بزرگداشت شهید مزاری توسط ازبیکها و ترکمنهای افغانستان
محمد همایون سرخابی لندن-14 مارچ 2010
خواهران و برادران ارزشمند اسلام و علیکم و رحمت الله و برکاة !
اجازه بدهید نخست از همه ، درود های گرم خود و همه ای اوزبیکها و ترکمن های افغانستان مقیم بریتانیا و بخصوص سترجنرال عبدالرشید دوستم رهبر گرامی و بنیان گذار جنبش ، ملی ، اسلامی افغانستان را به روان پاک پیر مرد عقل و خرد ، رهبر نستوه زحمتکشان و ریسمان به دوشان کشور بابه مزاری شهید تقدیم نموده و تشریف آوری شما عزیزان را در این محفل پر شکوه از صمیم قلب خوش آمدید و تهنیت عرض نمایم .
دوستان ارجمند و حاضرین گرامی : مردم جنگ زده میهن ما درست 15 سال قبل از امروز یعنی به تاریخ 23 حوت 1373 خورشیدی شاهد درامه ء ننگین ، حادثه ء خونین و تراژیدی چرکین و بی شرمانه گروه خفاشان بزدل و آدم کشان بی فرهنگ و عهد شکنی بودند ، که تاریخ کشور ما از ذکر نام آن برای همیش عار و نفرت خواهد داشت .
بابه مزاری شهید حامل پیام همبستگی و وحدت ملی در کشور جنگ زده ما افغانستان بود . او مداخلات اجانب و بخصوص کشور های همسایه را در امور داخلی میهن مردود میشمرد و سخت از آن رنج میبرد .
مزاری شهید با صدای رسای خویش آرمان های دیر پای اقلیت های تحقیر شده ء میهن را با متانت و دلیری به داوری میگرفت و جسورانه بازگو میکرد . او مرز های نا مقدس و نامیمون عدم اعتماد و ناباوری میان اقوام و ملیت های کشور را محصول سیاست های نادرست ، خشن و تفوق طلبانه ء زمام داران فاسد و فاشیست گذشته میدانست .
مزاری شهید فرزند رنج و عذاب بود ، از امتیاز طلبی ها ، عظمت طلبی ها تفوق طلبی ها متنفر و با گرایش های خصومت ملی ، تنگ نظری محلی ، بنیاد گرائی مذهبی ، زن ستیزی ، و مردسالاری آشتی ناپذیر . او از زور گوئی و خود مهتر بینی یک قوم بر اقوام دیگر نفرت داشت ، ترور و کشتار بی رحمانه ، انتقام جوئی ، چور و غارت اموال مردم را گناه میشمرد و بی خوف و بی حراس در افشا چهره های خائنین ملی که از خارج کشور دستور حاصل مینمودند از هیچ گونه سعی و تلاش دریغ نه می ورزید و با آنها آشتی ناپذیر بود .
مزاری شهید با صراحت بیان مینمود که : دشمنان رفاه و سعادت مردم ما با استفاده از عقاید پاک مذهبی مردم ، در جهت گسترش جنگ های ویرانگر و تسلط فرهنگ قرون اوستائی و تحقق اهداف شوم دشمنان وطن ناجوانمردانه تلاش می ور زند تا مردم افغانستان را برای همیش در باتلاق جنگ های قومی و مذهبی نگاهداشته و خود از آن سود برند .
او خصومت میان مجاهدین و دیگر اندیشان و روشنفکران میهن را مردود میشمرد و با قاطعیت اصرار می ورزید که نباید این ثروت های با ارزش ملی وسیله تحقق پلان های خشن و شوم دشمنان سوگند خورده مردم ما گردند . او عقیده داشت ، ارتباط هر فردی از افراد جامعه با پروردگارش ارتباط آگاهانه ، قلبی ، داوطلبانه و آزادانه است که نه بر خوف و ارعاب این جهان بلکه بر معنویت تکیه دارد . زیرا معرفت واقعی از راه نیک ، اندیشه و عمل نیک بدست می آید که آن یک موهبت آلهی است نه از راه ابتذال که متاسفانه به اسلام عزیز نسبت داده اند . او عقیده داشت هر آنچه خدای (ج) در مورد اتحاد ، صلح و اخوت میان مومنان امر فرموده اخلاق و جز ایمان است ، این فطرت انسان است که میتواند حقیقت را به درستی جذب کند و از آن به نفع هموطنان و همه بشریت استفاده نیک نماید . او تظاهر دینی را در جامعه ء سنتی ما به باد انتقاد میگرفت و با صراحت بیان میکرد که ، شکل گیری تظاهر دینی در کشور عزیز ما ارزش های اخلاقی جامعه را به سطح پائین آن نزول بخشیده و توانسته است تا عده بیشتر از مردم مومن را در گرو انحصار منافع شخصی خود نگاه داشته و طور دلخواه از آنها به نفع دشمنان وطن و زر اندوزی شخصی استفاده نمایند .
حاضرین گرامی و دوستان ارجمند ! در این ایامی که ما در سوگ نبود بابه مزاری شهید گرد هم آمده ایم ، در کشور جنگ زده ما ، افزایش روز افزون میزان فقر، تنگدستی و بیکاری همه مردم کشور را به ستوه آورده است . تعداد بی نوایان ، تهی دستان و مبتلایان به مواد مخدر در همه مناطق میهن روبه افزایش گذاشته است . گسترش فساد اداری ، اختلاس ، رشوه ، غصب دارایی های عامه ، غارت و چپاول کمک های جامعه بین المللی به اشکال نوین آن ، چنان فضای مرگبار و اسف انگیزی را به وجود آورده است که ، تحمل بیشتر آن برای مردم ما مشکل و حتی نا ممکن گردیده است . مردم صبور ما امید به آینده شکوفا و زندگی بهتر برای فرزندان خود را از دست داده اند . کشت ، تولید و قاچاق مواد مخدر با همکاری بعضی از اراکین سود جوی دولت قوس سعودی خود را پیموده است .
عده ای از عناصر فرصت طلب با استفاده از پالیسی اقتصاد بازار آزاد به بیشترین سود جویی و غارت سرمایه های ملی دست یازیده و کارد را به استخوان ملت مظلوم ما رسانیده اند . خود سوزی دختران و زنان ، اختطاف و فروش اعضای بدن کودکان ، تجاوز جنسی به اطفال و نوجوانان که وجدان هر انسان را تکان میدهد زبان گویایی از وضع نا به سامان امنیتی کشور است دولت با گذشت هر روز قدرت مقابله با طالبان اجیر و بی فرهنگ را از دست میدهد . زیرا بخشی از نیروی های اصلی گردانندگان قدرت در گرو انحصار طالبان نکتایی پوش داخل حاکمیت میباشد . این تیم مافیایی بیگانه پرست از مجاری مختلف با وسایل و امکانات وسیع مالی و پولی عمداً وضعیت امنیتی کشور را به مخاطره انداخته و مذبوحانه سعی و تلاش دارند تا زمینه برگشت طالبان و یا اعاده حاکمیت تک قومی را به شکل نوین آن در کشور مساعد سازند . در حالیکه تا کنون خون هزاران هموطن بی دفاع و بی گناه ما در تاکستان های شمالی ، شهر یکاولنگ و بامیان و شهرهای مزارشریف ، جوزجان ، فاریاب ، تخار ، هرات و کابل نه خشکیده ، سخن از مذاکره با طالبان مزدور و اشتراک شان در حاکمیت است و آن را گامی به سوی تامین صلح و آشتی ملی میدانند . درحالی که این گروه بی فرهنگ به دستور تروریستان بین المللی و القاعده مردم بیچاره ما را در اکثر نقاط کشور و بخصوص ولایت های شرقی و جنوبی به گروگان گرفته دین و مذهب را به چهره مرگ و خون به جهانیان عرضه داشته و هزاران تن مردم بی دفاع و رنجدیده ما را زیر خم پاره های آتش افزا و مرگبار ناتو قرار داده است . حاضرین گرامی ، خواهران و برادران ارجمند ! بابه مزاری شهید با صراحت بیان مینمود همبستگی ملی بدون تقسیم عادلانه قدرت و اشتراک مساویانه همه اقوام و ملیت های کشور در حاکمیت نا ممکن است . آنانی که در لاک اندیشه های خشک و خنک برتری جویی های قومی و زبانی به سختی فرو رفته و از نفی دیگران لذت میبرند باید خوب بدانند که کشور و مردم دلیر امروزی ما کشور و مردم دیروز نیستند و هرگز نمیتوان به شیوه گذشته بر آنها حکومت و آقایی کرد و وطن را از کاروان شتابنده پیشرفت و ترقی محروم نگهداشت . او میگفت : تا زمانیکه همه اقوام این کشور بنابر شعاع و جودی شان ، خود را در حاکمیت مشاهده و لمس ننمایند هرگز صلح و آرامش و وحدت واقعی ملی تامین نخواهد شد . او عقیده داشت نظامی که بتواند متضمن صلح و ثبات دایمی و پیام آور حق و عدالت در کشور باشد نظام فدرال است . زیرا ایجاد یک چنین نظام متکی به دموکراسی پارلمانی که بر اساس اصول حقوق بشر و احترام به حقوق اساسی همه اتباع و قانون بنا گردیده باشد ، میتواند پاسخگوی خواست های بر حق همه مردم کشور گردد . نظام فدرال یکی از بهترین ساختار های حکومتی به منظور حل مشکل گوناگون ملیت ها ، فرهنگ ها و غیره پرابلم های اجتماعی به خصوص در کشور های کثیر الملت مانند افغانستان بوده و بهترین وسیله برای تحکیم پایه های وحدت ملی به شمار می آید .
نظام فدرال یکی از مهمترین و ساده ترین طریقه مشارکت توده ها در زندگی اجتماعی است که توده ها میتوانند نمایندگان خود را بر اساس شایستگی ، دانش ، بینش ، تقوا و منافع کل جامعه ، طور آزاد مستقیم ، برابر و مخفی انتخاب نمایند .
نظام فدرال فضای مشارکت هرچه وسیعتر همه مردم را در زندگی سیاسی شان بهتر مساعد نموده و کشور را به ایالت های کوچک تر با حکومت های منتخب و متحد تقسیم و زمینه نزدیکی آنها را به دولت و سیاستمداران بیشتر می سازد . زیرا شرایط اشتراک و دخالت در زندگی سیاسی جامعه بر آنها آسان تر میگردد . اصلاحات اجتماعی در نظام فدرال راحت تر انجام می پذیرد به این معنی که بسیاری از اصلاحات نوین را میتوان در یک ایالت طور نمونه به تجربه گذاشت و در صورت موفقیت ، آن را به سایر ایالات گسترش داد ، ولی در صورت نتایج منفی ضرر آن صرف بخش کوچکی از شهروندان را در بر خواهد گرفت نه همه کشور را .
نظام فدرال شانس اپوزسیون و مدعیان قدرت را افزایش بخشیده و به استقرار و گسترش دموکراسی کمک فراوانی میکند و این امر توانایی و یا ناتوانی مدعیان قدرت و مخالفین را در حل مسایل اجتماعی عملاً به نمایش و قضاوت مردم میگذارد و بر اساس آن شهروندان میتوانند با آگاهی ، تجربه و شناخت بیشتری در انتخابات دوره بعدی شرکت ورزیده و تصمیم موثر و بجا در انتخاب افراد شایسته اتخاذ نمایند .
نظام فدرال وسیله خوبی برای تربیت کدر ها و رهبری سیاسی آینده کشور است ، زیرا برای سیاستمداران این امکان میسر میگردد که توانایی ، شایستگی ، صداقت و وطن پرستی خود را در عمل در ایالت ها ، از خود نشان داده و در صورت ابراز لیاقت به مقامات بالاتر رهبری کشور برسند . چنانچه در کشور آلمان همه رهبران شان از سال 1966 به بعد قبل از انتخاب شان به کرسی های رهبری کشور ، رئیس قوه اجرائی ایالتی بوده اند .
نظام فدرال از یک سو موجب تعمیق و گسترش تقسیم و کنترول قوای حکومت میگردد و از سوی دیگر از تمرکز و انحصار غیر ضروری قدرت جلوگیری نموده و زمینه انجام رقابت های سالم به نفع مردم ، عمران و آبادانی بهتر و بیشتر ایالت ها را مساعد و مهیا می سازد .
پارلمان که ممثل اراده ملت است در نظام فدرال نقش عمده و اساسی دارد . طبق قانون فدرال قوای دولت ناشی از اراده ملت است که در رای گیری و انتخابات قوای سه گانه ( تقنینیه ، قضائیه و اجرائی ) عرض وجود میکند . در نظام فدرال رئیس جمهور توسط مجمع ملی که متشکل از اعضای شورای ملی و اعضای مجلس نمایندگان ایالت ها است انتخاب میشود . صدراعظم یا رئیس قوه اجرائی و رئیس قوه قضائیه توسط رئیس جمهور به مجلس بزرگ ملی که متشکل از نمایندگان شورای ملی و نمایندگان شورا های ایالتی می باشد غرض اخذ رای اعتماد معرفی میگردد . رئیس شورای ملی از میان روسای ایالت ها به صورت دوره ای و برای مدت کوتاه یک سال انتخاب میشود و در بعضی حالات رئیس شورای ملی قایم مقام و جانشین رئیس جمهور نیز میگردد . شورای ملی دارای کمیسیون های مختلف است و جلسه شورای ملی هر سه هفته یک بار تشکیل میشود و وظیفه اساسی و عمده آن تصویب قوانین و مراقبت از تطبیق آن در سراسر کشور است . در نظام فدرال قوای حکومت میان حکومت مقتدر مرکزی و حکومت هریک از ایالت ها تقسیم میگردد و به دنبال آن قدرت هر یک از این ارگان ها و حکومت کنند گان محدود شده و از یک سو باهم همکاری میکنند و از سوی دیگر یکدیگر را کنترول نیز مینمایند و از اعمال قدرت در دست عده ای معدودی جلوگیری میشود .
نظام فدرال در اکثر کشور های جهان از جمله ایالات متحده آمریکا ، آلمان ، هندوستان ، پاکستان ، روسیه ، سویس ، مالیزیا ، امارات متحده عرب و غیره کشور های خورد و بزرگ جهان نتایج مثبت ببار آورده است . بناً تحقق این نظام پاسخ مثبتی است به خواست های دیر پای همه مردم کشور و وسیله موثری است در جهت تامین صلح دوامدار ، وحدت ملی ، باز سازی و مشارکت همه اقوام در قدرت اداره دولت .
خواهران و برادران گرانقدر ! آنانی که غیر آگاهانه از استقرار نظام فدرال در کشور عزیز ما افغانستان بیم داشته و بر ضد آن تبلیغ مینمایند به خطا رفته اند ، زیرا خوش بختانه امروز مردم کشور ما در جریان یک پروسه طولانی با اشتراکات زبان ، زمین ، زندگی باهمی ، اجتماعی و روانی که در خصوصیات فرهنگ ملی ما آشکارا تجلی دارد ، رفته رفته خصایل مشترک ملی پیدا نموده و به بیهوده گی اختلافات قومی ، زبانی و مذهبی پی برده و به سوی تشکل یک ملت واحد گام های استوار بر میدارند . در فرجام با تقدیم دعا و تهیات به روان پاک بابه مزاری شهید که دیگر نامش به قلوب همه ء روشنفکران میهن ما نیز به اسطوره مقاومت مبدل شده ، برای همه ره روانش موفقیت آرزو می نمایم .
ومن الله التوفیق
محمد همایون سرخابی
لندن 15 مارچ 2010