هزاره پیوند

فقر بامیان به تلویزیون ایران هم رسید

شبکه سوم تلویزیون ایران در برنامه خبر شبانگاهی یکشنبه۱۳۹۱/۸/۲۰ گزارشی کوتاهی از مغاره نشینان بامیان پخش کرد. دراین گزارش کوتاه مغاره نشینان از کمبود امکانات گفتند واز اینکه زندگی را به سختی می‌گذرانند. این گزارش بخش اندکی از واقعیت‌ها وفقر مردم هزاره ساکن بامیان را به تصویر کشید.

تهیه وپخش چنین برنامه‌های در نفس خود بسیار با ارزش است، امانحوه‌ای تهیه وپخش چنین گزارشاتی است که وزن آنرا دربین بینندگان سنگین‌تر ویا سبک‌تر می‌کند.

هدف از تهیه گزارش یاد شده این بود که بگوید؛ حضور یک دهه نیروهای آمریکا در افغانستان باعث شده است که مغاره نشینان بامیان به این حال وروز بیفتد ودچار فقر وبدبختی بشوند. این درحالی است که هیچ شهروند افغانستانی توقع ندارد نیروهای نظامی خارجی بیایند وامکانات رفاهی در بین مردم تقسیم کنند.

در این گزارش از به غارت رفتن آثار باستانی توسط یک شرکت پیمان کاری اشاره شد ولی هیچگونه اشاره‌ای به بودای ۵۳ متری که توسط طالبان تخریب شد، نشد. در این گزارش از فقر مردم گفته شد، ولی به دلهای بزرگ وصبر ایوب وار ورفتار متمدانه آن‌ها اشاره‌ای نشد. ازاینکه والی با میان یک زن است. اینکه بامیان جز امن‌ترین استانهای افغانستان است. ازینکه در طول یک دهه بیشترین اعتراضات مدنی مسالمت آمیز وبدون خشونت ودرگیری را مردم بامیان داشته‌اند. ازاینکه آن‌ها برای بی‌برقی شهرشان، فانوس ساختند وبه وزیر بی‌کفایت ونژاد پرست انرِژی وآب هدیه کردند. ازاینکه برای بی‌آسفالتی جاده‌ها، سرک‌‌هایشان را کاه گل کردند. از اینکه برای نبود آب آشامیدنی، به یک خر، که وظیفه آب رسانی را داشت، تقدیرنامه دادند.

 فقر مردم بامیان مربوط به ده سال اخیر نیست وهیچ ربطی به حضور نیروهای خارجی ندارد بلکه این فقر، شرمندگی تاریخ است. شرمندگی بشریت است. این فقر حاصل بیماری وجنون قوم گرای ونژاد پرستی است، حاصل تب وجدان است، حاصل نحیف شدن انسانیت است.

گزارشگر که چشم دیدن اندک بیشرفت بامیان را نداشت، از بلندای مغاره‌ها واز جای خالی مجسمه تخریب شده بودا، بدون اینکه دوربینش را به سمت جای خالی بودا چرخانده وجمله‌ای درباره آن بگوید؛ با انگشت سبابه‌اش محل دور دستی را نشان داد وگفت؛ در آنجا تعداد ساختمان جدید (هم) هست که دولتی هستند.

گزارشگر تلویزیون ایران از فقر مردم  وحضور نیروهای امریکای واز به تاراج رفتن آثار زیر خاکی بامیان گفت ولی از بی عدالتی حاکمان گذشته وفعلی افغانستان حرفی نزد، بی عدالتی که بودا از شرم آن فروریخت.


برچسب‌ها: بودا, بامیان, هزاره, مغاره نشینان بامیان
+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۸/۲۳ساعت 12:12  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

نشست سران جنبش عدم تعهد یافقرا؟

این روزها در تهران برای نشست سران عدم تعهد که متشکل از ۱۲۰کشور است،کلی هزینه کردن و شهر را برای چند روز تعطیل کردن تا سران در ارامش کامل! مذاکره کنند.

شما فکر می کنید این همه سر!در مورید چه چیز باهم مذاکره می کنند؟ بلی درست است بیشتر در مورید چانه زنی های سیاسی

اما من به عنوان خودم!به این سران که به گفته خود شان ۷۰درصد از نفت جهان و همچنین بزرگترین معادن طلا و الماس و خیلی چیزهای دیگر در اختیار دارند،پیشنهاد میکنم که به جای چانه زنی های سیاسی بهتر است که به فکر حل مشکلات اقتصادی مردم خود باشید.سران محترم ! تاحالا اصلا فکر کردید شما که این همه سرمایه خدادادی در اختیار تان است ،چرا مردم و دولتهای تان این قدر فقیر است؟

شاید بگویید این طور نیست اما چیزی که عیان است نیازی به بیان ندارد.در بین این ۱۲۰ کشور شاید ۳-۴کشور عربی وضعش کمی خوبتر باشد بقیه کلا کشورهای عقب مانده و فقیر هستند که شاید مدریت نادرست شما سران باعث شده باشد که این مردم این همه فلاکت زده باشند.

راه حل چیست؟من فکر میکنم راه حل را باید در شیوه ی زندگی سنتی مردم و فرهنگ نادرست و همچنین مدریت اشتباه جستوجو کرد.بیشتر مردمانی که در کشورهای عضو(عدم تعهد)زندگی میکنند،زندگی و فرهنگ شان براساس حدس و گمانها و خرافات شکل گرفته است که مدریت سران شان هم نشعت گرفته از همین فرهنگهای نادرست است که لازم به باز سازی و مدرنیته شدن دارد.شما فکر نکنید که غربی ها همین فرهنگ امروزی را از صدها و هزاران سال پیش داشتن،نه آنها وقتی فهمیدند که نمیشه با فرهنگ قدیمی زندگی خوب و پیشرفت داشت،فرهنگ جدید و مدرن برای خود ساختند که امروز ثمره اش را می بینند.

خلاصه کلام حرفم زیاد نشود و هم این که رنگ و بوی سیاسی به خود نگیرد،بیش از این دیگه چیزی نمی گویم امیدوارم خود سران!سر عقل بیایند.


برچسب‌ها: عدم تعهد, فقر, جنبش, نشست تهران
+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۶/۱۰ساعت 0:35  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

حقوق بشر به سبک غرب!

آدم نمیداند به حرف چه کس یا کسانی اعتماد کند و حرفش را بیشتر باورکند،حال این که طرفها هیچ کدام با مدرک و مستند حرف نزنند.

این روزها کمو بیش همه ی مان شاهد درگیری های داخیلی در کشورهای همچون سوریه وبحرین هستیم؛اما دراین میان کشورهای دیگر برای طرفهای دعوا چه نرخهای که تعین نمی کنند!

کشورهای مثل امریکا و هم نظرانش و همچنان رسانه های وابسته به آنها به شدت دولت سوریه را متهم به قتل عام شهروندانش می کنند بدون اینکه یک نظر به ترورستهای خطرناک همچون القاعده بیندازند که برای سرنگونی دولت بشار اسد از هیچ کاری دریغ نمی کنند حتی کشتن اطفال و زنان و رهگذران بی گناه!

اما وقتی عده ی میخواهند بدون سلاح و خشونت اعتراض خودرا ازبی عدالتی های دولت بحرین اعلام کنند؛ماجرا برعکس می شود و این کشورها و رسانه های وابسته به آنها از دولت نامشروع بحرین حمایت کرده و از کشتار و سرکوب مردم توسط دولت،هیچ حرفی به میان نمی آورند.این در حال است که کشور سوریه جمهوری و بحرین پادشاهی مطلق میباشد!حال قضاوت با شماست.

پانوشت:
به عرض خوانندگان برسانم که من هیچ نوع تعصب مذهبی ندارم و طرف دیگر دعواوحامیانش را هم پاک و بی گناه نمیدانم


برچسب‌ها: سوریه, بحرین, درگیری, امریکا
+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۳/۱۵ساعت 19:43  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

آخرین روضه خوانی مخالفین قرارداد استراتژیک

یک گروهی که خیلی به طور وسیع وبدون هیچ گونه ملاحظه دینی،مذهبی ، ملی، انسانی واخلاقی با تمام قوا با خورد وبزرگ ، پیر وجوان، با سواد وبی سواد، حق وناحق ودر هرفرصتی واز هرتریبونی باصدای بلند وآرام ودر گوشی، پیچ پیچ وزمزمه وار مخالف امضا قرارداد استراتژیک بین آمریکا وافغانستان بودند، گروهی  وب سایت خبری (آوا) صدای افغان میباشد.

این وب سایت در آخرین گزارش خود دست به روضه خوانی وضجه وناله ای عجیبی زده است که دست هر روضه خوان خالی بند را از پشت بسته است.

این گروه در دوسال گذشته با سخیف ترین روش از منافع ملی افغانستان دفاع کردند ومتاسفانه در بیشتر مواقع به دروغ  متوصل شدند تا به زعم خودشان روی افگار عمومی تاثیر گزار باشند.

در این مطلب نه قصد نفی طرز تفکر این گروه است ونه نقد فعالیت های شان بلکه در یک کلام میتوانم بگویم که این گروه منافع مذهبی شان بر منافع ملی مردم افغانستان ارجحیت دارد واین بسیار خطرناک وبه زیان ملت مظلوم افغانستان است.

در  مطلب ذیل نا امیدی ودلخوری این گروه به وضوح مشاهده میشود وصد البته تهدید های در لابلای نوشته هاجود دارد که شدیدا" باعث نگرانی برای امنیت آینده افغانستان میباشد.

اینجا را بخوایند:


برچسب‌ها: مخالفین قرارداد آمریکا وافغانستان
+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۲/۲۲ساعت 20:43  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

خونی که به جوش آمد وغیرتی که گل کرد

لطفا" صلوات بفرستید.!

حالا وقتی دعوای زرگری نیست. هرگونه تصمیم نادرست ونابخردانه میتواند سرنوشت صد ها هزار مهاجرافغانستانی را دستخوش تحولاتی جبران ناپزیری بکند.

امروز وبسایت خبری شفاف به نقل از روزنامه هشت صبح نوشت: تلاش یک جریان مشکوک برای تعطیلی سفارت افغانستان در تهران.  لطفا" خبر را بخوانید وبرگردید همینجا.

خب قضیه چیه؟ کسی میداند؟ شاید از صد نفر یکی نداند که چه خبر است. اما بنده خدمت تان عرض میکنم جریان این گیله وشکایت چیست.

همانطور که اطلاع دارید مدت چند روز است که مهاجرین به اصطلاح غیر قانونی که دوسال قبل در طرح شناسایی وزارت کشور ایران شرکت کرده بودند، برای دریافت پاسپورت خانوادگی به شعبه های تعین شده توسط سفارت افغانستان و اداره اتباع در استان تهران، مراجعه میکنند.

قرار شنیده ها در هر شعبه چند نفر از طرف سفارت افغانستان به عنوان ناظر حضور دارند. وباز هم طبق اظهارات شاهدان عینی حضور این افراد باعث شده است که کارمندان این شعبه ها نسبت به سالهای گذشته رفتار مناسب تر وبهتری داشته باشند که باعث خوشحالی وامید واری زیادی میباشد.

کم وبیش شنیده بودم که در این شعبه ها اختلافاتی بین افراد ایرانی که به عنوان پیمان کار مشغول هستند وافراد ناظر ازطرف سفارت افغانستان وجود دارد اما انچه که مشخص است این است که این اختلافات بیشتر شده وکار به گیله وشکایت رسمی رسیده است.

در این وضعیت دوحالت وجود دارد. در حالت اول باید خوشحال باشیم که افراد معرفی شده از سوی سفارت افغانستان به وظیفه انسانی وملی خود عمل کرده ونسبت به رفتارکارمندان ایرانی حاضر در این شعبه ها معترض شده است که این خود  بلوغ فکری وباز گشت اعتماد به نفس از د ست رفته مرم مارا میرساند. اما در حالت دوم وطرف دیگر قضیه نباید فراموش کرد که حدود 280 هزا خانوار افغانستانی هم اکنون در انتظار گرفتن پاسپورت ومتعاقب آن اخذ ویزا وسکونت قانونی در ایران میباشند وباز هم نباید نظر دورداشت که این طرح که سفارت افغانستان هم در آن ذینفع است، هزینه سنگینی را رو دوش مهاجرین گذاشته است طوریکه هر پاسپورت در مرحله اول بدون ویزا 135 هزار تومان هزینه مستقیم دارد که با افزدون بیکاری وگرفتاری های جانبی، این هزینه ها بیشتر هم میشود.

نگارنده از ابتدا به این طرح خوشبین نبودم وطرح مذکور را مانند کف روی آب میدانم که هرلحظه با وزش یک نسیم ملایم ممکنه غرق بشود. از طرفی باید توجه داشته باشیم که مسئولان ایرانی در چنین مواقعی اصلا" دوست ندارند موضوع هر چقدر هم که مهم باشد رسانه ای بشود. اگر این وضعیت بهبود نیابد وسوی تفاهم ایجاد شده برطرف نشود ممکنه کسی از راه برسد وبگوید تعطیل است. دیگر پاسپورت نمیدهیم.!

بنا براین مسئولان محترم سفارت افغانستان توجه داشته باشند که برای درست کردن ابرو، چشم  مهاجرین را کور نکنند.

در خاتمه امیدوارم اتفاق ناگواری پیش نیاید که بعدا" باعث پشیمانی بشود. ولی یک چیزی ثابت شد آنهم رفتار ناشایست نسبت به مهاجرین و"صبر ایوب وار" آنها در سالهای گذشته.


برچسب‌ها: پاسپورت برای مهاجرین مقیم ایران
+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۲/۱۸ساعت 18:3  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

تو راضی من راضی ... لق ناراضی!

یکم:

کمی خیالم راحت!

سرانجام قرارداد استراتژیک بین کشورآمریکامعروف به(شیطان بزرگ) وافغانستان عزیزدردانه فاره ای کهن(آسیا) امضا شد.

آنچه که در شبکه اطلاع رسانی افغانستان نشر شده است این است که این قرارداد حوالی نیمه شب درتاریخ12/2/1391 درکاخ ریاست جمهوری افغانستان، بین آقایان حاج کربلایی حسین اوباما وزوارحامد کرزی امضا شد.

بنده با بی حوصلگی تمام خط ها وسطر ها دنبال کردم تا رسیدم به اینجا که نوشته بود:این موافقتنامه تا پایان سال 2024 میلادی (سال 1404 هجری شمسی) دارای اعتبار است برای من دنبالکردن مطلب تا همینجا کافی بود ودیگه نمیدانم چه نوشته است. راستش حقیر هیچ نفهمیدم تنها چیزی که متوجه شدم این بود که از واژه های"طرفین" وداراز مدت" فراوان استفاده شده بود. حال چرا وچه معنی دارد من نمیدانم.

اینکه عرض کردم کمی خیالم راحت شد بابت این بود که: دوست داشتم مدت زمان این قرارداد انقدر طولانی میبود که ما فردی بنام "جهادی وجنگ سالار"در افغانستان نداشتیم وهمه این عزیزان با کمال عزت واحترام میرفتند در بهشت واز انجا نظاره گر آینده افغانستان می شدند. ودیگر اینکه در یک مطلبی حاج کربلایی حسین اوباما را کا کا سیا خطاب کرده بودم که مزاج خونندگان خوش نیامده بود ودر اینجا خواستم جبران کنم تاباشد که حقی از کسی ضایع نشود.

دوم:

در بهمن واسفند ماه سال 1389 وهمزمان با مطرح شدن این قراراداد در فضای مجازی، دومطلب جداگانه تحریر ونشرکردم.یکی بنام  ایجاد پایگاه نظامی(دائم) امریکا در افغانستان، آری ویانه؟!.دیگری بنام: ایجاد پایگاه دائم آمریکا درافغانستان، چرا مخالفت وچرا موافقت؟! در این دومطلب هر آنچه به نظرم میرسید به سمع ونظر خوانندگان رساندم وحالا بعد از امضا شدن این قرارداد همانی شد که من نوشته بودم.

سوم:

نمیدانم کار خدا هست ویا کار بندگانش که بعد از حدود دوسال بحث وجدل بین مخالفین وموافقین این قرار داد، حالا که این قرارداد به رسما" به مدت 10 سال بین کشورهای آمریکا وافغانستان امضا شده است همه طرفین راضی هستند. همه این رضایت هم به عدد 10 ختم میشود.

مخالفین وموافقین با دم خود گردو میشکنند ودارند از باداران واربابان خود جایزه میگیرند. یکی میگوید: این زحمات ومخالفت های من بود که مدت این قرارداد از 99 سال به 10 سال رسید وتا ده سال دیگر خدا بزرگه کی مرده کی زنده.! ده سال دیگر آش همین وکاسه همین فقط کمی روغنش را زیاد کن. آن یکی هم میگوید من بودم که با فعالیت هایم دماغ این مخالفین عصر حجری را به زمین مالیدم وکاری کردم که این قرارداد امضا بشود این سنگ بنارا من گذاشتم ده سال دیگر هم کاری ندارد آش همین کاسه همین فقط کمی روغنش را زیاد کن.

چهارم:

یکروزی در تلویزیون ایران یک بحث کار شناسی بود که بنده بعد از تما شای آن بحث مطلبی نشر کردم به این عنوان:رسانه های ایران،مسایل افغانستان، کارشناسان یکبارمصرف! در این مطلب کارشناس ایرانی میگفت این قرارداد امضا میشود ولی کار شناس افغانستانی محکم پایش را در یک کفش کرده بود واگر مجلس کمی خودمانی بود به حضرت عباس قسم میخورد که این قرارداد امضا نمیشود.

پنجم:

این قرارداد واقعآ درــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از مدت خواهد بود. دراصل هیچ تفاوتی ندارد حالا  9 تا ده سال میشود 90 سال فقط چیزی که برای ملت مضر هست این است که هرده سال باید شاهد بحث وجدلهای بی ثمر ومصرف انرژی وحدر رفتن زمان باشیم.

ودر آخر: توراضی من راضی...لق برادران ناراضی.



برچسب‌ها: قرارداد بین امریکا وافغانستان
+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۲/۱۵ساعت 17:28  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

آقای زیبا کلام؛ بگذار مهاجرین درقم بمانند!

این روزها یکی از افتخارات مسئولین اداره اتباع ومهاجرین خارجی، اخراج مهاجرین افغانستانی از استان تحت مدیریت شان است. این اخراج ویا بهتر بگویم جا بجای در داخل ایران، به بهانه های مختلف صورت میگیرد که متاسفانه همیشه موضوعات حساس مانند ناامنی اجتماعی،قاچاق مواد مخدر ومسایل بسیار غیر واقعی دیگر که هیچ ارتباطی به جامعه مهاجر که دارای مدارک قانونی واثر انگشت در اداره های مختلف ایران میباشند.

در چندروز گذشته شب وروز ذهنم درگیر این سئوال است که آیا اگر این روند ادامه داشته باشد آخر وعاقبت مهاجرین درکدام قسمت از ایران ساکن خواهند شد؟

دقایق قبل در خبری خواندم که جناب دکتر زیبا کلام در دانشگاه قم سخنرانی آزاد داشته است وتیتر خبر هم این گونه انتخاب شده است.

زيباكلام از افاغنه و کشورهای حاشیه خلیج فارس عذرخواهی كرد!

بنده نسبت به دکتر زیبا کلام ارادت دارم وایشان را فرد آزاد اندیش میدانم وبسیاری از دانشجویان افغانستانی از محضر ایشان وکلاس های درس او؛ استفاده برده وفارغ التحصیل شده اند ودر سالهای گذشته هم مهاجرین مورد لطف ومحبت ایشان قرار گرفته اند. بنده درهمین جا به سهم خودم از ایشان تشکر وقدردانی میکنم واز افراد که دارای تفکر این چنینی هستند خواهشمندم تا مدت که هوا پس است، لطفا" زبان نگهدارند.

علت این خواهشم این است که با خواندن گزارش گزینشی از سخنرانی ایشان ترسیدم خدایی نکرده براثر سخنان برحق ایشان، در استان قم صدای از کسی بیرون بیاید وکاسه کوزه اش بر سر مهاجرین بشکند وفردا خبری نشر شود با این موضوع که:

ورود افغاغنه در استان قم وزیارتگاه حضرت معصومه(س) ممنوع میباشد.


کل مطلب را اینجابخوانید
برچسب‌ها: دکتر زیبا کلام, قم, حضرت معصومه, س
+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ساعت 20:39  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه  22  اسد 1389

(1)

بنام خدای عدالت وآزادي

بیانیه انجمن نویسندگان افغانستان به مناسبت فاجعه 22 اسد 1389

برادران وخوهران ، دانشمندان وروشنفکران ،علما وروحانیون متدیین،

استادان ودانشجویان، محصلین ودانش آموزان عزیز،کارگران وریش سفیدانی روشن ضمير غرب کابل!

شمااستحضارداریدکه بار دیگردستان خون آلود سران فتنه((شیخ آصف محسنی،سید حسن انوری وحلقات آن ))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۶/۱۰ساعت 21:30  توسط عبدالعظیم ابراهیمی  | 

شكايت نامه

بنام خداي عدالت وآزادي

بیانیه مردم ولایت دایکندی در باره حذف حاجی اعتمادی از عرصه رقابت های انتخاباتی

شكايت نامه

به مقام محترم رياست كيمسيون مستقل انتخابات پارلماني جناب آقاي معنوي ،مراتب سلام واحترام را تقديم ميداريم وبسيار خوشحاليم ومسرت داريم كه جناب عالي به عنوان يك شخصيت مدير و مدبر در راس كميسيون انتخابات قرار داريد، اميدواريم كه جناب شما انتخابات پشرو را بخوبي وبدور ازهرگونه تقلب واعمال سياست هاي زورمندان حرفه اي،دربيست هفت ماه سنبلۀ سال روان مدريت ورهبري كنيد. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۵/۰۲ساعت 22:49  توسط عبدالعظیم ابراهیمی  | 

اتباع افغاني غيرمجاز شناسايي مي شوند:

طرح شناسايي اتباع افغاني غيرمجاز از 2/5/89 به مدت يك ماه در 146 شهرستان برگزار مي شود.

برابر اعلان آقاي سيدتقي قائمي مشاور وزير كشور و مديركل امور اتباع و مهاجرين خارجي در نشست خبري روز يكشنبه مورخ 27/4/89 كليه اتباع افغاني غيرقانوني بر اساس ابلاغيه  شوراي عالي امنيت ملي از روز شنبه مورخ 2/5/89 مي توانند به منظور شناسايي و اخذ اقامت قانوني به دويست شعبه ثبت نام كه براي اين امر در 146 شهرستان در 17 استان كشور(مركزي، قم، قزوين،  اصفهان ،خوزستان ، بوشهر، فارس، يزد، سمنان، خراسان رضوي، خراسان شمالي و جنوبي ،كرمان، هرمزگان، گلستان، تهران و مازندران)  داير شده مراجعه نمايند. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۴/۲۸ساعت 12:35  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

دو کلمه حرف حساب

 شیر محمد حیدری میرافغان-ورامین

در بعضی روزنامه ها، ستون ثابتی هست به عنوان"دوکلمه حرف حساب" که به طور خلاصه به مسایل روزجامعه پرداخته میشود، که بیشتر سیاسی است. البته ممکن است در هر روزنامه عنوان آن متفاوت باشد اما اصل همان دوکلمه حرف حساب است.

البته این نه اولین باراست ونه آخرین باری خواهد بود که از  اینجا به عنوان منبع نوشته های وبلاگم استفاده میکنم. کسانی که خوانند ه ثابت وبلاگم باشند به خوبی میدانند که...

ادامه مطلب: لطفا"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۴/۱۶ساعت 10:35  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

وزیران رد صلاحیت شده، شیعه ویا هزاره؟!

شیر محمد حیدری میرافغان-ورامین
پس از رد صلاحیت شدن دو وزیر هزاره در پارلمان افغانستان وتحلیل وتفسیر های مختلف توسط نویسندگان در فضای سایبری، دوتحلیل هم در خبرگزاری (سید ) های افغانستان نشر شد که برای این حقیر قابل تامل بود.

تحلیل اول به قلم سید فاضل محجوب را اینجا بخوانید: در این تحلیل به کرات از جمله نمایندگان ((هزاره)) استفاده شده است. ونویسنده سعی دارد این طور القا کند که این نمایندگان قبل از انکه شیعه باشند هزاره هستند که رد صلاحیت شده اند. ودر پایان خیلی با ظرافت منظور خودرا بیان میکند.بخوانید. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ساعت 10:51  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

كنيزك ابليس باز هم در پي خاموش كردن صداي رساي عدالت است


سيد حسين انوري كه سالها از مردم هزاره  پولهاي به نامهاي شرعي اخاذي كرده وتوسط اين پولها به حيات اش ادامه داده .

درواقع مانند انگل ازخود پيكر هزاره تغذيه كرده وبه نابودي  اش پرداخته. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۴/۰۸ساعت 23:45  توسط عبدالعظیم ابراهیمی  | 

دوجنایت ودو واکنش!


آیا از نظر انسانی،اخلاقی،شرعی وعرفی، قتل یک نوعروس بی دفاع آنهم در داخل منزلش وحین درست کردن غذا برای نهار شوهرش درد ناک است ویا قتل یک جوان جاهل در خیابان آنهم برسر هوای نفس شیطانی؟  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۳/۲۷ساعت 18:53  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

ختم جرگه ملی صلح، وچراغهای سبز وقرمز!



قطعنامه جرگه به اصطلاح"ملی" صلح را خواندم.
ما که از همان اول به این آخرش امیدی نداشتیم این جرگه برای بعضی ها آب و نان داشت، برای بعضی ها هم پست ومقام وبرای بعضی ها هم یک عمر افتخار"نخبه" بودن.امادر این میان جمهوری اسلامی ایران که معمولا" نخود هرآشی هست، چرا در قطعنامه پایانی نامی از زحماتشان برده نشده است، جایی سئوال دارد. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۳/۱۷ساعت 20:23  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

غنیمت های برجامانده از کوچی! برای هزاره ها!



آنطور که به نظر می آید کوچی ها رفتند! اما هنوز پیشکل شتران وگوسفندانشان خشک نشده! دعوای سختی بر سر غنیمت برجای مانده از کوچی بین سیاست مداران هزاره وطرفداران دوآتشه آنها شروع شده است

 بعد ازاینکه رفتن کوچی ها تقریبا"مشخص شد! صفحات وبلاگ های هزارگی به سه دسته تقسیم شده اند.

۱- احزاب وگروه های اول:-۲- احزاب وگروه های  دوم:-۳- بی طرف: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۳/۱۳ساعت 20:39  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

دانشجویان بیدار از تبار نسل"پامیر"

با اجازه میخواهم در باره تصویر بالا مختصر ومفصل توضیحاتی تحلیل گونه وتفصیر وار خدمت تان موعظه کنم. البته با روضه خوانی اشتباه نشود چون قرار نیست خدای نکرده اشکی از چشمی سرازیر شود. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۳/۰۶ساعت 18:21  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

حکم رئیس جمهور درباره تجاوزات کوچیها! وچند نکته


 
بعد از یک هفته کشتن وغارت اموال مردم بی دفاع هزاره ها توسط افراد مسلح کوچی و بعد از اعتراض به حق مردم، مسئولین، روزنامه نگاران،دانشجویان، و وبلاگ نویسان در فضای مجازی در سراسر جهان به این ظلم وبی عدالتی کوچیهای! سرانجام این اعتراض ها موثر واقع شد و جناب کرزی مجبور شد فیصله نامه صادر کند. اگر چه چنین فیصله نامه های در نفس خود خوب است ویکی ازوظایف رئیس یک دولت میباشد که درزمان بحران سریعا" وارد عمل شود وبه وظیفه خود عمل کند. البته نباید فراموش کرد که این فیصله نامه میتوانست زودتر هم صادر شود ومردم بی دفاع هزاره کمتر خسارت ببینند. ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ساعت 20:41  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

حمله کوچیها به هزاره جات! وسکوت دانشجویان وطلبه های افغانی مقیم ایران!

 

شیر محمد حیدری میرافغان-ورامین

مدت یک هفته از حمله وحشیانه کوچیها با حمایت طالبان ودولت افغانستان به منطقه دایمیرداد وکشته شدن حداقل ۵ نفر وآتش زدن وتخریب ده ها خانه وآواره شدن صد ها خانواده هزاره میگذرد. با اینکه در تمام خبرگزاری ها و وبلاگ های فارسی که مربوط به افغانستان میشود، این اخبار تاسف بار در صدر خبرها قرار دارد، اما با کمال تعجب دو طیف مشخص در ایران هیچ گونه واکنشی از خود نشان نداده اند.!!! 
دانشجویان عزیز! وطلبه های گرامی! ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۳/۰۲ساعت 8:36  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

به نظر شما در حال حاضر بهترین گزینه برای دفع حملات کوچیها چیست؟

 1

 ۱- نشر اخبارو مطالب در سایتها وبلاگها(که دارد انجام میشود)

۲- واگذاری حل این قضیه به سیاست مداران وریش سفیدان هزاره

۳- قیام مسالمت آمیز از قبیل:تظاهرات وریختن در خیابانها، در داخل افغانستان وسراسر دنیا در جلوی سفارت خانه های افغانستان، تحسن در دانشگاه ها وحوزه های علمیه در داخل وخارج.

۴- مقاومت مسلحانه در مناطق تحت اشغال کوچیها

۵- صبر وحوصله مانند یک قرن گذشته!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ساعت 8:23  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

... وبازهم کوچیها ومردم بی دفاع هزاره!

صفحات اینترنت وخبرگزاریها، باز هم بوی تعفن میدهد! هر ساله در چنین مواقعی سروکله غاصبانی بنام کوچی! در سر زمین هزاره ها خود نمایی میکند.!برای شناخت کوچی فقط کافی است نام آنرا در گوگل تایپ کنید تا متوجه بشوید با انسان های جاهل وبی رحمی طرف هستید. انسانهای که میراث خور اجداد از خدا بی خبر شان شده اند. اجدادی که به ناحق قومی را نابود و سرزمینی مردمی بنام" هزاره" را غصب کردند! وآنرا ملک شخصی خود خواندند.! ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۲/۲۹ساعت 9:8  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

کرزی در آمریکا، سفری ازروی اقتدار ویا حقارت؟!

 

در تاریخ ۱۹/۱۲/۱۳۸۸ دکتر محمود احمدی نژاد  رئیس جمهوری اسلامی ایران سفری داشت به افغانستان وسخنرانی آتشینی هم در حضور دولت مردان افغانستان علیه غرب ایراد نمود. ومتعاقب آن در تاریخ ۷/۱/۱۳۸۹ حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان برای شرکت در جشن نورزی مهمان ایرانی ها بود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۲/۲۳ساعت 11:10  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

تظاهرات در کابل! سخت گیری در ایران!

 بعد از برگزاری تظاهرات اقلیت ناچیزی جلوی سفارت ایران در کابل، که متاسفانه معلوم نیست به چی نیتی دست به این تظاهرات احمقانه زدند!   با خبر شدم که در سراسر ایران، مخصوصا" هنگام مسافرت هموطنان مهاجرم،  پلیس ایران در ایست بازرسی های بین راهی سخت گیری های زیادی را اعمال میکند. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۲/۱۹ساعت 10:8  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

آمریکا مسجد میسازد! ایران ورزشگاه!

اولین مسجد توسط متخصصین آمریکای وبا هزینه آمریکا در دای کندی ساخته شد.اینجارا  بخوانید

اولین ورزشگاه با چمن مصنوعی در حد استاندارد های فیفا وبا ضمانت ۱۵ ساله توسط  متخصصین ایرانی وبا هزینه ایران در غرب کابل ساخته شد. اینجارا  بخوانید.

ساخت این دومکان  برای جامعه افغانستان از ملزومات است. اما این خبر در بعضی سایت ها و وبلاگ ها با کنایه های همراه بوده.! مخصوصا" آنهای که مایل به جبهه مذهبیون هستند، شکایت شان این است که چرا آمریکا برای ما مسجد میسازد؟....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۲/۱۸ساعت 13:0  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

چرا جرگه صلح به تعویق افتاد؟!

در روز ۱۲/۲/۱۳۸۹ قرار بود جرگه صلح(پشنهادی جناب کرزی صاحب) در افغانستان برگزارشود. اما به دلایل به تعویق افتاد.

چرا جرگه صلح به تعویق افتاد؟

 این سئوال را خیلی ها پرسیدند وپاسخ های دادند. منهم بعد از چند روز تفکر وتتبع وکنجکاوی، سر انجام به این نتیجه رسیدم. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۲/۱۶ساعت 8:15  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

... وخدای که او هم مارا فراموش کرده است!!!

دلم میخواهد مثل کبک سرم را بکنم زیر برف وهیچ چیز را نبینم! اما نمیشود!  نمیتوانم،  چرا؟  چون من یک انسانم، عقل دارم، حس دارم، شعور دارم میفهمم ومیبینم.

من یک افغانی هستم. دارای پیشینه کهن. وریشه ای بلند در خاک، در سرزمینی بنام افغانستان. آنجا قلب آسیا است. با مردمان که روزگار با آنها بد کرده وچرخ گردون با آنها نساخته،  وخدای که دیگر هوای آنها را ندارد وآنهارا نمیبیند.!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ساعت 10:49  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

جرگه مشورتی صلح وموضع گیری "نخبگان" مهاجر مقیم ایران

قرار است در تاریخ12/2/1389 جرگه مشورتی صلح  (پشنهادی رئیس جمهور کرزی)برای پایان دادن برای نا امنی در افغانستان بر گزار شود. در این جرگه مشورتی صلح، تعداد ۵۰ نفر از نخبگان مهاجر مقیم پاکستان و۳۰ نفر هم از نخبگان مهاجر مقیم ایران برای مشورت واظهار نطر دعوت شده است.حال اظهار نظر این افراد به اصطلاح"نخبه" که وضیعیت خود آنها روز به روزدر ایران افتضاح تر میشود، تا چه میزان تاثیر گزار باشد ویا شنونده داشته باشد، خود جای سئوال دارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۱/۲۴ساعت 9:40  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

محمود،  با حامد ما چه کرد؟!

سخنان جناب مستطاب کرزی در مورد دخالت ویرانگر خارجی ها در امور داخلی افغانستان در رسانه های نوشتاری ((فضای مجازی)) واکنش های مخلتف وانتقادات تندی را در پی داشت. که متاسفانه اکثریت این انتقادات بر اساس منافع حزبی وتشکیلاتی تنظیم ونشر شده است، نه بر اساس منافع ملی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۱/۱۷ساعت 9:10  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

یاد داشت های عید!

 

نوروز ۱۳۸۹ .................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۱/۰۷ساعت 12:26  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

اقلیت ها و نقض حقوق بشر در افغانستان

برشی از تاریخ افغانستان(مخصوصا" هزاره ها)  را در اینجا بخوانید.

به قلم محمد تقی مناقبی.

http://manaqebi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۱۲/۱۱ساعت 12:6  توسط شیرمحمد حیدری(میرافغان)  | 

اینجاوآنجا

اینجاوآنجا

چه حرفی وحکایتی

چه شکوه وشکایتی

تنها قیاس می کنم

بدون هیچ ملامتی

درکوچه وبازار

درخانه وکاشانه

درمجلس ونامجلس

می زنندلبخندریشخندانه

اینجابازخم زبان دلمان خون می کنند

آنجاباتوپ وتفنگ وهفت تیر

اینجاباپنبه ی نرم سرمی برند

آنجا باچاقوی تیزوشمشیر

یک روزهم توپ فوتبال جورمی شویم

دردروازه رفته وگل می شویم

وقتی کارشان تمام شد با ما

می گویندبنلادن بروبه کشورت حالا

آنجااگربمیریم

قبرهایمان که پیداست

نه،این کارکه خودکشی ست

براین حال زارما

تنهاخداداناست

ببخشیدکه کمی تندرفتم شرح مجلس ونامجلس رادرادامه مطلب بخوانید   نظرات شما

مطالب دیگر:
آنانیکه دیروز مردم ما را قتل عام کردند، اینک از ما توقع رای دارند!!! - دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388
رأی به بشردوشت رأی به کرامت انسان است - شنبه هفدهم مرداد 1388
هزاره وخودآگاهی فرهنگی-تاریخی - یکشنبه یازدهم مرداد 1388
دقت امروز، عزت فردا - شنبه دهم مرداد 1388
امام حسین)ع( ومسئولیت فعلی هزاره - یکشنبه چهارم مرداد 1388
گمراه بهشتی - پنجشنبه یکم مرداد 1388
البوم موسیقی "بیه مقبول لیلا" منتشر شد - چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
الهه سرور یک دختر کف کرده! - جمعه بیست و ششم تیر 1388
آیا رمضان بشردوست گاندی افغانستان خواهد بود؟ - یکشنبه بیست و یکم تیر 1388
درمیان چهار نامزد اصلی،امیدما تنهاداکتر رمضان بشردوست میباشد - جمعه دوازدهم تیر 1388
استخاره - سه شنبه نهم تیر 1388
آغاز هجوم کوچی ها در مناطق هزارستان - شنبه ششم تیر 1388
مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند. - چهارشنبه سوم تیر 1388
دول امو دول کرزی رصق امو رصق خلیلی! - سه شنبه دوم تیر 1388
بحث های انتخاباتی پیرامون هزاره ها(داکتر سيما سمر و سلطانعلي کشتمند) - شنبه سی ام خرداد 1388
تقدیم به مادرم - یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
حرف حق گفتن، ممنوع! - پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
غرق شدن کشتی حامل مهاجرین افغانستانی در اندونزی - دوشنبه هجدهم خرداد 1388
مسئولیت هزاره های خارج کشور - شنبه شانزدهم خرداد 1388
مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق - سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
دوای درد - یکشنبه دهم خرداد 1388
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 138
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۶/۰۱ساعت 22:0  توسط نگارساعی  | 

آنانیکه دیروز مردم ما را قتل عام کردند، اینک از ما توقع رای دارند!!!

حالا که مردم افغانستان در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری قرار دارند و کمتر از یک هفته به این انتخابات باقی مانده است، در سراسر کشور تبلیغات انتخاباتی به شدت جریان دارند. هر نامزد و هوا داران شان به این کوشش اند، که توجه مردم را به شیوه ی خود جلب نموده و کاندیداتوری خود را به موفقیت برساند. برای رسیدن به بزرگترین و مهم ترین پوست در افغانستان یعنی پوست ریاست جمهوری، تبلغیات شان از هر گوشه و زاویه جریان دارند. اما سرنوشت این مردم که،  سه دهه جنگ را پشت سر گذرانده، در پشت سر هر جنگ عواقب عجیب و غریب را مشاهده نموده اند، چه می شود؟ گنگ مانده است. طور مثال در جنگ اول افغانستان با انگلیس، که در سال 1841م. به وقوع می پیوندد، هزارها مجاهد وطن دوست و غیور جان را به جانان می سپارد. در این جنگ بنیانگذار حکومت محمد زایی ها یعنی امیر دوست محمد خان که حکومت را از سدوزای ها به محمد زایی ها تبدیل کرده و در هند به تبعید به سر می برد، بر سر اریکه قدرت می نشیند. امّا پسر او وزیر اکبر خان در افغانستان علیه انگلیس رول عمده را بازی  کرد،  این جنگ به شکست انگلیس ها و خارج شدن آنها از افغانستان صورت  می گیرد. اما و قتیکه امیر دوست محمد خان به افغانستان بر میگردد و بر تخت سلطنت دست می یابد، بعد از چند مدت پسرش وزیر اکبرخان و آنانیکه برای دفاع  میهن خویش علم جهاد را بر افرشته بودند، را به شهادت می رساند. در حالیکه وزیر اکبر خان در این راستا نقش عمده را بازی کرده و حکومت را برای پدرش امیردوست محمد خان مهیا نموده بود.  بعد از 38 سال یعنی در سال 1879م. جنگ دوم افغانستان با انگلیس صورت می گیرد. این جنگ باز به شکست انگلیس خاتمه می یابد و بعد از این جنگ در سال 1880م. امیر عبدالّرحمان پسر محّمد افضل خان و نواسه ی امیر دوست محمد خان به حکومت می رسد. امیر عبدالرحمن خان که مرتبه ی اول مردم علیه او شورش می کنند، مردم را به طور فجیع آور و وحشیانه به قتل می رساند و کله منار ها می سازد. باز هم می بینیم با مردم هزاره چگونه رفتار می کند؟ رفتار او با مردم هزاره را من نمی توانم بررسی کنم. امّا همین قدر میتوانم بگویم که %62 مردم ما را قتل عام کرد و با تبعید و یا بعنوان غلام و کنیز در بازار های برده فروشی به فروش رساند. از سرهای این مردم کلّه مُنار ها ساختند و زمین های شان را به اقوام پشتون بخشیدند. اما جنگ سوم افغانستان که  با روسیه صورت گرفت بعد از هشت سال مقاومت و پایمردی مردم افغانستان، این جنگ به نفع افغانستان خاتمه یافت. اما، این بار بیایید در قرن بیستم نگاه کنیم که بعد از پیروزی مجاهدین باز یک بار دیگر، قضیه اسفناک افشار در زمان دولت اسلامی بالای مردم محروم هزاره آفریده شد و هزاران طفل یتم، زن و مرد، ملت آزادی خواه هزاره بار دیگری به شیوه و سبک عبدالرحمن خانی و حتی وحشتناکتر از آن توسط جلادان تازه به دوران رسیده، به کشتار گاه و جوقه های اعدام محکوم شدند.  این جنگ سه ساله یعنی جنگ تحمیلی علیه هزاره ها از طرف حزب اتحاد اسلامی به رهبری سیّاف و از طرف جمعیت اسلامی به رهبری برهاندین ربانی و مسعود به و قوع پیوست. که در رأس آنان ربّانی و در سمت وزیر دفاع احمد شاه مسعود و در سمت وزیر خارجه داکتر عبدالله نامزد فعلی ریاست جمهوری بودند. هزاره ها، مرد و زن، پیر و جوان بی گناه، حتی طفل های شیر خوار هزاره قتل عام شدند. داکتر عبدالله و جنرال قسیم فهیم که رسماً در این جنگ شرکت داشتند و صد ها مرد و زن، طفل و پیرمرد های این مردم را از دم تیغ راندند. حالا، من نمیدانم که چگونه و به کدام چهره باز داکتر عبدالله در غرب کابل و در سایر نقاط هزارستان کمپاین کرده و از این مردم میخواهد تا به او رای دهد،  تا بار دیگر این مردم را به قربانگاه سیاهی بکشاند، امّا این را میدانم که هیچ یکی از ملت آگاه هزاره این را دیگر نمی خواهد که باری دیگر به این قربانگاه کشانده شوند، زیرا آنها میدانند که گذشته را رهنما قرار داده و به آینده خود رای دهند، اما و قتیکه داکتر عبدالله در هزارستان کمپاین میکند، می بینیم که در رأس آن یک تعداد علمأ و روحانیون درباری دیده می شود. ولی باید ببینیم که این از کدام سرچشمه  منشأ میگیرد؟ از یک طرف می بینیم که اینها همه کاسه لسان اند و فقط برای پول این کار را انجام داده و با سرنوشت هزاره ها بازی میکند،  از طرف دیگر به مشاهده میرسد که این منشأ خارجی نیز داشته و سیاست دولت ایران اند. چنانچه گذشته خودش بیانگر این سیاست ها می باشد. زیرا در گذشته دیده شد که اگر کمک از طرف دولت ایران برای مجاهدین صورت می گرفت و برای حزب جمعیت اسلامی اسلحه و برای حزب وحدت کاغذ یعنی (عکس های رنگارنگ خمینی) فرستاده می شد. ازینجا چنین بررّسی میشود که اگر دولت ایران خود را حامی مذهب شیعه در جهان اسلام میداند، اما به آن باور ندارد و نژاد را بالاتر از مذهب می شمارد و قرن بیست یکم را قرن نژاد میداند. امروز که در هزارستان از طرف دشمنان صد ها توطیه علیه داکتر رمضان بشر دوست صورت میگیرد، می توان گفت که علتش فقط همین دو مسله می باشد، از یک طرف چرب شدن شکم کاسه لیسان واز طرف دیگر اجرا شدن هدف ایران در افغانستان و باز به محرومیت کشیدن این مردم می انجامد و در آخر این را بگویم که مردم عزیز ما باید هوشیار باشند که دشمن شان خطرناکتر از گذشته است وباید  تبهکاران تاریخ را بشناسند و نیز یکبار دیگر ما حمایت خود را از بشر دوست اعلان میکنیم.    

                    نگارنده: محّمد عارف خراسانی   

مطالب دیگر:

هزاره وخودآگاهی فرهنگی-تاریخی - یکشنبه یازدهم مرداد 1388
دقت امروز، عزت فردا - شنبه دهم مرداد 1388
امام حسین)ع( ومسئولیت فعلی هزاره - یکشنبه چهارم مرداد 1388
گمراه بهشتی - پنجشنبه یکم مرداد 1388
البوم موسیقی "بیه مقبول لیلا" منتشر شد - چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
الهه سرور یک دختر کف کرده! - جمعه بیست و ششم تیر 1388
آیا رمضان بشردوست گاندی افغانستان خواهد بود؟ - یکشنبه بیست و یکم تیر 1388
درمیان چهار نامزد اصلی،امیدما تنهاداکتر رمضان بشردوست میباشد - جمعه دوازدهم تیر 1388
استخاره - سه شنبه نهم تیر 1388
آغاز هجوم کوچی ها در مناطق هزارستان - شنبه ششم تیر 1388
مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند. - چهارشنبه سوم تیر 1388
دول امو دول کرزی رصق امو رصق خلیلی! - سه شنبه دوم تیر 1388
بحث های انتخاباتی پیرامون هزاره ها(داکتر سيما سمر و سلطانعلي کشتمند) - شنبه سی ام خرداد 1388
تقدیم به مادرم - یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
حرف حق گفتن، ممنوع! - پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
غرق شدن کشتی حامل مهاجرین افغانستانی در اندونزی - دوشنبه هجدهم خرداد 1388
مسئولیت هزاره های خارج کشور - شنبه شانزدهم خرداد 1388
مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق - سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
دوای درد - یکشنبه دهم خرداد 1388
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۵/۲۶ساعت 10:13  توسط عبدالله رفیعی  | 

رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست

رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست

میدان شهید مزاری در حال ساختحالاباز هم تأکید ‏می کنم که اصل اساسی و احیای حقوق ملیتها تنها راهش سیستم فدرالی است. بابه شهید) بسم الله الرحمن الرحیم : خوشو قتم از اینکه شما را در مقرّ فرماندهی مردم هزاره، در پایتخت افغانستان ملاقات می کنم. ‏و این پیروزی را که بعد از چهارده سال رنج و فشار به کمک خدا و همت مردم نصیب ما شد به شما ‏تبریک می گویم. این پیروزی مربوط گروه خاص، طایفه خاص، و یا نژاد خاص نیست، بلکه مال ‏ملّت افغانستان است و به همه ی مردم تعلق دارد. این مسأله که ما طی سه صد سال محکوم بودیم ‏در تاریخ افغانستان محو شده بودیم و کسی ما را با هویت هزاره قبول نداشت و هزاره گفتن و هزاره ‏بودن در این مملکت به زعم بعضی ها ننگ بود امروز الحمدلله از بین رفته و مردم ما این افتخار را ‏دارد که با پای برهنه و دست خالی به چهارده سال مبارزه آشتی ناپذیر علیه دشمن ادامه داده اند. امروز ‏هیچ فردی ادعا کرده نمی تواند که مناطق ما آزاد نبوده ولایت ما آزاد نبوده و اینها مبارزه نکردند و ‏شهید ندادند؛ ولی با تمام این دستاوردها، هنوز مشکل ما به پایان نرسیده است. زیرا بنا بر شهادت ‏تاریخ مردم افغانستان همیش در ساحه نظامی پیروز بوده ولی از لحاظ سیاسی میدان را باخته است. ‏جنگهای مردم افغانستان علیه انگلیس که در آن روزگار تنها ابرقدرت انحصار در دنیا به شمار می ‏رفت، افتخار آمیز بود. این مردم با شهامت افغانستان بود که انگلیس ها را برای اولین بار شکست داد ‏و بعد از آن دچار شکست های پی در پی شده تا در محدودة انگلستان امروزی قرار گرفت. ابرقدرت ‏دیگری که در اینجا عرض اندام کرد، روس بود. جهان غرب نصف بودجه جهان را برای جلوگیری از ‏توسعه طلبی روسها و رشد مارکسیسم مصرف می نمود. از(۵۰۰۰۰) ‏‎ ‎اسلحه ی اتمی در جهان،(۲۸۰۰۰) آن مال روسها بود. روسها به اشکال گوناگون نصف دنیا را زیر سیطره ی خود داشتند.‏مبارزات افتخارآمیز مردم با شهامت افغانستان نه تنها باعث آزادی افغانستان گردید، بلکه نصف ‏جهان را از لوث آنها پاک کرد. اگر دیوار بین آلمان شرق و غرب فرو ریخت در اثر مبارزات مردم ‏افغانستان بود. اگر کشورهای اروپای شرقی به آزادی خود نایل آمدند، در اثر مبارزه ی مردم افغانستان ‏بود. همچنان آزادی کشورهای آسیای مرکزی متأثر از مبارزات قهرمانانه ی مردم ما بود. ولی با همه ‏ی این افتخارات متأسفانه در بخش سیاسی همانطور که در گذشته از مبارزه ی خود بهره گرفته ‏نتوانستند تا یک حکومت مردمی، ملّی و اسلامی تشکیل بدهند، امروز هم در این زمینه، از طرف ‏بعض گروهها و اشخاص سنگ اندازی می شود و به مردم افغانستان حق داده نمی شود تا خود شان ‏دولت خود را تشکیل دهند و در باره آینده ی خود، خودشان تصمیم بگیرند.‏در مورد مردم هزاره، اکثر از برادران که در خارج از کشور زندگی می کنند دید درست نداشتند. ‏پیش از اینکه کابل فتح شود، آنها می گفتند که هزاره ها جهاد نکردند. منطقه آنها سوق الجیشی بود و ‏بعد از اینکه آزاد شد آنها راحت در آنجا نشستند؛ ولی زمانیکه کابل آزاد شد آنها به چشم سر دیدند ‏که ما جهاد کردیم. ما همه جا هستیم و اکثریت قاطع کابل در دست مردم هزاره است. دیگر کسی ‏نمی تواند بما بگوید ما دو فیصد یا سه فیصد هستیم. حالا که آنها نمی تواند از هویت سیاسی و ‏موجودیت نیرومند نظامی ما انکار کنند، نمی خواهند به اساس نفوس ما، به اساس عدالت و واقعیت ‏که وجود دارد به ما سهم بدهند. بعضی از برادران به اساس طرحهایی که در خارج ریخته می شود، ‏عمل می کنند. و یا توهم گذشته را دارند که بالای ما حساب نکنند و به فکر نادرست شان هزاره ها ‏را از اینجا بردارند. پس در مقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست. چه آنهایی که در اروپا هستند، چه آنهایی که در پاکستانند و چه آنهایی که در افغانستان اند. ‏باید یکی شوند، یک حقوق بخواهند و یک هدف داشته باشند. باید آگاه بود که حق داده نمی شود، ‏بلکه حق گرفته می شود. لذا برای حق گرفتن باید آماده بود. زیرا آنهایی که نمی خواهند حق دیگران ‏را بدهند همیش در هراس اند. بر همین اساس است که روسها از ما می ترسند، پاکستانیها می ترسند، ‏غرب می ترسند؛ حتی ایرانی ها هم می ترسند! آنها از ما خدمت می خواهند، جوالی گری می ‏خواهند. اما نمی خواهند از بیست و هشت وزارت خانه، یک وزارت خانه کلیدی برای ما بدهند! ‏برای ما پنج وزارت خانه پیشنهاد شده بود؛ ولی ما گفتیم ما تنها یک وزارت خانه کلیدی می خواهیم. ‏و این مسأله با مسائل و مشکلات زیادی روبرو شد. بالاخره قناعت کردند که وزارت خانه امنیت ملّی ‏را برای ما بدهند. ساعت سه شورای جهاد توافق کردند و ساعت شش شورای رهبری آن وزارت ‏خانه را منحل اعلان کرد! بعد گفتیم اکنون که شما این وزارت خانه را منحل اعلام کردید، وزارت ‏خانه معادلش را برای ما بدهید. امروز آقای ربانی آمدند و گفتند این وزارت خانه از اصل وجود ‏نداشت و ما آن را به ریاست تنزیل دادیم. این بیانگر وضعیت ماست. اما علی رغم همه ی اینها از ‏آنجایی که حزب وحدت متعلق به مردم هزاره است، مصمم است تا از هویت شان دفاع کند.‏ مسأله دیگری را برایتان بگویم. چندی قبل جنگی از طرف اتحاد سیاف بر ما تحمیل شد. نه حق ‏ما در نزد اتحاد بود و نه ما از اتحاد حق دعوا داشتیم. ما در حالیکه با آقای مجددی مذاکره و مفاهمه ‏داشتیم و مشکلات خود را حل می کردیم، آنها بالای ما حمله کردند به این عنوان که ما را از کابل ‏بردارند. حالا که شما اینجا حضور دارید شما را وظیفه می دهیم که از تمام مناطق که در دست حزب ‏وحدت است دیدن کنید و معتقد خواهید شد که منابع خبری یک دهم آن مناطق را انعکاس ندادند.‏در این جنگ همه به نحوی از انحا شرکت داشتند، شورای نظار که امور امنیت کابل را در دست ‏داشت، یک نفر مسلح ما را ترصُّد کردن نمی گذاشت؛ اما افراد طرف مقابل زمانیکه فرار می کردند، ‏پایگاهشان شورای نظار بود. ولی مردم شما این شهامت را داشت که از خود دفاع کند و درسی به ‏متجاوزان بدهد. باید بگویم که در این شرایط حساس که همه ی مردم نیاز شدید به وحدت و اعمار ‏مجدد کشور دارند، آنها مردم بیگناه را مورد حمله قرار دادند و از یک خانه پنج نفر را به شهادت ‏رساندند. آنها یک منطقه غیر نظامی را که در آنجا هیچ جنگ نشده بود و تمام مردم بی سلاح بود، ‏مورد حمله قرار دادند و هفتصد نفر را اسیر گرفتند. و ما ناگزیر شدیم آنها را گوشمالی بدهیم. و با ‏یک حمله ی کوچک صد نفر تفنگ به دست آنها را اسیر گرفتیم. با اینکه می دانستیم که در تعامل ‏بین المللی بین اسیران نظامی و غیر نظامی فرق بسیار است. امّا ما به خاطر اینکه حُسن نیت خود را ‏در رابطه با حفظ وحدت در افغانستان نشان بدهیم، بدون قید و شرط اسیران غیر نظامی خود را با ‏اسیران نظامی آنها مبادله کردیم. بدین ترتیب از این حادثه سرافراز و پیروز برآمده و از حیثیت، ‏ناموس و حقوق مردم خود دفاع کردیم.‏توطئه در اینجا تمام نمی شود، شاید جنگهای زیادی بر ما تحمیل شود. برای مثال واقعه ی ‏میدانشهر را که خود تان می دانید، ده بار حزب اسلامی نزد ما نفر فرستاد، شیعه های پاکستان را ‏واسطه کرد. آقای «نقوی» را واسطه کرد تا بین ما و حزب اسلامی میانجیگری کند. خودشان نفر ‏فرستاد و ما هم قبول کردیم و گفتیم شما برای چه با ما جنگ می کنید، ما با این دولت نیستیم و ما با ‏شما جنگ نداریم. از آنجایی که ثلث کابل از ماست ما مجبوریم از مردم خود دفاع کنیم. تا زمانیکه ‏بالای ما حمله نکنید ما با شما جنگ نمی کنیم. نه حق ما پیش شماست نه ما با شما دشمنی داریم؛ ‏لذا ما فیصله کردیم که راههای میدانشهر و غوربند باز شود و اسرای هر دو طرف آزاد شود. تو می ‏توانی از این دولت حق خود را بگیری و ما هم حق خود را می گیریم. وقتیکه هیأت رفت، طی سه ‏چهار جلسه فیصله شد که بدون قید و شرط راهها باز شود. اسرای دو طرف تبادله شود. همان روزی ‏که در میدانشهر جلسه آخری تمام شدِِ، آنها در میدانشهر هشتاد نفر را داخل کردند و چهارده نفر از ‏بهترین قوماندانهای ما را که بعضی شان پاهای خود را در جریان انقلاب از دست داده بودند، توسط ‏دو عرب به رگبار بستند. جنگ خانمانسوزی سه روز ادامه پیدا کرد. دیروز تشیع جنازه آنها بود. ما ‏شانزده جوان را در یک ردیف دفن کردیم. من فکر می کنم این توطئه آخرش نیست. ما تا وقتیکه ‏موجودیت داشته باشیم، حیثیت داشته باشیم و هویت داشته باشیم، سر ما توطئه می کنند. این رسالت ‏همه برادران بخصوص آنهایی که در خارج زندگی می کنند است که از هویت مردم خود دفاع کنند و ‏تبلیغات کنند. به حکومت پاکستان تفهیم بکنید که ما دشمن شما نیستیم. ما همان ذهنیت را نسبت به ‏شما داریم که یک مشت مهاجر ما را جا دادید. همان ذهنیت را نسبت به ایران نیز داریم.‏ ولی مسأله مذهبی مسأله جدا است. از نگاه سیاسی یک کشور همسایه، شما هستید، یک کشور ‏همسایه ایران. ما هم از شما ممنون هستیم که یک مشت مهاجر ما را جا دادید و هم از ایران ما این ‏ممنونی را داریم که مهاجرین و مجاهدین ما در کشور شما دفتر داشتند. در چهارده سال انقلاب ‏کمکهایی که از دنیا می آمد برای افغانستان نبود برای جلوگیری از روسها بود. هر دست که از مردم ‏افغانستان علیه روس بلند می شد باید برایش یک کلشنکوف داده می شد. امّا در  چهارده سال که ما مبارزه ‏کردیم، شما به ما نکردید. نه اینکه ما نیامدیم بلکه مکرّراً هم آمدیم و درخواست کردیم. الان که وطن ‏ما آزاد شده اقلاً این وحشت را نداشته باشید که ما مخالف شما هستیم. ما شما را به عنوان یک ‏همسایه قبول داریم و همسایه ی دوست هم می دانیم. شما برادران اگر می توانید این موضوعات را ‏به آنها تفهیم کنید تا جلو تحریکات آنها گرفته شود و همچنان پشتونها هم به این اندازه تحریک ‏نشوند.‏ ما مردم افغانستانیم هیچ نژادی را نمی خواهیم نفی کنیم. ترکمن است، هزاره است، تاجیک ‏است، افغان است، ایماق است و دیگر اقوام هستند. همه آنها بیایند در این مملکت برادروار زندگی ‏کنند و هر کس به حقوق شان برسند و هر کس در باره ی سرنوشت خودش تصمیم بگیرد. این ‏حرف ما است. اگر کسی بیاید و نژاد خود را حاکم بسازد، دیگران را نفی بکند این فاشیستی است. ‏این خلاف رسوم بین المللی است. بناءً ما تکرار می کنیم ما نیاز به این همبستگی داریم و نیاز به این ‏کمک داریم. ما اگر در افغانستان به حق خود نرسیم و هویت پیدا نکنیم و موقعیت سیاسی خود را ‏تثبیت نکنیم، کسی برای برادران که در خارج پراکنده است ارزشی قایل نمی شود. اگر ریشه و بیخش ‏در اینجا ارزشی داشت شاخه هایش هم ارزشی دارد. لذا یک ضرورت است که برادرها در نظر داشته ‏باشد که اگر کوچکترین غفلت در این زمینه بکنیم باز اسارت سه صد ساله تکرار می شود و سه صد ‏سال دوران تاریخ می خواهد تا بتوانیم چهارده سال جهاد کنیم و یک ابرقدرت را شکست بدهیم و ‏دنیا روی ما حساب بکند و ما حقوق خود را طلب کنیم. در اینجا نباید غفلت کنیم. توجه داشته ‏باشیم، ارتباط داشته باشیم، هماهنگی داشته باشیم. اگر این پیوند را داشته باشیم می توانیم از هویت ‏آینده ی خود دفاع کنیم.‏ احزاب و جریاناتی که در گذشته وجود داشتند، امروز همه در وحدت یکجا شده اند. من ‏معتقدم که همه ی آنها در نهاد خود برای محرومیت مردم ما یک هدف با الفاظ مختلف داشتند. آن ‏مثلی که می گویند سه نفر ترک و عرب و فارس بودند. هر سه اش به سه زبان انگور می خواستند. ‏اما زبان یکدیگر را نمی دانستند. ما هم در قالب های مختلف یک چیز می خواستیم و آن نجات ‏هزاره جات. بیایید این قالبها را بشکنیم و آن هدف را دنبال کنیم. و اگر ما به بیخ و ریشه خود آب ‏رساندیم که خشک نشود بطور طبیعی شاخه اش هم برگ می کند و هم گل می کند و چیزهای ‏طبیعی ببار می آورد. اگر ریشه آن را یکی با تبر زد نمی تواند شاخه آن سبز شود و آن گل کند. روی ‏این مسأله است که ما باز هم این پیروزی را به شما تبریک می گوییم. فقط تقاضای ما این است که ‏در این شرایط حساس همبستگی و وحدت بیشتری داشته باشید. تا از ثمرات خونی که در این راه ‏داده ایم بهره بردای کنیم و از این اسارت و از این ذلت بیرون بیاییم. هویت واقعی خود را به دست ‏بیاوریم. اگر در اینجا به دست آوردیم در همه نقاط جهان سرافراز هستیم.‏در رابطه با مسأله آینده چیزی روشن است که از نگاه بین المللی همه روی این مسأله قناعت ‏دارند که حکومت آینده را رأی مردم باید تعیین کند و با هر کس که در این روزها مطرح می سازیم ‏می گویند، خوب اگر مردم شما زیاد بود نفوس شما زیاد بود در آینده مردم برایتان رأی می دهد. ولی ‏ما و شما می دانیم که در کشورهای آسیایی و کلاً در شرق رأی مردم تعیین کننده نیست. قدرتی که ‏در رأس حکومت است تعیین کننده است. یعنی صرف از مردم یک مشروعیت درست می کنند. شما ‏خوب می دانید که در پاکستان قدرت در دست ارتش است. ارتش از هر کس حمایت کرد، او رأی را ‏می برد و از هر کس حمایت نکرد، رأی را می بازد. اگر احیاناً بُرد کودتا می شود. در مدتی که ما ‏سراغ داریم در پاکستان ارتش حکومت کرده، نامش انتخابات هم است. مسأله افغانستان که از لحاظ ‏دموکراسی سیاسی هنوز بپای پاکستان هم نیست. در آنجا این آزادی وجود دارد که هر کس در ‏روزنامه ها نظر خود را گفته می تواند، امّا در افغانستان این مسأله هم نیست. ما در زمان «ظاهر» چهار ‏دوره رأی گیری داشتیم. وکیل در پارلمان می آمدند، از تمام هزاره جات که هر ولسوالی اش یک ‏صدو شصت هزار نفر داشت، سی نفر وکیل می آمد و از جنوبی و مشرقی که نفوس هر ولسوالی اش ‏پانزده هزار نفر بود یک وکیل می آمد. تا دوهزاروهشتصد نفر هم یک وکیل داشت. یکبار که روی ‏موضوعی که در پارلمان طرح شد و فارسی زبانها یکجا شدند اکثریت را در پارلمان تشکیل دادند ‏ولی بلافاصله در دوره دوم هر چه علاقه داری بود به ولسوالی تبدیل شد تا اکثریت را افغانها تشکیل ‏بدهد. اینجاست که باید دقت نموده انتخابات روی چه فرمولی و روی چه قانونی صورت بگیرد. ‏همچنان هر کس که در این شرایط قدرت انتقالی را دارد همان کس در انتخابات تعیین کننده است. ‏لذا ما اگر حال دل خود را به این خوش کنیم که مردم ما زیاد است و طبق نفوس خود رأی می دهیم، ‏مردم ما کلاً مسلح است و در همه جا حالت نظامی دارند و اکثریت مهاجرین ما هنوز در خارج ‏هستند، ما فریب خواهیم خورد. در طول تاریخ گذشته ما برای عسکری نفوس شماری داشتیم، حتی ‏دنبال این مسأله بودند که زن های ما را هم تذکره بدهند ولی در مشرقی و جنوبی مردهایش هم ‏تذکره نداشتند. بنابر این در این شرایط تعیین کننده ما باید همبستگی داشته باشیم وحدت داشته ‏باشیم تا در شرایط دولت موقت همه ملیتها به حقوق شان برسد. تا راه برای یک سرشماری درست ‏هموار شود. تا یک تشکیلات ملکی عادلانه به اساس قانون و رأی مردم ساخته شود و در آینده آن ‏قانون حاکم باشد. لذا مسأله حکومت انتقالی برای گرفتن حقوق ملیت های محرومی که چهارده سال ‏مبارزه کرده اند، یک مسأله حیاتی است و اگر در اینجا غفلت شود باز همان مسأله ولسوالی، علاقه ‏داری، و ولایات را جور می کنند که من یک نمونه ی آن را برای شما ذکر می کنم. در منطقه دره ‏صوف که یک ولسوالی است قبل از انقلاب در زمان «ظاهر» چهل و سه هزار نفوس داشت. ولایتش ‏که مرکز بود هیجده هزار نفر نفوس داشت. آن وقت یک نماینده از ولایت می آمد و یک نماینده از ‏ولسوالی. در کنار این چهل و سه هزار نفر نفوس، یک ولسوالی دیگر از برادران اهل تسنن بود که ‏دوازده هزار باشنده داشت. پس دوازده هزار هم یک رأی داشت و چهل و سه هزار هم یک رأی. ‏بدین لحاظ این مسأله اگر درست نشود، مسأله مشکلی است. ما معتقدیم که در دوره انتقالی هر ‏حسابی که با دیگران می کنند، آن را با ما هم بکنند. ما می گوییم ازدیگران سرشماری نشده و از ما ‏هم نشده. ما حالا ۳۰ درصد که تسامح کنیم ۲۵ درصد مردم افغانستان را تشکیل می دهیم و حالا این حق را ‏برای ما بدهند. بعد در آینده زمانی که افغانستان آرام شود و قانون حاکم شود این مسأله به درستی ‏حل می گردد.‏ حزب وحدت معتقد است و اعلان هم کرده که آینده افغانستان توسط یک سیستم فدرالی اداره ‏شود تا هر ملیت احساس کنند که درباره سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند. حالا عملاً مناطق در ‏دست مردم است اگر در ایجاد یک دولت فدرالی توافق نشود، اصلاً مرکز در شمال تسلط ندارد. در ‏هرات تسلط ندارد و در هزاره جات تسلط ندارد. هم در آنجا تشکیلات دارند، هم سلاح دارند، هم ‏امکانات دارند و هم وسیله. تنها راه حل که هم افغانستان را از تجزیه نجات می دهد و هم ملیت ها ‏را قانع می سازد و هم حقوق شان را در دستهایشان می دهد، یک سیستم فدرالی در افغانستان است ‏که در آن توافق ملیت ها در نظر گرفته شود، عنعناتش در نظر گرفته شود، و خودشان تصمیم گیر ‏باشند. یک حکومت مرکزی هم داشته باشد. این چطور می شود که این قانون فدرالی برای پاکستان ‏خوب است، برای آلمان خوب است، در هند خوب است، در آمریکا خوب است، وقتی در افغانستان ‏آمد بد می باشد. اینطور نباید باشد.‏آمریکا که خود را مظهر تمدن و مظهر آزادی می داند، به طور فدرالی اداره می شود. حالا در ‏افغانستان می آید و بر آنست که یک حکومت مرکزی بسازد. این یک چیزی بی منطقی بیش نیست. ‏ملیت هایی که محروم بوده و تحت فشار بوده اگر قانون فدرالی نیاید هیچگونه تضمین وجود ندارد ‏که در آینده قتل عام نمی شوند. در آینده کشته نمی شوند. و در آینده تحت فشار قرار نمی گیرند. ‏تنها اطمینانش اینست که سرنوشتش را خودش باید تعیین کند. ما در طول تاریخ افغانستان، سه چهار ‏بار قتل عام عمومی شده ایم که در دوران عبدالرحمان ۶۵ در صد،مردم ما از بین رفت. این چطور می شود ‏که ما این را اطمینان بکنیم که یک حکومت مرکزی بوجود بیاید، ما خلع سلاح شویم و دوباره این ‏مسأله تکرار نشود. و کسانیکه در دفعه قبل تجویز کرده بود امروز هم تجویز نکند. لذا تنها راه آرامی ‏در افغانستان و تنها راهی که تجزیه نشود، راهی که ملیتها همبستگی خود را حفظ بکند و تمامیت ‏ارضی افغانستان حفظ شود، ایجاد سیستم فدرالی در افغانستان است. ما طرفدار آن هستیم و آن را ‏اعلان کرده ایم. نه تنها ما این مسأله را می گوییم، غرب هم این را راه حل می داند و شمال افغانستان ‏هم این را می گوید. همه این را می گویند و حکومت خوبی هم است. چون هر کس می تواند هم ‏در مناطق خود تصمیم بگیرد و هم در مملکتش.‏این تنها راه حل است، منتها این بعد از تثبیت حقوق ملیت ها در دولت عبوری است. یعنی ‏اینکه در دولت عبوری تثبیت شود چه در شورای قیادیش و چه در شورای جهادیش باشد. زیرا ‏همین ها هستند که بعد قانون می سازند و همین ها هستند که بعد تشکیلات مملکت را می سازند و ‏اگر اختیار در دست یک گروه محدود باشد، آن گروه بر اساس منافع خودش این همه را می سازد و ‏بعد یک روز در رأی گیری می گزارند و از(۲۱۶) وکیل به ما (۳۰) وکیل می دهند. و اسمش را هم ‏دموکراسی می گذارند. اگر جمعیت افغانستان را (۲۱) میلیون حساب کنیم و ثلث آن که  هفت میلیون می ‏شود متعلق به ما است. اما با همین هفت میلیون یک ولایت بنام، به دست هزاره نیست. بامیان که تازه ‏ادعا می شود که بنام مردم هزاره است در مرکز همه قومای تاجیک ما هستند. والی و تشکیلات از ‏طرف مرکز تعیین می شد. و ما به سرنوشت خود حاکم نبودیم. ما که ثلث مردم افغانستان را تشکیل ‏می دهیم از سی ولایت یک ولایت در اختیار ما نیست. این در کجای عدالت است؟ در کجای قانون ‏است؟ به همین جهت ما معتقدیم برادرانی که دل شان به سرنوشت آینده شان می سوزد و به آینده ‏خود فکر می کنند باید در حکومت عبوری حقوق ملیت ها را تثبیت کنند و بعد قانون به توافق هم ‏بسازند.‏

برادرها بعد از چهارده سال جهاد در پاکستان رفتند، دولت تشکیل بود، برای جهاد ما توهین بود. ما ‏از برادرهای پاکستان این انتظار را نداشتیم که اینطور با ما برخورد بکنند. درست است امکانات بین ‏المللی را به دلخواه خودشان به هر گروه دادند. ولی درباره سرنوشت یک ملت کهچهارده سال تمام جهاد ‏کرده و فداکاری کرده چطور می شود بگویند که بعد تصمیمش را می گیریم. این توهین بود و برای ‏آنها که در پاکستان دولت تشکیل دادند توهین بود. اینها عملاً اثبات کردند که فاقد شخصیت جهادی ‏هستند. سال(۱۳۶۷) چیزی معقولی بود که روسها حضور داشتند و دولت باید در خارج تشکیل می ‏شد. امّا بعد از اینکه دولت سقوط کرد چرا ما باید در پاکستان دولت تشکیل بدهیم. چرا در کابل ‏دولت تشکیل نشود. ‏مردم هزاره در طول تاریخ ثابت کردند که مردم جنگ آور هستند و همچنان در ظرف چهارده سال ‏انقلاب هم در صف مجاهدین جهاد کردند. اینکه در طول تاریخ افغانستان یک جنرال برای مردم ‏هزاره نبود، طبیعتاً چنین چیزی نبود که مردم هزاره لیاقت جنرال شدن را ندارند. سیاست اینطور ‏تجویز می کرد که از یک نژاد از مادر جنرال تولد شود و یک مردم دیگر در طول تاریخش یک ‏جنرال نداشته باشد. حالا در اثر لیاقت و شایستگی مردم، ما دارای(۳۴) جنرال می باشیم. پس طبیعت ‏اینطور نیست. سیاست ها است که چنین می کنند که یکی باید پادشاه باشد یکی جنرال باشد، یکی ‏باید خدمتگار و عمله ی این مملکت باشد و در سیاست حق نداشته باشد. در گذشته معمول بود که ‏هر صاحب منصب عسکری از مردم هزاره به عنوان صادقترین مردم خدمتگار انتخاب می نمود و در ‏پهلوی خانواده و ناموس خود می بردند. چطور بود که این مردم برای ناموس اینها صادق بودند ولی ‏برای یک کاتبی صادق نبودند! سیاست اینطور بار آورده بود، طبیعت اینطور نبود. حالا باز هم تأکید ‏می کنم که اصل اساسی و احیای حقوق ملیتها تنها راهش سیستم فدرالی است که باید افغانستان به ‏اساس آن اداره شود. منتها این یک مقدمه ضرورت دارد که آن شرکت در حکومت عبوری است. اگر ‏نمایندگان ملیتهای مختلف در ساختن قوانین دولت فدرالی سهم نداشته باشد باز هم آن قانون طوری ‏تدوین خواهد شد که ملیتها از حقوق خود محروم شوند. و اگر سهم داشته باشند قانونی تدوین ‏خواهد شد که حقوق همه را در نظر بگیرند. در این مسأله موضع حزب وحدت روشن است و شما ‏می توانید از آن دفاع کنید که اگر آزادی و حقوق انسانها ارزش دارد باید برای همه باشد. همین ‏هزاره، همین بلوچ، همین افغان، در پاکستان هم زندگی می کنند. آنجا زیر سیستم فدرالی زندگی می ‏کنند خودشان رأی می دهند، برای خود کرسی تشکیل می دهند قانون می سازند. اما برای افغانستان ‏اینطور نمی شود. هم اکنون افغانستان به شکل فدرالی اداره می شود، بطور مثال مرکز در هرات هیچ ‏گونه تسلطی ندارد، خودش است، تشکیلاتش است، حتی کسی را که هم تکلیف نمی کند. هشت ‏ولایت سمت شمال را «دوستم» اداره می کند و تشکیلات هم دارد. هزاره جات هم همینطور. سئوال ‏اینست که آیا ما بیاییم در مرکز برای همبستگی افغانستان یک حکومت مرکزی تشکیل بدهیم یا ‏ندهیم، اگر توافق کردیم که تشکیل بدهیم تمامیت ارضی افغانستان حفظ می شود، استقلالش حفظ ‏می شود، اگر این را قبول نکردیم عملاً تجزیه است. یعنی سالنگ را می بندند و کسی نمی تواند آن ‏طرف برود. و این به نفع افغانستان نیست. هر کس برای افغانستان فکر می کند باید قانون فدرالی را ‏قبول کند. باید به مردم حق بدهد که خودش برای سرنوشتش تصمیم بگیرد و خودش از خود ‏نمایندگی کند. در خاتمه ما از این احساس که کردید و آمدید تشکر می کنم. و خوش وقت هستم. ‏برای ما زیاد ارزش نداشت، که شما را در پاکستان یا ایران زیارت کنیم. ولی حالا که در پایتخت ‏افغانستان بعد از ،چهارده سال مبارزه شما را زیارت می کنیم برای ما و شما شیرین است. و امیدوارم که به ‏کمک خدا و یاری مردم به آن حق واقعی مان برسیم. ‏ والسلام علیکم و رحمت الله .


           *  سخنرانی رهبر شهید بابه مزاری که در خزان ۱۳۷۱ ودرحضور مر دم كابل ايراد گردیده است.

+ نوشته شده در  ۱۳۸۷/۱۱/۲۱ساعت 21:46  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

زندگینامه داکتر رمضان بشردوست

  زندگینامه داکتر رمضان بشردوست

نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان

 

  

 

داکتر رمضان بشردوست فرزند محمد علی درسال 1340 خورشیدی در ولسوالی قره باغ چشم به جهان گشود، مکتب ابتدائیه و متوسطه را در ولسوالی های قره باغ و مقر ولایت غزنی وشهر میمنه ولایت فاریاب به پایان رسانید.

دوماه بعد از کودتای 7 ثور 1357 به کشور ایران مهاجر و بعد از اتمام لیسه به پاکستان هجرت نمود.

داکتر بشردوست در سال 1360 پاکستان را به قصد فرانسه ترک نمود ودر آنجا درخواست پناهندگی سیاسی نمود اما هیچ وقت درخواست تابعیت فرانسه را نکرد.

درسال 1361 شروع به کار و آموختن زبان فرانسوی در فاکولته ادبیات شهر دیژن نمود.

در سال 1363 " تصدیق نامه عملی زبان فرانسوی درجه اول" را از پوهنتون شهر دیژن دریافت نمود.( سند 1)

در سال 1364 بعد از سپری نمودن امتحان به فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون شهر گرونوبل ثبت نام نمود و در سال 1368 ماستری حقوق را دریافت کرد. (سند 2)

در سال 1369 در پوهنتون ژان مونی پاریس در رشته دیپلوماسی به تحصیل خود ادامه داد وموفق به اخذ "دیپلوم تحصیلات عالی تخصصی" (مافوق ماستری) گردید. (سند 3)

مونوگراف خود را در باره دیپلوماسی وجنگ در آفریقای شمالی نوشت.

درسال 1371به پوهنتون تولوز در رشته علوم سیاسی ثبت نام نمود وموفق به اخذ" دیپلوم تحصیلات عمیق"( ما فوق ماستری) گردید. ( سند 4)

مونو گراف خود را در باره نقش سازمان ملل متحد و اشغال افغانستان توسط شوروی نوشت در سال 1372 شروع به نوشتن تزس دکتورای خود در باره جنگ ودیپلوماسی در افغانستان نمود.

داکتر بشر دوست در سال 1374 موفق به اخذ دکتورا از فاکولته حقوق و علوم سیاسی پوهنتون تولوز شد. (سند 5)

تیز خود را که 1150 صفحه در مورد دیپلوماسی، بخصوص دیپلوماسی آمریکا، روسیه، پاکستان وایران در مورد جنگ افغانستان نوشت.

داکتر بشردوست در سال 1368 از اکادمی زبان انگلیسی O.I.S.E آکسفورد (سند 6) و در سال 1369 از اکادمی زبان انگلیسی G.E.O.S برایتون تصدیق نامه های زبان انگلیسی را درانگلستان در یافت نمود. (سند 7)

داکتر بشردوست از سال 1375 تا 1382 در پوهنتون های پاریس مشغول تدریس مضامین حقوق، علوم سیاسی و دیپلوماسی به عنوان همکاراستاد ایفای وظیفه نمود. همچنان با دارلوکاله های پاریس همکاری می نمود.

داکتر بشردوست مدت چند ماه در سال 1381 به حیث سکرتر سوم در سفارت افغانستان در پاریس ایفای وظیفه نمود اما بعلت اختلافات شدید با سفیر وقت در مورد خانوادگی شدن سفارت، مصارف گزاف و حیف و میل اموال بیت المال، از سفارت اخراج وبه دعوت وزارت امورخارجه افغانستان برای ساختن مرکز مطالعات استراتیژیکی در وزارت امورخارجه وارد کابل شد. اما بعد ازمدتی بی سرنوشتی و میرزا قلمی دروزارت امورخارجه به حیث معاون دیپارتمنت سازمان ملل متحد وکنفرانس های بین المللی وبعدا به حیث مدیر دیپارتمنت سیاسی کشورهای اروپای غربی وزارت امور خارجه مقرر شد.

در 8 مارچ 2004 (1383 ) روز بین المللی زن بعنوان وزیر پلان در حکومت آقای کرزی شروع به کار نمود ودر24 دسامبر 2004 تصمیم انحلال 1935 انجو را از جمله 2365 انجو به مردم افغانستان اعلان نمود که با مخالفت جدی تمام دستگاه های دولتی و غیر دولتی قرار گرفت. در 25 دسامبر 2004 روز کرسمس استعفا خود را از وزارت پلان اعلان نمود و در سال 1383 شروع به تدریس در فاکولته حقوق و علوم سیاسی وفاکولته شرعیات پوهنتون البیرونی ولایت کاپیسا نمود. در سال 1384 بعنوان نماینده ملت در پارلمان انتخاب شد و تا امروز در خدمت ملت به عنوان نماینده شان وبعنوان استاد افتخاری در پوهنتون البیرونی ایفای مسولیت می نماید.

+ نوشته شده در  ۱۳۸۷/۱۱/۲۰ساعت 23:34  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی:

حسین علی یوسفی


 

خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی:

حسینعلی یوسفی، فرزند یوسفعلی در سال 1958 در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی دیده به جهان گشود. چند سال بعد همراه با خانواده اش به کویته مهاجر شد. تحصیلات ابتدائی اش را در تکنیکل های سکول کویته در سال 1975 به پایان رسانید. در سال 1978 از ساینس کالج کویته فارغ گردیده و در سال 1985 از دانشگاه بلوچستان لیسانس گرفت.

وی فعالیت های سیاسی اش را در دوران مکتب آغاز کرده و عضو فعال فدراسیون محصلین هزاره (هزاره ستودنس فدریشن) بود. وی دو بار بحیث رئیس این فدراسیون برگزیده شد.  با عشق و علاقه ای که به خدمت به مردم داشت، بحیث مسئول مالی اتحادیۀ مجاهدین اسلامی افغانستان ایفای وظیفه نمود. وی بار بار بحیث ترجمان با خبرنگاران و محققین غربی وارد افغانستان شده و به جبهات مختلف کشور رفت. در سال 1983 که تعدادی از ایادی بیگانه بالای پایگاه اتحادیه حمله نمودند، یوسفی با روحیۀ اصلاح طلبی و صلح خواهی به کمپ دشمن رفت تا با آنها مذاکره نماید. اما دشمنان صلح و آرامش مردم وی را با همراهانش به گروگان گرفته و برای هشت ماه در شرایط طاقت فرسای زمستان جاغوری زندانی نمودند. وی مورد انواع شکنجۀ جسمی و روانی قرار گرفت. یکی از پیامد های بد شکنجه های جسمی وی قرار دادن او در سرمای زمستان بدون بخاری و صندلی بود. یوسفی از این بدرفتاری دشمنان دچار تکلیف جسمی شد که در زمستان ها با اندکی سرما دچار تکلیف و حساسیت جلدی می گردید.

یوسفی در سال 1987 وی بحیث کونسلر حلقۀ 16 کویته از طرف مردم انتخاب گردید. او هم چنان بنیانگذار یک مکتب متوسطه در کویته بود که بنام «دان ایدال سکول» یاد می شد. یوسفی از سال 1987 به بعد بحیث منجر و شریک آژانس مسافرتی الفلاح ایفای وظیفه می کرد. 

حسینعلی یوسفی انسان فوق العاده با احساس و مستعدی بود. وی مخصوصاً در بخش طنز و درامه نویسی ید طولی داشت. درامه های وی در کویته و خارج آن بیننده ها و طرفداران زیادی داشت. از جمله آزره (هزاره) بزکشی شده، «میندر خامتما» (مادر اندر خام طمع)، «الختو» و «ماستر البونگ» بسیار معروف است. یوسفی همچنین ضرب المثل های عامیانۀ هزارگی را جمع آوری کرده و قرار بود آنرا منتشر نماید.در اواخیر حسین علی یوصفی رهبری حزب (هزاره دموکراتیک پارتی را به  عهده داشت .

وسر انجام حسین علی یوصفی بتاریخ ۱۹۰۰/۱/۲۶میلادی  در جلوی دفتر کارش توسط افراد ناشناس ترور شد .

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳۸۷/۱۱/۰۷ساعت 21:44  توسط محمدسعیدی(هزاره)  | 

رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد!

رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد!

چهار شنبه 21 ژانويه 2009, نويسنده: بصیرآهنگ  وبلاگ شرین هزاره

ازشروع حاکمیت رییس جمهور کرزی وتیم ناکامش مردم افغانستان بدترین شرایط را درتاریخ این کشور درهمه ی عرصه های زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی تجربه نموده است.گرچند شروع حاکمیت کرزی پایان یک فصل تاریک درافغانستان بود که به همه مردم نوید خوشبختی وسعادت را میداد اما رفته رفته این امیدها را یخ بست ومردم دوباره به یک دوره خفقان ازنوع مدرن وسیستماتیک روبروگردیدند.اگردوره ی تاریک طالبان با دوران حاکمیت رییس جمهور کرزی به مقایسه گذاشته شود، بازهم دوره ی طالبان باهمه تاریکی هایش، مزایای خوبی هم برای مردم افغانستان داشته است. دردوران طالبان گرچند آزادی های فردی وجود نداشت، درعرصه سیاسی واجتماعی کشور یک مکانیزم خاص وقانونمند وجود نداشت ولی مردم عادی زندگی آرامی داشتند و به هیچ کسی تجاوز صورت نمیگرفت، احساس ناامنی وجود نداشت، یافتن کاروشغل برای هر متقاضی درتمامی نقاط کشور ممکن بود،قیم بازار تحت کنترول بود وگراف جرم وجنایت درپایین ترین سطح قرار داشت.حکومت کرزی باوجود اینکه باشعارآزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، قانون مداری،اصلاحات وانکشاف شروع شد ولی درعمل هیچ یکی از این موادات تحقق نیافت وباگذشت هرروزمردم به چالش های جدیدی روبروگردید که درتاریخ افغانستان شاید نظیرنداشته است.

دراوایل امیدواری مردم به حدی بود که کرزی را پدرصلح درافغانستان لقب داده بودند اما این شخص هیچگاهی نتوانست یک ابتکار عمل ازخود نشان دهد وبرای مردم ثابت کند که میتواند به عنوان زعیم مملکت قابل اعتماد مردم باشد.دوران شروع حاکمیت کرزی که یک حکومت ائتلافی با ترکیب مافیای جهادی ودزدان کریوات داربود، درهمان روزهای اول ازمدیریت شخص کرزی خارج گردید.زیرااین دوره بارقابت های جنگ سالاران،انجیئو سالار ها واشخاص بانفوذ دیگری که درترکیب دولت قرار گرفته بودند آغازوهرکسی کوشش کرد برای بقای خویش گروپ های مشخصی را تشکیل داده ودرتقویت آن بکوشد،در دوران حکومت موقت، هر وزیر، والی وقوماندان تمام تلاشش دراین بود که پیش ازانکه دوره موقت به پایان میرسد برای خود یک زندگی مرفه ویک گروپ قویتری جمع وجور کند. که این خود یک هرج ومرجی خاصی را درداخل دستگاه حکومت ایجاد نمود . تخم بی اعتمادی دراین دوره کاشته شد وکم کم کابینه کرزی به لانه ی ازمارهای زخمی تبدیل گردید که این روند پس ازآن دردوران حکومت انتقالی رشد ودرزمان پس ازانتخابات ریاست جمهوری به حدی رسید که دیگر ازمهار وکنترول خارج گردیده است. ودست یافتن به یک راه حل درچنین شرایطی ازتوان شخص چون حامد کرزی خارج است. بدبختی ها ازکجا سرچشمه گرفت: 1_ اشتباهاتی که حامد کرزی ازشروع کارش مرتکب آن شد درقدم نخست اعتماد بیش ازحد او به جنگ سالاران وناقضین حقوق بشر بود که شاید کرزی فکرمیکرد این افراد ازپشتیبانی عده ی کثیری ازتوده ها برخوردار اند ومیتوانند درگسترش ساحه کنترول حکومت درقریه ها وقصبات کمک کنند،بااین کار دوباره درسراسر افغانستان یک حکومتی ازنوع ملوک الطوایفی راه اندازی گردیدکه ازکنترول دولت خارج بود هر نماینده قوم وقوماندان جهادی بااستفاده ازاین فرصت طبق خواست خودش تشکیلات ولایت ها و ولسوالی هارا تعیین مینمود واین امر دوباره فرصت تجاوز، ترور وخفقان را درسراسر کشور بوجود آورده ومردم را به جای اینکه بادولت هماهنگ سازد ازدولت دل سرد نمود درحالیکه مردم افغانستان منتظر بودند چی وقتی اجرای عدالت انتقالی توسط دولت درکشور شروع میشود تابه دست خود این جنایت کاران را که درطول دودهه هرچه خواستند برمردم روا داشتند محاکمه نمایند.ولی عکس امیدها به مرور زمان اعتماد ملی را ضعیف ساخته و فاصله بین ملت ودولت را بیشتر کرد. 2_ ضعف مدیریت دردستگاه حکومتی زمینه دخالت کشور های همسایه را در امور داخلی افغانستان مهیا ساخت. با دخالت این کشورها گروپ ها وحلقات خاصی فکری ، مذهبی وسیاسی درکشور تشکیل گردید که هرکدام آنها درمناطق خاص شروع به تبلیغ های ضد حکومتی نمودند وزمینه گسترش ناامنی را مهیا ساختند.که ازجمله این گروپ ها میتوان ازجنبش جوانان آزادی خواه که به حمایت همسایه غربی تشکیل شده وبیشتردرغرب افغانستان فعالیت دارد نام برد. برعلاوه کشورهای ایران وپاکستان دوهمسایه ی که همیشه سود خودرافقط درایجاد ناامنی وهرج ومرج درافغانستان جستجو میکنند توانستند باحلقات خاص در داخل پارلمان کشور ارتباط برقرار نموده وازطریق آنها درامور داخلی ا فغانستان نیز کنترول کامل داشته وحتی درتغیروتبدیل وزرا و مامورین بلند رتبه ی دولتی نقش داشته باشند. ا زسوی دیگر اداره حکومت به رهبری حامد کرزی یک اداره فاسد، منفعل ، بی برنامه وناکارآمد بوده ولکه ننگی درتاریخ سیاسی افغانستان به شمار میرود. کرزی بدون اینکه درفکر یک پالیسی درست برای اداره کشور باشد هرماه وهفیته به فرمایش افراد وگروه های خاصی؛ وزیر، والی وقوماندان های امنیتی را تبدیل وبعضا ازکاربرکنارمیکند. این امرباعث شده است هرپالیسی که توسط وزیر، والی وقوماندان سابق روی دست بوده وتاحدی پیشرفته است بدون اینکه مصارف ومدت زمان که روی همان طرح، پالیسی ویاپروژه مصرف شده است درنظرگرفته شود، توسط افراد که جدیدا تعیین میگردد کنارگذاشته شده وطرح جدیدی روی دست گرفته میشود.این تغیرتبدیل ها یک سردرگمی وبی برنامگی خاصی رادراداره کشور به وجود اورده و فرصت حیف ومیل، دارایی های عامه را مساعد ساخته ، فساد اداری، هرج ومرج، بی قانونی وچوروچپاول را افزایش میدهد، که خود یکی ازچالش های عمده دردستگاه حکومتی کرزی به شمار میرود.

3_ بریدن ازمجاهدین ولغزش به سوی افغان ملت ودرنهایت طالبان : بعداز پیروزی حامد کرزی درانتخابات ریاست جمهوری بافشارهای سیاسی که ازطرف حزب افغان ملت بالایش بود؛ دست پاچه وسراسیمه، وزرای که ازاحزاب جهادی نماینده گی مینمود را ازترکیب کابینه بیرون نمود وکوشش کرد درپست های مهم دولتی افرادی را منسوب کند که سابقه فعالیت درحزب افغان ملت داشته باشند. کرزی برای جاگزینی این افراد یک کمپاین بسیار وسیعی را درپارلمان کشور راه اندازی نموده بود ومبالغ هنگفتی را مصرف تحقق این هدف کرد. این کارعاجل وبدون یک برنامه درست سیاسی انجام گرفت و باعث شد همه قوماندان های جهادی یکباره احساس ترس نمایند، این احساس کم کم زمینه تشکیل یک جبهه مخالف حکومت را بوجود آورده وسران جهادی را که درطول چندین سال باهمدیگر جنگیده بودند به همدیگر نزدیک ساخت. پس ازاتحاد مجاهدین آنها ازترس اینکه مبادا ازطرف دولت غافلگیر وبه سیاه چالها انداخته شوند، کوشش نمودند دست به دامن کشور های بیگانه درازنموده وخودرادوباره تجهیزنمایند. بدون شک سفرهای سران مجاهدین به کشورهای چین، شوروی، ایران وکشورهای عربی موفقیت های زیادی برای آنها به ارمغان داشت. همچنان آنها توانستند درداخل کشور بااستفاده ازفضای بی اعتمادی که نسبت به دولت دربین مردم بوجود آمده بود تلبیغات گسترده ی را راه اندازی نماید، علاوه برآن وجود اشخاص باصلاحیت وشئونیست چون فاروق وردک اشرف غنی واحدی ها نظربه مفکوره فاشیستی که دارند کوشش کردند این دستگاه ضعیف را به یک اداره تک قطبی تبدیل نموده وهمه چیزرا به سوی پشتونیزه سازی سوق دهند که این روند حساسیت های زیادی را دربین دیگر اقوام نسبت به حکومت بوجود آورد. همچنان وجود این فضا باعث شد دوباره مردم به سران جهادی مراجعه نموده ورابطه ی خویش را باآنها دوباره برقرار نماید. زیرا همه ی اقلیت های قومی به این باور رسیدند که تنها این سران جهادی اند که میتوانند ازحقوق اقلیت قومی _اتنیکی شان دفاع نمایند. 4_ کرزی درنزدیک به هفت سال حضورش درکرسی ریاست جمهوری افغانستان هیچ گاهی یک تصمیم شخصی وقاطع درمورد حل سیاسی معضلات افغانستان نداشته است وهمیشه کارهایش ازطرف اشخاص وگروه های که اطرافش را احاطه نموده است به وی دکته شده است ضعف مدیریت کرزی ونداشتن آگاهی ازاتفاقات پیش آمده درطول دوران حاکمیتش همیشه سبب شده است گروه های مشخصی ازهمه منابع وامکانات دولت درضمینه اهداف گروهی خویش استفاده نموده وافغانستان را دوباره با وجود داشتن یک شرایط خوب برای رشدوترقی، به پرتگاه سقوط نزدیک کند. بطورمثال اگرکارکردهای انورالحق احدی که ازسال 2004 تاحال وزیرمالیه افغانستان بوده است را بررسی کنیم میبینیم که درطول پنج سال ازتمام امکانات این وزارت ودرکل ازتمام دارایی افغانستان بیشتر برای تبلیغات سیاسی حزب افغان ملت که شخص وزیررییس آن است استفاده شده است. اگرروزی ازوزارت مالیه دیدن کنید بیشتر به یک دفترکاری حزب افغان ملت میماند تاوزارت دارایی افغانستان. انورالحق احدی که درمدت پنج سال ملیونها دالرسرمایه ملی را بطور علنی اختلاس نموده است، همیشه به عنوان یک قوه فشار حکومت حامد کرزی را ازدرون تهدید میکند. او درهمه تصمیم گیری های مهم دولتی دست بازدارد وهیچ کاری بدون مشوره او انجام داده نمیشود. کرزی ازاحدی به عنوان بزرگترین دلال سیاسی اش همیشه میترسد وهیچ چاره ی هم دارد جزتحمل برای ادامه حیات سیاسی اش زیرا وی بااینکه براوضاع داخلی ازطریق اجینت های طالبانی وافغان ملیتی اش مسلط است، به عنوان سردسته انجیو سالاری درکشور به همه کانال های خارجی جا ومکان خوبی برایش فراهم کرده است که میتواند برای شخص رئیس جمهور خطرناک باشد. احدی چندی پیش وقتی کرزی میخواست یکی ازوالیان راکه ازاعضای حزبش بود به دلیل بی کفایتی ازوظیفه اش برکنار کند به شدت خشم گین شد وحتی اعلان استعفا کرد، خبراستعفای این دلال انجیو سالار کرزی را به شدت ترساند واو مجبور شد تاازتصمیم خود صرف نظرنموده ودوباره به دامن احدی پناه ببرد. براین اساس کرزی به عنوان رئیس جمهور هیچ صلاحیت کاری نداشته بلکه به عنوان یک سمبول بی خاصیت به زندگی ننگینش ادامه داده است او نمیداند که درزیرچپنش اژدهای خون خواری جا دارند که انسان میخورند وحیات نقض میکنند. دراین روزها که مخالفین دولت نزدیک به دو سوم خاک افغانستان را دراختیار دارند وطالبان به دروازه های کابل رسیده اند واضاع داخلی کابینه ی متزلزل کرزی نیزبه شدت نگران کننده است شخص کرزی تصمیم دارد دست به اصلاحات جدی درامور داخلی کشور بزند. رئیس جمهور ناکام باطمع دوباره این پست، درروزهای اخیرعمرحکومتش باردیگر میخواهد بانمایش گذاشتن اقدامات خورد وریزی که هیچگاهی به حقیقت نخواهد پیوست، مردم مظلوم وبی سواد کشور را تحمیق نماید زیرا حکومتش دراین روزها اززاویه های مختلف به نشانه رفته است وگرگ های بزرگی درکمین گاه ها ایستاده اند تا بایافتن چوچکترین شانسی اورا ببلعند. ازیک طرف دوران پنج ساله ی این رئیس جمهور منتخب وبی کفایت به پایان رسیده است وتمام وعده ونوید های چرب دوران انتخابات قبلی بدون عمل باقی ماند ه است وازسوی دیگراو بزرگترین حامی وپشتیبانش را که امریکا بود باانتخاب بارک اوباما به عنوان رئیس جمهور جدید ازدست داده است. رئیس جمهور کرزی درست درموقعیت قرار گرفته است که زمانی اولین رئیس جمهور افغانستان ، داود خان به آن روبرو شد ولی آن زمان بااین زمان خیلی تفاوت های زیادی داشت . کرزی دراین روزهای دشوار دست به دامن هرکسی خواهد زد تا ازاین مرحله حساس ومرگبار نجات یابد، افسوس که فرصت های طلایی برای این رئیس جمهورفیشنی دیگرازدست رفته است. وی باید خیلی وقت ازخواب خرگوشی بیدار میشد وباری به فرهادهای مظلومانی گوش فرامیداد که درطول زمامداری اش درزیرلگدهای گروپ های مافیایی دربارش جان دادند. حامدقندهاری خانه ی را که درمدت نزدیک به هشت سال خاشاک ریخته است میخواهد درآخرین روزهای عمرش پاک کند. اکنون زمان خانه تکانی نیست، اکنون باید کرزی منتظر روزی باشد که گژدم ها وعقرب های را که درطول دوران زمامداری اش پرورانده است کی وارد قصر گلخانه شده وصاحب بی تدبیرش را نیش میزند. این روزها وضعیت افغانستان به شدت نگران کننده است باهرکسی درکابل تماس میگیرم خبرهای بدی را میگویند. مردم وقتی درشهر قدم میزنند یک لحظه ی هم باورندارند زنده بمانند. نیروهای خارجی وحامی دستگاه فاسد حامد کرزی نیزازاین وضعیت به خوبی سوء استفاده میکنند دیگر ازمبارزه باتروریزم وطالب والقاعده خبری نیست وهمه مشغول حفریات مکانهای تاریخی وسرقت عابدات باستانی شده اند. اطرافیان رئیس جمهور نیزبه پایان دوره حکومت چور وچپاول می اندیشند وازهراس اینکه روزی ازاین جایگاه رانده خواهند شد درفکردزدیدن و ذخیره کردن برای فردای شان هستند. بانی وبادار هم درامریکا شکست خورده است وجایش را شخصی ازنژاد مظلوم وسیاه پوست گرفته است که شاید دیگر باسرنوشت وتاریخ که دارد درکنار مظلومین قرار گیرد. اوباری قبل ازپیروزی اش درانتخابات نیزدرسفری به افغانستان حکومت کرزی را یک اداره ی ضعیف وبی کفایت خوانده بود ومعاونش آقای جوبایدن نیزدرسفرخود به افغانستان سخنان اورا تکرار نموده وحتی درارگ ریاست جمهوری باشخص کرزی به دلیل بی کفایتی اش درگیری لفظی نموده بود. گرچند بارک اوباما باوجود تاریخ وسرنوشت تحقیرومظلومیت نماینده ی یک ابرقدرت خون خوار وبزرگ است که هدفش جزاندوختن سرمایه ازوجود جنگ وغارت نفت وگاز چیزی دیگری نیست باید منتظرماند تاگذشت روزگار این را ثابت کند. اکنون زمان آن فرارسیده است که مردم باید زنگهای خطری که ازچهارسو شروع به نواختن نموده است را بشنوند ودیگر نگذارند بیش ازاین ازاحساسات پاک شان استفاده شوند، سمبول ومترسک های مکار را بشناسند وباچشم بازبه انتخابات ریاست جمهوری آینده بروند تادیگرهیچ خائن ووطن فروش وخون خواری نتواند باشعارهای عوام فریبانه اش باعث تحمیق آنها شوند. ازتجربه های این سالهای تلخ ودشوار که هرکوچه پس کوچه شهرها وهردره از قریه وقصبه افغانستان را به حمام خون وقتله گاه انسانهای مظلوم تبدیل کرده است باید عبرت گرفت تادیگر هیچ زمانی خلیلی ها ومسعود ها واشخاص خائن دیگر نماینده گی ازیک قوم وملت را نتواند.آگاه باشید اعمال فشار دراین روزها به اندازه ی رسیده است تابرای پوشاندن حقایق، این دستگاه خائن ومذدور به بهانه های مختلف رسانه های خبری را مورد سوال قرار دهد وخبرنگاران را راهی زندانها نماید. بیاییدکمی به سرنوشت ودربدری خود فکر کنید، دیگر زمان احساسات به پایان رسیده است حال زمان تفکر واندیشیدن است تاکی به این خائنین اجازه میدهید برگرده شما سوار باشد وازاحساسات پاک شمابه گونه های مختلف استفاده سیاسی کنند وکسانی هم ازساده لوحی شما برای تان زیارت وعلم مبارک درست کند وملیونها پول ازشما اخاذی کند. اگر واقعن خودرا دینی ومذهبی فکر میکنید، خدا هم گفته است: هرگزسرنوشت قومی را تغییر نخواهم داد تاخود آنها سرنوشت شانرا تغییر ندهند. به امید روزی که همه ی شهروندان کشورم درحل مشکلات شان ازعقل ومنطق خویش استفاده نمایند نه ازتوب وتفنگ.

+ نوشته شده در  ۱۳۸۷/۱۱/۰۴ساعت 1:50  توسط محمدسعیدی(هزاره)  |