هزاره پیوند

صفحه فیسبوک من(محمدسعیدی)

+ نوشته شده در  93/03/20ساعت 23:2  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

قابل توجه اتباع خارجی دارنده کارت شناسایی آمایش 9

قابل توجه اتباع خارجی دارنده کارت شناسایی آمایش 9

بدینوسیله اعلام می گردد به منظور جلوگیری از وقفه در ارائه خدمات به پناهندگان جمعی کارتهای شناسایی آمایش 9 تا پایان آذرماه سالجاری تمدید گردیده است .
 اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور


وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران،بخش پناهندگان

منبع:http://bafia.moi.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=Instruction&CategoryID=a25b3683-80cc-48ec-810c-29ca2ea14479&WebPartID=34903ca2-7a78-4688-bf5e-1652e6f283f1&ID=aaa5d3fb-2651-4e2f-baa3-2c542d9359c2


برچسب‌ها: تملید کارت آمایش 9, تمدید کارتهای مهاجرین افغانی, اخبار مهاجرین, مهاجر افغان
+ نوشته شده در  93/07/05ساعت 19:44  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

بحث جدی و متفاوت؛ تصویر افغانستان در قاب سینمای ایران

بخش نخست:
(میزگرد متفاوت و صریح: فرهاد توحیدی، رضاکیانیان، رضا برجی، سمیع عطایی، شوکت‌علی محمدی و رضوانی‌نژاد)
خبرگزاری تسنیم:
خبرگزاری تسنیم: رضا کیانیان، فرهاد توحیدی، رضا برجی، حجت‌الاسلام رضوانی‌نژاد، سمیع‌الله عطایی، شوکت‌علی محمدی به خبرگزاری تسنیم آمدند تا درباره تصویر افغان‌ها در سینمای ایران صحبت کنند اما ماجرا پردامنه‌تر شد بحث بالا گرفت و قصه نهایتاً پیچیده‌تر شد.
printنسخه قابل چاپ

خبرگزاری تسنیم: اگر محدودیت زمانی نبود، بحث داغ تسنیم درباره تصویر رسانه‌های ایرانی از مردمان نزدیک‌ترین کشور به ایران، افغانستان تا ساعت‌ها ادامه پیدا می‌کرد، اتفاقی که یک نتیجه واضح برای ما، رسانه‌ای‌ها داشت. سی سال خلأ کار رسانه‌ای در مورد مهاجرین و ساکنین کشوری به‌نام افغانستان، به این زودی‌ها پرشدنی نیست.

عصر روز یک‌شنبه، رضا کیانیان، فرهاد توحیدی، رضا برجی، حجت‌الاسلام رضوانی‌نژاد، شوکت‌علی محمدی و سمیع عطایی در خبرگزاری تسنیم گردهم آمدند تا در مورد ذهنیت رسانه‌ای ایرانی‌ها از افغان‌ها بحث و جدل کنند، میزگردی که جریان گرفتن نگاه‌های مختلف در میانه بحث، پیش‌بینی انتهای آن را به‌شدت سخت کرد.

گپ می‌زدیم به‌شیوه معمول قبل از میزگردها که رضا برجی با عصای مشهورش در حالی که این‌بار سرحال‌تر از همیشه به نظر می‌رسد، سر رسید. بی‌مقدمه رو به عطایی‌، فعال فرهنگی و سینماگر مهاجر افغان کرد و گفت: قبل از هر بحثی، من یک چیز بگویم؛ من افغانستان را از خود افغان‌ها بهتر می‌شناسم،مسابقه بدهیم تا معلوم شود و بعد اسم جایی را در افغانستان به زبانش آورد که عطایی اسمش را هم نشنیده بود.

ایرانی‌هایی که افغانستان را از خود افغان‌ها بهتر می‌شناسند که کیانیان سریع اشاره کرد که عکسش هم هست، افغان‌هایی که ایران را بهتر از ایرانی‌ها می‌شناسد. و این شروع ماجرای ما بود، ایرانی و افغانستانی با خط یک مرز جعلی. این وسط رسانه‌ها چه‌کار کردند؟ روی خط مرزی‌مان دیوار کشیدند.

و میزگرد آغاز شد، در حالی که رضا کیانیان، جمعه «روبان قرمز» را دعوت کرده بودیم که از تجربه دلچسبش در ارائه بالاخره یک تصویر واقعی از افغان‌ها در سینمای ایران سخن بگوید و فرهاد توحیدی، فیلم‌نامه‌نویس و رئیس هیئت مدیره خانه سینما آمده بود تا تحلیلی از کارنامه سینمای ایران از بازنمایی افغان‌ها ارائه دهد. در آن‌طرف ماجرا هم، رضا برجی با آن لحن و هیبت هیجان‌انگیزش آمده بود تا از تجربه حضور مستقیم در افغانستان، زندگی کردن با مردم آن دیار و تجربه چندین و چند سال کار رسانه‌ای برای آنها بگوید.

حجت‌اسلام رضوانی‌نژاد، رایزن فرهنگی ایران در افغانستان و رئیس خانه فرهنگ ایران در هرات میهمان دیگر برنامه بود. از او دعوت کرده بودیم که برایمان از اشتراکات فرهنگی بین دو کشور بگوید و بگوید که چه فرصت‌هایی را با رسانه‌ها از دست داده‌ایم و به دست آورده‌ایم و کارنامه رسانه‌های ایرانی به‌ویژه سینمای ایران در همه این مدت چه تأثیری در این رابطه‌ها گذاشته است.

کیانیان، به‌سبک و سیاق همیشگی‌اش، چند دقیقه قبل از شروع میزگرد، سر وقت در خبرگزاری بود، هنوز نرسیده بود که گفت: کاش از خود افغان‌ها هم دعوت می‌کردید تا بیایند. هنوز عطایی و شوکت‌علی محمدی نیامده بودند که آنها هم سر رسیدند و میزگرد داغ شد.

عطایی دانش‌آموخته سینما در ایران است و هم اکنون مشغول برخی فعالیت‌های سینمایی، در خیلی از فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی هم بازی کرده است و مشاوره داده است. شوکت‌علی محمدی هم شاعر، نویسنده و ناشر مهاجر افغانستانی، آمده بودند تا از درد چندین و چند ساله رسانه‌ای همه این سالهایشان سخن بگویند. سخن به درازا کشید و آن‌قدر درد بود که پایان میزگرد با تلخی تمام شد. آنها هنوز حرف داشتند و ما وقت نداشتیم. سالهاست که وقت نداریم.

تسنیم: مساله «مهاجرین افغان و رسانه‌های ایرانی» مساله پردامنه و پر دردی است و قابل پیش‌بینی است که چنین میزگرد و میزگردهایی؛ نهایتا تنها یک مدخل ورودی برای پرداختن به این مساله است. فکر می‌کنم برای اینکه دامنه بحث را در میزگرد امروز کنترل کنیم روی دو محور تمرکز کنیم. اول این‌که در تمام این سال‌ها، رسانه‌های ایرانی تصویری مجعول و وارونه از مهاجرین افغان نمایش داده‌اند. در اکثر محصولات رسانه‌ای همه این سالها که در آنها از مهاجرین افغان هم حرفی به میان آمده است، آنها، آدم‌هایی با سطح اجتماعی پایین، آدم‌هایی بعضا همیشه مجرم، آدم‌هایی معمولا بدون دانش و سواد و نهایتا کارگرانی که زندگی‌شان در کار ساختمانی و یا سرایه‌داری خلاصه می‌شود نشان داده شدند. اتفاقی که تبعات آن در افکار عمومی ایرانی‌ها به راحتی همین الان قابل تشخیص است.

اما مساله دوم که به نظرم به آن کمتر هم پرداخته شده است، حتی در بحث‌های ارزشمندی که این چند وقته درباره مهاجرین در برخی رسانه‌ها به راه افتاده است این است که رسانه‌های ما در تمام این سال‌ها حق روایتی برای یک اقلیت پرجمعیت در جامعه ایران قائل نشدند، هیج وقت دردها و آلام آنها با منطق خودشان، با بیان روایی خودشان در رسانه‌های ایرانی انعکاس پیدا نکرد، هیچ تریبون و رسانه‌ای در این کشور صدای آنها نشد و حرف‌ها، ایده‌ها، نظرات و ...مهاجرین به این ترتیب تبدیل به بغض‌های فروخفته‌ای شد که در برخی موارد به دلخوری‌ها و حتی دشمنی‌های عمیقی هم بدل شد.

دوست ندارم با این استدلال که وجود این مهاجرین افغانستانی؛ فرصتی برای ایران بود و این فرصت با این بی‌خردی‌های رسانه‌ای در حال تبدیل شدن به یک تهدید است، صحبت کنیم. بلکه دوست دارم بر مبنای این محور جلو برویم که مجموع عملکرد رسانه‌های ایرانی در مورد مهاجرین افغانستانی یک بی‌عدالتی بزرگ بود که حالا باید مورد بازخواست قرار گیرد.

در این میان به نظر می‌رسد سینما، وضعیت متناقض‌تری دارد. ما با نمونه‌های به شدت مخرب و وحشتناکی در مورد بازنمایی مهاجرین افغانستانی در سینما روبرو هستیم و در کنار آن با چند نمونه محدود ، اما به شدت ارزشمند و پیش‌رو روبرو هستیم و یکی از این نمونه‌ها جمعه‌ی «روبان قرمز» حاتمی‌کیا و کیانیان است.

برجی : من قبل از هر چیزی، باید بگویم که شناخت کشوری به نام افغانستان برخلاف تصورات عامیانه و ساده ما به شدت سخت است. افغانستان کشوری عجیب و دارای تنوع فرهنگی غیرقابل‌باوری است، من بارها و بارها به افغانستان سفر کردم، تمام شهرها و روستاهای افغانستان را می‌شناسم، خود افغانستانی‌ها هم به جاهایی که من رفته‌ام نرفته‌اند. از سال 66 مکررا به افغانستان سفر می‌کنم. ماجرای اولین سفرم به این کشور را در قالب کتاب خاطرات منتشر کرده‌ام، و از سفرهای بعدی فیلم گرفتن از این کشور را هم آغاز کردم.

اما هنوز نمی‌توانم ادعا کنم که این کشور را شناخته‌ام. فقط یک چیز را در مورد آنها می‌توانم بگویم. وقتی با هر کدام از افغانها در افغانستان برخورد می‌کردم، به خوب بودن آنان واقف می‌شدم، به خوب بودن همه آنها با ایرانی‌ها، اما از طرف ما چه اتفاقی افتاد؟ ما با مهاجران افغان چه نوع رفتاری داشتیم؟ دیگر همه‌مان می‌دانیم که چه اتفاقی در همه این سالها افتاده است.

برجی:مهاجرین افغانستانی را با دلخوری برگرداندیم؛ این بزرگترین حسرت من در این بحث است

یک مورد را مثال می‌زنم، استاد عبدالوهاب مددی، معروف بود به سرتاج موسیقی افغان، دخترش در ایران اجازه تحصیل نداشت، مجبور شد از ایران برود و به آلمان مهاجرت کرد. این هنرمند می‌توانست پشتوانه و چشم و چراغ موسیقی ایران شود و به خاطر تحصیل بچه‌هایش مجبور شد ایران را ترک کند.چه قدر درد دارد این چیزها. هنرمندان افغانستانی که به ایران سفر کرده بودند را که نتوانستیم جذب کنیم هیچ. همه آنها با دلخوری رفتند. این بزرگترین حسرت برای من در این بحث مهاجرین افغانستانی است. دو میلیون آمدند ایران و رفتند و ما یک میلیون نفر از آنها را هم باسواد نکردیم. درس خواندن آنها را مانع شدیم؛ وقتی باسوادشان نکردیم؛ اجازه فعالیت فرهنگی ندادیم به همین ترتیب بعد از آن هم نتوانستیم باآنها دیالوگ برقرار کنیم و ماجرا پیچیده تر شد.

دوست دارم وقتی در مورد بحث عملکرد رسانه‌ها در زمینه مهاجرین افغان بحث می‌کنیم، حتما این دو سه تا نکته پس‌زمینه ذهنمان باشد. من دیگر ترجیح می‌دهم گوش کنم.

تسنیم: خیلی ممنون آقای برجی، اگر دوستانم موافق باشند بحث را با آقای توحیدی شروع کنیم که فیلمنامه‌نویس مشهوری در سینمای ایران هستند و بخش بزرگی از مساله ما به محتوای ناقص و مجعول نهفته در سناریوی فیلم‌ها در بازنمایی مهاجرین افغانستانی مربوط می‌شود. آقای توحیدی کارنامه سینمای ایران در نمایش افغانستانی‌های مهاجر به ایران را چه طور ارزیابی می‌کنید. ما چه قدر به واقعیت مهاجرین افغانستانی بدون مصلحت و محافظه‌کاری نزدیک شدیم؟

توحیدی: قبل از اینکه وارد این بحث شوم دوست دارم من هم به سیاق آقای برجی یک مقدمه بگویم. آن چیزی که به اعتقاد من برای قضاوت در مورد عملکرد ما در مورد مهاجرین افغان باید مورد توجه قرار بگیرد این است که ما متاسفانه باید اعتراف کنیم که خودمان را هم دوست نداریم چه برسد به اینکه برای مهاجران حقی قائل باشیم. این سرنوشت خیلی از اقلیت‌های موجود در کشور است. آنها معمولا نادیده گرفته می‌شوند؛ دیده نمی‌شوند و صدایشان را کسی نمی‌شنود.

در چنینی شرایطی یک اقلیت، باید خودش دست به کار شود و جایگاه خودش را به صورت فردی به دست بیاورد. الان ما مهاجرین افغانستانی‌ای داریم که کم‌کم خودشان را به عنوان یک نخبه مطرح کرده‌اند و برای خود جایگاهی پیدا کرده‌اند، اما همه این‌ها فردی بوده است و منجر به تقویت جایگاه کل مهاجرین نشده است.اگرچه باز؛ همین ها را هم ما به قول آقای برجی فراری می‌دهیم.

توحیدی:سینمای مستند ایران کارنامه قابل‌قبول‌تری نسبت به سینمای داستانی دارد

اما اگر بخواهیم روی مورد خاص سینما تمرکز کنیم، پیش از هر چیز باید بگوییم که سینمای مستند ایران کارنامه قابل‌قبول‌تری نسبت به سینمای داستانی دارد.

ایرانی‌ها مستند‌های فراوانی در مورد افغان‌های مهاجر ساخته‌اند و این مستند‌ها معمولا براساس تصاویر و روایت‌های کم و بیش واقعی ساخته شده است. مثل فیلم‌های مهرداد اسکویی، «کارت سبز» اثر محمد جعفری، «مدرسه گوشه حیاط» اثر فرزاد توحیدی و نمونه‌های دیگری که که نمونه‌های قبل‌توجهی در سینمای مستند ما هستند. مستندهایی که نام بردم به نظرم توانسته‌اند به آن تصویر واقعی که در سوال شما بود نزدیک شوند.

توحیدی: سینمای مستند با پژوهش و تحقیقات میدانی وارد بحث مهاجرین افغانستانی شده است

مهمترین دلیل این اتفاق هم این بوده است که سینمای مستند ایران با پژوهش و تحقیقات میدانی وارد بحث مهاجران‌ افغانستانی شده است و نه صرف اکتفا به روایت‌های عامیانه و کلیشه‌ای. مستند «مدرسه گوشه حیاط » ساخته فرزاد توحیدی قصه خانواده‌ای افغانستانی را روایت می‌کند که در لواسان به خانه زنی می‌روند و در آنجا به عنوان باغبان مشغول به کار می‌شوند .بعد از مدتی، زن صاحبخانه متوجه می‌شود که فرزندان این خانواده افغانستانی، به دلیل افغان بودن اجازه درس خواندن در مدارس ایرانی را ندارند. زن صاحبخانه تصمیم می‌گیرد خودش به این بچه‌ها درس بدهد و در ادامه فیلم مشاهده می‌کنیم که تعداد افغانی‌هایی که به این درد دچار هستند زیاد است و خبر می‌پیچید و نهایتا این زن، مدرسه کوچکی در خانه خودش راه می‌اندازد و به 20 کودک افغانستانی درس می‌دهد.حرف فیلم واضح است، می‌خواهد بگوید که نداشتن اجازه تحصیل، یک معضل اساسی مهاجرین افغانستانی است و آنهایی که درگیر این معضل هستند، کم هم نیستند. مشخص است که این ایده از یک پژوهش میدانی و تحقیق مفصل بیرون آمده است و این رمز موفقیت آن است.

تسنیم: فکر می‌کنم خود مهاجرین هم با شما هم‌عقیده باشند و فکر می‌کنم اصولا نه در این مورد خاص، که در پرداخت اکثر سوژه‌ها و موضوعات سینمای مستند در ایران پیشروتر از سینمای داستانی بوده است. در مورد کارنامه سینمای داستانی در پرداخت مهاجرین افغانستانی چه فکر می‌کنید؟

توحیدی: در مورد سینمای داستانی، مساله اول ما این است که با توجه به بودجه‌های بسیار کمی که معمولا در اختیار فیلم‌سازان ایرانی قرار می‌گیرد، فیلمسازان برای تحقیق و پژوهش ارزشی قائل نیستند و این مشکل اصلی سینمای ایران در پرداخت به مساله مهاجرین افغانستانی است.

توحیدی:موج اول پرداخت به مهاجرین در سینمای ایران، به چهره‌ای منفی از آنها محدود می‌شد، فیلم‌های مخلمباف در این دوره ساخته شد

در سال 60 که موج مهاجرت افغان‌ها به ایران زیاد شد، برخی فیلمسازان سراغ این موضوع رفتند، متاسفانه نمایش این فیلم‌ها از مهاجران افغانستانی به دزد و قاچاقچی و خلافکار محدود می‌شد. در فیلمی از مخملباف، در یک اپیزود، افغانستانی را یک دزد بی‌رحم معرفی کردند و با واکنش‌های منفی زیادی هم مواجه شد. مخملباف در مورد مهاجران افغان زیاد کار کرد اما فیلم‌های او در مورد آنان بیشتر جنبه فانتزی و نه واقع‌گرایی داشت و در مواردی به تصویر آنان نزد افکار عمومی به شدت لطمه زد. این موج اول پرداخت سینمای ایران به موضوع مهاجرین بود که معمولا به نمایش چهره‌ای منفی از آنها محدود می‌شود.

توحیدی: در فیلم‌های عاشقانه و انسانی از مهاجرین هم نگاه ابزاری به آنها دیده می‌شود

در موج دوم، عده‌ای از کارگردانان ایرانی به سراغ جنبه انسانی پرداخت شخصیت‌های افغانستانی رفتند. و فیلم‌هایی مثل «باران» اثر مجید مجیدی یا فیلم «جمعه» اثر حسن یکتا‌پناه که هر دو دارای جنبه‌های شاعرانه و عاشقانه بودند ساخته شد. در فیلم «باران» پسری ایرانی عاشق دختری افغانستانی می‌شود و در فیلم «جمعه» هم پسری افغانستانی عاشق دختری ایرانی می‌شود که البته هر دو شخصیت در هر دو فیلم در عشق‌شان ناکام می‌مانند. این موضوعات پرداخت شده در فیلم جنبه عاشقانه و انسانی‌ای داشت، اما مساله این بود که در همین فیلم‌ها هم کم‌وبیش نگاهی ابزاری به صورت نامحسوس دیده می‌شود. در واقع افغان‌ها بهانه‌ای هستند برای اینکه حرف‌هایی زده شود.

اما من فکر می‌کنم از دوره اصلاحات به بعد سینما و رسانه در این زمینه رشد چشمگیر و قابل توجه ای داشت. از یک دوره‌ای به بعد نوع نگاه‌ و دیدگاه‌ها تغییر کرد. همزیستی صمیمانه و همدردی جایگزین بی‌تفاوتی‌ها شد و موج سوم پرداخت مهاجرین در سینمای ایران حاصل همین دوره است.فیلمسازان نگاه همدردانه‌ای را چاشنی کار خود کردند، مسائل و مشکلات آنها را هم دیدند و مهمتر از همه اینها در مورد پدیده مهاجرین افغانستانی، شروع به پژوهش و تحقیق کردند.

توحیدی: «حیران»، بر مبنای تحقیق و پژوهش شکل گرفت و یکی از درخشان‌ترین کارهای سینمای ایران در رابطه با مهاجرین است

ما وقتی به تماشای فیلم «حیران» می‌نشینیم، کاملا می‌توانیم متوجه شویم که شالوده و مبنای فیلم براساس تحقیق و پژوهش شکل گرفته است. کارگردان فیلم «حیران» از دید انسانی به ساخت این فیلم پرداخته و پیش از آن، سینمای مستند را درک کرده است. «حیران» به کارگردانی شالیزه عارف پور و تهیه‌کنندگی رخشان بنی اعتماد به جنبه انسانی پدیده «مهاجرین» به خوبی پرداخته بودند که انصافا یکی از درخشان‌ترین کارهای سینمای ایران در رابطه با مهاجرین است.

لذا با پدید آمدن موج سوم در سینمای ایران و پرداختن از دید انسانی و پژوهش در مورد پدیده این امر را در میان مردم باورپذیرتر کرد.

تسنیم: این به وجود آمدن موج جدید به غیر از فیلم حیران، شاهد دیگری هم دارد. نمونه دیگری وجود دارد که نگاه خوب و درستی از افغان‌ها داشته باشد؟چون من فکر نمی‌کنم که این اتفاق یک موج باشد و حتی در این دوره بعد از اصلاحاتی که می‌گویید هم ما به غیر از این نمونه درخشان «حیران» که مهاجرین افغان را واقعی نمایش می‌دهد باز هم با آثاری مواجهیم که همان نگاه سانتی‌مانتالیسم و یا تحقیرآمیز را دارد. اگر دو نمونه اخیر «خاک و مرجان» و «چند متر مکعب عشق» را البته نادیده بگیریم که فکر می‌کنم باید این کار را انجام دهیم که این دو فیلم ربطی به فضای بعد از دوره اصلاحات ندارد و نمونه‌های معاصرند.

توحیدی: من نمونه دیگری به یادم نمی‌آید. فیلم «خاک و مرجان» را ندیده‌ام و نمی‌توانم قضاوتی در مورد فیلم داشته باشم. فیلم «عروس افغان» هم نسبتی با افغان‌ها ندارد. در مورد فیلم «بادکنک سفید» اثر پناهی هم باید بگویم که فیلم بیشتر به موضوعات عاشقانه پرداخته شده است، این فیلم قصه دختری را روایت می کند که پول خود را در زیرزمین مغازه‌ای گم کرده است و پسرک افغانستانی بادکنک فروش در پیدا کردن پول‌اش به او کمک می کند مسائل عاشقانه فیلم بیشتر است؛ تا اینکه مسائل اجتماعی در فیلم دیده شود.
البته این موج تازه‌ شروع شده، موجی که بیشتر به جنبه اجتماعی و زندگی افغان‌ها پرداخته‌اند، و این بیشتر پیش‌بینی من است که اتفاقات خوبی در راه است.

تسنیم: تا بحث بررسی مصداق فیلم‌هایی از سینمای ایران که در مورد افغانستانی‌ها ساخته شده است داغ است پای آقای عطایی را هم وسط بکشیم. آقای عطایی این سال‌ها مشاور خیلی از سریال‌ها و فیلم‌ها در مورد مهاجرین بوده است و خودش هم اولین فیلمش به نام «کهن سرزمین آذر» تازه بیرون امده است.فیلمی که سنت‌ها و ارزش‌های فرهنگی بخش بزرگی از مهاجرین افغانستانی داخل ایران هزاره ها را به تصور می‌کشد. علاوه بر این ظاهرا پایان‌نامه کارشناسی ارشدشان هم دقیقا به موضوع ما مربوط است. آقای عطایی شما فکر می‌کنید کارنامه سینمای ایران در بازنمایی مهاجرین چه نمره‌ای می‌گیرد؟

عطایی: ما بچه بودیم و برای رحلت امام، خودمان بزرگداشت گرفتیم/اما به ایران که آمدیم فهمیدیم ایران با انتظاراتمان فرق می‌کند

عطایی: حالا که مقدمه گفتن، سنت این گفتگو شده است من هم یک مقدمه ذکر کنم. من در دوران کودکی از ایران زیاد شنیده بودم، و به شکل خاصی با فرهنگ و زبان کشور ایران عجین شده بودم. زمانی که امام خمینی فوت کردند، ما بچه بودیم اما گروهی در افغانستان تشکیل دادیم و برای امام مراسم گرفتیم. به دلیل اشتراکات دینی و مذهبی هم خیلی علاقه‌مند آمدن به ایران بودیم و همیشه تصورات خوبی در مورد ایران داشتم. ولی وقتی در سال 84 به این کشور آمدم؛ متوجه شدم که تصوراتم اشتباه بوده است، ما از ایرانی‌ها انتظار دیگری داشتیم.

عطایی: در کوچه و خیابان به ما می‌گویند« چه خوب فارسی صحبت می‌کنی، از کجا یاد گرفتی»، این یعنی مرگ عملکرد رسانه‌ها در مورد مهاجرین

من بارها سوار مترو، یا اتوبوس شده‌ام، با تلفن به زبان فارسی صحبت کرده‌ام و مردم من را با تعجب نگاه‌ کرده‌اند و پرسیده‌اند که چگونه به این خوبی فارسی صحبت می‌کنی؟ این حرف‌ها و این نگاه‌ها برای من از هر چیز دیگر دردناک بود. زیرا من از کشوری به ایران آمده‌ام که زبان و فرهنگ مشترکی داشت و کسی ما را نمی‌شناخت.ما شاعران و تمدن یکسانی داریم. حالا کار باید به جایی برسد که وقتی در ایران صحبت می‌کنم، با تعجب به من بگویند: «چه خوب فارسی صحبت می‌کنی، از کجا یاد گرفته‌ای ».
این به چیزی جز مرگ عملکرد رسانه‌ها در مورد افغانستانی‌ها برمی‌گردد. من واقعا معتقدم که رسانه‌های ایرانی تصویر درستی از افغان‌ها نشان نداده‌اند و همین باعث شد که ایرانی‌ها به خوبی با ما رفتار نکنند.

عطایی: «چارخونه» 10 سال پیش ساخته شد و تاثرات مخرب آن هنوز ادامه دارد..

وقتی سریال «چارخونه» در تلویزیون ایران نمایش داده شد، برای افغان‌ها بسیار ناراحت کننده بود. نوع رفتار و زبان شخصیت افغان در سریال نادرست بود، و باورتان نمی‌شود که این موضوع برای من که افغانستانی هستم چه‌قدر دردناک بود.

این سریال 10 سال پیش از تلویزیون پخش شد اما نتایج و تاثیران آن هنوز ادامه دارد.2 سال پیش دانشگاه تهران برای دانشجویان بین‌المللی، در برج میلاد جشنی را برگزار کردند، هنگام نواختن موسیقی افغانی، مجری برنامه به مسخره تکیه کلام همان شخصیت جعلی افغانی را گفت و به شدت باعث رنجش دانشجویان افغانی‌ شد. آن بنده خدا مقصر نبود. او چیزی را دیده بود که رسانه‌ها د رمورد افغان‌ها گفته بودند.

من دو سال در مورد «چگونگی بازنمایی مهاجران افغان در فیلم‌های سینمایی ایران» تحقیق و پژوهش انجام داده‌ام. البته بحث سینما و تلویزیون از یکدیگر جدا است.
فرضیه من در این تحقیق همان موضوعاتی است که آقای توحیدی بیان کرد. البته در حال حاضر نوع نگاه‌ها به شخصیت‌های افغانستانی در فیلم‌های ایرانی تغییر پیدا کرده است و می‌توان گفت نگاه به روز تر و قابل تحملی دارند.

من فکر می‌کنم اولین مشکل مهمی که در این ماجرا وجود دارد،این است که کارگردانان و نویسندگان بدون تحقیق و پژوهش به ساخت فیلم در مورد مهاجرین افغان می‌پردازند.
زمان ساخت فیلم «حیران» فیلنامه را به من دادند، خواندم و به کارگردان فیلم خانم عارف پور گفتم با این شرایط فیلمنامه، من کار نمی‌کنم، زیرا تمام موضوعاتی که در مورد افغانستان بیان شده؛ اشتباه است. ایشان پذیرفتند که با گروهی از افغان‌ها گفت و گو داشته باشند. در کنار کارگردان فیلم، مشاوره دادم و بازیگران را با رفتار و نوع زندگی اجتماعی افغان‌ها آشنا کردم، کارگردان فیلم حیران با عده‌ای از افغان‌های مهاجر گفت‌و‌گو داشت و بعد از این به این نتیجه رسید که سناریوی فیلم را مجدد بازنویسی کرد.

من موضوعات و شخصیت‌های افغان در فیلم‌های بایسیکل ران سفر به قندهار، آخرین ملکه زمین، عروس افغان، گل‌چهره، خاک و مرجان فرشتگان قصاب، محاکمه مجنون و لیلی، باران اثر جمعه، بادکنک سفید، گناه من ، روبان قرمز، حیران، دست‌فروش، تهران ساعت 7، طعم گیلاس، برف روی کاج‌ها و… بررسی کرده‌ام. شخصیت‌های افغانستانی در برخی از این فیلم‌ها به عنوان شخصیت اول و در برخی هم به عنوان شخصیت فرعی وجود داشتند. فیلم‌هایی که افغانستانی‌ها اساس فیلم بودند و افغان‌ها در آن فیلم شخصیت اول را داشتند با فیلم‌هایی که موضوعات و مسائل افغانی در درجه دوم قرار داشتند خیلی تفاوت می‌کند.

عطایی: مهاجرین افغانستانی در اکثر فیلم‌ها، یا دزد و قاچاقچی و یا کارگر و سرایه‌دار معرفی می‌شوند/ فیلم‌ها بدون تحقیق و با تفکرات غالب ساخته می‌شود

شخصیت‌های افغان در بیشتر فیلم‌ها بیشتر به عنوان دزد یا قاچاقچی معرفی شده‌اند، به عنوان مثال: در فیلم «گناه من» شخصیت دزد ایرانی بسیار شیک و مهربان است، مادر خود را دوست دارد و همیشه به او محبت می کند اما دزد افغانستانی در آلونک زندگی می‌کند و نگاه پلیدی نسبت به همه چیز دارد. زنی را در آلونک خود اسیر کرده و به او آسیب می‌رساند. یا در فیلم «دست فروش» به کارگردانی مخملباف یک زندگی اجتماعی؛ در 3 اپیزود روایت می‌شود که در اپیزود آخر به جای اینکه دنبال قاتل باشند یک افغانی را پیدا می‌کنند و آن را تا سر حد مرگ کتک می‌زنند. خب بعضی فیلم‌ها هم خوب بوده است. مثلا در فیلم «روبان قرمز» بیشتر مسائل رعایت شده است و شخصیت افغانی در کنار شخصیت ایرانی هم‌پا حرکت می‌کند.

براساس تحقیقاتی که من در مورد این فیلم‌ها انجام داده‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که اکثر کارگردانان بدون تحقیق و پژوهش دقیق در مورد زندگی مهاجران افغانی و با تکیه بر مشاهدات و تفکرات غالب؛ زندگی اجتماعی مردمان افغانستان را به تصویر کشیده‌اند. بیشتر شخصیت‌های افغان در فیلم‌ها به عنوان سرایدار، کارگر یا خلافکار و بزهکاران معرفی شده است، در حالیکه درصد بیشتری از مهاجران وضعیت بهتری، از تصویر ارائه شده در رسانه‌ها دارند. مکان زندگی مهاجران در فیلم‌ها اکثرا گاراژ و آلونک‌‌های کثیف است، اما بیشتر افغانها خانواده‌ای آرام و زندگی منظم و منسجمی دارند.

تسنیم: آقای رضوانی‌نژاد، شما سال‌ها رایزن فرهنگی ایران در افغانستان و رئیس خانه فرهنگ ایران در هرات بودید. اگر قرار باشد کسی از ما ایرانی‌ها، افغانستانی‌ها را خوب شناخته باشد شما و آدم‌هایی مثل شما هستند. شما فکر می‌کنید رسانه‌های ایرانی و به خصوص سینمای ایران چه عملکردی در نمایش چهره آنها داشتند.

رضوانی‌نژاد: من فکر می‌کنم در درجه اول باید به این نکته توجه کنیم که در رسانه‌های ایرانی هیچ تفکیکی بین افغانستانی‌ها وجود ندارد. الان ما به صورت کلی گروهی از افغانستانی‌ها را داریم که در افغانستان زندگی می‌کنند و تعداد زیادی از آنها هم در ایران هستند. در خود افغانستان، گروه‌های جنگجو هستند، طالبان هست و مردم عادی که در این کشور زیر سلطه ناتو مشغول زندگی هستند.

رضوانی‌نژاد: نوع نگاه رسانه ای در ایران فقط به مهاجران محدود شده است و توجهی به افرادی که در افغانستان زندگی می‌کنند نمی‌شود

من معتقدم که یک مشکل اساسی در نگاه رسانه‌های ایران به افغانستانی‌‌ها این است که نوع نگاه رسانه ای در ایران فقط به مهاجران محدود شده است، رسانه های ایرانی توجهی به افرادی که در افغانستان زندگی می‌کنند و شرایط بهتر و موقعیت اجتماعی خوبی در خود افغانستان دارند ندارند. بگذریم از اینکه خود مهاجرین هم به شیوه‌ای مناسبی در ایران معرفی نشدند. بیشتر رسانه‌ها افغانستانی‌‌ها را به عنوان دزد و قاچاقچی و یا حداقل‌ش کارگر معرفی کرده‌اند.

رسانه‌های ایرانی فقط به مهاجران افغانی پرداخته‌اند، مردمانی را که در کشور افغانستان با همه مصیبت‌ها، دردها و جنگ در کشور خود ماندند و مقاومت کردند، نشان ندادند. افرادی که در دانشگاه افغانستان تحصیل کردند و دارای مقام و منزلت در افغانستان هستند؛ از زندگی خود در افغانستان راضی هستند و حاضر به آمدن به کشور ایران نیستند. این موضوعات را رسانه‌های ایرانی نشان نداده‌اند و نگاه امروزی به افغانستان ندارند. باید نوع نگاه و دیدگاه خود را تغییر دهند. رسانه های ایرانی باید نسبت به افرادی که در افغانستان زندگی می کنند و کسانی که به ایران مهاجرت کردند دو نگاه متفاوت داشته باشد. زیرا نوع زندگی و موقعیت اجتماعی آنها با یکدیگر فرق می‌کند.

محمدی: مگر مهاجرین چه کار کرده‌اند که نمی‌شود رفتار و کردار آنها را بازتاب داد/ رسانه‌های ایرانی، واقعیت مهاجرین را هم خوب نشان ندادند

شوکتعلی محمدی:من به این حرف اعتراض دارم. آقای رضوانی‌نژاد می‌گویند رسانه‌ها فقط به مهاجران افغان پرداختند و به همین خاطر تصویر درستی را نشان نداده‌اند؛ چون مهاجران افغان نمی‌توانند معیاری برای نمایش تمام افغانی‌ها باشد. این حرف خیلی برای من ناراحت کننده است و نمی‌توانم حرفشان را هضم کنم. ایشان توضیح دهند که مهاجران چه نوع برخوردی داشتند که نمی‌توان رفتار و کردار آنها را در رسانه‌ها بازتاب داد؟

رضوانی‌نژاد: این طبیعی است که مهاجران وقتی به کشور دیگری سفر می‌کنند به دلایل مالی، اشتغال و یا حتی سیاسی مجبور می‌شوند دست به هر کار ناشایست و ناپسندی بزنند؛ شما فرض کنید کسی که در افغانستان مقام سرهنگی داشته، در ایران مجبور می‌شود به کارگری مشغول شود. من همیشه دوست داشتم مردمان افغان در نظر ایرانی‌ها خوب جلوه کنند و با پرستیژ باشند. اما این محدود کردن روایت از افغانستانی‌ها به مهاجرین باعث شده است که این اتفاق نیفتد.

شوکتعلی محمدی: من این حرف را قبول ندارم. رسانه‌ها خود مهاجرین را هم خوب و واقعی نمایش ندادند. رسانه‌ای که قرار است چشم و چراغ یک جامعه باشد، از یک مهاجر افغان چه چیزی را نشان داده است، تنها به مسائل تیره و تاریک و نگاه‌هایی که گویا افغانی ها فقط مجرم هستند، پرداخته‌اند. روزنامه ایران در غائله خفاش شب های تهران، چه گفت؟ من خودم در رابطه با این موضوع کتک خوردم. هر روز این تیتر که یک افغان پشت قضیه است تا یک ماه ادامه داشت تا بالاخره معلوم شد که این فرد ایرانی بوده.

رضوانی‌نژاد: آقای محمدی ما خودمان باید این دید را تغییر می‌دادیم. اما نکردیم. مهاجرین این دید را تغییر ندادند، شاید هم تقصیر نداشتند. چاره ای نداشتند.نمی‌دانم...

عطایی: در مورد این قضیه که مهاجرانی که در ایران زندگی می کنند، بیشتر کارگر هستند، من هم حرف دارم. من منکر این مسئله نیستم و بخش عمده‌ای از مهاجران مشغول شغل سیاه شدند. اما چرا به این سوال پاسخ داده نمی‌شود که چه کسی مسبب این است که ما به سراغ شغل‌های این شکلی رفتیم، چرا کسی به این سوال فکر نمی‌کند که چراعرصه این‌قدر بر افغانستانی‌ها تنگ بود که حتی نمی‌توانستند یک خط موبایل به اسم خودشان بخرند

تسنیم: ببخشید، ولی تصور می‌کنم که بحث از موضوع رسانه‌های در حال خارج شدن است . طبیعی است که این‌قدر حرف ناگفته وجود دارد که با باز شدن بحث رسانه‌ها ما ناچارا به آنها هم برخورد خواهیم کرد اما فکر می‌کنیم اگر مرز بحث را نگه داریم به نتیجه واضح‌تری خواهیم رسید

شوکتعلی محمدی: اتفاقا مشکل همین‌جاهاست . مهاجرین در در ایران تازه 10 سال است که اجازه رفتن به دانشگاه را دارند اگر از 35 سال پیش اجازه ورود داشتند الان اوضاع خیلی بهتر بود و ما مجبور نبودیم در مورد این مسائل صحبت کنیم

ادامه دارد...

انتهای پیام/
ttp://www.tasnimnews.com/Home/Single/478372


برچسب‌ها: افغان در سینمای ایران, مهاجر افغان, هزاره ها در ایران, کارگر افغان
+ نوشته شده در  93/06/16ساعت 19:44  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

بابای مالت (ظاهرشاه) و مردم هزاره2

پیش گفتار:

آنچه در مطلب قبلی گفته شد سرفصل های بود از ظلم ها و ستم های که به صورت مستقیم و غیر مستقیم از سوی دولت پادشاهی افغانزم ظاهرشاه بر مردم هزاره اعمال شده بود.سرفصل های که اگر به تمام جزئیات آن پرداخته شود،بدون شک هرکدام یک کتاب قطور خواهد شد.از آنجا که مقاله ها گنجایش جزئیات را ندارد،نگارنده در این بخش نیزبه همان مقدار(اشاره به سرفصل ها با موضوعات دیگر) اکتفا می کنم و این مقاله هارا تلنگری میدانم برای قلم به دستانِ که توان پرداختن به جزئیات این قبیل وقایع را دارا می باشند.
این قلم سعی بر مظلوم نمایی مردم هزاره و همچنین برانگیختن تعصب نژادی آنها ندارم و سعی کرده ام مقاله را دور از افراط گرایی و با اتکا به منابع نقل قول ها از خاطرات و کتبی درجه یک بنویسم . آنچه را که می خواهم یاد آور شوم فقط برای آگاهی مردم ما از اوضاع مشقت بار گذشته نه چندان دور ماست که از لا بلای خاطرات آن عده که در آن دوران زندگی کرده اند و همچنین از منابع کتبی درجه یک گرفته شده است.تا باشد که ما حال و آینده ی خود را بر اساس عبرت از گذشته ی خود ترسیم  و تنظیم کنیم.متاسفانه قریب به هشتاد فیصد از مردم ما بخصوص جوانان از آنچه بر سر پدران و اجداد شان گذشته است بی خبراند.و همچنین این قبیل وقایع را به ندرت قلم به دستان ما مکتوب کرده اند.  
نگارنده بسیار تلاش کردم که خاطرات از افراد مختلف با موقعیت های مکانی مختلف هزارستان را که در زمان حکومت ظاهرشاه زندگی کرده بودند،جمع آوری کنم که تا جایی در این کار موفق بودم.به خاطر همین نقل قول های وقایع بزرگ این دوران(دوران حکومت ظاهر شاه) هرکدام ازخاطرات چندین نفرگرفته شده است که در جمع بندی آنچه به دست امده است،به طورعجیبی حکایت ها بسیار باهم نزدیک است که در این صورت جای تردید برای ما باقی نمی گذارد.

مردم هزاره در مرداب حکومت فاشیزم و افغانیزم ظاهرشاه

در عصری که اینک در پی تصویر آن هستیم یعنی آغاز سلطنت ظاهرشاه و عهد صدارت هاشم خان،فاشیزم نژادی و عظمت طلبی طایفوی به اوج جنون خود دست یافت و این مقطع از تاریخ را به تونل وحشت تاریخ برای ملیت های محروم (بخصوص مردم هزاره)مبدل ساخت.روزگار سیاه اقوام دربند در این گردنه نفس گیراز تاریخ فقط با عصر عبدالرحمن قابل مقایسه است.
ظاهر شاه که در ابتدای سلطنتش 19 سال سن داشت،سعی کرد در حکومت داری همان راه فاشیزم نژادی پدر(نادر غدار) را ادامه بدهد و همچنان قبیله خودرا در اوج قدرت نگهدارد،اما   هاشم خان که به مقام صدارت رسیده بود، به آن هم قانع نبود و از ابتدای قدرت خود بران داشت تا از هر طریقی که امکان دارد،با تحمیل فشارهای کمر شکن مستقیم و غیر مستقیم دولت،مردم هزاره را از ریشه بخشکاند و کار ناتمام عبدالرحمن را تمام کند.

استادگی مردم غیور هزاره در مقابل استبداد ظاهرشاهی

اوضاع مردم هزاره در این عصر از جهات مختلف با سایر ملیتها تفاوت داشت و درد و رنج این مردم به مراتب از دیگران عمیق تر بود.در این مقطع از زمان،هزاره ها از نظر حکومت نه تنها اقلیت زبانی به شمار می رفت که متفاوت بودن چهره و مذهب آنان نیزمحکوم بود؛دلیل دیگری که حکومت هزاره هارا بسیار منزوی تر از اقوام دیگر نسبت به خودش می دید و همیشه از مردم هزاره ترس داشت،این بود که مردم هزاره گردن فرازتر و قدرت ستیز تراز بقیه بوده و هرگاه ظلم و بی عدالتی های حکومت به اوج خود می رسید مردم در جای جای هزارستان برعلیه بی عدالتی ها قیام می کردند؛که قیام «ابراهیم خان گوسوار»1 از معروف ترین آن قیام ها می باشد.
((ابراهیم خان گوسوار که ازاخذ مالیات سنگین حکومت از مردم بی چاره بسیار خشگین شده بود،برعلیه دولت برخاسته و در چند روزساختمان القا(ولسوالی) شهرستان را تصرف کرده و تمام عناصور حکومت را که در آنجا بودند به شدت مجازات کرد. دولت که از این کار بسیار خشمگین شده بود،با فرستادن نیرو از حکومت کلان دایزنگی وهمچنین بسیج کردن مردم محل که زیزنظر خانین دست نشانده حکومت بودند،به سدد نابودی گاو سوار برخاست؛اما گاوسواربا افرادش نیروی عظیم حکومت را در هم کوبید و حکومت مجبور شد از راه مصالحه وارید شود و کار تا جایی پیش رفت که تمام سران هزاره را برای راضی کردن ابراهیم خان بسیج کردند تا بلاخره توانستند وی را به کابل بکشانند.))
به جز ابراهیم خان کسان دیگری از مردم هزاره نیز بودند که برعلیه حکومت ستم شاهی قیام کردند وحتا پایه های حکومت را در پایتخت(کابل) به لرزه در آوردند که از جمله می توان به علامه اسماعیل بلخی اشاره کرد.قیام وی گرچه با قلم بود ولی بارها پایه های حکومت را لرزاند و حکومت مجبور به محبوس وی و همچنین گاو سوار شد.2

حاکمان سرمست و فاشیست را آتش می گرفت از این که می دیدند،فقیر ترین مردم،ظلم ستیز ترین و مغرور ترین مردم این سرزمین هستند و آشکارا عظمت طلبی قبیله ی آنهارا به بازی می گیرند. حکومت فاشیزم ازآن رنج می برد و بیش از پیش برای نابودی آن (مردم هزاره) تلاش به خرج میداد.و پلان های مختلفی را چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم برای نابودی و جلوگیری از جمعیت هزاره ها روی دست داشت که به چند نمونه آن مثل:تجاوز کوچی ها-مالیات های هنگفت و کمرشکن-تبعیض و تعصب کسترده در ادارات دولتی و نظامی و... در مطلب قبلی اشاره شد و به موضوعات دیگری مثل مرگ و میر غیرطبعی کودکان-ایجاد ترس در بین هزاره ها و...دراین مطلب اشاره شده است.

مرگ ومیرهای دسته جمعی اطفال در سایه حکومت ظاهرشاه

وقتی کوچک بودم همیشه به این فکر می کردم که چرا فقط یک عمه دارم و چرا فقط یک عمودارم،مگر در آن زمان ها هم داروهای جلوگیری از بارداری وجود داشته که از بیشتر مردم ازسالهای گذشته فقط یک یا دو-سه فرزند باقی مانده؛چرا پدربزرگم(پدرکلان) هیچ برادری نداشته و پدر پدر بزرگم هم هیچ برادر و خواهری نداشته و همچنین دیگر اقوامم همه در گذشته کم جمعیت بوده و تنها در دو-سه دهه اخیر رشد جمعیت داشته اند.
این سوال ها در حال در ذهنم پدیدار می شوند که آنچه از گذشته ها برای ما می گفتند،همیشه از خانواده های شلوغ و پر جمعیت صحبت می کردند.پس آن همه جمعیت و آن همه بچه های کوچک که از گذشته ها برای ما می گفتند چه شده است؟در قصه ها و خاطرات همیشه از حداقل ده فرزند برای هر خانواده صحبت می کردند.
وقتی این سوال های معما گونه در ذهنم دنبال جواب می گشتند،به این فکر رسیدم که جواب این معما ها را نیز باید از منابع بیرون و از لابلای دفاتر زندگی کسانی تهیه کنم که خود تمشاگر و قربانی این روزگار ها و فجایع آن بوده باشند.
نگارنده آنچه بعد از چندین مورید گفت و گو در این مورید(کم شدن چشم گیرجمعیت هزاره ها) به دست آوردم نشان می دهد که این اتفاقات(کم شدن جمعیت) هیچ هم معما گونه نبوده ودلیل این که جمعیت هزاره ها در طول یک زمان مشخص افزایش نیافته است و حتی رشد منفی داشته؛تنها قتل عام های مستقیم و رو در روی حکومت های فاشیست نبوده،بلکه مرگ ومیرهای اطفال (ناشی از بیماری های واگیردار وسوء تغذیه شدید) که درسایه بی توجهی حکومت رخ میداده نیز در منفی بودن رشد جمعیت هزاره ها  نقش داشته است.
در این مقطع از زمان مرگ و میرهای اطفال بسیار ساده اتفاق می افتاده که بسیار آنها از نبود حداقل امکانات درمانی و سوء تغذیه شدید و همچنین نداشتن معلومات کافی در جلوی چشم افغانزم حکومت قبیلوی ظاهرشاه به وقوع می پیوسته.
آنچه شاهدان حکایت می کنند،در روزگارهای که کودکان هر قریه گروه گروه می مردن،دورانی است که در کشور هم دارو تولید می شده و هم پزشک و درمانگاه کم نبوده است؛ولی حکومت ستم شاهی تنها چیزی که از مردم هزاره می خاسته مالیات های هنگفت و نوکری اجباری بوده است.در عصرستم شاهی ظاهر،آنچه شاهدان عینی صحبت می کنند،برای مثال در کل ولسوالی ناهورکه از نظر وسعت یک سوم کل ولایت غزنی را تشکیل می دهد؛حتی یک درمانگاه(شفاخانه) و پزشک هم نبوده است.و در فصول که برف نبوده مردم برای رفتن به درمانگاه باید راه 60کیلومتری(3) شهرغزنی یا ولسوالی پشتون نشین رشیدان راطی می کردند تا خود را به درمانگاه برسانند.این امر فقط در تابستان امکان داشته و در فصل های دیگر که هزارستان محصور در برف می باشد،به هیچ درمانگاهی دسترسی نداشته اند.به همین خاطر بیشترین مرگو میر های کودکان دراین فصول اتفاق می افتاده است.در این زمان سیستم واکسینه اطفال هم در کشور فعال بوده که متاسفانه مردم ما در این مورید هم از چشم غرض آلود دولت دورمانده.دولت برای هر ولسوالی هزاره نشین در سال آن هم (یک بار) فقط دونفر را مامور این کار(واکسینه اطفال) میکرده که داروهای آنها در قریه سوم نرسیده تمام می شده و مامورین منطقه را ترک می کردند.
در این مورید (مرگ و میر دسته جمعی کودکان)که با پیرمردی صحبت می کردم،ابتدا کمی مکس کرده و اشک در چشمانش حلقه زد و بعد از سرگذشت فرزندانش گفت که چطوری آنها را یکی یکی با دستان خودش دفن کرده است.به گفته ی وی که نُه فرزندش را در یک مقطع زمانی کوتاه از دست داده بود،مرگ کودکان آن قدر زیاد بوده که در بعضی موارید مردان قریه از کندن گور خسته می شدن و تعداد از جنازه ها را برای فردا در مسجد می گذاشتند.پیرمرد مسن در ادامه می گوید:وقتی برای پسر11ساله ام قبر می کندم صدای را شنیدم،...همسرم بود:((یک قبر دیگر هم بکن دختر مان هم مرد!)) مردم از بس شاهد مرگ عزیزان خود بودند،دلهای شان سرد شده بود و دیگر حتی گریه و ناله هم نمی کردند و مراسم فاتحه گیری هم برای کودکان نمی گرفتند.وی ادامه می دهد:فرزندت  چقدر برایت عزیزاست؟ می گویم:... اصلا تصورش را هم نمی توانم بکنم...

در هیمن زمان که مرگومیرهای کودکان ناشی از سوءتغذیه و بیماری های واگیردار در هزاره جات  به اوج خود رسده بوده،ظاهرشاه یک گروه تحقیقاتی به نام map (4)رابرای تحقیق در باره اقتصاد و تغذیه هزاره ها به هزاره جات میفرسته که گروه تحقیقی، بعداز تحقیق سوء تغذیه شدید در هزاره جات را در یک رساله 134 صفحه ی گزارش می دهد؛اما بعد ها معلوم می شود که آن چه را دولت از این تحقیق می خاسته،نه برای سروسامان دادن به وضعیت مشقت بار مردم هزاره بلکه برای براوردهای مالیاتی بوده است.گروه تحقیقاتی که وضعیت در هزاره جات را اضطراری اعلام کرده بود،دولت حتی برای حل یک درصد آن هم اقدام نکرده و گزارش تحقیقات را در آرشیو دولت نگهداشت تا این گزارش در هیچ جای دیگر درز نکند؛ که این کار حکومت اوج فاشستی و ناسیونالزم کورکورانه اورا نشان میداد.از بی توجه ی دولت معلوم می شود که دولت هم از این که می بیند مردم هزاره در یک خاموشی کامل در حال از بین رفتن است،خوشحال بوده وگرنه راه های زیادی برای دولت وجود داشته که از این فاجعه جلوگیری کند.ازجمله ازدیاد واکسینه اطفال و ایجاد درمانگاه حتی در فاصله های دور و همچنین چاره اندشی برای سامان دادن وضعیت اقتصادی و معلوماتی مردم.
رخ داد این گونه فجایع متاسفانه همیشه از قلم قلم به دستان هزاره دور مانده است.در هیچ موارید به این فجایع اشاره نشده است و آنچه را قلم به دستان ما در مورید کم شدن جمعیت هزاره ها همیشه نوشته اند،تنها قتل عام ها و مهاجرت ها بوده است.فجایع همچون مرگ و میر بیش از حد کودکان هیچ گاه مورید توجه قرار نگرفته است.

ایجاد ترس و وحشت در بین هزاره ها:

1-لشکر ایلجاری کوچی

 بارها اسم این مخوف ترین سربازان مرگ و غارت را شنیده ایم این لشکر مخوف و غارت گر که در زمان عبدالرحمن و به منظور نابوی هزاره ها و غصب زمین ها و اموال شان شکل گرفته بود،بعدها نیز برای پیشبرد اهداف شوم شاهان مستبد همچون ظاهر شاه مورید استفاده قرار می گرفت و دیوهفت سری بود برای ترساندن مردم هزاره.هرگاه حاکمیت احساس می کرد از سوی مردم هزاره خطری اورا تحدید می کند،این لشکر مخوف را بسیج کرده و به قصد تاراج هزاره ها گسیل میداد.آن ها که در اعماق بی خیردی و بی فرهنگی زندگی قبیله وی داشتند،تنها چیزی که از انسانیت میدانستند همان خوردن و خوابیدن بود که آن هم نشان حیوانیت است نه انسانیت،و تنها چیزی که از اسلام می دانستند،قتل و غارت و غنیمت گرفتن بود و بس.آنها که به صورت کاملا مسلحانه از آن سوی مرزهای کشوری به نام افغانستان تا قلب کشور(هزارستان) بدون مانعی بر سر راه شان می آمدند،هرگاه حمایت دولت را بیشترمی دید و خودرا زیر چتر حاکمان هم قبیله وی شان احساس میکرد،افسار گسیخته تر از همیشه دیوانه وار بر مردم محلی می تاختند و تمام منطقه را نابود می کردند.حاکمان که می دید بدون لشکر کشی نظامی و بدون هزینه به راحتی میتواند مردم هزاره را با این لشکر مخوف  سرکوب کنند،زمینهای هزارستان را به سران آنها به عنوان مدال های افتخار پیش کش می کرد و برای سال بعد به آنها وعده ی زمینها و چراگاه های بیشتر میداد.((برای مثال قسمت زیاد از زمین های ارزگان و سرپل در زمان ظاهر شاه به پشتونهای کوچی داده شده است.))
لشکر ایلجاری کوچی که در سایه ی نظام حکومتی هرسال به سوی هزارستان تحاجم می آورد،تنها برای پایمال کردن مزارع هزاره ها و چپاول اموال آنها که در مقاله قبلی ذکر شد نمی آمدند،بلکه  یکی از وضایف شان برای همیشه در ترس نگهداشتن هزاره ها بود که تعداد از آنها شبانه در قریه جات هزاره ها رفته و دست به دزدی و تجاوز می زدند و در بعضی موارید حتی مردان قریه را می دزدیدن و برای کار به پشتونهای قندهار یا کته واز می فروختند.((این مورید را اتفقا از کسی نقل قول کردم که عمویش شبانه توسط کوچی ها دزدیده شده بود و بعد از چهار سال از منطقه کته واز از دست پشتونها فرار کرده بود.))این گروه( لشکر مخوف ایلجاری) آن قدر معروف شده بود که حتی تا بعدی ها هم مردم کلمه اوغو و دزد را یکی می پنداشتند و هرگاه بچه هایش بلند گریه می کرد،می گفتند:ساکت شو که اونه اوغو آمده پشت در...
اگر توجه به ساخت خانه های قدیم تر در هزارستان کرده باشید،می بینید که خانه ها همه در کنار هم ساخته شده و حیاط مانندی درون آن شکل گرفته که فقط یک دروازه دارد و هیچ خانه ی به سمت بیرون حتی دریچه کوچکی هم ندارد و تنها روزنه های تنگی در روی صقف آنها دیده میشه که یکی از دلایل ساخت این گونه خانه ها همان ترس از لشکرمخوف ایلجاری وگرگ های کشمیری بوده است که در زیر به آن اشاره خواهد شد.آنها در سایه پشت بانی حاکمان محلی که به فرمان دولت صورت می گرفته،آن قدر جسور و بی باک بوده که بعد از شام (ملااذان)هیچ کس جرئت نداشته پا از درون قلعه بیرون بگذاره یعنی شبها قلعه ها کاملا در محاصره بوده و هر روزنه ی حتی کوچک از قلعه به طرف بیرون باعث می شده که دزدان ایلجاری به داخل قلعه وارید شده و تمام اموال مردم  را به غارت ببرد وبه را حتی محل را ترک کند که این اتفاق بار ها افتاده است وهرگاه مردم به بازخاست اموال شان می رفته کوچی ها منکر قضیه شده و حاکمان با ملامت کردن هزاره ها،جریمه های دیگر به آنها وضع می کرد.
 
2-گرگ های کشمیری

 یکی دیگر از ترفندهای دولتهای پشتونزم (که ظاهرشاه نیز آنرا به ارث برده بود) از آن برای ترساندن و همیشه در ترس نگهداشتن هزاره ها استفاده می کردند،گرگ کشمیری بود.گرگ کشمیری یکی از بد ترین و بیرحم ترین ترفند ظالمانه حکومت درگذشته هزاره ها بود که خواب و زندگی را برای مدت زیادی از آن ها ربوده بود.
 گرگ کشمیری از شروع حاکمیت دودمان احمدشاه خان ابدالی تا پایان حاکمیت ظاهر خانی ترسناک ترین موجودی بوده که مردمان هزاره در خود دیده اند. او از میان هزاران افغانستانی تنها هزاره ها را می شناخت و شکار می کرد. شب ها در پشت خانه ها و ده های هزاره ها زوزه می کشید و خواب را از چشم آنان می ربود. مردان هزاره از ترس گرگ های کشمیری شب پشت در های بسته به نگهبانی می ایستادند. زنان هزاره از ترس در گوشه اتاق تنگ و تاریک محقرانه کز می کردند و دعا می خواندند. کودکان در خواب گرگ های کشمیری می دیدند. با کابوس از خواب بر می خاستند و از ترس بر خود می لرزیدند. این واهمه بزرگ را با خود به نسل های بعدی منتقل می کردند. دختران شب ها میان مادر و پدر می خوابیدند اما گرگ های کشمیری آنان را با خشونت و قتل خانواده بر پشت می نهادند و با زوزه ترسناک دور می شدند. عروس ها در شب حجله مورد تجاوز گرگ های کشمیری قرار می گرفتند و گاهی ربوده می شدند. دامادان در شب زفاف  در خون خویش می غلطیدند. راه ها نا امن بود و سایه ترس و مرگ در همه جا سایه گسترده بود. گذر روزگار به کندی می گذشت و فریادی از کسی بر نمی خاست. تنها فریاد مردان و زنان هزاره بود که در غبار فراموشی و بی خبری گم می شد.

آنچه در زمام داری ظاهر شاه بر ملت رنجدیده ی انسان هزاره تحمیل شده است،شاید بد ترین و سخت ترین روزگاری بوده باشد که مردم هزاره بعد از حکومت عبدالرحمن خان آن را تجربه کرده باشند.این دراکولای خون آشام که همیشه از خون ملت مظلوم تغذیه می کرد،در آخر عمرنکبت بارش از طرف رییس جمهورهم قبیلوی اش لقب بابای ملت را دریافت کرد و به عنوان پادشاه دادگر ازش یاد شد که بسیار مذحک و خنده دار است.

در پایان چند حکایت تلخ از گرگهای کشمیری

یک: حکیم و موسی از اهالی غزنی شبی در مسیر باز گشت از کار در معدن زغال سنک کرکر پولخمری مورد هجوم گرگ های کشمیری قرار می گیرند و تکه پاره می شوند. دل و جگر آن  ها کنده شده و در محل کباب می شوند. گرگ های کشمیری با شادی و هیاهو کباب ها را می خورند و زوزه می کشند. هزاره ها و کسان دیگر در محل، دم در نمی آورند و از ترس بر خود می لرزند.

دو: شیخ علی شاه و کربلایی جمعه شبی که در خانه ارباب قربان علی در ارزگان به مهمانی رفته بودند، در بستر تکه تکه می شوند. مردان و زنان فقط به یاد می آورند که چند گرگ که گاهی چهار دست و پا و گاهی ایستاده راه می رفتند؛ مهمانان را پاره پاره کردند.

سه: در بهسود در شب عروسی یعقوب علی گرگ ها به خانه  آنان حمله کرده و بر عروس تجاوز می کنند. آنان داماد را تکه پاره کرده و عروس را در خون رها می کنند. عروس از ترس می میرد و مردم با بل و کلند گرگ ها را تعقیب می کنند، سرانجام با گماشتگان دولت روبرو می شوند.

چهار: شبی در قوه کار در دوره عسکری ( سربازی)  گرگهای کشمیری به سرباز خانه ای حمله می کنند و برات علی را با خود می برند. فردا مردم بدن تکه و پاره او را در مسیر گشت نظامی پیدا می کنند. دولت اعلام می دارند که گرگ ها گرسنه بوده اند، در این موقع نباید دست به کار اشتباه زد. گرگ های گرسنه به همه جا حمله می کنند اگر مقابله صورت گیرد همه را می درند.

پنج: قاسم زوار در بامیان در شب تابستان متوجه صدای پایی می شود. وقتی بیرون از خانه می آید گرگ ها دخترش را از بستر ربوده و انداخته بر پشت به راه بی باز گشت می برند.

شش:  شبی در آسیاب آبی، کربلایی کریم را اندکی خواب می برد. در خواب نفس گرمی را احساس می کند. وقتی از خواب می پرد خود را مقابل دو گرگ کشمیری می بیند. گرگ ها بر او حمله می کنند و کربلایی به مقابله بر می خیزد. سرانجام کربلایی یکی از گرگ ها را زخمی می کند. گرگ سالم می گریزد و گرگ زخمی با کربلایی گلاویز می شود. کربلایی متوجه دست ها و پاهایی انسانی گرگ می شود. در حین درگیری کربلایی پوستین گرگ را از تن گرگ کشمیری در می آورد و در آتش می اندازد. مرد گرگ نما را محکم به پایه آسیاب می بندد و فوری مردم را خبر می کند. مردم گرد می آیند و از دیدن مرد گرگ نما و پوستین نیمه سوخته شگفت زده می شوند. مرد گرگ نما اعتراف می کند که مامور دولت است و برای سرکوب هزاره ها چنین ترفندی را ساخته اند. مردم مرد گرگ نما را بین طایفه های هزاره می چرخانند و او در همه جا به دولتی بودنش اعتراف می کند. مردان دولت با شنیدن این خبر سراسیمه می شوند و پنهانی مرد گرگ نما را خفه می کنند. هزاره ها نیز از واهمه گرگ کشمیری پس از سال ها رهایی می یابند.
--------------------------------------------------------
منابع:
 
 1-روایت افتخار(تاریخچه قیام ابراهیم خان گوسوار)صفحه 89-علی نجفی-1377ش

2-همان 173

3-سرزمین و رجال هزاره(بازشناسی برخی از مناطق)-حسین نایل ص32

4- رساله سوءتغذیه در هزاره جات حاصل تحقیقات((map موجود درریسرچ پوهنتون

5-دکتر حفیظ الله شریعی:http://shear-sapid.blogfa.com/post-62.aspx


برچسب‌ها: ظاهرشاه و مردم هزاره, افغان, شاهان مستبد, فاشیزم, زمان ظاهرشاه
+ نوشته شده در  93/05/31ساعت 23:32  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

بابای ملت(ظاهرشاه) و مردم هزاره 1

بابای ملت(ظاهرشاه) با مردم هزاره چه نوع رفتاری داشت

پیش گفتار:

آنچه در این مقاله می خوانید حاصل بخش از گفتو گوهای نگارنده با بزرگان (افراد مسن پدربزرگان-مادربزرگان -پدران-مادران-عمو وافراد مسن که در نزدیک ماست که بعضی شاید هنوز در قید حیات باشند)میباشد. آنهای که در دوره حکومت ظاهر شاه حضور داشته و زندگی کرده و طعم تلخ آن دوران را چشیده و بدبختی هایش را لمس کرده اند.
 به خاطر همین در پا نوشت مقاله،شما به منبعی کتبی ارجاع داده نمی شوید،این مقاله بخشی از ناگفته ها و نا نوشته های است که کمتر کسی بخاطر منبع نداشتن کتبی آن،آنرا به تحریر در آورده .اگر به درست بودن یا نبودنش شک دارید،می توانید به همین منابع عینی و حضوری یعنی بزرگان خود(پدربزرگ،مادربزرگ،پدر،مادر،عموواقوام مسن) مراجعه کرده وبه آنها بگویید از دوره ظاهر شاه برای شما نقل کنند.

ظاهرشاه:

محمد ظاهرشاه آخرین پادشاه افغانستان بود که از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۷۳ به مدت چهل سال بر این کشور حکمروایی کرد.محمد ظاهر از پشتونهای قوم بارکزی افغانستان است.محمد ظاهر، در تاریخ ۲۳ مهر ۱۲۹۳ (۱۶ اکتبر سال ۱۹۱۴)، در خانواده  محمد نادر خان در کابل زاده شد.محمد نادر شاه، در تاریخ ۸ نوامبر سال ۱۹۳۳، در مراسم اعطای جوایز اعضای یک تیم فوتبال، با شلیک گلوله یک نوجوان حاضر در مراسم کشته شد.قاتل محمد نادر خان، دانش آموزی به نام عبدالخالق هزاره بود که از عملکرد نادرخان و پیشینیان او ناخشنود بود.محمدظاهر پس از مرگ پدرش قاتل وی (عبدالخالق هزاره)را با وضعیت بسیار بدی طوری که قبل از کشتن تعداد از اعضای بدن وی را برید،به قتل رسانید.محمد ظاهر با مرگ پدرش، در تاریخ ۸ نوامبر ۱۹۳۳ به پادشاهی افغانستان دست یافت.وی در هنگام کشته شدن پدرش، نوزده سال سن داشت.ظاهر شاه بعد از مسلط شدن بر حکومت،تا جای که توانست،پست های دولتی را از اقوام نزدیک خود پر کرد و تعداد کمی از پستهارا را برای پشتونهای دیگر گذاشت.در دوره وی نیز هزاره ها نمی توانستند حتی به پست های کوچک و پاین رتبه دولتی دست یابند،همچنین ظاهر شاه پشتونهای پاکستانرا به رسمیت شناخته و مثل حکومتهای قبلی به آنها اجازه رفت و آمد مسلحانه به کشوررا داده و فرمان متعلق بودن چراگاه های هزاره جان به کوچی های آن سوی مرز را صادر کرد. .در سال 1342 خورشیدی ظاهر شاه تقسیمات اداری کشور را از چهار حوزه بزرگ به 26 ولایت  و در هر ولایت چندین ولسوالی تقسیم کرد.واژهٔ افغان که هم‌معنی قوم پشتو بوده‌است برای نخستین بار در سال ۱۹۶۴ و در قانون اساسی تصویبی محمد ظاهرشاه با تعریفی جدید و به معنی همهٔ افراد شهروند کشور افغانستان به‌کار رفت. با این حال هنوز اکثریت فارسی‌زبانان افغانستان واژهٔ افغان را به معنی مردم پشتو به کار می‌برند.ظاهر شاه در ماه اوت سال ۲۰۰۲ (میلادی)، ده ماه پس از سقوط رژیم طالبان به دست نیروهای تحت فرمان آمریکا، به افغانستان بازگشت تا جرگه بزرگ (به پشتو لویه جرگه) اضطراری را، که برای تشکیل دولت انتقالی تشکیل می‌شد، افتتاح کند.در این جرگه و نیز در قانون اساسی جدید افغانستان که در سایه نظام جدید کشور تصویب شد، به محمد ظاهر، لقب «بابای ملت» داده شده و مقرر شد تا وی مادام العمر، از حرمسرای کاخ ریاست جمهوری که زمانی محل اقامت وی بود، استفاده کند.وهمچنین بالاترین معاش کشور به اوداده شود.ظاهر شاه در تاریخ 1 اسد(مرداد)1386 در کابل در گذشت و جسدوی در قبرستان خانوادگی اش در کابل دفن شد.دولت افغانستان پس از مرگ وی 3روز عزای عمومی اعلان کرد و پرچم کشور را در حالت نیمه برافراشته قرار داد.

رفتارهای ناعادلانه و سراسر تبیعیض آمیز و تعصبی حکومت ظاهرشاه با مردم هزاره(نقل قول از بزرگان و افراد مسن که در دوره ظاهرشاه زندگی کرده اند)

از ظاهر شاه در افغانستان به عنوان یک پادشاه خدمت گذار و صلح جو یاد شده است که در دوره او ظاهرا هیچ نوع تبعیض وجنگی در کشور روخ نداده است.و تمام بدبختی های افغانستان را منتهی می کنند به سی سال جنگ اخیر
به خاطر هیمن بعد از طالبان،در دولت کرزی به او لقب «بابای ملت» را اعطا کردند.اما اگر به رفتار های او با مردم هزاره نگاه کنیم،دوره او نیز برای مردم هزاره مثل دوره حکومت پدرش نادر شاه و عبدالرحمن خان،و دیگر شاهان مستبد پشتون،دوره سراسر تلخ و ناخوشنود و سیاه بوده است.طوری که مردم هزاره از تبعیض ها و ظلم های دولت به قدری به تنگ می آمدند، که گاها مجبور به ترک زمین و خانه خود شده و به شهر ها می گریختند،غافل از این که در شهر ها نیزبا برخوردهای خیلی بد تر و تحقیر آمیز تری چه از سوی دولت و چه از سوی اقوام دیگر مثل پشتون ها و تاجیک ها رو برو می شدند.  

از جمله تبعیضات و ظلمهای که در دوره ظاهرشاه روی مردم ما اعمال می شده است،یکش تداوم و بیشتر شدن تجاوز کوچی های مسلح آن سوی مرز به هزارستان بوده است، کوچی های که از زمان عبدالرحمن،به عنوان احرام فشار روی اقتصاد و سیاست و فرهنگ مردم هزاره،از آن سوی مرزها به سوی هزاره جات گسیل داده شده بودند.با ورود آنها تمام مزارع مردم هزاره نابود شده و زیرپای شتران له می شدن که هنوز هم خاطرات بدش در ذهن پدران و مادران ما باقی است؛جالب است که کوچی ها همه مسلح بوده و هیچ هزاره ی حق حمل سلاح را نداشته  و در صورت حمل سلاح توسط یک فرد هزاره،تاوان سنگینی برای او به عنوان جریمه در نظر گرفته بودند.بزرگان ما نقل می کنند که در دوره حکومت ظاهر شاه مردم ما آنقدر گرسنه و فقیر بوده اند که گاه به علف خواری روی می آوردن و برای بقاء خود حتی برگهای درختان را نیزمی خوردند.آنها می گویند تمام زحماتی را که در طول یک سال روی زمین ها می کشیدند،آنچه برای خودشان باقی می ماند فقط یک یا دوکوزه آرد گندم یا جو بود که حتی اگر آنرا لیس هم می زدیم تا یک یا دوماه تمام می شد.بقیه کشت ها یاتوسط کوچی ها پایمال می شدند،یا هم توسط دولت با بستن هزار نوع مالیه ،ازدست مردم گرفته می شد.

از ظلم ها وتبعیضات دیگر حکومت ظاهر شاه می توان به مالیات های ناعادلانه  آن که از مردم هزاره گرفته می شد، اشاره کرد.که در این زمان از هر چیزی مردم هزاره مالیان گرفته می شده،مثلا مالیات های مثل:سرشاخی(مالیات از گاو)سرچرب غون آغی(مالیات از روغن)مالیات زمینهای للمی(دیمی)که با زمین های آبی مقایسه می شده-مالیات نکاه-مالیات بر انسان که از هر مرد خانواده گرفته می شده-و...هدف از این نوع مالیات ها همانطور که همه می دانیم در فقر نگهداشتن همیشگی مردم هزاره بوده است.این نوع مالیات ها گاها تا اندازه ی برای مردم سنگین بوده که بعضی ها مجبور می شده است تا زمینهای خودرا با دادن مقدار پول به خریدار که معمولا پشتونها بوده اند بفروشد!یعنی اگرکسی حاضر می شد که از زمین او نگهداری کند،مقداری پول هم باید به خریدار میداد تا دولت اینطوری سند را عوض میکرد و دست از سرصاحب زمین برمی داشت.
در اصل تعریفی که از مالیات صورت گرفته است،گرفتن مالیات برای هر دولتی از ملت،نیازاصلی دولت است چون هیچ دولتی بدون مالیات پابرجا نخواهد ماند و هیچ کشوری بدون گرفتن مالیات آباد نخواهد شد.ولی تعریفی که در دولتهای مثل حکومت ظاهر شاه از مالیات صورت می گرفته،یک تعریف نادرست و ناعادلانه بوده است.در این تعریف قسمت از مردم باید مالیات می دادند و همیشه در فقرو بدبختی زندگی می کردند و تعداد دیگر مالیات می خوردند و از پول مالیات زندگی خوب و آرامش بخش برای خود می ساختند.
در زمان حکومت ظاهر شاه آنچه بزرگان ما نقل می کنند،فقر در هزاره جات آنقدر گسترده بوده که گاه از شنیدن آن آدم وحشت می کند؛اما در همین زمان به تعداد در جنوب کشور معاش دولتی بدون انجام کار داده می شده و تمام خدمات دولتی مربوط به یک قوم خاص بوده است،همان های که اکنون می گویند دوره حکومت ظاهر شاه بهترین دوره برای مردم افغانستان بوده است،به این عده باید گفت که شما اگر اکنون به جایی رسیدید با پول همین مردم بیچاره بوده که توسط دولت ظالم و متعصب ظاهرشاه از مردم تاراج شده و به کام شما ریخته شده است.

یکی از ظلم ها و تبعیضات بزرگ دیگر دوره ظاهرشاه،تقسیمات نابرابر اداری و ولایتی کشور بوده است که در این تقسیمات،هیچ مرکزی (به استثنای بامیان که آن هم بیشتربامرکزیت تاجیکها بوده و فقط به نام هزاره)برای مردم هزاره در نظر گرفته نشده و دولت سعی کرده با شگرد خاصی مردم هزاره را در ولایت های با مرکزیت پشتون و تاجیک نشین تقسیم کند.مثلا:ناهور و جاغوری و مالستان به مرکزیت ولایت غزنی، بهسود و دایمیرداد به مرکزیت میدان وردک پشتون نشین ،لعل و سرجنگل به مرکزیت چخچران ایماق نشین ، همچنین دایکندی به مرکزیت ترینکوت پشتون نشین،شیخ علی و سرخ پارساه با مرکزیت چاریکار و... که دولت با این کارش ضربه خیلی بزرگ بر پیکر نیمه جان مردم هزاره  زد.
با این کار دولت(تقسیمات اداری نابرابر) انسجام مردم هزاره به مقدار زیاد به هم خورد و همچنین جلوی رشد فرهنگی و اقتصادی مردم گرفته شد و ناعادلانه تر از همه تقسیمات ولسوالی ها بود که هر ولسوالی هزاره نشین از نظر وسعت و جمعیت،چندین برابر ولسوالی های پشتون نشین بود که تا کنون هم همین طور است.مثلا ولسوالی ناهور بیش از سی برابر ولسوالی رشیدان وسعت و بیش از 18 برابر آن جمعیت دارد ولی آن خدمات که در ولسوالی رشیدان انجام شده،کمتر از نصف آن هم در ولسوالی ناهور انجام نشده است.مثلادر ولسوالی رشیدان ولایت غزنی،سرک بین مرکز و ولسوالی،سرک مرکز ولسوالی،ساختمانهای دولتی،مدارس،آبگیرها و جوی ها پخته شده،ولی در ولسوالی ناهور هنوز هیچ جایی که توسط دولت اعمار شده باشد دیده نمی شود، که این ها نتیجه همان تقسیمات ناعادلانه دوره ظاهر شاه و تداوم تبعیضات علیه مردم هزاره توسط دولت های بعد از آن است.

در دوره حکومت ظاهر شاه تبعیضات دیگری که علیه مردم هزاره وجود داشته است،در قسمت کارهای دولتی و نظامی بوده است.همان طور که همه بزرگان اقوام ما می دانند ونقل می کنند ودر سندهای دولتی ذکرشده است،درزمان حکومت ظاهر شاه،در تمام ولسوالی های هزاره نشین،ولسوال ها و کارمندان آن ازاقوام پشتون تعین می شده است و به آنها آنقدر قدرت داده می شده است که خود به تنهای یک حکومت محلی تشکیل می دادند واحکام ظالمانه جدا از قاونون اساسی و دولت مرکزی صادر می کردن.این حاکمان که مقام خودرا از ولسوال به حاکم تغیر داده بودند،آنقدر در بین مردم هزاره وحشت ایجاد می کردند که مردم با دیدن یک عسکر(سرباز) آنها به شدت می ترسیدن.بعضی از احکام صادر شده از سوی آنها آنقدر ظالمانه بوده،که هنوز هم مردم ما از آن به عنوان ضربالمثل استفاده می کنند که معروف ترین احکام شان به این شرح است:((می گویند هزاره ی پای شتر یک کوچی را شکست و بعد کوچی ها اورا آنقدر کوتک زدند که مرد،وقتی کار به قاضی کشید،قاضی حکم صادر کرد که هر پای شتر برابر است با یک خون هزاره و این طوری هزاره دیگر ادعای خون نداشت و خونش همان پای شتری بود که شکست.و همچنین در جریان دیگری که بین پشتون کوچی و هزاره به وجود آمده بوده،وقتی رفتن پیش قاضی،قاضی سر نماز بوده و بدون این که حتی صورتش را  بچرخاند، گفته است،هزاره ملامت است.)) اینها از احکام معروف این به اصطلاح حاکمانی بود که هنوز هم هزاره ها از آن یاد می کنند.
 وهمچنین در این دوره(حکومت ظاهرشاه)درقسمت نظامی هم مردم هزاره با فیلترهای که از سوی دولت اعمال می شده است،از رتبه خوردک زابد که فقط 6 نفر زیر نظرش است،نمی توانسته بالا تر ارتقاء پیدا کند.(البته استثنا در همه جا وجود دارد)و یکی دیگر از واقعیت های تبعیض آمیز این دوره،سوء استفاده نظامیان بالارتبه از مقامهای شان بوده است.خیلی از آنهای که در زمان حکومت ظاهرشاه به عسکری(سربازی) رفته است،نقل می کنند که در خیلی از موارید نظامیان بالارتبه  آنهارا در خانه های خود برای رسیدگی به نضافت و خدمت به زن های خود می بردند که این بی عدالتی در دستگاه حکومتی در هیچ قانونی پذیرفتنی نیست.
در اواخر دولت ظاهرشاه اندک مدارسی در بعضی از مناطق هزاره جات ساخته شده است که می گویند آن قدر فاصله های مدرسه تا منزل طولانی بوده که بچه های کوچک قادر به رفتن به مدرسه نبوده است.اندک افرادی که در آن زمان به مدرسه رفته اند نقل می کنند که در مدارس حتی یک معلم غیر پشتون هم نداشتیم،معلمان پشتون خیلی را حت به مذهب و عقاید ما بی احترامی می کردند و بچه های مدرسه را با الفاظ زشت و تحقیر آمیز ملقب می ساختند.
این که در آن زمان درتمام مدارس هزاره ها معلمان پشتون حضورداشته،یکی از دلایلش شاید این باشد که در آن زمان مردم هزاره سواد نداشته و از خودشان هیچ معلمی نداشته است که در مدارس به بچه های هزاره تدریس کند.این نشانگر فاجعه بزرگی است که مدتهای زیادی دولتهای مستبد پشتون مردم هزاره را از تحصیل دور نگهداشته بوده اند.

اینها بخش کوچک از واقعیت های تلخ و ناگفته ی است که هرگز از خاطرات مردم ما پا ک نخواهد شد.دولت فاسد کرزی به کسی لقب بابای ملت را داد که عده ی زیاد از ملت را توسط دستگاه بی عدالت و متعصب خود40سال در فقر و تنگ دستی نگهداشته بود.


برچسب‌ها: مردم هزاره, ظاهرشاه, بابای ملت, مردم هزاره ظاهرشاه
+ نوشته شده در  93/05/10ساعت 15:12  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

حجاب برتر و ضعف های بزرگ آن

دوسال قبل یک برنامه ی بود درمورید حجاب اسلامی که از شبکه چهار ایران پخش می شد.در یکی از این برنامه ها فردی را آورده بودند که به گفته خودش کارشناس ارشد حجاب بود.ایشان می گفت من در مدت بیش از سی سال که در بیش از پنجا کشور اسلامی درمورید فرهنگ حجاب ولباس برتر اسلامی تحقیق کردم،به جرات می توانم بگویم که لباسی بهتر از چادر ایرانی در هیچ جای دنیا و در هیچ فرهنگ دیگری وجود ندارد. حالا این که این به اصطلاح کارشناس چطوری تحقیق علمی کرده بود که لباسهای دیگر اسلامی را پاین تر از چادر ایرانی میدانیست در این مورید من نمی دانم؛ولی اگر یک نگاه ساده به چادر نوع ایرانی بندازیم متوجه ضعف های بزرگی این لباس یا پوشش اسلامی می شیم که من به تعدا از این ضعف ها اشاره می کنم 1:اولین ضعف چادر(پوشش اسلامی ایرانی) رنگ آن است که همه یک رنگ و سیاه است.در هیچ جایی از مسایل دینی در اسلام اشاره نشده است که حجاب اسلامی حتما باید یک رنگ باشد و آنهم مشکی که از نظر علمی بیشترین گرما را به خود جزب می کند.بخاطر همین نداشتن تنوع رنگ و گرمایش هست که استفاده کننده هایش شاید خیلی زود از این پوشش دل زده شود. 2: دومین ضعف بزرگ این پوشش این است که فرد استفاده کننده را بعد از پوشیدن هم درگیر خودش می کند و فرد باید بایک یا حتا در بعضی موارید با دو دست آنرا محکم بگیرد.لباس یا پوشش خوب از نگاه علمی و عرفی آن پوششی است که بعد از پوشیدن دیگر اعضای بدن را درگیر خودش نکنه که در این پوشش بعد از پوشیدن یک دست که حداقل 25 درصد از فعالیت بدن را انجام می دهد،درگیر پوشش می شود.که در این صورت فرد استفاده کننده یک تعداد از کارهارا نمی تواند انجام بدهد. 3:ضعف دیگر این پوشش در مدل دوخت آن است که به صورت چهارگوش یا سه گوش دوخته می شود و هیچ بند،دکمه یا گیره ی ندارد که فرد استفاده کننده آنرا با اطمنان خاطر بپوشد و از افتادن آن خاطرجمع باشد.این مدل چادر به راحتی با گیرکردن خیلی جزئی هم از بدن فرد جدا می شه.بخاطر همین استفاده کننده مجبور است حتی در گرما هم بجز چادر لباس زیر چادرش را هم به صورت پوشش کامل بپوشد. پ.ن:کارشناسان حجاب و طراحان لباس باید بدانند که همین ضعف های بزرگ چادر نوع ایرانی است که با وجود این همه تبلیغ،روز به روز استفاده کنندگان آن کمتر می شود. امیدوارم دیگر همچون به اصطلاح کارشناسانی لباسهای اقوام و فرهنگهای دیگررا به راحتی زیر سوال نبرند و اگر طبیب هستند سرخودرا درمان کنند.


برچسب‌ها: حجاب ایرانی, چادور, حجاب, مدل حجاب
+ نوشته شده در  93/04/28ساعت 0:9  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

بحران انتخاباتی افغانستان

{{اگرزمان اقتضا کند،من به آن عده که قبلا بامن بود خواهم گفت که سلاح های خوده از هفت قاط بیرون بکشن وباز از خاک و ناموس خود دفاع کنند}} این سخن حاجی محمد محقق در سال 1392 بود که در تهران گفت. من از همان زمان از انتخابات 2014ترسیدم و متوجه شدم که استاد محقق این حرف ها را بدون دلیل نمی زند و فهمیدم که از 2014 بوی بدی به مشام خواهد رسید. همان طور که می دانیم بحران سیاسی انتخابات افغانستان هر روز پیچیده تر شده میره و کم کم بوی فتنه و جنگ داخلی دوباره می دهد.در دوره اول هرچه که بود کم و بیش آرام تر گذشت گرچند تقلب ها در دوره اول هم کم نبود؛ولی در دوره دوم تقلبهای انتخاباتی آنقدر زیاد است که هیچ چیز نمیشه در باره اش گفت. در این گیرو داروکشومکش انتخاباتی اگر رهبران هزاره کوچک ترین اشتباه را انجام بدهند،مردم هزاره را به نابودی خواهند کشاند.موقعیت سیاسی بسیار حساسی است رهبران هزاره بخصوص استاد محمقق و خلیلی در این مقطع باید طوری عمل کنند که مردم ما دراین گیرو دار در امان باشند و کم ترین آصب را ببینند.هزاره ها در این چند سال دست آورد های خوبی داشته اند که از جمله آنها میتوان به بالا رفتن سطح سواد شان اشاره کرد.ما نباید دوباره با پیوستن به طرفین دعوا باعث ازبین رفتن و متوقف شدن این دست آودها شویم .اخیرا عطا محمد نور والی بلخ حرف از اسلحه به دست گرفتن زده است و تعداد دیگری از این جناح نیز حرف وی را تکرار کرده اند و تعداد هم از این طرف و آن طرف در پی جمع آوری نیرو برای جنگ دوباره هست.در این میان اگر رهبران هزاره در جناح های که قرار دارند باقی بمانند قربانی زیادی خواهند داد،چون طرفهای درگیری از مردم هزاره به عنوان سپر استفاده خواهند کرد و هزاره را رو در روی هزاره قرار خواهند داد.اول این که خدا نکند دوباره در افغانستان جنگهای داخلی شعله ور شود،ولی اگر این اتفاق بیفتد،رهبران ما باید خودرا از هر دوطرف دعوا کنار بکشند و به فکر انسجام و ایجاد یک وحدت دوباره برای دفاع از مردم خود باشند.


برچسب‌ها: بحران انتخاباتی افغانستان, هزاره ها, انتخابات, رهبران هزاره
+ نوشته شده در  93/04/01ساعت 23:46  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

بیانیه

+ نوشته شده در  93/03/28ساعت 14:54  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

چراغی که در خانه رواست درمسجد حرام است.

چرا مردم هزاره این قدر نادان است؟
چراغی که در خانه رواست درمسجد حرام است.
چندسال پیش آخندی در حسینیه ما سرمنبر میگفت:((هرکس دلش برای غزه نتپد او مرده است))و هر شب برای مردم غزه دعای عمّه یجب میخواند.این دقیقا زمانی بود که کوچی ها و طالبان به بهسود حمله کرده بودن،خانه هارا آتش زده بودن و تعداد زیادی را هم به شهادت رسانده بودند.
من حتی یک بار هم از دهن این ملا نشینیدم که بگوید مردم بهسود هم در آتش جنگ می سوزند و نیاز به عمه یجب دارند!
این روز ها هر روز می شنویم که می گویند فلانی هم شهید شده و جنازه اش  تاچند روز دیگه از سوریه خواهد آمد.
حالا اینجا از آن دسته از روحانیون که برای رفتن به سوریه تبلیغ می کنند باید پرسید که وقتی خودمان در خطر هستیم و ازخود نمی توانیم دفاع کنیم و نیاز به کمک داریم چه نیازی هست که باید برای جنگ به سوریه و عراق برویم.
دوستان همانطور که در جریان هستید این روزها دربهسود و دایمیرداد جنگ شدید بین مردم ما و کوچی ها است که متاسفانه تعدادی هم به شهادت رسیده است.حالا در این هیاهوی جنگ سوریه و عراق ما حتی یک اعلامیه و یا حرکتی کوچکی هم از روحانیون خود ندیدیم که بگویند مردم بهسود هم در آتش جنگ میسوزد و باید ازش دفاع کنیم
در طول این چند سالی که هر بهار کوچی ها به بهسود و دای میرداد حمله می کنند،خانه ها را به آتش می کشند،مردم بی گناه را می کشند،حتی آیت الله محقق هم یک بیانیه در این مورید صادر نکرده است ،در حال که هر روز برای مردم غزه بیانیه صادر می کند.
رسانه ها که مارا تحریم کرده حالا ملا های خودمان هم مارا تحریم می کنه!
درست است که مردم سوریه و عراق این روزها قربانی تروریستهای وهابی است،ولی ما مردم هزاره و شیعه افغانستان بیش از دوصد سال است که قربانی هستیم و تاهنوز به جزخدا و خودمان دیگر هیچ کس به داد ما نرسیده است.
آیا تاحالا دیده اید که یک عرب یا یک ایرانی شیعه بیایند و دوشادوش ما با تروریستهای طالب و کوچی و وهابی بجنگند؟
در زمان که در کابل وهابی ها مردم افشار را زیر خانه های شان دفن کردن و به زنان و کودکان شان تجاوز کردن آیا صدای شیعه ی از جای دیگر جهان برای داد خواهی مردم ما بلند شد؟حتی ایران هم در آن زمان به دشمن ما یعنی شاه مسعود کمک می کرد.
ما مردم هزاره چرا اینقدر نادان هستیم؟
بعضی ها می گویند سوریه و عراق خط مقدم است،از اینها باید پرسید که چرا آنها خط مقدم است، ما انسان نیستیم؟ دلیل این که آنها خط مقدم است چه هست؟ آنها چندسال است که قربانی تروریست وهابی است،ماچندصد سال است که قربانی تروریست وهابی هستیم.
خدا آخندهای مارا به راه راست هدایت کند.


برچسب‌ها: هزاره, روحانیون هزاره, کوچی, طالبان, تروریست
+ نوشته شده در  93/03/27ساعت 13:11  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

برگی از حقیقت های تاریخ افغانستان

با اطمینان و جرأت می‌توان گفت که تاریخ کامل کشور افغانستان را نمی‌توان از ذیل نام افغان و افغانستان دریافت؛ بلکه تاریخ باستانی و سده‌های میانه این مملکت را باید در تاریخ ایران اوستایی و شاهنامه ای و در تاریخ خراسان جستجو نمود و بدون تردید تاریخ ایران اوستایی و شاهنامه ای و خراسان تاریخی از سرزمین بلخ و بامیان و سیستان و نیمروز و زابل وکابل و هرات و مرو و غور و غرجستان و از کتاب اَوِستای زردشت و شاهنامه ها و از تاریخ پیشدادیان و کَیانیان و ادبیّات دری، جدا نیست.

 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86


برچسب‌ها: تاریخ افغانستان, آریانا, افغانستان, غرجستان, اویستا
+ نوشته شده در  93/03/12ساعت 12:0  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

سلام

سلام به شما!بعد از مدت زیاد!

با وجود این که مخاطبین وبلاگها بسیار کم شده ولی من هنوز از وبلاگ دل نمی کنم و گاه گاهی اینجا سر میزنم و چیزی می نویسم

من هنوز هم باور دارم که وبلاگها جدی تر هستند نسبت به شبکه های اجتمای مثل فیسبوک و...


برچسب‌ها: وبلاگ, فیسبوک, شبکه های اجتماعی
+ نوشته شده در  93/02/10ساعت 20:28  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

تناقض گویی های دوستم


عبدالرشید دوستم(رهبرنام نهاد ترک تباران افغانستان) در یکی از سخنرانی های انتخاباتی اش گفته است که فقط به خاطر تجزیه نشدن افغانستان از داکتر عبدالله حمایت نکرده است.

همین چندماه پیش بود که آقای عبدالرشیددوستُم همراه با حاجی محمد محقق واحمدضیا مسعود هر روز در ولایت های ازبک نشین مانور میداد و پیامهای بسیار روشن را برای ایالتی شدن افغانستان و غیر متمرکزشدن دولت صادر میکردند.
چه شد که دوستم به این زودی همه چیز یادش رفت و امروز شعار میدهد که من فقط بخاطراین که افغانستان تجزیه نشود رفتم کنار اشرفغنی احمدزی
ولی اصل ماجرا آنطور نیست که دوستم صاحب می گوید.دوستم خودش هم میداند که فقط برای معاون نشدن از کنار داکتر عبدالله رفت
اگر اخبار رسانه های افغانستان را دنبال کرده باشید،در ابتدای جلسات نامزدان انتخاباتی،نزدیکان دوستم به طور مدام در رسانه ها اعلام میکرد که دوستم و ترک تباران افغانستان تنها از نامزدی همایت می کند که وی را به عنوان معاونش انتخاب کند که همین طور هم شد.


برچسب‌ها: انتخابات2014, افغانستان, دوستم, داکتر عبدالله, انتخابات افغانستان
+ نوشته شده در  92/10/11ساعت 21:3  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

نفت،شاه رگ تمدن انسان امروز

آیا میدانید وابستگی بیش از حد انسانها به نفت چه بلای سر ما خواهد آورد؟

امروزه اگر کمی به دور و بر مان نگاه کنیم ،به راحتی متوجه وابستگی شدید خود به مواد نفتی خواهیم شد که حتی تصورش را هم نمی توانیم بکنیم که روزی بدون آن وسایل زندگی کنیم

تقریبا هیچ وسیله ی نیست که مقدار قابل توجه مواد نفتی درساخت آن به کار گرفته نشده باشد.از ماشین آلات سنتی گرفته تا دستگاه های هوشمند و دجیتال،از ضروف یکبار مصرف گرفته تاملافه ها و مبل های راحتی،در یک نگاه کلی میتوان در همه چیز که ساخت دست بشراست(البته در بعضی مورید استثنا وجود دارد)مواد نفتی پیدا کرد.

دیگر زندگی ما کاملا وابسته به نفت شده .نفتی که بسیار عمر کوتاهی دارد.از همین حالا که حدودا دوقرن از استفاده بیش از حد بشر از نفت میگذرد،کارشناسان تخمین زده اند که نفت تا یک قرن دیگر بیشتر با ما نخواهد بود.البته انسانها یکی دوقرن از زباله های آنها هم استفاده خواهد کرد که باز هم تمام شدنی است.

ماده ی را که بشر بخواهد جایگزین نفت کند،هنوز بطور که صددر صد با نفت نزدیک باشد پیدا نکرده است.بنا براین در آینده ی نزدیک بشر با یک چالش بزرگ روبرو خواهد شد.

به نظر شما آیا بعد از ماجرای نفت،تمدن بشریت نابود خواهدشد؟ به احتمال بسیار قوی جواب بلی است.

بگذریم از این که استفاده از مواد نفتی خودش زیان های دیگری را به بار آورده است.از جمله تغیرات ناگهانی آب و هوای زمین و آلودگی هوا که اینها خود زمینه را برای نابودی هرچه زودتر بشر آماده می کند و چندصد هزار یا شاید ملیون ها سال عمر حیات روی زمین را کوتاه کرده است و باعث نابودی هزاران گونه از حیوانات روی زمین شده است.


برچسب‌ها: نفت, وابستگی انسان به نفت, نابودی بشر, حیات روی زمین
+ نوشته شده در  92/10/09ساعت 20:7  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

نلسون ماندلا،ابرمرد قرن بیستم در گذشت

نلسون ماندلا،ابرمرد قرن بیستم در گذشت
ماندلا که یک سوم از عمر خودرا در زندانهای رژیم نژاد پرست آپارتایت گذارنده است،روزگاری جزئ ترورست و خراب کارمحسوب می شد(البته از سوی مدافعان حقوق بشر!یعنی امریکا و متحدانش)
اما او بعد از مبارزات صلح آمیز،بلاخره موفق شد رژیم نژاد پرست آپارتایت را از پای در آورد و محبوب ترین چهره ی نه تنها افریقای جنوبی بلکه کل جهان شد.
واقعا همچون انسانهای که همه ی جهان از مرگ او غمگین شود،کم که هیچ که در روز گار کنونی و حتی گذشته ها ی دور و نزدیک،اصلا نبوده است.(البته گاندی را نباید نادیده گرفت)
برچسب‌ها: نلسون ماندلا, افریقای جنوبی, آپارتایت, یساه پوستان, کنگره ملی افریقا
+ نوشته شده در  92/09/15ساعت 22:52  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

کفرگویی!

واقعا جامعه ی شیعی ما امروز به کدام سو میروند.

بهتر نیست ما هر کس را به جای خودش قبول داشته باشیم؟

خدا را به جای خدایی-پیامبر را به جای پیامبری و امام را به جای امام و رهنما بودنش

متاسفانه در جامعه امروز شیعه آنقدر که یا حسین یاحسین گفته میشه،یا الله یا خدا گفته نمیشه،حتی آنقدر که یا عباس گفته می شه یا خدا گفته نمیشه.این یک حقیقت است.

درسته که شعیان به توسل جستن اعتقاد دارند،اما توسل جستن تا مستقیم خواستن خیلی فرق داره

متاسفانه در ذهن ما شعیان اکنون جا افتاده که همه چیز را از اولیای خدا بیخواهیم نه از خود خدا


برچسب‌ها: مذهب شیعه, خداوند, الله, امام حسین, اولیا
+ نوشته شده در  92/09/01ساعت 22:13  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

پیداشدن شیخ ناصر فیاض و همراهانش بعد از 30 سال

متاسفانه در مورید این مطلب،خبر ناقص به دست من رسیده بود.اصل ماجرا این است که در یک گور دست جمعی ۵۰۰۰جنازه پیدا شده است که بیش از سی نفر از انها از منطقه علودانی هست.

خبرها حاکی از آن است که این کشتار بی رحمانی در زمان ریاست حفیظ...امین(یکی از ریییس جمهور های کمونست افغانستان)در سالهای حدود ۱۳۵۷-۱۳۵۸ انجام شده است و بیشتر کشته شدگان از زندان پل چرخی کابل به آنجا برده  شده و زنده به گور می شدن

--------------------------------------------------------------------------------

گفته می شود به تازگی از یک گور دست جمعی درولایت مزارجسد 31 نفر کشف شده است،بنا بر گفته های مردم محل و همچنان شواهد بدست آمده،بیشتر این اجساد از مردم علودانی(نام محل و قومی در غزنی)میباشند که در زمان جنگ با شوروی از منطقه نا پدید شده بودند.شواهد به دست آمده نشان می دهد که جسد عالم بزرگ شیخ ناصر فیاض نیز در بین آنها میباشد.

حدودا بیش از 30 سال است که این افراد بعد از ترک منطقه به طور نامعلوم ناپدید شده بودند و تا کنون هیچ خبری از آنها در دست نبود.


برچسب‌ها: شهدای علودانی, شیخ ناصر, کشف اجساد شهدای علودانی, شهدای زمان شوروی, افغانستان
+ نوشته شده در  92/08/13ساعت 0:45  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

محقق!عبدالله هم برار کرزی است!

عبدالله عبدالله امروز رسما کاندید شدن خود در انتخابات 2014 را اعلام کرد

اما در این میان بعضی از کسانی مثل حاجی محمد محقق،که خودرا یکی از رهبران مردم هزاره میداند،با معاون شدن عبدالله،خودرا از جایگاه بلند که در بین مردم هزاره داشت پاین انداخت.

هزاره ها میتوانند برای خود یک وزن باشند نه اینکه وزن بقیه را سبک و سنگین کنند.استاد محقق(که هنوزهم برایش احترام قائیلم)فقط یک فرد از جامعه هزاره است.او هرگیز با این کارش نمیتواند رای مردم هزاره را به نفع جلادان تاریخ بگیرد.به گفته بعضی ها این کار اگر به مصلحت هم باشد، این گونه مصلحتها هرگیز قابل قبول نیست.

به هر حال داکتر عبدالله هم جزا همان گروه ی هست که افشار را بر سر مردمش خراب کرد.

استاد محقق فقط بخاطر باج ندادنهایش بود که بین مردم هزاره به عنوان یک رهبر محبوب تبدل شده بود.از نظر مردم هزاره این کار محقق یک گونه باج دادن محسوب می شود و ما این کار محقق را هر گز نمی پذیریم


برچسب‌ها: انتخابات افغانستان, عبدالله, محقق, زلمی خلیل زاد, زلمی رسول
+ نوشته شده در  92/07/09ساعت 22:3  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

چرافقط انسان انسان شد؟

در سیر تکاملی صدها هزار موجود زنده ی که در روی زمین وجود دارد، چرا فقط انسان توانسته خودرا باهوش و استعداد بسازد؟

در حال که سرچشمه و منشا انسان ها هم مثل بقیه موجودات زنده،همان جانوران ابتدایی بوده است.

این سوالی هست که دانشمندان که هیچ، شاید خود طبیعت هم از پاسخ گفتن به آن عاجز باشد.

این سوال برای آن کسان است که طبیعت را سازنده ی همه چیز میدانند،نه یک موجود فراطبیعی و قدرت مند را که به باوردین داران او کسی نیست جز خدای یکتا

اگر طبیعت سازنده ی همه چیز می بود،از میان این همه موجود زنده فقط یک گونه ی آن خردمند و ناطق نمی شد بل صدیا شاید هزاران موجود زنده خودرا به این سیر تکاملی می رساندند.

پ.ن(خیلی از ماها آدم و انسان را یکی میدانیم در حال که آدم فقط یک اسم بوده برای یک انسان؛که پیروان ادیان ابراهیمی آن(حضرت آدم) را اولین انسان خردمند و ناطق میدانند که به نوع میشه پدر انسان باهوش و خردمند.یعنی این که انسانها بعد از حضرت آدم بیشترین فاصله هوشی و عقلی را با جانوران دیگر پیداکردند.)


برچسب‌ها: سیرتکاملی انسان, انسانهای اولیه, جانداران, حضرت آدم, خانواده انسان
+ نوشته شده در  92/06/18ساعت 23:16  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

15 شهریور پایان حضور افغانی های غیرپناهنده در ایران(اطلاعیه وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران)

مدیر کل اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور اعلام کرد: بر اساس مهلت قانونی روادید افغانیهای غیر پناهنده 15 شهریور فاقد اعتبار است و باید خاک ایران را ترک کنند.
 
به گزارش اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی به نقل از خبرگزاری مهر، عزیزکاظمی  از تشکیل جلسه با دکتر نصیر احمد نور سفیر افغانستان در ایران خبر داد و گفت: این دیدار به درخواست خود سفیر  انجام شد تا در مورد برخی مناسبات و تفاهم نامه های چهار جانبه بحث و گفتگو کنیم. در این جلسه در مورد مصوبات کمیسیون سه جانبه و چهارجانبه ( ایران، کمیساریا، افغانستان و پاکستان) و بازگشت داوطلبانه پناهندگان صحبت کند.

مدیرکل اتباع خارجه وزارت کشور در پاسخ به اینکه آیا بر اساس تفاهم نامه ها و مهلت قانونی باید اتباع افغان غیر پناهنده ایران را ترک کنند گفت: بر اساس مهلت قانونی اتباع غیر پناهنده بعد از طرح ساماندهی اتباع روادیدشان تا 15 شهریور ماه اعتبار دارد و باید قبل از 15 شهریور خاک ایران را ترک کنند.

وی اظهار داشت: سفیر افغانستان درخواست دارد تا مهلت قانونی تمدید شود و همچنان با دولت ایران در حال رایزنی هستند ولی هنوز طرف ایرانی (وزارت کشور) پاسخی نداده است.

عزیز کاظمی در مورد اجرای مصوبات آخرین اجلاس چهارجانبه هم گفت: طرف ایرانی کار چندانی ندارد و شرایط را برای خروج پناهندگان ایجاد کرده است. البته باید طرف افغانی بر اساس توافقاتی که کرده بستر مناسب اعم از تامین زمین و مسکن را ایجاد کند تا پناهندگان بتوانند با خیالی آسوده پا به کشور خود بگذارند و مشغول کار و زندگی شوند.

مدیرکل اتباع خارجه وزارت کشور اظهار داشت: نوزدهمین اجلاس چهارجانبه کمیساریا، پاکستان، افغانستان و ایران اواسط شهریورماه سال جاری برگزار می شود که میزبان این دوره پاکستان است.

عزیزکاظمی همچنین در مورد اعزام پناهندگان افغان در ایران به حج هم گفت: پیش از این پناهندگان افغانی از ایران به مکه اعزام می شدند ولی دولت عربستان می گوید باید خود افغانستان حجاج افغان را اعزام کند. البته ایران هم نمی تواند از سهمیه حجاج خود استفاده کند که در این مورد هم در حال گفتگو با اعضای اجلاس هستیم.


برچسب‌ها: مدیر کل اتباع و مهاجرین خارجی, 15 شهریور پایان حضور افغانی های غیرپناهنده در ایرا, کمیساریاعالی سازمان ملل, تمدیدپاسپورت مهاجرین افغانی, مهاجرین دارای پاسپورت
+ نوشته شده در  92/06/16ساعت 1:20  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

برادران کرزی

برادران کرزی متاسفانه هر روز در حمله های کورکورانه ی خود جان انسانهای بی گناه بیشتری را می گیرند و کرزی همچنان از آنها به عنوان برادران عزیز خودیاد میکنه
کرزی در این اواخر با آزاد کردن بیش از چهارصد زندانی خطرناک طالب،عملا قوم پرستی خود و دشمنی با دیگر اقوام افغانستان را آشکار کرد.کرزی همچنان از طالبان و رهبر آنها(ملا محمدعمر)برای کاندید شدن در انتخابات ریاست جمهوری 2014 دعوت کرد و از آنها خواست تا رسما وارید سیاست افغانستان شده و احزاب سیاسی تشکیل دهند.
متاسفانه کرزی به این نکته توجه نکرده است که طالبان فقط یک اسم نیست،بلکه یک قانون است که بخش قابل توجه ازمردم افغانستان (هزاره جات،کابل،شمال و بسیار از نقاط دیگر)هرگز آن قانون(قانون طالبانی) را نمی پذیرند.
طالبان اگر بخواهند رسما وارید سیاست افغانستان شوند؛احتمال زیاد دارد که در زدوبندهای سیاسی و کمک های بیرونی (عربستان،قطر،پاکستان،امارت متحده عربی و بعضی دیگر از کشورهای منطقه) دوباره قدرت را درافغانستان به دست بیگیرند.و این یعنی شروع دوباره فصل زمستان و مرگ دمراسی نوپایی افغانستان
برچسب‌ها: طالبان, انتحار, برادران کرزی, پشتون, ملا عمر
+ نوشته شده در  92/06/10ساعت 20:56  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

وقتی بازی های سیاسی بچه گانه می شود

بگذریم از این که حدود سه سال است مردم سوریه در میان آتش و خون دست و پنجه نرم می کنند و سوریه شده جولان گاه قدرتهای خارجی و گروه های ترورستی و تندرو

همانطور که کم و بیش اطلاع دارید،چندروز قبل یک موشک حامل مواد شیمیایی در یکی از محل های در گیری در سوریه،اصابت کرد که متاسفانه جان عده ی بیگناه را گرفت و عده ی را هم روانه بیمارستانها کرد که تا آخر عمر با عوارض آن دست و پنجه نرم کنند.
در این میان قدرتهای جهانی از طریق رسانه های به قول خود شان غول آسایشان در پی انداختن تقصیر به به گردن مخالفان همدیگر هستند که از جمله می توان به امریکا و بعضی از این شاخ تیزها! اشاره کرد که استفاده از سلاح شیمیایی را به گردن دولت سوریه انداخته و بعضی های دیگر مثل پوتینها!این گفته ها را رد می کنند.

بی بی سی می گوید دولت فرانسه کاملا باور دارد که حمله کاردولت سوریه بوده و امریکا هم می گوید خیلی کم شک دارد که کار دولت نباشد یعنی این که امریکا هم می گوید کار دولت سوریه است ولی کمی با تامل این حرف را می زند.

آنها بعضی از شواهدی را برای دست داشتن دولت سوریه در این کشتارمی آورند که به نظر من خیلی بچه گانه است.امریکا می گوید یکی از دلایل که احتمال دارد دولت سوریه دست به چنین کاری زده باشد،این است که این گونه مواد شیمیایی که در ساخت سلاح های کشتار جمعی به کار می رود،خیلی کم و محافظت شده است و غیر ممکن است که به دست مخالفان رسیده باشد؛پس این میتانه کار دولت سوریه باشه.
 
این جا جای سوال است که چرا امریکا این احتمال را نمی دهد که شاید این مواد همانطوربه دست مخالفان رسیده باشد که سلاح ها و امکانات دیگر می رسند؟بازهم اگر خیلی کوته فکر نباشیم و یک کمی فکر کنیم آیا به نظر شما دولت سوریه قبل از استفاده از این سلاح فکر نکرده که پیامد این کار بیشتر به زیان دولت است،نه به نفعش؟یعنی دولت سوریه وحامیانش این قدر کوته فکر بوده؟

و مساله ی دیگری که نشان می دهد به احتمال زیاد استفاده از این سلاح کار مخالفین دولت سوریه است، این است که در دولت و ارتش سوریه افراد آموزش دیده و آشنا به قوانین شورای امنیت واز خود مردم سوریه هستند که می جنگند اما در طرف مقابل بیشتر غیر سوری ها و عمدتا گروه های تندرو که سابقه ی ترورستی داشته اند در جنگ هست تا مردم سوریه،از جمله این گروه ها می توان به گروه های تندرو و ترورستی القاعده و وهابی ها اشاره کردکه این گروه ها در کشتارهای دست جمعی سابقه دار هستند و افراد غیرنظامی و بی گناه زیادی را در کشورهای مختلف به شیوه های گوناگون به قتل رسانده اند که این گونه کشتار ها اکنون هم توسط گروه های تندرو وهابی و القاعده  در کشور عراق و پاکستان ادامه دارد.
همه ی ما شاهد بودیم که در یک فیلم که از رسانه ها پخش شد یکی از مخالفان دولت سوریه چطوری جگر یک سرباز سوری را می خورد.
وقتی مخالفان دولت سوریه  جگر انسان را می خورند و در همه جا دست به کشتارهای جمعی می زنند و در افغانستان و کشورهای دیگر، غربی ها با آنها در جنگ هستند، نباید احتمال داد که کشتار دسته جمعی در سوریه هم شاید کار آنها باشد؟

به هر حال مردم سوریه قربانی بازی های سیاسی قدرتهای جهانی شده اندکه اگر خودشان خودرا نجات ندهند،نه پوتین،نه اوباما و نه سه نقطه های دیگر آنهارا نجات خواهد داد.


برچسب‌ها: جنگ سوریه, وهابی و القاعده, دخالت امریکا در سوریه, استفاده از سلاح شمیایی در سوریه, بشار اسد
+ نوشته شده در  92/06/04ساعت 0:55  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

بعضی از مراحل اداری اردوگاه سلیمانخانی

1:

ادغام پرونده(یکجا کردن پرونده های زوجین)

مدارک لازم جهت ادغام پرونده:
الف:اصل و دو سری فتوکپی عقدنامه رسمی صادره از سفارت افغانستان(تمام صفحات)
ب:اصل و دوسری فتوکپی کارت آمایش 9 زوجین
د:هر نفر چهار قطعه عکس جدید 3در4
ج: پرداخت 75000 ریال معادل 7500 تومان برای هر نفر به شماره حساب 2171131239006 به نام خزانه داری کل، بانک ملی
(توجه داشته باشید که اگر می خواهید کار شما سریعتر انجام شود،ابتدا مبالغ مورید نظر را پرداخته وبعدا با فیش های پرداختی که از بانک می گیرید به اردوگاه مراجعه کنید.)

2:
شناسایی و ثبت نام نوزاد(صدورکارت برای اطفال)

مدارک لازم جهت ثبت نام:
الف:کارت آمایش 9 والدین همراه با فتوکپی
ب:گواهی ولادت نوزاد از بیمارستان که در آن متولد شده همراه با فتوکپی
د:پرداخت مبلغ0000به شماره حساب(با عرض پوزش:اطلاعات این قسمت به زودی تکمیل خواهد شد)

3:
دریافت نامه برای سفرهای استانی(از استان محل سکونت به استانهای دیگر)

مدارک لازم جهت دریافت نامه:
الف:کارت آمایش 9 (اگر زیر 18سال هستید،حضورسرپرست شمابرای دریافت نامه الزامی است)
ب:پرداخت مبلغ 75000 ریال معادل 7500 تومان برای هر نفر(فقط کسانی که میخواهند نامه بگیرند)به شماره حساب 2171131239006 بنام خزانه داری کل،بانک ملی
(توجه داشته باشید که اگر می خواهید کار شما سریعتر انجام شود،ابتدا مبالغ مورید نظر را پرداخته وبعدا با فیش های پرداختی که از بانک می گیرید به اردوگاه مراجعه کنید.)

4:

دریافت کارت کارگری

(توجه داشته باشید که این مراحل اداری برای صدور کارت کارگری برای سال 1392 هست در آینده شاید تغیر کند)
مدارک لازم جهت دریافت کارت کارگری:
الف:کارت کارگری که سالهای قبل دریافت کردید.(اگراصلا کارت کارگری نداشته باشید هم برای شما کارت صادر می شود با پرداخت مبلغ چهل هزار تومان بیشتراز کسانی که کارت دارند)
ب:یک قطعه عکس 3در4 جدید
د:پرداخت مبلغ1000000ریال معادل 100000تومان به شماره حساب2171911227002به نام خزانه داری کل،بانک ملی(توجه داشته باشد که این مبلغ برای کسانی است که کارت کارگری قبلی را دارند،کسانی که کارت کارگری از قبل ندارند،باید مبلغ 140000تومان را به همین شماره حساب پرداخت کنند.)
پرداخت مبلغ 50000ریال معادل 5000 تومان به شماره حساب 0104150629006 به نام شرکت پیشتازان توسعه پژواک،بانک ملی
(توجه داشته باشید که اگر می خواهید کار شما سریعتر انجام شود،ابتدا مبالغ مورید نظر را پرداخته وبعدا با فیش های پرداختی که از بانک می گیرید به اردوگاه مراجعه کنید.)
مراحل بعدی در آینده ی نزدیک شرح داده خواهد شد.

شماره- حساب- پرداخت- هزینه -کارت- کارگری،شماره حساب صدور کارت نوزاد مهاجرین،شماره حساب ادغام پرونده مهاجرین،شماره حساب سفرهای استانی مهاجرین،اردوگاه سلیمانخانی تهران،تعویض کارت مهاجرین افغان،سایت نوبت دهی مهاجرین،اخبار مهاجرین


برچسب‌ها: ادغام پرونده مهاجرین, اردوگاه سلیمانخانی, ثبتنام نوزاد مهاجرین افغانی, کارت کارگری مهاجرین افغانی, سفرهای استانی مهاجرین افغانی
+ نوشته شده در  92/05/22ساعت 23:18  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

دو برداشت از سریالهای ایرانی

برداشت اول :

سالهاست که در سریالهای ایرانی دختران و زنان با چهار پارچه به نامهای مغنه،روسری،شال و چادر روی هم روی سرشان در نقشها حاضر می شوند تا به گفته ی خودشان حجاب را در جامعه ایران و بخصوص در بین زنان فرهنگ سازی کنن؛ولی وقتی در خیابانها نگاه میکنی میبینی فرهنگ عامه به سوی دیگری جریان دارد و همان یک دستمال یک وجب در یک وجب را زور زوری روی گل موی شان میندازند.

برداشت دوم:

حد اکثر سریالهای ایرانی از زندگی کسانی روایت می کند که شاید فقط پنج درصد از مردم ایران را تشکیل بدهند.کسانی که در اشرافیت کامل زندگی میکنند و دارای خانه ی رویای با مبلمان رویایی و دارای کلفت و چند نوکر در منزل،ماشین به قول خودشان شاسی بلند(که این روزها در ایران خیلی مده ولی کسی نمیتانه بخره!) و چندین کارخانه هستند و وقتی شب به خانه باز میگردن با دسته گلی وارد خانه می شوند.

این در حال است که قریب به هشتاد درصد از مردم ایران شاید دست مزد روزانه اش همان قدر باشد که فقط همان یک دسته گل را بتوانند بخرند.

با این رویش دیگر من هم نمیدانم میخواهند چیز را فرهنگ سازی کنند.اگر میخواهند مردم این سبک زندگی را یاد بگیره که به نظر من اگر پول باشه خود به خود زندگی همینطوری میشه نیازی به فرهنگ سازی نداره ولی اگر نباشه ....!!!!!!!


برچسب‌ها: سریالهای ایرانی, نقش زنان در سریالها, جامعه ایران, حجاب
+ نوشته شده در  92/05/14ساعت 0:36  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

اندر احوالات مهاجرین بی کس! ایران

کشورجمهوری اسلامی ایران هزینه چاپ کارت هویت مهاجرین افغانستان را 7500 تومان برای هر کارت  تعریف کرده است ولی امسال به جای چاپ کارت جدید،فقط با یک برچسپ یا لاک تاریخ کارت ها را تمدید میکند که هزینه این کار برای هر کارت از 300 تا 500 تومان بیشتر نمیشه.در این صورت از 7500 تومان که از مهاجرین میگیرن فقط 500 تومانش را هزینه میکنه و هفت هزار تومان دیگرش که سرجم حدود 20 ملیون دالر میشه معلوم نیست به چه دلیل و به کجا میره.گرچه 7000تومان پول زیاد نیست که مهاجرین را خیلی نگران کند فقط قابل توجیه نبودنش کمی ناراحت کننده است.
این 7500 تومان فقط برای هزینه چاپ کارت است،هزینه خدمات دیگر را از هر نفر 3500 تومان جدا گانه می گیرن که این هزینه ها جدا از مبلغ صدوهفتاد هزار و صدوپنج هزار تومانی است که شهرداری  و وزارت کار میگیره 


برچسب‌ها: lمهاجر افغان, کارت آمایش, ایران
+ نوشته شده در  92/05/06ساعت 1:34  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

تفاوت رفتاراجتماعی در غرب و کشورهای اسلامی

در دنیایی امروز فرهنگ رفتاری و رفتار اجتماعی یک جامعه میتواند بیشتر از هر چیزی دیگر برای رشد و ترقی آن جامعه در همه ی ابعاد(اقتصادی،فرهنگی...)کمک کند.

شاید شماهم هرگاه خواسته باشید رفتارهای اجتماعی یک جامعه را نقد کنید،بار ها با این جمله:(همه جا خوب و بد داره)مواجه شده باشید؛ولی تاحالا فکر کردید که این جمله چقدر درست و چقدر نادرست است؟
کافیه شما، مردم یک شهر یا یک کشور را به عنوان یک خانواده بزرگ در نظر بگیرید و سیاست مداران آنرا به عنوان سرپرست خانواده آن موقع متوجه می شوید که بلی همه جا خوب و بد داره ولی در یک جامعه که سرپرست خوب داشته از دو ملیون نفر شاید دو نفر ناقض و بدرفتار باشه و در جامعه دیگرکه بد سرپرست بوده(که بیشتر کشورهای اسلامی است)درست برعکسش از دو ملیون نفر شاید بتوان دو نفر قانون مند و خوب را پیدا کرد.

این قضیه را ما عینا می بینیم مثلا شما اگر در کشورایران زندگی کرده باشید،به کسی که ازروی پل عابراز خیابان رد بشه طور نگاه می کنند که انگار او کم داره یا این که خیلی کم جرات و ترسو است. و یا مثلا در کشور ایران طوری فرهنگ سازی شده که یک مهاجر افغان(بخصوص هزاره ها  که چهره آسیایی دارند)را همیشه از بالا نگاه کنند هیچ موقیع یک مهاجر افغان در ایران با ایرانی ها در روابط اجتماعی برابر دیده نمی شود حتی اگر این مهاجر ده تا مدرک دکترا هم داشته باشد.به نظر من اینطور نگاه کردن ایرانی ها یا همان عجمهای عراق نه خودخواهانه و نه از روی نژاد پرستی است،بلکه اینطور برخورد ایرانی ها با مهاجرین افغان ناشی از بسته بودن ایران است .مثلا ایران یک خانه ی است که مردمش تاحالا بیرون از این خانه را ندیدن و حالا یک تعداد افراد را می بینند که به نظر آنها همشکل خود آنها نیست بخاطر همین هم از خود شان سریع واکنش منفی نشان می دهند .

شما اگر در کشورهای اروپای غربی حداقل یک ماه زندگی کرده باشید به راحتی متوجه حرف من می شوید.در دین اسلام احادث بسیاری داریم که گفته شده دررفتار اجتماعی خود به شخصیت انسانها نگاه کنید نه به شکل و رنگ قیافه و شناسنامه آنها؛ولی در کشورهای اسلامی بخصوص در افغانستان،ایران و پاکستان بیشتر به ظاهر مردم ارزش قایل اند تا به شخصیت آنها،اما برعکس این قضیه را ما در کشورهای غربی میبینیم،رفتار آنها چه در ادارات دولتی، مکانهای تفریحی و آموزشی و حتی در خیابانها با یک سیاه پوست وسفید پوست و تیره های دیگر یکسان و بسیار با محبت است.

ما مهاجرین که در کشور جمهوری اسلامی ایران هستیم از بس با ما در اینجا بد رفتاری شده ،وقتی به یکی از این کشورها میریم،طوری باما صمیمانه رفتار میکنند که خودمان از این همه محبت آنها خجالت میکشیم
فرهنگ رفتاری و رفتار اجتماعی جوامع غربی به ما این پیام را میرساند که آنها هستند که از فرهنگ ناب اسلامی بیشترین سود را برده اند،نه کشورهای که فقط ادعا می کنند اسلامی هستند و از اسلام فقط فقه را استخراج کرده اند.البته فقه خودش قانون وضع میکند کاش مردم این کشورها پایبند همان فقه باشند.

این فقط تفاوت فرهنگی بین این جوامع است،تفاوت اقتصادی و امکانات آسایش و رفاهی یش شاید یک زمان پنجصد ساله باشد یعنی اینکه کشورهای ما 5صدسال عقب تر از کشورهای غربی و آسیای شرقی زندگی میکنند.
برچسب‌ها: فرهنگ رفتاری, ایران افغانستان, پاکستان, جوامع غربی, بدفرهنگی
+ نوشته شده در  92/04/11ساعت 21:2  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

انتخابات در ایران

این روزها بازار انتخابات در ایران داغ است.

به عنوان یک مهاجر در ایران با گذاشتن این عکس اکتفا میکنم


برچسب‌ها: حسن روحانی, قالیفاف ولایتی جلیلی رضایی, غرضی, انتخابات ریاست جمهوری ایران
+ نوشته شده در  92/03/21ساعت 21:9  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

نوبت دهی انترنتی مهاجرین افغانی دارای کارت هویت آمایش 8

  «اطلاعيه»
«قابل توجه اتباع خارجي دارنده كارت آمايش معتبر»
بدينوسيله به اطلاع اتباع خارجي داراي مدرك معتبر آمايش (آمايش 8 اتباع افغانستاني و آمايش 7 اتباع عراقي) مي‏رساند .اداره كل امور اتباع و مهاجرين خارجي وزارت كشور در اجراي مصوبه كميسون ساماندهي اتباع خارجي ، عمليات اداري تجديد اعتبار مدارك آمايش پناهندگان جمعي عراقي و افغاني را از مورخ 18 خرداد 92 آغاز مي نمايد.
در اين دوره وزارت كشور جمهوري اسلامي ايران به منظور تلاش در بهبود روند رسيدگي وضعيت اقامتي پناهندگان حسب آموزه هاي اسلامي و در اجراي ماده 27 كنوانسيون پناهندگان و تكريم فزونتر پناهندگان ،كاهش حجم مراجعات اداري و تنظيم زمان مراجعه در جلوگيري از اتلاف وقت و صرفه جوئي در هزينه هاي پناهندگان جمعي ، براي اولين بار در بين كشورهاي پناهنده پذير از طريق نرم افزار تحت وب توسط سامانه اينترنتي به نشاني: www.samandehi-nobat.ir تاريخ نوبت مراجعه به موقعيتهاي انجام امور آمايش را تعيين مي نمايد.در اين دوره صرفاً مراجعه پناهندگان جمعي افغانستاني به سامانه پيش بيني شده و ساير پناهندگان مي بايد براي تجديد اعتبار مدارك امايش از تاريخ 18/3/92 الي 15/7/92 مستقيماٌ به دفتر امور اتباع و مهاجرين خارجي استانداري مراجعه نمايند
دسترسي به سامانه با ساده ترين شيوه ممكن از طريق رايانه هاي شخصي متصل به اينترنت و يا مراجعه كافي نتها امكانپذير است ( نرخنامه كافي نتها براي ثبت نام و يك برگ كپي از برگه تعيين نوبت به مبلغ 27000ريال است)
بنا به مراتب پناهندگان جمعي افغانستاني داراي مدرك معتبر آمايش 8 ساكن در استانهاي: خراسان رضوي- البرز-خراسان جنوبي-كرمان-يزد-سمنان-گلستان-فارس-بوشهر-اصفهان-مركزي-قزوين- قم و تهران مكلفند از ساعت 12 روز دوشنبه مورخ 6 خرداد 92 از طريق سامانه مزبور به اخد نوبت مبادرت نمايند. ضمناً مدت زمان مراجعه به سايت مزبور تا پايان وقت اداري روز پنج شنبه 20 تير 92 مي باشد. همچنين لازم به تاكيد است كه مدت زمان مراجعه به سايت مزبور تا پايان وقت اداري روز پنج شنبه 20 تير 92 مي باشد و پس از تاريخ مزبور سايت مسدود و تمديد مدارك آمايش صرفاً با احراز شرايط لازم و طي مراحل اداري متعدد در مهلت زماني محدودي ممكن خواهد بود.لذا ضروري است دارندگان كارت آمايش معتبر در استانهاي فوق الذكر در اسرع وقت مباردت به ثبت نام نموده و پس از تهيه نسخه اي از صفحه تعيين نوبت در تاريخ و ساعت تعيين شده در برگه به همراه تصوير(كپي) برگه تعيين نوبت و اصل كارت كليه اعضاء خانوار به نشاني تعيين شده مراجعه نماييد.
( مراجعه يكنفر از اعضاء خانوار- ترجيحاً سرپرست خانوار -كفايت مي نمايد و ضرورتي به حضور ديگر اعضاء خانوار نمي‏باشد.)
بديهي است سامانه از پذيرش درخواست نوبت براي كارتهاي آمايش فاقد اعتبار اجتناب خواهد نمود و همچنين چنانچه يك خانوار براي دفعات متعدد نيز به سامانه مراجعه نمايد ،سامانه صرفاً نوبتي كه در هنگام اولين مراجعه تعيين شده است را ارائه خواهد داد.
وزارت كشور
اداره كل امور اتباع و مهاجرين خارجي

----------------------------------------------------
راهنمای دریافت فرم نوبت دهی امایش 9 اتباع افغانی
راهنمای طریقه دریافت فرم نوبت دهیورود به سامانه از طریق آدرس www.samandehi-nobat.ir در هنگام ورود به سایت با یکسری از آیتم ها روبرو می شویم که برای شروع عملیات نوبت دهی باید آنها را تکمیل نمایید. تصویر شماره 1ابتدا می بایست کد خانوار و اختصاصی سرپرست خود را مطابق تصویر شماره 1 بدرستی وارد نمایید.در ادامه برای مشاهده اطلاعات خود بر روی دکمه جستجو کلیک نمایید. مرحله دریافت آدرس در این مرحله استان محل اقامت از روی کد خانوار شما شناسایی شده و شهرهای استان مربوطه لیست میشود حال شما میبایست شهر محل سکونت خود را انتخاب و بعد از وارد کردن تلفن همراه برای دریافت نوبت بر روی دکمه ذخیره کلیک نماید. توجه نمایید که تلفن همراه را بدرستی وارد نمایید تا در موارد ضروری با شما در ارتباط باشیم.مشاهده فرم نوبت دهی آمایش 9 در این فرم شما بعد از مشاهده فرم نوبت دهی می توانید با کلیک بر روی تصویر چاپگر در قسمت پایین صفحه اقدام به چاپ فرم نوبت دهی نماید.


برچسب‌ها: ماجرین افغانی, نوبت دهی انترنتی, کارت آمایش هشت, تمدیدکارت هویت مهجرین, اردگاه سلیمان خانی
+ نوشته شده در  92/03/16ساعت 20:29  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

 

مطالب خواندنی و جزاب و بحث برانگیز

خنگول میگن پدرت به رحمت ایزدی پیوست !

 

میگه رحمت ایزدی کیه ؟

میگن دار فانی را وداع گفت !

میگه چی گفت ؟

میگن خره، بابات مرد !

میگه بابای ما خر نداشت !

میگن الاغ، بابای خرت مرد !

میگه خر ما بابا نداشت !

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن



امروز مهم ترین تکیه گاه زندگیم رو از دست دادم
.
.
.
پشتی صندلی کامپیوترم شکست...
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

غضنفر رئیس فدراسیون شطرنج میشه ۵تا قانون میذاره

۱. اسب نمیتونه فیل رو بزنه چون فیل قویتره !

۲. خر هم باید بازی کنه !

۳.خر میتونه همه رو بزنه !

۴. هیچکی نمیتونه خر رو بزنه !

۵. اصلا خر شاهه

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

قبض آب غضنفر زیاد میاد

به بچه هاش میگه ، فردا که رفتم پرینت آب رو گرفتم

معلوم میشه کی هی میره دستشویی !!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

به غضنفر میگن فامیلی دکترت چیه ؟

میگه : ترابی

میگن اسمش چیه ؟

میگه : فیزیو !

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

پیش بینی یکی در مورد جام جهانی:

به نظر من تو جام جهانی خارج قهرمان میشه

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

دستت رو بذار روی سرت
چیزی حس نمی کنی؟
تعجب نکن، بعضی از بزها شاخ ندارند !
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

غضنفر ماهواره میخره زنش بهش میگه پولشو از کجا آوردی ؟ میگه : تلوزیون رو فروختم !!!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

به بنده خدا میگن تابستون کجا میری ؟ میگه اگه امام رضا بطلبه میرم کیش !

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
سلام من بیمارستانم میخوام کسى نفهمه دکترمیگه شونم شکسته میتونى برام پول جور کنی بیاری یه شونه بخرم موهامو شونه کنم

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

سلام گلم چطوری؟ از دیشب تا حالا فقط به U فکر میکردم، تمام فکر و ذهنم مشغوله U بود، امشب هم میخوام به Z. Y. W. V. فکر کنم

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

وقتی پیر میشی ، ممکنه موهاتو از دست بدی یا امکان داره

دندون هات خراب بشه و از دست بره ، ولی زیبائیت رو از دست نمیدی

چون آدم چیزی رو که نداره ، هیچوقت از دست نمیده !!!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

هرکی ارمنی بلده بخونه

( هیراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا)

هرکی هم ارمنی بلد نیست از آخر بخونه
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

.قلقلک دادن فرد مبتلا به اسهال مانند شوخی با اسلحه در حالت رگبار است

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
دل بی بهار روی تو خرم نمی شود

عاشق دریغ و درد که آدم نمی شود

گاهی نظر به بنده‌ی بی ریخت کن عزیز

چیزی ز خوشگلی شما کم نمی شود

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

سربازی واسه پسرا مثه حاملگی واسه زناست.

هر دو ظاهرتو خراب می کنه و هر کی میبیندمون میپرسه چند ماهته؟

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

و سال ها گذشت و ما هرگز نفهمیدیم که چرا زن را می گیرند ولی شوهر را می کنند

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوط می کنه... . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

غبار از چهره ی نازت بگیرم یک شب پرده از رازت بگیرم تو در چشمان من یک سیب سرخی خدا قسمت کند گازت بگیرم!!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

تو دنيا يکي هست که فقط به خاطره تو نفس ميکشه.....اونم دماغته


جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
به اندازه تمام سلولهاي بدنم دوستت دارم (از طرف يک تک سلولي) شوخي کردم ديونه تو که مي دوني نفس مني ( ازطرف يک مرده)

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

سلام ، واست کارت شارژ خریدم ، زحمت خراشیدنش با خودت!

|||||||||||||||||||||||||

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
یارو میره معدن
.
.
.
.
.
.
بقیش باشه بعدن!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

 اتل متل یه مورچه * قدم میزد تو کوچه

اومد یه کفش ولگرد * پای اونو لگد کرد

مورچه پا شکسته * راه نمیره نشسته * با برگی پاشو بسته

نمی تونه کار کنه * دونه ها رو بار کنه * تو لونه انبار کنه

مورچه جونم تو ماهی * عیب نداره سیاهی * خوب میشه پات الهی

آفرین کوچولو ، اینو حفظ کن فردا ازت می پرسم !
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

عهدی که با تو بستم هرگز گسستنی نیست * من مخلص تو هستم لازم به بستنی نیست
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

پيف... اه اه اه... چه بوي گندي... خفه شديم... چه خبرته؟ مگه چي خوردي؟
!حمييييييييييييد

.

.
تبليغ كنسرو لوبياي تبرك

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
از يه ديوونه ميپرسن چي شد ديوونه شدي ميگه راستش من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت.دختر زنم با بابام ازدواج كرد پس زن من مادر زن پدر شوهرش شد.دختر زن من پسري زاييد كه داداش من و نوه زن من بود پس نوه منم بود پس من پدر بزرگ داداشم شدم . زن من پسري زاييدكه زن پدرم خواهر ناتني پسرم و مادر بزرگ اون شد پس پسرم داداش مادر بزرگش بود و من خواهرزاده پسرم شدم
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
عاشقانه ترین حرف دوران نامزدی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اول تو قطع كن
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

یک دستگاه الاغ مدل بالا

تیپ قاطر

سم اسپرت

ارتفاع تا زانو

دارای کارت یونجه

مصرف صدی یه مشت علف !

گردن هیدرولیک

دزدگیر مجیک جفتک

پالان چرمی

بوق عرعر بلبلی

طوسی متالیک

فروشی محصول ۲۰۱۱ شرکت غضنفر  !
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

قلب من، دل من، خون تو رگهاي من، نفس من، جيگر من، خلاصه... همه وجودم درد مي‌كنه، بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

جات تو دلمه!
.
.
.
.
….
.
.
فقط جاتو خیس نکنی

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

خدا بعد از آفریدن غضنفر خندید چون غضنفر تا نیم ساعت به خدا میگفت مامان !

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن


میگن وقتی بارون بیاد قورباغه ها 10دقیقه زودتر می فهمند. قربونت یه خبر هم به ما بده لباسها رو از حیاط جمع کنیم.
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریکی است

نور را آفرید دید هیچ مشکل دیگه ای نداره زن را آفرید!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟
“سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز”
می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید
می گن اسم شاعر توی خود شعر هست
می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
معلم کلاس اول: اگه تو ۱۰ تا شکلات داشته باشی ۲ تاشو بدی به سمیرا..۳ تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
شاگرد: خوب معلومه ۳ تا دوســـت دختر جدید

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
به غضنفر میگن میتونی نقش یوسف رو بازی کنی ؟

میگه آره ولی نمیتونم پیشنهاد زلیخا رو رد کنم !
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

اگه فكر میكنی بی عرضه هستی؟اگه فكر می كنی به درد هیچ كاری نمی خوری !اگه فكر می كنی بی مصرف هستی!به خدا درست فكر می كنی!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

وقتی بوی تنت رو حس میكنم میفهمم كه چهار ماهه آب به تنت نخورده

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

میدونی بزرگترین آرزوی پاندا چیه؟

نه؟

خوب منم نمی دونم

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

حیف نون میره خونه دوستش بهش میگن جاتو بندازیم تو اتاق نی نی یا تو هال میخوابی ؟

بنده خدا میگه همون تو هال بخوابم بهتره!

صبح پا میشه یه د ختر میبینه میگه ببخشید شما میگه من نی نی ! ببخشید شما ؟

بنده خدا میگه من خر ! من الاغ ! من نفهم !!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

آخرین خبر از جهنم :

شیر آب دستشویی ها جفتش داغه !
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

گاهی وقتا اینقدر حواست به خودته و در آرزوهات غرق میشی که یادت میره یه نفر منتظرته تا
.
.
.
.
از دستشویی بیای بیرون!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
دردریاى عشقت شناکردم

،

،

،

،

،

،

ناگهان قورباغه اى دیدم فرارکردم

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
اگر دیدی جوانی بر درختی تكیه كرده

.

.

 بزن توی سرش جوون باید به خودش تكیه كنه
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

اون صورت مظلومت اون چشمای پراشکت ، اون نگاه پرخشمت منو یاد کسی میندازه که تو عروسی برنج گیرش نیومده.

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

از کلیه کسانی که به علت جهاد اقتصادی توانایی فرستادن اس ام اس را ندارند تک زنگ هم

پذیرفته می شود

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

قبلنا باباها ۷ تا دختر شوهر می دادن همشون هم خوشبخت می شدند..
الان: یه دختر را ۷ بار شوهر میدن آخرش برمی گرده خونه باباش
والاااااااا

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

شیشه ی پنجره را باران شست،
مونده شستن فرشا و پرده ها و گرد گیری اتاق ها و ..


جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

غضنفر میره ضریح مختار رو میگیره میگه دمت گرم عجب فیلمی بازی کردی!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

دوست دارم با تو بخوابم
من و تو تنها با هم بخوابیم
من بی تو خوابم نمی بره
با شلوار خوابم نمی بره
کجایی زیرشلواریم

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

می دونی رمز موفقیت چیه؟
.
.
برو پایین
.
.
به کسی نگی ها
.
.
اینه
.
.
۵۷۸۶۵۸۷۳۴۹۸۲۳۹۸۴۶۸۷۴۲۳۹۷۳۲۹۸۳۷۵۴۳۸۸۷۲۷۸۴
۳۴۵۹۴۳۱۸۵۹۶۳۴۵۸۷۳۷۵۱۰۹۸۵۳۸۷۶۳۸۹۱۵۷۶۸۳۶۵۳
۳۷۴۸۶۵۴۸۷۳۷۶۵۹۸۱۳۷۸۵۶۸۳۵۱۰۹۵۷۸۴۳۶۸۷۱۶۸۵
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که کسانی که در هنگام ریدن فکر میکنن
در هنگام فکر کردن میرینن !
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
گوزها بادهای رنج دیده ای هستند که پیچ و خم روده را طی کرده اند

و هنگام خروج فریاد آزادی سر میدهند !

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
زندگی مانند گیتاریست که گاهی نوای غمگین می نوازد و گاهی نوای شاد...

امیدوارم که گیتار زندگیت همواره بندری بنوازد.

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

وقتی وارد دلم شدی احساس کردم آتش در وجودم شعله ور شد
...
...
...

ای فلفل!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

خيلي پستي

.

.

.

.

 و بلندي بايد رفت تا به گلي چون تو رسيد…!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن


پیامک ، اس ام اس sms سرکاری توپ باحال

!از خدا پول خواستم بانک داد

درخت خواستم جنگل داد

اتاق خواستم خونه داد

حالا میترسم تورو بخوام بهم یه گله گوسفند بده!!!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
وقتی دیدمت دست و پامو گم کردم ، بدون هیچ حرکتی به هم خیره شدیم تا اینکه اومدی طرفم . من هم با تمام وجودم اسمتو صدا زدم .... سوسک .... سوسک .....

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
یه سوال برام پیش اومده ؛ شبها که میگن " بگیر بخواب " ، چیرو باید بگیریم ؟؟؟؟ بی خیال حالا بگیر بخواب !!!!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
بی مرام چرا دیگه به من اس ام اس نمیدی ؟؟؟ ( به زودی در سینما های سراسر کشور )

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

دوست داشتم جیگرتو بخورم اما حیف باید تا عید قربان سال دیگه صبر کنم.

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
یه باغ گل رز با یه سبد ستاره میدم بهت ببر سر چهار راه بفروش سودشم نصف نصف.

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
هنگام نوشیدن آب سه تا بسم الله بگویید زیرا در آب سه تا جن هست . دو تا هیدرو جن یکی اوکسی جن
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

حیف نون داشت گریه می کرد. باباش پرسید چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدونی!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

یه آدم لنگ با کشتی میره سفر، وقتی برمی گرده، می پرسن: سفر خوب بود؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم. چون هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

از حیف نان می پرسن صورتی چه رنگیه؟ می گه قرمز یواش.

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
آقاهه سخنرانی می کرده، می گفته ما اسراییل رو می گیریم، اروپا رو می گیریم، آمریکا رو هم می گیریم. یه نفر بلند می شه می گه: اگه یه کم دیشتو بخوابونی Arab Sat رو هم می گیری.

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

حیف نان با دوست دخترش تو ماشین بودن میبینه جلوتر ایست بازرسیه! قبل از ایست بازرسی به دوست دخترش می گه: تو از ماشین پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم. بعد از ایست بازرسی دختره یادش میره بگه تجریش میگه: ونک حیف نان میگه شرمنده!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت: معاف، به دلیل ضعف جسمانی. پسر لاغر با خوشحالی گفت: آخ جون! فوری می‏رم زن می‏گیرم. دکتر نوشت: و همچنین ضعف عقلانی…

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
حیف نان می ره استادیوم جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه می کرده. بهش می گن چرا فوتبال نگاه نمی کنی؟ می گه: دنبال کلمه زنده می گردم

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
پلیس به حیف نان: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! حیف نان: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

بسیجیه می خواسته به دختره متلک بگه. می گه خوشگل نمازتو خوندی؟

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
غضنفر کارت عابر خودشو میندازه تو ضریح امام رضا


میگه یا امام رضا حاجتمو بده تا رمزشو بگم !!!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

حیف نون می خواسته نماز بخونه، میگه:

الحمدلله رب العالمین… خدایا! سرتو درد نمیارم… ولاالضالین

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
قبل از اینکه کسی درب دلتو بزنه

آیفون قلبت رو تصویری کن !

چون اگه بیاد تو و بشینه دیگه نمیشه بیرونش کرد !

مهمان حبیب خداست !

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
خر و گاو دعواشون میشه- خره میره رو دیوار مینویسه: گاو خر است
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

غضنفر از باجه تلفن میاد بیرون
یکی بهش میگه سالمه ؟
غضنفر میگه سالمه ولی آفتابه نداره
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
اولی: با عمویت کجا می روی؟
دومی: او را می برم فروشگاه محله مان؛ چون آن جا نوشته «خرید برای عموم آزاد است!»

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

شعار انتخاباتی یک لر

1- انتقال برج میلاد به خرم آباد

2- لوله کشی نوشابه به درب منازل

3- افزایش امامزاده ها به سه برابر

4- مسقف کردن کل شهر

5- احداث اتوبان خرم آباد به نیویورک

6- افزایش شبهای جمعه
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

آمازون با تمام درختاش… آسمون با تمام ستاره هاش… دنیا با تمام آدمهاش… بارون با تمام قطراتش خلاصه اگر همه رو با هم جمع کنی، خیلی می شه!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن

فردا ماه گرفتگی شروع می شه. اگر منو گرفتن، تو مواظب خودت باش!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
پیامک غضنفر به دوست دخترش :

مهم نیست که قشنگ نیستی  قشنگ اینه که مهم نیستی !!!

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
ببخشید از شرکت گاز مزاحمتون میشم میشه یک گاز از لپتون بگیرم

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
سلام ، ببخشین مزاحم میشم
میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده !!!؟

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
غضنفر با نامزدش میره کافی شاپ گارسون میاد میگه:چی براتون بیارم؟دختر خانوم میگه:دو تا کافه گلاسه لطفا غضنفر میگه:دو تا هم واسه من بیارین.

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
همیشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش !

که مردم همه چیزشان را به تو نشان دهند !!!
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
حیف نون بعد از دعوا و جر و بحث با خانمش:
اگه بخاطر یارانه ها نبود تا الان میکشتمت !
جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
غضنفر هندونه میبره سر قبر باباش برای خیرات ، پارش میکنه میبینه سفیده !
میگه ری.دم تو اون روحت با اون شانست !

جوک،اس ام اس سرکاری،خفن
جوک و اس ام اس خنده دار

غضنفر می خواسته بره مکه تو خونه قرآن نداشتن از زیر کتاب علوم رد می شه!!
جوک و اس ام اس خنده دار

لبخندت را به هر قیمت خریدارم !شوخی کردم نخندیا !!۱۰۰۰تومن بیشتر ندارم.
جوک و اس ام اس خنده دار

از اداره ثبت مزاحمتون میشم ناز نگاهتون تو دل ما ثبت شده میای سند بزنی؟؟
جوک و اس ام اس خنده دار
سر كلاس آيين نامه نشسته بودم
سرهنگ گفت كي ميدونه كجا دور زدن ممنوعه؟
يكي دستشو بلند كرد و گفت تو"رفاقت
جوک و اس ام اس خنده دار

انا الله و انا اليه راجعون!!

فرستنده اين اس م اس كشته مرده شماست

جوک و اس ام اس خنده دار
طرف ، پیاز سرخ میکنه بوی ماهی بره؛ بعد اسفند دود میکنه بوی پیاز بره؛ بعد پنجره باز میزاره بوی اسفند بره ! تازه کلی هم خوشحاله از این ابتکارش !
جوک و اس ام اس خنده دار
عاشق شوید قهر کنید.... لاغر می شوید .... صد در صد طبیعی ! بدون عوارض! همراه با درد و خماری !:
جوک و اس ام اس خنده دار

انقد این خودروسازهای محترم زحمت کشیدن موتور این ماشینو گذاشتن رو بدنه اون مال اونو گذاشتن رو این دیگه آدم بنز هم میبینه شک میکنه که نکنه موتورش سمند باشه
جوک و اس ام اس خنده دار
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال
 
 
یکی از مزایای پسر بودن اینه که هرچقد دلت خواس میتونی گریه کنی
آخرش دستتو محکم بمالی به چشمت
هیچچچچی نمیشه!
نه ریمیلت پخش میشه نه سایه ات بهم میریزه
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال

همیشه می گن شکست مقدمه پیروزیه
نمی دونم پس من کی از دور مقدماتی صعود می کنم ؟
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال

از بین تمام گره هایی که تو زندگیم داشتم
فقط تونستم گره هندزفری رو باز کنم
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال

احترام پدرم به حریم خصوصی به این صورته که اول در رو باز میکنه

بعد طی همون فرایند باز شدن در همزمان چند ضربه ای هم به در می زنه
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال

دارم به این فکر می کنم که

آﺩﻡ می تونه ﯾﻪ ﺯﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﮕﯿﺮﻩ

ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ

ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﻗﻄﻌﺎﺗﺶ ﺭو ﺑﺪﻩ

ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺍﺭﺯﻭﻧﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال

توی دروازه! گل رو لیونل طلایی میزنه!!

حیفه که به این بازیکن بگیم مسی!!!

[سرهنگ علی‌فر - گزارش بازی آرژانتین برزیل]
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال

داداشم نوجوون بود میرفت باشگاه کونگ فو و کشتی, منم اون موقه ها بچه بودم
هر وقت که تو باشگاشون یه فن جدید بهشون یاد میدادن میومد تو خونه رو من اجرا میکرد
منم به ازای هر فن پول میگرفتم
یعنی از کوچیکی من با این سختی پول درمیاوردما !
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال

عکاس به مشتری : دوست داری عکستو را چه طور بندازم؟
مشتری: مجانی!
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال
وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه !

جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال
قدیما یه آفتابه های مسی بود پرش که میکردی اینقد سنگین میشد تا میومدی ورش داری دوباره میر.ی.د.ی !
جوک و اس ام اس باحال و جدید جوک اس ام اس جدید باحال

اوّلی: «اگر گفتی چرا وسط قرص خط دارد؟»

دوّمی: «برای اینکه اگر از گلو پایین نرفت، آن را با پیچ گوشتی بپیچانیم!»



اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری

هر گاه عاشقانه دست دختري را گرفتم خر شدم..
آنقدر که در من هراس خر شدن هست، در خود خر نيست
اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری
میدونی فرق رفاقت با قیافت چیه !؟؟
رفاقت پنچ حرف داره ، اما قیافت حرف نداره
اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری
بدجورى تو دلم نشستى،
پاشو درست بشين
اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری
مثل سنگ توالت صاف و بي شيله پيله باش تا مردم هرچي تو دلشونه برات خالي کنن ...
اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ

ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺁﻧﺘﻦ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺭﻓﺖ

ﻣﻦ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ… ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ:

ﻫﯽ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ ﻧﮑﻦ ﺍﺻﻼ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ
اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری
ﯾﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﺷﯿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﯿﺪﺵ ﻣﺎﻟﻪ ﻓﺮﺩﺍﺱ!!

ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭﻣﺶ ﯾﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺗﻮﻟﯿﺪشه؟

اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری

والا ما ۴ سالمون بود دستمونو گاز میگرفتیم

که جاش بمونه شبیه ساعت مچی بشه

به قدری کیف میکردیم انگار ساعت سواچ دستمونه

 اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری

الان بچه ۴ساله از باباش gallexy note II میخواد

بعد ما یه فامیل داشتیم اسم بچش رضا بود

تا ۱۲سالگی هرکی میگفت سکوت علامت رضاست من فکر میکردم علامت اونه

اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری

چرا از همون ماده ای که تو شامپو بچه استفاده میکنن

که چشمو نمیسوزونه تو شامپوی ماها استفاده نمیکنن؟

چش ما چش سگه !؟

اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری

یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه ، ازش یه غول اومد بیرون

.

بهم گفت آرزو کن

.

گفتم یه خونه میخوام , گفت خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم !!؟؟

اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری

اومده بودن خواستگاریم میگم من فعلا میخوام درس بخونم…

.

میگن یعنی حالا حالا ها طول میکشه؟

.

میگم پ ن پ ده دیقه صب کن همین دو صفحه هم بخونم بعد

اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری

قلمراد میره دندون پزشکی میگه:آقای دکتر همه دندونام رو بکش

جز اونی که درد می کنه.دکتر میگه:چرا؟

.

قلمراد میگه بذار مثل سگ تنها بمونه

اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری
من بچه بودم آرزو داشتم مادربزرگم بزاره دستگیره چرخ خیاطیش رو یه دور بچرخونم !

.

یه همچین آدمی قانعی بودم من !!!
اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری

واقعا شانس آوردیم بیشتر بیماریها رو اون اوایل خارجی ها کشف کردند

.

و اسم خودشونو گذاشتن روش وگرنه مثلا بجای پارکینسون

.

باید میگفتیم مرض کامبیز یا تب اقدس یا درد حاج مرتضی وبرادران به غیر مجتبی

جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-
جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-
جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-
جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-
جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-
جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-جوک باحال-

اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-اس ام اس-
اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری
-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری-اس ام اس عاشقانه،عاطفی،جوک سرکاری


برچسب‌ها: جوک, اس ام اس, جوک اس ام اس سرکاری, جوک جدید92
+ نوشته شده در  92/03/01ساعت 23:2  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

چه کسی شهید است؟!!!

سلام و درود بر روح پاک شهداي اخير کويته ي پاکستان
همانطور که ميدانيد در اين اواخر سلسله انفجارهاي در کويته روي داد که در پي آن صدها نفربيگناه کشته و مجروح شدند.
نگاه کوتاه به رسانه هاي دولتي ايران در قبال اين گونه حوادث در جهان اسلام
بسيار ساده مي گويم:
وقتي يک نفر در فلسطين کشته مي شود،در رسانه هاي ايران اورا شهيد اعلام مي کنند
اما وقتي خبر از کشته شدن بيش از هشتاد نفر در کويته را مي گويند،فقط مي گويند کشته شدند و يامي گويند جان باختند،پس از هر بار انفجار در کويته گروه خاصي آنرا بر گردن ميگيرد ،اما رسانه هاي ايران همواره از بردن نام اين ترورستها خود داري ميکنند.نبردن نام گروه اين ترورستها در رسانه هاي ايران چه دليلي خواهد داشت؟...دشمني با امريکا؟!!!واقعا دور از ذهن است.
حال به نظر شما در مذهب شيعه آن فلسطيني که به گفته خود حاکمان شيعي ايران،از هرجهت دين آنها کامل نيست،شهيد واقعي است،يا هزاره هاي بي دفاع شيعي که در کويته پاکستام مظلومانه به شهادت مي رسند؟
حال بگذريم از اينکه فلسطيني هاخود شان نيز در حال مبارزه و جنگ با اسرائيل است و در جنگ ممکن است طرفين کشته شوند؛در حال که هزاره هاي کويته با هيچ گروه،حزب،يا نهادي در جنگ نيست و فقط ميخواهند با فرهنگ و مذهب خود شان زندگي کنند همانطور که بقيه مردم جهان زندگي مي کنند.

پانوشت:
بنده هيچ نوع تعصب مذهبي و ديني ندارم


برچسب‌ها: کویته, شهید, هزاره, ترورست, ایران
+ نوشته شده در  91/12/03ساعت 23:11  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

بدون عنوان!

در جهان هیچ انسانی نیست که کلیدش را گم نکرده باشد(البته اگر کلید داشته باشد!) و هیچ دری هم نیست که با گم شدن کلیدش دیگر باز نشده باشد.
برچسب‌ها: کلید, در
+ نوشته شده در  91/09/26ساعت 22:29  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

یک سوال سخت!

به نظر شما اگر یک شب از سرشب تا صبح باران ببارد نفعش بیشتر است یا به جای باران پول ببارد؟

فقط از بُعد اقتصادی بسنجید و نظر بدهید.


برچسب‌ها: باران, پول, شب, صبح
+ نوشته شده در  91/08/13ساعت 19:10  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

مهاجرین محترم افغانستانی!لطفا بی گدار به آب نزنید!

بنده هم با تحقیقاتی که انجام دادم،گفته های مطالب زیر را تاید می کنم و اگر شما هم می خواهید کاملا شک تان برطرف شود به این آدرس(http://www.immi.gov.au/ )که مربوط به پناهدگی در استرالیا است مراجعه کنید.

نزدیک به سی و چند سال است که مهاجرین افغانستانی در کشور ایران زندگی می کنند و در این مدت آنقدر زجر کشیدن که حال با کوچکترین امید رهای بخش(حتی اگر دروغ باشد)بی گدار به آب می زنند. و اینجاست که سودجویان به فکر طرحی برای پرکردن جیب های شان می افتند.

شایعه ی رفتن به استرالیا مثل قصه ی یوسف و زلیخا می ماند که زلیخا با شنیدن خبر آمدن یوسف،حتی اگر این خبر دروغ هم بود،به نقل کننده هدایای گران قیمتی را پرداخت می کرد.داستان ما مهاجرین که در تهران هستیم از آنجا با این قصه مشابه است که زلیخا عاشق یوسف بود و ما عاشق رهایی!...


برچسب‌ها: فرم ثبت نام مهاجرین افغانی برای پناهدگی در استرالی, سوئید, فنلاند, کانادا, مهاجرت به استرالیا
+ نوشته شده در  91/07/06ساعت 21:50  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

نشست سران جنبش عدم تعهد یافقرا؟

این روزها در تهران برای نشست سران عدم تعهد که متشکل از ۱۲۰کشور است،کلی هزینه کردن و شهر را برای چند روز تعطیل کردن تا سران در ارامش کامل! مذاکره کنند.

شما فکر می کنید این همه سر!در مورید چه چیز باهم مذاکره می کنند؟ بلی درست است بیشتر در مورید چانه زنی های سیاسی

اما من به عنوان خودم!به این سران که به گفته خود شان ۷۰درصد از نفت جهان و همچنین بزرگترین معادن طلا و الماس و خیلی چیزهای دیگر در اختیار دارند،پیشنهاد میکنم که به جای چانه زنی های سیاسی بهتر است که به فکر حل مشکلات اقتصادی مردم خود باشید.سران محترم ! تاحالا اصلا فکر کردید شما که این همه سرمایه خدادادی در اختیار تان است ،چرا مردم و دولتهای تان این قدر فقیر است؟

شاید بگویید این طور نیست اما چیزی که عیان است نیازی به بیان ندارد.در بین این ۱۲۰ کشور شاید ۳-۴کشور عربی وضعش کمی خوبتر باشد بقیه کلا کشورهای عقب مانده و فقیر هستند که شاید مدریت نادرست شما سران باعث شده باشد که این مردم این همه فلاکت زده باشند.

راه حل چیست؟من فکر میکنم راه حل را باید در شیوه ی زندگی سنتی مردم و فرهنگ نادرست و همچنین مدریت اشتباه جستوجو کرد.بیشتر مردمانی که در کشورهای عضو(عدم تعهد)زندگی میکنند،زندگی و فرهنگ شان براساس حدس و گمانها و خرافات شکل گرفته است که مدریت سران شان هم نشعت گرفته از همین فرهنگهای نادرست است که لازم به باز سازی و مدرنیته شدن دارد.شما فکر نکنید که غربی ها همین فرهنگ امروزی را از صدها و هزاران سال پیش داشتن،نه آنها وقتی فهمیدند که نمیشه با فرهنگ قدیمی زندگی خوب و پیشرفت داشت،فرهنگ جدید و مدرن برای خود ساختند که امروز ثمره اش را می بینند.

خلاصه کلام حرفم زیاد نشود و هم این که رنگ و بوی سیاسی به خود نگیرد،بیش از این دیگه چیزی نمی گویم امیدوارم خود سران!سر عقل بیایند.


برچسب‌ها: عدم تعهد, فقر, جنبش, نشست تهران, ایران, افریقا, امریکای لاتین, آسیا, انرژی, طلا, الماس
+ نوشته شده در  91/06/10ساعت 0:35  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

چرندیات اکادمی تعصب غوغانستان!

انتحار،انفجار،قتل،طالبان،آدم کشی،غارت، تجاوز،خشخاش!

برای فارسی زبانهای خارج از افغانستان: شما با شنیدن این کلمات که در بالا ذکر شده به یاد کدام کشور می افتید؟

در سته افغانستــــــــــــــــــــــــــــــــــان

برای افغانستانی ها : هموطنان عزیز افغنستانی شما با شنیدن این کلمات به یا کدام قوم می افتید؟

بلی نظر شما هم درسته قوم پشتــــــــــــــــــــــون

اما می دانید همین قوم که فعلا نه تنها افغانستان بلکه تمام جها ن را بگند کشیده چه چرندیات را بنام اتیوگرافی اقوام غیرپشتون افغانستان به چاپ رسانده؟

اینها همه خصوصیات خود را از خودشان پاک کرده و در روز روشن به قوم هزاره چسپانده که خیلی خنده آور است

خودشان را که مکتب سوزی و بریدن بنی دختران یکی از رایج ترین کر شان است با هوش و با علم دانستن

مثلا در جای از این کتاب اینطورنوشتن: مردم شریف پشتون در ولایت پکتیکا زیورالات زنان خود را فروختن و یک مکتب ساختند.....

اما در جای دیگر از این کتاب نوشته شده: مردم هزازه لجوج ،بی علم ،بی عقل ، بی فرهنگ و .....هستند.

و در جای دیگر از این کتاب آمده است:زنان هزاره مو ندارن!مردان هزاره ریشهای خودرا نمیتراشند!کله ی هزاره بزرگ استت!.....

کدام عقل باشد که این چرندیات را باور کند.


برچسب‌ها: انتحار, انفجار, قتل, طالبان, آدم کشی, غارت, تجاوز, خشخاش
+ نوشته شده در  91/04/06ساعت 23:25  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

ترو خشک بودن جنگل!

ضربالمثل"جنگل تروخشک داره"را تقریبا همه ی ما فارسی زبان ها شنیدیم،هرگاه صحبت از بد بودن یا خوب بود یک جامعه یا گروه میشه،منتقدا فورن این ضربالمثل را پیشکش می کنند؛اما اگر کمی معقولانه به این ضربامثل فکر کنیم همچون هم به جا و منطقی نیست.

بلی این درست است که جنگل ترو خشک دارد اما تا حالا به کم و یا زیاد بودن تروخشکی جنگل فکر کردید؟!!!

این هم درست است که در همه جوامع و گروه های انسانی افراد همه یک دست یا خوب و یا بد نیستند ولی در بعض جوامع مثل جوامع اروپای غربی ،امریکا و بعضی از کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا خوب بودن فرهنگ سازی شده و بد بودن به حد اقل رسیده است؛درست برعکس کشورهای مثل افغانستان،ایران وحداکثر کشورهای عربی که در این کشورها بد بودن فرهنگ سازی شده و آدم های خوب بسیار کم است.

 


برچسب‌ها: جنگل, تر, خشک, امریکا, ایران, افغانستان, خوب, بد, فرهنگ, جامعه
+ نوشته شده در  91/03/30ساعت 21:32  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

حقوق بشر به سبک غرب!

آدم نمیداند به حرف چه کس یا کسانی اعتماد کند و حرفش را بیشتر باورکند،حال این که طرفها هیچ کدام با مدرک و مستند حرف نزنند.

این روزها کمو بیش همه ی مان شاهد درگیری های داخیلی در کشورهای همچون سوریه وبحرین هستیم؛اما دراین میان کشورهای دیگر برای طرفهای دعوا چه نرخهای که تعین نمی کنند!

کشورهای مثل امریکا و هم نظرانش و همچنان رسانه های وابسته به آنها به شدت دولت سوریه را متهم به قتل عام شهروندانش می کنند بدون اینکه یک نظر به ترورستهای خطرناک همچون القاعده بیندازند که برای سرنگونی دولت بشار اسد از هیچ کاری دریغ نمی کنند حتی کشتن اطفال و زنان و رهگذران بی گناه!

اما وقتی عده ی میخواهند بدون سلاح و خشونت اعتراض خودرا ازبی عدالتی های دولت بحرین اعلام کنند؛ماجرا برعکس می شود و این کشورها و رسانه های وابسته به آنها از دولت نامشروع بحرین حمایت کرده و از کشتار و سرکوب مردم توسط دولت،هیچ حرفی به میان نمی آورند.این در حال است که کشور سوریه جمهوری و بحرین پادشاهی مطلق میباشد!حال قضاوت با شماست.

پانوشت:
به عرض خوانندگان برسانم که من هیچ نوع تعصب مذهبی ندارم و طرف دیگر دعواوحامیانش را هم پاک و بی گناه نمیدانم


برچسب‌ها: سوریه, بحرین, درگیری, امریکا, رسانه, القاعده
+ نوشته شده در  91/03/15ساعت 19:43  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

نوروز باستان

مراسم جشن نوروز هنوز هم در کشورهای مانند:افغانستان،جمهوری آذربایجان و تاجیکستان کموبیش به شکل گذشته اش برگذار میشه.مثلا شکستن تخم مرغ،رقصیدن دور آتش،مسابقات کشتی پهلوانی و...

اما در کشور ایران از جشن نوروز فقط سفره هفت سین باقی مانده است.در کشور ایران دیگر از سنتهای نوروزی خبری نیست.آنچه را شما در ایران در ایام جشن نوروز می بینید فقط خرید کالا است و رفتن به زیارتگاه ها که فکر نکنم با نوروز باستان هیچ پیوندی داشته باشد.


برچسب‌ها: نوروز, عید, باستان, افغانستان, ایران, تاجیکستان, آذربایجان, سفره هفت سین, آتشبازی, زیارتگاه
+ نوشته شده در  91/01/03ساعت 12:6  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

دوستان سال نو و جشن نوروز مبارک!

دوستان سال نو و جشن نوروز مبارک!

(خواستم بنویسم عید نوروز ، چون "عید" واژه عربی است،نخواستم به نوروز خیانت کنم!)

به نظر شما چهره ، نوع آرایش مو و پوشش این زن را که در تصویر می بینید،به کدام گروه و قوم از ایران یا افغانستان بیشترین شباهت را دارد؟صادقانه قضاوت کنید.


برچسب‌ها: نوروز, عید, باستان
+ نوشته شده در  91/01/01ساعت 1:18  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

گپ از گپ می خیزد!

آقای بنام مسکین یار در شبکه تلویزیون آریانا داشت در باره نسل کشی های چند قرن اخیر صحبت میکرد؛ایشان تمام قتلعام های که در عالم اتفاق افتاده را یادکرد جز قتل عام هزاره ها توسط عبدالرحمن خان و طالبان،نکته ی جالبش اینجاست که ایشان قوم پشتون را یکی از اقوام خاند که در قرن 21 مورید نسل کشی سربازان خارجی و دولت افغانستان قرار گرفته است.ایشان میگفت :{حالا که جهان دارد به سوی یک دهکده کوچک شدن به پیش میرود،چرا مردم افغانستان روز به روز تعصبی تر می شود.} این به اصطلاح روزنامه نگار افغان در حال این حرفها را میزد که خودش هنوز نتوانسته از جلد پشتونزم بودنش برون بیاد.ایشان که خودش را یک روشنفکر میداند،هنوز نمیتواندتحمل کند که مردم هزاره هم یکی از اقوام کشور بنام افغانستان است که توسط همین پشتونهای متعصب چندین بار قتلهام شدن
این در حال است که در هیمن قرن 21 که دوره دموکراسی است و همه سران اقوام افغانستان باهم تفاهم نامه امضا کردن که هر فرد افغانستانی از هر گروه و نژاد که باشد،باید باهم حقوق برابر داشته باشند هم مردم هزاره همواره مورید تجاوز پشتونها قرار می گیرند و هر سال دها نفر از مردم هزاره توسط همین پشتونهای به اصطلاح مظلوم! کشته می شوند.حالا اینش بماند که دالرهای هنگفت که از خارج وارید افغانستان می شود را در مناطق پشتون نشین به مصرف می رسانند؛در حالکه در هزارجات هنوز کودکان داخل خیمه درس میخوانند.آقای مسکین یار!شما دموکراسی و حقوق بشر را چگونه معنی می کنید؟!!!


برچسب‌ها: نسلکشی, حقوق بشر, دموکراسی, پشتون, هزاره, عبدارحمن خان, طالبان
+ نوشته شده در  90/12/25ساعت 16:7  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

هفدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری گرامی باد!

هفدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری گرامی باد!


برچسب‌ها: رهبر, شهید, مزاری, شهادت
+ نوشته شده در  90/12/23ساعت 20:0  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

پیامد جعل تاریخ در ایران

آخرش نفهمیدم این ایرانی ها نادیده هست یا خودشان را به نادیدگی میزنند

این چندمین بار است که با تعجب از من پرسیدن که شما چرا این قدر فارسی خوب حرف میزنی،زبون مارا از کی یاد گرفتی!!!

آخر یکی نیست به اینها بگوید که بابا زادگاه زبان فارسی در افغانستان بوده،نه ایران(البته منظورم ایران امروز است)

آخر تو که خودت فارسی را با لهجه ترکی صحبت می کنی یکی نیست که بیگه چرا اینقدر خوب فارسی حرف می زنی؟!!!!


برچسب‌ها: جعل, تاریخ, زبان, فارسی
+ نوشته شده در  90/12/09ساعت 22:24  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

حرف تازه

سلام و عرض ارادت خدمت همه ی آنهای که در نبود من از وبلاگ هزاره پیوند بازدید کردن و شاید هم به یاد من افتادن!

و تشکر ویژه دارم از آقای شیرمحمد حیدری برادر ارجمندم که گه گاهی در نبود من وبلاگ هزاره پیوند را بروز کرده است.

وبلاگ هزاره پیوند در مدت این چهار سالی که از راه اندازیش میگذرد،بنابر راهی که انتخاب کرده بود(ایجادرابطه مجازی بین هزاره)بسیار از قومای عزیز هزاره را بهم رسانید و کم وبیش وظیفه ی خود را(البته با کمک دوستان) در حد توان به انجام رسانید؛اما اکنون با وجود آمدن نرم افزار های جدید مثل فیسبوک و...بسیاری از مردم هزاره به راحتی با همدیگر در فضای مجازی پیوند می خورند.از این رو وبلاگ هزاره پیوند دیگر از فعالیت عمومی خود باز خواهد استاد و به شکل شخصی مقالات و پیامهای خودرا نشر خواهد کرد.

با تشکر:محمد سعیدی

+ نوشته شده در  90/11/09ساعت 0:3  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

کتابخانه مجازی هزارستان آغاز بکار کرد

باسمه تعالی

کتابخانه مجازی هزارستان

آغاز بكار كرد

 

 

به اطلاع علاقه مندان و فرهنگیان هموطن میرساند: با خواست و عنایت خدای متعال،کتابخانه مجازی هزارستان در دنیای وب راه اندازي شد. در این سایت تلاش مي گردد تا منابع عمدۀ مربوط به افغانستان شناسی، به ويژه منابع مکتوب تاریخی، فرهنگی، ادبی،دینی،علمی، اجتماعی و سیاسی مرتبط با جامعۀ هزاره را به صورت متن آنلاین و قابل دانلود، در اختیار علاقه مندان قرارداده شود.

متاسفانه امروزه جمع زیادی از جوانان و نوجوانان ما، چه از قشر تحصیلکرده و دانشجو و چه از اقشار دیگر، از پیشینۀ تاریخی و فراز و فرود های زندگی سیاسی- اجتماعی جامعه و مردم خود معلومات چندانی ندارند. بدون شک، یکی از عوامل مهم این مسئله، کمبود منابع است و بدتر اینکه آنچه نوشته شده و انتشار یافته نیز بسیار اندک و کمیاب و نایاب است. وبسایت کتابخانه مجازی هزارستان، با انتشار وسیع و رایگان منابع موجود، تلاش خواهدکرد تا قدم کوچکی برای پر کردن این خلاء و رشد آگاهی تاریخی و فرهنگی جوانان ما بردارد.

سایت همچنین در نظر دارد نشریات، مقالات، پژوهشها و پایاننامه های نویسندگان هموطن را در زمینههای مختلف گردآوری نموده، در اختیار علاقه مندان قرار دهد. بدیهی است که عمق و وسعت فعالیت ما بستگی تام و تمام به حمایت و مشارکت فعال افراد دلسوز و متعهد دارد. لذا از همه دوستان علاقه مند دعوت به همکاری می نماییم. این همکاری میتواند شامل ارسال کتابهای کمیاب و نایاب، ارسال فایل word یا PDF کتابها، مقالات، مجلات و نوشته های خود شما یا مجموعه و مؤسسۀ شما باشد.

ادرس سایت: www.hapdf.com

ایميل : info@hapdf.com

----------------------------

ازشانزدهمین سالگردشهادت رهبر شهید استاد مزاری(ر)درپاکدشت تهران تجلیل شد - سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
تجلیل از شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری(ر)در سراسرجهان - پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389
مهاجر - یکشنبه نوزدهم دی 1389
مهاجرین افغانی اولین قربانیان طرح هدفمند کردن یارانه ها در کشور ایران - سه شنبه هفتم دی 1389
اصلاح اقتصادی ایران،مرگ خاموش مهاجر افغان! - پنجشنبه دوم دی 1389
400 هزار كودك مهاجر درایران از درس محروم شد - جمعه نوزدهم آذر 1389
بامیان به روایت تصویر - چهارشنبه دهم آذر 1389
گل بخت - سه شنبه دوم آذر 1389
بررسی افغانستان از زاویه ی دیگر - جمعه هفتم آبان 1389
شدم عاشق سه صاد وجودت - سه شنبه بیستم مهر 1389
ایران و افغانستان ازدیدگاه دیگر مردم جهان - دوشنبه دوازدهم مهر 1389
چشمه ی قبرستان - یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
هزاره های کویته روز قدس را باخون خود گرامی داشت! - شنبه سیزدهم شهریور 1389
بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389 - چهارشنبه دهم شهریور 1389
درس های امام حسن برای جامعه ی هزاره - شنبه ششم شهریور 1389
وبسایت غرجستان - شنبه سی ام مرداد 1389
همه ای ایران، سرای من است! - یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسس شده "غرجستان" - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟ - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
شكايت نامه - شنبه دوم مرداد 1389
قابل توجه اتباع افغاني فاقد مجوز اقامت در ایران - شنبه دوم مرداد 1389
اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند: - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
ميزان اشتغال اتباع بيگانه در ايران، 1.5 ميليون نفر - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
نامۀ پيشواي عدالتخواهي رهبرشهيد استاد عبدالعلي مزاري (ره) به مركزفرهنگي نويسندگان افغانستان! - پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389
مهاجرین افغانی مقیم ایران، در انتظار ((آزمون)) دیگر! - یکشنبه بیستم تیر 1389
بیانیه ی حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
دو کلمه حرف حساب - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تخــــریب از نوع درجه: D - سه شنبه پانزدهم تیر 1389
وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟! - جمعه یازدهم تیر 1389
كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است - سه شنبه هشتم تیر 1389
فاصله اسلام ومسیحیت! - چهارشنبه دوم تیر 1389
شبکه تلویزون«راه فردا»ماهواره ی شد - دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دوجنایت ودو واکنش! - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر - دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
منابع قدرت دربدست آوردن رای اعتماد - جمعه بیست و یکم خرداد 1389
جمهوري سكوت اين روز ها به يك سایت كوچك وكم بننده تبديل شده است . - سه شنبه هجدهم خرداد 1389
ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز! - دوشنبه هفدهم خرداد 1389
قطعنامه صلح یا آغاز جنگ! - شنبه پانزدهم خرداد 1389
غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها! - پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389
بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران در واکنش به جنایات کوچی ها - سه شنبه یازدهم خرداد 1389
بعد از بهسود ناهورراانتخاب کردند! - دوشنبه دهم خرداد 1389
بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان - دوشنبه دهم خرداد 1389
خروج کوچی ها از بهسود و دایمیرداد و پایان تحصن نمایندگان هزارستان - شنبه هشتم خرداد 1389
دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر" - پنجشنبه ششم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری (ره) مبارک باد! - چهارشنبه پنجم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد! - سه شنبه چهارم خرداد 1389
حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته - سه شنبه چهارم خرداد 1389
نمای از آخرین وضعیت بهسود و دایمیرداد-شرح تصویری - سه شنبه چهارم خرداد 1389
تظاهرات در لندن در حمایت از مردم بهسود-به روایت تصویر - دوشنبه سوم خرداد 1389
مراسم هفدهمین سالگرد شهادت شهید محمد کبیر (مجیب) وبرادر شهیدش احمد گل - یکشنبه دوم خرداد 1389

+ نوشته شده در  90/02/06ساعت 0:2  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

رقص هزارگی

درآمد

دکتر حفیظ الله شریعتی(سحر):

به یاد بیاوریم روزی را که در دامنه های کوه بابا در هزارستان بزرگ هنگام شكار آهوی كلان و فربه چنان، شادي و خوشي به تك تك افراد شکارچی هزاره، مردان و زنان طایفه و خاندان ها روي آورد كه همگي، خواه نخواه،‌ بجست و خيز برخاسته، هنگامه ای از شادی سر دادند و دست يكديگر را گرفته، بگرد آنچه بدست آورده بودند، به پايكوبي و دست افشاني پرداختند، و چمان و چرخان دایره وار بچرخیدند. در همين جست وخيزها، شادی ها و پايكوبي‌های همگاني بود كه از يك نواختي و هماهنگی جنبش‌ها و جستن آن ها «‌ضرب» و «وزن» (ريتم) پديدار گرديد. موسیقی طبیعی و ریتم تند و آرام زاده شد و کلام موزون جای نثر طبیعی زبان را گرفت. این ضرب و وزن نخست با چک چک کردن، چکی چکی( كف زدن) نواختن دست ها به هم و كوبيدن دو چوب بيكديگر، زدن دو سنگ به هم دیگر و بازی با شمشیری که با آن شکار را از پا در آورده بودند و در پایان با زدن كنده‌هاي توخالي، دمیدن بر نی و طبل و دهل در یک هماهنگی بزرگ ‌توالي و توازن را به وجود آورد که ریشۀ نخستین رقص هزارگی است.

در این رقص ‌همه بخش ها و اندام هاي تن انسان هزاره ‌از سر و گردن و سينه، پشت و سرين و پاها، بازوان، دست ها و انگشتان و عضله‌هاي چهره و چشم، ابرو و مو، همه ببازي گرفته مي شد. در نتیجه ای هماهنگی زبان متوالی بدنی بود که رقص و بازی زاده شد و از آن، منظور و معني هاي ويژه‌يي رخ برکشید که می توان از آن میان: از آیین های عبادی، دعا، نیایش، ورزش، رقص و شادی و پایکوبی را نام برد.

باری انسان هزاره بر اساس نهاد خود و بر پاية سرشت طبيعي خويشتن، هنگام احساس شادي و خوشحالي فراوان، پس از آنکه در اندام هاي خود حركت و جنبشي حس مي کردند بي اختيار به جست و خيز مي پرداختند و فريادها و قهقه‌های شادمانه از ته دل بر مي كشیدند، که امروزه به آن رقص و در گویش هزارگی بازی می گویند. زیرا انسان های امروزی این جنبش ها و جست و خيزهاي سرشتي و انفرادي را که بیشتر با فريادهاي ناشي از نشاط و سرور همراه است، تبديل به پايكوبي، آواز و سرود و دست افشاني هاي موزون دسته جمعي كرده اند.( تاريخ رقص در ايران،يحيي ذكاء) امروزه  به این هنر کهن رقص مي توان از ديد لباس، ريتم، تمپ، تاریخ، روانشناسي، افسانه، فلسفه، دين، نبرد و ... نگاه كرد. رقص های هزارگی در واقع از تركيب سه زبان بوجود آمده است: 1- زبان حركات دست، 2- زبان حركات صورت و اعضا آن (ميميك) 3- زبان حركات اندام و بدن انسان (پانتوميمي ) که نام های پايکوبي، رقص، بازي، ذکر، تواجد و سماع را می توان بر آن گذاشت.

بنابراین نیاکان هزاره مانند دیگر اقوام کهن و باستانی منطقه و جهان به نيروهاي ماورايي اعتقاد داشتند. خداياني براي پرستش بر مي گزيدند. ستارگان، ماه و خورشيد، آسمان، زمين، دريا، آتش الهام بخش آنان برای حرکات موزون بودند. هدف اصلي از انجام اين حركات نشان دادن نحوۀ زندگي، آیین های عبادی، دعا و نیایش و اعتقاد به نيروهاي ماورايي رقص برای برآورده شدن حاجت ها و شکار بودند. هزاره ها این حرکات موزون را برای آئين هاي عبادي پیش از شروع شكار و جنگ، امور زندگی، شكار بصورت جمعي، آئين های مربوط به مسائل عاطفي انسان، آمادگي و مشق هاي نظامي و نبردهاي سخت( دفاعي و هجومي) و در نهايت شادي از موفقيت هاي بدست آمده در جنگ، شكار و تشكيل خانواده و غيره  به کار می بستند. از این رو بر اساس نقاشی های غارهای بامیان پرستش چيزهاي مقدس و جشن ها وعروسي ها و عزاها و طلب و بيم و اميدها با رقص توام بوده است. زیرا نیاکان هزاره هنگامي كه برقص بر مي خاستند،‌ تنها قصدشان خوشگذراني نبوده، بلكه مي خواستند ‌با طبيعت و خدايان به گفت وگو بپردازند و بوسيله رقص طبيعت را بخواب مغناطيسي درآورده و بزمين دستور دهند تا حاصل خوبي ببار آورد. به طور نمونه انسان هزاره با در اختيارگرفتن آتش و الهام از حركات شعله هاي سحرآميزكاستي ها و فوران هاي ناگهاني آن نوعي ميل به حركت را نيز در عمق وجودش احساس مي كرد، در نتیجه آتش حیات و زندگی، جنگ و شکار و آیین های عبادی در وی شعله می کشید. گردش حيات و گذران زندگي، حس كنجكاوي دروني در پي درک قدرت ماورايي، تشكيل خانواده پیش از آني كه حرف زدن به وجود بيايد و انسان هزاره بتواند علاقۀ عاشقانه و عاطفی خود را با استفاده از واژه ها بيان كند اين كار بواسطه حركات موزون زيبا انجام مي پذيرفت، که امروزه رقصش می نامند. زیرا فرهنگ دوست یابی، شکار و زندگی فردی و جمعی انسان هزاره با چگونگي تكامل و سازگاري آن ها با شرايط اقليمي و سرزمين هزارستان كه از نظرجغرافيايي در بخشي بسيار سخت و كوهستاني قرارگرفته، مردمي پرورش داده كه از لحاظ روحيه ها سازگار با شرايط سخت زندگي بوده، بمانند كوه هاي سر به فلک کشیده شان هميشه مغرور و آماده براي روزهای سخت و هميشه در صفوف اول نبرد برای زندگی بوده اند؛ رابطۀ تنگاتنگ دارد. (تاريخ رقص در ايران، يحيي ذكاء )( خليل غلامي حامد / آتيلا).

 رقص، نبرد و ورزش

از نوع موسیقی و رقص کهن هزارگی که در نقاشی های بامیان و دیگر مناطق هزارستان دیده شده است؛ دانسته می شود که برای انجام دادن بسياري از اين حركات آمادگي جسماني بسيار بالايي ضروری بوده است. براي رسيدن به اين آمادگي تركيبي از تمرينات ورزش هاي هنري، رزمي و گونه ای سادۀ از ژيمناستيك را به کار می بسته اند. چون براي نشان دادن تنظيمات جنگ و نبرد نياز به ابزار آلات جنگي قديم(شمشير و سپر، طبل، شیپور و آواز دهل) بوده است که رابطۀ تنگاتنگی با رقص و موسیقی دارند. براي شروع نبرد طبل هاي حماسي كوبيده و شيپورها نداي جنگ سر مي دادند و شادي با عيش و نوش و آواز و دهل انجام مي شد و حركات آئيني عبادي به دور آتش نيز تم مخصوص خود را با شمشير و سپر، طبل، شیپور و آواز دهل داشت. لذا برای چنین حرکاتی افراد آماده و چابك براي انجام عكس العمل هاي بسيار سريع و محكم در جهت بهتر ايفا كردن حس رشادت هاي قومی و ملی ضروری بود.

 رقص و موسیقی

حس و دریافت موسیقي ريتمي که در بطن حركت های موزون هزارگی در جريان است مانند مقام ها و  دستگاه های موسیقی هزارگی که در مرثيه سرايي حزن و اندوه مخته گاه ها و مخته خوانی (حرکات تند و آرام به سر زدن و سینه زنی) عرفان و عبادت (حرکات موزون آیین های عبادی در نقاشی های بامیان) حماسه(جنگنامه ها و خواندن حمله حیدری، شاهنامه همرا با حرکات دست و پا و سر) شادي و بزم و خوشحالي (در مراسم های عروسی و پیروزی های قومی و ملی و جشن های قومی به هر بهانه ای) مانند دو نفر در صحنه ای شمشير به دست با ملودي حماسي با ريتم بسيار تند در حال مبارزۀ نمادين و در حال رقص  همه نشان گر رابطۀ رقص و موسیقی در حرکات موزون هزارگی است، که با عنايت به اين موضوعات و رابطه حركات با دل و روح خواننده، رقصنده و بيننده و همین طور تلفيق آن با ريتم و موسيقي در جهت هرچه بهتر نفوذ كردن در دل و روح مخاطب همگرایی رقص و موسیقی را در حرکات موزون هزارگی اجتناب ناپذیر کرده است. 

 رقص هزارگی از روزگاران دور تا اکنون

رقص هزارگی در هزاره تقریبا دوم پيش از ميلاد

كهن ترين نمونه‌يي از چگونگي و رواج رقص در هزاران سال پيش در هزارستان، نگارۀ ساده است بر روي دیوار در قلعه ضحاک در« بامیان» که گویا يك مجلس شاهانه را نشان می دهد. در این مجلس رقص چهار تن، بیشتر زن و یا مرد را که خیلی خوب فهمیده نمی شوند در دورة دوتایی بگونه‌يي بسيار ساده نشان می دهد. تن آنان بشكل دوگونه كه بازوانشان را بر شانه‌هاي همديگر نهاده‌اند و با گذاشتن دو بازو و دست بر روی هم از بالا به پایین خم شده اند،‌ نمایانگر در حال رقص بودن آنان است. شاید بشود زمان اين نقاشی دیواری را، از دو هزار و پانصد تا سه هزار سال پيش از ميلاد دانست. بهرسان بودن آن از هزارة دوم پيش از ميلاد و كمي بيش از آن بي گمانست.

 رقص هزارگی از جاغوری در هزاره دوم پيش از ميلاد

دومين نمونه، ظرف گلين(پخته یا پاجم شده) به بلندي یک متر و بیشتر از تپه «شارزیده» در دوازده كيلومتري شرق سنگماشه بدست آمده و با نمونه های دیگر از آن تپه که در هند توسط یکی از دوستان آزمایش شده بود، تاريخ آن را هزاره دوم پيش از ميلاد دانسته‌اند. در پهنة بیروني اين سفالينه كه مدتی در فضای باز در درون ولسوالی کهن جاغوری نهاده شده بود و بعد توسط دزدان آثار عتیقه از طالبان به قمت ناچیز خریداری شد، که خود نگارنده شاهد تمام ماجرا بوده است، نگارۀ گروهي مردان و زنان نیمه برهنه را كه بسان نيم خيز در کنار يكديگر ايستاده و دست هاي خود را به بازوی رقصنده ای کناری نهاده‌اند و با يك حالت بسامان و نیایش مذهبي درگرد توده‌يي كه مي توان آن را از آتش و هيزم افروخته، يا خرمني از فراورده‌های کشاورزی پنداشت، به پايكوبي نشان داده می شدند. طالبان روی نگاره را با گل نازک پوشانده بودند که از دور ناپیدا بود اما اگر دقت می شد به راحتی قابل دیدن بود. نگارنده پس از آشنایی زدن با یکی از طالبان محلی نگاره ها را به دقت بررسی کردم و نقاشی از روی آن کشیدم و اکنون در وطن موجود است.

 رقص هزارگی از جاغوری هزاره اول پيش از ميلاد

در درون غاری در الیتو(اولیاد تو) جاغوری نگارنده به کنده کاری بر خورد که در آن، نگاره ای چهار زن در حال رقص دسته بند نشان داده می شد. مي دانيم اين گونه رقص هاي دسته بند دايره‌وار كه درآن افراد طایفه یا قبيله، پهلو به پهلو يا دست به بازو و يا دست خود برده در پشت سر هم، کنار هم ايستاده،‌ حلقه‌ايي را تشكيل مي داده‌اند، ‌نشانه‌ايي از اينست كه رقص براي پرستش يا بزرگداشت چيزي مهم و مقدس،‌ همچون: آتش،‌ بت، شكار، تودۀ‌ توت و یا کشتۀ زردالو و شاید هم فراورده‌های دیگر کشاورزی و خرمن گندم و درختان پربار و كهنسال است. تاریخ این نگاره با نمونه دیگر در موزه تهران تطبیق داده شد و به یگانگی آن پی برده شد.

 رقص هزارگی از هزاره اول پيش از ميلاد

در تكه سفال ديگري كه از «بامیان» بدست آمده بود و تاريخ آن را ميان اول و دوم پيش از ميلاد نوشته‌ بودند، در موزه کابل در سال هشتاد دو دیدم، دو تن از رقصندگان يك رقص، دسته بندي حلقه‌يي، كه با بازوان گشوده، دست هاي يكديگر را گرفته ‌بودند، در حال رقصیدن دیده می شد. در نگارۀ دیگری پنج مرد را در حال رقص دسته بند نشان مي داد كه همگي روي خود را بسوي چپ گردانيده و بازوانشان را از روي شانه‌هاي يكديگر گذرانيده و همديگر را سخت گرفته‌ بودند. این مردان لباسی شبیه لباس مردان امروز هزاره داشتند. نمی دانم این نگاره ها هنوز هستند یا نه؟ !

 رقص هزارگی با دستمال در نقاشی های غارهای بامیان

 در غاری در بامیان که سال های پيش از اسلام را نيك نشان مي داد، تشكيل دهندگان حلقه رقص، پارچه يا دستمال يا چيز ديگري را در ميان دست هاي خود گرفته و برقص مشغول بودند، را دیدم. بجاست يادآوري كنم كه هنوز هم گرفتن دستمال در ميان دست ها، بدين گونه كه گفته شد در رقص هاي دسته بند و غیر دسته بند به ویژه در رقص (پف- فی) غزنی و جاغوری و شاید هم بیشتر مناطق هزارستان متداول است.

 رقص آزاد زنان با کلاه های بلند

در دکانی عتیقه فروشی در غزنی تكه سفالي را دیدم که از مناطق هزارستان از غارهای دور و بر حصارنای بدست آمده بود، در آن پيكرۀ چند رقصنده را نشان می داد. در این نگاره رقص آزاد گروهي از زنان را نشان مي داد که ‌رقصندگان سربندها يا كلاه‌هاي بلندي بر سر نهاده، جامه‌هاي تنگ و كيسه‌اي در بر كرده‌ بودند كه برجستگي اندام آن ها به خوبي پيدا بود. در دست های آنان از هرسو، پارچه يا دستمالي دیده می شد که دو سر آن از لاي دست ها به پايين آويخته شده بودند. این گونه لباس پوشیدن، کلاه بلند و دستمال بدست در هنگام رقصیدن، هنوز در غزنی به ویژه در جاغوری و مالستان موجود است. زنان شلوار یا تنبان پیچ پیچ داشتند که در نزدیک قوزک پا به هم می رسیدند و حالت کشدار پیدا می کردند. این گونه لباس را مردم هزارۀ غزنی به ویژه جاغوری و مالستان تنبان چین چین می گفتند که البته اکنون رسم آن در بسیاری از مناطق بر افتاده است.

 رقص برداشت محصول گندم، جو و جواری در کنار خرمن

 در کنده کاری غاری در لومان جاغوری رده‌يي از رقصندگان نشان داده می شد كه گويا در دورادور خرمن گندم و دیگر محصولات در حالت رقص بودند. در اينجا يك رقص دسته بند و چرخان نیم دایره نمايش داده مي شد كه در پيشاپيش رقصندگان کودکی ظرف بدست در حال حرکت بود. مي توان گمان برد كه خواست نگارگر از نگاشتن آن ها، نشان دادن جشن شکرگذاری باشد. در نگارة اين غار رقصندگان با تنپوش هزارگی از نوع کنونی آن نمايش داده شده‌ بودند. از چگونگي حركت دست ها و بازوانشان پيدا بود كه براي تشكيل حلقه رقص، با خم كردن بازوان از آرنج بسوي بالا، دست های يكديگر را بر شانه‌های هم دیگر مي گرفته‌اند. اين گونه رقص هنوز هم در ميان هزاره ها در وقت شادی معمولست. امری جانی(همراه جان) که نوجوانان دست در گردن هم راه می روند، بازمانده ای از این گونه رقص است.

 رقص نيايش برای خدايان یا رقص های آیینی

در کوزه شراب سفالي در موزه کابل كه از بامیان بدست آمده بود، دیدم كه گروه رقصندگان بازوان و دست هاي خود را بحال نيايش به آسمان گشوده‌ بودند. مي توان گمان برد كه طرز قرار گرفتن كف دست های آنان نشان از رقص جذبه و نمايش عروج به آسمان باشد. به نظر می رسد كه در اين رقص، بلند كردن دست ها و بازوان بسوي آسمان و نقش نردباني پايين تنه و رقصندگان، ‌نشانه‌يي از «عروج» و «‌صعود» به آسمان و نزديك شدن بجايگاه خدايان باشد. چیزی شبیه رقص و سماع صوفيان در دورۀ اسلامي كه با چرخيدن و دست افشاندن بحالت خلسه و جذبه نیایش می کردند.

 رقص تفريحي تكي

نمونه ديگري از رقص هزارگی از بامیان در موزه کابل دیدم که رقصنده صورت و شکل ظاهری شبیه هزاره های امروزی داشت. حالت و طرز قرار گرفتن بازوان اين تنديسه مرا بياد رقص هاي «تكي» بزمي كه هنوز در هزارستان متداولست انداخت. رقص هاي بزمي تكي تنها توسط زنان و بسیار کم توسط مردان در هزارستان انجام می شد و اکنون نیز چنین است. زنان و رقاصه‌هاي زيباروي هزارگی كه براي خوشايند سران دی ‌ها و فرمانروايان و زورمندان،‌ به رقص هاي تفريحي تكي مي پرداختند و هنرنمایی می کردند. هنوز این گونه رقص در هزارستان رواج دارد و در گذشته ای نه چندان دور خان های هزارستانی از این گونه رقص های بزمی به فراوانی برگذار می کردند.

 رقص با پرچم یا بیرق

در غاری در لومان جاغوری، مردانی را نشان می دهند که با پرچم یا بیرق می رقصند. در این کنده کاری دیواری، رقصندگان دست بدست با شيوه‌يي استادانه و زيبا، نشان داده شده است. خوشبختانه در اين نمونه، حركت پاها و دست ها را در حال رقص، بخوبي مي توان دريافت و پيداست كه هر يك از رقصندگان، يكي از پاهاي خود را از زمين بلند كرده پس از خم كردن پشت سر، سپس در جاي ديگر بزمين مي نهاده و همين كار را با پاي ديگر انجام مي داده تا رفته رفته،‌ حلقه رقص بدور خود چرخيده و جاي رقصندگان عوض مي شده است. این رقص پیروزی مردان جنگجوی هزاره را بر دشمنان داخلی و خارجی آنان نشان می دهد.

اشاره: به هر روی آنچه بررسی شد نمونه‌هايي از چند گونه رقص«دسته بند» (دو تايي و سه تايي و گروهي» و رقص «تكي»)آزاد و رها و نیم دایره در نقاشی دیواری بامیان، قله ضحاک، تکاه های سفالینه از بامیان و کوزه شراب و همین طور غارهای لومان و اولیاتو و تپۀ شارزیده همه و همه نمونه های از رقص های هزارگی از گذشته های دور تا امروز را نشان می دهد. اما اگر تحقیق گسترده تر در این مورد شود می توان نمونه های بهتر و نیکوتری را یافت. نگارنده آنچه را که دیده است، آورده است. مخاطبان شاید نمونه های بهتری را دیده باشند و بهتر است بنگارند که دست فراموشی روزگار تلخ  و غریب ما خاک بر آن نیفشاند.

نمونه های از رقص امروزی هزارگی

رقص براي بانوان هزارگی معاني و مفاهيم بسيار زيبا و خاصي را داشته و دارد. این رقص ها و حرکات موزون شامل حركات در دامن دشت هنگام گرداوری علوفه، مراسم چارده فال و شب های چله، جارو زدن و نان پزیدن، تکان دادن گهواره کودک، غذا پختن و کار کردن روی زمین و خرمن کردن، گوسفند چراني كه در اكثر مناطق بوسيله دختران انجام مي شود، مراسم چايي يا نعلبكي دختران جاغوری، همچنين آوردن آب بوسيله كوزه از چشمه ها توسط دختران و زنان كه در مجالس بصورت نمادين نشان داده مي شود؛ نشان دهندۀ زندگي زن هزاره و پاياپايي با مرد هزاره در جهت زندگي بهتر است.

 رقص آوایی ( پوف- فی)

زنان هزاره به روسري يا دستمال سر خود که به آن" لاته" گفته مي شود، سکه مي دوخته اند و زنان متمول جنس سکه ها را از نقره انتخاب مي کردند. در شادی ها با تکان دادن آن با لب و دستگاه آوایی خود صوت آرام و تو دماغی" غنه" می زدند که نام پوف- فی به اين موضوع اشاره دارد. این صدا از گلو تا لب و بینی پوف- فی زن را در بر می گرفت. اين نغمه آوایی همرا با رقص اغلب در مراسم شادي و بیشتر عروسی زده مي شود و مورد علاقهً فراوان مردم هزاره است. پوف- فی اکنون کم رنگ شده است.

 رقص زنانه- دستمال بازی

نوازندۀ زن با برداشتن ساز کوچک از نوع ساز دهنی مانند: سورنی و یا غیچک دهنی بازی یا رقص را شروع می کند. زنان و دختران که از قبل لباس های زیبای محلی کشیده خود را پوشیده اند، با در دست گرفتن دو دستمال به میدان رقص که بیشتر فضای بستۀ خانه است، وارد شده و به تناسب قد و قامت دایره وار ایستاده می رقصند. تمام حرکات آن ها از برداشتن پا و نرمش بدن و گردش به چپ و راست و افشاندن دستمال ها باید هماهنگ با ساز باشد. این رقص نمایانگر یک نظام کامل تاتر و نمایش خانگی از نوع زنانه ای آن است. این رقص را به صورت آزاد و بدون ساز نیز انجام می دهند.

  رقص آوایی (غومبور )

هزاره ها این گونه موسیقی آوایی همرا با رقص را مستقیم از طبیعت و مصداق بیرونی آن کبوتر گرفته اند. کوتر ها در ایام شادی های دوگانه و گرد هم آیی صبحگاهی صدایی از گلو در می آورند که هزاره ها به آن غومبور می گویند. دختران، عروسان و زنان شاد هزاره در شادی ها و عروسی ها چند تایی دور هم گرد می آیند و با هم، هم صدا، صدایی کبوتر وار از گلو در می آورند که بسیار شادی انگیز و فرحزا است. این گونه موسیقی آوایی نخست نشسته اجرا می شود اما وقتی اوج می گیرد آنان می ایستند و ضمن چرخیدن رقص گونه دامن گرد و رنگارنگ را دایره وار می چرخانند و غومبور می زنند. شده اند گاهی تمام تماشاچی ها با غومبور، زنان غومبور زن را همراهی کنند و خانه مملو از آواز و صدا شوند که در هیچ موسیقی آوایی محلی منطقه نظیر ندارد. غومبور اکنون کم رنگ شده است.

رقص با پیاله

 این گونه رقص، بازی رایج زنان هزارستانی است. رقصنده دو لیوان یا دو پیاله را با هر دست خود بر می داشت که در اصطلاح به آن سنج دستی گفته می شد. در واقع تنظیم ریتم رقصنده، توسط ضربات استکان ها یا اشیا فلزی دیگری صورت می گرفت. یادم هست عمه ام که خدا رحمتش کند در این رقص ماهر بود. وی دو یا چند پیاله را روی دست می گرفت و با آن نخست روی زمین می رقصید. بعد روی دو زانو در حال نیمه بلند می رقصید و در پایان بلند می شد و در حال چرخیدن می رقصید. در حال رقصاندن پیاله ها، دست هایش را حرکت می داد و پیاله ها را به هم می زد و با آواز موسیقی مانند می رقصید و همه را به حیرت وا می داشت. پس از وی این رقص تکرار نشد و کسی آن را فرا نگرفت چون مهارت بالایی می خواست.

 رقص الخوم

الخوم در گویش هزارگی با خم شدن و خم خم گشتن که همواره با ناز، کرشمه و چمان و چمیده راه رفتن است، معنا می یابد. این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا می‌شد كه‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسیار همراه بود‌ که هرگونه‌ كسالت‌ را نفی‌ كرده‌ و بر اهمیت‌ نشاط‌ و هدفمندی‌ در زندگی‌ تاكید داشت. در این‌ رقص‌ رقصندگان‌ یك‌ قدم‌ به‌ جلو گذاشته‌ خم می شدند و سپس‌ یك‌ قدم‌ به‌ عقب‌ می‌رفتند و این‌ حالت‌ تا پایان‌ ادامه‌ می‌یافت. در این‌ رقص‌ دستان‌ از هم‌ باز و حلقه‌ای‌ باز تر و فراختر می‌ساخت و تا تناسبی‌ بین‌ حركت‌ دست ها و پاها ایجاد شود. نوع حرکت دست های که بالا می شدند و پایین می آمدند، پرواز پرندگان‌ و یا خم خم راه رفتن آن ها را به خاطر می‌آورد.

رقص لنگی

در این رقص زنان یا مردان به تنهایی یا چندتایی به صورت گرد یا آزاد و رها در فضای باز و یا در خانه  با دست یک پای شان را بالا می گرفتند و با یک پا می رقصیدند. درگونه دیگر آن رقصندگان با یک دست پای راست شان را بالا می گرفتند و مسیری معینی را چرخان و رقصان می پیمودند. این رقص شکل ابتدایی رقص تکی یا گروهی است که بسیار پر شور و همراه با خنده و شادی است.

 رقص با چراغ یا آتش

این نوع رقص بیشتر مردانه، ویژۀ جوانان پرانرژی، پرشرو شور و ماجراجو بود. مردان هزاره و تا جایی که یادم هست در جاغوری پایه چراغ گردسوز روشن را با دندان های خود می گرفتند و با ایجاد حالتی خاص و حرکت دست و پا به رقص می پرداختند. یا تنه کوچک و یا شاخۀ آتش زده ای درخت را با دندان می گرفتند و شروع به رقصیدن می کردند. این رقص مهارت بسیار بالای می خواست و بیشتر در فضای باز، بازی می شد. ورزیدگی، چستی و چابکی، از ملزومات کار رقصندگان این گونه بازی بود. این رقص انفرادی و گاهی جمعی بود.

 رقص با چوب

رقص چوب یا به گفته ای هزاره های جاغوری چوب بازی از رقص های جمعی و پرتحرک است. حالات و حرکت های آن، بر جنبه های رزمی و حماسی آن حکایت دارد. این بازی از آغاز تا پایان با سرنا و گاهی دهل همراهی می شد، حالا به کلی کمرنگ شده و شاید هم مانند بازی های هزارگی از یاد رفته باشند. مردان هزاره بازی خود را با دو قطعه چوب که یکی را چوب حمله و دیگری را چوب دفع می نامیدند، آغاز می کردند. مردانی که آمادگی بازی داشتند یکی چوب دفاع را برداشته و دیگری چوب دفع را بر می داشت. پس از یک سلسله حرکات متناسب با ساز اگر ساز می بود، میدان را دور می زدند. مردی که چوب حمله را در دست داشت با گفتن هو یا هو به همبازی خود هشدار باش می داد و به طرف او حرکت می کرد. او هم چوب دفاع را بر می داشت و آماده دفاع از خود می شد. دو طرف به دور خود شان می چرخیدند و با چوب به چوب همدیگر می کوبیدند و هو هو می زدند. پس از اینکه دو نفر خسته می شدند، از میدان خارج می شدند و دو نفر دیگر وارد میدان می شدند. اما اگر بازی چند نفره بودند دو نفری حریف انتخاب می کردند و هماهنگ با دیگران می چرخیدند و چوب بازی می کردند. گاهی همۀ بازی گران بدون در نظر گرفتن حریف به دور هم می چرخیدند و هماهنگ با هم با تکاتک چوب می رقصیدند.

 شمشیر بازی با شمشیر یا چوب

این گونه رقص یا بازی کاملا از بین رفته و فقط از پدر بزرگم شنیدم که می گفت: در جلوی عروسی پسر خان جاغوری چند مرد با شمشیر می رقصیدند. ایشان این رقص را چنین تعریف می کرد: گروه رقصندگان با تحرک و مهارتی مثال زدنی حرکاتی را به نمایش می گذاشتند که تا هنوز ندیده بودیم. می گفتند بازی گران از دربار خان هستند. رقصندگان به هم نزدیک می شدند، پس می رفتند و سپس هر یک به نوبت به هم هجوم می آوردند و با شمشیر به سپر و دهنه ای شمشیر به شمشیر هم می زدند و دوباره به عقب می رفتند و چند باره این کار را اجرا می کردند. ورزیدگی، چستی و چابکی، مهارت در شمشیر زنی و سپرگردانی از ملزومات کار رقصندگان بودند. این رقص بازگو کننده موضوعات تاریخی، مورد تجاوز قرار گرفتن قوم، طایفه و دی، احساس خطر، بازگشت به خود و ایجاد وحدت برای دفاع از وطن را نشان می داد. و شاید هم در بردارنده مفاهیمی چون رفع اختلافات درونی، گرفتن دستور مقاومت و بیعت از سردسته، بسیج عمومی برای راندن دشمن و مضامینی چون جنگ، مبارزه با دشمنان در چند جبهه، رشادت و از جان گذشتگی، کسب پیروزی، شور و شوق پیروزی، وحدت و همبستگی را نشان می داده باشند.

 

منابع و مآخذ

1- تاريخ رقص در ايران، نوشته: يحيي ذكاء

2- خليل غلامي حامد / آتيلا (http://www.azshenlik.com/)

3- قالب و نوع نگارش این نوشته براساس و رویکرد نوشتاری استاد يحيي ذكاء، خليل غلامي حامد / آتيلا انتخاب شده است. زیرا در افغانستان و در بین هزاره ها در این مورد نوشته ای ندیده ام لذا از نوشته ها و تحقیقات آنان، پروگراف های مورد نظر انتخاب شد و این نوشته در فرم و معنا به فرجام رسید که امید است روزی در این مورد تحقیقات نیکوتری صورت گیرد و مارا از نبود منابع و مآخذ بیرون آورد. تا آن زمان! ! ؟

  ساعت چهار نیمه شب، شنبه، بیست سه دلو، هزار و سه صدو هشتادو نه، خوابگاه شهید ورامینی دانشگاه علامه طباطبایی.     نظر شما

-----------------------------------
ازشانزدهمین سالگردشهادت رهبر شهید استاد مزاری(ر)درپاکدشت تهران تجلیل شد - سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
تجلیل از شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری(ر)در سراسرجهان - پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389
مهاجر - یکشنبه نوزدهم دی 1389
مهاجرین افغانی اولین قربانیان طرح هدفمند کردن یارانه ها در کشور ایران - سه شنبه هفتم دی 1389
اصلاح اقتصادی ایران،مرگ خاموش مهاجر افغان! - پنجشنبه دوم دی 1389
400 هزار كودك مهاجر درایران از درس محروم شد - جمعه نوزدهم آذر 1389
بامیان به روایت تصویر - چهارشنبه دهم آذر 1389
گل بخت - سه شنبه دوم آذر 1389
بررسی افغانستان از زاویه ی دیگر - جمعه هفتم آبان 1389
شدم عاشق سه صاد وجودت - سه شنبه بیستم مهر 1389
ایران و افغانستان ازدیدگاه دیگر مردم جهان - دوشنبه دوازدهم مهر 1389
چشمه ی قبرستان - یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
هزاره های کویته روز قدس را باخون خود گرامی داشت! - شنبه سیزدهم شهریور 1389
بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389 - چهارشنبه دهم شهریور 1389
درس های امام حسن برای جامعه ی هزاره - شنبه ششم شهریور 1389
وبسایت غرجستان - شنبه سی ام مرداد 1389
همه ای ایران، سرای من است! - یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسس شده "غرجستان" - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟ - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
شكايت نامه - شنبه دوم مرداد 1389
قابل توجه اتباع افغاني فاقد مجوز اقامت در ایران - شنبه دوم مرداد 1389
اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند: - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
ميزان اشتغال اتباع بيگانه در ايران، 1.5 ميليون نفر - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
نامۀ پيشواي عدالتخواهي رهبرشهيد استاد عبدالعلي مزاري (ره) به مركزفرهنگي نويسندگان افغانستان! - پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389
مهاجرین افغانی مقیم ایران، در انتظار ((آزمون)) دیگر! - یکشنبه بیستم تیر 1389
بیانیه ی حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
دو کلمه حرف حساب - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تخــــریب از نوع درجه: D - سه شنبه پانزدهم تیر 1389
وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟! - جمعه یازدهم تیر 1389
كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است - سه شنبه هشتم تیر 1389
فاصله اسلام ومسیحیت! - چهارشنبه دوم تیر 1389
شبکه تلویزون«راه فردا»ماهواره ی شد - دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دوجنایت ودو واکنش! - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر - دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
منابع قدرت دربدست آوردن رای اعتماد - جمعه بیست و یکم خرداد 1389
جمهوري سكوت اين روز ها به يك سایت كوچك وكم بننده تبديل شده است . - سه شنبه هجدهم خرداد 1389
ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز! - دوشنبه هفدهم خرداد 1389
قطعنامه صلح یا آغاز جنگ! - شنبه پانزدهم خرداد 1389
غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها! - پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389
بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران در واکنش به جنایات کوچی ها - سه شنبه یازدهم خرداد 1389
بعد از بهسود ناهورراانتخاب کردند! - دوشنبه دهم خرداد 1389
بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان - دوشنبه دهم خرداد 1389
خروج کوچی ها از بهسود و دایمیرداد و پایان تحصن نمایندگان هزارستان - شنبه هشتم خرداد 1389
دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر" - پنجشنبه ششم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری (ره) مبارک باد! - چهارشنبه پنجم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد! - سه شنبه چهارم خرداد 1389
حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته - سه شنبه چهارم خرداد 1389
نمای از آخرین وضعیت بهسود و دایمیرداد-شرح تصویری - سه شنبه چهارم خرداد 1389
تظاهرات در لندن در حمایت از مردم بهسود-به روایت تصویر - دوشنبه سوم خرداد 1389
مراسم هفدهمین سالگرد شهادت شهید محمد کبیر (مجیب) وبرادر شهیدش احمد گل - یکشنبه دوم خرداد 1389

+ نوشته شده در  90/01/18ساعت 19:2  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

سال نو مبارک!

 

برخیز که می‌رود زمستان-
بگشای در سرای بستان-

 
نارنج و بنفشه بر طبق نه-

منقل بگذار در شبستان-

 
وین پرده بگوی تا به یک بار-

زحمت ببرد ز پیش ایوان-

 
برخیز که باد صبح نوروز-

در باغچه می‌کند گل افشان-

 
خاموشی بلبلان مشتاق-

در موسم گل ندارد امکان-

 
آواز دهل نهان نماند-

در زیر گلیم عشق پنهان-

 
بوی گل بامداد نوروز-

و آواز خوش هزاردستان-

 
بس جامه فروختست و دستار-

بس خانه که سوختست و دکان-

 
ما را سر دوست بر کنارست-

آنک سر دشمنان و سندان-

 
چشمی که به دوست برکند دوست-

بر هم ننهد ز تیرباران-

 
سعدی چو به میوه می‌رسد دست-

سهلست جفای بوستانبان-

(سعدی شیرازی)              نظرشما


ازشانزدهمین سالگردشهادت رهبر شهید استاد مزاری(ر)درپاکدشت تهران تجلیل شد - سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389
تجلیل از شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری(ر)در سراسرجهان - پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389
مهاجر - یکشنبه نوزدهم دی 1389
مهاجرین افغانی اولین قربانیان طرح هدفمند کردن یارانه ها در کشور ایران - سه شنبه هفتم دی 1389
اصلاح اقتصادی ایران،مرگ خاموش مهاجر افغان! - پنجشنبه دوم دی 1389
400 هزار كودك مهاجر درایران از درس محروم شد - جمعه نوزدهم آذر 1389
بامیان به روایت تصویر - چهارشنبه دهم آذر 1389
گل بخت - سه شنبه دوم آذر 1389
بررسی افغانستان از زاویه ی دیگر - جمعه هفتم آبان 1389
شدم عاشق سه صاد وجودت - سه شنبه بیستم مهر 1389
ایران و افغانستان ازدیدگاه دیگر مردم جهان - دوشنبه دوازدهم مهر 1389
چشمه ی قبرستان - یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
هزاره های کویته روز قدس را باخون خود گرامی داشت! - شنبه سیزدهم شهریور 1389
بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389 - چهارشنبه دهم شهریور 1389
درس های امام حسن برای جامعه ی هزاره - شنبه ششم شهریور 1389
وبسایت غرجستان - شنبه سی ام مرداد 1389
همه ای ایران، سرای من است! - یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسس شده "غرجستان" - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟ - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
شكايت نامه - شنبه دوم مرداد 1389
قابل توجه اتباع افغاني فاقد مجوز اقامت در ایران - شنبه دوم مرداد 1389
اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند: - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
ميزان اشتغال اتباع بيگانه در ايران، 1.5 ميليون نفر - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
نامۀ پيشواي عدالتخواهي رهبرشهيد استاد عبدالعلي مزاري (ره) به مركزفرهنگي نويسندگان افغانستان! - پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389
مهاجرین افغانی مقیم ایران، در انتظار ((آزمون)) دیگر! - یکشنبه بیستم تیر 1389
بیانیه ی حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
دو کلمه حرف حساب - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تخــــریب از نوع درجه: D - سه شنبه پانزدهم تیر 1389
وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟! - جمعه یازدهم تیر 1389
كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است - سه شنبه هشتم تیر 1389
فاصله اسلام ومسیحیت! - چهارشنبه دوم تیر 1389
شبکه تلویزون«راه فردا»ماهواره ی شد - دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دوجنایت ودو واکنش! - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر - دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
منابع قدرت دربدست آوردن رای اعتماد - جمعه بیست و یکم خرداد 1389
جمهوري سكوت اين روز ها به يك سایت كوچك وكم بننده تبديل شده است . - سه شنبه هجدهم خرداد 1389
ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز! - دوشنبه هفدهم خرداد 1389
قطعنامه صلح یا آغاز جنگ! - شنبه پانزدهم خرداد 1389
غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها! - پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389
بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران در واکنش به جنایات کوچی ها - سه شنبه یازدهم خرداد 1389
بعد از بهسود ناهورراانتخاب کردند! - دوشنبه دهم خرداد 1389
بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان - دوشنبه دهم خرداد 1389
خروج کوچی ها از بهسود و دایمیرداد و پایان تحصن نمایندگان هزارستان - شنبه هشتم خرداد 1389
دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر" - پنجشنبه ششم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری (ره) مبارک باد! - چهارشنبه پنجم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد! - سه شنبه چهارم خرداد 1389
حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته - سه شنبه چهارم خرداد 1389
نمای از آخرین وضعیت بهسود و دایمیرداد-شرح تصویری - سه شنبه چهارم خرداد 1389
تظاهرات در لندن در حمایت از مردم بهسود-به روایت تصویر - دوشنبه سوم خرداد 1389
مراسم هفدهمین سالگرد شهادت شهید محمد کبیر (مجیب) وبرادر شهیدش احمد گل - یکشنبه دوم خرداد 1389

+ نوشته شده در  90/01/01ساعت 0:26  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

ازشانزدهمین سالگردشهادت رهبر شهید استاد مزاری(ر)درپاکدشت تهران تجلیل شد

 روز جمعه ۲۰ حوت سال ۱۳۸۹ هجری شمسی، مراسم بزرگداشت از شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری(ر)، توسط ستاد مردمی «مهاجرین افغانستانی مقیم تهران ـ پاکدشت» با همکاری گروه فرهنگی هنری «مسافران سپیده» و با حضور تعداد از مهاجرین، در استان تهران کشور ایران برگزار گردید.دراین مراسم به علاوه مهاجرین افغانستانی مقیم تهران،تعداد از روحانیون،فرهنگیان ،هنرمندان وپژوهش گران نیز حضور داشتند.که حضور آنها باعث گرمی بیشتر مراسم شده بود.
  
 روز جمعه ۲۰ حوت سال ۱۳۸۹ هجری شمسی، مراسم بزرگداشت از شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری(ر)، توسط ستاد مردمی «مهاجرین افغانستانی مقیم تهران ـ پاکدشت» با همکاری گروه فرهنگی هنری «مسافران سپیده» و با حضور تعداد از مهاجرین، در استان تهران کشور ایران برگزار گردید.
دراین مراسم به علاوه مهاجرین افغانستانی مقیم تهران،تعداد از روحانیون،فرهنگیان ،هنرمندان وپژوهش گران(دکتر حیات الله رسولی،جناب آقای محقق،علی اکبر شریفی،محترم پناهی،آقای رحیمی،استادمحمدحسین فیاض،دکترمحمدامین زواری،عبدالرحیم جعفری،علی مدد رضوی،آقای رضایی و…) نیز حضور داشتند که حضور آنها باعث گرمی بیشتر مراسم شده بود.
 
مراسم راس ساعت ۲ بعد از ظهر با مجری گری آقای حکیم ابراهیمی،با خوش آمد گفتن به حاضرین آغاز شد.آقای ابراهیمی بعد از خوش آمد گویی به حضار و تسلیت گفتن شهادت رهبرشهید،از قاری محترم عباس احمدی برای تلاوت قرآن کریم دعوت کردند.بعد از تلاوت آیات چند از کلام الله مجید توسط قاری محترم عباس احمدی،سرود ملی افغانستان پخش شد که حاضران به احترام سرود ملی از جای خود برخواستند و همزمان با آهنگ سرود ملی،اشعار آن را زمزمه کردند.

 

پس از نواخته شدن سرود ملی افغانستان،آقای ابراهیمی مجری برنامه،از آقای مهدی رحیمی برای خواندن شعر دعوت به عمل آوردند.آقای مهدی رحیمی ضمن تسلیت گفتن شهادت رهبرشهید،شعر زیبای را در وصف رهبر شهید به خوانش گرفتند و سپس گروه سرود که متشکل از ۱۵ نفر بودند،برای اجرای سرود روی صحنه آمدند و با خواندن سرود بسیار زیبای که به گویش هزارگی سروده شده بود فضای مراسم را عوض کردند،طور که به خوبی می شد اشک را در چشمان تعداد از حضار مشاهده کرد.

 

بعد از خواندن سرود توسط گروه سرود،حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی توسط مجری مراسم برای سخنرانی دعوت شدند.

حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی،درابتدا ضمن تسلیت گفتن شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری(ر) و عرض خیر مقدم خدمت حضار،از ستاد برگزاری مراسم قدردانی کرده و خطاب به آنان گفتند: برگزاری همچین مجالس کار ساده و آسان نیست،بسیار از نهاد ها و انجمنهای که با نظم و هزینه اداره می شوند،نمی توانند همچون مجالس را برگزار کنند.برگزاری چنین مجالس نیاز به همت بلند دارد.من از خودم شرمنده هستم که ما مسئولین چرا نمی توانیم همچون مجالس را برگزار کنیم-ایشان در ادامه سخنان خود گفتند که از حضور نسل نو(نسل سومی ها) در این مراسم به شدت تحت تاثیر قرار گرفته اند،ایشان همچنین در ادامه سخنان خود از گروه سرود به خاطر اجرای زیبای شان قدردانی کردند.

 

حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی،در ادامه سخنان خود خطاب به جوانان گفتند:ای جوانان!من به شما می گویم،شماهای که اصلا در زمان شهید مزاری نبودید و ایشان را ندیده اید،شما از ادامه دهندگان اصلی راه امیرالمومنین علی (ع) و راه شهید مزاری هستید.شما های که اکنون اندیشه شهید مزاری را جاری می کنید.جوانان عزیز!این نکته خیلی مهم است،ما وجوانان مان باید به شهید مزاری افتخارکنیم

 

حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی،در رابطه با معرفی اندیشه های شهید مزاری(ر)برای نسل های بعدی تاکید کردند:تنها گرفتن مراسم کافی نیست،درست است که از طریق گرفتن مراسم هم می شود اندیشه های شهید مزاری را به نسل های بعد منتقل کرد؛اما اینجا فرهختگان و علما نیز باید برای کسترش اندیشه های رهبر شهید دست به کار شوند و گفته ها و بیانات ایشان را در قالبهای گوناگون(ازطریق چاپ کتاب،مجله،انتشاردرفضای مجازی،ساخت فیلم،سخنرانی و…) بازسازی و نشر کنند.در این باره ایشان متذکر شدند که دیگر هیچ کس قادر نیست که در این کشور مثل شهید مزاری سخن بگوید،اکنون عده ای که در قدیم از دشمنان شهید مزاری(ر)بودند گفته های ایشان را تکرار می کنند که متاسفانه فقط و فقط برای گمراه کردن مردم است.هم چنین عده ی از اینها در سالگرد رهبر شهید آمدند و سخنرانی کردند،آنها گفتند که شما به حق خود رسدیه اید؛اما من می گویم نه،ما به حق خود نرسیده ایم ،شما اگر یک ولایت برای ما ساختید،همزمان ده ولایت برای خود تان ساختید،این آن حق نیست و عدالت هم نیست.ایشان همچنین در ادامه سخنان خود خطاب به آنهای که مردم هزاره را در اینجا افغان می نامند، گفتند:هزاره های که در اینجا بجای هزاره افغان نامیده می شوند،از اولین کسانی بوده اند که مذهب شیعه را پذرفته اند،عده ای متاسفانه نسل مردم مارا به دوره چنگیزخان ختم می کنند که این نشان از ترس خود آنها از تاریخ پرافتخار مردم هزاره است.شما چطور هزاره های را که حاکم سنایی ها و مولوی هارا دربین خود پرورش دادند افغان خطاب می کنید؟در زمان نه چندان دور وقتی مارا هزاره می گفتند سرمان را پایین می انداختیم اما رهبر شهید مارا به این خود باوری رساند که با افتخار بگویم هزاره هستیم،شیعه هستیم و هزاره باقی خواهیم ماند.مردم ما باید گذشته های خود را باور کنند.اینهای که مارا به چنگییز پیوند می دهند بروند تاریخ را بخوانند که سرزمین غرجستان در کجا بوده،چه کسانی در آنجا اقتدار داشته است؟

 

حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی،در ادامه سخنان خودگفتند:مردم ما از اولین کسانی بودند که برای آزاد کردن کشور از دست انگلیسی ها با آنها جنگیدند و در این را ه شهدای بسیار را هم تقدیم کردند.در مقابل ارتش سرخ اولین جرقه های جهاد برعلیه کمونستها از دره صوف هزارستان شروع شد ومناطق هزاره نشین از اولین مناطق بودند که به دست مجاهدین هزاره از چنگ روسها پس گرفته شد.مردم ما برای کشوری جنگیدند که متاسفانه در آن کشور هیچ حق برای آنها قایل نبودند.پس از شکست شوروی و افتادن قدرت به دست مجاهدین،متاسفانه باز هم به مردم ما هیچ حق در دولت داده نشد.دولت که به نام مجاهدین در کابل شکل گرفت،متاسفانه یکی از جنایتکارترین دولتهای بود که در طول تاریخ در افغانستان شکل گرفته بود.در این زمان رهبر شهید در مقابل این دولت جنایتکاراستاد و از ناموس و مردم خود دفاع کردواین بود که مقاومت غرب کابل خلق شد.

 

حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی،در آخر سخنان خود تمام خواسته های شهید مزاری(ر) را در سه اصل مهم بیان داشتند و تاکید کردند که ماباید پیگیر این سه خواسه شهید مزاری(ر)ازدولت و مردم افغانستان باشیم

 

۱-عدالت اجتماعی،طور که در آن همه ملیتها چه اقلیت و چه اکثریت به طور مساوی از حق وحقوق خود برخوردار باشند و ملیت ها دوباره درجه بندی نشود.

 

۲-خواسته دوم شهید مزاری این است که مذهب جعفری در افغانستان باید به رسمیت شناخته شود.دیگر این طور نباشد که سی درصد از جمعیت افغانستان نادیده گرفته شود و کشور فقط یک مذهب رسمی داشته باشد.

 

۳-سومین خواسته شهید مزاری این است که حکومت افغانستان باید به ستم و ظلم خود به مردم هزاره و ازبک پایان دهد و سیستم اداری افغانستان نیز تغیر کند.سیتم که در بعضی جاها ده هزار نفر یک ولایت شده و در مناطق هزاره نشین هشتاد هزار نفر یک ولسوالی شده است.حالا که اندک دموکراسی در افغانستان به وجود آمده و انتخابات برگزار میشه ما میفهمیم که چرا مردم هزاره در تقسیمات اداری همیشه در حاشیه ولایتهای پشتون نشین به صورت پراکنده تقسیم بندی شده است.ایشان همچنین خطاب به جوانان تاکید کردند که ماباید برای تحقق یافتن این خواسته های خود تلاش کنیم و از ادامه راه خسته نشویم

 

در پایان حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی دوباره از برگزارکنندگان مراسم تشکر کرده و با گفتن صلوات به روح پاک شهید مزاری،سخنرانی خود را به پایان رساندند.

 

بعد از اتمام سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی،مجری برنامه از شاعر و نویسنده خوب کشور استاد محمد حسین فیاض برای خواندن شعر دعوت کردند.استاد محمد حسین فیاض در ابتدا شهادت شهید مزاری(ر)را تسلیت گفته و خاطره ی کوتاه را از دیدار با رهبر شهید نقل کردند و سپس دوبیتی زیبای را به گویش هزارگی خوانده و در ادامه یک دوبیتی و یک غزل هم که در وصف رهبر شهید گفته شده بود را خواندند.

 

بعد از اشعار زیبای که توسط محمد حسین فیاض خوانده شد،ابراهیمی کوچک که ۵سال بیشتر نداشت،شعر زیبای با عنوان«بابا»را خواندند.سپس مجری برنامه از آقای رضایی(گوینده تلویزون«راه فردا») برای خواندن بیانیه استاد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان دعوت کردند.

 

در پایان مراسم، مجری مراسم،آقای حکیم ابراهیمی،از حجت الاسلام والمسلمین آقای محقق برای دعا دعوت به عمل آوردند و مراسم شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری(ر)با دعای حجت الاسلام والمسلمین آقای محقق به پایان رسید.

حضار

حکیم ابراهیمی مجری مراسم

قاری محترم عباس احمدی

مهدی رحیمی در حال شعر خوانی

گروه سرود

حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر حیات الله رسولی درحال سخنرانی
 
 
 
 

 

ابراهیمی درحال شعر خواندن

استاد محمد حسین فیاض

حجت الاسلام والمسلمین آقای محقق

از راست به چپ:دکتر امین زواری،علی مدد رضوی،آقای پناهی،عبدالرحیم جعفری،محمد سعیدی و علی اکبر شریفی

مصاحبه با یکی از بانوان

علی اکبر شریفی درحال مصاحبه

حاضرین

مصاحبه با یکی از حضار

جمع از برگزار کنندگان مراسم

منبع:غرجستان

————————————————-

مهاجرین افغانی اولین قربانیان طرح هدفمند کردن یارانه ها در کشور ایران - سه شنبه هفتم دی 1389
اصلاح اقتصادی ایران،مرگ خاموش مهاجر افغان! - پنجشنبه دوم دی 1389
400 هزار كودك مهاجر درایران از درس محروم شد - جمعه نوزدهم آذر 1389
بامیان به روایت تصویر - چهارشنبه دهم آذر 1389
گل بخت - سه شنبه دوم آذر 1389
بررسی افغانستان از زاویه ی دیگر - جمعه هفتم آبان 1389
شدم عاشق سه صاد وجودت - سه شنبه بیستم مهر 1389
ایران و افغانستان ازدیدگاه دیگر مردم جهان - دوشنبه دوازدهم مهر 1389
چشمه ی قبرستان - یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
هزاره های کویته روز قدس را باخون خود گرامی داشت! - شنبه سیزدهم شهریور 1389
بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389 - چهارشنبه دهم شهریور 1389
درس های امام حسن برای جامعه ی هزاره - شنبه ششم شهریور 1389
وبسایت غرجستان - شنبه سی ام مرداد 1389
همه ای ایران، سرای من است! - یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسس شده "غرجستان" - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟ - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
شكايت نامه - شنبه دوم مرداد 1389
قابل توجه اتباع افغاني فاقد مجوز اقامت در ایران - شنبه دوم مرداد 1389
اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند: - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
ميزان اشتغال اتباع بيگانه در ايران، 1.5 ميليون نفر - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
نامۀ پيشواي عدالتخواهي رهبرشهيد استاد عبدالعلي مزاري (ره) به مركزفرهنگي نويسندگان افغانستان! - پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389
مهاجرین افغانی مقیم ایران، در انتظار ((آزمون)) دیگر! - یکشنبه بیستم تیر 1389
بیانیه ی حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
دو کلمه حرف حساب - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تخــــریب از نوع درجه: D - سه شنبه پانزدهم تیر 1389
وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟! - جمعه یازدهم تیر 1389
كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است - سه شنبه هشتم تیر 1389
فاصله اسلام ومسیحیت! - چهارشنبه دوم تیر 1389
شبکه تلویزون«راه فردا»ماهواره ی شد - دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دوجنایت ودو واکنش! - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر - دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
منابع قدرت دربدست آوردن رای اعتماد - جمعه بیست و یکم خرداد 1389
جمهوري سكوت اين روز ها به يك سایت كوچك وكم بننده تبديل شده است . - سه شنبه هجدهم خرداد 1389
ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز! - دوشنبه هفدهم خرداد 1389
قطعنامه صلح یا آغاز جنگ! - شنبه پانزدهم خرداد 1389
غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها! - پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389
بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران در واکنش به جنایات کوچی ها - سه شنبه یازدهم خرداد 1389
بعد از بهسود ناهورراانتخاب کردند! - دوشنبه دهم خرداد 1389
بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان - دوشنبه دهم خرداد 1389
خروج کوچی ها از بهسود و دایمیرداد و پایان تحصن نمایندگان هزارستان - شنبه هشتم خرداد 1389
دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر" - پنجشنبه ششم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری (ره) مبارک باد! - چهارشنبه پنجم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد! - سه شنبه چهارم خرداد 1389
حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته - سه شنبه چهارم خرداد 1389
نمای از آخرین وضعیت بهسود و دایمیرداد-شرح تصویری - سه شنبه چهارم خرداد 1389
تظاهرات در لندن در حمایت از مردم بهسود-به روایت تصویر - دوشنبه سوم خرداد 1389
مراسم هفدهمین سالگرد شهادت شهید محمد کبیر (مجیب) وبرادر شهیدش احمد گل - یکشنبه دوم خرداد 1389
حمله کوچیها به هزاره جات! وسکوت دانشجویان وطلبه های افغانی مقیم ایران! - یکشنبه دوم خرداد 1389
ما و جریان کوچی گری - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
راهپیمای عظیم مردم کابل به دفاع از مردم مظلوم بهسود-به روایت تصویر - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389

+ نوشته شده در  89/12/24ساعت 0:6  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

تجلیل از شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری(ر)در سراسرجهان

مراسم تجلیل از شانزدهمین سالروز شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره) اولین شهید وحدت ملی و منادی عدالتخواهی در افغانستان و یاران همراهش هر یک شهید ابوذر غزنوی، شهید اخلاصی، شهید استاد ابراهیمی بهسودی، شهید سید علی علوی، شهید جان محمد ترکمنی، شهید عباس لومانی با حضور شخصیت های علمی، فرهنگی، اجتماعی و…در سرا سرجهان(افغانستان-پاکستان-ایران-ترکیه-فنلند-نروژ-سویدن- آلمان-استرالیا و…)برگزار می گردد.

  اطلاعیه شانزدهمین سالگرد شهادت استاد مزاری در کشور ایران-تهران  

  

(ستاد مردمی مهاجرین افغانستانی مقیم پاکدشت تهران)
————————————————————
 اط
لاعیه تجلیل از شانزدهمین سالیاد رهبر شهید در آسترالیا  

  

(انجمن کاتب هزاره – سیدنی استرالیا)
——————————————————-  

استرالیا غربی شهر پرث  

اطلاعیه شانزدهمین سالیاد رهبر شهید – استرالیا غربی شهر پرث  

  

—————————————————————
  کشور سویدن  

بزرگذاشت از سالروز شهادت بابه مزاری در استکهلم سویدن  

شانزدهمین سالگرد شهادت اسوه عدالت خواهی و وحدت ملی را گرامی میداریم.  

  

اینبار شانزدهمین یاد واره خون رنگ غروب خورشید درآفاق سکوت غربت فریادهای بلندت را تداعی می کند. و زمزمه های بلندت هنوز از فراز های پامیر و هندوکش در گوش سکوت این غریبستان طنین انداخته است.  

برگرامی داشت از شهادت رهبر شهید گردهمایی با حضور اقشار مختلف مردم در شهراستکهلم برگزار میگردد. ازکلیه عدالتخواهان دعوت به عمل می آید تا آذین بخش این گردهمایی باشند.  

زمان برگزاری: ۱۲ مارچ ۲۰۱۱ روز شنبه، ساعت ۱۴- ۱۸  

شماره های تماس: ۰۷۳۷۲۹۷۶۰۹, ۰۷۶۷۰۳۹۷۶۶
Plats och tid
Lördagen den 13 mars 2011 kl: 14-18
Hagstråket 13, Tensta
Tensta träff  

(ستاد برگزاری شانزدهمین سالگرد شهید مزاری در شهر استکهلم سویدن)
—————————————————————— 

کشور دنمارک  

تجلیل از شانزدهمین سالروز شهادت بابه مزاری در دنمارک  

 

شنبه ۱۲ مارچ از ساعت ۱۱ تا ۱۸ در شهر کوپنهاگن دنمارک
۱۲th of March in Copenhagen from 11:00 – ۱۶:۰۰
Address: Valhøj Skole, Rødager Alle 102
2610 Rødovre, Copenhagen Denmark
Contact info: + 45 24 93 08 68
—————————– 

کشور هالند 

سمینار رهبر شهید مطالبات سیاسی ملیت های تحت ستم ومحروم افغانستان 

به مناسبت یاد بود از شانزدهمین سالروز شهادت استاد شهید عبدالعلی مزاری “ره”سیمیناری تحت عنوان “رهبر شهید ومطالبات سیا سی ملیت های ستمدیده ومحروم افغانستان” از طرف جامعه ی هزاره ها در کشور هالند برگزارمیگردد. شانزده سال قبل درچنین ایام، یکی از سیاه ترین صفحات تاریخ افغانستان ورق خورد,گروهی از تبار عبدالرحمن خان جابر با ایده ای فاشیستی ,بر تری جویۍ قومی وبا تفکر رادیکال دینی در پرونده جنایی خویش، جنا یت دیگری را در تاریخ جنایات شان افزودند. گروهک تروریستی طالبان وهمکاران منطقوی آنها در یک عمل غیر انسانی وحیله گری قبیلوی رهبر ملّیت های محروم کشور استاد عبدالعلی مزاری پرچم دار عدالت خواهی واسوه ی ظلم ستیزی را به شهادت رساندند. ما ضمن محکوم نمودن این عمل وحشیانه طالبان، درجهت عملی شدن اهداف وبرنامه های رهبر فقید تلاش خواهیم کرد.جهت زنده نگهداشتن یاد وخاطره رهبر شهید وگفتگوپیرامون اندیشه های آن سیاست مدار صادق ودلسوز وطن، موضوعات ذیل با حضوراهل قلم و اندیشه وبا شرکت فرهنگیان و روشنفکران به بحث وگفتگو گرفته میشود: 

– نقش شهید مزاری در بیداری واعتماد به نفس ملیت های تحت ستم 

- مشارکت زن در حوزه سیاسی واجتماعی، در اندیشه شهید مزاری 

- جستجوی عوامل تروریسم ودهشت افگنی 

- نقش نیرو های خارجی در استقرار امنیت 

- بررسی فرهنگ دموکراسی در افغانستان 

- نگاهی به آخرین تحولات سیاسی در کشور 

- فدرالیزم بمثابه یکی از راه کار های بیرون رفت از بحران در افغا نستان 

از تشریف آ وری همه شرکت کننده گان پیشاپیش سپاس وقدر دانی گردیده وصمیمانه تقاضا به عمل می آ ید که راس ساعت تعیین شده در محفل حضور به هم رسانند. 

دوستان که علا قه مند به ارائه مقاله و بیانیه هستند خواهشمندیم با ما تماس حاصل نمایند. 

تلفن ها: 

۶۳۸۲۴۱۵۴۲ ۰۰۳۱ / ۰۶۲۶۴۲۱۵۴۵ / ۰۶۴۷۹۴۹۹۵۲ /۰۶۵۴۲۵۲۳۶۹/۰۰۳۱ ۶۲۰۸۸۹۹۴۴ 

پست الکترونیک: 

esmatrafi@yahoo.com / halizadah@yahoo.com 

زمان: یکشنبه ۶ مارچ ا ز ساعت ۴ الی ختم 

مکان: 

Alem partycentrum,Wijkermeerweg 48,1948,NW Beverwijk Holland 

(ستاد برگزاری سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری—هالند)
—————————————————————

اطلاعیه شانزدهمین سالگرد شهادت استاد مزاری در کویته پاکستان  

   شهدا شمع محفل بشریت اند
راه حل مسئله ی افغانستان پذیرش یکدیگر است. ( رهبر شهید استاد مزاری )  

بنیاد رهبر شهید استاد مزاری ( ره ) مقیم کویته، شانزدهمین سالروز شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره) اولین شهید وحدت ملی و منادی عدالتخواهی در افغانستان و یاران همراهش هر یک شهید ابوذر غزنوی، شهید اخلاصی، شهید استاد ابراهیمی بهسودی، شهید سید علی علوی، شهید جان محمد ترکمنی، شهید عباس لومانی را طی یک محفل عمومی با حضور شخصیت های علمی، فرهنگی، اجتماعی و نمایندگان اقوام مختلف کشور گرامی می دارد.
از شما مردم مومن، آزاده و شهید پرور دعوت به عمل می آید که در این محفل بزرگداشت از مقام شهدا تشریف آورده همه با هم با راه و آرمانهای بلند بابه مزاری بزرگ و پیشوای عدالتخواهی تجدید میثاق نماییم.  

زمان: یکشنبه مورخ ۱۳ مارچ مطابق با ۲۲ حوت سال ۱۳۸۹ از ساعت ۲ بعدازظهر الی ختم محفل.
آدرس: ماشاالله شادی هال، بازار علی آباد، هزاره تاون.
————————————————————
اطلاعیه شانزدهمین سالگرد شهادت استاد مزاری در کشور نروژ
   ۹/۱۲/۱۳۸۹
سمینار شهید مزاری و « گفتمان کثرتگرایی سیاسی »   

شانزده بهار را در غروب پیشوایی گذر کرده ایم که عطر کلامهای جاودانه اش، فضای آلوده و غبار گرفته ی زمانه ی ما را معطر کرده است؛ مرد استوار و بردباری که زمین سوخته ازجهل و استبداد ما را اعتبار می بخشید و نسل تشنه کام و جوینده ی آزادی و آزادگی را به خود اندیشی، همگرایی، گفتگو و خویشتنداری دعوت می کرد.
به تجلیل از نام بلند و به بزرگداشت از عروج آسمانی آن منادی مفاهیم سبز، سمیناری با عنوان « شهید مزاری و گفتمان کثرتگرایی سیاسی» به منظور تبیین اندیشه های سیاسی، اجتماعی آن شهید همواره شاهد، در اسلو برگزار می گردد.
شرکت علاقمندان و هواخواهان عدالت مدار و مروت را از سراسر اروپا گرامی میداریم. باشد تا با این همایش و حضور فرزانگان کشور، به غنامندی گفتمان ملی، افزوده گردد.  

زمان: شنبه ۵ مارچ ۲۰۱۱، ساعت ۱۱ الی ۱۶
مکان: Bærum Pinsekirken
Elias Smiths Vei 13-14
1337 Sandvika
تلفن های تماس: ۹۶۸۵۷۳۳۱- ۹۱۲۴۲۴۴۹- ۹۲۴۰۹۷۲۳
( ستاد برگزاری تجلیل از سالروز شهادت رهبر شهید، نروژ)
—————————————————————
اطلاعیه شانزدهمین سالگرد شهادت استاد مزاری در کشور فنلند  

   ۹/۱۲/۱۳۸۹
من هیچ منافعی غیر از منافع شما ندارم.( بابه مزاری )
درخاطر افسرده، نگاری آمد
وندر دل شوریده، قراری آمد
بوی خوش نافه تتاری پیچید
گویا خبر، بابه مزاری آمد  

شانزدهمین سالگرد شهادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری را، که منادی عدالت اجتماعی، برابری حقوق و امتیازات شهروندی، تعیین حق سرنوشت و ایجاد وحدت ملی در جامعه متکثر افغانستان بود، در سمینار « مزاری و عدالت اجتماعی» یاد آن شهید وحدت ملی را گرامی می داریم.
حضور شما در این محفل، تجلیل از شهدای راه آزادی، برابری و برادری، دموکراسی نوپای وطن و نیز مایه دلگرمی رهروان راه عدالت خواهد بود.  

زمان: شنبه تاریخ ۵/۳/۲۰۱۱ از ساعت ۱۳ الی ۱۷ عصر
مکان: مرکز فرهنگی سالون استوا واقع در شرق هلسینکی جنب کتابخانه
(Turnlinnantie 1, 00900 Helsinki)
ستاد مردمی برگزاری سالگرد رهبر شهید مزاری- فنلند
نشانی تماس:
تلفن: ۰۴۰۵۳۹۷۹۶۶- ۰۴۴۰۵۲۴۳۴۴- ۰۴۱۵۰۲۲۷۴۸(۰۰۳۵۸)

ایمیل: ستاد مردمی برگزاری سالگرد رهبر شهید مزاری- semardomi89@gmail.com
—————————————————————–
کشور بلجیم

اطلاعیه ای برگزاری شانزدهمین سالروز رهبر شهید در بلجیم

مردی از تبار تبعیدیان، آوارگان ومحرومان زمان برخاست ودر محشری ازخون و آتش، بدون اندک هراسی، متین واستوار،قاطع و باوقار، صدای شکوهمندی مردمی را بلندکردکه نام، سیما،نژاد ، مذهب و جغرافیا اش را ازقرن ها بدینسو حرام و جرم اعلام کرده بودند. از آنجهت است که عظمت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری روزتا روز برجسته می شود، چون او نه در شرایط باثبات وامن، بلکه در بحبوحه ای جنگ خونین کوچه به کوچه و خانه به خانه ای شهر کابل، از مردم ، سرزمین، درکها واندیشه های عدالتخواهانه اش دفاع نمود. شهید مزاری، طلوع خیزش یک ملت بود که باورهای گذشته نسبت به جامعه هزاره را دگرگون نمود وبه جای آن باورهای تازه را به عنوان یک فرهنگ جدید وارد اذهان اجتماعی ساخت. از برکت برپایی همین فرهنگ است که هزاره ها مانند اقوام دیگر به جامعه خود افتخار میکنند.

رهبر شهید نه تنها به عنوان پیشوای نهضت عدالتخواهی و منادی راستین وحدت ملی در افغانستان شمرده میشود، بلکه اویکی از رهبران تاریخ جهانی بوده که درتقویم مبارزات عدالت طلبی بشری میتوان نام اورا در کنار نامهای : اسپارتاکوس، چگوارا، گاندی و ماندیلا قرارداد. از همان جهت است که در ۲۲ حوت، تاریخ عدالتخواهی قربانیان استبداد در هرجغرافیای که قرارداشته ودارند ، در وجود ” شهید مزاری ” بازخوانی میشود. گرچه در۲۲ حوت “منصور” عصر مادر نطع استبداد طالبی به خاطر حق طلبی و حق خواهی اش شهید میگردد. امانمیتوانند از جهان گستری اندیشه های آزادی خواهی و عدالت طلبی او جلوگیری کنند. برای محرومان اقغانستان ۲۲ حوت، در واقع به یک رستاخیز عظیمی تبدیل شده است که فرزندان بابه در اقصی نقاط جهان همه ساله از این روز به عنوان روز ” بابه ای شهید شان ” تجلیل می نمایند.

 

جامعه هزاره مقیم کشور بلجیم، شانزدهمین سالروز شهادت بابه را زیرنام ” مزاری ، مراد عدالت وآزادی ” برگزار می نماید. مقالات متعدد و سخنرانیهای ممتدی این محفل، درمورد شخصیت ، کارنامه ها ومبارزرات عدالتخواهانه ای رهبرشهید عمدتاً پیرامون نکات ذیل تمرکز دارد:

- اندیشه های شهید مزاری درراستای وحدت ملی در افغانستان .

- شهید مزاری، رهبر فرا ایدیالوژی .

- شهید مزاری واحیای هویت جامعه هزاره .

- شهید مزاری و طرح ۲۵ در صد نفوس جامعه هزاره و مشارکت ملی تمام اقوام افغانستان مطابق به شعاع وجودی شان.

- رهبری مقاومت تاریخی غرب کابل توسط شهید مزاری .

- شهید مزاری وبیداری شعور ملی جوامع محروم افغانستان .

- طرح نظام فدرالی از سوی شهید مزاری به خاطر جلوگیری از تجزیه افغانستان .

- شهید مزاری وطزح تغییر در ساختارهای اداری افغانستان.

- تاثیر مبارزه ای عملی واندیشوی شهید مزاری در حیات جمعی مردم افغانستان .

- شهید مزاری پیشوای نهضت عدالتخواهی درافغانستان .

- تداوم میراث تفکر واندیشه های شهید مزاری در شرایط امروزی .

- شهید مزاری محور اتحاد وهمبستگی جمعی ما .

باشرکت گسترده ای خود در شانزدهمین مراسم سالروز شهادت رهبر شهیددر کشوربلجیم ، به شکوهمندی محفل بیافزایید.

زمان : یکشنبه ۲۰مارچ ۲۰۱۱ میلادی .

مکان:

Antwerpen

Boterlaarbaan 89 B -2100 Deurne

وقت : شروع محفل ساعت یک بجه بعد از ظهر الی ختم محفل .

شماره ای بس های که ازاستقامت های مختلف شهر انتورپن مقابل تالار توقف می کنند:

۲۴۲ ,۴۲۰ ,۴۲۱ , ۴۲۲ , ۴۲۳ , ۴۲۹

نام ایستگاه بس ها:

Stevshoflei

همچنان تراموای ۲۴ نیز به فاصله ۳۰۰ متر دورترازمحل تالار توقف می کند.

نام ایستگاه تراموای ۲۴:

Mestputtelee

مغازه ای ALDI درجوار صالون محفل قرار دارد که خوب ترین نشانی برای راهیابی در تالار است وهم میتوان از پارکینک مغازه ای ALDI استفاده نمود.

تیلیفون های تماس:

۰۴۹۴۲۸۸۳۶ ,۰۴۹۶۸۲۸۷۰۳ , ۰۴۸۶۹۶۹۶۶ ,۰۴۹۷۷۷۱۰۶۳

ستاد برگزاری محفل ۱۶ مین سالروز رهبر شهید در کشور بلجیم
—————————————————————–

کشور روسیه

تجلیل از شانزدهمین سالروز شهادت رهبر شهید بابه مزاری در شهر مسکو

انجمن هزاره های مقیم شهر مسکو، از شانزدهمین سالروز شهادت رهبر عدالتخواه استاد مزاری بزرگ، تجلیل به عمل می آورند.

محل برگزاری: شهر مسکو، مترو لوبلینو، رستورانت ارخیدی

زمان: روز یکشنبه ۱۳ مارچ از ساعت ۶ بعد از ظهر تا ختم محفل

تلیفون های تماس: مهدی کلانتر زاده ۷۹۱۵۰۵۸۴۳۱۷ – حاجی حکیم نوری ۷۹۶۳۷۱۰۴۴۹۶ – حامد ظفری ۷۹۲۶۶۸۵۷۶۰۹

(انجمن هزاره های مقیم شهر مسکو) دیدگاه شما

منبع:غرجستان
--------------------------------------------
مهاجرین افغانی اولین قربانیان طرح هدفمند کردن یارانه ها در کشور ایران - سه شنبه هفتم دی 1389
اصلاح اقتصادی ایران،مرگ خاموش مهاجر افغان! - پنجشنبه دوم دی 1389
400 هزار كودك مهاجر درایران از درس محروم شد - جمعه نوزدهم آذر 1389
بامیان به روایت تصویر - چهارشنبه دهم آذر 1389
گل بخت - سه شنبه دوم آذر 1389
بررسی افغانستان از زاویه ی دیگر - جمعه هفتم آبان 1389
شدم عاشق سه صاد وجودت - سه شنبه بیستم مهر 1389
ایران و افغانستان ازدیدگاه دیگر مردم جهان - دوشنبه دوازدهم مهر 1389
چشمه ی قبرستان - یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
هزاره های کویته روز قدس را باخون خود گرامی داشت! - شنبه سیزدهم شهریور 1389
بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389 - چهارشنبه دهم شهریور 1389
درس های امام حسن برای جامعه ی هزاره - شنبه ششم شهریور 1389
وبسایت غرجستان - شنبه سی ام مرداد 1389
همه ای ایران، سرای من است! - یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسس شده "غرجستان" - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟ - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
شكايت نامه - شنبه دوم مرداد 1389
قابل توجه اتباع افغاني فاقد مجوز اقامت در ایران - شنبه دوم مرداد 1389
اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند: - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
ميزان اشتغال اتباع بيگانه در ايران، 1.5 ميليون نفر - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
نامۀ پيشواي عدالتخواهي رهبرشهيد استاد عبدالعلي مزاري (ره) به مركزفرهنگي نويسندگان افغانستان! - پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389
مهاجرین افغانی مقیم ایران، در انتظار ((آزمون)) دیگر! - یکشنبه بیستم تیر 1389
بیانیه ی حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
دو کلمه حرف حساب - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تخــــریب از نوع درجه: D - سه شنبه پانزدهم تیر 1389
وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟! - جمعه یازدهم تیر 1389
كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است - سه شنبه هشتم تیر 1389
فاصله اسلام ومسیحیت! - چهارشنبه دوم تیر 1389
شبکه تلویزون«راه فردا»ماهواره ی شد - دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دوجنایت ودو واکنش! - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر - دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
منابع قدرت دربدست آوردن رای اعتماد - جمعه بیست و یکم خرداد 1389
جمهوري سكوت اين روز ها به يك سایت كوچك وكم بننده تبديل شده است . - سه شنبه هجدهم خرداد 1389
ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز! - دوشنبه هفدهم خرداد 1389
قطعنامه صلح یا آغاز جنگ! - شنبه پانزدهم خرداد 1389
غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها! - پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389
بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران در واکنش به جنایات کوچی ها - سه شنبه یازدهم خرداد 1389
بعد از بهسود ناهورراانتخاب کردند! - دوشنبه دهم خرداد 1389
بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان - دوشنبه دهم خرداد 1389
خروج کوچی ها از بهسود و دایمیرداد و پایان تحصن نمایندگان هزارستان - شنبه هشتم خرداد 1389
دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر" - پنجشنبه ششم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری (ره) مبارک باد! - چهارشنبه پنجم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد! - سه شنبه چهارم خرداد 1389
حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته - سه شنبه چهارم خرداد 1389
نمای از آخرین وضعیت بهسود و دایمیرداد-شرح تصویری - سه شنبه چهارم خرداد 1389
تظاهرات در لندن در حمایت از مردم بهسود-به روایت تصویر - دوشنبه سوم خرداد 1389
مراسم هفدهمین سالگرد شهادت شهید محمد کبیر (مجیب) وبرادر شهیدش احمد گل - یکشنبه دوم خرداد 1389
حمله کوچیها به هزاره جات! وسکوت دانشجویان وطلبه های افغانی مقیم ایران! - یکشنبه دوم خرداد 1389
ما و جریان کوچی گری - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
راهپیمای عظیم مردم کابل به دفاع از مردم مظلوم بهسود-به روایت تصویر - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389

+ نوشته شده در  89/12/12ساعت 23:45  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

مهاجر

مهاجر
اينجا سرزمين عدالتهاست اينجا سرزميني است كه ولايت علي عليه السلام بر آن حكومت مي كنداينجا سخن از كرامت انسان است اينجا حرف اول را اسلام وارزشهاي اسلامي ،اخلاقي،انساني ميزند اينجا كشور حامي مستضعفان جهان ميباشد واينجا همه انتظار ظهور يگانه نجاتبخش بشريت مهدي موعود را ميكشند اينجا جمهوري اسلامي ايران هست.

ومن اينجا كي هستم؟

من كسي هستم كه وطنم حدود سه دهه قبل اسير جنگ قدرت ابر قدرت شرق(اتحاد جماهير شوروي)وابرقدرت غرب( ايالات متحده امريكا) شد.ابر قدرت شرق با سر كار آوردن حكومت هاي دست نشانده ودخالت مستقيم نظامي وارد عرصه شده . در برابر رقيب وي ابر قدرت غرب نيز بيكار ننشسته و با تجهيز نيروهاي جهادي به سلاح وكمك هاي مالي خود وارد جنگ غير مستقيم با اتحاد جماهير شوروي شد.

در اين جنگ قدرت بازنده اصلي آن افغانستان و مردمان مظلومش بود كه تمام زير بناهاي اقتصادي ، اجتماعي ،سياسي،فرهنگي ونظامي افغانستان از بين رفت با سرنگوني رژيم كمونيستي دكتر نجيب الله ابر قدرتها كه ديگر نفعي براي خود در جنگ افغانستان نمي ديدندافغانستان را به حال خود رها كردند.

در خلاء قدرتي كه ايجاد شده بود افغانستان ماند و تشنگان قدرت داخلي و منطقه اي .اينبار كشورهاي همسايه بسته به نوع منافع خود هركدام يك يا چند تنظيم جهادي را تحت حمايت مالي و تسليحاتي خود قرار دادند وجنگي ديگر را براه انداختند.اما اينبار افغانستان درگير جنگي تمام عيار شد.كه درآن شهر با شهر، خانه با خانه، برادر با برادر درگير شد اين جنگ كار را به جاي رساند كه سخن تجزيه افغانستان به ميان آمد.

در اين زمان افغانستان محلي امن براي فراريان عرب و جنگجويان خارجي تبديل شد كه نتيجه اش ظهور گروه بنياد گرا و متهجر طالبان بود و اين گروه كه در تمام صفوف خود به نيروهاي القاعده وابستگي شديد داشت و القاعده با افكار بلند پروازانه اش در يازده سپتامبر به مراكز اقتصادي ، نظامي وسياسي ايالات متحده حمله نمود ابر قدرت غرب كه از از اين گروه احساس خطر نمود بار ديگر متوجه افغانستان شد با لشكر كشي به افغانستان صفحه خونين ديگري را در تاريخ افغانستان رقم زد و تا كنون در گير جنگ با طالبان و القاعده ميباشد. هر روز با بمباران مناطق مسكوني از مردم بيگناه قرباني مي گيرد.

درحال حاضر كشور افغانستان با اقتصاد كاملا ويران با مردمي زير خط فقر در وضع اجتماعي و امنيتي بسيار بدي بسر مي برند پس نتيجه اين اوضاع نا به هنجار و اين سي سال جنگ چه خواهد بود.نتيجه اين سه دهه جنگ من هستم و چندين ميليون مانند من.

مردم مظلوم و ستمديده افغانستان در طول اين سه دهه مجبور به مهاجرت به كشورهاي همسايه و ديگر كشورها شد ند بسياري از مردم به كشور همسايه(جمهوري اسلامي ايران) كه داراي زبان ،فرهنگ و پيشينه تاريخي مشترك بودند مها جر شدند.

كشوري كه سرزمين عدالتهاست سرزميني است كه ولايت علي عليه السلام بر آن حكومت مي كنداينجا سخن از كرامت انسان است اينجا حرف اول را اسلام وارزشهاي اسلامي ،اخلاقي،انساني ميزند اينجا كشور حامي مستضعفان جهان ميباشد واينجا همه انتظار ظهور يگانه نجاتبخش بشريت مهدي موعود را مي كشند.

اينجا مهاجرين با گذشت بيست ودو سال از مهاجرشان هنوز به عنوان مهاجر وپناهنده شناخته نميشوند بلكه به عنوان يك متجاوز شناخته ميشوند ايا اين است عدالت ؟

اينجا همه از كرامت انساني دم ميزنند اما مهاجر افغان با انواع توهين و تحقير درهمه سطوح روبرو هست آيا مهاجر وپنا هنده افغان مشمول كرامت انساني نيست؟

اينجا كه حرف از حكومت امير مومنان علي عليه السلام هست آيا شايسته است كه نيروهاي حكومتي مهاجرين افغان را بدون ارتكاب هيچ جرمي با در دست داشتن كارتهاي صادره از سوي وزارت كشور روزها در شرايط سخت آنها را بازداشت نموده و در حين بازداشت به ضرب وشتم و توهين وتحقير آن بپردازد؟مگر داستان مهاجرين وانصار در صدر اسلام به گوش اين حكومت نرسيده؟

وقتي راهپيمايي هاي گسترده براي حمايت از مردم فلسطين ميكنيد اگر روزگاري آنها هم به اينجا مهاجر شود چنين رفتاري خواهيد داشت؟ايا اين صحيح است كه دانش آموزان افغان از تحصيل محروم شود يا بعد دوازده سال تحصيل نتواند به تحصيل خود ادامه دهد ويا خانواده هاي افغان با پرداخت هزينه هاي سنگين عوارض شهرداري پرداخت مبلغ هاي بالاي براي صدور برگهاي آمايش ورقم بالاي براي ثبت نام دانش آموزان خود در مدارس تحت فشار قرار گيرند ودر عوض دريافت چنين مبالغي هيچ گونه خدماتي به آنها ارائه نشود.

ايا اين است ارزشهاي اسلامي انساني؟

منبع                    نظرشما  
----------------------------------------

مهاجرین افغانی اولین قربانیان طرح هدفمند کردن یارانه ها در کشور ایران - سه شنبه هفتم دی 1389
اصلاح اقتصادی ایران،مرگ خاموش مهاجر افغان! - پنجشنبه دوم دی 1389
400 هزار كودك مهاجر درایران از درس محروم شد - جمعه نوزدهم آذر 1389
بامیان به روایت تصویر - چهارشنبه دهم آذر 1389
گل بخت - سه شنبه دوم آذر 1389
بررسی افغانستان از زاویه ی دیگر - جمعه هفتم آبان 1389
شدم عاشق سه صاد وجودت - سه شنبه بیستم مهر 1389
ایران و افغانستان ازدیدگاه دیگر مردم جهان - دوشنبه دوازدهم مهر 1389
چشمه ی قبرستان - یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
هزاره های کویته روز قدس را باخون خود گرامی داشت! - شنبه سیزدهم شهریور 1389
بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389 - چهارشنبه دهم شهریور 1389
درس های امام حسن برای جامعه ی هزاره - شنبه ششم شهریور 1389
وبسایت غرجستان - شنبه سی ام مرداد 1389
همه ای ایران، سرای من است! - یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسس شده "غرجستان" - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟ - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
شكايت نامه - شنبه دوم مرداد 1389
قابل توجه اتباع افغاني فاقد مجوز اقامت در ایران - شنبه دوم مرداد 1389
اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند: - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
ميزان اشتغال اتباع بيگانه در ايران، 1.5 ميليون نفر - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
نامۀ پيشواي عدالتخواهي رهبرشهيد استاد عبدالعلي مزاري (ره) به مركزفرهنگي نويسندگان افغانستان! - پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389
مهاجرین افغانی مقیم ایران، در انتظار ((آزمون)) دیگر! - یکشنبه بیستم تیر 1389
بیانیه ی حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
دو کلمه حرف حساب - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تخــــریب از نوع درجه: D - سه شنبه پانزدهم تیر 1389
وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟! - جمعه یازدهم تیر 1389
كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است - سه شنبه هشتم تیر 1389
فاصله اسلام ومسیحیت! - چهارشنبه دوم تیر 1389
شبکه تلویزون«راه فردا»ماهواره ی شد - دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دوجنایت ودو واکنش! - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر - دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
منابع قدرت دربدست آوردن رای اعتماد - جمعه بیست و یکم خرداد 1389
جمهوري سكوت اين روز ها به يك سایت كوچك وكم بننده تبديل شده است . - سه شنبه هجدهم خرداد 1389
ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز! - دوشنبه هفدهم خرداد 1389
قطعنامه صلح یا آغاز جنگ! - شنبه پانزدهم خرداد 1389
غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها! - پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389
بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران در واکنش به جنایات کوچی ها - سه شنبه یازدهم خرداد 1389
بعد از بهسود ناهورراانتخاب کردند! - دوشنبه دهم خرداد 1389
بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان - دوشنبه دهم خرداد 1389
خروج کوچی ها از بهسود و دایمیرداد و پایان تحصن نمایندگان هزارستان - شنبه هشتم خرداد 1389
دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر" - پنجشنبه ششم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری (ره) مبارک باد! - چهارشنبه پنجم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد! - سه شنبه چهارم خرداد 1389
حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته - سه شنبه چهارم خرداد 1389
نمای از آخرین وضعیت بهسود و دایمیرداد-شرح تصویری - سه شنبه چهارم خرداد 1389
تظاهرات در لندن در حمایت از مردم بهسود-به روایت تصویر - دوشنبه سوم خرداد 1389
مراسم هفدهمین سالگرد شهادت شهید محمد کبیر (مجیب) وبرادر شهیدش احمد گل - یکشنبه دوم خرداد 1389
حمله کوچیها به هزاره جات! وسکوت دانشجویان وطلبه های افغانی مقیم ایران! - یکشنبه دوم خرداد 1389
ما و جریان کوچی گری - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
راهپیمای عظیم مردم کابل به دفاع از مردم مظلوم بهسود-به روایت تصویر - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389

 

+ نوشته شده در  89/10/19ساعت 23:18  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

مهاجرین افغانی اولین قربانیان طرح هدفمند کردن یارانه ها در کشور ایران

همانطور که همه ی ما کم و بیش می دانیم در کشور ایران در این روزها طرح هدف مند کردن یارانه ها به شدت در حال اجرای شدن است.کشور جمهوری اسلامی ایران با این طرحش که در آن یک میلیون مهاجر را فراموش کرده است ثابت کرد که یکی از بی رحم ترین نظام ها در جهان است.

در اجرای این طرح (طرح آزاد سازی قیمت های بعضی اجناس ضروری مثل آب،برق،گاز،نان و…)نادیده گرفتن یک میلیون مهاجر افغانی دارای مجوز، که از سوی دولت ایران هم پذرفته شده می باشد، دل هر انسانی را به درد می آورد.

خیلی از صاحب نظران بر این باورند که این یک میلیون مهاجر افغانی در ایران، در پاین ترین سطح جامعه ایران زیر خط فقر زندگی می کنند.

دولت جمهوری اسلامی ایران همیشه شعار داده است که :«ایران یک کشور خیر خواه وکمک کننده به آورگان جنگ زده افغان و جوامع دیگر اسلامی می باشد.» ایران در حال این شعار ها را می دهد که برعکسش همیشه مهاجرین افغانی را در تنگنا های شدید اقتصادی و فرهنگی و… قرار داده است.(منع از تحصیل به بهانه های مختلف،گرفتن پول های بسیار زیاد به بهانه های مختلف(گرفتن عوارض شهرداری هر ۶ ماه ازهر خانواده مهاجر افغانی مبلغ ۳۰۰هزار تومان،تعویض کارت هویت هر شش ماه هر نفر مبلغ ۳۰ هزار تومان ،هزینه کارت کارگری هر کارگرهر شش ماه مبلغ ۱۰۰هزار تومان،هزینه ی تحصیل کودکان هر دانش آموزسالیانه مبلغ ۱۰۰هزار تومان ،عوارض مدرسه هر سال تقریبا از هر دانش آموز به دفعات مکرر هر بار ۳۰هزار تومان در سال حدود شش تا هفت بارکه بالای ۲۰۰ هزارتومان می شود)، کار ندادن مهاجرین در حداکثر کارگاه های دولتی و صنایع مواد غذای و به کار نگرفتن مهاجر افغانی در ادارات چه خصوصی و چه دولتی و بسیاری از بی عدالتی های اجتماعی دیگر از قبیل ندادن پول کاگر ها ی مهاجر از سوی کارفرمایان،پس ندادن پول که بابت رهن به صاحب خانه داده می شود،پیگیری نشدن شکایت های که از سوی مهاجرین به داد گاه های ایران می شود،زور گیری های خیابانی و…،نزدن هیچ گونه سند رسمی خرید کالا از قبیل ماشین،موبایل،متور،کارهای تجاری و… به اسم مهاجر افغانی.)

این همه فشارهای اقتصادی و در تنگنا قراردادن مهاجرین بی کس و بی پناه کم بود که حالا با آزاد سازی قیمت ها که در طرح آن مهاجرین نادیده گرفته شده است میخواهند فشار ها را چند برابر کنند؟

هر خانواده افغانی معمولا ۶تا ۷ نفر هستند که فقط یک نفر شاغل(معمولاپدریا بعضا پسربرزکتر خانواده) دارند که حد اکثر دست مزد آنها هم ماهیانه بالای ۳۰۰ هزار تومان نیست.با این ۳۰۰ هزار تومان باید کجای از درد این خانواده های بی کس و بی پناه درمان شود؟بهای برق،گاز، آب،نان و…یا هزینه های که دولت ایران به هر بهانه ی از مهاجرین می گیردویا خرج زندگی فقیرانه آنها؟ 

برق و آب و گاز که قبلا ماهیانه ۱۰ هزار تومان بود حالا برای هر کدام باید بالای ۵۰هزار تومان داده شود،نان که ۲۰-۱۰۰-۲۰۰ بو حالا باید ۱۰۰-۳۰۰-و ۴۰۰ تومان بخرند،این یعنی به مرگ گرفتن مهاجرین افغانی از سوی دولت ایران و به تب راضی کردن آنها.

در اکثر موارید اعتراض های که از سوی مهاجرین در ادرات دولتی،بانکها و یا جاهای دیگر صورت گرفته است،معمولا همه جواب ها چه از سوی کارمندان دولتی و چه از سوی عام فقط یک جمله کوتاه و تحقیر آمیز(راضی نیستید برگردین مملکت خودتون) بوده است.خب اگر این طوراست پس آن شعارهای اسلامی و انسان دوستی چه می شود؟این را همه خوب میداند که ما از سر شوق به مملکت شما نیامدیم اگر مجبورنباشیم ما حتی یک لحظه هم حاضر نیستیم که در اینجا باشیم،جبر زمان مارا واداشته است تا برای نجات جان خیش، راه مهاجرت را درپیش گیریم و جبر اسلام مارا واداشته است تا از ممالک اسلامی پناه جویم، مگر خداوند در قرآن کریم نگفته است که:«آیا زمین خداوند پهناور نیست که دران مهاجرت کنید!سوره نساء آیه ۱۶» در این صورت آیا بازهم میتوانید بگوئید که یکی از کشورهای پیرو قرآن و دین اسلام هستید؟اگر واقعا از مردم افغانستان این قدر متنفر هستید چرا از اول گذاشتید که مهاجر افغانی وارید کشورتان شود؟

آنگاه که طفلی سیلی خورده ی بودم با شنیدن زجه هایم به عنوان دوست هم فرهنگ،هم زبان ،هم  دین و مذهب و هم ریشه و خون ،آغوشت را برای استقبال از من باز کردی و مرا به گرمی در آغوشت فشردی طوری که اندکی از درد هایم تسکین یافت.حال که من زاده اینجا هستم و با تمام رسم و رواج و آین و فرهنگ محلی شما خو گرفته ام و از کشورم هیچ خاطره ی در دل ندارم،بی انصاف میخواهی این گونه مرا از خود برانی؟

کمرم خم شده است از این همه بی عدالتی های اجتماعی و بار سنگین اقتصادی که بر من تحمیل می شود.شبها که میخوابم به فکر این هستم که فردا چطوری بتوانم خرج عیالم را بدهم،عیالم همیشه چشم به در است تا لحظه ی که من به خانه بر گردم،او نگران است و ازاین میترسد که هر آن ممکن است من را رد مرز کنند و او تنها حامی و سرپرست خود و بچه هایش را از دست بدهد. 

شما اگر واقعا دین اسلام را آن طور که هست قبول ندارید حداقل بر شعارهای ایران بزرگ و ایران باستان خود پایدار بمانید.مگر نه این است که همیشه ادعا می کنید که افغانستان جزء از پیکره ی ایران بزرگ است و هرگیز ما آنرا از ایران جدا نمیدانیم؟

در عرف جامعه اسلامی هر مسلمان که در یک کشور اسلامی زندگی می کند و برای آبادی و پیشرفت آن کشور تلاش می کند ومالیات می پردازد ، جزء از افراد آن کشور به حساب می آید و باید از تمام حمایت های دولتی و حقوق شهروندی آنجا برخوردار باشد.این قانون که در اصل یک قانون اسلامی می باشد،حالا با کمی تغیر(فراتراز مرزهای دینی احترام به انسانیت) در قانون بین الملل هم (به استثنای ممالک اسلامی!) به ثبت رسیده است.

در حال حاضر که جهان به سرعت در حال رشد وبرای انسان سازی تلاش می کند، کشورهای غیر مسلمان از حد اکثر قوانین شایسته اسلامی به نفع انسان و انسانیت استفاده می کنند.این در حال است که کشورهای اسلامی به سرعت در حال ساخت قوانین جدید از اسلام هر کدام به نفع خود شان و انکار دیگران هستند که با این کار شان بشیترین ضربه را به دین مبین اسلام زده اند.

کجاست آن دولت ناب محمدی که حامی مستضعفین بود؟،کجاست آن دولت علی ابن ابوطالب(ع) که امروز بعضی ها خود را الگوی از حکومتش می دانند در حال که ۱۸۰ درجه از هم فاصله دارند.

منبع وبسایت غرجستان         نظرشما

-----------------------------------------------------

اصلاح اقتصادی ایران،مرگ خاموش مهاجر افغان! - پنجشنبه دوم دی 1389
400 هزار كودك مهاجر درایران از درس محروم شد - جمعه نوزدهم آذر 1389
بامیان به روایت تصویر - چهارشنبه دهم آذر 1389
گل بخت - سه شنبه دوم آذر 1389
بررسی افغانستان از زاویه ی دیگر - جمعه هفتم آبان 1389
شدم عاشق سه صاد وجودت - سه شنبه بیستم مهر 1389
ایران و افغانستان ازدیدگاه دیگر مردم جهان - دوشنبه دوازدهم مهر 1389
چشمه ی قبرستان - یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
هزاره های کویته روز قدس را باخون خود گرامی داشت! - شنبه سیزدهم شهریور 1389
بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389 - چهارشنبه دهم شهریور 1389
درس های امام حسن برای جامعه ی هزاره - شنبه ششم شهریور 1389
وبسایت غرجستان - شنبه سی ام مرداد 1389
همه ای ایران، سرای من است! - یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسس شده "غرجستان" - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟ - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
شكايت نامه - شنبه دوم مرداد 1389
قابل توجه اتباع افغاني فاقد مجوز اقامت در ایران - شنبه دوم مرداد 1389
اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند: - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
ميزان اشتغال اتباع بيگانه در ايران، 1.5 ميليون نفر - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
نامۀ پيشواي عدالتخواهي رهبرشهيد استاد عبدالعلي مزاري (ره) به مركزفرهنگي نويسندگان افغانستان! - پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389
مهاجرین افغانی مقیم ایران، در انتظار ((آزمون)) دیگر! - یکشنبه بیستم تیر 1389
بیانیه ی حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
دو کلمه حرف حساب - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تخــــریب از نوع درجه: D - سه شنبه پانزدهم تیر 1389
وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟! - جمعه یازدهم تیر 1389
كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است - سه شنبه هشتم تیر 1389
فاصله اسلام ومسیحیت! - چهارشنبه دوم تیر 1389
شبکه تلویزون«راه فردا»ماهواره ی شد - دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دوجنایت ودو واکنش! - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر - دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
منابع قدرت دربدست آوردن رای اعتماد - جمعه بیست و یکم خرداد 1389
جمهوري سكوت اين روز ها به يك سایت كوچك وكم بننده تبديل شده است . - سه شنبه هجدهم خرداد 1389
ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز! - دوشنبه هفدهم خرداد 1389
قطعنامه صلح یا آغاز جنگ! - شنبه پانزدهم خرداد 1389
غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها! - پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389
بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران در واکنش به جنایات کوچی ها - سه شنبه یازدهم خرداد 1389
بعد از بهسود ناهورراانتخاب کردند! - دوشنبه دهم خرداد 1389
بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان - دوشنبه دهم خرداد 1389
خروج کوچی ها از بهسود و دایمیرداد و پایان تحصن نمایندگان هزارستان - شنبه هشتم خرداد 1389
دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر" - پنجشنبه ششم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری (ره) مبارک باد! - چهارشنبه پنجم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد! - سه شنبه چهارم خرداد 1389
حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته - سه شنبه چهارم خرداد 1389
نمای از آخرین وضعیت بهسود و دایمیرداد-شرح تصویری - سه شنبه چهارم خرداد 1389
تظاهرات در لندن در حمایت از مردم بهسود-به روایت تصویر - دوشنبه سوم خرداد 1389
مراسم هفدهمین سالگرد شهادت شهید محمد کبیر (مجیب) وبرادر شهیدش احمد گل - یکشنبه دوم خرداد 1389
حمله کوچیها به هزاره جات! وسکوت دانشجویان وطلبه های افغانی مقیم ایران! - یکشنبه دوم خرداد 1389
ما و جریان کوچی گری - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
راهپیمای عظیم مردم کابل به دفاع از مردم مظلوم بهسود-به روایت تصویر - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
جنایات وحشیانه کوچی ها به روایت تصویر - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389

+ نوشته شده در  89/10/07ساعت 23:0  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

اصلاح اقتصادی ایران،مرگ خاموش مهاجر افغان!

 

نان

قیمت جدید انواع نان در تهران اعلام شد.

نان سنگگ:قیمت قبلی۱۲۵ تومان جدید ۴۰۰ تومان

نان بربری: قیمت قبلی۱۰۰تومان جدید ۳۰۰ تومان

نان تافتون: قیمت قبلی۵۰ تومان جدید ۲۰۰تومان

نان لواش: قیمت قبلی ۲۰تومان جدید۱۰۰تومان

منبع           نظرشما

------------------------------------

بامیان به روایت تصویر - چهارشنبه دهم آذر 1389
گل بخت - سه شنبه دوم آذر 1389
بررسی افغانستان از زاویه ی دیگر - جمعه هفتم آبان 1389
شدم عاشق سه صاد وجودت - سه شنبه بیستم مهر 1389
ایران و افغانستان ازدیدگاه دیگر مردم جهان - دوشنبه دوازدهم مهر 1389
چشمه ی قبرستان - یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389
هزاره های کویته روز قدس را باخون خود گرامی داشت! - شنبه سیزدهم شهریور 1389
بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389 - چهارشنبه دهم شهریور 1389
درس های امام حسن برای جامعه ی هزاره - شنبه ششم شهریور 1389
وبسایت غرجستان - شنبه سی ام مرداد 1389
همه ای ایران، سرای من است! - یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389
بیانیه سایت تازه تاسس شده "غرجستان" - سه شنبه نوزدهم مرداد 1389
چرا تا هنوز حوادث خونین کربلای میدان شهر و دایکندی مبهم مانده است؟ - دوشنبه یازدهم مرداد 1389
شكايت نامه - شنبه دوم مرداد 1389
قابل توجه اتباع افغاني فاقد مجوز اقامت در ایران - شنبه دوم مرداد 1389
اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند: - دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389
ميزان اشتغال اتباع بيگانه در ايران، 1.5 ميليون نفر - یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389
نامۀ پيشواي عدالتخواهي رهبرشهيد استاد عبدالعلي مزاري (ره) به مركزفرهنگي نويسندگان افغانستان! - پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389
مهاجرین افغانی مقیم ایران، در انتظار ((آزمون)) دیگر! - یکشنبه بیستم تیر 1389
بیانیه ی حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
دو کلمه حرف حساب - چهارشنبه شانزدهم تیر 1389
تخــــریب از نوع درجه: D - سه شنبه پانزدهم تیر 1389
وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟! - جمعه یازدهم تیر 1389
كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است - سه شنبه هشتم تیر 1389
فاصله اسلام ومسیحیت! - چهارشنبه دوم تیر 1389
شبکه تلویزون«راه فردا»ماهواره ی شد - دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دوجنایت ودو واکنش! - پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر - دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389
منابع قدرت دربدست آوردن رای اعتماد - جمعه بیست و یکم خرداد 1389
جمهوري سكوت اين روز ها به يك سایت كوچك وكم بننده تبديل شده است . - سه شنبه هجدهم خرداد 1389
ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز! - دوشنبه هفدهم خرداد 1389
قطعنامه صلح یا آغاز جنگ! - شنبه پانزدهم خرداد 1389
غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها! - پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389
بیانیه مشترک دانشجویان افغانستانی در ایران در واکنش به جنایات کوچی ها - سه شنبه یازدهم خرداد 1389
بعد از بهسود ناهورراانتخاب کردند! - دوشنبه دهم خرداد 1389
بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان - دوشنبه دهم خرداد 1389
خروج کوچی ها از بهسود و دایمیرداد و پایان تحصن نمایندگان هزارستان - شنبه هشتم خرداد 1389
دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر" - پنجشنبه ششم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری (ره) مبارک باد! - چهارشنبه پنجم خرداد 1389
پنجم جوزا، سالروز ولادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری "رح" مبارک باد! - سه شنبه چهارم خرداد 1389
حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته - سه شنبه چهارم خرداد 1389
نمای از آخرین وضعیت بهسود و دایمیرداد-شرح تصویری - سه شنبه چهارم خرداد 1389
تظاهرات در لندن در حمایت از مردم بهسود-به روایت تصویر - دوشنبه سوم خرداد 1389
مراسم هفدهمین سالگرد شهادت شهید محمد کبیر (مجیب) وبرادر شهیدش احمد گل - یکشنبه دوم خرداد 1389
حمله کوچیها به هزاره جات! وسکوت دانشجویان وطلبه های افغانی مقیم ایران! - یکشنبه دوم خرداد 1389
ما و جریان کوچی گری - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
راهپیمای عظیم مردم کابل به دفاع از مردم مظلوم بهسود-به روایت تصویر - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
جنایات وحشیانه کوچی ها به روایت تصویر - جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
به نظر شما در حال حاضر بهترین گزینه برای دفع حملات کوچیها چیست؟ - پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389

+ نوشته شده در  89/10/02ساعت 20:20  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

مطالب قدیمی‌تر