با دیده انصاف وعاقلانه وبدور از عقد وکینه وعناد به مجموع این مواد قانونی نگاه بیندازیم وآن را با توجه به حیات تجرید شده از خواهش های حیوانی صرف، مورد امعان نظر قرار دهیم ،یقینا اعتراف خواهیم کرد که این نوع رابطه زناشویی، عدالت جنسی وتمتع عقلانی ناظر بر بعدی قدسی انسان است ودر این تمتع خواهی جنسی، کرامت انسانی زوجین مطرح می باشد.

امااگر بناباشد که با عناد وجحد ومغالطه بازی وسفسطه بافی به این مواد نگاه کنیم ،یقینا هزار اما واگر خلق خواهد شد وما با چنین انسان های لجوج ومعاند سخنی نداریم وخدا را شاکروسپاس گذاریم که ما را از امت وسط قرار داده است:

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (١٤٣)

ماده 133(261پیش نویس)واقعا ماده مرد سالار وقرون وسطایی است؟

ماده133

"زوجه (زن) بدون اذن زوج (شوهر) نمي تواند از منزل بيرون شود، مگر اينكه عسر و حرج يا مشقت داشته باشد كه به مقدار دفع عسر و حرج يا مشقت بدون اذن شوهر مي تواند بيرون برود و در صورت اختلاف، محكمه حكم كند."

یکی از پرچالش ترین مواد قانون احوال شخصیه همین ماده است ومخالفان داخلی ی که از بیرون دستور می گیرند وخارجی های که به قصد ملت سازی به افغانستان آمده اند،این ماده قانونی را ناقض حقوق بشر ومخالف فلسفه حضورشان در افغانستان نامیدند که البته راست هم می گویند.

راست ترین سخنی که تاکنون درباره حضوربیگانگان در افغانستان گفته شده است همین سخن است.

اما فرهنگ خانواده در شرق ومخصوصا در اسلام، بافرهنگ خانواده در غرب تفاوت ماهوی دارد وتبعا بیرون رفتن ونرفتن زن ازخانه هم در دوفرهنگ تفاوت جوهری پیدامی کند.

خانواده در اسلام یک معامله وقرار دادی برای رفع شهوت ویا از تنهایی بدر آمدن نیست بلکه خانواده در اسلام مکتبخانه و معبدی است برای انسان شدن انسان وانسان دردامن خانواده است که تربیت انسانی می یابد واز پستان مادر شیر عاطفه می نوشد ودر پرتو مهرپدر باغ جانش را شکوفا می سازد .

از آنجای که خانواده در اسلام یک مکتبخانه است وهرمکتبخانه ی برای شاگردان ومدیران مکتب قوانین ومقرراتی دارند، اسلام هم برای این مکتب ومدیران وشاگردانش قوانین ومقرراتی دارد.

اولین مقررات این است که مادر، مدیر داخلی خانه باشد چون مدیریت داخلی خانه باید به عهده کسی باشد که سرچشمه مهر وعاطفه باشد تافرزندان در دامان مهر ومدیریت عاطفی او انسان تربیت شوند .

چنان که در آموزشگاه ها ، همه ی آموزگاران از روحیه واخلاق یکسانی برخوردار نیستند وسلوک فردی واجتماعیش متفاوت می باشند وبرای همین است که در مرحله نخست، وزارت تعلیم وتربیت یک قانون کلی را وضع می کند که همه ی معلمان موظف به رعایت آن می باشند ودر مرحله بعد هرآموزشگاه باتوجه به جغرافیای وجودی آن آموزشگاه وسطع دانش آموز گاران، آئین نامه ی داخلی مخصوص به خودرا دارد.

اگر این قوانین کلی وزارت وآئین نامه های داخلی آموزشگاه هارا با توجه به آن ذهنیت آرمانی جایگاه ومقام آموزگاران به قضاوت بگیریم می بینیم این قانون کلی وآئین نامه های داخلی آموزشگاه ها بر بخش اعظم از آموزگاران ظلم وستم است وتوهینی بر معلمان ومقام معلم می باشد.

اما اگر معلمان را با این قانون فرد فرد در نظر بگیریم می بنیم که باید چنین قانون وآئین نامه های داخلی باتبصره های بیان کننده آن قانون کلی باشد .

خانواه هم همین طور است اگر وظایف زن را در مقابل شوهر به طور مجموعی وارزشی در نظر بگیریم می یابیم که بر بسیاری از زن ها(مثلا زنی که دررشته ی از رشته ها دارای درجه علمی پرفیسوری است،به او گفته شود بدون اذن شوهر خود از خانه بیرون نروید. )واقعا ستم وظلم است وتوهین به زن محسوب می شود.

اما اگر با توجه به واقعیت های عینی وملموس در نظر بگیریم می بینیم نظمی است عادلانه .

حال برگردیم به شرح وبسط این ماده وآن ماده را با ماده ها ی دیگر یک جا ودر کنارهم مطالعه کنیم.

این ماده می گوید، زن بدون اجازه شوهر حق بیرون رفتن از خانه راندارد ،مگر در حالت های مخصوص.

البته قانون، ماندن در خانه واز خانه بیرون رفتن زن را تعریف نکرده است ومصادق ارشادیی را ذکرنکرده وآن را به عرف واگذار کرده است که از جهتی نقص قانون است واز جهتی دیگر مطابق با واقعیت های زندگی می باشد ونمی شود مصداقی برای آن ذکر نمود چون موقعیت های جغرافیای وفرهنگی خانواده در تعریف از خانه وبیرون خانه ، تفاوت ماهوی دارد. برای آن که یک جغرافیای زیستی از خانه وبیرون خانه تعریفی دارد که جغرافیای دیگر تعریف دیگر وفرهنگ دیگر.

خانواده علا وه بر این که از جغرافیای زیستی خود تأثیر می پذیرد از فرهنگ فردی وفرهنگ آموزشی کتله های قومی وطایفه ای رنگ می گیرد.

مطمئین باشید، منظور قانون گذار از بیرون نرفتن زن از خانه بدون اذن شوهر، بیرون رفتن زن برای خرید ضروریات زندگی ویا دید وباز دید اقوام درجه اول نیست ویا منظور قانون گذار از بیرون نرفتن زن ازخانه بدون اجازه شوهر، بیرون نرفتن زن برای تحصیل کمال ورشد شخصیت انسانی زن نیست وحتی بیرون نرفتن زن برای شرکت در سازندگی علمی واقتصادی جامعه نیست.مخصوصا اگر آن زن در رشته ی دارای تخصصی باشد که جامعه به آن نیاز حیاتی داشته باشد. چون قانون گذار عالم است که اگر زن ومرد دارای تحصیلات عالی باشند، هیچ گاه مردخانه از زن دارای تحصیلات عالی خودش نمی خواهد که مثل پیر زنان به خانه بنشیند.مثل زنی که پژشک است وبیماری در بیمارستان به او نیاز دارد وغیر از او کسی دیگر نمی تواند جان او را نجات بدهد.

اگر کسی از این عبارت قانون چنین توهمی داشته باشد، بسیار انسان جاهل وبی خبراز راه ورسم زناشویی وعشق ومحبت زوجین است وقانون شناسی وقانون گذاری را با دستور شهردار اشتباه گرفته است.چنین انسانی باید برود خرکاری کند نه این که در پارلمان نماینده باشد ویا ردای الون گون روشنفکر را برتن کند وقلم این امانت عظیم خدارادردست گرفته دروغ پراکنی کند .

پس بیرون نرفتن از خانه بدون اذن شوهر، برای قشری از خانواده های هستند که زن در بیرون از خانه هیچ نقشی ندارد وبیرون رفتن او جز معنای بوالهوسی چیزی دیگر نیست.

علاوه بر این ذهنیت قانون گذارانه:قانون گذار ماده های دیگری را آورده که دایره حاکمیت این ماده را به حد صفر می رساند:

ماده 259-

اگر زوجه قبل از عقد نكاح شاغل باشد و زوج در ضمن عقد صريحا مخالفت با اشتغال او نكرده باشد، پس از نكاح نمي تواند با ادامه اشتغال او مخالفت نمايد، مگر اين كه شغل زوجه منافي مصالح فاميل يا حيثيت يكي از زوجين باشد

ماده 260-

در روابط زوجيت، سرپرستي خانواده با زوج است؛ مگر اين كه به علت قصور فكري زوج به موجب حكم قاضي به زوجه واگذار شده باشد.

ماده 319-

زوجه با استناد به يكي از دلايل ذيل ميتواند به قاضي شكايت كند و الزام زوج را به رفع مشکل بخواهد و در فرض عدم امکان الزام تقاضاي طلاق نمايد:

1- وجود عسر و حرج يا ضرر در ادامه زندگي.

2- سوء معاشرت زوج در حدي كه عرفا زندگي قابل تحمل نباشد.

3- عدم همكاري و معاضدت زوج در تربيت اولاد و تحكيم خانواده.

4- استنکاف زوج از وفا به حقوق زوجيت.

ماده 400-

زوجه ميتواند با توجه به شان يا عادت يا مقتضيات عرف از اقامت در منزل مشترك با والدين زوج يا ديگر افراد امتناع نمايد

ماده 257-

زوجه مكلف به اداره و انجام كارهاي داخل منزلي مي باشد كه زوج براي او تهيه كرده است ولي ملزم به كار هاي از قبيل شستشوي لباس زوج و پختن غذا براي او نيست».

نتیجه

می بینیم که قانون گذار اگردر ماده133(پیش نویس261)این حق را به شوهر داده که بر بیرون رفتن ونرفتن زن نظارت داشته باشد؛ در این ماده به زن هم این حق را داده است که اگر شوهر، ناحق وبی رحمانه مانع رفتن او ازخانه شد ،زن هم می تواند از این حق خود استفاده کند و از کارکردن در خانه امتناع ورزد واز دستور شوهر سرپیچی کند وشوهر هم حق اعتراض نداشته باشد.

باتوجه به آنچه گفته شد ،این دو ماده را اگر به تنهای در نظر بگیریم هم ظالمانه است وهم ناقض حقوق ذاتی زن امااگر این دو ماده را با مجموع ماده های که تکلیف مشترک زوجین را بیان می کند، در نظر بگیریم واز مصادق آرمانی آن چشم پوشی کنیم،نه ناقض حقوق ذاتی زن است ونه ظالمانه ،منتها ظاهرعبارات این ماده چالش آفرین است ولحن غیر لحن حقوق بشری دارد.

پایان بخش اول

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب  جدید

ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
اعلان ولسوالی شیبربامیان، به حیث ولسوالی صلح - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 138
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/24ساعت 0:26  توسط اسدالله جعفری  | 

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب

بنام خدا

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان

ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب

اسدالله جعفریjafari,asadollah@gmail.com

طبق آخرین خبر ها قانون احوال شخصیه افغانستان بعد ازدوسال واندی بزکشی های ارباب سیاست وپوستین بدوشان خدایان مذهب با این قانون بی زبان ،سرانجام از مجلسین افغانستان رأی گرفته به توشيح ریاست جمهوری درحال احتضار افغانستان رسید.

تصویب این قانون در پارلمان افغانستان وتوشيح آن ازطرف جناب آقای کرزی که عمر ریاست او آفتاب لب بام است،انگیزه های سیاسی دارد تا صبغه قانونمداری.چون هم آقای یونس قانونی ازتصویب آن دردوران ریاست مجلسی خود هدف سیاسی دارد وهم آقای کرزی باتوشيح آن در لحظات احتضار، چشم طمع به رأی شیعیان افغانستان دارد وهمزمانی سفر معاون مذهبی شیعه اش آقای یوسف واعظی ووزیرشیعه اش سروردانش به ایران با توشيح این قانون ، نیز با همین هدف وانگیزه است تا این دو شخصیت درخدمت معاون دوم رئیس جهمور با زبان مذهب برای آقای کرزی کرامت ومعجزه بتراشند وبرای پیغمبر خود امت جمع کنند تا هم پیغمبر عالم سیاست شان برکرسی پیغمبری باقی بیماند وهم پوستین بدوشان مذهب در پستهای معاونت دوم،معینیت امور مذهبی ووزارت عدلیه ، چند روزدیگر به اربابی ادامه دهند.

از انگیزه های سیاسی آن که بگذریم، می رسیم به رسوا کاری های متولیان مذهبی در ماجرای تدوین وتصویب این قانون زبان بسته که متولیان مذهب هرکدام شان بنحو رسوایی اخلاقی شان را به نمایش گذاشته اند که ابتدا از متولیان مذهبی پارلمان نشین شروع می کنم بعد به مصاحبه های متولیان مذهبی شورای علما می پردازیم.

بخش اول

رسوایی اخلاقی متولیان مذهبی پارلمان نشین

این قانون اول بین سه جریان شیعی یعنی طیف آیت الله محسنی،کریم خلیلی وحاجی محمد محقق بدل به میدان بزکشی سیاسی ومذهبی شد که البته حاجی محمد محقق بسیار زود صحنه را ترک کرد ودر کرانه میدان به تماشا ایستاد.

اما طیف محسنی وکریم خلیلی ازخرشیطان پایین نیامدند که نیامدند وکریم خلیلی سرباز وفادارش آقای سروردانش را بر زین اسب وزارت نشاند وبه مصاف آقای محسنی فرستاد ومحسنی هم ریش وکلاهی به دانش نشان داد که جناب دانش راازپیران پاک ضمیری ساخت که آینده را در خشت خام می بیند وهم خدارادارد وهم خرمارا.

بعد از آن همه بزکشی طیف آیت الله محسنی وکریم خلیلی به پیش مرگی سروردانش ،سرانجام به مجلس راه پیداکرد وبا سه طیف1 – سکولاران مذهبی 2 – مذهبیان سنت پرست 3- ولائیک نما های ملی روبرو شد. طیف سکولارهای مذهبی سیاست حرکت درسایه را در پیش گرفتن واستراتیژی روبا وگربه را اتخاذ نمودند.

طیف لائیک نما، بعد از بند وبست های بسیار با موئسسه های خارجی در افغانستان بردر خانه الهه حقوق بشر پیشانی سایدند ومعبد کاتب را ناقوس علمانیت بستند وبرطبل حقوق بشر ضربه اُمانیسم نواختند وزره بین نقد علمی برچشم ها زدند وقانون بی زبان را جراحی پوزیتویسمی کردند.

لائیک نماها خواستند اسماعیل را قربانی کنند که خدای اسماعیل معجزه کرد وتیغ علمانیت شان نتوانیست گلوی اسماعیل را ببرد .

اما طیف مذهبی های سنت پرست نیز به دو طیف تقسیم شدند1 – سنتی های مدرن2 – سنتی های سلفی به رهبری حضرات عبدالرب رسول سیاف پر فیسور شرعیات الازهر وروابط العالم الاسلامیه وهابی پرور عربستانی سعودی وپرفیسوربرهان الدین ربانی پرفیسورشرعیات دانشگاه الازهر و واردکننده «اخوان المسلمین » ازمصر به افغانستان.

طیف سنتی های مدرن حول محورحاجی محمد محقق،محمد اکبری ویونس قانونی مصلحت را در آن دید که باتصویب این قانون گامی به سوی دموکراسی بردارند وریشه های نهال نوپای وحدت ملی را استحکام بخشند وحرمت جهاد مقدس ملت بزرگ افغانستان راپاس دارند وخون شهیدان راه عدالت وآزادی را تقدیس داشته درایت وزمان شناسی شان را به نمایش گذارند.

طیف سنتی های مدرن بامحوری محمد اکبری وحاجی محمدمحقق ،سیاست مذاکره وگفت وگو را در پیش می گیرند وآیت الله محسنی نیزازبیرون پارلمان این سیاست را تأیید نموده دنبال می کند.

همین سیاست گفت وگوی این طیف سنتی های مدرن بود که بخشی اعظم از برادران وخواهران تاجیک،ازبک وپشتون را وامی دارند که به این قانون رأی بدهند وشخص رئیس پارلمان آقای یونس قانونی در پاسخ طیف لائیک نما ها می گویند:

اگر به این قانون اعتراض دارید بروید باعالمان ونمایندگان اهل تشیع مذاکره وگفت وگو کنید وازایشان پاسخ بخواهید .اما من براساسی ماده 131 قانون اساسی،این قانون را درپارلمان به رأی می گذارم و به این قانون رأی می دهم.

اما آقایان سیاف وبرهان الدین ربانی رأی به قانون احوال شخصیه اهل تشیع را تحریم می کنند و آقای سیاف شخصا در پارلمان سخنرانی می کند ومی گوید من هیچ الزامی ندارم به این قانون رأی بدهم چون خلاف مذهب ما است ...

اما آقای ربانی طبق همان سیره مستمر خود فتوای تحریم صادر می کند وروز رأی گیری هم به پارلمان حاضر نمی شود.

آقایان حاجی محقق ومحمداکبری طبق همان سیاست گفت وگو وبراساس ائتلافی که در پارلمان باآقایان سیاف وبرهان الدین داشتند،تلاش بسیارکردند تا آقایان سیاف وبرهان الدین ربانی را قانع کنند که دست از مخالفت بردارند.

سرانجام این مذاکره این می شود که آقای ربانی متحد دیروز وامروز خود محمد اکبری را باصدور فتوای تحریم پاسخ می دهند وهرگز راضی به ملاقات خصوصی محمد اکبری نمی شود.

اما آقای سیاف متحد پارلمانی خود محقق را اجازه ملاقات داده در خانه اش بطور خصوصی می پذیرد اما حرف خود را علنا پس نمی گیرد.

من به حیث یک هزاره شیعه از درایت سیاسی جناب آقای یونس قانونی ،سیاست های زمان شناسانه وتوأم باحلم وگفت وگوی حاجی محمد محقق ومحمد اکبری وازرأی برادران وخواهران سنی مان درپارلمان افغانستان ، تشکر می کنم وامید وارم که گذشته های سیاه وتاریک افغانستان به فروغ جاویدان حکمت،مصلحت ووحدت ملی بدل گشته وافغانستان به عنوان یک افغانستان آزاد ،آباد ومتمدن برتارک تاریخ بدرخشد وازبرکت خون شهیدانش همیشه لاله زار بی خزان باشد.

سخنی با حضرت پر فیسور عبدالرب رسول سیاف

ملت افغانستان بسیار ملت بزرگوار وتاریخ افغانستان تاریخ کرامتمندانه اند .ملت افغانستان ازآن نظر ملت بزرگوار است که همواره از عزت ،شرافت،عقاید واستقلال خود تاآخرین رمق دفاع نموده است وتاریخ افغانستان از آن نظر تاریخ کرامتمندانه است که تاهنوز واژه مستعمره برپیشانی بلند آن خیمه نزده است وهرتجاوزی را کرامتمندانه دفع نموده وبامتجاوزان رفتارانسانی داشته وحرمت ذاتی انسانی شان را نگهداشته است.

اگرملت افغانستان ملت بزرگوار نبودی بعد ازخروج ذلیلانه شوروی متجاوزوبرچیده شدن بساط خدایی گروه طالبان والقاعده ازافغانستان ، سران خلق وپرچم ورهبران جهادی مخصوصا حضرات سیاف،ربانی وگلبدین حکمتیار را یک روز زنده نمی گذاشت چون سران خلق وپرچم با وطن فروشی کشوررا به شوروی ها فروختند وپیش مرگ اشغال گران دیروزشدند ورهبران جهادی با انحصار طلبی قدرت وسوار شدن برخرشیطان ، باعث خلق طالبان والقاعده گردید وملت افغانستان را به خاک سیاه نشاندند وخود پیش مرگان اشغالگران جدید پیمان ناتو شدند.

اما حضرت پرفیسور عبدالرب رسول سیاف شما با موضیع گیری واپسگرایانه وغیر شرعی وعقلی خود در برابر قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ، بزرگواری مردم هزاره را به بی حرمتی پاسخ دادید وقلب پیغمبر خاتم وعترت رسول اعظم را جریحه دار ساختید.

آقای سیاف خوب به یاددارید که درکنار پرفیسور ربانی هزاران انسان هزاره را درغرب کابل قتل عام نمودید اما ملت کرامتمند وعترت محور هزاره کرامتمندانه ازگذشته سراسرگناه وخون خواری شما چشم پوشید ونماینده اول ملت هزاره حاج محمد محقق برهمین اساس وذهنیت درپارلمان دست اتحاد با شما داد تا با این اتحاد وانتحار سیاسی گذشته سیاه شما را سرپوش گذاشته بین دوملت برادر هزاره وپشتون عقد اخوت بندد تادشمنی های ناخواسته از میان این دو برادر رخت بربندد.

اما آقای سیاف شما حتی همان عرق پشتونی وجوانمردی افغانی را هم پاس نداشتید ونام نیک متعهد بودن به قول وقرار پشتون را بدل به ننگ خیانت نمود ید وبه ندای متحد پارلمانی خود حاجی محمدمحقق نه گفتتید ونه تنها به قانون احوال شخصیه اهل تشیع(همان تشیعی که بزرگوارانه شما را بخشیده بود)رأی ندادید بلکه بسیارواپسگرانه وبچه گانه گفتید:

من ملزم نیستم که به این قانون رأی بدهم ونمایندگان سنی هم نباید به این رأی بدهند چون این قانون خلاف مذهب ما هستند»

حضرت آقای پروفیسور سیاف

حضرت آقای پروفیسور سیاف، این موضیع گیری شمادرقبال قانون احوال شخصیه اهل تشیع،خلاف صریح آیات قرآن،سیره خلفای راشیدین،خلاف سیره قوم پشتون ،خلاف مروت وجوانمردی قوم پشتون،خلاف قانون اساسی افغانستان،خلاف عقل،خلاف عرف فقها ،خلاف قاعده استحسان،خلاف قاعده مصالح مرسله،خلاف قاعده الزام وسدذرایع است.

خلاف صریح آیات قرآن قرآن

حضرت آقای سیاف،شما احتمالا حافظ قرآن مجید وبخشهای عظیمی از صحاح سته باشید چون عنوان لقب «عبدالرب» را از دانشگاه وهابیت پرور عربستان سعودی دریافت نموده ودرجه پرفیسوری شرعیات رااز دانشگاه الازهر اخذ نموده اید وهمین عنوان ها ودرجه علمی شما بیان گر آن است که شما حافظ قرآن واحادیث باشید.

حضرت عالی نیک می دانید که قرآن می فرماید:

وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره بقره –آیه42)

درحالی که حق را می دانید،کتمان حق نکنید وحق را با باطل درنیامیزید.

آقای سیاف خوب میدانید که قانون احوال شخصیه حق مسلم دینی ومدنی اهل تشیع است وقانون اساسی این حق را به رسمیت شناخته است .

اما شما برخلاف فرمایش قرآن به تلبس وکتمان حق برخواستید ودر حقیت شما با انکار این آیات روشن خدا مصداق «یؤمن ببعض ویکفرببعض» هستید

بازمی دانید که قرآن می فرمایند قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ(وره بقره-263)

سخن نیکو بهتر از آن است که درراه خدا صدقه بدهید.

قرآن در جای دیگر می فرماید:

ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (سوره نحل- ١٢٥)

خداما رادر این آیه فرمان می دهد که برای گفت وگو ،حکمت،موعظه ومجادله نیکو را برگیزینیم.

خلاف سیره خلفای راشیدین

حضرت عالی نیک می دانید که شیخین حضرات ابوبکر وعمررضی الله عنهما، بار ها به مردم اعلام نمودند که شایسته ترین فردشما علی ین ابی طالب است .

عمربار ها فرموده بود «لولاعلی لهلک عمر» اگر علی نبود عمر هلاک شده بود .وهمین حضرت عمر دستورداده بود که تاعلی درمیان شما باشد هیچ کسی دیگر حق ندارد به قضاوت نشیند.

همین عمر بود که هنگام فتح شمال افریقا،ایران وروم شرقی از علی استمداد وراهنمای خواست وامام علی(ع) فرزند عزیزش امام حسن را به یاری عمر فرستاد وحتی هنگامی که عمر خلیفه مسلمین در جنگ بارومیان درآستانه شکست قرار گرفت وخود شخصا تصمیم گرفت که به جبهه رفته شخصا فرماندهی جنگ را بعهده بگیرند تا لشکر اسلام با دیدن خلیفه مسلمین نیروگرفته تشجیع شوند.

اما قبل از حرکت به سوی جبهه به امام علی نامه نوشت که یاابالحسن من چنین تصمیمی دارم اگر تصمیم من را می پسندی خودت بیا بجای من بنیشین وبه امور مسلمین رسیدگی نما که هیچ کسی مثل شما امین ودانا به امور مسلمین نیست. تامن باخاطر آسوده به جبهه روم.

اما امام علی به عمرنامه می نویسد که نه این کار رانکن چون با رفتن شما به جنگ ،دشمن جری می شوند ومی گویند مسلمین نیرویش تمام شده اند که خلیفه مسلمین خودش شخصا به جبهه آمده اند وبرای همین تمام توان ونیروی خود را صرف اسیر وکشتن شما می کنند ولشکر اسلام هم با دیدن شما روحیه خود را از دست می دهند وگمان می کنند که این آخر خط است.

آقای سیاف جناب عالی خوب می دانید که اگر امام علی به دنبال قدرت وبدست گرفتن حکومت بود حتما عمر را تشویق به رفتن می کردند وهمان طور که معاویه مالک اشتر والی علی درمصررا درکمین نشست وبه شهادت رساند،علی هم در کمین عمر می نشست وعمررا نرسیده به جبهه می کشت وخودش خلیفه قانونی وطبیعی مسلمین بود.

همین حق پرستی وتعهد ووفا وصداقت امام علی درمقابل عمر است که مسلمان سنی امریکایی ونویسنده کتاب«علی بنیان گزار وحدت امت اسلامی» بعد از نقل این واقعه تاریخی می گوید:

از همین جا هرانسان منصفی قضاوت می کند که مخالفت علی با شیخین فقط برای حق بوده نه برای حکومت وبدست گرفتن قدرت،واگر چنین بود همین موقعیت بهترین موقعیت برای بدست گرفتن حکومت وسرنگونی عمر بود»

شما پرفیسور شرعیات خوب می دانید که در غائله خانه عثمان خلیفه سوم اسلامی،این علی بود که فرزندانش حسنین را سپرجان عثمان نمود وخود درمیان مردم خطبه خواند ومردم را دعوت به آرامش نمود وخودبین مردم وخلیفه مسلمین عثمان،حکمیت می نمود.

اما شما آقای سیاف، برخلاف این سیره خلفای راشیدین هم کتمان حق کردید وهم به متحد پارلمانی خود حاجی محمدمحقق از پشت خنجرزدید وبزرگواری یک چهارم امت اسلامی افغانستان را برخلاف اخلاق اسلامی سنت قومی قوم پشتون، با خیانت وعقد وشیطان منشی پاسخ دادید. واین ازشمای که خودرا سنی وپیروی خلفای راشیدین می دانید ولقب دینی «عبدالرب» را ازبزرگ ترین نهاد دینی جهان اسلام وقلب امت اسلامی یعنی مدینه گرفته اید،بدور ازانتظار هست وبا مقام پیشوایی شمادرتضاد آشکارمی باشد.

خلاف سیره مروت وجوانمردی قوم پشتون

تاامروز سابقه نداشته است که قوم پشتون به متحدان خود خیانت کرده باشند وباکسی جوانمردانه قول برادری داده باشند و به او ازپشت خنجر زده باشندوحتی همین گلبدین حکمتیار وقتی با حزب وحدت اسلامی پیمان وتعهد بست ،هنگامی که طالبان تاچهارآسیاب پیش آمدند وحکمتیار خواست چهارآسیاب را رهاکرده به تماشانشیند،قبل از ترک چهارآسیاب به رهبر شهید حزب وحدت خبر داد که از این ساعت ببعد ما دیگر نمی توانیم درکنار شما باشیم مارفتیم شمامی دانید وسیاست شما.

اما آقای سیاف شما به این تاریخ سراسر افتخار وجوانمردی قوم پشتون خط بطلان کشیدید وسنت جوانمردی قوم پشتون را بدل به خیانت وخدعه کردید .

بعد از این، تاریخ قوم پشتون را قوم جوانمرد ومتعهد به سنت پابند بودن به عهدووفا نمی داند چون بزرگترین پیشوای مذهبش درعصر خردورزی وشکوفایی ایمان ، به متحد پارلمانیش خیانت نمود وبه کرامت اسلامی وچشم پوشی انسانی یک چهارم امت اسلامی افغانستان پشت کرد وراه شیطان را درپیش گرفت ، قلب پیغمبر خاتم وعترت رسول اعظم را جریحه دار ساخت وپاروی خون شهیدان راه آزادی دین ووطن نهاد.

اگربنا باشد که تاریخ ومردم افغانستان شمارا سمبل وپیشوا ی دینی وآیینه ی تمام نمای قوم پشتون بدانند ،بعد از این ، دیگر ، تاریخ قوم پشتون را، قوم شرافتمند،متعهد به عنعنات ملی،دارای تعهدبه عهدوپیمان ،ووفادار به سیره وسنت حسنه جوانمردی سلف قوم پشتون نخواهنددانیست.

البته گاه چنین می اندیشم: نکند حضرت عالی اصالتا از قوم پشتون نباشید ودرواقع از سنت حسنه میهمان نوازی ملت افغانستان وقوم شریف پشتون بهره برده به سلک افغانستانی در آمده اید وباآموختن زبان پشتون وبرتن کردن لباس شرافت قوم پشتون به تدریج یک پشتون شده اید وچون خلف صالح خود «اسامه بن لادن» یک عرب باشید ونه یک پشتون بومی افغانستانی.چون نگاه شما به «زن»نگاهی عرب جاهلیت است وعصبیت تان یاد آور عصبیت بت پرستان مدینه وعناد تان با پیروان عترت رسول اعظم همان عناد یهودان خیبر است.

شما با پیروان عترت پیغمبر خدا عناد می ورزید همان عترتی که خدا ی متعال در قرآن اجر وپاداش رسالت پیغمبر خدا را دوستی عترت اعلام می کند وطبق این فرمایش خدای متعال (ج)برفردفردی امت اسلامی واجب است که عترت رسول خدا را دوست داشته باشد ودوستی عترت رسول خدا زمانی مصداق واقعی پیدامی کند که امت اسلامی با دوستان عرت دوستی وبا دشمنان عترت دشمنی کند:

ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (سوره شورا٢٣)

بگو - اي پيامبر - من از شما هيچ اجر و پاداشي نمي خواهم جز اظهار مودت و دوستي با قربي". زيرا مراد از "قربي" در اين آيه، بنابر آنچه در روايات شيعه و سني آمده است، عترت پيامبر: ميباشند: در تفسير الدرالمنثور آمده است : ابن عباس گفت : پيامبر(ص) درباره آيه : (لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) فرمودند: "مراد اين است كه مرا با (حفظ) اهل بيتم حفظ كنيد و آنان را به خاطر من مورد مودت قرار دهيد". و نيز در آن كتاب آمده است : ابن منذر، ابن ابي حاتم، طبراني و ابن مردويه از ابن عباس نقل كرده اند كه وقتي اين آيه شريفه نازل شد، از پيامبر(ص) پرسيدند: اقرباء شما كه مودت آنان واجب شده است چه كساني هستند؟ آن حضرت فرمودند: "آنان علي و فاطمه و دو فرزند او ميباشند".

همچنين در آن كتاب از سعيدبن جبير نقل كرده كه گفت : "قربي" آل محمد(ص) ميباشند.

اما نه تاریخ شما را سمبل قوم شریف پشتون می داند ونه ملت بزرگوار افغانستان شما را تنهاپیشوا وآیینه تمام نمایی ملت جوانمرد قوم پشتون تلقی می کنند.

تاریخ وملت افغانستان قوم پشتون را همچنان به چشم یک قوم شرافتمند ودارای تعهد ووفای به عهدوپیمان خواهند نگریست .

حساب تاریخ وملت پشتون از عمل کرد یک فرد وشخص جداهستند وهیچگاه فرد وشخص در هیچ قومی وملتی نمی تواند باسیاه کاری هایش ،گذشته تابان یک ملت را لکه دار کند چنان که تاریخ وگذشته ملت تاجیک،ازبک وهزاره ،هیچ ربطی به سیاه کاری های آقای ربانی،دوستم ومدعیان رهبری هزاره ندارد.

حضرت آقای سیاف،آنروزی که دوشیزه جوان وجسور وطن ملالی جویا ،گفت :

این پارلمان با وجود جنایتکاران مثل ربانی وسیاف وقانونی ومحقق... تویله خانه است نه پارلمان»

بسیاری از ملت افغانستان این تندی وجسارت آن دوشیزه وطن را احساسات تند وناسنجیده یک دوشیزه سرد وگرم نچشیده سیاست تلقی کردند وملالی جویا را به خاطر این بی ادبیش ملامت کردند.

اما من ضمن احترام به فردفرد ملت شریف افغانستان وآن عده ازنمایندگان عزیز پارلمان که درکنار ملت ودردهای ملت هستند،براین عقیده وباوررسیده ام که آن دختر وطن چندان هم بیراهه سخن نگفته است .

خلاف قانون اساسی افغانستان

قانون اساسی افغانستان علی رغم نواقص وکاستی ها وحقوق بشر بازی ها یش، در میان قانون اساسی های جهان سوم وجهان درحال توسعه، قانون مترقی است وجهان به آن به دید احترام می نگرند وهمین قانون اساسی، کشورما را درشمار کشورهای انسان محور وقانون مدار قرار داده است وملت افغانستان به آن رأی اعتماد داده اند وتلألؤی خون شهیدان را در آن می یابند وجلوه های پرشکوه وحدت ملی وهمگرایی دینی را در لابلای مواد آن شاهد هستند.

اما شمابا موضع گیری واپسگرایانه وعصبیت برخواسته ازعصرجهالت، پاروی این قانون گذاشتید وتمامیت خواهی دینی وانحصارگرایی مذهبی ونژادپرستی راسسمی را به نمایش گذاشتید وباردیگر بر طبل توخالی فقه عصرشتر وگاوآهن نواختید وجهانی بودن مکتب اسلام را زیرسؤال بورده منحصر به قومی ونژاد خاص نمودید .این درحالی است که اسلام پرچم دار مبارزه با انحصار طلبی دینی وملیت پرستی راسسمی ونژادگرایی ابوجهلی بوده وندای آزادی انسان را ازقید هرگونه بندگی وبردگی وانحصارطلبی ، ازمأذنه بلند تاریخ برگوش وجدان وفطرت انسان خوانده است.:

ماشما را ازیک مرد وزن آفریدیم وقبیله قبیله ورنگ رنگ قراردادیم تا ازهمدیگرباز شناخته شوید ودر مسابقه به سوی خیرات وتعالی باهم به مسابقه نشینید والبته محبوب ترین شما در نزد خدا باتقواترین شما درپیشگاه خداهستند .

بطورنمونه به آیتی اشاره می شود:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا (سوره نساء-آیه1)

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا سوره (اسراء٧٠)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ( سوره حجرات١٣)

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (١٤٣)

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ (٤٨)

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ (٣٠)

وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ ال عمران(٤٢)

این آیات باهره قرآن از جمله آیاتی سدید وقویم قرآن عظیم الشأن در کرامت ذاتی انسان بما هو انسان هستند ودر این آیات کرامت ذاتی انسان بماهو انسان مطرح است صرف نظر از این که آن انسان انسانی موحد باشد ویا ملحد،چه نظر باشد یامرد.

حال به قانون اساسی نگاهی باهم می اندازیم واز همان مقدمه قانون اساسی شروع می کنیم که این چنین آغازمی شود:

« ما مردم افغانستان :
با ايمان راسخ به ذات پاک خداوند (ج ) و توکل به مشيت حق تعالي واعتقاد به دين مقدس اسلام ، با درک بي عدالتي ها و نابساماني هاى گذشته و مصايب بي شمارى که بر کشورما وارد آمده است ، باتقدير از فداکارى ها، مبارزات تاريخي ، جهاد و مقاومت بر حق تمام مردم افغانستان و ارج گذارى به مقام والاى شهداى راه آزادى کشور، با درک اين که افغانستان واحد و يکپارچه به همه اقوام و مردم اين سرزمين تعلق دارد، با رعايت منشور ملل متحد و با احترام به اعلاميه جهاني حقوق بشر، به منظور تحکيم وحدت ملي و حراست از استقلال، حاکميت ملي و تماميت ارضي کشور، به منظور تاسيس نظام متکي بر اراده مردم و دمکراسي ، به منظور ايجاد جامعه مدني عارى از ظلم ، استبداد، تبعيض و خشونت و مبتني بر قانونمندى ، عدالت اجتماعي ، حفظ کرامت و حقوق انساني و تامين آزادى ها و حقوق اساسي مردم ، به منظور تقويت بنيادهاى سياسي ، اجتماعي ، اقتصادى و دفاعي کشور، به منظور تامين زندگي مرفه و محيط زيست سالم براى همه ساکنان اين سرزمين ، و سرانجام ، به منظور تثبيت جايگاه شايسته افغانستان در خانواده بين المللي ، اين قانون اساسي را مطابق با واقعيت هاى تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي کشورو مقتضيات عصر، از طريق نمايندگان منتخب خود در لويه جرگه مورخه چهاردهم جدى سال يک هزار و سيصد و هشتاد و دو هجرى شمسي در شهر کابل تصويب کرديم .»

حضرت آقای سیاف :

این مقدمه ی همان قانون اساسیی است که جناب عالی به آن رأی داده اید وملت شهید داده وخداپرست افغانستان آن را میثاق ملی وخون بهای شهیدان راه آزادی وطن وقربانیان دفاع ناموس ودین می دانند.

حال خود قضاوت کنید که سیاست شما در برابر قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان پا گذاشتن روی همین قانون اساسی نیست؟

آیا همین قانون اساسی میثاق ملی افغانستان نیست؟وموضع گیری نژادپرستانه وتمامت خواهانه ی مذهبی شما ،روشن کردن مشعل نفاق وشقاق ملی برمناروحدت ملی وهمگرایی دینی نیست؟

شما حق مدنی یک چهارم ملت را انکار می می کنید وآن را به علت مخالف بودن با استنباط فقهی مذهبی خود خلاف شرع می دانید این در حالی است که پیشوایان دینی وفقهی شما از امام اعظم ابو حنفیه گرفته تا امام احمد حنبل شاگرد وشاگردشاگردان امام جعفر صادق صاحب این مذهب بودند وامام جعفر صادق از عترت رسول اعظم می باشد وامام اعظم ابوحنفیه خود گفته است:

من انسان دانا تر وپارساتر از جعفر بن محمد ندیده ام- سایت اهل سنت- زندگی نامه امام اعظم ابوحنفیه»

همین امام اعظم شما خود گفته است :

اگرجعفربن محمد نبود نعمان ابن ثابت هلاک شده بود.

شما پرفیسور شرعیات دانشگاه الازهر و«عبدالرب» دانشگاه مدینه،خوب می دانید که این «نعمان بن ثابت» اسم کوچک امام اعظم ابوحنفیه است.

درروز گاری که شما کودکی بیش نبودید ودر کوچه وخیابان خاک بازی می کردید ،بزرگ ترین پیشوای دینی جهان اهل سنت ورئیس دانشگاه الازهر شیخ محمود شلتوت به حقانیت فقه جعفر الصادق فتوا دادند .

آری شما حق مدنی وشهروندی یک چهارم ملت افغانستان را انکار می کنید همین یک چهارمی که قانون اساسی آنان را شهروندان افغانستان می داند:
ماده 4
حاکميت ملي در افغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقيم يا توسط نمايندگان خود آن را اعمال مي کند.
ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادى که تابعيت افغانستان را داراباشند.
ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون ، تاجيک ، هزاره ، ازبک ، ترکمن ، بلوچ ، پشه يي ، نورستاني ، ايماق ، عرب، قرغيز، قزلباش ، گوجر، براهوى وساير اقوام مي باشد.
بر هر فرد از افراد ملت افغانستان کلمه افغان اطلاق مي شود.

ماده 22
هر نوع تبعيض و امتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است .
اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون داراى حقوق و وجايب مساوى مي باشند.
آقای سیاف:

شما رأی دادن به قانونی را تحریم کرده اید که براساس مفاد صریح قانون اساسی تدوین وتدقیق شده است:

ماده 131
محاکم براى اهل تشيع ، در قضاياى مربوط به احوال شخصيه ، احکام مذهب تشيع را مطابق به احکام قانون تطبيق مي نمايند.
در ساير دعاوى نيز اگر در اين قانون اساسي و قوانين ديگر حکمي موجودنباشد، محاکم قضيه را مطابق به احکام اين مذهب حل و فصل مي نمايند.
حضرت آقای پرفیسور عبدالرب رسول سیاف:

تحریم شما به رأی دادن قانون احوال شخصیه اهل تشیع ،پاس داری از قانون اساسی این خون بهای شهیدان راه قرآن وناموس وملت است ویا پای گذاشتن روی این قانون اساسی؟

تحریم شما قانون احوال شخصیه اهل تشیع که متخذ از فقه عترت رسول اعظم می باشد،با سنی بودن شما چه نسبتی دارد؟مگر شما خود را سنی به معنای اقامه کنندگان سنت رسول اعظم نمی دانید؟پس قاعدتا طبق حدیث مورد اجماع فریقین یعنی حدیث«ثقلین» عترت رسول اعظم را بر همه ی صحابی دیگر مقدم بدانید واین که استاد مقدم بر شاگرد است یک مسئله عقلی بشری است وشما میدانید واعتراف دارید که فقه اهل سنت فقه شاگرد وشاگرد شاگردان عترت خاتم رسولان است.

آیاشایسته است که فقه استاد تحریم شود اما فقه شاگرد وشاگرد شاگرد ها مدار عمل باشد؟
یقینا حضرت عالی، درجهان انسان عاقلی را نمی توانیدپیداکنید که سرچشمه را رهاکرده از باتلاق آب بنوشد واستادرا نادیده گرفته در برابر شاگردش زانو به زمین زده از علم ناقص او بهره بگیرد.

خلاف عقل

موضع گیری شما درقبال قانون احوال شخصیه اهل تشیع از آن نظر غیر عقلانی وخلاف عقل جمعی بود که شما به عنوان پیشوایی دینی وبزرگ قوم پشتون با این موضع گیری بازبان بی زبانی فرهنگ قبیله پرستس ونژاد گرایی را که خلاف صریح آیات قرآن وسنت است؛مشروعیت بخشیدید ونفاق ملی را رنگ دینی بخشیدید وکوره تضاد دینی را روشن کردید تا شعله های این نفاق کور باردیگر برخرمن امید ملت شراره افزورد وخدای ناکرده باردیگر هستی اززیر خاکستر نفاق نوبرخاسته ی این ملت را بدل به خاکستر کند.

آیتا از فتواهای هستی برباد ده آقای ربانی دردوران حاکمیت نامشروعش درس نگرفته اید که دیگربار همان راه آزموده شده را درپیش گرفته اید؟

آیا عقل سلیم حکم نمی کند که مادیگربار به گذشته تاریک نفاق ملی برنگردیم؟

خلاف عرف فقها

عرف فقای امت اسلامی اعم از شیعه وسنی براین بوده اند که درموقع حساس به وحدت تمسکنند واز بعضی اختلاف های درفروع دست بردارند ومصالح علیای امت اسلام ومکتب اسلام را مدنظر قرار داده حول محور مشترکات عام اجماع کنند وتا از وقوع نفاق وواختلاف ودسته دسته شدن امت اسلامی جلوگیری کنند.

آقای سیاف: شما هنوز باورندارید که اگر ملت هزاره درکنار شما نباشد افغانستان هرگزروی آرامش وامنیت واستقلال را نخواهد داشت؟

جان برادر دیگر آن زمان گذشت که هزاره به عنوان کنیز وغلام فروخته می می شد واز تمام حق انسانی وکرامت شهروندی وحقوق مدنی محروم بود.امروز نسل جدید هزاره در عصر جهانی شدن با اندیشه های جهانی وتفکر خودباوری واقتدار خواهی وشرافتمندانه زندگی کردند به عرصه اجتماع آمده اند بااندیشه ی مبتنی براسلام وناظر بر بنیادی ترین اندیشه های انسان محور جهان ازموجودیت انسانی وحق شهروندی خود دفاع می کنند.

بنا بر این درچنین شرایط وبا چنین نسل بیدار وآگاه ودارای تفکر عالی واندیشه متعالی نمی توانید مثل گذشته رفتار کنید وباید واقعیت های موجود جهان وزمان را قبول کنید وبازمان شناسی ودرک شرایط جهانی به سیره وعرف فقهای سلف اسلام عمل کنید ودرهنگام فتوادادن ها به زمان ومکان فتوا هم بی اندیشید ومتعلق فتوای خود را خوب بشناسید .

قاعده استحسان

یکی ازقواعد منطق فقه یعنی اصول فقه در میان علمای گرامی اهل سنت ،قاعده استحسان است که علما ی گرامی مالکی،حنفی وحنبلی آن راحجت می دانند و درمواقع که نصی از کتاب وسنت دردست نداشته باشند به این قاعده متمسک می شوند وبراساس قاعده استحسان حکم استحسانی استنباط می کنند.

اگرچه دانشمندان کحترم اهل سنت ازقاعده استحسان تعاریف مختلف وگونه گوم دارند اما از نظر مضمون ونتیج همگی یکی است که درذیل خلاصه آن رامی آوریم:

ابوالحسن کرخی ازعلمای بنام حنفی میگوید:

الاستحسان هوالعدول فی مسألة عن مثل ماحکم به فی نظائرها الی خلافه لوجه اقوی یقتضی الدول یعنی استحسان آن است که دریک مسئله ازحکمی که درنظائر آن است عدول نموده وبه خلاف آن رأی دهیم :به خاطر جهت قوی تر-المستصفی-امام محمد غزالی ج1ص281

علمای مالکی درتعریف استحسان چنین گفته اند:

الاخذ بمصلحة جزئیة فی مقابل دلیل کلی یعنی:برتری دادن مصلحت خاصی دربرابر دلیل کلی-مواقفات –شاطبی ص 205

علمای حنبلی درتعریف استحسان آورده اند:

هوالعدول بحکم المسأ لة عن نظائرها لدلیل خاص من کتاب وسنة یعنی درمسأله ای ازاحکمی که نظائر آن مسئله دارا هستند به دلیل خاصی عدول کنیم –مباحث ازاصول فقه-دکتر سید مصطفی محقق داماد-دفتردوم ص173

قاعده مصالح مرسله

یکی دیکر از قواعد منطق فقه درنزد علمای اهل سنت قاعده مصالح مرسله می باشد که در لسان علمای عامه به «استصلاح(اصول الفقه خضری ص302)»و«استدلال(ارشاد الفحول ص242)»نیز مشهور است .

غزالی در تعریف مصالح مرسله گفته است:

مصلحت ،جلب منفعت ویادفع ضرر است ولی درمقام مقصود جلب منافع ودفع مضار دنیوی ومقاصد آدمی نیست بلکه منظور حفظ مقاصد شارع می باشد کع مهم ترین آن حفظ دین ،نفس ،عقل ومال آدمیان است-المستصفی –غزالی ج1ص104 به نقل ازاصول فقه-دکتر محقق دامادص182

قاعده سدذرایع

ازدیگر قواعد منطق فقه در نزد علمای اهل سنت ،قاعده سدذرایع است .

آقای دکترسید مصطفی محقق داماد درکتاب مباحثی از اصول فقه آورده است:

سد، یعنی جلوگیری کردن ؛ وذرایع جمع ذریعه به معنای وسیله .بسیاری ازعلمای عامه معتقدند هرعملی که عادتا سرانجام منجر به مفسیده ای گردد،به استناد اصل فوق (سدذرایع) بایستی ممنوع اعلام گردد.وبه عبارت دیگر ،هرعملی که وسیله ی حرام است ،بایستی ازآنجلوگیری شود(مباحث از اصول فقه-دکترسید مصطفی محقق داماد-ص188

باتوجه به گزارش خلاصه ازاین قواعد منطق فقه، اهل سنت که تمام این قواعد دلالت داشت بر مصلت اندیشی عام ، دردو قلمرو زندگی امت اسلام یعنی قلمرو معاش ومعاد.

آقای سیاف :

اکنون پرسش این است که براساس همین قواعد پذیرفه شده منطق فقه درمذهب شما ،که عبارت باشد از مصلحت اندیشی کلان وجلوگری از فتنه های بزرگ وشقاق در صفوف امت اسلامی پس چرا شما برخلاف این قواعد عمل کردید وبا موضیع گیری های بس تفرقه افکنانه خود دشمنی های مذهبی را احیا می کنید.

آیا مصلحتی بالا تر ازاین وجود دارد که وحدت ملی رابه عنوان یک ضرورت ملی وعزت دینی پاس داریم وباسخن ونیکو بار دیگربردوستی های دوملت بیفزاییم وچون سدفولادین در برابر بدخواهان این ملت شریف قامت وحدت راعلم کنیم .

سخنی با آقای پرفیسور برهان الدین ربانی

آقای برهان الدین ربانی: شما نیز مثل دوست الازهر دیده خود آقای سیاف به مخالفت باقانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان کمربستید ومثل دوران حکومت نامشروع خود به صدور فتوا پرداختید وباردیگر به هم پیمان خود آقای اکبری ومرحوم سید مصطفی کاظمی پشت نموده عهدوپیمان خودرا زیر پاگذاشتید.

آقای ربانی :بسیاری ها براین باوربودند که شما از گذشته ی سراسر تاریک خود درس های گرفته باشید وترور ناجوانمردانه فرمانده احمدشاه مسعود، شما را از خواب غفلت بیدار نموده به سرعقل آورده باشد.

اما موضع گیری شما درقبال قانون احوال شخصیه اهل تشیع ، نشان داد که شما تصمیم ندارید انسان دارای تعهد وصادق در پیمان های خود باشید وهنوز هم باورندارید که شما هم مثل قومیت هزاره وازبک به یک متحد استراتیژیک نیاز دارید وتمی توانید بدون اتحاد با این دو قوم به جایگاه واقعی خود درسیاست دست یابید ودر استقرار دموکراسی وعدالت اجتماعی سهیم باشید.

آقای ربانی:

این شما بودید که باعث به انحراف کشیده شدن جهاد مقدس مردم افغانستان شدید.

این شمابودید که به صدور فتوا علیه ملیت های غیر تاجیک پرداختید.

این شما بودید که با ادامه حکومت نامشروع خود باعث خلق طالبان شدید وطالبان راتا دروازه های کابل آوردید تا رقیبان خود را شکست بدهید.

این شمابودید که خلاف شرع نبی وسیره خلفای اسلام به غارت گری پرداختید وکابل را به جهنمی بدل کردید وامروزنیز هر قطره خونی که در افغانستان ریخته می شوود شما مسئول هستید

جهاد مردم افغانستان علیه اشغالگران شوروی آن روز ،جهاد مقدس بود ودر این جهاد مقدس همه ی اقوام ساکن در افغانستان حضور داشتند وهمین اتحاد مقدس ورستاخیز بزرگ دینی بود که ابرقدرت بلامنازع شرق را از صفحه ی روز گار محوکردند وجهان را به تحسین واداشتند وجهان به جهاد ومردم افغانستان به دیده احترام می نگرستند ودرس آزادگی وغیرت وحماسه را ازاین ملت می آموختند.

اما این پیروزی برکفرجهانی بسیار زود بدل به فرهنگ جنگ سالاری کور وانحصار طلبی قدرت وتمامیت خواهی دینی ونژاد پرستی عصر جاهلیت شد.دیگر افغانستان ومردم افغانستان ،آن افغانستان حماسه نامیده نمی شد ومردم افغانستان دیگر خداپرستان جهاد گردرراه خدا وکرامت انسان ...

آقای ربانی:

آیامی دانید چرا چنین شد؟

چراحماسه بدل به جنگ خانه به خانه شد؟

چرا آن اتحاد مقدس دوران مبارزه الحاد بدل به نفاق وشقاق شد ملی شد؟

چرا برادر سینه ی برادر نشانه گرفتتند؟

چرا آن جهاد توأم باایثار وجان بازی بدل به یاغی گری وغارت وآدم کشی شد؟

چراعفت ناموس ملت بعد از پیروزی به حراج گذاشته شد؟

چرا سینه های دوشیزگان دریده شد؟

چرا کودکان دردامان مادران شقه شقه می شد؟

چرا شهرکابل شهرارواح شد؟

چرا شهرها ویران شد وقبرستان هاآباد؟

آقای ربانی: شما خوب می دانید که این ها همه نتیجه ی همان حکومت نامشروع شما بود .همان حکومتی که باید بعد از شش ماه به شورای قیادت ورهبری واگذار می شد تا مرحله به مرحله به سمت انتخابات پیش می رفت اما همان حکومت شش ماهه شما چند سال طول کشید؟

حاصل آن حکومت چه بود؟کابل چرا بدل به جنک های خیابانی وخانگی شد؟

درزمان حکومت نامشروع شما بود که از زمین خون می جوشید واز آسمان مرگ می بارید.

در دوران خدایی شما بود که خواب مردم مرگ بود وبیداریش بیدون سرایستادند.

این حکومت نامشروع شما بود که ناموس ملت را به حراج گذاشت ودوسیزگان این آب وخاک چون پرندگان پرشکسته اسیر چنگال کرکس های کلاکج شما بود.

این وزیر دفاع دولت نامشروع شما بود که پشتون را سرمی برید وبرپیکرش میخ می کفت ویادر آتش می سوزاند وبعد آرم حزب وحدت اسلامی را روی آن پیکر نیم سوخته وبه میخ کشیده حک می کرد وبه قندهار می فرستاد که تا پشتون هزاره را انسان های وحشی ودرنده خو پندارد وکمر به تقل هزاره بند.

این وزیر دفاع شما بود که فلیم رقص مرده می ساخت واحساسات قومی برقومی دیگر می شوراند.

این وزیر دفاع حکومت شما بود که فلیم تجاوز به زنان را راهی کوچه وبازار می کرد تا آتشفشان غیرت اقوام را ...

این وزارت دفاع شما بود که سینه زنان وطن را می درید ونام قومی ازاقوام ساکن را روی آن می نوشت ودشمنی خلق می کرد.

آری آقای ربانی،این شمابودید که باحکومت نامشروع خود دشمنی می کاشتید ومرگ درو می کردید.

صدور فتوای تکفیرعلیه ملیت های غیر تاجیک

راستی آقای ربانی یادت هست که ،به آقای گلبدین حکمتیار چه نوشته بودید؟

نه حتما یادت هست نه؟یادت هست که نوشته بودید:

برادر مجاهد امیر امام گلبدین حکمتیار سلام!!

برادر مجاهد:

بیا دست بدست هم بدهیم ودر جهاد مقدس تراز جهاد باروس ها،بامشرکان هزاره وکافران ازبک باهم جهاد کنیم واین کافران ومشرکان را از کابل بیرون برانیم.

ها!یادت هست نه؟نه شاید یادت نباشد چون دیگر آن وزیر دفاع عزیز تان نیست.

اما اگر یادت نبود حتما این فتوای تحریم قانون احوال شخصیه اهل تشیع را صادر نمی کردید .حتما این فتوا را اول برای آقای سیاف فرستاده بودید همان طور که آن نامه را برای آقای حکمتیار فرستاده بودید.

راستی یادت می آید که وقتی آقای حکمتیار آن نامه را به عبدالعلی مزاری وژانرال دوستم فرستاد وبه پاسخ شما جواب منفی داد و شما آن فتوای تکفیر هزاره وازبک را به رادیو وتلویزیون دولت مستعجل خود دادید وشورای نام نهاد حل وعقد هم بر آن مهر تأیید زدند.

راستی حضرت آقای ربانی :دنیا که اعتبار ندارد نکندشما هم ناگهان مثل وزیر دفاع عزیز خود جوانمرگ شوید. پس تا جوانمرگ نشده اید، وصیت کنید که آن نامه ی به آقای گلبدین حکمتیار،فتوای تکفیر هزاره وازبک واین فتوای تحریم قانون احوال شخصیه اهل تشیع را درلای کفن مبارک گذارند تا سند افتخار مسلمانی وجهاد شما باکفار باشد وگذرنامه شما به سوی باغ جحیم همیشه آفتابی وبی زمستان باشد.

خلق طالبان خلاف شرع نبی وسیره خلفای اسلام

آقای ربانی :

ربانی امروز ه طالبان والقاعده در افغانستان بدل به یک قمار سیاسی شده اند وهرکسی بخواهند امتیاز سیاسی بدست آورند خودرا ضدطالب والقاعده معرفی می کنند ودر بدنام کردن طالبان والقاعده چنان دروغ های را می تراشند که حتی خدا هم از این دروغ ها به شک می افتند که نکند واقعیت همینطورباشد که این آقایان می گویند.

این که طالبان والقاعده درافغانستان جنایت های ضدبشری انجام داده اند وطالب والقاعده جنایتکاران حرفیی هستند که جهان را تکانده اند هیج جای شکی نیست.

اما سؤال اصلی تاریخ این است که :چرا طالب به وجود آمد والقاعده به افغانستان راه پیداکرد؟

تاهنوز هرپاسخی که حول محور این مسئله داده شده اند صورت مسئله را پاک کرده به مغالطه پرداخته وارتش پاکستان ومرحوم بی نظیر بورا خالق گروه طالبان وحامی القاعده مطرح نموده اند.

این که پاکستان ازطالبان حمایت نموده وهنوز هم می کنند از آفتاب هم روشن تراست.ولی سؤال اصلی این است که چرا طالبان باگذشت سه سال از پیروزی مردم افغانستان برمتجاوزان روس واجماع گروه های جهادی پیشاورنشین بر یک دولت عبوری وتعیین زمانی برای انتخابات سراسری ،طالبان خلق شد وافغانستان را باپرچم های سفید وبدون خونریزی گرفتند و وقتی مثل شما بردوام حکومت مطلقه العنان خود ادامه دادند افغانستان بدل به جوی خون شد وشد آنچه که نباید می شد.

آقای یربانی:

یک ضرب المثلی هزارگی است که می گوید:

روره به خداکن وپشت خوره دزمه ،خوخته خودتو قضاوت کن»

اکنون نیز بیا بینی وبین الله،چرا طالبان به وجود آمد؟

آیا این شما نبود که حکومت خودخوانده ونامشروع خود چنان ظالمانه وباخوشنت برمردم افغانستان تحمیل کردید که ازآسمان مرگ می بارید وازمین خون می جوشید؟

آیاهمین مسئله باعث خلق طالبان نشد؟همین علت نبود که وقتی طالبان چرچم های سفید را به نشانی صلح وامنیت برفراز دستان شان به اهتزاز در آوردند،ملت افغانستان به استقبالشان رفتند وتادروازه های کابل با سلام وصلوة نیاوردند؟

اتفاقا وقتی آقای حکمتیار با این گروه درگیری مبارزه شد این شما نبودید که از همین گروه حمایت کردید واین گروه را فرزندان خدا درزمین نخواندید؟

آیا این شمانبودید که وزیر دفاع خود فرمانده احمدشاه مسعود را به استقبال گروه طالبان به چهار آسیاف فرستادید واحمد شاه مسعود سلاح مخصوص کمری خود را به نشانه وفاداری به گروه طالبان به ملابرجان فرمانده کل طالبان در چهار آسیاب تسلیم نکردند؟

آیا همان وزیر دفاع شما به ملابرجان نگفته بود که :

مشکل شما فقط عبدالعلی مزاری در غرب کابل است اگر عبدالعلی مزاری را ازسرراه خودبردارید دیگر هیچ مانعی برای ورود شما به کابل نیست وکابل کاملا دراختیار شما است ودر همان لحظه سلاح مخصوص خود را ازکمربازنموده به نشانه وفادرای به ملابرجان ،داد.

بله آقای برهانی این طالبان امروز همان طالبان دیروزی هستند که شما آنان را دروازه های کابل به عنوان منادیان صلح همراهی کردیدتابتوانید ...

آقای ربانی امروز هر قطره خونی که

در افغانستان ریخته می شود شما مسئول هستید

آقای ربانی باتوجه به آنچه تااین جا مطرح شد ،این شماهستید که مسؤل ویرانی افغانستان وخون های که ریخته می شوند ،می باشید.

یقینا اگر حکومت شش ماهه ی شمابدل به یک امپرا طوری مطلق العنان نمی شد وشما براساس همان قرار داد پیشاور حکومت شش ماهه خودرا به شورای قیادت ورهبری تسلیم می کردید وافغانستان مرحله بمرحله به سوی انتخابات آزاد وسراسری پیش می رفت دیگر نه طالبان به وجود می آمد ونه امروز امریکا در افغانستان حضورداشت ونه شما امروز پیش مرگ امریکا برای اشغال افغانستان می شدید.

آقای ربانی، براستی که از انسان مثل شما چشم یاری داشتن ووفای بعهد بدور از عقل سلیم است.

بخش دوم

رسوایی اخلاقی متولیان مذهب، شورای علمای افغانستان

شورای علما ی افغانستان یک نهاد شیعی است که رهبری آن را آقای آیت الله محسنی به عهده دارد وهمان طور که ازنامش پیدا است ،اعضای این شورا همه از علمای شیعه هستند ودرمواقع که احساس مسؤولیت ورسالت کنند به صدور اعلامیه وبیانیه مبادرد می کنند وهرگاه که سلاح ومصلت تشکیلاتی خود را در صدوربیانیه ندانند اعضای این شورا به مصاحبه های با رسانه ها رو ، می آورند وغیر رسمی به بیان دیدگاه شورای علما می پردازند.

ازجمله در قضیه تصویب قانون احوال شخصیه بعضی از اعضای این شورا با سایت های خبری مصاحبه های داشته اند وگروه ناشناسی هم با نام شورای علمای شیعه در مشهد اطلاعیه های را در این باره صادر نموده اند.

ولی متأسفانه مصاحبه های اعضای شورای علما وبیانیه های این شورا فقط وفقط حول محور یک مسئله می چرخد:

می خواند آیت الله محسنی را خداوندگار این قانون ومسؤل اصلی به تصویب رساندن این قانون در پارلمان معرفی کنند.

دراین بخش می خواهم نگاهی گذرا به برخی ازمصاحبه های اعضا وبیانیه های شورای علما داشته باشم تا ببینیم که این متولیان دین ورهبانان مذهب تا کجا اخلاقی عمل نموده وچقدر به ناگفته های این قانون پرداخته وباید ها ونباید های قانون را بازخوانی وباز کاوی نموده اند.

اما راجع به نقش آیت الله محسنی در روند تدوین وتصویب قانون احوال شخصیه ،من قبلا در نوشته ی دیگری تحت عنوان« » نقش آیت الله محسنی را گفته ام که درسایت های افغانی نشرشده است ودر این نوشته بنای تکرار آن راندارم ولی در این نوشته اززاویه دیگر به نقش آیت الله محسنی می پردازم.

چنان که قبلا گفته ام اگر نقش هدایتی وراهنمای های علمی آیت الله محسنی نبود ،شاید این قانون هرگز وجود خارجی پیدانمی کرد وباز اگرتلاش های علمی وسیاسی آیت الله محسنی نبود به احتمال قریب به یقین درپارلمان تصویب نمی شد وآقای کرزی آن را توشيح نمی کرد.

اما آقای محسنی با همه ی عظمت علمی وجایگاه دینی وسیاسی خود،متأسفانه در جامعه هزاره منشأ نفاق وشقاق بوده و باهزار تأسف باید گفت که هنوز هم هست.

من به گذشته آقای محسنی برنمی گردم وحول ومحورهمین قانون احوال شخصیه سخن می گویم.

من قبلا هم گفته ام وباز هم می گویم، من آقای محسنی را از دوزاویه می نگرم :1 این که ایشان یک عالم درجه اول شیعی است2 – این که ایشان برای جامعه هزاره منشأ نفاق وشقاق است.

گفتم به گذشته برنمی گردم وحول ومحور همین قانون احوال شخصیه سخن خواهم گفت و نشان خواهم داد که چگونه آقای محسنی درهمین قانون نیز منشأ نفاق وشقاق قرار گرفته است.

برای روشن شدن مسئله ابتدا به بخش های از اعلامیه های شورای علما ومصاحبه های اعضای شورای علما نگاهی می اندازیم تا برسیم به نقد آن ها واین که چراوچگونه آقای محسنی منشأ تفاق وشقاق است.

خبرگزاری صدای افغان(آوا)کابل حمل ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۴۳ گزارشی را به نقل از مصاحبه سه تن ازاعضای شورای علما به نشر رسانده است که بخش های ازآن گزارش و مصاحبه را باهم می خوانیم:

كارشناسان در مصاحبه اختصاصي با خبرگزاري صداي افغان سیدحسین عالمی بلخی،سید جعفر عادلی و رضوانی بامیانی نقش اصلي را در تدوين و بازنگري قانون احوال شخصيه تشیع، شوراي علماي شيعه به رهبري آيت الله محسني ايفا كرده است .

 نقش موثر
آقاي عالمي جايگاه قانون اساسي افغانستان را در تصويب قانون احوال شخصيه مهم دانست و تاكيد كرد: درماده 131 قانون اساسي، براي اهل تشيع اين حكم داده شده است كه در قضاياي احوال شخصيه به قانون احوال شخصيه خود مراجعه نمايند.
وي فرمان رئيس جمهور در صدور حكم تدوين و تسويد قانون احوال شخصيه را مهم دانست و نقش وزارت عدليه، استره محكمه، دانشكده شرعيات،وزارت حج و اوقاف،‌ آكادمي علوم، شوراي علماي افغانستان و به خصوص آيت الله محسني را در تدوين، تسويد و بازنگري اين قانون مثبت ارزيابي كرد.
اين درحالي است كه آقاي رضواني معتقد است، نقش اصلي را در تدوين و بازنگري قانون احوال شخصيه، شوراي علماي شيعه به رهبري آيت الله محسني ايفا كرده است ».

همچنین دربیانیه های که در مشهد بنام شورای علما صادر شده آمده است:

درتصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع بازهم آیت الله محسنی درخشید.

ملت رشید ،متدین،شهیدپرورومجاهد ما می دانند که تنها حضرت آیت الله محسنی(دامت برکاته)بودکه باخدمات دینی وبنیادی خویش،افتخار وسربلندی رابرای ملت افغانستان به ارمغان آورد که برخی عبارت اند از:

1 – گنجاندن اسلام درپسوند دولت موقت درلوی جرگه اضطراری2 – تلاش برای درج اسلام درپسوند جمهوری اسلامی درقانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان

3 – رسمی ساختن مذهب جعفری درکنار مذهب حنفی درقانون اساسی کشور

....

8 – باطرح ورأی ونظر فقهی آیت الله محسنی زیر نظر مستقیم ایشان قانون احوال شخصیه اهل تشیع باهمت والا وقلم سیوایی عده ی ازمحققین افغانستانی آگاه به حقوق وفقه اهل بیت ازحوزه ...وباپیشنهاد وتلاش های پیگیر ومقتدرانه حضرت آیت الله محسنی(دامه ظله)بتاریخ 19/11/1387درپارلمان وبه تاریخ 4/12/1387درمجلس سنا به تصویب رسید».

البته در اعلامیه های دیگر این شورا چیز های دیگری دررابطه به این قانون گفته شده است که من از میان آن متعادل ترین آن اعلامیه ها را برگزیدم.

چنان که ملاحظه کردید در مصاحبه اعضای شورای علما با خبرگزاری صدای افغان ودراعلامیه شورای علما شیعه افغانستان ،روند تدوین تا مرحله تصویب آن را در پارلمان به آقای محسنی نسبت می دهند واین چنین القاع می کنند که این قانون با طرح وابتکار وهزینه مالی وثرمایه ی علمی آقای محسنی تهیه شده است .

اما حقیقت غیر ازاین است که اعضای محترم شورای علما بامصاحبه وبیانیه از آن سخن می گویند وعده دیگر همین قانون را به وزارت عدلیه نسبت می دهند وجناب آقای سید حسین عالمی بلخی یک لیست بلند بلااز« وزارت عدليه، استره محكمه، دانشكده شرعيات،وزارت حج و اوقاف،‌ آكادمي علوم، شوراي علماي افغانستان و به خصوص آيت الله محسني»

نقش آفرینانی در تدوین وتصویب قانون احوال شخصیه ردیف کرده است که آدم گمان می کند برای تدوین قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان میلیون هادلار مصرف شده وده هانهاد بسیج شده وده ها کارشناس حقوقی شبانه روز روی این قانون کارعلمی نموده اند .

اما واقعیت غیر از این است که آقایان سید عالمی وسید رضوانی می گویند .

این قانون وقتی در مشهد به همت فرزندان صادق ودانشور هزاره تدوین می شد هیچ کسی وآن نهاد های که آقای عالمی ردیف کرده، درجریان نبودند واتفاقا بعضی از همین اعضای شورای علمای آقای محسنی وقتی خبر شده بودند که جمعی از طلاب رسالت بدوش هزاره مشغول تدوین قانون احوال شخصیه هستند همین جمع را مسخره می کردند.

وقتی این قانون تدوین می شد همین آقایانی که الآن برای انتساب آن به فلان وبهمان آدم ونهاد، یخه می درند ،آن روزگاران برسفره هزار رنگ و طعم می نشستند واین در حالی بود که همین فرزندان وسربازان گمنام ملت در یک زیر زمینی تنگ وتاریک روزها ماست ونان سنگگ می خوردند وکتاب های متون را ازبی پولی از کتابخانه های مشهد به امانت می گرفتند.

آقای محسنی هم بیش تر از دو واند هزار دلار برای این قانون مصرف نکرده است والبته نظارت علمی داشته وپشتبان قوی علمی وروحی برای تدوین کنندگان بوده که خدا خیر ش عطافرماید.

آقای محسنی نقش هرقدر هم تعیین کننده باشد اخلاقا نمی توان این قانون را به ایشان نسبت داد ودانش تدوین کنندگان آن را نادیده گرفت.

اما چرا امروزه شورای علما سعی دارند که این قانون را به ریش آقای محسنی بچسپانند؟

من نیت درونی کسانی که تلاش دارند این قانون را کارعلمی آقای محسنی بنامند نمی دانم واز نیت ودرون وضمیر انسان ها فقط خدا آگا هست وبس.

اما منشأ این نفاق وشقاق شحص آقای محسنی است وآقای محسنی اخلاقا حق نداشت که این قانون را کارعلمی خود وانمود می کردند تا با وانمودکردن ایشان تخم نفاق وفتنه درجامعه جوانه زده به شاخ وبرگ نشیند.

اولین اشتباه اخلاقی آقای محسنی این بود که پیش نویس این قانون را در نشریه خود بنام «مجله معرفت» چاپ کرد ودر مقدمه آن باعباراتی بیمار برخواننده القاع نمود که خود او با اجیرکردن چند محقق وکار شناس این قانون را تهیه کرده است.

آقای محسنی می توانیست با برپایی یک کنفرانس نقد علمی پیش نویس قانون احوال شخصیه در مدرسه اش ودعوت از تدوین کنندگان قانون ومعرفی آنان به ملت، هم ریشه این نفاق را می سوزاند وهم از بروز ابراز نظرات ضدونقیض درباره این قانون جلوگیری کنند ودر آن صورت این قانون روند طبیعی علمی وقانونی خود را طی می کرد.

کاش شورای علما بجای غوغا سالاری

رستاخیز علمی را پیش می گرفت

شورای علما بجای که هزار دروغ را برزبان برانند تا بتوانند این قانون را به ریش آقای محسنی بیبندند ،می توانستند رستاخیز علمی به راه اندازند واین قانون را اززاویه های گوناگون به بررسی نشینند:

1 - قانون شناسی

2 - نوآوری های قانون شناسی ،قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان

3 - مقایسه این قانون با قوانین احوال شخصیه کشورهای جهان اسلام

4 - نواقص این قانون

5 - مقایسه این قانون با قوانین مدنی کشورهای غیر مسلمان

6 -نقش این قانون در استحکام وحدت ملی

7 - وظیفه دولت در برابر تدوین کنندگان این قانون

8 – راه های نیکو ی تطبیق واجرای این قانون در محاکم مختلط

9 – تبیین ویژگی های قضاتی که بتوانند براساس این قانون حکم صادر کنند

10 - باتصویب این قانون سرنوشت قضاوت های محلی علما ی دین چه می شود

11 - باتصویب این قانون ازدواج های شرعی ثبت نشده چه حکم دارد.

12 - هزارستان بخشی کوهستانی افغانستان است وقریه جات ،بسیارپرا کنده اند ونوعا مردم به ولسولی ها ومرگز ولایت دست رسی ندارند بعد از تصویب این قانون قریه های بدوراز مراکز دولتی چه کنند ؟آیا کما فی السابق به داوری ومصالحه آخوند قریه وریش سفیدان و..قناعت کنند ویا شوراهای قضای تشکیل شود ودر قریه جات شعبه های داشته باشند.

13 - آیا قاضی سنی می تواند با وجود این قانون دعاوی شیعه را قضاوت کنند

14 - اگر طرفین دعوا شیعه وسنی باشند براساس کدام قانون حکم صادر شود

15 - اگر زوجین یکی شیعه ویکی سنی باشند، کدام قانون حاکم است قانون فقه حنفی ویاجعفری

16 - اگر زن شیعه وشوهر سنی ویا برعکس باشند معیار تمکین،نفقه وارث براساس کدام قانون باشد

17 – کتاب تجارت این قانون باتجارت دنیای امروز چقدر هم خوانی دارد.

وده ها کارعلمی دیگر وجود دارد که لازم است درباره این قانون و پیامد های به تصویب رسیدن این قانون انجام شود.

اگر شورای علما واقعا دلش برای این فانون می سوزند ، چرا از این کار های علمی نمی کنند وفقط سعی وتلاش دارند که این قانون را به ریش آیت الله محسنی بچسپانند.

همین اکنون که این قانون تصویب شده ورئیس جمهور آن را توشيح نموده است وشورای علما برای آن عمامه ی از ریش آقای محسنی می بافند و جامه ی شورای علمای بر تنش می دوزند ،رادیو ،تلویزیون ورسانه های نوشتاری وغیر نوشتاری دنیای کفر واستکباردارند کارد برگلوی آن می ماسند وقصد قربانی کردند آن دارند و ماده 261- آن را ضدحقوق بشر می خوانند وبه شیعه تهمت به برد گی گرفتن زنان و تهمت تجاوز جنسی به زنان، می زنند ؛ شورای علما کجایند؟چرا هیج یک از پهلوان پنبه های شورای علمای لمیده بر سفره امام زمان، قامت غیرت نمی آرایند ورایت علم برنمی افرازند وبرقائمه برهان به نماز نمی ایستند وازمأذنه مذهب برگوش فطرت انسان نغمه توحید نمی خوانند تاشبهه زدایند وایمان بگسترانند ؟

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
اعلان ولسوالی شیبربامیان، به حیث ولسوالی صلح - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 138
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/21ساعت 11:18  توسط اسدالله جعفری  | 

ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد



ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد ساعت یک نیم بعد از ظهر روز گذشته قاضی محمد اسحاق شیر زاد ریس محکمه شهری از سوی مردم خشم گین مزکزولایت دایکندی به جرم رشوه ستانی وفساد اخلاقی به شدت مورید لت کوب قرار گرفت مردم انچنان خشمگین بود که تلا ش پولیس قوماندانی امنیه واعضای شورای ولایتی جهت جلو گیری مردم از این اقدام را به جای نبر نادر دوران امر امنیه قومانی امنیه که می خواست از مردم ممانعت به عمل بیاورند وی همرای محافظینش نیز مورید لت کوب مردم قرار گرفت مردم خشمگین که تعداد شان بالای دوهزار نفر تخمین زده می شد به شکل خود جوش ابتدا به ریاست محکمه شهری هجوم اورند ضمن شکستن در وپنجره محکمه قاضی که در کومود پنهان شده بود برون کشیده شد از محکمه الی پای بازار نیلی توسط مردم مورید لت کوب قرار گرفت که اثر شدت لت کوب قاضی شیر زاد دوبار بی هوش شد . بنا به کفته مردمی که دست به این اقدام زده بود انها سه روز قبل مقامات امنیتی را در جریان گذاشته بود وچندی بار از فساد اخلاقی ورشوه ستانی قاضی شیرزاد شکایت کرده بود ولی از سوی ارگان های ذیربط اقدامی صورت نگرفت واین مردم خود دست اقدام شدن تاج محمد یکی از شرکت کنندگان در لت کوب قاضی گفت این چندمین بارکه مسئولین دولتی وبعضی از موسسات دست به کلا برداری وتجاوز جنسی ورشوه ستانی می زند ولی هیچ کسی در این زمینه اقدام نمی کند ومامردم مجبور شدیم که دست به اقدام بزنیم ویکی دیکر از این تظاهرات کننده گان گفت این اقدام ما پیام روشن به مسئولین ومقامات است اگر شما اقدام نمی کنید ما خود افراد فاسد را مجازات می کنیم این تظاهرات پس از سه ساعت با پادر میانی امنیت ملی وقوماندان امنیه مردم قاضی شیرزاد را تحویل نهاد های امنیتی دادند وامنیت ملی وقوماندانی امنیه به مردم تعهد سپرد که موضوع را پیگیری ومجرم را مجازات خواهدمنبع

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر

اعلان ولسوالی شیبربامیان، به حیث ولسوالی صلح - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

 

+ نوشته شده در  88/01/21ساعت 1:55  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

باران غم

     ناگــــــــــــــهان آسمان تیره و تار شد. ابر غلیظ با چهره سیاه و عبوس اش، جای فضای دلنشین و سبزینه از عکس های زیبای گل های کوکنار را گرفت.
 
     باران غم و ضربات پیهم چپلی های ده نمبری از چهار طرف بر سر و صورت جلالت مآب سوسک باریدن گرفت. سوســــــــک بیچاره که تازه دنیا خوشش آمده بود، یکباره در جاده تنهایی و مظلومیت قرار گرفت. او به هر طرف و بسوی هر کـــسی برای کـمک دوید، ولی متاسفانه بخاطر سابقه لکه دارش فقط و فقط دست رد به سینه اش خورد. 
 
      سوســــک عـــزیز، که دنیا را تنک و هر روز را بیشتر از دیروز بـــــی وفاتر می دید. روز پنجشنبه، بتاریخ 26 مارچ سال 2009م. دل را به دریا زده و تا توانست شـــــراب نوشید. و بعد تلو تلو خوران بسوی چپلی رفته و گفت:"تو خو بچیم رفاقــــــــت ره نفامیدی و آدم نه شدی. حالا هرچه که زده می تانی بزن. مگر از یادت نره که لالایت هــــم آرام نه ششته و کار خوده کده. باز از مه و تو ده میدان معلوم میشه."

+ نوشته شده در  88/01/16ساعت 11:22  توسط عبدالله رفیعی  | 

دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره

بنام خدا

اسدالله جعفریjafari.asadollah@gmail.com

سفر اخیر آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس شورای مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران به عراق ودیدار ایشان با آیات عظام ومراجع تقلید ومخصوصا دیدار ایشان با آیت الله العظمی فیاض مرجع هزاره تبار تبعه عراق،برای جامعه هزاره درس های در بردارد که نمی توان ازآن چشم پوشی کرد.

دیدار آقای هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی سیستانی مرجع ایرانی الاصل تبعه عراق ازنظر ملی وسیاسی برای هاشمی رفسنجانی وملت ایران یک ضرورت اجتماعی وسیاسی بود وآیت الله هاشمی رفسنجانی نمی توانست به دیدار آیت الله سیستانی نرود واصلا فلسفه سفر آقای هاشمی به عراق دیدار با آقای سیستانی بود.حال این ضرورت چه بود بماند وربطی به ما هم ندارد.

اما دیدار آقای هاشمی با آیت الله العظمی فیاض جای تأمل(لا اقل برای جامعه هزاره) بسیار دارد ومی تواند راز های سربمهر را بازگو کند.

دیدار آقای هاشمی با آقای فیاض صرفا یک دیدار مذهبی صرف نبود واگرنه شخصیت دینی بزرگ دیگر مثل آیت الله العظمی سید محمد تقی مدرسی در کربلا حضور دارد واز شخصیت های طراز اول جهان اسلام می باشد ودر جهت گیری های سیاسی عراق از محور ی ترین شخصیت ها بوده وهست اما در خبر ها اعلام نشد که آقای هاشمی با ایشان دیدار کرده باشد.

نکته ی دیگر این که دیدار هاشمی با آقای فیاض دیدار دوعالم دینی واحترام هاشمی به علم و عالم هم نیست واگرنه هاشمی وقتی به شهر قم سفر می کند وبا بزرگان حوزه ومراجع تقلید (به جز استادش آیت الله العظمی منتظری که مسائل سیاسی ورهبری در میان است) دیدار می کند اما در همین قم شخصیت بزرگ علمی ودینی جهان اسلام آیت الله العظمی محقق کابلی نیز حضوردارد اما تاهنوز دیده نشده است که آقای هاشمی رفسنجانی وقتی به شهر قم سفر می کند به دیدار ایشان رفته باشد ویا به ایشان یک تلفن زده باشد.

همین مسئله است که دیدار هاشمی با آقای فیاض را برای جامعه هزاره قابل تأمل می سازد وهزاره را به تفکر وامی دارد وانسان هزاره را به دیگر اندیشی وباز خوانی خویش برمی انگیزد.

شاید گفته شود که آقای فیاض یک شخصیت علمی طراز اول حوزه نجف اشرف است وهمین شخصیت علمی آقای فیاض آقای هاشمی را به دیدار ایشان ترغیب نموده است وقطعا اگر آقای محقق کابلی هم در موقعیت وجایگاه آقای فیاض بود آقای هاشمی به دیدار ایشان می رفت.

در پاسخ به این پرسش چند نکته را باید درنظر داشت:

1 – جایگاه علمی آیت الله فیاض وآیت الله محقق کابلی

2 – موقعیت سیاسی آیت الله فیاض وآیت الله محقق کابلی

3 – موقعیت زمانی ومکانی فیاض و محقق کابلی.

جایگاه علمی آیت الله فیاض وآیت الله محقق کابلی

آیت الله فیاض وآیت الله محقق کابلی هردو از چهره های تابان حوزه نجف اشرف واز شاگردان درجه اول مرحوم امام خویی اند واتفاقا آقای محقق کابلی از آقای فیاض مقدم تر است وشهرت علمی وفقاهتی آقای محقق کابلی به نیم قرن پیش بر می گردد وهم زمان با شهرت علمی مرحوم سید سرور واعظ کابل صاحب مصباح الاصول است .

آن زمان که محقق کابلی به عنوان یک فقیه ومجتهد مطرح بود حضرت آیت الله العظمی فیاض شخصیت شناخته شده نبود ودرخارج از نجف وحلقه درس امام خویی نام ونشانی چندانی نداشت چون اثرماندگار ایشان«المحاضرات» (که امروزه حوزه های علمی دنیا بی نیاز ازآن نیست ومرحوم خویی با همین تقریرات آیت الله فیاض وتقریر مرحوم واعظ شهره آفاق شد )هنوزچاپ نشده بود ولی آقای محقق کابلی در افغانستان حوزه درس داشت ومدرسه بزرگ وآبرومند وشاگردان جودةالفکر ووقاد الذهن وزمان شناسی را تربیت کرده بود.

به همین جهت بود که محقق کابلی از حوزه نجف بدور ماند وبه مرور زمان آقای محقق کابلی از ذهن حوزه نجف محو شد ومحقق کابلی به کارهای سیاسی روی آورد ودر دوران جهاد درکنار مردمش ماند وهمین دوری محقق کابلی از نجف باعث شد که شخصیت های بزرگ چون سیستانی وفیاض به عنوان شاگردان خلف واعلم فالاعلم مطرح شوند وبا فوت مرحوم خویی این دو شخصیت، مرجعیت شیعه وزعامت حوزه کهن سال نجف را عهده دار شوند.

شاید این سخن برای حوزه نجف وقم سنگین باشد اگر بشنود که حضرت آیت الله محقق کابلی درنسبت به حضرات آیات عظام نجف ، همان نسبتی را دارد که مراجع فعلی قم در نسبت با آیت الله العظمی منتظری دارند چنان که آقای منتظری در زمانی به عنوان یک مجتهد مسلم مطرح ومورد اطمینان مرجع وقت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بود که این مراجع فعلی قم شاگردان آقای منتظری بودند ودر دفتر آقای بروجردی پیش ایشان امتحان خارج می دادند.

آقای محقق کابلی نیز زمانی به عنوان مجتهد مسلم مطرح بود که حضرات آیات عظام سیستانی وفیاض به عنوان شخصیت های فاضل مطرح بودند نه مجتهد مسلم واز امید های فردای حوزه علمیه نجف به شمار می رفت البته آقای فیاض در نسبت به آقای سیستانی مقدم بود وآقای خویی به آقای فیاض از آقای سیستانی عنایت بیشتر داشت این مسئله را شما در نوشته ی به جای مانده ازشهید عبدالمجید خویی درباره آقای فیاض می یابید.

پس شخصیت علمی آقای محقق کابلی همطراز با شخصیت آقای فیاض است ودیدار آقای هاشمی با آقای فیاض در نجف ونرفتن ایشان به دیدار آقای محقق کابلی درسفرهای قم ایشان ،هیج انگیزه علمی ودینی ندارد.

درست است که آیت الله هاشمی رفسنجانی از شخصیت های درجه اول علمی وسیاسی جهان اسلام است وقرائت او از اسلام قرائت کاربردی تر ومطابق با حرکت تاریخ واقتضای زمان ومکان است وهیج کسی دیگر نمی تواند هاشمی شود واگر هاشمی نباشد نظام جمهوری اسلامی ایران ناخدای انقلاب رااز دست خواهد داد ودنیای اسلام سیاستمدار ونظریه پرداز چون او را یاندارد ویابسیار کم دارد ،اما با همه ی این اوصاف وفضیلت های ایشان،دیدار ایشان با آقای فیاض ونادیده گرفتن آقای محقق کابلی وبی اعتنای ایشان به آقای محقق کابلی انگیزه سیاسی دارد نه دینی وعلمی.

موقعیت سیاسی آیت الله فیاض وآیت الله محقق کابلی

ازنظر سیاسی بین آیت الله فیاض وآیت الله محقق کابلی تفاوت های بسیاری وجود دارد که همین تفاوت سیاسی بین ایشان، هاشمی را وامی دارد که به دیدار آقای فیاض در نجف برود اما وقتی به قم سفر می کند وبا مراجع شیعه مستقر در حوزه علمیه ی قم دیدار می کند به دیدار مرجع شیعه آقای محقق کابلی نمی رود وحضور ایشان را در حوزه علمیه قم نادیده بگیرد اما وقتی به عراق سفر می کند ، نمی تواند حضور آقای فیاض را نادیده بگیرد وبه دیدار ایشان نرود.

این موقعیت سیاسی آقای فیاض بر می گردد به موقعیت زمانی ومکانی ایشان که درگزاره ی بعدی به بررسی آن می پردازیم.

موقعیت زمانی ومکانی آیت الله فیاض وآیت الله محقق کابلی

ازنظر زمانی ومکانی هم بین محقق کابلی وفیاض تفاوت های اساسی وجود دارد:

1 – آقای محقق کابلی در قم مستقر است وقم زیر مجموعه ی نظامی است که لامحاله حوزه باید سخن گوی نظام باشد ونظام حاکم برحوزه علمیه قم، مرجعیتی را برنمی تابد که سرباز این نظام نباشد.

آقای محقق مرجعی نیست که سرباز گوش بفرمان نظام باشد والبته مثل آقای منتظری منتقد نظام هم نیست اما سرباز گوش بفرمان نظام ورهبری نظام نیست چون هم مبنای فقهی آقای محقق کابلی بامبنای فقهی نظام جمهوری اسلامی ایران فرق دارد وهم از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هیچ فردی غیر ایرانی حق دخالت در سیاست های دینی وسیاسی ایران را نداردوبنا بر این ، طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ،محقق کابلی نمی تواند به عنوان مرجع تقلید به نقد سیاست های ایران بپردازد.حتی اگر آقای محقق کابلی تابعیت ایرانی هم می داشت نمی توانیست منتقد نظام باشد تاچه رسد اکنون که ایشان به صورت یک مهاجر به سرمی برد.

2 – آقای فیاض در نجف مستقر می باشد ونجف پدر معنوی دولت حاکم بر عراق است وحاکمیت عراق از مرجعیت حوزه علمیه نجف تبعیت می کند.

قانون اساسی عراق مثل قانون اساسی ایران در مرجعیت شرط عراقی الاصل بودن را ندارد وهر فردی را که حوزه نجف به عنوان مرجع قبول داشته باشد ودر عراق مستقر باشد می تواند به عنوان مرجع، ناظر حاکمیت وهادی دولت باشد وامر مرجعیت مطاع است.

مرجعیت عراق بامرجعیت در قم تفاوت های بنیادین دارد:

الف مرجعیت در قم مرجعیت دولتی است ومشروعیت خود را ازنظام می گیرد نه این که نظام مشروعیت خود را از مرجعیت.که نمونه آشکار آن آقای منتظری است با این که اکثریت مراجع فعلی ایران ورهبری وریاست مجلس خبرگان وشورای مصلحت نظام ازشاگردان آقای منتظری هستند وهمین ها بودند که برای آقای منتظری رساله چاپ کردند.اما اکنون ایشان از نظر نظام وحوزه یک مرجع رسمی نیست .

اما درعراق دولت مشروعیت خود را از مرجعیت می گیرد نه این که مرجعیت مشروعیت خودرا از دولت بگیرد.

حاکمیت ایران ناظر بر مرجعیت قم است ولی در عراق مرجعیت ناظر بر حاکمیت عراق می باشد.

ب مرجعیت در قم اصل را برایرانی الاصل بودن مرجعیت می داند واعلمیت وافقهیت بعد از ثبوت ایرانی بودن مرجع قرار دارد.

مرجعیت درنجف اصل را براعلمیت وافقهیت میداند وعراقی وغیرعراقی بودن مرجعیت هیج مدخلیت ندارد.

ج مرجعیت درقم، عملا به مرجعیت فقهی در حوزه خصوصی بدل شده است وحتی مقلد مرجع قم در مسئله سیاست واقتصاد واجتماع تابع دولت ورهبری است .

مر جعیت در نجف، عملا مرجعیت ِ توأم با ولایت نظارتی است ودولت وحاکمیت عراق حق ندارند سیاستی را برگزینند که با استنباط فقاهتی مرجعیت نجف مخالف باشد.

درست است که در حوزه علمیه قم، ولایت فقیه تبیین وتفسیر می گردد ونظام جمهوری اسلامی ، نظام ولایت فقیه از نوع ولایت مطلقه فقیه است ؛ اما درمقام عمل فقها مقهور حاکمیت هستند و ولایت مطلقه فقیه دایره حاکمیتش چنان وسیع هست که هیج فقیهی نمی تواند از دایره حاکمیت آن بیرون رود وخارج از دایره حکومت به استنباط فقهی بپردازد.

در حوزه علمیه نجف سخن از ولایت فقیه نیست واصلا نجف، ولایت فقیه به سبک حوزه قم قبول ندارد وآن را یک بحث علمی طلبگی می داند نه یک تئوری اراده کشور وبه همین جهت بود که حوزه ومرجعیت نجف، حاکمیت دیکتاتوری چون صدام را برمی تابید ودیکتاتوری چون صدام به حاکمیت خود ادامه می داد ونجف هم به استنباطات فقهی خود می پرداخت وبین استنباط فقهی نجف ودیکتاتوری صدام تصادمی پیش نمی آمد.

بعد از سقوط دیکتاتور عراق، باز نجف به راه فقهی خود ادامه داد ولی درمقام عمل فقه درعراق توأم با ولایت شد وحاکمیت عملاتابع مرجعیت گردید ومشروعیت خود را ازمرجعیت می گیرد.

مرجعیت نجف، طبق استنباط فقهی خود ولایت فقیه را ولایت نظارتی ومقید می داند نه ولایت قهری ومطلقه.وهمین مبنای فقهی نجف است که نجف را حاکم بر دل ها ساخته است ومرجعیت در نجف، ولایت بر دل های مردم عراق وحاکمان عراق دارد ودولت وملت از مرجعیت می خواهند که ناظر بر حاکمیت عراق باشد وهرگاه کجیی در سیاست حاکمان دید به دولت وملت گوش زد کند ودولت وملت بطور طبیعی واز سر عقیده وایمان به هدایت های مرجعیت گردن می نهند.

د – مرجعیت درنجف عملا شورایی اداره می شود اگرچه به ظاهر آیت الله العظمی سیستانی مرجعیت مطلق را بعهده دارد وحرف آخر را ایشان می زند ودولت منتخب واشغالگران عراق به در خانه ایشان می روند اما در عمل مثلثی از مرجعیت تصمیم می گیرند وآقای سیستانی درمقام عمل بطور فردی تصمیم نمی گیرد وحتی در مواقع بسیار حساس اطلاعیه های تحت عنوان مراجع نجف صادر می شود وراز موفقیت مرجعیت نجف در همین اتحاد مقدس می باشد وهمین اتحاد مقدس مراجع نجف هستند که اشغالگران را مجبور می سازند نقش هدایت گرانه وفصل الخطاب نجف را نادیده نگیرند وهمواره به در نجف چشم داشته باشند واز نجف کسب تکلیف کنند . واگرنه طبق اسنادی که از این اشغالگران دردست برادران عراقی است، نشان می دهند که اشغالگران درهنگام اشغال عراق طرح کاربردی اش در روی کار آوردن دولت جدید بعد ازسقوط دیکتاتور عراق این بود که دولت آینده عراق دولت غیر مذهبی ولائیک از نوع ترکیه باشد ومرجعیت دینی در دولت آینده هیچ گونه نقشی نداشته باشد.

اما بعد از اشغال عراق وجنگ های خیابانی روحانی جوان سید مقتدا صدر ،اشغالگران مجبورشدند که برای خاموش کردن شعله های مقدس جهاد مقتداصدر به نجف روآورند واز مرجعیت بخواهند که نقش سنتی خود را برای خاموش کردن شعله های مقدس جهاد وقانع کردن مقتدا صدر وارد عمل شوند که همینطور هم شد واز جمله کسانی که بین مقتدا صدر ومرجعیت نجف واشغالگران میان جیگری نمود مرجعیت کربلا آیت الله العظمی سید محمدتقی مدرسی بود.

البته قبل از این که اشغالگران به مرجعیت رو آورند سعی بسیار کردند که در میان ملت عراق نفاق اندازند ومرجعیت نجف را مخالف نظم نوین قلم داد کنند ودر همین راستا بود که مجید خویی را در حرم امام علی شهید کردند وشهادت اورا به گردن آیت الله سیستانی انداختند ودر پروژه دیگر شایعه اختلاف بین مقتداصدر وآقای سیستانی را ساختند ودر رسانه های دروغ پراکنی خود نشر کردند واز زبان مقتدا صدر ایرانی بودن آقای سیستانی را مطرح کردن و... اما اتحاد مقدس مرجعیت نجف وعشق سوزان مردم عراق به مرجعیت همه ی این توطئه های شیطان بزرگ را نقش بر آب ساختند وخود اشغالگران را مجبور ساختند که در برابر مرجعیت نجف زانوی ذلت بر زمین نهند وپیشانی بندگی بر خاک سایند.

لذا همین اتحاد مقدس مرجعیت نجف است که نقش سیاسی آیت الله العظمی فیاض را برجسته می کند وشخصیت ملی گرای چون هاشمی رفسنجانی را مجبور می سازد که به دیدار ایشان برود واما وقتی به قم سفر می کند حضور مرجعیت شیعه آیت الله العظمی محقق کابلی را نادیده می گیرد واین نادیده گرفتن ایشان به علت موقعیت مکانی آیت الله العظمی محقق کابلی است .یقینا اگر آیت الله فیاض در قم مستقر بود وآیت الله محقق کابلی در نجف،حتما آقای هاشمی به دیدار ایشان می رفت وتاقیام قیامت به دیدار آیت الله فیاض در قم نمی رفت که نمی رفت.

درس های این دیدار برای جامعه هزاره

بعد از این تمهید برگردیم به درس های این دیدار برای جامعه هزاره وباید ونباید های که هزاره ناگزیر از آن ها است.

قبل از این که به درس ها وپیام های این دیدار بپردازم به نکته ی اشاره می کنم:

وقتی می گویم جامعه هزاره ،کاربرد واژه جامعه هزاره نه به عنوان یک اصطلاح جامعه شناسی است ونه به عنوان یک اصطلاح سیاسی ،بلکه واژه جامعه هزاره به معنای هویت جمعی انسانی هزاره ها است وبه این معنا شامل طیف سادات از جامعه هزاره نیز می شود ووقتی می گویم جامعه هزاره منظور من از جامعه هزاره اعم از هزاره شیعه وسنی است ودر طیف هزاره شیعه، طیف سادات نیز در متن جامعه هزاره قرار می گیرد.

امادرس های دیدار آقای هاشمی با آقای فیاض در نجف چیست ؟ویا ما چه درس های را باید بگیریم؟

من به سه درس این دیدار اشاره می کنم وامید وارم عالمان متعهد وروشنفکران جامعه ما کاستی های این نوشته را آفتابی کنند وکج تابی هایش رابا برهان های قویم مستقیم سازند ومشعل دانایی خویش بر فراز زمان برافروزند ومنار تاریخ را خداوندگاری کنند.

1 –خودباوری هزاره ها

حضور آیت الله فیاض درعالی ترین رده های علمی وسیاسی جهان اسلام،برای جامعه هزاره این پیام روشن را دربردارد که هزاره نیز مثل دیگر انسان های روی زمین می تواند درعرصه های زندگی انسانی حضور تأثیر گذارداشته وسکاندار کشتی حیات انسانی باشد وبشریت را به ساحل سلم وصلح هدایت کند وازکرامت انسانی پاسداری نموده تاریخ را ازنو بنویسد وجهان دیگر بناسازد وبر آسمان فضیلت خیمه عزت برپادارد وفرهنگ انسان محور خداپرست خلق کند.

عراق امروز نمی تواند فیاض رانادیده بگیرد وخوب می داند که فیاض یکی از قائمه های نجف است ونجف بدون فیاض تن بی سر راماند .

اشغالگران وبازی گران صحنه سیاسی عراق هم خوب می دانند که گره کور عراق بدست مرجعیت قابل باز شدن است وفیاض رکن رکین مرجعیت نجف است واتحاد مقدس مرجعیت حول محور زعامت آیت الله سیستانی نیز ازفیض اقدس خدای سبحان است وقیاض حلقه وصل این فیض اقدس فیاض علی الاطلاق.

اگر این رکن رکین بودن فیاض در عرصه سیاست وزعامت عراق نبود،شخصیت بزرگ ملی مذهبی ایران آیت الله هاشمی به دیدار فیاض نمی رفت ونظر فیاض رادر امور عراق جویا نمی شد.

این دیدار بزرگ ترین شخصیت مذهبی سیاسی ایران با آیت الله فیاض تکرار تاریخ ویاد آور سه سال مقاوت غرب کابل وحضورپیشوای شهیدان بابه مزاری در کابل است.

چنان که امروز فیاض مرجعیت نجف را رکن رکین است وهیچ بازی گری درصحنه سیاست عراق نمی تواند بدون استعلام از فیاض به نقش آفرینی وبازی گری خود ادامه دهد،درروز گار ی که پیشوای شهیدان بابه مزاری زعامت هزاره را بعهده داشت وخورشید غرب کابل بود وکهکشان های نوربدور ایشان حلقه زده بودند وتاریخ رااز نومی نوشتند وفرهنگ انسان دوستی را می گستراندند وسیاستِ برمحورکرامت انسان را درپیش کرفته بود وسخن از دولت کریمه می گفت وبنای عدالت پی می ریخت ؛هیچ طرح ومذاکره سیاسی ونظامی بدون حضور ونظر پیشوای شهیدان بابه مرازی عملی نمی شد وطرح سترون بود.

حضور آیت الله العظمی فیاض در بالاترین نهاد تصمیم گیری کشور فرهنگ آفرین عراق یاد آور همان روز های تاریخی حضور سردارسربدار اسلام شهید مزاری در غرب کابل است چنان که امروز هرطرح وتدبیری در عراق بدون استعلام نظر فیاض طرح عقیم است آن روزگار هم هر طرح وتدبیری بدون نظر مزاری عقیم بود .

نکته دوم در این بخش متوجه هزاره های است که درکشورهای اروپا وامریکا مقیم هستند وشهر وند آن کشورها محسوب می شوند.

آیت الله فیاض دیگر هزاره افغانی نیست بلکه هزاره عراقی وشهر وند عراق است وهمین شهروندیی عراقی ایشان است که به ایشان این حق را می دهد که دربزرگترین نهاد تصمیم گیری حضورداشته باشد واین حضور تأثیرگذار ایشان برای این است که آیت الله فیاض به عالی ترین مدارج علمی دست یافته است ونه تنها عراق که جهان علم وکمال بدون مراجعه به نظرات علمی این شخصیت بزرگ جهان علم وکمال ،بی حاصل است.

پس نسل مهاجر هزاره که درکشورهای اروپا وامریکا مهاجر ومقیم آن کشورها شده اند سعی کنند مثل آیت الله فیاض به بالا ترین درجه علمی آن کشوردست یابند ومثل آیت الله فیاض سکاندار عرصه های سیاست وعلم وفضیلت کشور خویش باشند وهزاره حمال وبی فرهنگ وعاری ازکمال انسانی نباشند.

هزاره های که در کشورهای متمدن مهاجر شده ومقیم آن کشورها می باشند سعی کنند ازحق شهروندی خود برای تعالی خود ونسل فردای خوداستفاده کنند واصلا تصمیم را بر این بگیرند که نسل دوم هزاره سیاستمداران وحاکمان فردای آن کشورباشند.

فیاض هزاره زاده جاغوری، امروز خداوندگار سیاست وزعامت بزرگترین دانشگاه علمی جهان نجف شده واوبامای سیاه پوست دو رگه عرب تبار می تواند رئیس جمهور کشوری چون امریکا شود آیا نسل فردای هزاره نمی تواند مثل اوباما شود؟

هزاره های مقیم کشور های دارای فرهنگ انسان محور از این فرهنگ در جهت تکامل انسانی نسل دوم خود بهره بگیرند ونسل دوم هزاره را برای نقش آفرینی وتمدن آفرینی وفرهنگ گستری وبنیاد نهادن عدالت اجتماعی آماده سازند تاجهان فردا جهان متأثیر از نسل فرهنگ آفرین هزاره باشد.

زندگی آیت الله فیاض ومقام عالی دینی ایشان برای نسل مهاجر هزاره های مقیم کشورهای اروپایی وامریکایی درس های بزرگ دربردارد ونسل مهاجرهزاره باید از زندگی سراسرعزت امثال حضرت فیاض در س انسانیت وکمال وتعالی وتکامل برین بیاموزند.

حضرت آقای فیاض روزی که وارد نجف شد جز تن پوش مندرس وسرپرسودا وهمت عالی چیزی دیگر نداشت اوخود گفته است:

ماه ها می گذشت وما چیزی که نامش میوه باشد نمی دیدیم تابخوریم زندگی نامه آیت الله فیاض- نوشته عبدالمجید خویی»

آقای فیاض با فقر وعزت نفس وتوکل به خدا وهمت عالی وعشق سوزان به کمال درس خواند وتمام محرومیت ها را قبول کرد وامروز به لطف وعنایت خدا به عالی ترین مدارج علمی ومقام دینی وپیشوایی رسیده است وافتخار انسان وانسانیت می باشد.

پس نسل مهاجر هزاره که در کشورهای فرهنگ محور مقیم شده اند وازرفاه نسبی برخوردارند وبه پیشرفته ترین وسایل مدرن روز دست رسی دارند، سعی بر آن داشته باشند که از آن فضا ومحیط درجهت ترقی وتکامل خود ونسل فردای خود استفاده کنند تا مثل حضرت آقای فیاض افتخار بشریت شوند وپیشوایی کاروان کمال یافتگان رابرعهده بگیرند وپاسدار کرامت انسان باشند.

2 – همبستگی هزاره ها

آقای فیاض شاگرد ارشد مرحوم آقای خویی بود وقاعدتا باید ایشان جانشین استاد می شد وزعامت عام را ایشان به عهده می گرفت ولی چنین نشد وزعامت به حضرت آقای سیستانی رسید و البته ایشان هم ازاولیاءخدا است وانسان نمونه وبی نظیر می باشد وهمین وارستگی وخدای گونه بودن آیت الله العظمی سیستانی است که درعین زعامت عام شیعه واقبال جهانی به ایشان،معظم له بزرگان مثل فیاض را نادیده نگرفت وعملا مرجعیت را شورای نمود ودرموقعیت های بسیارحساس وسرنوشت ساز اتحاد مقدس مرجعیت را به نمایش گذاشت وعراق درگرداب فتنه را به ساحل نجات رهنمون شد.

اما اگر اتحاد جهانی هزاره ها محقق می شد یقینا بزرگان مثل فیاض ومحقق کابلی زعامت ومرجعیت شان دامن گسترده تر از حالا می شد .

اکنون هزاره ها در سراسر جهان حضوردارند اما مرجعیت وزعامت آقای فیاض ومحقق کابلی هنوز از بخشی کوچک ایران وافغانستان تجاوز نمی کنند.

حتی در همین قم ومشهد جامعه روحانیت ما ، مردم را به زعامت ومرجعیت این دوبزرگ دعوت نمی کنند واندک وجوهات شرعیه همین مردم فقیر را یابه جیب مبارک می زنند ویا این که به جایی می برند که هیج نیازی به آن نیست.

مرحوم علامه امام محقق خراسانی می گفت:

به این دل خوش نکنید که مرجع از خوددارید،سعی کنید که زعامت جهان تشیع را بدست بگیرید».

اما اکنون می بینیم که مرجعیت آیت الله العظمی فیاض ومحقق کابلی ازچند خانه هزاره بیشتر محل از اعراب ندارند وجامعه روحانیت ما هرروز رساله پشت کرده به افغانستان می روند وادرس مرجعیت را بدوراز خانه خودی می دهند وسخن گویان بی مزد ومواجب ومبلغان نفاق وشقاق اجتماعی هستند.

شاید بخشی از مسئله متوجه خود مراجع ما وضعف در مدیریت دفاتر ایشان باشند اما عمده آن برمی گردند به نفاق وشقاق اجتماعی خودما وعلة العلل همان روحیه دیگراندیشی وازخودگریزی وزمان نشناسی وجمع نیندیشی جامعه روحانیت ما است.

باتوجه به تکثیر هزاره ها در گوشه گوشه ی جهان ،این مراجع بزرگوار باید نمایندگان شایسته ونیک نامی درگوشه گوشه ی جهان داشته باشند واز محیط آزاد وفرهنگ گستر دنیای امروز بهترین استفاده هاشود.

البته نمایندگان این بزرگان نیز انسان های بزرگ چون خودشان باشند واز هرنظر شایستگی نمایندگی مرجعیت را داشته باشند وازنیک نامی،اخلاق برین انسانی،تهذیب نفس، وارستگی دینی ، ذی طلبگی،شایستگی علمی،تابندگی اخلاقی،زمان شناسی،تدبیر توأم با عزت نفس وحلم برخوردار باشندوخدای ناکرده از شیادان ظاهرساز دین سوزنباشند.

متأسفانه بادرد واندوه باید گفت که تاهنوز چنین نمایندگانی ازطرف این مراجع بزرگوار به کشورهای اروپایی وامریکایی فرستاده نشده است تاسفیران صادق وپیغمبران فضیلت وعزت واخلاق باشند وقاره های روح فتح کنند وعلم ظفر بر جهان دل ها برافرازند وامین ایمان باشند وخداوندگاران اعتقاد.

پس ما نیاز به یک رستاخیز انسانی وانقلاب فرهنگی وفرهنگ جمع اندیشی واتحاد سراسری بین الهزارگی داریم تا در سایه این وحدت جهانی خود، در جهان عزیز ودارای کرامت انسانی ودر تصمیم گیری های کلان جهانی سهیم باشیم ودرتعالی بخشی فرهنگ وتمدن عالی انسانی نقش آفرینی کنیم.

3 – اتخاذ یک استراتژی کارآمد وپیداکردن متحدان صادق

زمان ما زمانی قبیله اندیشی وفردسالاری نیست .اکنون مادرجهان وزمانی زندگی می کنیم که مدیریت های کلان اجتماعی واستراتژی بلند مدت وعلمی مطرح است وملت وجمعیتی در اهداف خود موفق هستند که جمعی بیندیشند وبراساس یافته های عقل جمعی بشری تدبیر کنند واقتضای زمان رادریابند وفابلیت های مکان رابشناسند وتغیرات جهانی رامدنظرداشته باشند ودارای استراتژی بلندمدت وعلمی باشند.

جامعه امروز هزاره به یک استراتژی بلند مدت وکاربردی وراهکارهای زمانمند وراهبردی نیاز دارند.

اتخاذ یک استراتژی کاربردی نیازمند یک شورای ازنخبگان جامعه است تااین شورای نخبگان بعد ازمطالعه وتحقیق دقیق اقتضاأت زمان وبررسی قابلیت های مکان وسیاست های قاهرجهان واقتصاد مسلط برسیاست ،یک استراتژی راهبردی را پیشنهاد کنند .

بنابراین، صاحب این قلم، فقط می تواند ضرورت اتخاذ استراتژی راگوش زد کند وتنها چیزی که می تواند پیشنهاد کند این است که استراتژی جامعه هزاره باید برمحور مرجعیت آیات عظام محقق کابلی وفیاض باشد ومحوریت مراجع، خود بزرگ ترین استراتژی است.

اما پیداکردن متحدان صادق از اوجب واجبات امروز جامعه هزاره است وباید تحقق عینی پیداکند.

ماچه بخواهیم یانخواهیم ،در افغانستان امروز بدون یک متحد صادق نمی توانیم به حقوق سیاسی واجتماعی خود دست یابیم .مخصوصا در این مقطع تاریخی که دنیایک دموکراسی نیم بند وبیماری را درافغانستان حاکم ساخته اند واگر ما بخواهیم در همین حاکمیت دموکراسی کنار شطرنج بازی سیاسی بنشینیم، بدون یک متحد صادق ، بازنده بازی دموکراسی محور خواهیم بود.اصلا قاعده بازی در حکومت های دموکراسی محور، قاعده اتحاد وائتلاف است.

مازمانی می توانیم متحدان صادق ومتعهد داشته باشیم که اول خودما باهم دیگرمتحد ومتعهد باشیم وتاخودمان بین خودمان اتحاد صادقانه ی ناگسستنی نداشته باشیم هرکز متحدان صادق ومتعهد بیرونی نخواهیم داشت.هیچ عاقلی با جمعیت نفاق زده وهزار پارچه متحد نمی شود وقاعده ی پیداکردن متحدان صادق ومتعهد،اتحاد وتعهد داشتن خودی است.

درانتخابات گذشته فرزندبابا وپامیر به عنوان سمبل هزاره کاندید کرد اما دیدیم که برای معاونت دوم ریاست جمهوری چهارپارچه شدیم وپیش مرگ کرزی،یونس قانونی و...اما هنگام تقسیم قدرت دیدیم پشیمانی نصیب ماشد.

در پارلمان هم دیدیم که آقای محقق به دامن سیاف صاحب چنگ زد ودر تصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع دیدیم که سیاف چه کرد وچه گفت.

مرحوم سید مصطفی کاظمی درپارلمان خودرا قربانی یونس قانونی وربانی کرد ودیدیم که همین ها اورا کشتن تا از کشتن او پیراهن عثمان بسازند وبه گردن رقیب اندازد .

محترم کریم خلیلی برای باقیماندن در معاونت دوم پشت به آرمان های شهید مزاری کرد.

اکنون که انتخابات درپیش رو است نباید تجربه گذشته تکرار شود وباید زعمای هزاره بهوش آیند ومصلحت جمع واجتماع وجامعه هزاره را فدای خواسته های زود گذر فردی وشهرت شخصی شان نکنند.

مزاری بزرگ به عنوان پیشوای شهیدان بهترین نمونه رهبری برای رهبران وزعمای فعلی هزاره هست.

مزاری هیچ گاه نخواست چوکی را به قیمت پایمال شدن عزت مردمش بخواهد واو نخواست دیگران به او عزت بدهند واو می دانیست عزتی که با یک امضاء داده شود بایک امضاء پس گرفته می شود.برای همین مزاری هیچ گاه عضو شورای رهبری نشد وخودش را برای هیچ وزارتی کاندید نکرد .

او خواست که خداوندگار جان وایمان مردمش باشد وهمین خداوندگاری برجان وایمان مردم بود که او خدای گونه زیست وخدای گونه هجرت نمود.

درست است که او یک انسان بود مثل دیگرانسان ها او همان نیازهای راداشت که دیگر انسان ها دارند .او از سیاست،قدرت،شهرت،رهبری ظاهری،ثروت بیشتر ورفاه پرزخارف همان قدر میتوانیست لذت ببرد که دیگران می برند.اما همه ی این ها را قربانی یک آرمان بلند کرد که آن آرمان مقدس، نجات دربندان ازبند استبداد بود.

مزاری باید آیینه خودیابی وخودشناسی رهبران وزعمای فعلی هزاره باشند وهمین آیینه بودن مزاری ،باید رهبران وزعمای فعلی هزاره را بهوش آورند واز بدمستی سیاست عاریتی وشأن وشوکت تکدی گری بیدار شان کنند ومثل مزاری باشند.

درانتخابات گذشته به دنبال معاونت دوم به دامن هرکسی چنگ زدیم وذلت نصیب مان شد وهزارستان همچنان مثل عصرستم شاهی ظاهرشاه درفقر وتوسع نیافتگی به سرمی برند وغارت گری کوچی های بی شناسنامه ادامه دارند واز عصر سازندگی وبازسازی افغانستان نصیب هزاره فقط حسرت است وچند ریاست بی خاصیت ویک معاونت دل خوش کنک.

پس بیایید با محوریت مرجعیت حضرات آیات عظام محقق وفیاض ،دست بدست هم داده رستاخیز انسانی پدید آوریم ودر کنار برادران پشتون،تاجیک ،ازبیک و...به نقش آفرینی تأثیرگذار بپردازیم وافغانستان را برتارک تاریخ نشانیم وجامعه ی برمحور عدالت وفضیلت بناکنیم وبه عنوان هزاره خودما ن خودمان باشیم وباهویت هزارگی مان نقش شهروندی مان را داشته باشیم ونه حق وحقوق دیگران را نادیه انگاریم ونه به کسی اجازه بدهیم که حق وحقوق شهروندی وانسانی ما را نادیده بگیرند

نظر شما درباره این مطلب

مطالب دیگر

مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/11ساعت 22:30  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری

مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری

نوسنده:اسدالله جعفری

جامعه مدنی چیست؟

مؤلفه های جامعه مدنی چیست؟

بنا نداریم جامعه مدنی را بطور کلاسیک وبه سبک اکادمی بیان کنیم وشرح بدهیم چون این کار با اصل مقاله که بنابر اختصار می باشد تناسب ندارد.

اما جامعه مدنی در این نوشته به معنای:

جامعه مدنی جامعه ی است که در آن جامعه ،انسان بما هو انسان از حرمت وحقوق انسانی وحق شهروندی متساوی برخوردار می باشد.

بنا بر این تعریف از جامعه مدنی ،پرسشی که در جان ها جوانه می زند وذهن را مشغول می سازد این است که مؤلفه های این جامعه مدنی چیست؟

بعضی ازمؤلفه های چنین جامعه ی عبارت است:

1 -قانون مداری

2 - تصویب قانون در شورای مرکب از نمایندگان تمام ساکنین ملت اعم از مرد وزن واقلیت های دینی وقومی، بر اساس انتخابات آزاد.

3 - مشارکت شهروندان در ساختار حکومت.

4 – وحدت ملی بر محور قانون اساسی وتمامیت ارضی.

5 – تقصیم قدرت سیاسی بر اساس حقوق شهروندی.

6 -آزادی بیان

7 – تعدد احزاب

از این مؤلفه ها به مؤلفه های سه تا هفت را در اندیشه شهید مزاری جست وجوی گذرا می کنیم:

3 - مشارکت شهروندان در ساختار حکومت.

مشارکت شهروندان در ساختار حکومت از اساسی ترین مؤلفه های جامعه مدنی وحکومت مردم سالار مبتنی بر رأی آزاد ملت است .

مشارکت شهروندان در ساختار حکومت،زمانی صادق است که حکومت، حق شهروندی متساوی برای شهر وندان قائل باشد واگر چنین نباشد ،مشارکت شهروندان معنا ندارد واگر هم مشارکتی باشد مشارکت نیست بلکه معاملت است نه مشارکت برای ساختن یک جامعه دموکراتیک بلکه همان مشارکت معاملتی است .معامله ی برای رسیدن به منافع شخصی نه ساختن جامعه ساختار مند.

به هر حال این مؤلفه جامعه مدنی را شهید مزاری در زمانی مطرح می کرد که جامعه ما از جامعه مدنی هیچ تصوری نداشت وگروهی از مجاهدین، حکومت را حق طبیعی وخدایی خود می دانستند وهمین انحصار گرایی ومطلق اندیشی دگماتیسمی بود که افغانستان را به خاک سیاه نشاند.

اما شهید مزاری در همان فضای تاریک دگم اندیشی از مشارکت همه ی شهروندان افغانستان در ساختار حکومت سخن می گفت:

ما مردم افغانستان هستیم. هیچ نژادی را نمی خواهیم نفی کنیم. ترکمن است هزاره است تاجیک است افغان است ایماق است و دیگر اقوام هستند. همه انها بیایند در این مملکت برادروار زندگی کنند و هر کسی به حقوق شان برسند و هر کسی درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرد.

زنان از کلیه حقوق انسانی برخوردار هستند و می توانند در همه ی عرصه های حیات اجتماعی، سیاسی کشور فعال باشند انتخاب شوند و انتخاب کنند.

4 – وحدت ملی بر محور قانون اساسی وتمامیت ارضی.

یکی دیگر از مؤلفه های حیاتی جامعه مدنی وحدت ملی بر محور قانون اساسی وتمامیت ارضی کشور است.بر اساس وحدت بر محورقانون اساسی ودفاع از تمامیت ارضی کشور است که حق شهروندی ودفاع از کشور بر مبنای مصلت عام حیات اجتماعی بر همه ی شهروندان بطور تساوی واجب می گردد ووقتی یک جامعه ،زیر ساخت اجتماعیش چنین باشد؛ هم وحدت ملی تحقق می یابد وهم تمامیت ارضی آن کشور ازتجاوز بیگانگان مصون ومحفوظ می ماند.

شهید مزاری در این زمینه می گفت:

وحدت ملی را ما در افغانستان یک اصل می دانیم.

خواست ما تأمین عدالت برابری و برادری میان مردم افغانستان است.

هر کس برای نفاق و دشمنی ملیتها حرف بزند خاین ملی افغانستان است. در افغانستان دشمنی ملیتها فاجعه بزرگی است در افغانستان برادری ملیتها مطرح است حقوق ملیتها یعنی برادری ملیتها

5 – تقصیم قدرت سیاسی بر اساس حقوق شهروندی.

هیچ حکومتی نیست که مرکب از نهاد های قدرت نباشد واین نهاد های قدرت وهرم اداره کشور ،زمانی ساختار طبیعی وقانونمند دارد که این نهادها براساس شایسته سالاری وبه مناسب حق شهروندی بین قومیت های یک ملت کثیر القومیت تقصیم گردند تا هیچ قوم واقلیت ساکن در آن کشور احساس بیگانگی وحقارت وبردگی نکنند.

لذا شهید مزاری با توجه به همین مسئله می گفت:

هر ملیتی به تناسب واقعیت وجودی و حضور خود در این کشور، در سرنوشت سیاسی خود سهیم باشد

6 – آزادی بیان

آزادی بیان نه تنها از مؤلفه های اساسی یک جامعه قانونمد ومبتنی بر جمهوریت است بلکه آزادی بیان آیینه تمام نمای از انسانیت انسان ها است وانسان تازمانی که آزادی بیان نداشته باشد مسؤلیت هم ندارد .

انسانیت انسانی شهروندان جامعه مدنی همین آزادی بیان می باشد واگر شهروندی آزادی بیان نداشته باشد از بزرگترین وطبیعی ترین حق انسانی وحقوق شهروندی خود محروم شده است ودر قبال جامعه هیچ گونه مسؤلیتی ندارد به جز بر اندازی آن حکومت وگسستن زنجیر دکتاتوری واستبداد.

شهید مزاری همین حق انسانی وحقوق شهروندی را این چنین تشریح می کرد:

از نظر تمدن بشری و قوانین بین المللی من فکر می کنم که امروز یک مسله ی پذیرفته شده در سطح جهان است که مطبوعات آزاد باشد و هر کس باید طبق برداشتهای سیاسی و عقیدتی اش، عقیده خود را منعکس نماید.

7 – عدد احزاب.

جامعه زمانی ساختار مند وقانون مدار می شود که تعدد احزاب در آن جامعه رسمیت داشته باشند واحزاب سیاسی دارای شناسنامه وطرح وبرنامه در چهار چوب قانون اساسی اجازه فعالیت داشته باشند تا هرگاه حکو مت حق وحقوق شهروندی شهروندان را نقض نمود ویا به سمت استبداد ودکتاتوری حرکت کرد،احزاب سیاسی جلوحکومت را بگیرند ومردم را به سرپیچی از حکومت فراخوانند وحکومت را از کجروی بازدارند.

شهید مزاری مسئله تعدد احزاب را از ضرورت های یک جامعه قانون مدار می دانست ومعتقد بود که منازعات سیاسی زمانی به صورت خرد مندانه حل وفصل می شود که احزاب سیاسی دارای شناسنامه ومعتقد به قانون اساسی وتمامیت ارضی ،در کشور وجود داشته باشند:

مساله افغانستان وقتی حل می شود که مردم و احزاب همدیگر را تحمل بکند. در صدد حذف یکدیگر نباشند. راه حل برای افغانستان تفاهم است نه حذف یکدیگر.

کلیه ملیتهای این سرزمین اعم از تاجیک، هزاره، ازبیک هویت سیاسی داشته باشند و با توافق و شرکت آنها حکومت اینده ای کشور سازمان دهی شود.

مطاب دیگر:

نظرات شما در باره این مطلب

نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/10ساعت 22:14  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید

 نوسنده:اسدالله جعفری

بنام خدا

درحاشیه قتل معلم «رقیه رضایی» درحجله زفاف :

مبلغ فرهنگ خشونت علیه زنان،جاهلان روحانی نما یند.

ساعت پنج عصر بود که ،کهنه ابو طیاره خود را گرفته راهی مدرسه امام جواد شدم تا دوستم جواد، بیشتر منتظر نماند وقبل از اذان مغرب برگی از «تمهید القواعد »،را بخوانیم وبا چند وچون «وجود مقسمی» رها از قید اطلاق عارفان آشنا گردیم وآنگاه در برابر همین وجود لامکان ِ حاضر در همه جا ، قامت بندگی را قامت بندیم وقدقامةالصلاة قامت آراید وقیل وقال ها به یک سو روند وفقط دل با شد ودلدار که« قل الروح من امرربی» .

از در حیاط که بیرون شدم ویا حق گفته بر زین دوچرخه ام نشستم وبه سمت قبله ورو به حرم چرخیدم وراه مسجد موسی بن جعفر را در پیش گرفتم .

وقتی پیش مسجد موسی بن جعفر رسیدم ،دوستی (از بچه های مزار واز قومانای حاجی محمد محقق شولگر) را دیدم .عنان دوچرخه گرفتم واز راهواریش بازداشتم تا با دوست خود احوال پرسی کنم .

بعد از احوال پرسی ،ایشان گفت کجا می روی جعفری جان؟

گفتم: هی برار ،دنیای طلبگی است وهزار درد سر،می روم مدرسه امام جواد تا درسی مباحثه کنم .

- مدرسه امام جواد کجا است؟

- سی متری طلاب.

- اوه،چه خبرته ،حال تا سی متری طلاب با همین دوچرخه قوراضه می روی؟

- بقول ضرب المثل هزارگی:

کهنه خود را بساز که نو مردم گران است.

بعد از این شوخی های معمول ،از ایشان پرسیدم شما اینجا چه می کنید؟

گفت:

می خواهم خانه بروم کمی استراحت کنم .دلم گرفته است

گفتم چه ؟

گفت همین دیشب این دختر همسایه ما عروسی یش بود مادیشب با خوشی وشادی بردیم ایشان را حرم وبعد خانه داماد ولی صبح شنیدیم که داماد بی شرف ایشان را گشته وهفت کارد به قلب وپشت وپهلویش زده است.دیشب ایشان را بالباس عروسی حرم بردیم وخانه داماد آوردیم واین صبح با کفن خون آلود به حرم بردیم وبه کریم آباد(قبرستان مهاجران مشهد)تحویل خاک دادیم.

گفتم چرا ؟

گفت نمی دانم به خدا ،دختر همسایه که آدم خوبی بود ما که تاهنوز از ایشان بدی ندیده بودیم ماکه سال ها در همین میلان زندگی کردیم از ایشان بدی ندیده بودیم.

گفتم دختر چه کاره بود؟

گفت معلمه بوده.

تا گفت معلمه بود ناخود آگاه در دلم شور افتاد وتصویری در ذهنم تاریک وروشن وتاریک وروشن شد.

پرسیدم :فامیلش چه بود؟

گفت:

خانم رضایی می گفت.

تا طنین واژه رضایی در گوشم پیچید، بدون درنگ گفتم خانه اش کجا بود؟

او چند قدمی آن طرف تر رفت ودم کوچه پنج متری موسی بن جعفر ایستاد وبا دستش به سوی د ری که چند مرد داشت پرچم های سیاه نصب می کرد اشاره نمود وگفت همان خانه اش است.

ذهنم به گذشته فلاش بک زد وتصویری روشن وتاریک وروشن وتاریک شد وکم کم روشن ورو شن وروشن تر...

او را می شناختم.دختری بود سیاه چهره،قدش کوتاه وچهار شانه بود.چشمان زاغی داشت وابروانش پرپشت وبه هم پیوسته بود .صورتش نه گرد گرد بودونه تخم مرغیی تخم مرغی.

معلم بود وبابچه ها مأنوس.چهره خندان داشت وزبان شیرین.باهمکارانش بسیار صمیمی بود

اودر عین حالی که باهمه صمیمی بود و برلبانش گل لبخند می رویید واززبانش عسل می چکید واز چشمانش مهر طلوع می کرد وخورشید برپیشانیش خیمه می زد،دختر محجب بود واهل عبادت وحلال وحرام.

به هدف مقدس معلمی اش اطمینان داشت وایمان . در«اطمینان» معلم بود وراه پیغمبران می پو یید وایثار می کرد ودر«ایثار» به بچه های معصوم درس می داد وراه زندگی می آموزاند وبه آینده های درخشان نظر داشت وبه بازسازی می اندیشید که در« نمایشگاه بین المللی مشارکت در توسعه ونو سازی افغانستان- مشهد»، با دوست آموزگارش سمیه(حوا)محمدی گروه سرود نمایشگاه را سامانداده وبه نمایشگاه جان تازه بخشیده بودند وبرای افغانستان چنان آبرو وعزتی به ارمغان آوردند که وزیر وقت تجارت دولت افغانستان« مرحوم سید مصطفی کاظمی» در دیدار از نمایشگاه به این دو دختر باتدبیر وخوش سلیقه وطن ،به خاطر مدیریت وسلیقه خوب در نوع گزینش لباس بچه ها وانتخاب گروه سنی بچه ها،آفرین ها گفته بود.

ولی آن روز نه سید مصطفی کاظمی می دانیست ونه هیچ کسی دیگرکه روز ی آن دختر سیاه چهره قد کوتاه چهار شانه تپول وخنده روی چشم زاغی چمن ابروی غزال پای ، روی پرنیان حجله ،چنین ناجوان مردانه ومظلوم وپرشقاوت بدست یکی ازنظامیان دوران جنگ های لعنتی داخلی همین جناب وزیر تجارت وازفرماندهان ارشد نیرو های نظامی معامله گران غرب کابل ،کشته می شود تا آسمان چشمان بادامی شاگردانش برای همیشه بارانی بارانی باشند.

دردورانی که من با ایشان همکاربودم وبا هم سلام وعلیکی داشتیم ،بسیار جوان بود وقاعدتا باید بسیار احساساتی واهل تفریح می بود .ولی ایشان را ندیدم که از این اخلاق ها داشته باشد واهل خوشگذرانی باشد .

یک ضرب المثلی هست که می گویند :

به من بگو با کی دوست هستی تا من بگویم تو کیستی.

برهمین اساس، علاوه بر این که ایشان یک معلم بود وبرای ابنای وطن دانش می بخشید،دوستانش نیزآدم های شایسته ودارای کمالات انسانی بود ومن بیاد ندارم که ایشان بادختری وخانمی درکوچه وخیابانی دیده شده باشد که از نظر حجاب بدحجاب باشند ویاحتی بدون چادر ومانتویی باشند وخودش نیز بسیار مقید به دستورات اسلامی بود چنان که دردوران که بنده با ایشان همکار بودم دیده نشد که مویش از زیر چادرش بیرون زده باشد ویا لباس های زننده برتن کرده باشد.

دختر سیاه چهره وقد کوتاه بود وخنده روی ،ولی بی حیا وچشم دریده نبود.

اما چه شد که پرنیان حجله زفاف، خونین کفن این معلم خوب ومهربان بچه های وطن شد ؟

انگیزه های قتل این دختر پاک ومهربان وطن چه بود؟

چه عواملی باعث چنین قتل های فجیع ودلخراش می گردد؟

چرا خشونت علیه زنان ، روز بروز بیشتر می گردد؟

مألفه های خشونت علیه زنان چیست؟

من اطلاع دقیق ندارم که چه عواملی باعث قتل این معلم عزیز شده است.چون مدتی یک سال ونیم می شود که ایشان را ندیده بودم واز نامزدیش هم اطلاع نداشتم ودرنتیجه آن آقای را که تادیروز شوهرایشان بود واز امروز ببعد قاتل اوست ، ندیده بودم ونمی شناختم.

در این چند روزی که از قتل او می گذرد با دوستانش تماس های گرفتم واز انگیزه های قتل واحیانا اختلافات ایشان وشوهرشان جویا شدم اما چیزی گیرم نیامد وتمام دوستانش

با لا تفاق می گفتند که با هم اختلافی نداشتند واز ازدواج شان راضی بود.

اما خبر های کوچه وبازار چیز های بسیار دارد که نمی شود به آنها اعتمادنمود ونه هم می شود که از آن ها صرف نظر کرد . وبه قول معروف رایج در میان هزاره ها :

تانباشد چیزکی،مردم نگوید چیز ها.

این که این دو زوج جوان با هم اختلافی داشته اند جای هیچ گونه شک نیست.چنان که شنیده شده است که برادرانش پیش نهاد طلاق ایشان را داده بوده اما پدر ومادر ایشان قبول نکرده وهمان باور سنتی خویش را به رخ کشیده که اگر دختر از من است همین شوهر که من انتخاب کرده ام ...

اما سؤال اصلی این است که آن اختلاف ها تا آن حدی بوده که باعث قتل این عروس در حجله شود؟با این که قبل از شب زفاف هردو یشان به پزشکی قانونی رفته بوده وسلامت اخلاقی ایشان تأیید شده بوده وبعد از شب زفاف وقتی به قتل می رسد نیز پزشکی قانونی تأیید می کند که ایشان هنوز همان غنچه ناشکفته است ونسیمی بر گل برگ آن نوزیده است . پس چه عواملی غیر از عوامل ناموسی وفساد اخلاقی باعث قتل این معلم شده است؟

باتوجه به تأیید پزشکی قانونی مبنی برسلامت ایشان،آیا داماد خودش مشکل جنسی داشته است؟وجنون جنسی؟

شنیده شده که شب عروسی، داماد بسیار خوشحال وشاد بوده وتا پاسی از شب بادوستانش می گفته ومی رقصیده وپای کوبی می کرده اند ودر آخر های مراسم بوده که دوبار موبایل ایشان زنگ می خورد واز این لحظه ببعد است که داماد حالت طبیعی خود را از دست می دهد.پس چه کسی به ایشان زنگ زده باشد ؟وچه گفته باشد که اورا چنین وحشی سازد؟آیا آن فرد دشمن داماد بوده یا دشمن عروس؟یا دوست نادان هردو ؟یا صحنه بازی آقاداماد؟

راهی برای پیداکردن آن فردی ویا افرادی که شب عروسی به داماد زنگ زده اند وجود دارد؟

دردوران نامزدی چه اتفاقی افتاده بوده که این زوج را دشمن هم سازد؟

برسر زبان ها است که داماد قبلا دوزن دیگر را طلاق داده بوده آیا طلاق آن دو زن براساس همین مسئله ی بدگمانی ویانا توانی جنسی داماد بوده؟

خانواده داماد چگونه خانواده ای است؟

درخانواده داماد سابفه جنایت بوده؟

داماد جنون نداشته؟

نوع سرگرمی دامادچه بوده؟

فلیم های جنایی وترسناک وتخیلی نگاه می کرده؟

خانواده عروس چکونه خانواده ای است؟

آیا این ازدواج با انتخاب هردو طرف بوده یا فقط طرف داماد می خواسته وعروس براساس اجبار خانواده تن به این ازدواج داده؟

شنیده شده که داماد قبلا نظامی واز فرماندهان جناح حزب وحدت آقای محمد اکبری بوده،بنا بر این آیا قبلا در دوران نظامی گری ایشان بین ایشان ونزدیکان عروس مسئله ای وجود نداشته است؟

داماد ازنظر روانی سالم بوده یانه؟

جنون نظامی چه؟

دردوران نظامی آدم کشته بوده یانه؟

اگر افغانستان رفته باشد،طبق سابقه نظامی گری ،پیش کدام دوست دوران نظامی اش رفته باشد؟

حزب وحدت خانواده داماد حاضر اند اسامی تمام دوستان این فرمانده وفرزند خودرا درایران وافغانستان، برای روشن شدن ماجرای قتل وپیداکردن مخفیگاه او ،دراختیار خانواده عروس بگذارد؟

اگر به کشورهای ترکیه واروپایی رفته باشد،پلیس اینترپول می تواند اورا دستگیر کند؟این در خواست را خانواده عروس به پلیس اینترپول بدهد ،دولت افغانستان ویا نیروی انتظامی وقوه قضائیه ایران(که قتل در مشهد ایران واقع شده)؟

من از میان این پرسش ها به دو پرسش اساسی که در چند گراف بالامطرح کردم می پردازم یعنی به:

چرا خشونت علیه زنان ، روز بروز بیشتر می گردد؟

مألفه های خشونت علیه زنان چیست؟

چرا خشونت علیه زنان ، روز بروز بیشتر می گردد؟

خشونت علیه زنان نه پدیده قرن ما است ونه می توان آمار دقیق از پدیده خشونت علیه زنان را ارایه داد وآنچه که گه گاهی گزارش می شود بیش ازچند درصدی از اصل قضیه نیست ومخصوصا در جوامع سنتی مثل جامعه افغانستان ،خشونت علیه زنان به ندرد آفتابی می شود. چون بسیاری ازخانواده ها حاضر نیستند این مسئله درمعرض دید قرار گیرد. چون افشای آن را منافی با عرض وآبروی خود می داند. همین خانواده رضایی حاضر نشد، من عکس از آن مرحوم«رقیه رضایی» را با این مقاله به سایت ها بدهم . این در حالی است که بسیاری از مردم، مرحوم رقیه رضایی را شهید می نامند. یک دوست عزیز می گفت :

ما شبی دریک جا به قرآن خوانی دعوت بودیم یکی از اساتید بزرگ حوزه(من هم ایشان را می شناسم ولی صلاح نیست که نام این استاد عزیز را ببرم)آنجا تشریف داشت وگفت ایشان که بی گناه گشته شده است ،شهید است . ما هم برای ایشان یک فاتحه بخوانیم.

به هر حال گشته شدن مرحوم رقیه رضایی مسئله ی نیست که باعث ننگ باشد ولی باز خانواده ایشان حاضر نشد که من عکس از ایشان همراه مقاله به سایت ها بدهم.

لذا مسئله اول این است که خشونت علیه زنان ومخصوصا در جوامع سنتی مثل جامعه ما بیشتر از آن است که گه گاهی آفتابی می شود.

مسئله دوم در افزایش خشونت علیه زنان، همین کتمان کردن آن است وتا خانواده ها حاضر نباشند که خشونت علیه زنان ودخترانش آفتابی شود،این آتش زیر خاکستر همچنان جان دختران وزنان ما را می گیرد وخشونت راهش را ادامه می دهد وعوامل این خشونت های عریان وفجیع ناشناخته می ماند ودرنتیجه راهی برای مهار آن نیز وجود نخواهد داشت.

پس یکی از راه های کاهش خشونت علیه زنان ومخصوصا دختران جوان،این است که این خانواده ها اصل مسئله را کتمان نکنند .کتمان خشونت علیه زنان،خشونت علیه زنان را مشروعیت می بخشد وبه مردان خودخواه وبی منطق ، جرئت دینی وعنعنات ملی می بخشد تا با دست زدن به این نوع اعمال خلاف عقل وشرع،خود را یک انسان دیندار وباغیرت ودارای عرق ناموسی جلوه دهند.

اگر خانواده های این زنان، اصل مسئله را کتمان نکنند وماجرای قتل های این چنینی را دنبال کنند ،همین مسئله در مرور زمان بدل به یک فرهنگ می شود و قبح خشونت علیه زنان روز بروز بیشتر می گردد و دیگر کارهای خشونت آمیز علیه زنان ودختران پاک دامن نوع مردانگی وغیرت دینی وعرق ناموسی تلقی نمی گردد.

مألفه های خشونت علیه زنان چیست؟

مألفه های خشونت علیه زنان باتناسب فرهنگ هرجامعه فرق می کند ونمی توان برای آن یک نسخه واحد نوشت.

اما در جوامع سنتی ومذهبی ما چند عامل را می توان بعنوان مألفه های اساسی نام برد:

1 – عنعنات ملی

2 – سنت های قومی

3 –تعصب های طایفه ای

4 – باورهای سنتی از مسئله عرض وآبروی ناموسی

5 – باوروتابوهای مذهبی

6 – ازدواج های تحمیلی

7 – اندیشه های مرد سالاری مبتنی بر باورهای دینی

8 – فرهنگ زن ستیزی جاهلان روحانی نما

از این مجموعه به :1 – باوروتابوهای مذهبی2 – ازدواج های تحمیلی3 – اندیشه های مرد سالاری مبتنی بر باورهای دینی4 – فرهنگ زن ستیزی جاهلان روحانی نما، می پردازیم و نگاه کوتاه به آن می اندازیم.

باور وتابوهای مذهبی

هرجامعه ی باتناسب نوع جهان بینی وانسان شناسی ، نگاهی به زن دارند وهمین باور ها به مرور زمان بدل به تابو می شوند وقداست پیدامی کند.

در اسلام مسئله زن در دو محور قابل بحث وبررسی است1 –زن در متون قدسی اسلام(قرآن احادیث رسول خدا-سیره رسول خدا- احادیث پیشوایان معصوم)2 – تفسیر تاریخی این متون .

درقرآن ومتون دینی بجای مانده از پیشوایان دین(متون قطعی)،زن جایگاه بلند ورفیع وشایسته ای دارد وبه عنوان خلیفه الله مطرح است واز تمام حقوق انسانی برخوردار است.

درقرآن انسان های نمونه والگو در تربیت ،سیاست،حکومت ومقامات عالی تکاملی، زنانی چون مریم مقدس مادر عیسی ،آسیه همسرفرعون ،ملکه سبا...مطرح ومعرفی شده اند.

مقام زن را در اسلام همین بس که هیچ سوره ی قرآن بنام مردان نیست اما سوره ی بنام سوره زن وجود دارد(النساء)

قرآن گزارش نداده است که به جز رسولان مرسل ، به مردی دیگری وحی شده باشد.

اما قرآن گزارش داده است که به زنی بنام مریم بن عمران مادر عیسای مسیح وحی می شده است.

امروزه از بهترین حکومت های تجربه شده بشری ،حکومت دموکراسی بر محور پارلمان است.قرآن اولین حکومت غیر دینی مبتنی بردموکراسی پارلمانی را حکومت یک زن بنام ملکه سبا، ذکر وگزارش می کند.

در گفتار ورفتار محمد (ص)آورنده دین اسلام نیز درباره زن نقطه های طلای وجود دارند که تاج افتخار انسان وانسانیت است واین محمد بود که گفته است:

بهشت زیز پای مادران است.

من از دنیای شما سه چیز را برگزیدم1 – نماز2 –بوی خوش3 زن

این محمد بود که در آن جامعه ی مرد سالار وزن ستیز عرب بادیه نشین وملخ خور ی که دختران را زنده زنده بگور می کرد،محمد(ص) دربرابر دخترش فاطمه خم می شد ودست دختر خود را می بوسید ومی گفت پدر فدای این دختری شود که مادر پدر است.

اما تفسیر تاریخی از این متون مقدس که توسط مسلمانان صورت گرفته است بسیار متناقض وخرد سوز وزن ستیزانه است وهمین تفسیر تاریخی این متون مقدس است که راه را برای خشونت علیه زنان هموار می کند وقتل های فجیع را موجه می سازد ورنگ دینی می بخشد.

لذا تا این تفسیر های تاریخی بازخوانی نشود واجتهاد نوین وپویا ومطابق با معیار های عام حقوق بشردر این تفسیرهای تاریخی رخ ندهد ، راه برای تداوم خشونت علیه زنان هموار است وقتل های فجیع زنان بی گناه وپاکدامن مثل رقیه رضایی، بارنگ وبوی دینی وناموسی ادامه خواهد داشت

ازدواج های تحمیلی

ازدواج های تحمیلی درجامعه ما فجایع بسیاری در پی داشته اند که بدلایلی هرگز آفتابی نشده وهمچنان خاموش قربانی می گیرند ودختران جوان وزنان عفیف وپاکدامن را به کام مرگ...می برند.

ازدواج های تحمیلی مبتنی بر همان باورهای کهن ملی وطایفه ای وتابو های دینی اند.

خانواده افغانستانی بر اساس همان باورهای کهن ملی وتابو های دینی ،معتقد اند که خداوندگار دختران وپسران خود هستند وهمان طور که در دوران طفولیت می توانند وحق دارند که به کودکانش امر ونهی کنند ،می توانند وحق دارند که دردوران بلوغ وحتی در دوران پس از بلوغ وتشکیل خانواده هم می توانند وحق دارند که به فرزندان خود امرونهی کنندوآنان فقط موظف به اطاعت بی چون وچرای والدین وبعد از والدین پسر بزرگ خانواده اند.

اگرفرزندی بنای بر استقلال داشته باشد والدین حقوق موهوم دینی خود را به رخ او می کشند واو را تهدید به نفرین خود وعذاب خدا می کنند.

البته این که پدر ومادر حقوقی دارند وحقوق پدر ومادر دراسلام بسیار بسیار پرارج وعظیم است ودر ردیف حق خدا قرار دارد،هیچ جای شک وشبهه نیست.

قرآن واحادیث در این باره بسیار بلند معنا وپردامنه است که درجایش گفته ام واز طریق سایت های افغانی نشر شده است.

اما خانواده افغانستانی ،باید به این باور برسند که اگر حق پدر ومادر دراسلام چنان عظیم است،حقوق فرزندان هم بر پدر ومادر به همان میزان عظیم است.

اگر حقوق پدر ومادر تالی تلو حقوق خدا است، ،درقرائت امرزوه از دین، حقوق خدا هم حقوق یک طرفه نیست بلکه حقوق خدا وانسان حقوق متقابل هستند .اگر خدا بعنوان خالق جان وجهان حقوقی بر انسان دارد،انسان هم بعنوان بنده خدا بر خدا حقوقی دارد.

پس حقوق پدرومادر که تالی تلو حقوق خدا است به طریق اولی حقوق متقابل است.

چنان که خدا انسان را در انتخاب حیات، فقط هدایت می کند ونه اجبار واکراه،پدر ومادر هم نباید در انتخاب زندگی دختران وپسران جوان بالغ ورشید ودانای به امورزندگی را اجبار واکراه کنند.

مسئله ازدواج از مسائلی اساسی حیات انسان است ونباید آن را بر اساس احساسات وباورهای کهنه وخرافی بنا نهاد.

در ازدواج مسائلی بسیاری را باید رعایت کرد که این مسائل باتوجه به رشد فرهنگی جامعه وتنوع زندگی وپیشرفت های پارامتر های تأثر گذار زندگی ،در هرجامعه ودر هردوره از زمان فرق های اساسی وبنیادی دارد.

ازدواج نسل گذشته با ازدواج نسل امرزوه بسیار تفاوت دارد ونباید نسل گذشته با همان دید دیروزی به ازدواج نسل امروزنگاه کند وهمان راه را بپیمایند که خودشان پیموده است.

درست است که آن نگاه به ازدواج در دوران وزمان خود درست پاسخ داده وکارآمد بوده اما امروزه آن نگاه وآن راه ها نه کارآمد واست ونه به صلاح.

نسل گذشته تصوری دیگر اززندگی وازدواج داشت که همان زاد و ولد وپخت وپز وشست و شو بود .اما امروزه نسل جدید تصوردیگر از زندگی وازدواج دارد وحتی احساس نسل امروز با احساس نسل دیروز فرق های اساسی دارد.

در ازدواج های سنتی دیروز ، عروس وداماد نه حق انتخاب داشت ونه حق رؤیت همدیگر را قبل از شب زفاف.

امروز براساس ضرورت زندگی مدرن وتنوع احساس وتغیر نگاه به زندگی، اصل انتخاب شریک زندگی ودرک نسبی احساسات طرفین و...از ضرورت های اجتناب ناپذیر از دواج است وباید پدر ومادر ها به این مسئله توجه داشته باشند واین ضرورت زمان رادرک کنند.

در ازد واج های امروز شناخت دختر وپسر از ضرورت های اولیه است ونباید پدران ومادران این حق شناخت قبل از انتخاب را ازفرزندانش بگیرند.

خانواده های افغانی باید به این باور برسند که اسلام رابطه نامشروع پسر ودختر را ممنوع و حرام می داند نه گفت وگوی برای شناختی از همدیگر را برای یک زندگی سعادتمندانه .

اندیشه های مرد سالاری مبتنی بر باورهای دینی

اندیشه های مرد سالاری درجامعه افغانستانی ریشه در همان باورهای دینی دارد.

مرد افغانی باور دینی دارد که شوهر خدای زن است وزن را خدا برای اطاعت شوهر وبچه زایدن برای شوهر آفریده است وشوهر حق دارد که زنش را هرگونه که او می خواهد ادب کند .

این باوردینی باور من در آوردی از دین است منتها جامعه افغانستان جامعه جهالت زده بوده وهنوز هم بنسبتی ،جهالت زده است واگر دانشی ودین شناسی وجود داشته همان دانش ودین شناسی نیز در اختیار مردان بوده وزنان در بی سوادی مطلق به سر می برده ودر نتیجه از حقوق انسانی خود بی خبر می ماند واین مردان بودند که به دلخواه خود از اسلام حقوق برای شوهران ،می ساختند وبر زنان می قبولاندند ومی باوراندند که این حقوقی است که خدا وپیغمبر برای آنان داده اند وشما موظف به اطاعت از ما هستید.

همین انحصار دانش در چنگ مردان بوده که اندیشه مرد سالاری را در نهاد زن بدل به یک عقیده لا یتغیر دینی نموده است .

از جمله خشونت علیه زن سرچشمه اش همین اندیشه مرد سالاری وباور وقبول این اندیشه مرد سالاری از طرف زنان بوده وهنوز هم است.

پس تازمانی که این اندیشه های بنیان سوز مرد سالاری سوزانده نشود وزنان جامعه ما به باور تساوی حقوق مرد وزن نرسند وخود به دانش مجهز نگردند وبه خود آگاهی وحق شناسی وحقوق شناسی دست نیابند، اندیشه مرد سالاری ودر سایه این اندیشه بنیان سوز خشونت علیه زنان ادامه خواهند داشت.

بهترین راه خشکاندن ریشه تفکر مردسالاری غیر عقلانی باسواد شدن خود زنان است تاخود زنان باسواد نشوند ودر اندیشه های بنیادین حقوق به نظریه پردازی نپردازند،تفکر مرد سالاری با نقاب دین ومذهب برحکومت خود ادامه خواهند داد.

تا زمانی که خودزنان به قرائت نو از دین نپردازند وخود شان در آموزه های دین دست به اجتهاد نزنند ومثل مردان مرجع تقلید نشوند ،مردان به اجتهاد نوین در حوزه حقوق زن نخواهند پرداخت واگر در گوشه وکناری افرادنادری مثل آیت الله العظمی صانعی ، دست به اجتهاد های غیر مشهور وحقوق بشری بزند،در جو مرد سالاری حاکم بر حوزه های علمیه ی نجف، قم، الازهر مصر و روابط العالم السلامیه مدینه در عربستان سعودی ،همچنان مغفول می ماند و توان مبارزه با سیره اقدمین وشهرت واجماع های مردسالار را ندارد .

این نکته را نباید ناگفته بگذاریم که مبارزه با تفکر مرد سالاری به معنای رهایی زن از همه ی قید وقیود فقه خانواده نیست ونباید مبارزه با تفکر مرد سالاری را با رهایی و مهارگسختگی مطلق العنان زن در اجتماع وخانواده اشتباه گرفت وخلط کرد.

مبارزه با تفکر مرد سالاری مهار گسخته آری وباید اما مهار گسختگی مطلق العنان زن در همه ی عرصه های فقه خانواده واجتماع نه وهرگز نه.نه افراط ونه تفریط بلکه خط سوم که همان عدالت به معنای فلسفه اخلاق باشد.

فرهنگ زن ستیزی جاهلان روحانی نما

در جامعه افغانستان،(اعم از شیعه وسنی) روحانیون قشر بسیار تأثر گذار هستند ونبض جامعه دست همین قشر بی شناسنامه ی مهار گسسته است واین قشر براساس همان بی شناسنامه بودن ومهار گسستگی، فراتر از قانون عمل می کنند وقانونی برای مهار کردن مهار گسختگی اینها وجود ندارد.

در این نوشته بنای نقد همه ی جانبه این قشر جامعه را نداریم .البته نقد این قشر جامعه لازم است اما باید کسانی این نقد را انجام دهند که شایستگی علمی(که این کمترین بنده از بندگان خدای مهربان این شایستگی را ندارد) آن را داشته باشد وغرض ومرضی هم درکارنباشد.

در این نوشته به سایه روشن های از فرهنگ زن ستیزی در تفکر بعضی از روحانیون اشاره های گذرا می کنیم.

تفکر زن ستیزی در اندیشه روحانیون شیعه ومولوی های اهل سنت ،یک تفکر بسیار غیرعقلانی وشرعی است اگر چه همین تفکر غیر عقلی ومخالف شریعت ، رنگ وبوی عقل وشرع را دارد اما زیر بنای این تفکر عقلی وشرعی برهان عقلی جمعی انسانی وشرعیت صریح نیست بلکه عقلانیت این تفکر، همان عقلانیت انحصار طلب تمامیت خواه دینی است ومبنای شرعیت این تفکر نیز شریعت ثبوت شده ی هادی برهان برگرفته از قرآن وسیره پیشوایان دین نیست بلکه شرعیت این تفکر شرع سوز ،شرع توهمی رشد یافته در بستر تاریخ می باشد.

این نوع روحانیون ومولوی های که تفکر زن ستیزانه دارند از شرع فقط همان ریش بلند وخم وراست شدن های ریاآلود را می دانند وبس.

از نظر تخصص در دانش شرع شناسی هم این روحانیون ومولوی صاحب ها دانش شرع شناسی ندارند ودانش شرع شناسی این قشر ی از روحانیون ومولوی ها در حد همان خواندن ونوشتن است وبه همین خاطر است که این روحانیون ومولوی ها که نمی توانند شرع را از سرچشمه اش دریافت کنند وشرعی که این ها از آن دم می زنند وآن را تبلیغ وتبیین می کنند برگرفته از کتاب های بی ارزش دینی است که ازنظر عالمان دین شناس ومجتهدان فن شرع شناسی هیچ گونه اعتباری ندارد.

ولی همین قشری از روحانیون ومولوی ها بیشتر از عالمان راستین در اجتماع حضور دارند ونوعا مردم دین را بیشتر از زبان جهالت آلود همین ها می شنوندتاعالمان راستین مجتهددرفن شرع شناسی.

این قشری جاهل وبی خبر از دین وسرچشمه دین، چندخصوصیت دارند که همین چند خصوصیت این هارا در نزدعامه موجه می سازند:

1 -حافظه خوب دارند

2 - صدای خوب دارند

3 – ریا پیشه اند

4 – عوام فریبان زهد پیشه اند

5 – جاهلان متنسک وهتاکان به مردم وعالمان راستین اند.

حافظه خوب دارند

این قشری از روحانیون ومولوی ها کتاب های بسیاری را طوطی وار حفظ می کنند ودر میان مردم به تبلیغ همان محفوظات خود می پردازند وهمین ذهن انبار گونه وکشکولوار ایشان وبی پروایی شان در بیان آن محفوظات ، اینان را عالمان خبیر جلوه می دهند ومردم گمان می کنند که این ها واقعا عالم هستند.لذا بر اساس همین پندار به یاوه گویی های عوام فریبانه ایشان باور دینی دارند وفریب شان را می خورند وبه باورهای دینی باور مند می شوند که در اصل دین سوز اند.

صدای خوب دارند

اغلب این ها دارای حنجره خوب است وهمین حنجره خوب این ها در قرائت قرآن ونماز واذکار دینی از اینها چهره های دانا وعالمان خبیر می سازند.

صدای خوب داشتن درمقبولیت عام روحانیون شیعه، نقش بیشتر دارند تا مولوی های اهل سنت ،چون در میان اهل سنت ،سنت منبر رفتن وروضه خوانی امام حسین(ع) مثل شیعه مرسوم وسنت وسیره نیست.

در مذهب شیعه روضه امام حسین(ع) هم ضامن بقای این مذهب شده وهم باعث به انحتاط کشیده شدن این مذهب.

از آنجای که روضه خوانی امام حسین(ع) توأم با حریت وآزادگی وانقلاب وآگاهی ودانشگاهی برای بیان وتبیین دین ومذهب بوده ،باعث بقا ی مذهب شیعه بوده وپایه های مذهب را استوار داشته وعقلانیت مذهب را با عاطفه واحساس لطیف روحی در هم آمیخته وبُعد های روحانی وفراعقلی دین ومذهب را نیز شکوفانموده است.از این جهت است که مذهب شیعه نسبت به دیگر مذاهب اسلامی از برتری وجامعیتی برخوردار می باشد ودر عرصه جهانی نیز این مذهب متناسب تر بافطرت عالی انسانی جلوه نموده است.

ازجهت دیگر همین روضه خوانی امام حسین (ع)باعث ورود بسیاری ازبدعت ها وخرافات از دیگرملل ونحل به دین ومذهب شده است ومذهب شیعه را مذهب عقل گریز وخرافات آلود جلوه داده ودرمقایسه بادیگرمذاهب اسلامی مذهب غریب می نماید.

منتها این جهت منفی سنت روضه خوانی امام حسین مربوط به نفس سنت روضه خوانی امام حسین(ع) نیست بلکه این جهت منفی بالعرض ، علت جامعه شناسی و روانشناسی دارد.

ازآنجای که دین ومذهب در بستر تاریخ ودرمتن جامعه رشد وتعالی معرفتی می یابد و خود دین یک امر صامت می باشد واین دینداران اند که به مقدار معرفت خود از آن دین باعمل کرد خود آن دین ومذهب را درمعرض داوری تاریخی قرار می دهند ونوعا معرفت دینی چیزی نیست جز همان دانش بشری برگرفته از جوامع رشد یافته در امتداد تاریخ.

بنا بر این، هرجامعه دینی قرائت دین خود را مدیون دیندارانی است که مقام وعنوان هادیان آن دین را برعهده دارند واین هادیان دین ، هرمقدار دانش دین شناسی شان خالص ترباشد دین هم به همان مقدار خالص می ماند وبالعکس هم صادق است.

بعد از این تمهید، برگردیم به اصل سخن که عبارت بود از بُعدمنفی سنت روضه خوانی امام حسین(ع) وبدعت آلودکردن دین وخرافات زده نمودن شعائرمذهبی.

طبق آنچه پیش ترعرض شد،سنت روضه خوانی در اصل، فلسفه اش تبیین حریت وآزادگی بود وهمین اصل بود که سنت روضه خوانی امام حسین (ع) رابدل به یک دانشگاه دین یابی ودین شناسی نمود ودین ومذهب را دردو بعد عقلانی وعاطفی رشد داد وتحکیم بخشید.

اما درمرورزمان بعد عاطفی بر بعد عقلانی پیشی گرفت واینجا بود که روحانیون جاهل وبی دانش وبعضا بی دینان به ظاهر دیندارخوش صدا وتردست به میدان آمد واز صدای خوش خویش جهت پربارکردن بعد عاطفی مذهب بهره گرفت واز آنجای که شهادت امام حسین (ع) بعدی عاطفی اش فوق العاده جوشان وپرحرارت است وهمین بعد عاطفی شهادت امام حسین باعث شد که این روضه خوانانی جاهل بی خبر از گوهر دین اما خوش صدا وطرفه گویان وتردستان مرثیه خوان ، بابرجسته کردن بعدی عاطفی شهادت امام حسین ،به مرور سکانداران دین شوند وهرروز باابداع ویابرگرفتن سنت های دیگر ملل ها ، این بعدعاطفی را جانشین بعد عقلانی شهادت امام حسین کنند ودرنتیجه خود شان بعنوان عالم دین جای عالمان راستین را بگیرند وبرای این که بتوانند این بعد عاطفی را هم چنان پرحرارت نگهدارند,دست به بدعت های عاطفه خیز زدند.

لذا ازاین ناحیه مذهب شیعه بدست این جاهلان عالم نما، بدعت آلود وخرافات زده شد وسنت های خرافی هندی ومسیحی در مذهب شیعه راه یافت. البته نه در اصل مذهب بلکه در شعایر مذهبی ونمو د های خارجی مذهب . اما اصل وگوهردین واصل وجوهر مذهب شیعه به همت عالمان راستین ومجتهدان وارسته وعارفان فقه منش و حکیمان متشرع،عقلانیت مذهب شیعه وگوهر مذهب همچنان دست نخورده باقی ماندوبرهان های مذهب روز بروز تحکیم وقوام یافت ومذهب شیعه مذهب فطری ومطابق با اصول فطرت انسان، نمود یافت.

فرهنگ زن ستیزی در تفکر جاهلان روحانی نما

فرهنگ زن ستیزی را همان جاهلان بی دانش وعوام فریبان حاکم بر عاطفه واحساس مردم در میان مردم تبلیغ می کنند.

این جاهلان متنسک وهتاک ،از زن چهره ی به تصویر می کشند که می پنداری زنان شیطان های تجسم یافته اند.

می توان تفکر زن ستیزی این ریاآلودگان جاهل هزاررنگ را چنین فهرست کرد:

1 – زن ازدنده چپ مرد آفریده شده است

2 – زن یک دنده اش کم است

3 – زن قبرغه اش کج است(یعنی که درهیچ راه مستقیم نیست وهرگز به راه راست هدایت نخواهد شد)

4 – زن ناقص العقل است

5 – از هزار زن یک زن به بهشت نمی روند

6 – این زن بود که آدم را گمرا ه کرد تا گندم را بخورد واز بهشت رانده شود

7 - تمام جنگ های دنیا آتش بیارش زن بوده

8 – همه ی خونخواران جهان شیر حرام خورده اند

9 – هیچ جلاد وفاسد فی الارضی نیست که ریشه اش به مادری بر نگردد

10 – زنان کوفه بود که کوفیان را از یاری امام حسین باز داشتند

11 – پیغمبر گفته است بازن مشورت نکنید

12 – پیغمبرگفته است هرگاه با زن مشورت کردید برعکس نظر زن عمل کن

13 – زن نباید درس بخواند

14 – به زن سوره یوسف را یاد ندهید

15 – زن یادر درخانه باشد یادر گور

16 – زن چون علف رویده در مزبله است

17 –زن عروس هزارداماد است

18 –زن اگرفرشته هم باشد ازاو غافل مباش

19 – از سگ وفابینی از زن جفا

20 –زن چون ابر بی باران است

21 – زن چون آفتاب لب بام است جلوه می کند و می رود

این سخن معنایش این است که زن به هیچ اصول انسانی پابند ومعتقد نیست. بود ونبود زن براساس احساس است واز هرکس که خوشش آمد می رود.

گفتیم این جاهلان هزار رنگ، چون صدای خوش دارند ونوعا مجالس وعظ وخطابه های عمومی در اختیار این هزارچهرگان ریا آلود وجاهلان هتاک است وآنگاه که بخواهند فرهنگ زن ستیزی خود را تبیین کنند وبر این اندیشه قرون وسطای خود مبنای دینی وحکمی وتاریخی اقامه کنند ، صدها حدیث جعلی وافسانه های ملل وادیان را بنام دین ردیف می کنند وباصدای خوش خود اشعاری هم از شاعران بنام جهان وادب فارسی را چاشنی سخن می کنند که گزیده های از آن اشعار را می توانید درکتاب گرانسنگ «زن در آیینه ضرب المثل ها »نوشته دوست عزیز ما محمد علی برهانی شهرستانی، بخوانید وما گزیده ی از آن گزیده را می آوریم:

چارچیز است ازخطاهاای پسر

گوشدارش باتوگویم سربسر

اول اززن داشتن چشم وفا

ساده دل را بس خطاباشدخطا

چارچیز است ای برادر پرخطر

تاتوانی باش زینها برحذر

قربت سلطان والفت بابدان

رغبت دنیا وصحبت بازنان

چارچیزای خواجه کم داردبقاء

گوش دار ای مؤمن نیکولقاء

جورسلطان رابقاء کمتربود

پس عتاب اصدقا کمتر بود

دیگرآن مهری که بینی اززنان

بی بقاچون صحبت ناجنس دان پند نامه عطار

چنین گفت داناکه دخترمباد

چوباشد بجزخاکش افسرمباد

چوخواهی که خواری نیاری بروی

به پیش زنان راز هرگز مگوی فردوسی

چوزن راه بازار گیرد بزن

وگرنه تو درخانه بنشین چوزن سعدی

چوکردی مشورت بازن

خلاف زن کن ای دانا سنائی

چون بفرمان زن کنی ...

نام مردی مبر به ننگ بمیر

پیش خودمستشار گردانش

لیک کاری مکن بفرمانش اوحدی

چون نقش و فاوعهدبستند

برنام زنان قلم بشکستند

چوبادیگری فرا نشینند

خواهد که وجود تونبینند

این کار زنان راستباز است

افسون زن بددراز است تاریخ طبری

چه خوش گفت جمشید با رایزن

که یاپرده یاگوربه جای زن

مشو برزن ایمن که زن پارساست

که دربسته به گرچه دزد آشناست نظامی

چه خوش گفت شاه جهان کیقباد

که نفرین بدبرزن نیک باد سعدی

چوچوگان کند گوژبالای راست

زکارزنان چند گونه بلاست

بیکماه یکبار ازآویختن

فزون گرکنی خون بود ریختن فردوسی

زبیگانگان چشم زن کور باد

چوبیرون شد ازخانه درگورباد سعدی

زن از پهلوی چپ شدآفریده

کسی ازچپ راستی هرگز ندید جامی

زن ازپهلوی چپ گویند برخاست

نیاید ازچپ راستی راست نظامی

فیلسوفی نگر چه شیواگفت

دُرّمعنا ببین چه شیوا سفت

گفت:ایزد چو ازکمون عدم

کرد ایجاد پیکر آدم

کردزن را زپهلویش ایجاد

وندرین نکته رازها بنهاد

زن اگر خلق می شد ازسر

خودسری می نمود باهمسر... خلیل الله خلیلی

زنان چون درختند سبزآشکار

ولیک ازنهان زهردارند بار سعدی

زنان چون ناقصان عقل ودینند

چرا مردان ره آنان گزینند ناصرخسرو

زنان در آفرینش ناتمامند

ازیرا خویش کام وزشت نامند

دوکیهان گم کنند ازبهر یک کام

چوکام آید نجوید ازخودنام ویس ورامین

زنان راستائ سگان راستای

که یک سگ بِه ازصد زن پارسای فردوسی

زن بد را قلم بدست مده

دست خودرا قلم کنی آن بِه

زانکه شوهرشودسیه جامه

تاکه خاتون شود سیه نامه

چرخ زن را خدای کردبحل

قلم ولوح گوبه مرد بهل

کاغذ اوکفن دواتش گور

بس بودگرکند بدانش زور

زن چوبیرون رود سختش زن

خودنمایی کند بکن رختش

ورکندسرکشی هلاکش کن

آب رخ می بردبخاکش کن

زن چوخامی کندبجوشانش

رخ نپوشد کفن بپوشانش

زن مار است زخم خودبزند

برسرش نیک زن که بدبزند

نه به حجت توان براه آورد

نه باقراردرگناه آورد

نه بسوگندراستکارشود

نه به پیمان وعهد یارشود

تاکی باشی بود درآغوشت

چون برفتی کند فراموشت اوحدی

این جاهلان را باید از مساجد وحسینه ها بیرون راند

تااین جاهلان خوش صدای عوام فریب هتاک و ریاآلودان تردامن وفسون سازان افسانه باف،برعرصه وعظ ومنبر ،حاکمان مهارگسخته باشند وبنام دین وشریعت این اندیشه های واپسگرایی را در مورد زن این گل باغ خدا،تبلیغ کنند ومردان را خداوندگاران زنان بدانند وباهتاکی وفسون گری وافسانه بافی وجعل احادیث زن ستیزانه از زبان پیشوایان دین وقطعه قطعه کردن شعرشاعران بزرگ وحکیم اسلامی ،اندیشه های قرون وسطایی خود را بگسترانند و واژگان مقدس ناموس،غیرت دینی،شرف اخلاقی،عرق ناموسی،طهارت اخلاق،پاکدامنی زن،ارتباط غیر اخلاقی بین وزن مرد...را بگونه ی تبیین وتفسیر وتبلیغ کنند که ازآن هابوی خون بیاید وخون آشامان را بخونخواری ترغیب کنند وخونخواری آنان را موجه جلوه دهند ، پدیده شوم خشونت علیه زنان،به راه خود ادامه خواهند داد و همچنان قربانی خواهند گرفت وزنان ودختران پاکدامن مارا قربانی هوس های شیطانی این مردان واپسگرایی خوک سیرت می کند.

این واپسگرایان در لباس علم ودین اندیشه پلید خشونت علیه زنان را تبلیغ می کنند واز دین مایه می گذارند واز احساس وغرور ناموسی فسون گرانه بهره می گیرند وازعرق ناموسی تابوی می سازند که خون زنان ودختران عفیف وپاکدان را پای آن می ریزند.

روحانیون هم باید مثل پزشکان دارای نظام نامه علمی باشند

پس اولین راه مبارزه با این پدیده شوم وبنیان سوز این است که سازمان روحانیت قانون مند شود ودرجه بندگی علمی گردد وتا کسی مدرک علمی نداشته باشند حق تبلیغ هم نداشته باشند ولباس روحانیت نیز درجه بندی شود وهرکس مطابق با همان مقطع تحصیلی خود لباس بپوشند تا جامعه بداند که چه کسانی را برای تبلیغ دین دعوت کند.

همان طور که هیچ پزشکی نمی تواند بدون جواز، مطب باز کند وبه طبابت بپردازد،روحانیون هم دررشته های مختلف از جمله در رشته تبلیغ وروضه خوانی دارای مدرک علمی وصلاحیت اخلاقی باشند وهیچ فردی بدون مدرک علمی حق تبلیغ وروضه خوانی را نداشته باشد.

تا سازمان روحانیت دارای نظام نامه علمی نشود ورشته های مختلف علمی حوزه ومتخصصین آن رشته ها برای مردم وجامعه شناسانده نشود ومبلغان طوطی صفت شیاد از عالمان آگاه ومجتهد در همان رشته واخلاق مداران دارای اخلاق برین دینی ، بازشناخته نگردد وجلو غالیان وافراط گران وتفریط پیشگان در عرصه تبلیغ گرفته نشود ، خشونت علیه زنان آبشخورش مساجد وروضه خوانی های است که پیش نماز وروضه خوان آن بر اساس صدای خوش وریا پیشگی وعوام فریبی در آن مقام ومکان، اندیشه خشونت علیه زن را می پراکنند.

تازمانی که سازمان روحانیت قانونمند ودارای شناسنامه نشود ومبلغان دین دارای اجازه نامه تبلیغ نگردد وهر شیادی با لباس پوشیدن وحفظ کردن افسانه های عوام پسند وفسون گری بیانی وآوازخوانی ،مبلغ دین باشند،پدیده خشونت علیه زنان همچنان ادامه خواهند داشت واین قتل های فجیع وشقاوت بار رنگ دین وغیرت ومردانگی بخود می گیرند وشقاوت پیشگان را بجای قاتلان سنگ دل ،مردان دیندار وباغیرت ودارای عرق ناموس لقب خواهند داد.

شما میتوانیدنظرات خودرا درباره این مطلب اینجا بیان کنید.

مطالب دیگر:

نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/05ساعت 0:8  توسط تریبون آزاد  | 

نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد

Abdullah Rafiee

     امروز یکشنبه ۲۲/۳/۲۰۰۹م. ساعت ۳:۳۰ دقیقه بعد از ظهر نمایشگاه نقاشی هنرکده غلغله در هزاره تاون کتابخانه شهید محمد منتظری با حضور احمد علی کهزاد "ناظم هزاره تاون" ٬ تقی خان هزاره "یکتن از هنرمندان محبوب ملی ما"٬ علما، مدیران مکاتب، استادان، هنرمندان٬ شاگردان مکاتب و تعداد کثیری از هنردوستان افتتاح شد. در این نمایشگاه که تقریبا ۱۵۰ اثر هنری گذاشته شده است٬ به مدت سه روز به روی هنر دوستان باز خواهد بود. استاد هاتف نقاش بنام کشور عزیز ما در این نمایشگاه ۱۵ اثر دارد. و دیگر اثر ها از شاگردان استاد هاتف که در هنرکده غلغله در حال هنر آموزی اند٬ می باشند.

     این نمایشگاه که به مناسبت سال نو ۱۳۸۸ه.ش راه اندازی شده است. با تلاوت کلام الله مجید توسط برادر صبقت الله حسینی یکتن از شاگردان هنرکده غلغله بطور رسمی قبل از مراسم کوچک افتتاحیه آن آغاز گشت. بعد محترم کهزاد به ایراد سخن پرداخته و در رابطه به هنر گفتند٬ که ما تاریخ خود را با هنر ترسیم می نماییم. آنانیکه هنرمندان چیره دست و هنر زیبا و عالی دارند. تفسیر شان از تاریخ دقیق تر و نتیجه گیری شان با سنجش تر است. نیاکان ما هنرمندان خلاقی بوده اند٬ که امروزه آثار هنری شان در گوشه و کنار جهان قابل ستودن و افتخار است. هنر وسیله ایست که توسط آن میتوان راز های پوشیده را کشف کرده و بر قابلیت های خویش و اطرافیان خویش افزود. هنر وسیله ایست٬ که فرهنگ٬ تاریخ٬ درد و رنج٬ خوشی و زیبایی های ما را به تصویر می کشد. هنر تنها به نقاشی خلاصه نمیشود. هنر انواع مختلف دارد. موسیقی نیز یکی از انواع هنر است. و ما می بینیم که بدوی ترین قبیله ها نیز از آن بی نیاز نمی باشند. آنها با آواز خوانی و یا فقط صدا زدن و رقص احساس شانرا آشکار می سازند. تمام انواع هنر راه و روش تحقیقات علمی را باز می کنند. ساینس امروز مرهون زحمت کشی هنرمندان است. من تعدد هنرکده ها را در هزاره تاون به دیده نیک دیده و آن را استقبال می نمایم. هر قدر که هنرکده ها بیشتر شوند. همانقدر جوانان ما به راه های درست سوق داده میشوند. جوانان ما موظف اند٬ که با پشت کار جدی در راه احیای هنر نیاکان شان تلاش نمایند. متاسفانه بخاطر گسست فرهنگی ما٬ امروزه آثار نیکان ما را دیگران از خود می دانند. جوانان باید این خلا را پر نمایند. و با خلاقیت های شان به جهانیان نشان بدهند٬ که ما هنر خلق نموده بودیم٬ خلق می کنیم و بعد از این هم خلق خواهیم کرد.

     بعد از محترم کهزاد٬ هنرمند خوش صدا و محبوب مردم ما٬ تقی خان هزاره برای ایراد سخن فراخوانده شد. وی بعد از تبریک گفتن سال نو و برگزاری نمایشگاه توسط هنرکده غلغله٬ گفت: "من خودم یک تن از مسافران راه هنرم. و شاید بیشتر بتوانم درد٬ رنج٬ غربت٬ بی عدالتی٬ نابرابری و مشکلات مردمم را و از آن بیشتر به یقین گفته می توانم٬ که غریب٬ قابل توهین٬ قابل تحقیر٬ ناچیز واقع شدن هنر و هنرمندان را درک نمایم.  هنر زیباست و زیبایی می آفریند. خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد٬ ولی کی این ها را بداند. هنر و هنرمند به مراتب بیشتر از مردم ما رنج دیده تر است. به مثل تاریخ مردم ما٬ تاریخ هنر ما نیز حکایت از نا انصافی ها٬ تحقیر ها٬ و توهین ها می داشته باشد. تا وقتیکه ما درک درست از هنر٬ پیام هنر و ارزش هنر بدست نیاوریم. هیچکاه به آن ارزش قایل نمی شویم. مردم ما باید آگاه شوند و در مورد هنر و ارزش هنر به شکل درست آن به آنها معلومات داده شود. وظیفه همگان است٬ که در راه این زیباترین وسیله درک حقیقت و زیبایی مسوولیت شانرا انجام دهند. و نگذارند که هنر پژمرده گردد. در گذشته متاسفاه بعضی از نا آگاهان هنر را ضد دین می شمردند. و بر ضد هنر و هنرمندان تا حتی فتوا های قتل را صادر نمودند. آنها تاحتی رسامی را حرام می دانستند. از تمام دلسوزان این مردم و شما عزیزان خواهشمندم٬ که نگذارید هنر توهین و تحقیر شود. صفدر مالستانی یکتن از هنرمندان ملی ما زمانیکه در تلویزیون ملی افغانستان با غیچک اش هنر نمایی می کند. شما یقین کنید٬ که غیچگ اش٬ شعرش٬ صدایش و خودش نمادی از مظلومیت است. طبق تحقیقی که من کرده ام غیچگی که مالستانی با آن هنر نمایی می کند با ویلون٬ که امروز در اروپا هنرمندان با آن هنر نمایی می کنند خیلی شبیه هم اند. ولی متاسفانه غیچگ مورد بی مهری قرار گرفته و از حالت اولی اش بیرون نه شده است. در حالیکه ویلون بخاطر حمایت مردم شان به یکی از زیبا و دلپذیر ترین آله تبدیل شده است. هنر مندان به تشویق و حمایت شما ضرورت دارند. ما در مقابل نسل آینده مسوول هستیم. خواهشمندم نگذاریم٬ که نسل آینده بگویند٬ که ما اشتباه کرده ایم. و اشتباه امروز ما سبب ضعف و کمزوری نسل آینده ما شود. با تشکر از استاد هاتف که در راه تربیت و آموزش هنر مندان جوان ما تلاش شبانه روزی می کشند."

     بعد از صحبت های زیبای آقای کهزاد و تقی خان به روح الله٬زهرا٬روح الله حسنی٬ شکرالله٬ ماه جبین٬ معصومه٬ عصمت الله٬ محمد جاوید٬ حفیظ الله٬ شیر آغا٬ علی خان٬ ارغوان٬ الطاف حسین٬ صفیه٬ محمد جاوید رضایی٬ محمد اسماعیل٬ ممتاز خان و محمد منیر  اسناد و تقدیر نامه از طرف هنرکده غلغله اهدا شد. در ادامه آقای کهزاد و تقی خان هزاره نمایشگاه را طور رسمی افتتاح نمودند.

شما میتوانید نظرات خودرا درباره این مطلب دراینجا بیان کنید.

مطالب دیگر

برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
دو بیتی هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/03ساعت 8:50  توسط عبدالله رفیعی  | 

برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان

اعتقاد غالب در افغانستان براین است که اگر این پرچم به راحتی برافراشته نشود، سال خوبی در پیش نخواهد بود

مراسم رسمی نوروز در مزار شریف در شمال افغانستان روز شنبه یکم حمل/ فروردین برگزار شد.  

دولت افغانستان مراسم رسمی جنش نوروز را که در آن مقام های دولتی این کشور نیز شرکت داشتند با شلیک 21 توپ آغاز کردند.

وزیران خارجه ایران و تاجیکستان مهمانان ویژه مراسم مزارشریف بودند.

مردم   از سراسر کشور روزها پیش وارد شهر مزارشریف شده بودند و در برافراشته شدن پرچم منسوب به حضرت علی در این شهر سهم گرفتند؛ اقدامی که با آن جشن نوروز و میله چهل روزه گل سرخ در افغانستان بطور رسمی آغاز می شود.

هزاران تن از نیروی های امنتی افغانستان مسئول تامین امنیت جشن کم سابقه نوروز در شهر مزارشریف بودند.

برخلاف سال های گذشته امسال از حضور نیروهای خارجی کمک به امنیت در تامین امنیت این جشن خبری نبود.

کریم خرم، وزیر فرهنگ افغانستان پیام تبریک حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان را خواند. عطا محمد نور والی/ استاندار بلخ از پیشرفت ها در عرصه بازسازی ولایت بلخ با افتخار یاد کرد. و رنگین دادفر اسپنتا، وزیر خارجه فرمان برافراشتن علم حضرت علی را داد.

 

وزیران خارجه ایران و تاجیکستان نیز امسال در مراسم رسمی جشن نوروز در مزار شریف حضور داشتند و مهمانان ویژه این مراسم بودند

در حالی که هزاران زائر مرد و زن از ولایت های هرات، قندهار، هلمند، کابل، غزنی و دیگر مناطق افغانستان دست دعا بلند کرده بودند، پرچم منسوب به حضرت علی آهسته آهسته بر افراشته شد.

اعتقاد غالب در افغانستان این است که اگر این پرچم با سهولت برافراشته شود و در جایگاهش قرار بگیرد، آن سال، سال خوبی خواهد بود و مردم با سختی و مشکلات خاصی روبرو نخواهند شد، اما اگر این پرچم به سختی برافراشته شود، مردم نتیجه می گیرند که سال چندان خوشی در راه نخواهد بود.

آنچه برافراشتن این پرچم را دشوار می کند، میله فلزی سنگینی است که پرچم در آن بسته شده. در انتهای این میله فلزی شی گنبد مانندی که آنهم فلزی و سنگین است قرار دارد و برفراز آن "پنجه دست" آهنی قرار داده شده.

صدای غرش هلیکوپترهای ارتش افغانستان شور و شوق شرکت کنندگان این جشن را بیشتر کرده بود. و پخش برگه های تبریکی که از این هلیکوپتر ها انداخته می شد شور و هلهله شرکت کنندگان را چند برابر می کرد.

برخی مانند سالهای گذشته به شاخچه های درختان پیرامون زیارتگاه رفته بودند.

شاهدان عینی می گویند، شرکت مردم در جشن امسال بیسابقه بوده و مردم از نظم و ترتیب مراسم نیز راضی بودند.

 

هر سال شماری زیادی از مردم افغانستان در روزهای اول سال نو به مزار شریف می روند تا در جشن گل سرخ شرکت کنند

جشن نوروز در افغانستان به جشن گل سرخ نیز معروف است و همه ساله شمار زیادی از مردم افغانستان برای شرکت در آن به مزار شریف می روند.

شاید کمتر خانه ای را در مزار شریف بتوان یافت که در شب و روز نوروز پر از مهمان نباشد، قیمت هتل های شهر نیز دو برابر می شود شهر حال و هوای خاصی به خود می گیرد و سوغاتی های مزار خریداران زیادی می یابد. ‌منبع

شما میتوانید نظرات خودرا درباره این مطلب دراینجا بیان کنید

مطالب دیگر

نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
دو بیتی هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  88/01/03ساعت 0:47  توسط محمدسعیدی(هزاره)  |