هزاره پیوند

درس های  امام حسن برای جامعه ی هزاره

بنام خدا
درس های  امام حسن برای جامعه ی هزاره
اسدالله جعفری
مردم هزاره افغانستان از آن جمله مردمان جهان هستند که در طول تاریخ موجودیت بومی وحقوق شهروندی شان مورد انکار حاکمان مستبد ونژاد پرست قرار گرفته اند ولی علی رغم انکار موجودیت ومحروم کردن از تمام حقوق شهروندی، سه شاخصه بارز این مردم را هیچ ستمگر عنود نتوانست انکار کند:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۶/۰۶ساعت 21:13  توسط اسدالله جعفری  | 

درسوگ عالم آل رسول (آیت الله رضوانی یکاولنگی)

 آیت الله رضوانی یکاولنگی

استاد رضوانی طریقتش از شریعت می گذشت واز شریعت به حقیقت می رسید نه آنکه شریعت در طریقت گم شود وحقیقت منهای شریعت خلق گردد.

او نیم قرن تدریس علوم آل محمد کرد وبرمنبر رسولِ برحق، فقط آیات قرآن می خواند و تفسیرش را از نهج البلاغه علی می گفت ودرایتش را از فقه امام صادق ومعضلاتش را با زبان امام باقر می شکافت تا زمزم معرفت بجوشد وسلسبیل ایمان در بهشت جان روان گردد تا سرچشمه وصال بپیوند وجاودانگی معنا یابد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۹/۰۱/۲۳ساعت 23:23  توسط اسدالله جعفری  | 

پدر! لبخندبزن

بنام خدا
پدر لبخندبزن که با لبخند تو، لبان خدا به گل می نشیند.
پدر،سرت بالا بگیر که سرداران را توسرداری.
لبخند بزن که بالبخند تو بهار به بلوغ می رسد
پدر،سرت بالا بگیر ولبخندبزن تا خدا با تو لبخند زند
تواگرنخندی !خورشید گیسوپریش می شود
قمر گونه اش قیرگون می شود

........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ساعت 21:55  توسط اسدالله جعفری  | 

سایه روشن های از زندگی آیت الله العظمی منتظری

تذکر

این نوشته برگرفته از چند سایت است نه نوشته شخصی من البته من دخل وتصرفات اندکی نموده ام وبعضی منابع را من اضافه نموده ویا بهاصل سایت رسمی آن عزیز سفرکرده مراجعه نموده ام.
این نوشته را برای آن دراختیار خوانندگان مکرم قرار می دهم که ایشان همین سحر گاه به سوی عرش خدا پرواز نموده است وبا پرواز خود جهان علم وفضیلت وارزش های برین را داغ دار نمود.
پرواز آسمانی مرد جهان به تمام انسان های آزاده تسلیت باد.

اسدالله جعفری

۱ زندگی شخصی
· ۲ تثبیت مرجعیت روح الله خمینی و بازداشت در سال ۱۳۴۲
· ۳ بازداشت‌ها در جریان مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی
o ۳.۱ بازداشت به همراه فرزند در عید نوروز سال ۱۳۴۵
o ۳.۲ بازداشت در سال ۱۳۴۶
o ۳.۳ تبعید به مسجد سلیمان در سال ۱۳۴۶
o ۳.۴ بازداشت در سال ۱۳۴۷
o ۳.۵ تبعید دوباره به نجف‌آباد در سال ۱۳۴۹
o ۳.۶ تبعید به شهر کویری طبس در سال ۱۳۵۲
o ۳.۷ تبعید به خلخال در سال ۱۳۵۳
o ۳.۸ سقز آخرین تبعیدگاه
o ۳.۹ بازداشت از تبعیدگاه سقز و انتقال به زندان اوین در سال ۱۳۵۴
· ۴ پس از انقلاب اسلامی
o ۴.۱ تدوین قانون اساسی
o ۴.۲ مقام "قائم‌مقامی" روح‌الله خمینی
§ ۴.۲.۱ انتصاب
§ ۴.۲.۲ برکناری
o ۴.۳ مطرح شدن مسألهٔ استقراض خارجی
o ۴.۴ سخنرانی سال ۱۳۷۱
o ۴.۵ مطرح شدن دوباره مسألهٔ مرجعیت آیت الله منتظری در سال ۱۳۷۳
o ۴.۶ کیوسک حصر
o ۴.۷ واکنش به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران
o ۴.۸ درگذشت
· ۶ برخی فتواها و مواضع مهم
· ۷ پانویس
· 8 آثار


زندگی شخصی

حسین‌علی منتظری (زاده: ۱۳۰۱ خورشیدی ؛ ۱۹۲۲ در نجف‌آباد، استان اصفهان - درگذشته ۲۸ آذر ۱۳۸۸ در قم) مرجع تقلید شیعه و از مهمترین شارحان نظریه ولایت فقیه بود. او پس از انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ به عنوان قائم مقام و جانشین رهبر کشور انتخاب شد و ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی را نیز بر عهده داشت

او در خانواده‌ای کشاورز به دنیا آمد. پدرش حاج علی کشاورز ساده‌ای بود که در کنار کار روزانه‌اش با کتاب و کتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. منتظری از هفت سالگی آموختن را با ادبیات فارسی و سپس صرف و نحو عربی آغاز کرد، و در سن ۱۲ سالگی به حوزهٔ علمیهٔ اصفهان وارد شده و در سن ۱۹ سالگی اصفهان را برای ادامهٔ تحصیل ترک کرد و به قم آمد.

تثبیت مرجعیت روح الله خمینی و بازداشت در سال ۱۳۴۲

پس از رحلت سید حسین طباطبایی بروجردی (در سال ۱۳۴۰ خورشیدی) نظر بسیاری از بزرگان و اساتید حوزهٔ علمیه متوجه چند نفر از علما از جمله سید محمدرضا گلپایگانی،سید محمد صادق روحانی ومحمدکاظم شریعتمداری، شهاب‌الدین مرعشی نجفی و روح الله خمینی گردید. از جمله منتظری و مطهری قائل به اعلمیت خمینی بوده و زعامت وی را به صلاح اسلام و مسلمین تشخیص دادند.

بازداشت‌ها در جریان مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی

بازداشت به همراه فرزند در عید نوروز سال ۱۳۴۵
در عید نوروز سال ۱۳۴۵ به دنبال دستگیری محمد منتظری به دلیل پخش اعلامیه در حرم حضرت معصومه ساواک بی درنگ به سراغ آیت‌الله منتظری رفته و مجدداً وی را بازداشت نمود و بالاخره اعتراض علما و روحانیون حوزهٔ علمیه موجب شد تا او پس از هفت ماه از زندان آزاد گردد.

بازداشت در سال ۱۳۴۶
حسین علی منتظری چند ماه پس از آزادی از زندان جهت توسعه‌بخشی و تداوم جریان مبارزه ضرورتاً به طور مخفیانه برای زیارت عتبات در عراق و ملاقات با روح الله خمینی راهی عراق شد، اما حکومت که از این سفر مطلع شده بود هنگام بازگشت از عراق او را در منطقهٔ مرزی دستگیر و روانهٔ زندان کرد، که پس از تحمل حدود پنج ماه زندان آزاد گردید.[۱]

تبعید به مسجد سلیمان در سال ۱۳۴۶
ساواک در خارج از زندان نیز همیشه او را تحت نظر داشته و در زمان برگزاری جشنهای تاجگذاری به عنوان راهکاری جدید تصمیم به تبعید وی به مسجد سلیمان گرفت، که این تبعید سه ماه به طول انجامید. پس از آن در مسجد سلیمان به منتظری ابلاغ کردند که نباید به قم برود، ولی او به قم مراجعت نمود و با وجود ممانعت شدید ساواک عدهٔ زیادی از علما، اساتید و طلاب حوزهٔ علمیه با او دیدار کردند؛ تا اینکه از ناحیهٔ ساواک او را به نجف‌آباد منتقل نموده و در آنجا تحت مراقبت شدید قرار دادند.[۲]

بازداشت در سال ۱۳۴۷
هنوز چند ماهی از پایان تبعید به مسجد سلیمان و انتقال به نجف‌آباد نگذشته بود که به دلیل ادامهٔ فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله منتظری - بویژه در خطبه‌های نماز جمعه که او آن را در نجف‌آباد پایه‌گذاری کرده بود - ساواک مجددا او را دستگیر و پس از محاکمه به سه سال زندان و در دادگاه تجدید نظر به یک سال ونیم زندان محکوم کرد و به زندان قصر انتقال داد.

تبعید دوباره به نجف‌آباد در سال ۱۳۴۹
آیت‌الله منتظری پس از سپری کردن دوران محکومیت، در اردیبهشت ۱۳۴۹ آزاد و راهی قم گردید؛ ولی حکومت مایل به حضور او در میان طلاب و علمای حوزهٔ علمیهٔ قم نبود و دوباره وی را به زادگاه خود تبعید نمود. او در نجف‌آباد به فعالیت‌های خود ادامه داده و در ضمن ایراد خطبه‌های نماز جمعه و سخنرانی‌های خود از حکومت شاهنشاهی انتقاد مینمود. هجوم جمعیت در روزهای جمعه از شهرهای دور و نزدیک به نجف‌آباد به اندازه‌ای بود که این شهر به عنوان دومین پایگاه انقلاب بعد از قم درآمده بود و گزارش ساواک اصفهان در مورد آن چنین بود: «نماز جمعهٔ منتظری یک پایگاه سیاسی برای مبارزه با رژیم است.» مدت تبعید به نجف‌آباد مجموعاً حدود سه سال به طول انجامید.

تبعید به شهر کویری طبس در سال ۱۳۵۲
بار دیگر رژیم حضور حسین علی منتظری در زادگاه خود را تحمل نکرد و او را به سه سال تبعید در طبس محکوم نمود. حضور او در طبس باعث اجتماع مبارزین گردید. طبق گفتهٔ مقامات امنیتی شهر طبس، در طول اقامت منتظری علاوه بر مردم شهر، نزدیک به پنجاه هزار نفر از مردم شهرهای دیگر ایران برای دیدار با او وارد طبس شدند؛ که همین رقم بزرگ دیدارکننده موجب نگرانی ساواک و انتقال او از طبس پس از گذشت یک سال گردید. از جمله اقدامات مهم آیت الله منتظری در طبس، نامهٔ سرگشاده به علما و مردم ایران در مورد اتحاد علیه «امپریالیسم و صهیونیسم» (آمریکا و اسرائیل) بود، که خشم رژیم را برانگیخت و طبق اسناد به جای مانده از ساواک عدهٔ زیادی - از جمله رهبر کنونی جمهوری اسلامی آیت‌الله علی خامنه‌ای - به جرم توزیع این اعلامیه دستگیر و یا تحت تعقیب قرار گرفتند.

تبعید به خلخال در سال ۱۳۵۳
تسلیم ناپذیری آیت الله منتظری و پافشاری وی در فعالیت‌های سیاسی چنان شد که در اواسط سال ۱۳۵۳ رژیم به تبعید مجدد وی تصمیم گرفت و او را از طبس به خلخال تبعید نمود. از آنجا که زبان مردم آن سامان آذربایجانی بود نفوذ منتظری در آغاز سرعت چندانی نیافت، اما اختلاف زبان نیز منجر به سکوت و سکون وی نشد، و بالاخره یکی از امام جماعت‌های آن شهر مسجد خود را در اختیار او قرار داد. این مسجد نوساز که توسط هیأت امنا اداره میشد، مکان مناسبی جهت بسط و گسترش اندیشه‌های اسلام‌گرائی گردید. منتظری نماز در آن مسجد را آغاز کرد و همچون سایر تبعیدگاه‌های خویش در بین نماز تفسیر قرآن میگفت. به تدریج تعداد نمازگزاران بیشتر و فضای مسجد برای تبلیغ نهضت اسلامی آماده‌تر میشد. مأموران رژیم از بی‌باکی غیرمنتظرهٔ تبعیدی به نگرانی افتاده و از راه‌های مختلف در جهت تضعیف منتظری کوشیدند و در نهایت پس از گذشت حدود چهار ماه او را به تبعیدگاه سقز منتقل نمودند.

سقز آخرین تبعیدگاه
در تبعیدگاه سقز - با وجود زمستانی بسیار سخت و حداقل امکانات شهری - آیت الله منتظری آخرین دوران تبعید خویش را گذراند. با وجود دوری از شاگردان و دوستان و اختلاف با مردم بومی منطقه از نظر مذهب و زبان، ساواک از دیدار مردم با وی دچار نگرانی شده و از مرکز خواستار تصمیم‌گیری در این زمینه شد؛ از طرف دیگر در ارتباط با برگزاری مراسم سالگرد پانزده خرداد در مدرسهٔ فیضیهٔ قم که ده‌ها نفر از دوستان و شاگردان او دستگیر شده و ساواک به ارتباط دستگیرشدگان با منتظری پی برده بود، تصمیم به بازداشت و انتقال او به تهران گرفت.

بازداشت از تبعیدگاه سقز و انتقال به زندان اوین در سال ۱۳۵۴
در تیرماه ۱۳۵۴ آیت‌الله منتظری را از تبعیدگاه سقز روانهٔ زندان نمودند. ابتدا او را به بازداشتگاه کمیتهٔ مشترک تهران بردند و فردای آن روز روانهٔ زندان اوین کردند. در اوین مدت شش ماه را در سلول انفرادی گذراند. در این بازداشتگاه‌ها با فشارهای روحی و جسمی روبرو گردید. در زیر همین فشارها و شکنجه‌ها بود که شکنجه‌گر «ازغندی» به او گفته بود: «علت این که تو را از حوزه دور نگه میداریم و از این طرف به آن طرف میفرستیم این است که یک خمینی دیگر به وجود نیاید».

پس از شش ماه بلاتکلیفی در زندان اوین بالاخره در یک دادگاه نظامی به اتهام کمک به جنبش اسلامی و خانوادهٔ زندانیان سیاسی و اقدام برای تشکیل حکومت اسلامی، به ده سال زندان محکوم گردید؛ اما در زندان نیز همراه رهبرانی همچون آیت‌الله طالقانی به فعالیت‌های جنبش اسلامی و سیاسی ادامه داد. با اینکه در زندان از بیماریهای مختلف رنج میبرد، خارج بحث «خمس» و متن «اسفار» و کتاب طهارت را برای زندانیان تدریس نمود و شخصیت‌های اسلامی زندانی همچون آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله مهدوی کنی در مجالس بحث او حاضر میشدند.

منتظری در زندان اوین نیز نماز جمعه را اقامه نمود و بسیاری از زندانیان سیاسی مسلمان از جمله آقایان طالقانی، مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، لاهوتی و دیگران در نماز جمعه حاضر میشدند؛ هرچند ساواک پس از مدتی مانع اقامهٔ آن شد.

سرانجام با اوجگیری مبارزات و عقب‌نشینی‌های پی درپی حکومت پهلوی، منتظری پس از گذراندن حدود سه سال ونیم از دوران محکومیت به همراه آیت‌الله طالقانی در هشتم آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و مورد استقبال چشمگیر مردم قرار گرفت.

در پیامی که خمینی خطاب به منتظری به مناسبت آزادی وی صادر کرد اینچنین آمده: «هیچ از دستگاه جبار جنایتکار تعجب نیست که مثل جنابعالی شخصیت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سال‌ها از آزادی، ابتدایی‌ترین حقوق بشر محروم، و با شکنجه‌های قرون‌وسطایی با او و سایر علمای مذهب و رجال آزادیخواه رفتار کند. خیانتکاران به کشور و ملت از سایهٔ مثل شما رجال عدالتخواه میترسند. باید رجال دین و سیاست در بند باشند تا برای اجانب و بستگان آنان هرچه بیشتر راه چپاول بیت المال و ذخائر کشور باز باشد.»

میزان مقبولیت و محوریت منتظری در مبارزه و انقلاب تا آنجا بود که خمینی در زمان تبعید، او را به عنوان نمایندهٔ تام الاختیار خویش در ایران منصوب کرد و در نامه‌ای از وی خواست که بر جریانات بیت او در قم اشراف داشته باشد؛ و دربارهٔ او با تعابیری همچون «فقیه عالیقدر»، «مجاهد بزرگوار»، «حاصل عمر من»، «ذخیرهٔ انقلاب» و «برج بلند اسلام» یاد میکرد و حیثیت او را «واجب المراعات» دانسته و پس از پیروزی انقلاب بسیاری از مسائل فقهی و سیاسی مربوط به قوهٔ قضائیه و وزارتخانه‌ها را به او ارجاع میداد. در پائیز سال ۱۳۵۷ زمانی که آیت‌الله خمینی در نوفل لوشاتو در پاریس به سر می‌برد، آیت‌الله منتظری به پاریس سفر کرد و در خصوص جنبش انقلاب و شکل‌گیری حکومت اسلامی در ایران با خمینی مشورت نموده و دستورها و نظرات رهبر انقلاب را دریافت کرد.

پس از انقلاب اسلامی
تدوین قانون اساسی


آیت الله منتظری ریاست خبرگان قانون اساسی را به عهده داشت و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی را ایفا کرد. وی از عوامل کلیدی در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی به شمار می‌رود.

مقام "قائم‌مقامی" روح‌الله خمینی

انتصاب
در سال ۱۳۶۴ مجلس خبرگان رهبری با نظر به ادامهٔ رهبریت پس از مرگ روح‌الله خمینی و با در نظر داشتن اقبال عمومی مردم به سمت حسین‌علی منتظری تصمیم گرفت حسین‌علی منتظری را به عنوان قائم‌مقام روح‌الله خمینی معرفی و اعلام کند.

برکناری
پس از بازداشت مهدی هاشمی، وی که مهدی هاشمی را بیگناه می‌دانست به نشانه‌ٔ اعتراض درس‌های خود را تعطیل کرد.[۳] مهدی هاشمی که در افشای ماجرای مک فارلین نقش مهمی داشت به دلیل یک سری اتهامات مجرم شناخته شده و در سال ۱۳۶۶ اعدام شد. تلاش‌های منتظری برای نجات او، که برادر داماد او بود، بی‌ثمر ماند.

از سوی دیگر مخالفان سیاسی آیت الله منتظری که توان تحمل انتقادات و برخوردهای او را نداشتند این موضوع که گویا از قبل نیز رویش برنامه ریزی کرده بودند را بهانه قرار داده و در پی حذف کامل آیت‌الله منتظری از صحنه‌های سیاسی و اجتماعی انقلاب برآمدند.[نیازمند منبع] این برنامه با جوسازی نزد خمینی علیه منتظری شروع گردید، و پس از دو سال ادامه این روند با ارسال نامه‌ای از بیت رهبر در تاریخ ۱۳۶۸/۱/۶ به آیت الله منتظری وارد مرحلهٔ تازه‌ای شد، و سپس جواب او در جهت واگذاری رهبری به انتخاب مجلس خبرگان به وسیلهٔ نامه‌ای در تاریخ ۱۳۶۸/۱/۷ و نهایتاً اعلام برکناری آیت‌الله منتظری از قائم‌مقامی رهبری (تحت عنوان استعفای او) توسط رسانه‌های جمعی همزمان با نامهٔ خمینی در تاریخ ۱۳۶۸/۱/۸ منتشر شد.[۴] پس از بروز اختلافات به دلیل انتقادات منتظری بخصوص از اعدام‌های زندانیان در سال ۱۳۶۷ نظر خمینی از قائم‌مقام خویش برگشت و در آخرین نامه‌ای که به خمینی منسوب شده است او را «ساده‌لوح» خوانده و نوشت: «شما پس از این وکیل من نمی‌باشید.»

به دنبال این مسأله بلافاصله ادامهٔ اقدامات به شکل تخریب دیوار و حصار اطراف بیت، محو و حذف نام و عکس‌های منتظری از کتب درسی، ادارات دولتی و معابر عمومی، تغییر نام خیابان‌ها و اماکنی که به نام آیت‌الله منتظری نامگذاری شده بود و جمع‌آوری رساله و تألیفات او و مزاحمت نسبت به بسیاری از شاگردان و علاقه‌مندان او ادامه یافت. علاوه بر فعالیت‌های فیزیکی فوق، تخریب شخصیت آیت‌الله منتظری نیز با نوشتن «رنجنامه» توسط احمد خمینی و «خاطرات سیاسی» توسط ری شهری، مقالات توهین‌آمیز در روزنامه‌ها، سخنرانی‌ها و بیانیه‌های اهانت‌آمیز از طریق رادیو و تلویزیون و در مجالس و خطبه‌های نماز جمعه به طور مکرر صورت میگرفت؛ همه این موارد در حالی صورت میگرفت که وی مجال دفاع از خود را نداشت و هیچ نشریه‌ای مقاله‌ای از وی نمی‌نوشت.

مطرح شدن مسألهٔ استقراض خارجی
در اواخر سال ۱۳۶۸ با مطرح شدن مسألهٔ استقراض خارجی، آیت الله منتظری در سخنرانی اعتراضی این مطلب را عنوان کرد که «استقراض خارجی به ضرر مملکت است و به استقلال سیاسی و اجتماعی ما لطمه میزند». این انتقاد موجب شد که عده‌ای به سوی بیت او هجوم آورند و پس از دادن شعارهای توهین‌آمیز و کندن تابلوی دفتر وی محل را ترک کنند.

سخنرانی سال ۱۳۷۱
در ۲۱ بهمن ۱۳۷۱ در سخنرانی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در اعتراض به جو ارعاب و خفقانی که برای برخی از نیروهای انقلابی پیش آورده و عده‌ای _از جمله فرمانده داوود کریمی_ را دستگیر و زندانی نموده بودند، منتظری در دفاع از آنان اظهاراتی را در حدود یک ربع ساعت گفت. دو روز بعد عده‌ای در برابر بیت تجمع کرده و با سنگ‌پرانی و شعار ایجاد اغتشاش نمودند، و سپس صبح روز بعد به محل درس حمله کرده و عده‌ای از شاگردان او را مضروب و دستگیر کردند، و شب هنگام در ساعت ده شب حدود هزار نفر نیروی نظامی با قطع برق و تلفن‌ها و با محاصرهٔ کامل منطقه با کندن درب‌ها به وسیلهٔ جرثقیل و شکستن شیشه‌ها به دفتر و حسینیهٔ وی حمله کرده و پس از این تهاجم آرشیو دفتر و اموال زیادی را به غارت بردند.

مطرح شدن دوباره مسألهٔ مرجعیت آیت الله منتظری در سال ۱۳۷۳
در سال ۱۳۷۳ (پس از درگذشت آیت‌الله اراکی) بار دیگر مسألهٔ مرجعیت آیت الله منتظری توسط عده‌ای از علمای حوزه عنوان گردید؛ پس از سخنرانی رهبر در واکنش به این موضوع، حملهٔ گروه‌های فشار به بیت آیت الله منتظری صورت گرفت، و فردای آن روز یورش مجدد به محل درس و شکستن تریبون و لوازم حسینیه و تهدید شاگردان انجام شد.

کیوسک حصر
در روز ۲۳ آبان سال ۱۳۷۶ - به دلیل احساس خطر در رابطه با مسألهٔ مرجعیت شیعه و حکومتی شدن مرجعیت و دخالت ارگان‌های دولتی در آن - او در طی سخنرانی راجع به استقلال کامل قوای سه‌گانه، مسئول بودن کلیهٔ افراد در برابر قانون و رد فراقانونی بودن رهبری و تأکید بر محدود بودن قدرت آن طبق قانون اساسی، آزادی عمل در انتخاب مرجعیت شیعه، و آزادی تشکل‌های حزبی و گروهی مطالبی را بیان کرد. این بار مخالفین با قدرت‌نمایی و اعزام نیروهایی از سپاه، اطلاعات و بسیج شهرستان‌های مختلف ضمن حمله به حسینیه و تخریب و اشغال آن، به منزل مسکونی و دفتر منتظری نیز یورش برده و با شکستن اثاثیه و پاره کردن اوراق و غارت مدارک خسارت زیادی وارد کردند. در حمله به منزل و محل سکونت وی، تعدادی از مسئولین سپاه پاسداران اصرار داشتند آیت‌الله منتظری را به بهانهٔ حفظ جان به مکان نامعلومی انتقال دهند که با مخالفت وی روبرو شدند. حسینیه پس از چند روز که محل استقرار و مانور دادن اشغالگران بود، در حالی که به شکل مخروبه‌ای درآمده و هنوز هم به همان صورت باقی است به حکم دادگاه ویژهٔ روحانیت پلمب گردید؛ و پس از چند روز در یورشی مجدد و باز بنا به حکم[نیازمند منبع] دادگاه ویژه روحانیت -در زمان دادستانی آقای ری شهری- درب‌های ورودی به منزل منتظری مسدود و جوش داده شد و تنها درب ورودی به قسمت داخلی منزل او را باز گذاشتند که این درب نیز به وسیلهٔ قراردادن کیوسک و گماردن نیروهای سپاه پاسداران در جلوی آن به طور شبانه‌روزی کنترل می‌شد و بیش از پنج سال ایشان جز با فرزندان و خواهر و برادران و نوه‌های خویش با شخص دیگری اجازهٔ ملاقات نداشت.

کیوسک حصر در تاریکی شب پنج‌شنبه ۱۳۸۱/۱۱/۱۰ برداشته شد که از حضور خبرنگاران و تصویربرداران جلوگیری شد.[۵] گرچه وی پس از چندی از تداوم مزاحمت ها و شنود از سوی سپاه شکوه کرد. [۶] این حصر سرانجام در سال آخر ریاست جمهوری محمد خاتمی برداشته شد.

واکنش به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران
حسین‌علی منتظری در واکنش حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از مسئولان خواست نسبت به «اشتباهات انجام شده در رویدادهای اخیر»، از مردم عذرخواهی کنند و گفت: «اینکه عده‌ای نسبت به حکومت خودی بوده و بتوانند دست به هر جنایتی بزنند، به خوابگاه دانشجویان حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقه بالا به پایین پرتاب کنند، قتل‌های زنجیره‌ای را انجام دهند و فرهیختگان این ملت را وحشیانه ترور کنند و از مجازات مصون باشند، با هیچ دین و آئینی سازگار نیست.» [۷]

پس از سخنرانی آیت الله خامنه‌ای در نماز جمعه تهران در ۲۹ خرداد ماه ۸۸، تظاهرات و اعتراضات خیابانی مردم به نتیجه انتخابات همچنان ادامه داشت. در پی کشته و زخمی شدن برخی از مردم در روزهای پایانی خرداد ماه ۸۸ آیت‌الله منتظری بیانیه ای صادر کرد, وی در بیانیه خود نوشت: «با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقه خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می‌داند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم.»[۸] مهدی کروبی نیز با نگارش نامه‌ای به آیت الله منتظری از حمایت های ایشان از خویش در حوادث پس از انتخابات تقدیر کرد . در این نامه آمده است : " از اینکه بخاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه‌ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم" [۳]

·

برخی فتواها و مواضع مهم
· جواز مصافحه (دست دادن) با زنان غیر مسلمان و زنان مسلمان نامحرمی که عدم مصافحه را بی‌احترامی به خود میدانند.[۱۱]
· وی در پاسخ به استفتایی گفت که بهائیان را دارای حقوق شهروندی همچون سایرین در ایران می‌داند.[۱۲] [۱۳]

· در پی اعلام نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعتراضات گسترده به آن، آقای منتظری مسئولی را که از «عدالت، امانتداری یا برخوردای از رأی اکثریت» ساقط شده باشد، فاقد مشروعیت دانسته و نوشته‌است: «اگر چنین مسئولی به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بماند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان از منصب را با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر... و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند». بر این اساس، آقای منتظری ابراز چنین خواسته‌ای را وظیفه‌ای همگانی دانسته‌است که کسی نمی‌تواند به بهانه‌ای از آن شانه خالی کند. در ادامه آیت الله منتظری «ترس از مخلوق» را شرک به خداوند دانسته‌است. همچنین وی گفته‌است «متولی امور جامعه» که «با احکام شرع، موازین عقل و میثاق‌های ملی» عمدا مخالفت کند جائر و ولایتش جائرانه است.
[۱۴][۱۵]

آثار
نهایة الاصول (تقریر درس اصول آیت‌الله بروجردی)
البدرالزاهر فی صلاة الجمعة و المسافر (تقریر درس فقه آیت‌الله بروجردی)
دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة در چهار جلد. این کتاب توسط برخی شاگردان او به فارسی ترجمه شده و ترجمه فارسی آن با نام «مبانی فقهی حکومت اسلامی »منتشر گردیده است، و دو جلد آن هم به اردو ترجمه و چاپ شده است؛ همچنین خلاصه این اثر تحت عنوان «نظام الحکم فی الاسلام » در یک جلد به چاپ رسیده است.

کتاب الزکوة در چهار جلد
کتاب الخمس و الانفال
· کتاب الحدود
· دراسات فی المکاسب المحرمة در سه جلد
· التعلیقة علی العروة الوثقی
· مباحث فقهی الصلوة، الغصب، الاجارة و الوصیة (تقریر درسهای آیت‌الله بروجردی)
· مباحث استصحاب، تعادل و تراجیح (تقریر درسهای آیت‌الله خمینی)
· درسهایی از نهج البلاغه در ده جلد که سه جلد آن تاکنون چاپ شده است
· درسهایی از اصول کافی
· مناظره مسلمان و بهایی
· شرح خطبه فاطمه زهرا(س ) به زبان فارسی و اردو
· از آغاز تا انجام (در گفتگوی دو دانشجو) به زبان فارسی و عربی
· رساله توضیح المسائل به زبانهای فارسی و عربی و اردو
· رساله استفتائات در سه جلد
· استفتائات مسائل ضمان
· رساله حقوق
· احکام پزشکی
· معارف و احکام نوجوان
· معارف و احکام بانوان
· احکام و مناسک حج
· اسلام، دین فطرت
· کتاب خاطرات در دو جلد
· کتاب دیدگاهها در دو جلد
· کتاب واقعیت‌ها و قضاوت‌ها
· مجموعه سخنرانی ها، پیام ها، مصاحبه ها، خطبه‌های نمازجمعه تهران و قم ، که تاکنون ده جلد آن منتشر شده است.
مجموعه عظیمی از سخنرانی ها که در دیدار با مردم و به مناسبت های مختلف ایراد شده است.

پانویس
1. ↑ دفتر آیت الله منتظری. بازدید در تاریخ 17 مهر ۸۸.
2. ↑ دفتر آیت الله منتظری. بازدید در تاریخ 17 مهر ۸۸.
3. ↑ خاطرات ناطق نوری
4. ↑ درباره حسینعلی منتظری (مازیار رادمنش) وب‌گاه روزآنلاین، دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
5. ↑ (تصاویر)
6. ↑ آیت​الله منتظری: رفع حصر من کامل نشده است. عصر نو (در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۸۱).
7. ↑ رادیو زمانه. آیت‌الله منتظری: از مردم عذرخواهی کنید. رادیو زمانه - ۴ تیر ۱۳۸۸. بازدید در تاریخ ۴ تیر ۱۳۸۸.
8. ↑ پيام آيت الله العظمى منتظرى پيرامون نتايج انتخابات رياست جمهورى و حوادث پس از آن. سایت رسمی آیت الله منتظری.
9. ↑ [۱]
10. ↑ [۲]
11. ↑ مقاله‌ای تحقیقی از دکتر محسن کدیور با نام «مصافحه با اجنبیه» (تحلیل یک فتوای جدید) وب‌گاه آیت‌الله منتظری، ۱۳۸۲/۹/۱۸
12. ↑ BBCPersian.com | ایران | آیت الله منتظری و بهائیان: مخالفت سرسخت و حقوق شهروندی
13. ↑ آیت الله منتظری: بهائیان ایران از حقوق شهروندی برخوردار می‌باشند (رادیو فردا، ۴خرداد۱۳۸۷)
14. ↑ ‭BBC ‮فارسی‬ - ‮ایران‬ - ‮آیت الله منتظری: ولایت کسی که با شرع و عقل و میثاق‌های ملی مخالفت کند جائرانه است‬
15. ↑
http://www.kadivar.com/Index.asp?DocId=2329&AC=1&AF=1&A...

16. ↑ http://www.kadivar.com/Index.asp?DocId=2329&AC=1&AF=1&A...

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۱۰/۰۱ساعت 23:34  توسط اسدالله جعفری  | 

پيام تسليت

پيام تسليت دوتن از علما ومحققين يکاولنگ،
به مناسبت رحلت سردار جهادومقاومت بابه علي يار(ره)
حيات انسان آنگاه صبغه الهي وعقلاني مي گيرد که «عقيده»برقلب «جهاد»نشيند و«جهاد»آبشخورش عقيده باشد.برهمين مبناي قويم است که انسانيت انسان در گيرو انديشه است واگرانديشه نباشد انسانيت انسان محقق نمي گردد وانسان همان موجود ذي حيات درمتن طبيعت مي شود واين همان چيزيست که مولاناي بزرگ فرزند راستين بلخ وپرورده اسلام وقرآن فرموده است:
اي برادر توهمان انديشه اي
مابقيش استخوان وريشه اي
مولا فرزند بلخ بود وآبشخورش دره هاي ارديبهشتي يکاولنگ وبند افسانه اي«بندامير»يادگار افسانه مردتاريخ ،علي بن ابيطاليب وروح جمعي اسطوره پرستي قوم هزاره است .براي همين انديشه هاي مولانا سبز بود وجاودان وپرلايه وراز آلود چون کوهپايه هاي آسمان ساي يکاولنگ و«بندامير» نگين آفرنيش.
آري، يکاولنگ ودره هاي پرهيمنه وقله هاي نستوه وعرش بوسش فرزندان استخوان آهن وبلند همت انديشور بسيار تربيت نموده اند وراز آن در همان «بندامير»اند که يادگار افسانه اي فتح مولاعلي شير خدا است وچشمه سار جوشيده از ضربت ذوالفقار علي است که خداوندگاران انديشه وجهاد چون مولانارا دربلخ و«علي يار»رادريکاولنگ تربيت مي کند تا حيات معقول انسان درچهره خدايي «انديشه»و«جهاد» تفسير گردد وفلسفه افرينش و«اني جاعل في الارض خليفه»خدادر قرآن «کتاب تدوين»ش تفسير شود و«کتاب تکوين»و«تدوين»قرين هم، تبيان کل شيء باشند.
جهان، انسان بزرگي چون مولانا فرزند بلخ وکوثرنوش قله هاي باميان ويکاولنگ را در عرصه انديشه هاي برين،کمترديده است وعصرما نيزآروزي ديدن چنان انسان هاي را دارد وچون نمي يابد ،به تکريم مولانا ها برمي آيد تاشايد درپرتو انديشه هاي مشعشه ايشان به اصل خويش بازگرددوبازيابد روز گاروصل خويش.
ولي تاريخ تکرار مي شود وآيات خدا در چهره هاي گونه گون تجلي مي کند وخلق مدام است وباغ آفرينش هرفصل گل مخصوص به خودرا دارد اگر درفصل بهار گل انديشه در باغ جان مولانا جوانه مي زند وباآبنوشي جاري از قله هاي باميان و«بند امير» يکاولنگ به گل مي نشيند،در زمستان استخوان سوز ستم وتجاوز وغارت گري نيز، علي يار ها خداوندگاران جهاد ومقاوت قامت غيرت مي آرايند وفولادين پيگرشان را دربرابر سيل غارتگري وهجوم متجاوزان سد مي کنند تا گلستان حيات انسان بي گل نماند.
مشيت خدا چنان تعلق گرفته بود که اين بار اسماي حسناي خدا در چهره مردي ساده وبي آلايش بنام علي بخش ومشهور به بابه علي يار، تجلي يابدوظهور کند وکتاب حيات واژه جهاد را در قامت ترک برداشته وسيماي نوراني او بخوانش نشيند وخداي گونه بودن انسان را در جهاد خالصانه ومقاوت افسانه گون علي يار درک ودريافت نمايد.
آري بابه علي يار،ازآن مردان نمونه روز گار خويش بود که در کهن سالي چون شيران شرزه مي غريد وچون سيل بنيان کن خيز برمي داشت وچون کوه هاي نستوه برپا مي ايستاد تا خورشيد غيرت پيشاني پرسجودش را ببوسد.
سخن گفتن از آن شير دوران جهاد وپدر مقاومت رابه زمان ديگر وامي نهيم واکنون که او پيش خدا رفته است تا سينه پرشرحه اش را پيش بابه مزاري سفره کند واز نامردي ها ونامردمي هاي مدعيان هزار چهره قصه باز خواند وبا،باباي مهربان اين امت مزاري بزرگ ازداغ ناسور شش هزار فرزند گمگشته جهاد درمزار بگويد وازرقص گرگان برمزار شهيدان روايتي حکايت کند وبامزاري به ملاقات شهيد کربلا «حسين» رود وازکربلاي يکاولنگ مرثيه بخواند.
عروج آن آسماني مرد جهاد ومقاومت برتمام همسنگران راستينش وخانواده محترم وفرزندان عزيزش تسليت مي گوييم .
راهش پررهرو باد.
مشهدالرضا24/9/1388
محمد ابراهيم حسن زاده يکاولنگي
اسدالله جعفري

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۹/۲۸ساعت 21:45  توسط اسدالله جعفری  | 

حق چیست و در کجاست؟

تذکر لازم:               

من فقط و فقط در باره نتیجه دینی و مذهبی کار ها و موضع گیری های احمدی نژاد سخن گفته ام و به این که ایشان در سیاست ایران چه می کند و یا با مخالفان خود چه می کند نه کار دارم و نه به من ربط دارد و آنچه به من شیعه ربط دارد و به من این حق را (اگر حقی در جهان باشد) می دهد که در باره ایشان سخن بگویم و نگرانی خود را از خلق شدن فرقه جدید اعلام کنم، همین مسئله دینی و مذهبی است.

چنان که راجع به القاعده و طالبان نیز سخن همین است . من به آن جهت دینی و مذهبی و ادعای انحصار حق در نزد ایشان و اینکه احمدی نژاد و القاعده و طالبان فقط خودشان را حق و مدار حق می دانند سخن گفته ام و پرسش اساسی این است که اگر ایشان چنین حقی دارد که حق را در انحصار خودشان پندارند،آیا چنین حقی را دیگران هم دارند یانه؟واگر چنین حقی، حق دیگران هم باشند ،آیا مدار ومعیار تشخیص حق وباطل چه وکجا وچه نهادی است؟ اگر همه مدار حق باشند وهرفرد خود به شخصه حق باشند ،آیا اصولا حق وجود خارجی دارد ؟

خدا به عنوان یک شخص مطرح است ویا به عنوان یک مجهول حق نما؟واگر خداخواهی وخدامحوری در یک نظام بر هانی معین عیار نگردد وهرکس خود را ویافته های خود را( مثل احمدی نژاد والقاعده وطالبان وبنیادگراهای نومسیحی ویهودیت بنیادگرا )اصل بدانند ودیگران راملزم به اطاعت از آن کنند،آیاچیزی بنام نظام توحیدی ونظام معرفتی داریم؟

واژه«حق»در زبان فارسی ومعادل های آن دردیگرزبان های جهان،از واژگانی هست که روز چند بار برزبان هر انسانی جاری می شود وگوش ها را بوسه مهرمی زند ووجدان های را به آرامش می رساند وروح های بسیاری را اسیر پنجه طوفان تردید وتحدید می کند وسرنوشت عقول رسته از بند وبست های جهان ماده ومدت را دیگرگونه رقم می زند.

راستی:«حق چیست؟وچه کسی باحق وحق بااو است؟وپرسش دیگر ومرد افکن تر این که:« واقعاواقعاحق وجود دارد؟»وپرسش دیگری که تاریخ بنی آدم رابدلخواه رقم زد وجوی های خون روان ساخت ومیلیون میلیون انسان را به مسلخ برده وقربانی «مدعیان حق »نمود این است:«اگرواقعا واقعاحق وجود دارد،حق باکیست ویاحق درنزد کیست»

وقتی تاریخ سرگذشت انسان رامطالعه می کنیم ودروسط میدان تنازع بقا وآوردگاه وجنگ وستیز ها می ایستیم وبه رجزها وعربده های دوطرف منازعه گوش می دهیم تنها واژه ی را که از زبان فرزندان «آدم وحوا »ی صف کشیده در مقابل هم می شنویم ،همین واژه «حق» است که هردو طرف مدعی برحق بودن هستند وطرف مقابل را به «ناحق»بودن متهم می کنند واگر برگلوی او خنجر می کشد وسینه اش را می درند وهستیش رابه آتش می کشند ویاخود تا آستانه مرگ گام فراپیش می نهند و«حیات خود یعنی این جلوه ذات خدارا»بازی گوشانه وکودک وار به بازی می گیرند،باز متکی بر همین است که«حق »بااوست واین حق است که این حق را به او می دهد که جان انسانی را بگیرد وجان خود را نیز به مسلخ برده قربانی کند.

باردیگر به پرسش نخستین «حق چیست»وپرسش دیگر که همزاد پرسش نخستین می باشد«حق باکیست» برگردیم واین واژگان را در کتاب وجود خود به باز خوانی بنشنیم وبرای یک بار هم که شده است صادقانه از خودبپرسیم وصادقانه بدنبال پاسخ حقیقی آن باشیم.

این پرسش ها از آن پرسش های بنیان افکنی است که می توانند تمام زوایای حیات انسان رادربر بگیرند وانسانیت انسان هم دایر مدار همین پرسش ها است که تاریخ گواه صادق بر این مسئله می باشد.

فعلا به تاریخ کاری نداریم ونیازی هم نیست به این که تاریخ را ازنو بازخوانیم چون عصرما عصر بسیار پرلایه ودارای پرادوکسکال است ومدعیان حق وانحصارگرایان حق وتمامیت خواهان حق بسیارند وحق لباس سیاست برتن نموده وقدرت را رام خویش ساخته است که من به نمونه های از آن در جهان اسلام اشاره می کنم:

وقتی شخص مثل آیت الله محمد یزدی که هشت سال رئیس قوه قضائیه به اصطلاح حکومت اسلام ناب محمدی بوده که یکی از شرایط اولیه وابتدایی رئیس قوه قضائیه شدن در حکومت اسلام ناب محمدی، اجتهاد وعدالت است،با کمال یقین وبی پروایی می گوید « من به ذات پاک پروردگار سوگند می خورم که این انتخابات پاکترین انتخابات در طول این بیست سال بوده است»براستی ستون فقرات ایمان وعقیده انسان درهم می ریزد.

واقعا ایمان ویقینی خلل ناپذیری می خواهد که چنین ادعای کند ادعای که حتی از پیغمبر که در علم تال تلوخدا است واز علی که جان محمد وعین الله است اما ازهیچ کدام چنین ادعای شنیده نشده وتاریخ سراغ ندارد که محمد(ص) وعلی(ع) ادعا ی کرده باشد که من به ذات پاک خدا سوگند می خورم که تمام امت من وتمام کارمندان حکومت من از پاکترین ها هستند.البته بر عکس این سخن از آن خدانمایان در میان انسان بکرات شنیده شده است وامام خمینی که بنیانگذار این نظام است واستاد خود همین آیت الله یزدی بوده، هرگز چنین سوگندی به این بزرگی را برزبان جاری نکرده بود وهمواره به کوتاهی ها اشاره می نمود ودر وصیت نامه خود از ملت ایران وامت اسلامی حلالیت طلبید واگر خلافی را ناخواسته مرتکیب شده بود از خدا طلب بخشش نمود وملت را به رعایت قانون وموازن شرع توصیه نمود واز خود رأیی زینهارداد.

بر همین اساس است که شیعه معتقد به عدالت همه ی صحابه نیست وبرادران عزیز وبزرگواراهل سنت معتقد به عدالت همه ی صحابه رسول خدا می باشند.

پس اگراین ادعای آیت الله یزدی واقعا حق باشد ،بدون هیچ شک وشبهه عقیده برادران عزیز وبزرگوار اهل سنت در رابطه با عدالت صحابه حق می باشد وعقیده ما شیعیان بنا بر ادعای آیت الله محمد یزدی باطل بوده وباطل است.

برفرض،اگر آیت الله خودازمخالفان آقای احمدی نژاد بود،باز همین سوگند را می خورد؟یا خدای ناکرده سوگند به همین سهمناکی را علیه ایشان برزبان جاری می کرد؟

همین امشب(که الآن این شقشقیه ی ایمان خود رامی نویسم)به سخنرانی آقای احمدی نژاد در صحن امام عالم آل رسول سیدنا ومولانا ثامن الحجج امام رضا(ع)گوش می دادم وتا آخر نشستم وبه دقت گوش دادم،پرسش های بسیاری در ذهنم خلق شد:

1 – آیا حق آن قدر کوچک وحقیر است که در جهان هستی فقط وفقط آقای احمدی نژاد برحق باشد ودیگر انسان های روی زمین همه برباطل؟

2 – برفرض که انسان های خارج ازایران ازجهان اهل سنت گرفته تا یهودی ها وملحدان همه برباطل باشند وخدا فقط وفقط آقای احمدی نژاد را فرزند خوانده خود برگزیده باشند؛اما در ایران چه؟آیا در ایران مخالفان ایشان همه برباطل هستند وفقط ایشان وچند نفر همکاسه وهم حزب ایشان برحق هستند ؟با اینکه مخالفان ایشان مراجع بزرگی چون آیت الله العظمی صانعی شاگرد ویژه ومقرر ومدرس تحریر الوسیله ودادستان کل حکومت امام خمینی وآیات عظام چون طاهری ودستغیب واز همه مهم تر آیت الله العظمی سید عبدالکریم اردبیلی(رئیس دیوانعالی حکومت امام خمینی وازبنیانگذاران نظام جمهوری اسلامی ایران ویگانه فقیه متخصص در امرقضاء وتربیت کننده صدها قاضی در جمهوری اسلامی) نیز جزء مخالفان ایشان برشمرده می شود،آیا این مراجع نیز برباطل هستند؟اگر مراجع برباطل هستند،حق را از کجا ودر کجا بیابیم وبشناسیم؟

3 – آقای احمدی نژاد بگونه ی سخنرانی می کند که گویا امام خمینی هم مدیریت خوبی نداشته اند ونااهلان را به مدیریت های کلان گماشته بوده ونسبت به حیف ومیلی بیت المال هیچ گونه دغدغه ونگرانی نداشته وفقط احمدی نژاد است که اکنون می خواهد این ستم گستری رهبر فقید جمهوری اسلامی را به عدالت ولایت برگرداند ودزدان بیت المال را به دار مجازات آویزد ودست غارت گران اقتصادی را قطع وسران فتنه را به مردم معرفی کند.

4 – روزگاری درمذهب شیعه، مراجع تقلید تال تلو ائمه معصومین بود اما اکنون به عینه می بنیم که بزرگ ترین توهین ها به مراجع می شود وتذکراتش شنیده نمی شود وآن ولایت کلیه شان بنا بر قرائت نو از ولایت، محصور درفتوای برای مقلدینش در حوزه خصوصی وعبادی است.

5 –من که تاریخ رااندکی مطالعه کرده ام وزندگی پیغمبران بشری والهی از بودا گرفته تا خاتم پیامبران محمد(ص)را تورق زده ام ندیدم ونیافتم که آنان ادعاهای حق مداری ورسالت مداری وولایت مداری به ادعاهای که احمدی نژاد درسخنرانی های خوددارد؛ داشته اند.

6 - آیا احمدی نژاد به چنان تعالی وتکاملی رسیده است که حتا محمد خاتم پیغمبران هم به آن مقام عالی نرسیده بوده تاچنین رسالت بزرگ هدایت جهان را به دوش آنان بگذارد ولی این احمدی نژاد است که شایستگی چنین مقامی را دارد وخدا از او خواسته اند به هدایت جهان قیام کند.

یا احمدی نژاد مصداق این شعر لسان الغیب حافظ است:؟

عکس روی توچودرآینه ی جام افتاد

عارف ازخنده ی می درطمع خام افتاد

حسن روی توبیک جلوه که درآینه کرد

این همه نقش درآینه اوهام افتاد

پیرانه سرم عشق جوانی بسر افتاد

وان راز که دردل بنهفتم بدرافتاد

ازراه نظرمرغ دلم گشت هواگیر

ای دیده نگه کن که بدام که افتاد

خداکند که ایشان هیچگاه مصداق این مصراع شعر لسان الغیب حافظ نظرباز قرارنگیرد:

بس تجربه کردیم درین دیرمکافات

بادردکشان هرکه درافتادبرافتاد

گرجان بدهدسنگ سیه لعل نگردد

باطینت اصلی چکندبدگهرافتاد

در قرآن آیه ی وجوددارد که اگر قرآن فقط همین یک آیه را داشت ودیگر هیچ نمی داشت باز یک کتاب کامل بود:

فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ( سوره مؤمنون آیه٥٣ )

براستی که هرحزب وگروهی خود را حق مطلق می دانند ودیگران را باطل .(این ترجمه آزاد است)

به هرحال، من که در ایران وبا فرهنگ شیعه ودر مکتب فقهی بزرگان عصر بزرگ شده ام،ده سال درزمان حیات امام خمینی در ایران بوده ام واز نزدیک حکومت امام خمینی را دیده ام وبا بزرگ ترین فقیه معاصر واز نظریه پردازان این نظام وجانشین امام خمینی آیت الله العظمی منتظری آشنایی دارم وبابزرگان فلسفه ایران حضرات علامه امام سید جلال الدین آشتیانی وعلامه محمد تقی جعفری(سلام ورحمت خدابرآنان باد) علقه وآشنایی داشتم،وبه اندازه عقل خود با اندیشه های شان مأنوس هستم،قرائتی که امروز احمدی نژاد از اسلام وعدالت ومبارزه با کفر جهانی دارد را نمی توانم درست بفهمم ودرک وهضم کنم(شاید مشکل از عقل ما باشد)

از طرف دیگر احمدی نژاد با مخالفان خود به گونه ی رفتار می کند واز ادبیاتی استفاده می کند که گویا مخالفان احمدی نژاد شیطان های مجسم هستند وامام خمینی که روز گار این مخالفان فعلی ایشان را به مقام های درجه اول نظام گماشته بوده اشتباه کرده است.

من به عنوان یک مهاجر افغانی نه دشمن احمدی نژادم ونه برادر خوانده مخالفان احمدی نژاد،اما به عنوان یک طلبه کوچک وفرد کتاب خوان وبزرگ شده در دوران حکومت امام خمینی ومقلد دیروز ایشان ،نمی توانم ادبیات احمدی نژاد را با مخالفانش ومخاطبان جهانیش درست بفهمم ودرک کنم.

واقعیت این است که بعد از دور دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد وادبیات که احمدی نژاد به کار می برد وقرائت که از دین وعدالت وولایت ارایه می دهد احساس می کنم که در نظام معرفتی شیعه فرقه ی جدیدی در حال ظهور است،این همان چیزیست که مرا به عنوان یک شیعه وامی دارد که در باره احمدی نژاد وادبیات احمدی نژاد وقرائت ایشان از دین ومذهب وولایت سخن بگویم ونگرانی خود را از خلق شدن فرقه ضاله ی دیگر در درون مذهب شیعه اعلان کنم وهشدار دهم که فرقه سازی وفرقه گرایی اگر با قدرت وسیاست همراه باشد ویرانگر تر از هرجنگ نظامی است وخطرش از تصور بیرون می باشد ووهابیت نو واین بار در مذهب شیعه خلق می شود وراه برای خلق القاعده های دیگر هموار می گردد.

نمونه دیگر درهمین باره گروه القاعده در جهان اسلام وطالبان افغانستان هستند.

1 - گروه القاعده وطالبان مدعی نمایندگی خدا در زمین هستند وادعای برقراری حق وعدالت را در زمین دارند.

2- اما همین دوگروه هزاران انسان مؤمن به خدا را در حال عبادت ونماز در عبادتگاه با فجیع ترین وضع به شهادت می رسانند واین کار خود را مستند به حق می کنند.

3 - آیا حق آن قدر تنگ وکوچک است که فقط چند هزار القاعده وطالبان حق هستند وبقیه بندگان خدا در روی زمین برباطل؟

4 - گیرم که کفار،مسیحیان،یهودیان،بت پرستان (با اینکه هرانسانی حق ذاتی حیات دارند وبراساس دین وباور خود بر حق هست ورستگار)برباطل باشند اما بیش از یک ونیم میلیارد انسان مسلمان چه؟

5 - شهید کردن کودکان معصوم وپیران معذور،وحافظان قرآن وخانواده های شهدا چه؟شهیدانی که جان دادند تا حق جان گیرد وخون دادند تا درخت انسانیت ودین نخشکد.

6 – القاعده وطالبان از هرپیغمبری توحیدیی حق مدارتر ومؤمن تر جلوه می کنند چون هیچ پیغمبری برای پیاده کردن دین خدا در زمین چنین انسان کشی های را راه نینداخته اند،پس نتیجه این می شود که القاعده وطالبان از همه ی پیغمبران مؤمن تر،مجاهد تروبر حق تر هستند.اما ازطرف دیگر همین دوگروه حقانیت خودرا از همان دین پیغمبر می گیرند، حال کدام را باید باور کنیم؟

درجهان غرب نیز همینطور است نومحافظه کاران نومسیحی وهیود صهیونیست موعود اندیش نیز چون القاعده وطالبان بنام دین وحق، خون بندگان خدا را می ریزند وبنام حق وخدا انسان می کوشند وخشونت می کارند وجنایت درو می کنند.

حال دوباره به پرسش های نخستین برگردیم:

حق چیست ودر کجاست؟

«چه کسی باحق وحق بااو است؟

اگرواقعا واقعاحق وجود دارد،حق باکیست ویاحق درنزد کیست؟

پاسخ شما خواننده عزیز چیست؟
 

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۹/۲۲ساعت 23:41  توسط اسدالله جعفری  | 

سیاهان از سخن گویی محمد(ص)تاجایزه جهانی صلح نوبل«باراک حسین اوباما»»

سیاهان از سخن گویی محمد(ص)

تاجایزه جهانی صلح نوبل«باراک حسین اوباما»»
اسدالله جعفری: 19 میزان 1388

بنام خدا

 

سیاهان از سخن گویی محمد(ص)

تاجایزه جهانی صلح نوبل«باراک حسین اوباما»»

تاریخ عجب طرفه بازی های دارد وزیبا گردش وهنرمندانه چرخشی!

تاریخ،یگانه راویی است که «تبله عطار» بدوش ،سجاده عارف برشانه ،ساغرخماران بردوش ،عصای موسی در مشت ،زبور داوود برلب ورازهای سربمهر درسینه دارد.تاریخ،کهن مرد جهان دیده ی راماند که کوله پشتی اش قصه های روزگاران پیشین است وافسانه های چین وماچین.تاریخ،به دیگر روایت،تجسم عینی باطن انسان در بستر زمان است وستاده برگوهساران کوی قاف.تاریخ،دوچهره مشعشع وکدر دارد:چهره مشعشع اش، آیینه ی هزار تکه ی راماند که درکمر کش طلوع خورشید قرار گرفته وجشنواره ی از رقص رنگ ها را پدیدآورده است.

اما چهره کدر تاریخ، قیرگونه شبی دیجوری راماند که خدایان هم از کابوس آن در امان نیستند.

تاریخ سیاهان جهان هم بردوگونه این دوچهره تاریخ نوشته شده ودوپاره ی تاریخ راشکل بخشیده است.

درپاره ی از تاریخ، سیاهان،بردگان بی اراده واختیار وهمکاسه سگان وموجودات پوست وبی ارزشی بودندکه از انسانیت هیج سهمی را نداشتند وفقط موجودات بیدُم ولطیف پیکران رام وسربزیر درخدمت سنادیداقالیم وخداوندگاران قدرت ومعیشت بودند.دراین پاره ی از تاریخ، سیاهان،ازانسان، قامت راست وبازوان قوی وچهره سیاه ورشته مرواردی در دهان را بهره داشتند وازانسانیت، مهربی دریغ وکین فروخفته در گلورا ورسالتش ارضاء روحی وجسمی ازخودبهتران بودند.اما درپاره دیگر ازدوپاره تاریخ،سیاهان،نقش آفرینان بزرگ وبی بدیل تاریخ هستند وازچنان جایگاه والای برخوردارند که «اله عشق» در برابر شان زانو برزمین می نهد وپیشانی خواهش برزمین می ساید. اگر تاریخ زیست سیاهان، هیج والای وبرازندگیی را درسینه حک نمی جز دووالای وبرازندگی ونقش آفرینی «هاجر»در بنانهادن خانه «توحید» وطواف گاه موحدان و«بلال»در نهضت توحیدی «محمد»(ص) وسخن گویی دین اسلام،باز تاریخ برخودمی بالید وسیاهان برآن دوبزرگ تاریخ افتخار می کردند وجهان را به آوردگاه ارزش ها دعوت می کردند که جهان دربرابر شان بدیلی وهمآوردی  چون «هجر»و«بلال»رانمی یافتند.چنان که «دامن»زن سیاه وبی ارزش وبرده زن شوی خویش ابراهیم(ص) یعنی هاجر،طواف گاه موحدان شد وتکیه برخانه خدا دارد ،بام کعبه نیز گام نهادن «بلال»سیاه ی برده را برتارک خویش نقش دارد وامواج صوتی صدای بی لهجه ی بلال را درچهارسوی جهان بگسترانید تاگل توحید بشکوفد وایمان خلق شود.امروزه نیز سیاهان، نقش آفرینان جهان مدرن اند با این که هنوز داغ «آپارتایت» بر پیکر براق شان خون چکان است اما هیچ عرصه ی از زندگی جهان مدرن نیست که سیاهان نقش آفرینان در آن عرصه هانباشند از «دومیدانی» بگیر تا جهان «اخلاق» و«سیاست»،قهرمانان وپیشتازان آن سیاهانند.

اکنون نوبت به نقش آفرینیی در عرصه صلح جهانی به سیاهان سپرده شده است وسیاه پوستی نیمه برده وآواره ی بنام «“باراک “اوباما»»»برنده بزرگ ترین جایزه جهان بنام«جایزه جهانی صلح نوبل»می شود تا با این عنوان جهانی نقش آفرینی جهانی خویش را باپشت بانی جهانی واعتبار جهانی درعرصه جهانی دنبال کند.

طرفه بازی تاریخ در همین است که امروز به سیاه پوست چون«“باراک “اوباما»»»ی جایزه جهانی صلح نوبل را می دهد که همین “باراک “اوباما»» در کودکی به جرم پدر سیه پوست از نعمت پدر داشتن محروم شد ومادر سفید پوستش اورا تصاحب کرد.تاریخ امروز به “باراک “اوباما»»ی جایزه صلح نوبل می دهد که دودهه قبل همین “باراک “اوباما»» بدون مادر سفید پوستش حق ورود به پارک ها ورستوران های امریکا را نداشت. چون که برسر در ورودی این اماکن عمومی نوشته بود«ورود سیاه پوست وسگ ولگرد ممنوع»اند.

امروز تاریخ همان سیاه پوستان همشأن سگ ولگرد راجایزه جهانی صلح نوبل می دهد  وهمان “باراک “اوباما»»ی سیاه پوست ومحروم از پدر را راهی کاخ سفید می برروی همان صندلی می نشاند که روزگاری ازروی همان صندلی فرمان ممنوعیت او به اماکن عمومی صادر می شد.

تاریخ در یک چرخش زیبا “باراک “اوباما»»ت را در همان کاخ فرعونی برد وروی همان صندلی شاند که روزگاری او را پوست تراز سگ برمی شمرد وامروز همان باراک اوبا «سگم دخترش را روی همان صندلی می نشاند که دیروز فرعونان لمیده بر آن ،سیاهان چون “اوباما»را ....

براستی که تاریخ بازی های زیبای دارد وچرخش های فوق تصور وتدبیر خلایق!

دودهه قبل وقتی “اوباما» به عنوان یک سیاه پوست آواره «بی پدر»درکنار مادر سفید پوستش درخیابان های امریکاقدم می زد، چه کسی در مخیله اش خُطُرمی کرد که روزی این سیاه پوست بی پدرآواره ازکینیا، مرد اول جهان باشد؟چه کسی باور می کرد که روزی این رنگین پوست بی اصل ونصب، مصلح جهان گردد وجهان چشم به دهان اودوزند وگوش به حرف اوباشند؟

اکنون که ایشان به بزرگ ترین عنوان واعتبار جهانی دست یافته است چه خواهد کرد وچه باید بکند؟

یقینا اگر ازاحمدی نجات سئوال شود که :

“اوباما» چه رسالت جهانی دارد؟

خواهد گفت:

اطاعت از ولایت وهمکاری بامن در دولت مهرورزی.

  شاید بتوان گفت که جهانیان از”اوباما» انتظارات بسیاری دارد که رنگ وبوی جغرافیایی وایده ئولوژیکی داردوساکنان هر قاره ی از این جهان دامن کستر، باتوجه به ضرورت های زیست محیطی خود از”اوباما» انتظاری دارد وچشم امید به ایشان بسته اند تا «امید » بربادرفته شان را به ایشان برگرداند چنان که جایزه جهانی صلح نوبل هم با همین عنوان به ایشان داده شده است.

حال ایشان هر مرام ودین وعقیده ی داشته باشد ،اما به عنوان مرد جهان وشخصیت اول جهان صلح، وبه عنوان این که ایشان مسلمان زاده است وکشور افغانستان یک کشور مسلمان است واز طرف دیگر امریکا بطور مستقیم در افغانستان حضور دارد وحضورش نیز برای تأمین امنیت وایجاد صلح در افغانستان است، مردم عزیز وبزرگوار وشریف افغانستان از ایشان انتظاراتی دارند.

من به عنوان یک فرد از افراد این ملت نمی توانم ادعای نمایندگی از کل خلق شریف افغانستان را داشته باشم اما به عنوان یک فرد افغانستانی از ایشان انتظاراتی دارم وامید وارم که ایشان با عنوان جهانی ورسالت جهانی که عقلای جهان به ایشان داده اند برای ملت عزیز افغانستان امنیت وصلح واقعی را هدیه کند تا ملت بزرگ افغانستان هم مدال «فضیلت»وعنوان«مرد سبز جهان»را به ایشان عطا کنند.

1 – اولین انتظار من از« اوبا ما» این است که :با ملت افغانستان صادق بوده ودر مبارزه با «تروریست»و«دهشت »افکنان،صادق وجدی باشد واز بازی «موش وکربه یی»در قضیه تروریست ودهشت افکنان دست بردارد.

2 – چنان که خود “اوباما» شلاق«تبعیض نژادی» و«تحقیر ملی» وداغ تکفیر«دینی» را بر پیشانی خود دارد،بخش های عظیم از ملت بزرگ افغانستان هم همین داغ را برپیشانی خویش دارند وهنوز که هنوز است در دولت کرزی هم همان سیاست های «قرون حجری» وضدبشری نسبت به بخش های عظیم از همین ملت اعمال می شود؛بنابراین،”اوباما» نباید کاری کند که حضور نظامی امریکا در افغانستان باعث تداوم همان سیاست تبعیض نژادی گردد وکرامت انسان ها نادیده گرفته شود وقوم سالای ونژاد پرستی، لباس دموکراسی 50+1بپوشند.

3 – شرایط فعلی ودهشت افکنی تروریست ها باعث شده است که ملت افغانستان به حضور نظامی امریکا در افغانستان رضایت بدهند. اما این ملت، ملت آزاده وسربداری هستند که اشغالگری هیچ اشغالگری را نمی پذیرند.

لذا «اوبا ما » باید به دنبال یک سیاستی باشد که هرچه زود تر به اشغالگری افغانستان پایان داده شود وسربازان امریکا از افغانستان به عنوان ناجیان وصلح آفرینان وباشا خه های گل دردست، افغانستان را ترک کنند نه اینکه خدای ناکرده به عنوان اشغالگران افغانستان،ازافغانستان رانده شوند وهمان بلای برسرشان بیایدکه برسر ابرقدرت روزگاران گذشته  «استعمارپیر انگلیس» واژدهای سرخ«اتحاد جماهر شوروی» آمد؛بیاید وبجای این که سربازان امریکایی در هنگام خروج از افغانستان ،لبخند برلبانش باشد، زخم تیر خشم مقدس جهاد بر پیگر شان باشد وبجای اینکه شاخه های گلی از باغستان قلب این ملت مهربان در دستان شان باشند؛ جنازه های قطعه فطقه شده یاران روی دست شان باشند.

4 – افغانستان «جزیره امن» برای امریکا نخواهد بود وامریکا نباید حضوردائمی درافغانستان را به سرپروراند ویا اندیشه سنگر امن برای بازی با ایران را در افغانستان طراحی کند .چون افغانستان سنگر امن مبارزه با ایران نیست وامریکا نباید چنین اشتباهی را مرتکب شود.

امریکا باید بجای اینکه در اندیشه فرمان روایی بربلندای بام جهان باشد، در اندیشه تسخیر قلب ساکنان قلب آسیا وناف جهان باشد.

5 – “باراک “اوباما»» اکنون درباره افغانستان دورسالت را بردوش دارد:

1 – رسالت تأمین امنیت وباز گشت آرامش واستقرار دموکراسی عام جهانی در افغانستان. چون که امریکا با همین ادعا به افغانستان آمده وعلت حضور امریکا در افغانستان همین مسئله ی تأمین امنیت وبازگشت آرامش وصلح در افغانستان ومبارزه با پدیده شوم تروریست ودهشت افکنان بین المللی است.

لذا ازآنجای که“اوباما» رئیس جمهور منتخب وبرگزیده ملت بزرگ امریکا است به این اعتبار دررابطه با افغانستان، ایشان رسالت بزرگی دارد وملت بزرگ افغانستان از ایشان انتظار دارندکه بااتخاذ سیاست های معقول ومطابق با اقتضای زیست محیطی افغانستان، به رنج بی پایان خلق صلح دوست وظلم ستیز افغانستان پایان بخشد تادوباره این سرزمین بهشت اهل توحید باشد وبانگ توحید از مناره ای هایش به گوش آید وموحدان جهان را به وحدت جهانی فراخواند.

2 – ازآنجای که “اوباما»،عنوان مرد صلح جهانی رادارا می باشد وجایزه جهانی صلح نوبل به ایشان داده شده وعلت اعطای این جایزه به ایشان هم این اعلام شده که ایشان «امید به صلح وزندگی»را در جهان خلق کرده است.

بنا بر این، ملت افغانستان از ایشان نه به عنوان رئیس جمهور امریکا ودخیل در مسئله ی افغانستان بلکه به عنوان مرد صلح جهان وبرزگر«امید» در «مزرعه زندگی» انتظار دارند که ،مزرعه زندگی شان را از هجوم «صرصر» نجات بخشیده دوباره شکوفه باران کند تاکودکان این سرزمین خدایی وزادگاه پیغمبران «نور» وخفتن گاه «بودا»،بالبان ستاره باران وتن پوش الوانین در گلستان وطن به پایکوبی مشغول گردندو باردیگرغزال چشمان خرمن گیسوی وطن، زهره را به رقص آورند وبرشانه ی خورشید خیمه زنند ورقص به سوی خدا بیاغازند.ودر پرتو صلح وامنیت «پرستو»های مهاجر به آشیانه برگردند.

 اگر چه این پرستو های مهاجر بال هایش از سنگ جفای روز گار وسنگبازی کودکان همسایه اش خونین وزخمی اند، اما هنوز پرستوهای مهاجر پرواز را ازیاد نبرده اند وعشق پرواز وباز گشت به آشیانه اش در جان شان شعله وراست وپرفروغ.

6 – باراک اوباما،بیاد داشته باشد که این جایزه ی جهانی صلح نوبل، خون بهای صدها هزار انسان آزاده ی جهان ومخصوصا سیاه پوستان جهان است که برای دفاع از کرامت ذاتی انسان ها جان خود را تقدیم داشتند تا خون سرخ شان در «مزرعه حیات» جاری وساری باشد وفرهنگ کرامتمندی انسان واندیشه صلح جهانی وجهان وطنی از خون پاکان شان آب یاری شوند وثمره اش آزادی نسل امروز باشد.

بنا براین «اوباما» به عنوان یک فرد ازنسل به زنجیر کشیده شده وبردگان دیروز ،به خون شهیدان راه فضیلت وکرامت ملت های جهان حرمت نهد ومخصوصا به خون پاک شهیدان راه عزت وآزادی در ادیان وملت های مسلمان وبویِژه شهیدان لاله پیکر افغانستان عزیز، حرمت نهاده بیاد داشته باشد که خون همین شهیدان راه آزادی وکرامت بودند که دربرابر دشمن قداره بندی چون اتحاد شوروی دیروز سدفولادین ازخون ایجاد  نمودند وجهان امروزرا از شر« ابرقدرت جهنمی» الحاد وکفر نجات دادند.

«اوباما»،درحالی نشان صلح جهانی را برسینه اش حک می کند که ملت افغانستان عذادار فرزندانش هستند وهرروز داغ داغتر می شوند چون یا تروریست ها ودهشت افکنان فرزندان عزیز این ملت را به خاک وخون می کشانند ویا سربازان امریکا زنان ومردان بی گناه این سرزمین را در خاک وخون می غلطانند.

«اوباما» به عنوان شخصیت جهانی در عرصه صلح جهانی، باید به زخم های ناسور این ملت مرهم نهد وبه این کشتار غیرمسئولانه وغیر توجیه پذیر، پایان بخشد ویقین داشته باشد که اگر به این روش پایان داده نشود ،خون سرخ همان شهیدان راه آزادی وعزت، در رگ های غیرت وایمان همین نسل خاموش وهمراه وهمراز امروز امریکا، بجوش خواهد آمد وباردیگر فرهنگ مقدس جهاد درجان شان جوانه زده شهادت گل می دهد تاآزادی ثمردهد ورهای واقعی ملت تحقق یابد. 

امید واریم که جناب “اوباما»،باعبرت ازتاریخ،نقش آفرینی تاریخی خویش را به احسن الوجه بازی کند وچون«بلال ها) نیاکان گذشته اش درخدمت انسان باشد واز شرافت انسان ها وکرامت ملت ها پاسداری نموده جهان نو بیافریند ودر این جهان نو از تبعیض نژادی وتکفیر دینی ومحرومیت معیشتی خبری نباشد وهمه برادر وار درکنار هم زیست مهرورزانه داشته باشند ودیگر عدالت وقانون گرایی وکرامت انسانی وحقوق ذاتی انسان ها فقط درکتاب ها وقطع نامه های نهاد های نام نهاد بین المللی نباشد.

 امید است که “اوباما» با این عنوان واعتبار جهانی، فرصت های بیشتر وبلندگوها ومراکز ونهاد های حقوق بشری بیشتر در اختیار داشته باشد وبه ایجاد صلح جهانی و«برزی گری» در«مزرعه حیات» قیام کندو«گل امید»بکارد وشکوفه وحدت جهانی برشاخسارشان بروید وفرهنگ گفت وگوی بین ادیان در دهکده جهانی خلق شود وشهروندی جهانی محقق گردد وکرامت ذاتی انسان ها محور شهروندی باشد.

مطالب دیگر:

چرا ماهزاره هااختلاف داریم؟ - دوشنبه نهم شهریور 1388
اینجاوآنجا - یکشنبه یکم شهریور 1388
انتخابات امروز افغانستان باحضور پرشور مردم - جمعه سی ام مرداد 1388
آنانیکه دیروز مردم ما را قتل عام کردند، اینک از ما توقع رای دارند!!! - دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388
رأی به بشردوشت رأی به کرامت انسان است - شنبه هفدهم مرداد 1388
هزاره وخودآگاهی فرهنگی-تاریخی - یکشنبه یازدهم مرداد 1388
دقت امروز، عزت فردا - شنبه دهم مرداد 1388
امام حسین)ع( ومسئولیت فعلی هزاره - یکشنبه چهارم مرداد 1388
گمراه بهشتی - پنجشنبه یکم مرداد 1388
البوم موسیقی "بیه مقبول لیلا" منتشر شد - چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
الهه سرور یک دختر کف کرده! - جمعه بیست و ششم تیر 1388
آیا رمضان بشردوست گاندی افغانستان خواهد بود؟ - یکشنبه بیست و یکم تیر 1388
درمیان چهار نامزد اصلی،امیدما تنهاداکتر رمضان بشردوست میباشد - جمعه دوازدهم تیر 1388
استخاره - سه شنبه نهم تیر 1388
آغاز هجوم کوچی ها در مناطق هزارستان - شنبه ششم تیر 1388
مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند. - چهارشنبه سوم تیر 1388
دول امو دول کرزی رصق امو رصق خلیلی! - سه شنبه دوم تیر 1388
بحث های انتخاباتی پیرامون هزاره ها(داکتر سيما سمر و سلطانعلي کشتمند) - شنبه سی ام خرداد 1388
تقدیم به مادرم - یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
حرف حق گفتن، ممنوع! - پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
غرق شدن کشتی حامل مهاجرین افغانستانی در اندونزی - دوشنبه هجدهم خرداد 1388
مسئولیت هزاره های خارج کشور - شنبه شانزدهم خرداد 1388
مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق - سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
دوای درد - یکشنبه دهم خرداد 1388
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستسر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۷/۲۵ساعت 23:22  توسط اسدالله جعفری  | 

چرا ماهزاره هااختلاف داریم؟

 

فهرست این بخش

اتحاد خلیلی ومحقق

اتحاد واختلاف برسر لحاف ملا

نقد افراد نقد عمل کرد اجتماعی آن است نه نقد سلوک شخصی شان

عقیده برادران اهل سنت در عمل سادات شیعه افغانستان

ازدواج سادات با غیر سادات

مسئله خمس

اسدالله جعفری

اما چطور شد که محقق وخلیلی را آقای سید حسین انوری آشتی داد؟

بسیار جای سؤال و تعجب است ! محقق وخلیلی را -که مدعیان وارث مزاری بودن هستند- سید حسین انوریی آشتی می دهد که به قول شهید مزاری مردم هزاره را با علم ابوالفضلش به گلوله بست.

آقای حاج آقا علی توسلی مدرس نامی ومشهور مدرسه آیت الله شیخ آصف محسنی از آشتی دادن محقق وخلیلی توسط سید حسین انور ی چنین گفت:

با حضور آیت الله محسنی،کریم خلیلی،محمد محقق،محمد اکبری،قربانعلی عرفانی یکاولنگی،سید حسین انوری ودیگر شخصیت های شیعه ، چندین جلسه جهت اتخاذ موضع واحد درانتخابات ریاست جمهوری ،تشکیل شد وهمه ی آقایان صحبت های کردند ودرنهایت تصمیم براین شد که آقای محسنی بطور علنی از هیچ کاندیدی حمایت نکند ودیگر آقایان در جلسات دیگر این موضع را بررسی مجدد کنند.

قبل ازاین جلسه، سران شیعه ،آقای انوری چندین بار بطورجداگانه با خلیلی ومحقق نشست های داشتند وراجع به همسویی خلیلی ومحقق صحبت های مقدماتی را انجام داده بود وازهمین جلسه ببعد بود که آقای انوری آقای محقق وخلیلی را در خانه اش دعوت نموده بطور محرمانه بین شان آشتی می دهد وخلیلی قول می دهد که بین محقق وکرزی میانجیگری نماید.»

آری این گزارش حاج آقای توسلی مدرس شهیر کشور در بزرگ ترین مرکز آموزشی کشور وپایگاه رسمی نشرافکار آقای محسنی،از چگونگی آشتی دادن خلیلی ومحقق توسط سید حسین انوری بود.

آقای حاج آقای توسلی از معتمدان آقای محسنی است وازایشان اجازه روایت دارد وسال ها درمشهد درس خوانده وتدریس نموده وانسان پرتلاش ودرس خوان جامعه است واکنون درمدرسه آقای محسنی تدریس می کند واز مدرسان درجه اول آن مدرسه محسوب می شود.

علاوه برشاگردی آقای محسنی در رشته رجال شناسی حدیث،با سیدحسین انوری، سید جاوید وسید مدرسی آشنایی دیرین دارد وازنظر علمی برهمه ی این آقایان برتری دارد ودر نقل اقوال طبق سیره رجالی خود بسیار دقیق ومستند وسلسله وار نقل می کند واز این نظر گزارش ایشان از نحوه سازش وآشتی خلیلی ومحقق توسط سید حسین انوری،ازاعتبار یقینی برخوردار می باشد.

باتوجه به آنچه که دربالا از قول حاج آقای توسلی نقل شد،آشتی کردن خلیلی ومحقق توسط کسی محقق می شود که تادیروز درصف مقابل این دو داعیه دار رهبری جامعه هزاره قرار داشت وسخنرانی های شهید مزاری ومصاحبه های کریم خلیلی راجع به انوری ونقش انوری در مسئله افشار وشهادت ابوذر انقلاب شهید صادقی نیلی ولشکرکشی مشترک انوری واکبری به عنوان پیش مرگان احمدشاه مسعود دربامیان ویکاولنگ بعد از شهادت شهید اقالیم قبله مزاری،هنوز از حافظه ملت محونشده است.

اتحاد واختلاف برسر لحاف ملا

سؤالی که در اینجا خلق می شود این است که :

اختلاف محقق وخلیلی تابه امروز ،اختلاف براساس منافع مردم هزاره بوده ویا برسر لحاف ملا؟

اگر برسر منافع مردم هزاره بوده_چنان که شعار آقایان وقلم بمزدان شان همین است_ پس خلیلی ومحقق حقیرتر از آقای انوری بوده چون این دو براساس یک توهم از منافع، با هم اختلاف داشته اند که اتحادداشتن این دو رهبر براختلاف داشتن شان رجحان داشته وتا امروز این مدعیان دانایی کل به این مسئله متوجه نبوده واین آقای انوری بوده که این منافع برتر یعنی اتحاد خلیلی ومحقق را کشف نموده ودلسوزانه وباخون دل خوردن، خلیلی ومحقق را به ضرورت اتحاد آگاه کرده و این دو رهبر را ازخواب غفلت بیدار نموده واین دورهبر با نفس مسیحایی آقای انوری_ به قول خود آقایان(درسال های 70) دشمن هزاره_ هدایت شده اند.

اما اگر اختلاف این دو براساس منافع علیای مردم نبوده بلکه برسرلحاف ملا بوده،چه تضمینی وجود دارد که این اتحاد نوین -بامحوریت انوری وکرزی- این دو سنادید، برسر همان لحاف ملا نباشد؟

اگرچنین باشد،اختلاف واتحاد شان هیچ ارزش ونفعی ندارد وباید ملت حساب خودرا داشته باشند.

اختلاف خلیلی وعرفانی هم از همین نوع است ومن می دانم که خلیلی وعرفانی چراوبرای چه با هم اختلاف پیدا کردند وبرسر رهبری حزب ومقرب شدن پیش احمدشاه مسعود وکشور های محوردر مسئله افغانستان چه ها که نکردند وبرادر خلیلی وداماد های عرفانی چگونه به یارگیری پرداختند وچرا برادر خلیلی دریارگیری موفق شد وداماد های عرفانی موفق نشدند وعرفانی را رسوای عالم وآدم نمودند ودین ودنیای عرفانی رافدایی فزون خواهی شان نموده به تکاثر وزراندوزی روی آوردند واز زمین خواران شدند.

نقد افراد نقد عمل کرد اجتماعی آن است نه نقد سلوک شخصی شان

من به شخصیت دینی وتقوا وپارسایی حضرات خلیلی وعرفانی ومحقق کاری ندارم وخدای ناکرده قصد توهین وتحقیر ایشان را هم ندارم واز تقوا وپارسایی عرفانی وخلیلی کم وبیش خبردارم ومی دانم که عرفانی درمسائل شرعی احتیاط می کند وهمین احتیاط شرعی آقای عرفانی بود که صادق ترین ومحرم ترین ومعتمد ترین فرد ازافراد خانواده اش یعنی محب علی شریفی داماد سوم خودرا درتخار کلید دار صندوق خود نمود تا به بیت المال که دراختیار او است خیانت نشود_حال چه برسر بیت المال در اختیار حضرت آقای عرفانی آمد آن بحث دیگر است-

آقای خلیلی راهم می دانم که نماز مستحبی ومخصوصا نماز جعفر طیار را بسیار می خواند واین عادت وتقوای دینی آقای خلیلی را همه می دانند وقابل انکار نیست وعلاوه بر عمومیت این مسئله ،من شخصا از زبان مورخ شهیر وطن حاج آقای یزدانی دریک جلسه عمومی واز زبان آقای حسین عالمی که مدتی شب وروز با آقای خلیلی محشور بود وبه چشم خود نماز(نماز جعفر طیار) خواندن آقای خلیلی را دیده بود،شنیدم ودوست دانشمندم حضرت آقای حسن زاده یکاولنگی بار ها برتدین وتعبد آقای خلیلی تأکید کرده ومن را از نقد آقای خلیلی منع نموده است.

پس نقد حضرات، نقد شخصیت دینی وانسانی شان نیست ونقد شخصیت دینی وایمانی افراد نه کاری درست است ونه مجوز شرعی داریم بلکه این بعد از شخصیت انسان ازحرمت عقلی وشرعی برخوردار می باشد وشخصیت انسانی ودینی افراد تا با حق الناس تقابل پیدانکند از حرمت شرعی برخوردار است ووارد شدن به حریم خصوصی انسان ممنوع می باشد.

ما،عمل کرد اجتماعی وسیاسی این آقایان را نقد می کنیم(چنان که عمل کرد اجتماعی آقای محسنی را نقد کرده ومی کنیم والادر دین داری محسنی هیچ کس شک ندارد)ونقد ما هم براساس شواهد عینی ومستندات افراد مورد اعتماد می باشد والبته نتیجه نیز تابع صحت وسقم همان مستندات است وهیچ انسان عاقلی پیدا نمی شود که اندیشه های خود را اندیشه های صددرصد حق وخلل ناپذیر بداند. لذا نوشته ها وگفته های این کمترین بنده خدا هم راجع به شخصیت ها ومسائل سیاسی وبرداشت های شخصی من از متون دینی تابع همین قانون کلی می باشد وعقل هرانسانی به اندازه خود اوست وهیچگاه انسانی را پیدا نمی کنید که عقل کل باشد.

آنچه را یک منتقد باید مدنظر داشته باشد این است که شخصیت دینی وانسانی افراد را با کار کرد های اجتماعیش خلط نکند ودرواقع در نقد انسان ها سکولار باشدوبه تعبیر دینی واسلامی قلمرو حق الناس را با حق الله خلط نکند چون حق الله مربوط به سلوک شخصی وفردی انسان ها می شود وحق الناس مربوط به کارکرد های اجتماعی انسانها.

بنابراین ممکن است یک انسان درسلوک فردی از نهایت پارسایی وتقوا برخوردار باشد اما عمل کرد اجتماعی او عمل کردی ناصواب باشد وبه تضییع حق الناس منتهی شود ودر این صورت نباید سلوک فردی او مانع از نقد عمل کرد اجتماعی او شود.

چنان که در مذهب شیعه برهمین اساس عدالت صحابه وفرزندان نسبی پیغمبر خدا وامامان معصوم، تابع عمل کرد های اجتماعی شان است وعمل کرد اجتماعی آنان است که نقش وجایگاه شان را مشخص می کند.

برخلاف مذهب شیعه، برادران اهل سنت ما، عدالت صحابه پیغمبر را تابع درک حضوری وفیزیکی صحابه از رسول مکرم اسلام می دانند وهرصحابه ی که _ولو چند ساعت- رسول خدا را درک کرده باشد او عادل است وبرادران محترم اهل سنت ما ایشان را عادل می دانند ولو این که عمل کرد اجتماعی او بعد از این درک حضوری از رسول خدا، برخلاف عقل وشرع باشد.

عقیده برادران اهل سنت در عمل سادات شیعه افغانستان

این عقیده برادران اهل سنت ،ازنظر تئوری مخالف عقیده شیعه است. اما متأسفانه درعمل وارد عقیده شیعه شده وشیعیان عملا به آن عمل می کنند ومخصوصا در حکومت های که روحانیون دررأس اداره کشور وحکومت قراردارند این عقیده برادران اهل سنت عملا اجرا می شود.

جای دیگری که این عقیده برادران اهل سنت در عمل وارد سلوک عملی شیعه شده، مسئله سادات می باشد وسادات ما (مخصوصا در افغانستان)دقیقا همین عقیده برادران محترم اهل سنت را عملی می کنند وسیادت مقدم بر سلوک عام شرعی سادات شده وبسیاری ازسادات عملا پابند شرع نیستند وبسیاری از سنت های رسول خدا را عملا منکر هستند ونژاد پرستی را رنگ شرعی داده وصِرف انتساب فردرا به سیادت کافی می دانند وبرای شان قداست ذاتی قائل هستند .

ازدواج سادات با غیر سادات

مثلا سادات، سنت ازدواج سادات را با شیعه ی غیر سادات-بنا به عقیده قداست ذاتی سادات- تحریم می کنند وعلمای سادات عملا از این سنت رسول خدا سرباز می زنندوساداتی که به شیعه ی غیر سادات دختر داده باشندبسیار نادر هستند ونود درصد این ازدواج های دختر سید با غیر سید برخلاف رضایت والدین صورت می گیرند و50درصد از این ازدواج های سادات با شیعه غیر سادات تابع علل خارجی هستند نه تابع سنت رسول خدا.

ازدواج سادات با غیر سادات درشرع نتنها حرام نیست بلکه مستحب می باشد ولی امروزه همین سنت رسول خدا مورد انکار مدعیان سیادت واقع می شود ودراین راه خون های ناحق ریخته شده است.

مسئله ی را که نباید ناگفته گذاشت تفکیک سادات واقعی از مدعیان سیادت وجامه برتن داران سیادت وشجره نامه داران سیادت وخمس خوران مفت خور است.

اتفاقا یکی از نشانه های سادات حقیقی از مدعیان سیادت همین ارتزاق نکردن از طریق خمس هست.بسیار نادر است که سادات واقعی ازطریق خمس ارتزاق کنندوتا توان کار ومنبع در آمدی داشته باشند ازگرفتن خمس ابا می ورزند ونوعا خمس را به مستحقان آن ارجاع می دهند.

من شخصا ساداتی را می شناسم که درنهایت فقر وناداری به سر می برند اما نخواسته ونمی خواهند که انتساب مقدس به رسول خدا رامستمسکی برای پرکردن شکم وتن پوش جسم خود کنند.ولی بارها دیده شده است که کسانی برایش خمس داده -چون نمی دانسته اند که ایشان از مستحقین خمس است- وگفته آقا شما این خمس را به سید ی بدهید که می شناسید مستحق است.واو در عین نیازداشتن به آن ،آن خمس را به سیدی داده که از او مستحق تربوده.

من اگر حق نام بردن از ایشان را داشتم از آنگونه سید ها نام می بردم.

فقط همین قدر اشاره می کنم که یکی از نشانه های بارز این سادات راستین واولاد رسول خدا (ص)این است که همیشه لباس مقدس «کار»برتن شان است وخانواده اش خانواده تلاش وپاک دامن هستند ودغدغه ی نگهداشتن حرمت انتساب به رسول خدا وآل رسول را دارند.

سادات واقعی، نورچشم همه ی امت اسلامی ازفریقین هستند ومخصوصا شیعه که محبان آل رسول هستند وسادات واقعی که عملا به سنت رسول خدا پابند باشند ودر رفتار وکردار حرمت رسول خدا وآل رسول را نگهدارند،نورچشم شیعه هستند وشیعه به احترام رسول وآل رسول،نسبت به ایشان حرمت ویژه دارند وخمس را حق کرامت انسانی شان می دانند.

مسئله خمس

نمونه دیگر که عقیده برادران اهل سنت ما وارد عقیده عملی شیعه شده همین مسئله خمس می باشد که امروزه از مسیر اصلی خود خارج شده وصورت نژاد پرستی شرعی گرفته است.

اصل خمس یک مسئله شرعی ومسئله اجماعی بین فریقین است وخمس مال خدا،رسول خدا واهلبیت رسول خدا ویتیمان از آل رسول است.

البته درنحوه تعلق گرفتن خمس به اموال مؤمنین وشیوه مصرف خمس، بین شیعه وسنی اختلافی وجود دارد که بارز ترین آن خمس ارباح مکاسب درشیعه و خمس دراختیار حکومت ونحوه مصرف خمس ازاختیارات حکومتی حاکم اسلامی بودن در مذهب سنی است.

اما درشیعه ی امروز، خمس مال اختصاصی مطلق سادات شده ویک فرد با صِرف انتساب صوری به سادات این خمس را حق ذاتی خود می داند واوهرچه هتاک تر وبی قید تر به دستورات دین باشد، سهم بیش تر از خمس می برد ودر خمس جمع کردن موفق تر است.

این مسئله را در رفتار سادات افغانستانی به وضوح مشاهده می کنید وعملا می بینید که چه طیف از منتسبان به سادات از این وجوه شرعی بیش ترین سوء استفاده را می کنند وهمین سوء استفاده از خمس، باعث وهن مذهب شیعه شده وشیعه را عملا متهم به نژاد پرستی نموده ومذهب شیعه که مذهب عدل وانصاف بود، بدل به مذهب تبعیض نژادی وستم اجتماعی نموده است.

جالب این است که سادات هرچه پارساتر ومتدین تر باشند از خمس بی نصیب هستند وخاک نشین می باشند اما برعکس منتسبین به سادات هرچه شیادتر ومنافق تر باشند سهم بیش تر ازخمس دارند .

نمونه های آن را در چهره کسانی بینید که از طریق خمس سرمایه های نجومی دارند ولی درکنارش سادات پارسا وباکرامتی زیست می کنند که روی شان را با سیلی سرخ نگه می دارند.

پس اگر این سادات راست می گویند که خمس مال سادات است چرا باید یک سیدپارسا از گرسنگی سنگ برشکم بندد وسید دیگر که همسایه دیوار به دیوار شان است از خمس کاخ آسمان خراش درست کنند وفرزندانش از شکم سیری به دریوزگی کشیده شوند؟

آیا این است عدالت؟

آیا این همان چیزی است که خدا ورسولش خواسته اند؟

آیا این مصداق کامل بی عدالتی وظلم نیست؟

آیاخداورسولش گفته اند که یک سید می تواند از خمس قارون زمان خودباشد واگر در همسایگی دیوار به دیوارش سیدی وشیعه ی از شیعیان آل علی(ع) ازگرسنگی مرد شرعا وعقلا اشکالی ندارد؟

پس آن سخن رسول خدا چه می شود که شیعه وسنی نقل نموده که رسول خدا فرموده:

هرکس شبی را به صبح رساند وبه فکر برادر مسلمانش نباشد،او مسلمان نیست.

آیا این سخن صریح وروشن رسول خدا با رفتار معاویه وار بعضی از مدعیان سیادت می سازد؟

این گونه بر دیبا لمیدن ودر مزرعه سبز چریدن با فرزند علی بودن می سازد ؟همان علی(ع) ی که شب راباشکم سیربه صبح نمی رسانید تا مبادا در یمامه یعنی دورترین نقطه حکومت اسلامی گرسنه ی سربربالین خواب گذارند که از گرسنگی نان خواب بیبند.

اگر خمس مال مشترک همه ی سادات هست ،چرا این چنین ناعادلانه حیف ومیل می شود؟

آیا عقلا وشرعا نباید به طوریکسان بین سادات تقسیم شود؟تاحرمت اولاد پیغمبر یکسان پاس داشته شود؟تامبادا سیدی از اولاد آل رسول(ص) براثر پیش آمد ها وگرفتاری های ناخواسته وجبری روز گار،از گرسنگی جان دهد وخدای ناکرده خانواده اش به کچ راهه درغلطند.

اصلا کدام قاعده وقانون شرعی وعقلی وجود دارند که یک عده بنام سید از دست رنج خلق الله ارتزاق کنند ولی خودش ده برابر آن شیعه فقیر وناتوان، توان کاردارند ؟ولی تن به دریوزگی می زنند.

آیا عقلا وشرعا می توان به سیدی خمس داد که خودرا به دریوزگی زده وتن پروری را پیشه خود ساخته است؟

کدام عقل سلیم ودستورات شرعی می گویند ، سیدی که سرمایه اش نجومی است،باز می تواند خمس بگیرد؟آیا اوخود نباید ازاموالش خمس بدهد؟

بله! می شود چون ابوهریره ها احادیث جعلی ساخت که :

اگرسیدی قاش زین اسبش ازطلا باشد،می شود بر او خمس داد ولو شراب بخورد»

ولی! نمی شود با درک ودریافت های فطرت انسان ها از عدالت مبارزه کرد وبنام خدا وپیغمبر، رفتار غیر عقلی وشرعی داشت وباز انتظارداشت که این گونه عمل کرد باعث وهن دین ومذهب نشود وباز مردم دین اسلام ومذهب شیعه را دین ومذهب ضدظلم وتبعیض ونژاد پرستی بدانند.

گفتیم اصل خمس یک مسئله اجماعی بین فریقین است ودر مذهب شیعه ازاصول مسلم فقهی شیعه می باشد ومنکر خمس اگر به انکار رسول خدا انجامد،مرتد محسوب می شود.

اما خمس ونحوه مصرف خمس وسادات وادعای سیادت در کشور ما افغانستان...

ادامه دارد ...

مطالب دیگر:
اینجاوآنجا جدید
آنانیکه دیروز مردم ما را قتل عام کردند، اینک از ما توقع رای دارند!!! - دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388
رأی به بشردوشت رأی به کرامت انسان است - شنبه هفدهم مرداد 1388
هزاره وخودآگاهی فرهنگی-تاریخی - یکشنبه یازدهم مرداد 1388
دقت امروز، عزت فردا - شنبه دهم مرداد 1388
امام حسین)ع( ومسئولیت فعلی هزاره - یکشنبه چهارم مرداد 1388
گمراه بهشتی - پنجشنبه یکم مرداد 1388
البوم موسیقی "بیه مقبول لیلا" منتشر شد - چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
الهه سرور یک دختر کف کرده! - جمعه بیست و ششم تیر 1388
آیا رمضان بشردوست گاندی افغانستان خواهد بود؟ - یکشنبه بیست و یکم تیر 1388
درمیان چهار نامزد اصلی،امیدما تنهاداکتر رمضان بشردوست میباشد - جمعه دوازدهم تیر 1388
استخاره - سه شنبه نهم تیر 1388
آغاز هجوم کوچی ها در مناطق هزارستان - شنبه ششم تیر 1388
مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند. - چهارشنبه سوم تیر 1388
دول امو دول کرزی رصق امو رصق خلیلی! - سه شنبه دوم تیر 1388
بحث های انتخاباتی پیرامون هزاره ها(داکتر سيما سمر و سلطانعلي کشتمند) - شنبه سی ام خرداد 1388
تقدیم به مادرم - یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
حرف حق گفتن، ممنوع! - پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
غرق شدن کشتی حامل مهاجرین افغانستانی در اندونزی - دوشنبه هجدهم خرداد 1388
مسئولیت هزاره های خارج کشور - شنبه شانزدهم خرداد 1388
مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق - سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
دوای درد - یکشنبه دهم خرداد 1388
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 138
 

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۶/۰۹ساعت 19:21  توسط اسدالله جعفری  | 

رأی به بشردوشت رأی به کرامت انسان است

بنام خدا

رأی به بشردوشت رأی به کرامت انسان است

اسدالله جعفری.

عصر ما عصر انسان محوری وحقوق مداری برمبنای حق ذاتی انسان می باشد.ادیان ومکاتب فلسفی نیز حقانیتش با دو معیار انسان گرایی وحق تساوی همه انسان ها بر اساس انسانیت انسان عیار می گردد.

در حوزه سیاست وسیاست ورزی هم حقوق مدنی کرامت مدار وحق شهروندی متساوی در همه ی حوزه های حیات اجتماعی ازاندیشه های بنیادین امروزی هستندومشروعیت حکومت ها از ناحیه مردم تعیین می شود ومردم حکومتی را مشروع می دانند واز حکومتی حمایت مشروع می کنند که آن حکومت کرامت ذاتی شهروندانش را حرمت نهد وحق شهروندی شهروندانش را برمبنای انسانی وبه عنوان شهروند بطور یک سان بدور از هرقید ارزشی براساس مسئله نژاد،موقعیت اجتماعی،زبان،دین ،قدرت وانتساب به منبع قدرت،به رسمیت بشناسد ورعایت کند .

امروزه آزادی مدنی وحقوق اساسی انسان ها در قلمرو حکومت از پرچالش ترین مسئله حکومت ها ی مردم سالار وحکومت های دینی تمامیت خواه است.درافغانستان امروز ما که نزاع بین دواندیشه حکومت مردم سالار وحکومت دینی تمامیت خواه است،وافغانستان در حال گذار از دیکتاتوری خدامحور به سوی استقرار عدالت اجتماعی انسان محورخدامدارمی باشد؛انتخابات مظهر تحقق چنین حکومتی است ، درعین حالی که انسان محورباشدخدا نیز به عنوان خالق عادل در آن حکومت حضور داشته باشد.

رئیس جمهورآینده کشور دارای چه ویژگی های باشد

تا رأی مردم به او رأی به کرامت انسانی خودملت باشد؟

حال با توجه به این اندیشه بنیادین در حوزه فلسفه سیاست ونوع سیاست ورزی،انتخاب رئیس آینده کشور دارای چه ویژگی های باشد تا رأی مردم به او رأی به کرامت انسانی خودشان باشد؟

رئیس جمهور آینده افغانستان باید دارای چهار اندیشه بنیادین باشد واز چهار خصلت حیوانی بدور.وآن چهار اندیشه بنیادین وچهار خصلت حیوانی عبارتند از:

1 – انسان دارای حق.

2 – حق شهروندی مدنی.

3 – عدالت .

4 –آزادی .

اماچهار خصلت حیوانی:

1 – شهوت پرستی

2 – موش منشی

3 – خون خواری

4 – زیست جزیره ای.

1 – انسان را دارای حق بداند.

-رئیس جمهور آینده افغانستان رئیس جمهوری باشد که انسان رابماهو انسان دارای حق بداند وحق انسانی انسان را مافوق همه ی ارزش های قانونی ودینی بداند بگونه ی که همه ی ارزش ها دایر مدارهمین انسانیت انسان باشد ونه این که انسانیت انسان رامحدود به التزام عملی به رعایت فلان قانون ارزش مدار انسان کش پندارد.

در این اندیشه خدا وانسان حق متقابل دارد نه این که انسان فقط بنده سربزیر ولایشعر باشد.

در اندیشه های بنیادین اسلام انسان خالق جهان هستی می باشد نه ارباب زراندوز زورگوی جهان.

دراندیشه بنیادین اسلام خدا خدای عادل است وامرکننده به عدالت وخود خدا در رأس این عاملان به عدالت است چون او است که جهان را برمبنای عدالت خلق کرده وجهان برمدار عدالت می چرخد وطلوع وغروب ماه وخورشید برمدار عدالت اند.

چنین اندیشه بنیادین عدالت را اسلام دردومحور گسترش می دهد:1 – حیات معنوی انسانها

2– حیات اجتماعی انسانها

اسلام دینی عدالت است لذا در حوزه معنویت هم اصل عدالت را مبنای دستورات عبادی قرار داده است چون افراط وتفریط در عبادات را نیز نفی نموده است واز هرگونه افراط وتفریط در دستورات عبادی پرهیز دارد لذا بین عبادت روحانی ولذت جسمانی حتا از نوع سکس آن جمع نموده وبرای هرکدام از خواهش روحی وجسمانی سهم عادلانه قرار داده ودستور متناسب با عدالت تقنین نموده است.

2 – حق شهروندی مدنی را اصل مشروعیت حکومت بداند.

امروزه مشروعیت حکومت ها ازپرچالش ترین مسئله حکومت داران است ونوعا مشروعیت حکومت ها است که قلمرو اقدار حکومت ها را درسیاست داخلی وخارجی تعیین می کند که دونمونه بسیار آشکار اورا در دوانتخابات ایران وامریکا شاهد هستیم.

اسلام که دین فطرت ودین عقلانیت متعالی است ،در حوزه حقوق انسانی وحقوق اجتماعی حق شهروندی یکسان برای شهروندان حکومت مشروع قائل شده است ومشروعیت حکومت را هم رأی مردم می داند.چنان که در نظریات فقیه بزرگوار حضرت آیت الله العظمی منتظری از عالمان درجه اول جهان اسلام این اندیشه های بنیادین اسلامی را در چهار اثر گرانسنگ ایشان1 -«مبانی فقهی حکومت اسلامی»2 -«حکومت دینی وحقوق انسان»3 -«مجازات اسلامی وحقوق بشر»4 -«دیدگاه» ایشان می یابید .

حال باتوجه به این شرح کوتاه ،اکنون به نامزد های ریاست جمهوری افغانستان نیم نگاهی می اندازیم تا ببنیم که کدام یک با این معیار مطابقت دارد.

البته ازمیان نامزد های ریاست جمهوری،چهار نامزد به عنوان نامزد های اصلی مطرح اند :دکتررمضان بشردوست،حامدکرزی،دکترعبدالله عبدالله واشرف غنی احمد زی .

من از جناب اشرف غنی احمد زی اطلاعات چندان ندارم وخوب نمی شناسم لذا درباره ایشان نمی توانم به نفی واثبات سخنی بگویم.

اما حامد کرزی وعبدالله درنسبت به دکتربشردوست :درحوزه دانای نسبت به انسان شناسی وحقوق تساوی انسان ها،بشردوست نسبتش به حامدکرزی وعبدالله نسبت افلاطون وگاوچران است.عبدالله وکرزی انسان شناسیش از قبیله وهم حزبی هایش تجاوز نمی کنند وحقوق انسانی درنزد کرزی وعبدالله یعنی حقوق خانواده وهم حزبی های شان.

اما بشردوست همان کسی است که انسان سیاه وسفید وزرد وکوتاه وبلند وشمال وجنوب وشیعه وسنی ویهودی وهندو و...همه وهمه انسان اند وانسانیتش رنگ نمی پذیرد.

حقوق انسانی در نزد رمضان بشر دوست، همان است که درمقام عمل می بینید که اندک حقوق وکالتش را بین پشتون،ازبیک،تاجیک،نورستانی،ترکمن،پشه ای ...وهزاره ها بطور یکسان تقسیم کرامتمندانه می کنند وبا این که خود او از نظرقومی ونژادی یک هزاره است وسال ها حقوق اجدادیش را اجداد دیگر اقوام ازحلقوم شان در آورده اند وبه غارت برده اند واما رمضان بشردوست هزاره، حقوق شخصی خود را بین همه ی اقوام ساکن درافغانستان بطوریکسان تقسیم کرامتمندانه می کند.

آیا این کاندید با دیگرکاندید های ریاست جمهوری قابل مقایسه است؟

عقل وشرع چه حکم می کنند؟

مصلحت عام کشور چه اقتضاء دارد؟

آیاکشور وخون شهیدان راه آزادی رئیس جمهوری انسان گرای خدا خوان بشردوستِ چون دکتررمضان بشردوست را می خواهدیا گرگان درکمین مردم نشسته چون کرزی وعبدالله را؟

آیادکتررمضان بشر دوست ،حق شهروندی را اصل مشروعیت حکومت می داند ویاکرزی وعبدالله دکم اندیش واستخاره محور ومدیریت خواب محور وقیبله سالار؟

3 – عدالت

عدالت را برمبانی کرامت ذاتی انسان در دوقلمروحیات جمعی مدنی وحیات معنوی قائل باشد.

یعنی قانون حاکم بر اجتماع باید دردوبعد حیات معنوی وحیات اجتماعی تقنین گردد.

درقلمرو حیات معنوی اخلاق برین انسانی ملهم ومقتبس از وحی وعقلانیت متعالی بشری اصل باشد تا جامعه به سمت ولانگاری اخلاقی ومهارگسستگی جنسی حرکت نکند وبنیاد خانواده وحیات برین انسانی ازهم نپاشد وآنارشیژیم اخلاقی وروان پریشی خلق نگردد.

درقلمرو حیات اجتماعی ویا حیات جمعی مدنی عدالت اجتماعی کرامتمندانه اصل باشد.تادرجامعه عدالت استقرانیابد،هیچ قانونی ضمانت اجرائی عملی ندارد وشیرازه حیات جمعی مدنی عدالت اجتماعی است درهمه ی قلمرو های حیات جمعی مدنی ،ازقلمرو اقتصاد تا قلمرو آموزش وتقسیم فرست ها.

من تا همین لحظه که این نوشته را می نویسم از کرزی وعبدالله راهکار های برای عدالت اجتماعی نشنیدم وطرح وبرنامه را ندیدم که در این راستا برای مردم تقدیم کرده باشد.

در مقام عمل هم می بینید که عبدالله وکرزی دردوران مسئولیت ها ی شان ازدوران سیاه وتاریک حکومت دکم اندیشان جنگ سالار گرفته تا دوران نیمه روشن دولت موقت وعبوری ودولت منتخب چه کردند وازعدالت اجتماعی چه تصوریری ارایه دادند؟

4 –آزادی .

آزادی درهمه ی فرهنگ های متعالی کلمه ی مقدس است واگر اسماءحسنای خدا توقیفی نبود، من می گفتم که آزادی نام خدا است.اما می توانم بگویم که آزادی بزرگترین وبهترین ونفیس ترین وغیر قابل شرح وبیان ترین هدیه خدا به انسان است بگونه ی که خود خدا هم این حق آزادی را ازانسان نمی گیرد والبته تعالی وپستی انسان هم در نحوه استفاده کردن از این هدیه الهی می باشد.

آزادی وحق آزادی انسان علت قوام جهان وارزش های عقلانی بشری است.

آزادی جوهروگوهر ارزش های فعل اخلاقی انسان می باشد وهرجا که آزادی نباشد فعل اخلاقی وارزش اخلاقی هم وجود ندارد وحتا خدایی خدا هم دایر مدار همین آزادی می باشداگر خود خدا آزاد نباشد ومجبور باشد دیگر خدا نیست بلکه مخلوق موجب است.

در حوزه خدایی کردن برجهان و انسان هم، آزادی معیار خدایی خدا می باشد چون اگر خدا آزادی را ازانسان بگیرد دیگر چیزی بنام بندگی وخدایی وجودندارد واین آزدی وحق آزادی انسان است که خدایی خدا وبندگی بندگانش را مشروع ومقبول ومعقول می سازد.

اما در حوزه سیاست نیز آزادی وحق آزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن وحق نظارت برعملکرد سیاستمداران برمبنای آزادی است.

حال کدام کاندید ریاست جمهوری از چنین حق آزادی حمایت می کنند ودر عمل پایبند آن هستند؟کرزی وعبدالله ویا بشردوست؟

کرزی وعبدالله که دهان هارا بازوروزر وتزویر بسته وسگان خودرا رها کرده وبندگان خدا را می درند ؟یارمضان بشردوست که حتا محافظ ندارد ومی گوید اگر من به کسی بدکرده باشم واو مرا بکوشد این حق اوست دیگر چه نیازی به محافظ وبادیگارد دارم.

اماچهار خصلت حیوانی:

1 – شهوت پرستی

شهوت پرستی از بزرگترین مهالک انسان است واین شهوت پرستی است که انسان ها را به دره هول آور حیوانیت سقود می دهد.

داستان شهوت پرستی در همه ی قلمروهایش داستان بلندبالا وفراخ دامن است.

داستان شهوت پرستی شاهان اسلامی ودیکتاتورهای جهان، داستانی نیست که بشود دریک سرمقاله سایت آن را نوشت وقتی می خوانیم که:

خلیفه اسلامی هارون الرشید وقتی مرد، 18 هزار شلوار خون آلود دختران باکره از حرم سرای خصوصیش در آوردند.

یا می خوانیم که یکی ازشاهان امپراطوری های قدیم چین آن قدر زن در حرم سرایش بوده اند باآتکه که شاه هرشب با همسر باکره ای همبستر می شده اما به آخرین زنش بعد از سی سال نوبت همبستری شدن می رسیده است.

نیرون وسزار، به فرمان معشوقه های شان شهرها را به آتش می کشیدند ووقتی انسان ها در میان آتش دست وپا می زدند،نیرون وسزار، معشوقه شان را در آغوش می گرفتند تا آتش شهوت شان نیز شعله هایش به رقص آیند.

همین نیرون وسزار که از قهر وخشم درنده خوی اش شهر ها در امان نبود ورقص خون راه می انداختند،دربرابر معشوقه های شان چنان ذلیل وخوار وپست وبنده وبرده بودند که در برابر معشوقه های شان زانو می زدند ودر کفش های شان شراب می نوشیدند وشراب را با عرق پای کثیف معشوقه در هم می آمیختند وسرمی کشیدند ووقتی مست می شدند شرم گاه شان را بی بوسیدند.

دردوران معاصر نیز شهوت پرستی امان از بشر گرفته است بگونه ی که در مهد آزادی ودموکراسی امریکا، منشی رئیس جمهور بیل کلینتون از شر شهوت خواهی رئیس جمهور کلینتون درامان نماند.

در افغانستان نیز همینطور است حتا فرمانده مسعود در پنجشیر از زنان خارجی خبرنگار کام می گرفت ودر قبال یک شب همبستر شدن اطلاعات می داد که داستانش را از آیت الله محسنی بپرسید وآن زنی آلمانی که یک شب با احمدشاه مسعود همبسترشده بود به امید آن که از شیرپنجشیر بچه شیری بدنیابیاید را بپرسید.

وامروز کامدام کاندید ازهمین شهوت پرستان زن باره را گرد خود جمع کرده است؟کرزی وعبدالله ویا بشردوست؟

امروز کدام کاندید ازفرهنگ تبرج وولنگاری جنسی حمایت می کنند؟رمضان ویادیگران؟

امروز کدام کاندید همسرش را در پستوی خانه ها پنهان می کنند اما خودش باهزاران زن دست می دهند وروبوسی می کنند؟

اگر دست دادن وروبوسی زن بامرد حق انسانی زن است، چرا زن خود جناب کرزی وعبدالله این حق را نداشته باشند؟

جالب این است که یکی از عیب های بشردوست در نزد این جماعت این است که چرا بشردوست ازاین زیبارویانی که به خیمه او می آیند کامی برنمی گیرد؟بااین که زن ندارد اما ...

بله رمضان یک انسان است نه یک خوک لمیده درباتلاق شهوت .

2 – موش منشی

موش با این که ارزش زررا نمی داند وبرای او ارزش زر وپس داده سگ یکسان ارزش دارد اماموش زرپرست است وسکه هارا در لانه اش نگاه می دارد وبا آن بازی می کند وازدرخشش وجرینگ جرینگ صدایش لذت می برد.انسان هم مثل موش می شود وزرپرستی را پیشه خود می کند.

آقای دکتر ناصری از دانشمندان حوزه ودانشگاه ودارای دکترای حقوق ساکن مشهد وهمدوره های مهندس بازرگان وآیت الله طالقانی ،می فرمود:درزمان شاه یک نفری بود که لباس ژنده می پوشید،غذای ارزان قیمت می خورد وخانه بدوش بود ولی فقیر نبود بلکه بسیار پول دار هم بود ولی پول هایش را همیشه تبدیل به سکه می کرد ودر جیبش نگاه می داشت.

وقتی از ایشان می پرسیدیم که فلانی چرا یک لباس خوب نمی خرید وچراخانه نمی خرید تاکی این خانه بدوشی؟

او در جواب می گفت: آدم خیلی احمق باشد که پو ل نازنین خودرا در این چیزها خرج کند.

همزمان با این جواب دستش را درجیبش می کرد وسکه هایش را در می آورد ومی گفت:

ببین این درخش واین صدای دلنشین این سکه های نازین را حیف نیست که ازدست بدهم وبروم یک خانه بخرم وبه درودیوار اونگاه کنم؟

انسان گاهی واقعا چنین می شود اما وای به آن روزی که چنین انسانی براریکه قدرت تکیه زند ودر عالی ترین مقام اجرایی یک کشور نشیند.

من نمی خواهم آماری اززرپرستی این کاندیدها ارایه بدهم چون کاری آسانی نیست برای این که بسیاری از این کاندید ها سرمایه کشوررا از کشور خارج کرده ودربانگ های خارج بنام افراد واشخاص ناشناس سپرده گذاری نموده اند.

لذا آماردقیق از زراندوزی این ها کار آسانی نیست اما نحوه تبلیغات ایشان نشان می دهند چه اندیشه زراندوزی در پشت این تبلیغات نهفته است.

وقتی می بینید کرزی بیش از80 میلیون افغانی اعلام شده(اعلام نشده هایش را خدا می داند) وعبدالله عبدالله بیش از 30میلیون دلار خرخ تبلیغات نموده این سؤال مطرح می شود که :1 – این همه ثروت باد آورده راازکجا آورده اند؟

2 – اگر این پول از اموال شخصی شان نیست بلکه هوادارانش خرج کرده اند،ازدوحال بیرون نیست:

1 – کشور های خارجی این پول را داده اند.

2 طرفداران داخلیش این پول ها را داده اند.

در صورت اول در قبال این پول ملت را به بیگانگان فروخته وخود حلقه غلامی را در گوش کرده اند وخودرا بنده بیگانگان نموده تا بتوانت ملت عزیز وآزاده افغانستان رابرده قانونی بیگانگان کنند.

ودر صورت دوم سؤال این است :بعدا این پول ازکجا پس داده می شود ازجیب خود کاندید ها ویا از جیب این ملت وبیت المال این ملت می شود قیمه خانه وچلوکبابی جناب رئیس جمهور وسگان درگاهش.

دیگر خود قضاوت کنید وبا قضاوت وجدان به کاندید ها رأی دهید.

3 – خون خواری

تنها کاندیدی که دشتش به خون ملت آلوده نیست فقط وفقط رمضان بشر دوست است.

لذا غیر از بشردوست هیچ کاندید مطرحی نیست که دستش به خون پاک فرزندی ازفرزندان پاک این وطن عزیز آلوده نباشد.

دکتر عبداللبه از فصابان افشار ،چینداول ،مزار شریف ،مشرقی وخوست است وهنور سرخی رنگ خون فرزندان پاک هزاره ،پشتون وازبیک در دستان او است.

دستان کرزی نیز دردولت ربانی وطالبان وامروز بابیگانگانی که فرزندان پاک میهن را به خاک وخون می کشند دریک کاسه بوده وهستند.

اما رمضان بشردوست، بجای که دستش به خون هزاره،پشتون،ازبیک،تاجیک،ایماق،پشه ای،ترکمن و...آلوده باشد،دستان مهرگسترش چون خورشید روی سریتیمان وطن سایه مهرمی گسترانند وکرامت شان را پاس می دارد وبرزخم های شان مرهم می گزارد .

پس ای خواهر وبرادر هموطن بیایید بدور از حب وبغض های قمومی وگرایش های حزبی فقط وفقط برای پاسداشت کرامت انسانی انسانیت خود به این فرزند پاک میهن رأی بدهیم تا همه وهمه یک رنگ ویک یکپارچه ویک امت واحده باشیم

مطالب دیگر:

هزاره وخودآگاهی فرهنگی-تاریخی - یکشنبه یازدهم مرداد 1388
دقت امروز، عزت فردا - شنبه دهم مرداد 1388
امام حسین)ع( ومسئولیت فعلی هزاره - یکشنبه چهارم مرداد 1388
گمراه بهشتی - پنجشنبه یکم مرداد 1388
البوم موسیقی "بیه مقبول لیلا" منتشر شد - چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
الهه سرور یک دختر کف کرده! - جمعه بیست و ششم تیر 1388
آیا رمضان بشردوست گاندی افغانستان خواهد بود؟ - یکشنبه بیست و یکم تیر 1388
درمیان چهار نامزد اصلی،امیدما تنهاداکتر رمضان بشردوست میباشد - جمعه دوازدهم تیر 1388
استخاره - سه شنبه نهم تیر 1388
آغاز هجوم کوچی ها در مناطق هزارستان - شنبه ششم تیر 1388
مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند. - چهارشنبه سوم تیر 1388
دول امو دول کرزی رصق امو رصق خلیلی! - سه شنبه دوم تیر 1388
بحث های انتخاباتی پیرامون هزاره ها(داکتر سيما سمر و سلطانعلي کشتمند) - شنبه سی ام خرداد 1388
تقدیم به مادرم - یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
حرف حق گفتن، ممنوع! - پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
غرق شدن کشتی حامل مهاجرین افغانستانی در اندونزی - دوشنبه هجدهم خرداد 1388
مسئولیت هزاره های خارج کشور - شنبه شانزدهم خرداد 1388
مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق - سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
دوای درد - یکشنبه دهم خرداد 1388
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۵/۱۷ساعت 1:46  توسط اسدالله جعفری  | 

هزاره وخودآگاهی فرهنگی-تاریخی

بنام خدا

سخن هفتگی جوانان هزارستان

هزاره وخودآگاهی فرهنگی-تاریخی

هیچ ملتی با بندگی وبی هویتی به استقلال هویت وکرامت انسانی دست نیافته است.بین استقلال هویت جمعی -کرامت انسانی وخودآگاهی فرهنگی-تاریخی رابطه وثیق وناگسستی وجود دارد.

تجربه تاریخی ملیت های دارای تمدن وملیت های به بندگی وبردگی کشیده شده حکایت از همین رابطه وثیق بین خودآگاهی فرهنگی-تاریخی یک ملت با کرامت انسانی وجمعی شان دارد.

دربسترتاریخ، هیچ ملتی را سراغ ندارید که به کرامت انسانی وهویت جمعی رسیده باشد مگر این که به خودآگاهی فرهنگی-تاریخی دست یافته باشد وباخودآگاهی فرهنگی-تاریخی هویت جمعی وقومی خودرا بازشناخته ودر جهت بازخوانی هویت جمعی وبازپروری نسل قومی خود برخاسته وبه بهزیستی وبهروزی مدنی نایل شده است.

اکنون ملت هزاره به عنوان یک کتله اجتماعی وگروه قومی ی جامعه مدنی افغانستان،اگر می خواهند که دارای کرامت انسانی باشند؛اول باید به خودآگاهی فرهنگی-تاریخی برسند تا در پرتو این خود آگاهی هویت جمعی خود را بازیابند وبا بازیافتن هویت جمعی به هویت قومی مدنی خود آگاه گردند وبا آگاهی هویت مدنی خود می توانند نقش سازنده در سیاست های کلان مدنی داشته باشند.

جامعه هزاره جامعه ی است که دارای تاریخ درازدامن وفرازمانی می باشد.یعنی از بدو تاریخ نگاری نقش بازی کرده وبازی گران صحنه حیات فرهنگی بوده واگر استقلال کشورها را دارای زمان بدانیم ورشد وافول تمدن ها وکشورها را در بستر تاریخ بجوییم،جامعه هزاره تنها جامعه ی است که فرازمانی می باشد وکشور افغانستان فعلی مؤخر از هویت قومی مدنی جامعه هزاره به وجود آمده است .

نگاره های باستانی مدفون در بستر پیکر تاریخ مداری افغانستان،شاهد صادق بر فرازمانی هویت قومی مدنی هزاره ها در افغانستان امروزی است وهمین فرازمانی بودن هویت قومی بومی هزاره است که نقش تمدن آفرینی هزاره ها را در سه تمدن کهن وباستانی جهان یعنی هند،چین وایران کهن نشان می دهد وهمین سه تمدن کهن توسط هزاره ها از طریق جاده ابرشم به یونان مهد فلسفه راه یافت وتمدن اخلاق مدار شرق را به غرب بردند وتمدن جامعه نگر ومعاش اندیش غرب را به شرق آوردند.

بنا بر این اگر هزاره به این هویت فرازمانی خود آگاه گردد واز فرهنگ وتاریخ عقلانی خویش آگاه گردد دیگر احساس بی هویتی نمی کند وبرای دست یابی به هویت جمعی به تغییر هویت نمی پردازد وهویت اقوام تازه وارد به افغانستان را هویت برتر نمی پندارد ودوقوم بظاهربزرگ پشتون وتاجیک که اقوام مهاجر ساکن افغانستان بعد ازاستقلال هستند ،اقوام دارای حق بیشتر نمی داند وبرای استقلال هویت خود تذکیره به نام این اقوام نمی گیرد تا در درون این اقوام حل شود بدون آن که هویت آن قوم را بدست آورد.

اگر می بینید که هزاره های افغانستان ازنظر آمار های رسمی ودولتی در اقلیت هستند رازش در همین است که بسیاری از هزاره ها دارای هویت ثبتی تاجیکی وازبکی وایماقی وترکمنی هستند لذا در هنگام ارائه آمار های رسمی ثبتی ودولتی می بینیم هزاره در اقلیت آماری قرار دارند.

در هنگام انتخابات لوی جرگه وانتخابات ریاست جمهوری دوره قبل ،در مشهد مقدس نماینده گان اقوام تاجیک بیشتر از نماینده گان هزاره بودند لذا جمعی از دانشجویان که در قالب اتحادیه دانشگاهیان فعالیت می کردند وجمعی از فرهنگیان وکانون های فرهنگی به این مسئله اعتراض کردند وگفتند حضورهزاره ها در مشهد بیشتر از تاجیک ها هستند چرا نمایندگان تاجیک ها بیشتر از نماینده های هزاره باشند؟

اما نماینده سازمان ملل گفت:ماتابع امار ثبت شده در اداره اتباع جمهوری اسلامی ایران هستیم واداره اتباع جمهوری اسلامی ایران به ما این آمار را داده است که حضور تاجیک ها درمشهد بیشتر از حضور هزاره ها هستند.

معترضین هزاره گفتند مگر می شود که این گونه باشد؟شماتمام مشهد را بگردید فقط در منطقه ساختمان والیتیمور ونهایتا درمنطقه کال زرکش چند تاجیک می توانید پیدا کنید اما هزاره ها در تمام مناطق مشهد حضور دارند.

اداره اتباع گفت ما همان اماری را ملاک حضوراقوام در ایران می دانیم که در هنگام ورود افاغنه در ایران ازایشان ثبت شده است.

اداره اتباع راست می گفت براساس همان آمار ثبت شده در هنگام ورود مهاجران به ایران ،حضور تاجیک ها بیشتر از هزاره ها هستند چون بسیاری ازسادات هزاره و هزاره های هرات وبادغیس ومیمنه وتخار وبغلان حتا بخش های از بامیان،خودشان را تاجیک معرفی نموده بودند چون که دارای تذکره تاجیکی بودند ودرتذکره هویت قومی ایشان تاجیک ویا ترکمن وازبک وغیره بودند.

پس می بینید که ناآگاهی از تاریخ وفرهنگ خود چنین می شود که از حق مدنی خود محروم می شویم ودیگران حق مدنی مارا تصاحب می کنند بدون آن که در عمل ما دارای هویت آن قوم شویم.

دربعد فرهنگ نیز چنین است مگر بزرگان علم وفرهنگ جهان از ما هزاره ها نیستند؟مگر مولوی یک هزاره نیست؟اگر هزاره نبود چرا در مثنوی معنوی او صدها واژه اصیل هزارگی وجود دارد؟

مولوی اگر ازپدر ومادر هزاره زاده نمی شد چرا فرهنگ وزبان هزارگی در مکتوبات واشعار او این چنین حضور شورانگیز واصیل دارد؟

اگر مولانا هزاره نبود چطور قابل تصور است که در سن 8ساله یا 10و12 سالگی از بلخ خارج شود ودیگر هرگز به افغانستان برنگردد وتاپایان عمر در ترکیه امروز باقی بماند اما واژگان اصیل هزارگی وفرهنگ هزاره چنان در ذهن وجان او راسخ باشد که بعد از سال ها اقامت در ترکیه درمثنوی او وفیه مافیه ومجلس سبعه اوظهوروبزور پیداکنند واین آثاروشاهکار های ادبی جهان مشحون از واژه های هزارگی باشد.

بنا بر این هزاره های افغانستان به دو خود آگاهی نیاز جدی دارند تا در پرتو این دوخودآگاهی(خودآگاهی فرهنگی-تاریخی)هم به کرامت انسانی در سطح جهانی دست یابند وهم هویت مدنی وحق شهروندی خودرا بازشناخته در جهت احقاق حق خود قیام نموده مطالبه حق کنند.

مطالب دیگر:

دقت امروز، عزت فردا - شنبه دهم مرداد 1388
امام حسین)ع( ومسئولیت فعلی هزاره - یکشنبه چهارم مرداد 1388
گمراه بهشتی - پنجشنبه یکم مرداد 1388
البوم موسیقی "بیه مقبول لیلا" منتشر شد - چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
الهه سرور یک دختر کف کرده! - جمعه بیست و ششم تیر 1388
آیا رمضان بشردوست گاندی افغانستان خواهد بود؟ - یکشنبه بیست و یکم تیر 1388
درمیان چهار نامزد اصلی،امیدما تنهاداکتر رمضان بشردوست میباشد - جمعه دوازدهم تیر 1388
استخاره - سه شنبه نهم تیر 1388
آغاز هجوم کوچی ها در مناطق هزارستان - شنبه ششم تیر 1388
مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند. - چهارشنبه سوم تیر 1388
دول امو دول کرزی رصق امو رصق خلیلی! - سه شنبه دوم تیر 1388
بحث های انتخاباتی پیرامون هزاره ها(داکتر سيما سمر و سلطانعلي کشتمند) - شنبه سی ام خرداد 1388
تقدیم به مادرم - یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
حرف حق گفتن، ممنوع! - پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
غرق شدن کشتی حامل مهاجرین افغانستانی در اندونزی - دوشنبه هجدهم خرداد 1388
مسئولیت هزاره های خارج کشور - شنبه شانزدهم خرداد 1388
مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق - سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
دوای درد - یکشنبه دهم خرداد 1388
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387
1388

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۵/۱۱ساعت 22:29  توسط اسدالله جعفری  | 

امام حسین)ع( ومسئولیت فعلی هزاره

سالروز ولادت (امام حسین)ع مبارک باد

اسدالله جعفری

این عنوان( شاید) برای بعضی خوانندگان عزیز موهم سؤال والقاکننده نوعی نژاد پرستی هزارگی باشد.

چون اکثر عنوان های مقالات من پسوند «هزاره» را دارد.وبرای همین است که بسیاری از برادران عزیز روحانی من وحتا بعضی از نزدیک ترین یاران صمیمی وهمدل وهم آرمان سادات من، این اعتراض را دارند که چرا این قدر بر واژه هزاره تأکید دارید ؟چرا بسیاری از مسائل عام دینی ومذهبی را با پسوند هزاره ،مخدوش می کنید واز اصالت وعام بودنش خارج می سازید؟

من نمی خواهم در این مقاله به این سؤالات پاسخ مفصل بدهم،ممکن است درفرصتی دیگر ودرجایش پاسخ خواهم دادوروشن خواهم کرد.اما دراینجا پاسخ کوتاه وروشن من است که :

پسوند هزاره برهیچ اندیشه ومسائلی از مسائیل دینی ومذهبی وملی قبح عقلی ومنع شرعی ندارد.پس وقتی قبح عقلی ومنع شرعی وجود ندارد، چرا ما از پسوند هزاره در مسائل دینی ومذهبی وملی استفاده نکنیم تا هویت دینی ومذهبی وملی خود راروشن وشفاف مطرح کنیم تا دیگران نیز با ما روشن وشفاف برخورد نمایند.

اما راجع به این مسئله که امام حسین(ع) به دین ومذهب وملیت خاصی اختصاص ندارد،چرا پسوند هزاره را به امام حسین(ع) می پیوندید؟

جواب

درست است که امام حسین(ع) به هیچ ملت ودین ومذهبی خاصی تعلق ندارد بلکه امام حسین(ع) به عنوان شهید راه آزادی وپاسداشت کرامت انسان به همه ی انسان ها در همه ی زمان ها ومکان هاتعلق دارد وهرکسی که به آزادی وکرامت انسان عشق بورزد امام حسین(ع) متعلق به او است وهرکسی وملتی ودینی بیشترین عشق به آزادی وکرامت انسان ابراز دارد او حسینیتر وحسین مدار تر است.

اما من به عنوان یک فرزند هزاره دغدغه های عصر خودرا دارم وبه عنوان یک انسان هزاره می خواهم رسالت خودم را در برابر این امام آزادی بیان کنم وبازیافت های فکری ودینی خود را بابرادران وخواهران هم سرنوشت هزاره خودم درمیان گذارم.

لذا دیگر برادران وخواهران دینی وهم وطن ودیگرانسان های هم سرنوشت ما این حق را دارندکه از حسین(ع) واز راه حسین(ع) واز محبت حسین(ع) سخن بگویند ومدیریت قومی ومطالبات دینی وملی شان را با قرائت از نهضت امام حسین(ع) مطالبه کنند.

رسالت تاریخی امام حسین(ع) ورسالت تاریخی هزاره دراین عصر

امام حسین(ع) در یک برهه ی ازتاریخ قرار داشت که حکومت دردست انسانی خودکامه وغداری چون یزید بود وبه هیچ اصول اخلاقی وانسانی پایبندی نداشت.

ازطرف دیگر، امت اسلامی نیز به حکومت یزید نه گفته بودند وخواهان تغییر در حکومت بودند به گونه ی که بخش های از امت اسلامی بطور رسمی از امام حسین(ع) دعوت نمودند که به شهرهای آنان آمده تشکیل حکومت بدهد.

امام حسین(ع) نیز براساس همین ضرورت زمانی ومسئولیت دربرابردعوت امت اسلام، برای تغییر وتشکیل حکومت اسلامی نوین،قیام نمود تا با بدست گرفتن حکومت ،حکومت حق را اجرانماید.

اما جریان برعکس آنچه قرایین ظاهری نشان می داد پیش آمد .بیعت کنندگان نقض بیعت نموده وازمیدان مسئولیت به کنج عزلت وعافیت خزیدند.

اما امام مسئولیت انسانی وپیشوای اش حکم می کرد که به راه خود ادامه بدهد .درست که است که با نقض عهد امت اسلامی ،مسئولت تشکیل حکومت اسلامی با پشتبانی امت اسلامی از دوش امام حسین(ع) برداشته شد. اما مسئولیت انسانی وحق مدنی امام حسین(ع) دربرابر حکومت جابر یزید پابرجابود.

لذا امام حسین(ع) با نقض عهد امت اسلامی مبنی برهمراهی کردن با امام حسین(ع) در تشکیل حکومت،مسئولیت انسانی وفردی خودرا برای تغییر حکومت وتشکیل حکومت حق،منتفی ندانست واین راه رابا سیاست مبتنی برحکمت ادامه داد.

بنابراین ازهمان ابتدا ی آشکارشدن نقض عهد امت اسلامی ورهاکردن امام حسین(ع)،امام راه گفت وگو را با نماینده حکومت وقت ادامه داد وبرای جلوگیری کردن ازجنگ ومنتهی شدن به یک راه حل معقول وانسانی وشرعی تلاش حکیمانه را آغاز نمود.

اما وقتی همه راه های معقول وشرعی به خط پایان رسید وحکومت همچنان بر قدرت نامشروع خود پای می فشرد،وبندگی حسین(ع) وامت اسلامی را می خواست،اینجا بود که امام حسین(ع) آخرین راه دست یابی به پیروزی نهایی وانجام رسالت خود را که شهادت بود انتخاب نمود وباشهادت خود هم دشمن را رسوای تاریخ نمود وهم به آزادی خواهان جهان درس آزادی داد.

شهید مزاری

حال برگردیم به دوران وعصر خود ما ورسالت هزاره پیرو امام حسین(ع) را با نهضت امام حسین(ع) مقایسه کنیم.

من از دوران شهید مزاری آغاز می کنم وبه اتحاد کریم خلیلی ومحمد محقق پایان می دهم تاببنیم که رسالت فعلی هزاره در برابر نسل فردای هزاره به عنوان پیروان راه آزادی وراهپویان امام حسین(ع) چیست.

شهید مزاری دربرهه ی از تاریخ قرارداشت که دقیقا شبیه دوران امام حسین(ع) بود:

آقای ربانی خود راخلیفه خدا در زمین می دانست وما هزاره هارا به دودسته تقسیم کرده بود:

1 – هزاره های شیعه رافضی

2 – هزاره های سنی مهاجر وباقی مانده از سپاه نادر

لذا هزاره های شیعه را به عنوان رافضی وکافر، دارای حقوق شهروندی واسلامی نمی دانست وخون هزاره ی شیعه رافضی را مباح اعلام کرده بود و هنوز مرکب فتوای تکفیرش خشک نشده است.

هزاره های سنی را هم به عنوان غیربومی بودن ودراقلیت قرارگرفتن از هرگونه حق مدنی وشهروندی محروم اعلام نمود.

اما شهید مزاری بعنوان سمبل هزاره خواهی وخواهان حق شهروندی هزاره ها ،حق هزاره را به عنوان حق شهروندی مطالبه می کرد تا حق هزاره شیعه وسنی بطور یکسان محقق گردد.

ولی ربانی مثل یزید بر حقانیت خود پای فشرد واز پذیرش حق شهروندی هزاره ها سرباز زد.

چنان که امام حسین(ع) حق مشارکت عمومی را در اداره حکومت می خواست اما یزید حکومت را حق مورثی خود می دانست وچون ربانی برحقانیت خونی خود وشورای حل وعقد پای می فشرد.

لذا شهید مزاری برای احقاق حقوق هزاره در قالب حق شهروندی دردوجبهه وارد عمل شد 1 - جبهه نظامی2 – جبهه سیاسی

شهید مزاری هردو جبهه را با درایت وسیاست مبتنی برحکمت وعزت هدایت می نمود تابتواند به حق وحقوق شهروندی هزاره جامه عمل بپوشاند وهزاره نیز مثل دیگرشهروندان افغانستان دارای حق شهروندی وکرامت ملی باشد.

درجبهه نظامی افت وخیز های بسیاری بود که درجایش باید کندوکاو شود وتحلیل زمان شناسانه صورت گیرد.

اما رهبرشهید درجبهه سیاسی حکمت وعزت را بعنوان اصل اصیل دست یابی به حق کرامتمندانه برگزید وبه همین خاطر بود که در اتحاد ها وگسست ها با احزاب، اصل را عزت ملی هزاره قرار داد ودر هر اتحاد وگسستنی که عزت ملی هزاره را می یافت بدون درنگ وارد اتحاد می شد ویا از اتحاد می گسست.

اما حکمت در سیاست را در نوع مطالبه حق خواهی ومشارکت همگانی بکار گرفت.که نمونه های بسیار روشن این حکمت را شما در سخنان رهبرشهید دررابطه بامسائل چون:

مشارکت همگانی اقوام ساکن افغانستان

وحدت ملی

اتحاد چهارجانبه

تشکیل شورای عالی هماهنگی مرکب از همه ی احزاب واقوام

حق انتخاب نمودن وانتخاب شدن زنان در سیاست های کلان کشور

عدالت اجتماعی مبتنی برحق ذاتی انسان ها

تقسیم قدرت براساس نفوس اقوام

انتخابات آزاد برای تعیین ریاست جمهوری

گفت گو با همه احزاب بجای جنگ

نفی نکردن قومی قوم دیگررا

مطالبه حق شهروندی برای دیگر اقوام ساکن

لذا شهید مزاری دردوجبهه نظامی وسیاسی حرکت خود را آغاز نمود واز تمام ظرفیت های ممکن برای حل معقول منازعات ملی استفاده می کرد وسرانجام وقتی همه راه ها به پایان رسید وتنها راه شهادت راه دست یابی به عزت وآزادی بود مثل امام حسین(ع) خالصانه وصادقانه این راه را برگزید تا خونش چشمه جوشانی باشد در کشور جان حق خواهان آزاده وراهپوی حسین(ع) شهید راه آزادی.

اکنون رسالت هزاره چیست؟

اما اکنون رسالت هزاره چیست؟وبااتحاد آقای کریم خلیلی ومحقق با کرزی ،هزاره چه رسالتی دارد؟

چنان که دربالا به عرض رسید، راه امام حسین(ع) وراه شهید مزاری راه حکمت وعزت است وگفت وگو واتحاد وگسست ها برمبنای عزت وحکمت باشد.

لذا امروز نیز هزاره دواصل اصیل حکمت وعزت را درپیش بگیرد واتحاد ها وقهر ها براساس حکمت وعزت باشند.

اتحاد کریم خلیلی ومحقق براساس حکمت وعزت هستند ؟

من معتقدم که اصل اتحاد براساس راه شهید مزاری یک امر نیکووپیسندیده است واز این نظر که خلیلی ومحقق با کرزی اتحاد کرده است به خودی خود نه خوب است ونه بد وخوبی وبدی این اتحاد تابع عزت ملی وکرامت شهروندی ماا ست.

اگر خلیلی ومحقق از کرزی تضمینی برای عزت ملی وکرامت شهروندی هزاره گرفته اند ودر مقام عمل می توانند این حق را عملی کنند وکرزی به تعهد خود پایبند هستند،رسالت هزاره ونسل بیدار هزاره این است که ازاین اتحاد حمایت کنند ودر کنار خلیلی ومحقق برای کرزی هورا بکشند.

اما اگر می ببینند که این اتحاد براساس عزت ملی وکرامت شهروندی هزاره نبوده ونیست بلکه براساس منافعی فردی ودست یابی به سهم خواهی خانوادگی خلیلی ومحقق بوده، رسالت نسل بیدار هزاره این است که علیه این اتحاد قیام نمایند واندیشمندان متعهد هزاره قلم بزنند وخطبا سخن بگویند ومتنفذین علم اعتراض برافرازند.

خلیلی ومحقق نه امام هستند ونه امام زاده ونه خط قرمز ونه فصل الخطاب، خلیلی ومحقق نیز مثل دیگرشهروندان هزاره دارای یک رأی بیش ترنیستند ومخیر اند که این رأی را به کرزی می دهند یا به دیگر کاندید.

محقق وخلیلی زمانی محترم ومعزز هستند که در خط مزاری باشند وعملا راه مزاری بپویند ومثل مزاری صادق باشند وبدنبال زراندوزی وخانواده سالاری ونوچه پروری نباشند واگرنه مثل دیگر رهبران ریشدار وبی ریش جامعه هزاره مطرود جامعه می شوند.

آخرین سخن:

نسل بیداروآگاه هزاره رسالت تاریخی ما در این است که از شخص پرستی ورهبرپرستی عبورکنیم وبه عقلانیت جمعی روی آوریم وهمگام با جریان تاریخ حرکت کنیم وتاریخ خود را باعقلانیت بنویسیم واحساسات را مهار عقلانیت بزنیم واز رهبرپرستی مبتنی برخواب دیدن ها وافسانه بافی ها دست برداریم ورهبر ی را به عنوان رهبر برگزینیم که:

صادق باشد

دانا باشد

متعهدباشد

همرنگ خودماباشد

ازمیان ما واز درد ما آگاه باشد

مثل ما شلاق خورده وستم دیده باشد

خداوخرما را یکجا نخواهد

بین قربانی کردن خودش وخیانت به ملت، قربانی کردن خودش را برگزیند وبه ملت خیانت نکند

مطالب دیگر:

  گمراه بهشتی بنلادن شعر می گوید!جدید
الهه سرور یک دختر کف کرده! - جمعه بیست و ششم تیر 1388
آیا رمضان بشردوست گاندی افغانستان خواهد بود؟ - یکشنبه بیست و یکم تیر 1388
درمیان چهار نامزد اصلی،امیدما تنهاداکتر رمضان بشردوست میباشد - جمعه دوازدهم تیر 1388
استخاره - سه شنبه نهم تیر 1388
آغاز هجوم کوچی ها در مناطق هزارستان - شنبه ششم تیر 1388
مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند. - چهارشنبه سوم تیر 1388
دول امو دول کرزی رصق امو رصق خلیلی! - سه شنبه دوم تیر 1388
بحث های انتخاباتی پیرامون هزاره ها(داکتر سيما سمر و سلطانعلي کشتمند) - شنبه سی ام خرداد 1388
تقدیم به مادرم - یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
حرف حق گفتن، ممنوع! - پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
غرق شدن کشتی حامل مهاجرین افغانستانی در اندونزی - دوشنبه هجدهم خرداد 1388
مسئولیت هزاره های خارج کشور - شنبه شانزدهم خرداد 1388
مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق - سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
دوای درد - یکشنبه دهم خرداد 1388
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۵/۰۴ساعت 0:13  توسط اسدالله جعفری  | 

مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند.

مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ازداکتررمضان بشردوست حمایت می کنند.

ملت شریف وبزرگ هزارستان افغانستان همیشه سربلند وستم ستیز:

اکنون که دور جدید انتخابات ،فصل نوین تقدیر سرنوشت فرارسیده است تاشما فرزندان صادق میهن بزرگ ومتمدن وتاریخی، با دستان سخاوت گستر واندیشه ی سبز تان ،سرنوشت نسل ستم ستیز هزارستان را سبز رقم زنید.

مدیریت وهیئت تحریریه جوانان هزارستان ،بنا بر مصلحت عام،شناخت از وضعیت کشور وسیاست های جهان دموکراسی وعدالت خواهی وبنا بر مسئولیت فرهنگی وتعهد دربرابر نسل همیشه سرفراز هزارستان وتعهد در برابر خون شهیدان راه آزادی وعدالت خواهی ومخصوصا خون همیشه جاری خورشید آسمان مروت وجوانمردی وپیشوای سرخ جامگان تاریخ ،سرسلسله ستارگان راه شیری شهادت وآزادی ،بابای امت ،شهید بابه مزاری، از فرزند راستین میهن ،شکوه هزارستان،فخر امت،تلألؤی خورشید آمال وآرزوی خلق عدالت خواه وستم ستیز، داکتر رمضان بشردوست حمایت نموده به عدالت اجتماعی،جامعه مدنی،برادری وبرابری همه اقوام ساکین در افغانستان رأی می دهیم.

برادر وخواهر هم سرنوشت وطن:

بیایید به کسی رأی بدهیم که دستش به خون هیچ انسان افغانستانی آلوده نیست.

به انسانی رأی بدهیم که انسانیت را پاس دارد وکرامت انسانی شهروند شهروندان افغانستان را حرمت نهاده جامعه مدنی مبتنی برکرامت انسان بنانهد.

بیایید به انسانی رأی بدهیم که به هیچ گروه خون آشام وابستگی نداشته باشد وقانون انسان محور مبتنی برعدالت را دررگ رگ وجودمان تزریق نموده کشوررا برتارک تاریخ برنهاده برپیشانیش آزادی وعدالت اجتماعی را حک کند.

برادر وخواهر هم سرنوشت:

بیایید به داکتر رمضان بشردوست رأی بدهیم تاتعصب قومی در پرتو انسان گرایی،منطقه گرایی در سایه قانون محوری،راند خواری در تشعشعات مردم سالاری وشایسته محوری،تبعیض عریان دوصدساله شاه پرستی در شط عدالت وقانون،وتمامیت خواهی دینی واریستوکراسی در سایه حکومت خدا وانسان، رنگ بازند تا برمبنای مشیت خدا در اراده انسان، افغانستان سرزمین خلیفه خدا درقالب دموکراسی مردم سالار وخداپرست باشد.

آری برادر وخواهر هم سرنوشت:

بیایید به داکتر رمضان بشر دوست، رأی بدهیم تا ازکرامت انسانی وحق شهروندی متساوی برخوردار باشیم وافغانستان سرای عدل ومهر برای همه ی فرزندان این خاک پاک باشد ومهرورزی آئین دولت داری رئیس جمهور محبوب ما داکتر رمضان بشر دوست باشد

وعدت دیدار ما پای صندوق های سرنوشت.

دست حق یار تان وخدای عدالت ومهر نگهدارتان باد.

شورای مدیریت: ...............................................اسدالله همکار

شورای هیئت تحریریه: .---------------- اسدالله جعفری

مطالب دیگر:

بحث های انتخاباتی پیرامون هزاره ها(داکتر سيما سمر و سلطانعلي کشتمند) - شنبه سی ام خرداد 1388
تقدیم به مادرم - یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
حرف حق گفتن، ممنوع! - پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
غرق شدن کشتی حامل مهاجرین افغانستانی در اندونزی - دوشنبه هجدهم خرداد 1388
مسئولیت هزاره های خارج کشور - شنبه شانزدهم خرداد 1388
مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق - سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
دوای درد - یکشنبه دهم خرداد 1388
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۴/۰۳ساعت 0:2  توسط اسدالله جعفری  | 

مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق

بنام خدا

مرگ سیاسی واخلاقی خلیلی - محقق

ولزوم کنگره وحدت هزاره

اسدالله جعفری

باپیوستن ذلیلانه ی خود پرستانه ،خلیلی ومحقق به حامد کرزی ونادیده گرفتن احساسات پاک خلق قهرمان هزاره ورهروان پیشوای آزادگان ،بابه ی ملت ،شهید مزاری ،

جامعه هزاره عملا وارد یک فاز جدید از سرنوشت خود شده اند واگر باز دنبال این خود پرستان بنده ریاست وشکم وزیر شکم بروند؛به فرموده شهید مزاری صدسال دیگر به عقب برمی گردیم ودوصد سال دیگر فرصت لازم داریم تا چنین فرصتی برای تعیین سرنوشت کرامت مندانه پیش آید والبته که معلوم نیست که چنین فرصتی پیش بیاید.

چرا تا دیروز محقق آری واکنون نه؟

باید درهمین ابتدا بگویم که این کمترین اصحاب قلم، تا امروز در مدح وثنای حاج محمد محقق،بسیار نوشته ام وصادقانه وعاشقانه هم می نوشتم که از آن نوشته ها هیچ پشیمانی ی ندارم والبته هیچ گونه چشم طمعی هم به ایشان نداشتم واکنون که در نکوهش محقق می نویسم نیز نوشتن از سر دشمنی وعقد وکینه شخصی نیست.اصولا وایمان من با هیچ انسانی دشمنی وعقد وکینه شخصی ندارم،دشمنی ودوستی من با کسی وکسانی،دایر مدار حق وباطل وخدمت وخیانت به ملت هزاره است.

لذا اگر تا امروز از محقق مدح وثنا گفته واز خلیلی واکبری نکوهش کرده ام وامروز از محقق نکوهش می کنم ودر رد محقق می نویسم ،فلسفه اش فقط وفقط ادای تکلیف به پیشگاه مکتب امام صادق،خلق قهرمان وپاک هزاره وپاس داشت خون شهیدان راه آزادی وعزت است.وخدایی ناکرده هیچ گونه دشمنی وشکر آبی در میان نیست وچنانچه اگر فردا وفردا ها این مدعیان رهبری به میان ملت برگردند وبه ملت خدمت کنند ومنافع ملت را فدای شهوت شهرت طلبی وقدرت خواهی خود نکنند وملت هزاره را برای رسیدن به منافع شخصی خود ذلیلانه وبی شرمانه نفروشند،باز این قلم با سربلندی وسخاوت مندانه در مدح وثنای خادمان صادق ملت خواهد نوشت.

سیاست چیست وسیاستمدار کیست؟

در دنیای سیاست ،ائتلاف واختلاف ها یکی از لازمه سیاست ورزی است اصلا سیاست ورزی یعنی پیوستن ها وگزیستن ها ،سیاستمدار زمانی یک سیاست دان وسیاستمدار است که بتواند پیوستن وگزیستن های خود را درست عیار کند وبه موقع به ائتلافی بپیوندد ودر موقعیت دیگر از آن بگسلد.

بنا بر این اصل فلسفه سیاست در دنیای امروز همین زمان شناسی قهر وآشتی سیاستمداران مردمی وبریده از خودپرستی است.

چرا پیوستن خلیلی ومحقق به کرزی ،

خیانت به جامعه هزاره است

پس اگر سیاست مداری وسیاست ورزی این است، چرا پیوستن خلیلی ومحقق به کرزی ،خیانت به جامعه هزاره است؟آیا این پیوستن عین سیاستمداری وسیاست ورزی نیست؟

پاسخ به این سؤال بسیار آسان است وپاسخ راست وپوست کنده اش این است که:

ما در سیاست ورزی شهید مزاری نیز همین پیوستن وگزیستن را داشتیم ویکی از علل شقه شدن حزب وحدت به دو جناح اکبری ومزاری همین ائتلاف ها واختلاف های شهید مزاری بود چنان که آقای اکبری در جلسه خصوصی در منزلش واقع در کوی صاحب الزمان گلشهر مشهد مقدس راجع به دوشقه شدن حزب وحدت ،همین ائتلاف کردن ها واختلاف پیداکردن های شهید مزاری را با همپیمانان پیشین وجدید، ذکر می کرد ومی گفت :چون مابا احمد شاه مسعود پیمان نامه امضاء کرده بودیم ومزاری با حکمتیار همپیمان شد.

یقینا محقق این پیوستن خود به کرزی را نیز به سیاست های شهید مزاری مستندخواهد نمود وآن سخن معروف شهید مزاری را تکرار خوهد کرد که:

«ماعاشق قیافه هیچ کسی نیستیم»چنان که قبل از این خلیلی نیز خود فروشی وبندگی خود به کرزی را مستند به سیاست شهید مزاری کردند ودر ملاقات معاویانه وعمرو عاص مأبانه خود با خانواده شهید مزاری اشک ... ریخت.

اما بین پیوستن وگزیستن شهید مزاری ومحقق وخلیلی به کرزی فرق های بسیار هستند که باید اصحاب قلم این مغلطه گری وسفسطه بازی این بندگان ریاست وشهرت وقدرت را برای خلق هزاره ونسل فردای جامعه تشریح کنند واز پیوستن وگزیستن های شهید مزاری با بازی گران سیاست آن روز گار وبندگی وبردگی این مدعیان رهبری هزاره امروز، رازگشایی نموده حق مداری شهید مزاری را با خود پرستی این مدعیان خدمت به هزاره،مقایسه نموده خورشید برهان رابر آن بتابانند تا رسواگردند هر آن کس که در او غش باشد.

خلیلی ومحقق زمانی به کرزی پیوستند که کرزی بزرگ ترین جنایات را علیه هزاره ها انجام داده است که نمونه بارز آن غائله کوچی گری سال گذشته وامسال است.

نمونه دومش باطل کردن رأی های محقق در چهار سال قبل می باشد.این جنایت طراحی شده کرزی ومعامله بی شرمانه خلیلی ومهر سکوت بردهان زدن شخصیت های متنفذ هزاره، بزرگ ترین خیانت وجنایت علیه هزاره بود چون که با باطل کردن رأی های هزاره های مهاجر ایران وهزاره های دایکندی ومالستان وبخشی از یکا ولنگ،رأی محقق به نصف تقلیل یافت ومتأسفانه همین رأی تقلیل یافته محقق را آمار حضور هزاره در افغانستان نامید وعملا هزاره ها را 15 در صد ساکنان افغانستان نامید وسهم خواهی هزاره ها را در قدرت سیاسی ومشارکت مدنی 15 درصد قائل شد ودیدیم که امسال وقتی خلیلی سه هزارهزاره را زیر خیمه لوی جرگه جمع کرده به کرزی فروخت تا چند روز بیش تر بنده وبرده کرزی باقی بماند،باکمال بی شرمی اعلام نمود که :

«چون کرزی 20درصد از مشارکت ما را در قدرت سیاسی واداری کشور قائل شده است ووعده داده که بهسود وجاغوری ولایت شود(در همان زمانی که خلیلی این سخن های خواب آور را بر زبان می راند ،کوچی ها سه هزار رمه را تا نزدیکی های خوات آورده بودند وکرزی حمایت شان می کرد تا ...)»

این بزرگ ترین خیانت خلیلی وکرزی به خلق هزاره است چون هزاره ها بیش از 30 در صد جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند ودر انتخابات قبلی این را عملا نشان دادند اما با خیانت خلیلی وکرزی ،حضور 30واند درصدی ما به 15 در صد تقلیل یافت وامسال کرزی با خیانت خلیلی این 30 واند درصدی را به 20 درصد رساند.چه سخاوتی!!!!وچه لطف وکرامتی!!!!

شهید مزاری خواهان 30واندی درصد سهم خواهی در سیاست واداره کشور بود واما مثل خلیلی ومحقق با وعده یک چوکی وافتخار بندگی، از هدف مقدس خوددست برنداشت،حتا جان عزیز خود را برای احقاق حقوق سیاسی واجتماعی هزاره دادولی به آرمان هزاره پشت نکرد واز حق خواهی هزاره برای رسیدن به ریاست توأم بابندگی استفاده نکرد وحتا زینب کربلای نهضت خود را حسین وار فدای آرمان مقدس خلق هزاره نمود واورا بدون یک ریال پس انداز به خدا سپرد و خود بال شهادت گشد وسرخ روی پیش خدا رفت تا تاریخ هزاره سرخ روی باقی بماند.

آری اولین خیانت خلیلی همین بود که در برابر رأی های باطله محقق بندگی کرزی را در پیش گرفت وعده ی از قلم بدستان مزدور را اجیر نمود تا این نفر سوم شدن محقق را توجیه عمروعاصی کنند.

اگر خلیلی به خاطر منافع شخصی خود وعشق به ریاست وبندگی کرزی،در برابر باطل کردن رأی های محقق موضع می گرفت،محقق نفردوم می شد واز آنجا که بخشی از هزاره ها به دلایلی به کرزی رأی داده بودند،ومنطقه های که کرزی رأی آورده بود مشخص بود که چند در صد رأی کرزی از مردم هزاره بود ،این در صد رأی کرزی را با مجموع رأی محقق جمع می کردیم آمار دقیقی از حضور جامعه هزاره در افغانستان بدست می آمد .

خلیلی می توانیست این آمار را به گوش جهانیان برساند چون هم سایت دارد وهم هفته نامه،هم قلم بدستان مزدور دارد وهم بااطلاعات همسایه همکاسه است ومهم تر از همه این که خلیلی پول نامشروع بسیار دارد وخون بها ی هزاران شهید در جیب او می لولد وتمام سرمایه وپول حزب وحدت شهید راه عزت مزاری در حساب شخصی خلیلی جابجا شد.

همان پول وسرمایه ی حزب وحدتی که شهید مزاری به عنوان خون خدا به آن نگاه می کرد ویک ریالش را برای زینب کودک ومعصومش خرج نکرد وحتا قامت خمیده ودستان ترک بسته مادر نیز نتوانیست ایمان مزاری را به عطوفت وادارد تا ریالی از آن پول وسرمایه حزب وخون بهای شهیدان هزاره را،برای مادر،(که مادر را به دستور خدا مثل خدا دوست داشت)خرج کند ویک بوتل واسلی بیخرد تا مادر بردستان ترک بسته اش بیمالد!

یقینا اگر شهید راه آزادی وحسین کربلای نهضت حق خواهی هزاره وقومیت های محروم، مزاری، زنده بود ،حضور30واند در صد ی ما را در افغانستان ثابت می کرد چون او انسان از خود رسته وبه خدا پیوسته بود ومثل خلیلی ومحقق بنده ریاست وچوکی نبود وبرای همین امروز یاد ونام مزاری بانام خدا ومحمد(ص) وعلی وحسین(ع)توأماً،برزبان ودل خلق هزاره جاری است وتا روز قیامت نیز مزاری وخدا ومحمد(ص) وعلی وحسین(ع) برزبان و دل هزاره هستند.چون همان گونه که حسین برای بقای اسلام از همه ی هستی خود گذشت مزاری هم برای بقای کرامت مندانه خلق در راه خدا وهزاره ی پیروی علی وآل علی(ع) ،همه ی هستی خود را داد وجان شیرین خود را قربانی کرد تا هزاره به عزت مدنی وکرامت انسانی دست یابد.

او حتا برای زینب عزیز،مادر خورشید سیرت وهمسر همرز مش فقط وفقط یک ریال هم در بانگ ها پس انداز نکرد چون او به زینب های هزاره می اندیشید نه به زینب رسته در باغ وجودش بلکه او به زینب های می اندیشید که گل های خوش بوی باغ ایمان وآر مانش بودند.

آدم وقتی بنده ریاست وچوکی شد مثل، «تیسو »در فیلم افسانه جومونگ،هرذلت وزن بارگی را قبول می کند وحاضر است پدرش را زندانی کند وبرادرش را به دشمن به بیگاری وبردگی بدهد چنان که خلیلی سه هزار هزاره را به دشمن هزاره فروخت تا خود بنده شاکری برای کرزی باشد.

این هزاره فروشی خلیلی در حالی است که:

حضور هزاره در نهاد های دولتی(نه در موسسه های خارجی وغیر انتفاعی)کمتر از 12 در صد است.

ولایت بامیان که چند برابر ولایاتی چون پکتکا ،مساحت وجمعیت دارد ، بودجه اش به اندازه پکتکا است وحق فرستادن نماینده به مجلسین نیز همان حکایت را دارد.

دایکندی در فقر وبی عدالتی می لولد وفرزندانش را می بلعد.

مالستان محروم ترین مناطق کشور است.

جاغوری هنوز یک منطقه زیر خط فقر است.

بامیان سرک هایش بجای اسفالت کاگل می شودویکاولنگ را سیلآب می برد وکسی خبر نمی شود.

از کل کمک های جهانی 5/2 در صد هم نصیب هزارستان نشده است.

عمران وآبادانی هزارستان وعمران ِ زیر ساخت های اقتصادی وصنعت در هزارستان به نیم درصد نمی رسد.

حضور هزاره در اردوی ملی منحصیر در مناطق جنگی می باشد.

از کل بورسیه های دولتی(نه بورسیه های موسسه های خارجی)به کشور های خارجی سهم بچه های هزاره 3درصد است.

از کل بورسیه های مقطه دکترا به کشور های امریکا واروپا سهم دانشمندان هزاره به دوونیم در صد هم نمی رسد.

از مجموع سفیران افغانستان چند نفر هزاره سفیر هستند؟

بودجه عمران راه کابل –غزنی وبامیان همیشه گم می شود.

غائله کوچی گری سال گذشته دربهسود ،پایان نیافه ،غائله جدید آغاز شد ومعلوم نشد که سال گذشته بر ساکنان بهسود چه گذشت،خسارات واریده بر مزارع ومواشی آنان چه قدر بود،شهیدان بهسود بی نمام ویاد بود فراموش شدند چنان که سه هزار مجاهد هزاره در مزار مفقود شد وکک خلیلی ومحقق هم ونگزید.

هرسال میلیون میلیون بودجه دولتی ببهانه گرامی داشت قهرمان ملی مصرف می شود اما تا هنوز دولت کرزی یک ریال برای شهید ملی ،شهید مزاری مصرف نکرده ویک مجلس بزرگ داشت نگرفته است با این که ما سه شهید ملی تصویب شده در هیئت وزیران داریم ولی فقط برای یکی از این سه، سال یاد گرفته می شود ومیلیون میلیون افغانی از حق یتیمان وبیوه زنان وخانواده شهدا فدای یک... اما بر این ظلم آشکار واجحاف روشن از جانب خلیلی یک اعتراضی درحد حرف وشعار هم ندیدیم .

یادیده باشیم که برای عمران مرقد شهید مزاری کاری انجام بدهد ویا برای مزاری یک کنفرانس علمی برگزار کرده ،یا یک موسسه عام المنعفه بیاد مزاری ایجاد کرده ،یا کتابی در تفسیر اندیشه ها وآرمان های شهید مزاری چاپ کرده ،یا یک موسسه آموزشی بنام شهید مزاری راه انداخته ویا یک نهاد مزاری شناسی ایجاد کرده باشد.

آقای خلیلی: این ها ی که برشمردم اگر دروغ وافتراء هستند؟ آمار دقیقش را منتشر کنید واز طریق هفته نامه وسایت خود به مردم هزاره اطلاع بدهید وبا سربلندی بگویید :این های که نوشته می شوددروغ است.

اگر من دروغ می گویم پس لیست بورسیه های بچه های هزاره را که از طریق بورسیه دولتی(نه بورسیه های موسسه های کمک رسان خارجی)برای تحصیل به کشور های امریکا واروپا رفته باشند منتشر کنید.

لیست سفیران هزاره را به نشر سپارید.

لیست مدرسه های را که دولت کرزی در مناطق هزارستان ساخته است نشر کنید.

دولت چند بیمارستان درهزارستان بناکرده است؟

برای عمران هزارستان چه پروژه ی را به سامان رسانده است؟

برای خانواده های شهدای هزارستان چه تسهیلاتی را قائل شده است؟

چراهنوز غرب کابل درغربت می سوزد واز آب وبرق دولتی خبری نیست؟

چرا هزاره های هرات هنوز نمی توانند یک هزاره هراتی باشند واز هرات تذکره بگیرند؟

آیا این تبعیض ونژاد پرستی دردوران حکومت کرزی ،مصداق همان بی عدالتی وظلمی نیست که مزاری برای نابودی آن وجهت استقرار عدالت اجتماعی مبارزه کرد وسرانجام جام شهادت را نوشید؟

مگر مزاری سه سال مقاومت غرب کابل را برای چه برشانه های فرزندان هزاره برپا نگهداشت؟برای اثبات موجودیت مدنی ما بود یا برای روزه ونماز ؟

کسی باروزه ونماز ما کارنداشت .واتفاقا ما هرچه نماز بیش تر بخوانیم ودایم الصوم باشیم وچون گوسفندان سر به زیر،هیچ کس باما مخالفت ندارد وبسیار هم عزیز مان می دارد.چنان که شما ی آقای خلیلی شب نماز هستید وبه قول حسین عالمی همیشه نماز جعفر طیار می خوانید.اما در برابر کرزی بنده وسربزیر هستید چه قدر شما را عزیز می دارد وحتا شما را کاکای نور چشمانش «میر ویس»می نامد .

مگر مزاری سه سال مقاوت غرب کابل را برای چه با اشک چشمان خدابین زنان هزاره،طوفانی وبنیان کن نگهداشت، تا بنیان ستم را برکند وجامعه ی از نو بنانهد؟

آیا فقط برای این بود که خودش روزی وزیر ومعاون شود وفرزندش دبیر فلان سفارت باشد؟یابرای این بود که هزاره ی« نوعی» ازهمه ی مواهب خداداد افغانستان بهره داشته باشند وحقوق مدنیش با حقوق مدنی دیگر شهروندان مساوی وبرابر باشند.

مزاری برای این نهضت نکرد که در کابل ، هزاره بتواند دستباز نماز بخواند. چون این حقوق را آقای محسنی هم گرفته بود ونیازی به سه سال مقاومت غرب کابل نبود.

مزاری برای این با احمد شاه مسعود دشمن نشد که مسعود نمی گذاشت هزاره ها روز روشن برای امام حسین عزاداری کنند ومسجد بسازند ویا ... مزاری با مسعودِ همپیمانش برای آن دشمن شد وسه سال برسر او فریاد زدکه مسعود حقوق مدنی وهویت شهروندی وعزت ملی هزاره را قبول نداشت. همان عزت وکرامت مدنی وانسانی را که یزید از امت اسلامی گرفته بود وامام حسین برای احقاق آن حقوق امت اسلامی قیام سرخ کربلا را برپا کرد واگر نه یزید با نماز وروزه وآقایی وپیشوایی بی درد سرامام حسین کاری نداشت.واگر امام حسین با یزید وسیره یزید کاری نمی داشت ،یزید دست امام حسین را هم می بوسید وبعنوان فرزند زهرا ونوه رسول اعظم، امت اسلامی را گوسفند وار بر گرد خانه امام حسین(ع) به طواف وامی داشت.

مزاری هم با مسعود برای همین دشمن شد وسه سال خارچشم واستخوان در گلوی مسعود بود.چون که مسعود وربانی مثل یزید کرامت انسانی وحقوق مدنی ما را قبول نداشتند والبته که نماز وروزه ومسجد وحسینه وامام حسین منهای مبارزه وجهادما را قبول داشتند ودیدیم که مسعود وربانی با نماز خوانان وفرزندان امام حسین جامعه ی ما همپیمان شدند تا بتوانند با همین نمازخوانان وفرزندان امام حسین، نهضت حسینی مزاری را در هم شکنند وروح امام حسین وفلسفه قیام سرخ امام حسین را از هزاره بگیرند واز هزاره یک شیعه حسین گوی یزید پرست بار آورند .

نه نهضت امام حسین برای زکات دادن،خمس جمع کردن،باز بودن مساجد...بود ونه نهضت شهید مزاری برای حقوق دینی مردم هزاره .نهضت امام حسین وشهید مزاری برای استقرار عدالت اجتماعی وپاس داشت کرامت انسانی بود.وقتی عدالت اجتماعی استقرار یابد وکرامت انسانی پاس داشته شود،حقوق دینی هر انسانی محترم است واز حقوق لازمه حق شهروندیش می باشد.اصولا دینی منهای عدالت اجتماعی وجود ندارد چنان که خود خدا هم فلسفه ارسال رسل را در قرآن همین استقرار عدالت اجتماعی وتوحید انسانی ذکر می کند: سوره حدید

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ (٢٥)

از دیگر آیاتی که از عدالت اجتماعی سخن می گوید این آیه سوره آل عمران است که دشمنان استقرار یافتن عدالت اجتماعی را به عذاب خدا بشارت می دهد:

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٢١)أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ (٢٢)

آیه سوره اعراف است که اصل عبادت را استقرار عدالت اجتماعی معرفی می کند:

قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ (٢٩)

مزاری برای استقرارهمین نوع از عدالت اجتماعی وکرامت انسانی نهضت کرد ومقاومت نمود وجام شهادت را نوشید.

ولی ...

اما متأسفانه اکنون نوبت محقق فرارسیده است .

او که تا امروز ناجی هزاره بود وسال گذشته با خلق حماسه، فرمان روای قلب مردم هزاره شد.

او که با کاندید شدن در دوره قبل ،غرور وکرامت انسانی هزاره را به نمایش گذاشت.

اوکه با سخنرانی جسورانه وبی غل وغش خود در میان تظاهرات کنندگان غرب کابل ودرمیان آوارگان بهسود،یاد آخرین سخنرانی شهید اقالیم قبله وتوتم قبیله پرومته قومیت های به زنجیرگشیده شده،مزاری بزرگ را زنده کرد وتاریخ باردیگرصدای مزاری را از حلقم او شنید.

او که در برابر نابرابری ها چون شیر می غرید

چون دریا طوفانی می شد

از خشم مقدس چون آتش فشانی سر به عصیان می زد وگدازه های خشم مقدسش تا گلوگاه خورشید قد می کشید

او که به ادعای خودش چوکی را برسر کرزی کفته بود

او که دربرابر اشرف غنی قامت غیرت آراسته بود

اما چرا این بار از امتحان سرفراز بیرون نیامد.

چرا دوباره به همان چوکی طمع ورزید که روزی آن را بر سر فرعون زمان کفته بود

چرا در برابر وسوسه شیطان انسی وجنی ابراهیم وار ومزاری سا، کارد برگلوی اسماعیل نفس درنکشید.

چرا فرمان روایی بر قلب میلیون میلیون انسان پاک را درپای بت هزار چهره سیاست وبندگی کرزی ریخت وازسریر عزت بر حضیض ذلت هبوط کرد.

محقق اگر هیچ چیزی هم گیرش نمی آمد خدایی کردن بردل های پاک خلق هزاره او را بس بود.

محقق با رفتن در اردوگاه کرزی، خلیلی را نیز تبرئه نمود وتمام عمل کرد های گذشته خود را خط بطلان کشید.

محقق تادیروز شعار می داد که اگر کرزی دربرابر ظلم کوچی ها موضع نگیرد یک رأی هزاره بر او حرام است واکنون خود از پیش مرگان کرزی شده بدون آنکه برای مردم امتیازی بگیرد واحقاق حق شده باشد.

محقق نشان داد که مثل خلیلی به دنبال اتفاء شهوت ریاست است وشعار هزاره گرایی فقط یک دام رنگا رنگی بیش نیست.

محقق اگر رسما اعلام نکند که بهاء رفتنش به اردوگاه کرزی چیست وبرای چه در کنار کرزی رفته است،وتوافق نامه بین خود وکرزی را منتشر نکند،مردم هزاره اورا نخواهد بخشید.چون وعده سرخرمنی چند چوکی برای خویشاوندان محقق وچند سفارت برای چند بله قربان گوی محقق چیزی نیست که احقاق حقوق هزاره باشد.

خواسته های هزاره همان خواسته های شهید راه عدالت وحق ،مزاری است وخدا را شکر که احیای هویت مزاری از دست برد تحریف گران تاریخ مصون مانده ودر دست رس همه ی هزاره ها است وسند گویا از خواسته های مدنی هزاره.

خواسته های هزاره ها مشارکت عادلانه ی همه اقوام ساکن افغانستان در اداره کشور است.

اکنون حضور هزاره ها وازبک ها در بدنه دولت وادارات کشوری کمتراز 12 درصداند.

اگرمحقق وخلیلی نماینده کل هزاره اند وهردو درکنار کرزی هستند وازبک ها هم بتبع هزاره ها کنار کرزی هست،چرا فهیم معاون اول باشد؟مگر او یک نفربیش تر است؟

طرفداران ربانی با اونیست

شورای نظار وبرادران مسعود با او نیست

جناح اسماعیل خان با اونیست

جبهه متحد حزب تمام تاجیک با او نیست وادعای ریاست جمهوری دارد ومعتقد است که تاجیک ها به کاندید ایشان رأی می دهند.

جناح چپ تاجیک با فهیم نیست

نخبگان تاجیک با فهیم نیست

پس بر چه اساس او باید معاون اول باشد ولی خلیلی دربان دوم کرزی،محقق ماشین شوی کرزی ورشید دوستم کفش واکس زن کرزی؟

این است خدمت به هزاره وازبک؟

این است سهم خواهی هزاره وازبک؟

یک فهیم باید معاونت اول را بنام تاجیک صاحب شود وتاجیک ها در روز روشن بگویند که هیچ تاجیکی به غیر از کاندید تاجیک ها رأی ندهند.

اما هزاره وازبک مدعیان رهبریش برای دربانی،ماشین شویی وکفش واکس زنی کرزی چه ذلت وخواریی را که نمی پذیرند.

آخر این نهایت ذلت نیست؟

کجاست تدبیر سیاسی؟چه شد غرور ملی؟

کجا رفت آن آرمان بلند عدالت خواهی مزاری؟

چه شد آن همه شعار حق خواهی این مدعیان دروغین رهبری؟

آن همه ،شعار دادن های این رهبران ،همه حرف مفت بود ویا بازی با عقیده وایمان مردم؟

خلیلی ومحقق با دوستم می توانیستند به کرزی بگویند وقتی هزاره وازبک در کناری هرنامزدی باشد او برنده نهایی است وبه رأی قوم رقیب نیازی ندارد. ما زمانی درکنار تو می آییم که معاون اول ودوم از آن هزاره ها وازبک باشند وهزاره وازبک به اندازه حضور اجتماعی شان در مشارکت سیاسی واقتصادی کشور سهیم باشند ودیگر بر این دو ملت ظلم وستم نشود .

محقق ودوستم می توانیستند تاریخ را دیگرگون سازند ومسیر سیاست مبتنی برتبعیض را عوض کنند.

درصورتی که خواسته های مدنی محقق ودوستم را هیچ نامزدی قبول نمی کرد،می توانیستند ،به هزاره ها وازبک ها اعلام کنند که ما خواسته های برحق شما را با این نامزد های ریاست جمهوری مطرح کردیم،چون به خواسته های شما پاسخ نداد، ما با هیچ کسی ائتلاف نمی کنیم ودوملت هزاره وازبک خود شان تصمیم بگیرند که شرکت می کنند ویاشرکت نمی کنند.

در آن صورت هزاره وازبک می دانیستند که چه کار کنند وفریاد عدالت خواهانه شان را چه گونه ابراز دارند ودنیارا بر انحصار طلبان شب کنند.

اکنون با پیوستند این سه نماد از هزاره وازبک خلق هزاره وازبک، نمی توانند هیچ اعتراض مدنی بکنند.

اگر چنانچه با یک بازی سیاسی کرزی عمدا رأی نیاورد یا در روز های آخر به نفع کسی کنار رود (همان که گل آقا شیر زی با احمد ضیاء مسعود کرد)ویکی ازناسیو نالیست های افراطی دوقوم دیگر رأی آورد آن وقت نصیب هزاره وازبک چه خواهد بود؟

اما کنگره وحدت هزاره ها

باتوجه به پیش آمد های این چندسال اخیر ودورویی رهبران سیاسی هزاره

بر بزرگان،روشنفکران وعالمان هزاره لازم است که در سددایجاد یک کنگره وحدت هزاره ها باشند واین کنگره تنها مرجع تصمیم گیری هزاره باشد ورهبر سیاسی وزعیم دینی هزاره را همین کنگره بر گزیند.

این کنگره باید دارای یک اساس نامه جامع باشد که از جمله بند های اصول آن اساس نامه این باشد که:

1 – رهبر هزاره از میان کسانی برگزیده شود که دارای تحصیلات عالی دانشگاهی ویا تحصیلات عالی حوزه وی در سطح اجتهاد،امین،پارسا،مدیروشجاع باشد.

2 – رهبر ی که برای اداره جامعه هزاره برگزیده می شود،حق ندارد خود ویافرزندانش پست دولتی برگزیند.

3 – دارایی رهبری وبستگان درجه اول ودوم رهبری قبل ازانتخاب وبعد از انتخاب ثبت وبررسی شود.

4 – تمام احزاب سیاسی وتشکلات دینی وفرهنگی جامعه هزاره زیر نظر رهبر برگزیده کنگره وحدت هزاره باشد.

5 – رهبری هزاره حق ندارد عضوحزب خاصی باشد.

کنگره وحدت هزاره ،باید در برگرنده همه ی هزاره های ساکن در افغانستان باشد وبا هزاره های ساکن در کشور های خارج تعامل داشته ودارای نمایندگی های در سراسر جهان باشد.

البته این کنگره وحدت هزاره ،می تواند از تجربیات کنگره ملی درهند،مجلس اعلای شیعیان در لبنان وشورای سراسری کرد ها در جهان ،استفاده نموده دارای استراتژی کارآمد باشد وراهکار های راهبردی برای ارتقاءکمی وکیفی جامعه را ارائه دهد.

اصولا بهره برداری از عقل جمعی وخرد بشری یکی از اصول تعالی وتکامل جوامع بشری می باشد وهرجامعه ی که از این اصول تخطی کند سقوط او به کام استبداد وسرانجام به دره نیستی، حتمی می باشد.

پس جامعه هزاره اگر می خواهد دارای عزت اجتماعی وجایگاه بایسته وشایسته ملی وبین المللی باشد، چاره ی ندارد جز این که از این اصول پیروی کند.

چنان که اگر هزاره دارای چنین کنگره ی بود وبر جریان های سیاسی وشخصیت های سیاسی هزاره نظارت می داشت ،امروز دو شخصیت بزرگ سیاسی هزاره جناب آقای خلیلی ومحقق در دام استبداد وخودکامگی در نمی غلتیدند.

حقیقتا جامعه هزاره نمی تواند از وجود این دو شخصیت بی نیاز باشد.

در این که حضرات خلیلی و محقق ازبزرگان هزاره بوده وخواهند بود هیچ جای شک نیست .

ولی وقتی همه ی روشنفکران وعالمان دین فقط بله قربان گو باشند وبه طمع نام ونانی بردرگاه بزرگان چون خلیلی ومحقق سجده برند،معلوم است که این بزرگان هم در کام استبداد وخودرأیی گرفتار می شوند وبالاتر از بینی مبارک را نمی بینند.

این خود رأی ی واستداد پیشگی خلیلی ومحقق قبل از آن که زایده ذهن خود شان باشد محصول کرنش های شیطان صفتانه روشنفکران وعالمان دینی بله قربان گویی هستند که هرصبح وشامی به سوی در خانه ی خلیلی ومحقق نماز می برند.    نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

دوای درد جدید
اردوگاه وحشت! - یکشنبه دهم خرداد 1388
بازگشت خون اشام ها به روایت تصویر - جمعه هشتم خرداد 1388
درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره­ها - پنجشنبه هفتم خرداد 1388
میلاد گل سرخ - دوشنبه چهارم خرداد 1388
سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی) - جمعه یکم خرداد 1388
هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۳/۱۲ساعت 0:19  توسط اسدالله جعفری  | 

میلاد گل سرخ

بنام خدا

میلاد گل سرخ

پنجم جوزا سال روز ولادت (استاد شهید مزاری گرامی باد

اسدالله جعفری

بهاران بهار باور هاست

در بهار است که جان وجهان همگام می شود

شب وروز اعتدال پرنیان می گسترانند

بهار فصل لبخند خدا

ریزیش شهدلبانش

به گل نشستن نگاهش

و

هنگامه ی خدای خدائیش است

در فصل بهار است که

دل هوایی می شود

سینه چشمه سار سرور وشادی می گردد

چشم برقامت گل جامه ی حسن می دوزد

بهار دانشگاه بزرگ خدا است که دانش آموزش انسان های عبرت بین است

در این دانشگاه است که همه چیز نمادین می شود ونسیم صبحگاهی بهار، پیغام آوربوی رخ لاله رخان است:

بهار آمدوبوی بهار می آید

نسیم از طرف لاله زار می آید « نسیم»

صبا ی بهار، پیام آور وصال هجرت زد گان عاشق است:

بعد از این دست من ودامن سر و لب جوی

خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد «حافظ»

به باغ بلبل خوش خوان دوباره باز آید

صفای رفته زبستان دوباره باز آید «منیره طه»

برای آزادی خواهان، باد بهار مژده آزادی ورهایی از ستم می دهد وجوانه زدن عدالت وجوان شدن وبه بار وبر نشستن فضیلت ها وپاکی است:

زفیض ابر آزادی زمین مرده شدزنده

زلطف باد نوروزی جهان پیر برنا شد «هاتف»

برای بعضی ها بهار موسم می زدن وبوس کنار است ودر زلف یار چنگ انداختند واز لب لعل او بوسیده برگرفتن وآستین افشاندن بر جهان وماسوی الله»

مژده ای مرغ چمن فصل بهار آمد باز

موسم می زدن وبوس کنار آمد باز ،امام خمینی»

بیار باده که وقت گل است وموسم باغ

زمهر بردل پرخون لاله بنگر داغ «خواجو»

البته بهار از سرخ جامگان راه آزادی وشهیدان راه فضیلت وفدائیان راه پاسداشت کرامت انسان ،هم نشان دارد :

هر گل ولاله که برطرف چمن می روید

ازخون شهیدان بخون خفته سخن می گوید «خوشدل»

زد فصل گل چو خیمه بهامون جنون ما

ازداغ تازه سوخت دل لاله گون ما «فرخی یزدی»

این چنین است که در بهار امسال، فرزندان ،پیشوای شهیدان راه آزادی بابه مزاری ،بادیدن لاله وگل سرخ مزار ،به یاد «میلاد گل سرخ » باغ جان مان، شهید مزاری افتاده اند وبنا دارند که این میلاد گل سرخ را دربهاران گرامی بدارند وبهار عمرشان را با عطر آن گل سرخ معطر سازند که :

رقصیدن سرو وحالت گل

بی صوت هزار خوش نباشد «حافظ»

در آن بهاری که صدای عدالت خواهی مزاری از حنجره ای شنیده نشود، آن بهار بهار نیست ،بلکه زمستان زمهریر، ریز وکافرستان است.

این نیت خیر وتدبیر نیکوی فرزندان وفادار به راه ومکتب مزاری را به فال نیک باید گرفت واین یاد آوری ها را بدل به یک فرهنگی نمود که بتوان در سایه سار آن فرهنگ به رستاخیز انسانی دست یافت واز یاد یاد آوران درس آزادی وانسان شدن وخدای گونه زیستن آموخت.

البته خلق هزاره همان بلبلان بی آشیان است که هرجا بوی گلی بشنوند همان جا آشیان می گزیند:

خانه بدوش است بلبل گه به صحرا گه به باغ

هرکجا بوی گل آید آشیان آنجا کند «رسا»

بوی گلی که خلق هزاره بدنبال برای بویدن آن خانه بدوش است بوی آن گلی است که در باغ شهادت رسته و باران بهاری را از گلوی سرخ بابه مزاری چشیده باشد .

مزاری چه گفت که سخن او را توان گل نامید وحنجره اش را بهارستان؟

مزاری چه رستاخیزی را خلق نمود تا ما او را فصل از حیات بنامیم وراه او راه عزت پنداریم؟

مزاری چه جامه ی برای این خلق دوخته است که این خلق برایش گریبان بدرند؟

مزاری چه معجزه ی آورد که این خلق به او ایمان داشته باشند؟

مزاری چه کرد که دیگران نکردند ومزاری چه چیز های را می توانیست بکند ونکرد ودیگران همان چیزهای راکه نباید نمی کردن اماکردند وآن های رای که نباید می کردند ،کردند؟

شاید بتوان هزارن چه ها وباید ها ونباید ها را ردیف کرد وهزاران چرا های دیگرآفرید.

به نظر من، گرامی داشت سال روز میلاد گل سرخ ،باید فرهنگ پاسخ گویی به این سؤالات باشد ودر حقیقت این گرامی داشت سال روز میلاد گل سرخ بهار ایمان وعقیده ومکتب ما ،دانشگاه خود شناسی وخود باوری وخود یابی باشند ونه بهانه ی برای دور هم نشستن وه چهچهه کردند وتهمت سازی ودروغ بافی وشخصیت پروری وشخصیت سوزی دیگران .

گرامی داشت سال روز تولد شهید مزاری، نباید به سرنوشت گرامی داشت یاد کرد عروج سرخ او گرفتار ورهبران سیاسی این سال یاد میلاد گل سرخ را چون تکریم هنگامه عروج سرخ او،محلی برای... وبه توجیه ذلت پذیری وفرعون منشی خود نپردازند.

گرامی داشت سال روز تولد شهید مزاری، مثل گرامی داشت شهید امت های توحیدی امام حسین (ع) بدل به یک سنت وفرهنگ شود وبرای همیشه گرامی داشته شود تا این یاد یاد آوری ، پیوند ی باشد بین شهیدان تاریخ ازآغاز آفرینش تا به امروز وهمه عصر ها وزمان ها ومکان ها .

خلق هزاره به دو نهاد بزرگ تاریخ شناسی ومزاری شناسی نیاز دارد تا در این دو نهاد بتواند خود را بشناسند ومزاری راباز یابند ومزاری های فردا وفردا ها را باز شناسند.

وطن چون نرگس یار رنجور است

علاج بایدشاید نمیرد این بیمار «عارف »

واله که بجز شاد نمی دانم زیست

غم می شنوم ولی نمی دانم چیست «مولوی»  نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمنرهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۳/۰۴ساعت 1:11  توسط اسدالله جعفری  | 

سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی)

بنام خدا

سونامی انتخابات افغانستان(شقاق درجبهه ملی)

اسدالله جعفری

اگرچه هنوز نامزد های نهایی انتخابات افغانستان، رسما اعلام نشده است ومعلوم نیست که چه تعداد از این نامزد ها رسما تأیید ورد صلاحیت می شوند.اما نامزد جبهه ملی ،آقای دکتر عبدالله ی جنگ سالار،رد صلاحیت نمی شود ودر رقابت انتخاباتی حضور خواهد داشت.

نامزدی دکتر عبدالله از طرف جبهه ملی ،نشان از افول سیاسی واجتماعی این جبهه بود وبیان گر این نکته است که جبهه ملی دیگر یک جبهه قدرتمند ومتحد نیست ونمی تواند در سرنوشت افغانستان تأثیر گذار باشد وبعنوان یک حزب از قومیت برادر تاجیک،رؤیا های بگوربرده شده فرمانده فقید تاجیک احمد شاه مسعود را محقق سازد واز قوم تاجیک قهرمان بی رقیب بسازد.

نامزدی عبدالله از طرف جبهه ملی براساس یک استراتژی زمان شناسانه نیست که جبهه ملی ،براساس زمان شناسی وحساسیت قومی وعصبیت پشتونیزمی ،عبدالله ی پشتون تبار قندهاری را نامزد کرده باشد تا از این طریق فراقومی اندیشی جبهه ملی را نشان دهد وچشم امید به رأی قوم پشتون داشته باشد .چون عبدالله علی رغم پشتون بودنش در میان پشتون ها پایگاه اجتماعی ندارد ودر جنگ های بنیان سوز داخلی دوران حکومت آقای ربانی واحمدشاه مسعود ،عبدالله در کنار نازیسمی های پنجشیریسمی بود ودستش به خون قوم پشتون آلوده است وپشتون این رنگین بودن دست عبدالله به خون پشتون را ازیاد نبرده است که جبهه ملی چشم طمع به رأی پشتون داشته باشد وعبدالله ی پشتون را نامزد ریاست جمهوری کرده باشد.

پس نامزدی عبدالله از طرف جبهه ملی،نه تنها نشانه ی زمان شناسی سیاسی ، این جبهه نیست بلکه از انتحار سیاسی وشقاق درونی جبهه ملی خبر می دهد ،انتحار سیاسیی که انتحار اجتماعی قوم تاجیک را به دنبال دارد ونخبگان تاجیک را از امید بستن به این جبهه نومید می کنند .چون عبدالله در نسبت به نخبگان وسیاست دانان تاجیک، هیچ برتریی ندارد وحد اقل سه زن مبارز وخوش نام :داکتر مسعوده جلال،فوزیه کوفی وعفیفه آرزو در میان قوم تاجیک حضور دارند که به مراتب از عبدالله پایگاه اجتماعی بیش تر ونام نیک وسابقه بشردوستانه دارند وازوجهه بین المللی برخوردارند ودستانش به خون هیچ انسانی افغانی آلوده نیست وقوم تاجیک اگر به قحط الرجالی رسیده باشد،به قحط النسائی که نرسیده است وجبهه ملی می توانیست از میان آن زنان مبارز ودانا ونیک نام یکی را نامزد کند.

1 – بانامزدی عبدالله از طرف جبهه ملی، جبهه ملی به چهار دسته تقسیم شده:

1 – طرفداران ربانی وبخشی از پنجشیری ها

2 – طرفداران یونس قانونی وبخشی از شمالی ها

3 – طرفداران اسماعیل خان

4 – نیروهای میانه رو .

این دسته بندی ها را زمانی می توان خوب درک کرد که به مصاحبه های ضد ونقیض اعضای جبهه ملی ونامزد این جبهه ،آقای دکتر عبدالله دقیق شویم که گفته است:

من نامزد مستقل هستم واگر رأی آوردم روزی ،خواسته های جبهه ملی را برآورده خواهم ساخت» این گونه سخن گفتن عبدالله ،چیزی نیست جز این که جبهه ملی به یک سونامی گرفتارشده وشقاق ونفاق در این جبهه راه یافته اند واین جبهه نمی تواند راه اعتدال را در پیش بگیرد واز همین اکنون این جبهه بازنده انتخابات است وتنها راه باقی مانده برای جبهه ملی این است که به ترمیم شقاق ونفاق درونی خود بپردازد وخود را برای انتخابات مجلس آماده نموده چشم امید به ریاست مجلس داشته باشد.

2 –جبهه ملی ،هنوز به نام احمد شاه مسعود می نازد واز کادر سازی حزبی بازمانده است وسایه سنگین برادران احمدشاه مسعود ورفتار بیمار وکجمدار پروفیسور ربانی این جبهه را از خلاقیت ونو آوری وزمان شناسی سیاسی بازداشته ودرگیر خواسته های نامعقول وجهان گریز وملت ستیزانه نموده است.

این جبهه در طول عمر سیاسی خود ، برای حل منازعات کلان سیاسی وختم جنگ وپایان دادن به حضور نیرو های خارجی ، هیچ طرح راهبردی ارایه نداده است وتمام هم وغم خود را صرف این نمود که در برابر دولت کرزی قرار بگیرد واز طرح های دولت انتقاد کند واما خود بعنوان یک حزب سیاسی هیچ راهکار های عملی وتئوری راهبردی را به ملت عرضه نکرد.

3 - بزرگ ترین اشتباه جبهه ملی این بود که عضوتأثیر گذار خود مرحوم سید مصطفی کاظمی را با یک طرح شیطانی وبازی کثیف سیاسی ناجوانمردنه به قتل رساند تا بتواند با این بازی کثیف، دولت کرزی ودشمن دیرینه اش گلبدین حکمتیار را بدنام ورسواکند چون مسئولان دولتی بغلان از طرفداران حامدکرزی وگلبدین حکمتیار بودند وبرای همین بود که سایت های وابسته به جبهه ملی قبل از انتشاررسمی خبر ترور سید مصطفی کاظمی ،خبر کشته شدن ایشان را نشر نموده ، حکمتیار را متهم به قتل آقای کاظمی نمود واین بیان گر آن است که جبهه ملی با یک برنامه بسیار حساب شده طرح ترور کاظمی را سامان دهی کرده بوده که به محظ خبر ترور کاظمی آن را به حکمتیار نسبت بدهد .

اگر روزی یک محقق بی طرف، ترور ناجوانمردانه وغیر انسانی کاظمی را بی طرفانه تحقیق کند وخبر ساعت ترور کاظمی را با ساعت نشر خبر کشته شدن کاظمی ونسبت دادن آن را به حکمتیار از طرف جبهه ملی تحقیق کند خواهد دید که جبهه ملی خبر ترور وکشته شدن کاظمی ومتهم کردن حکمتیار را به کشتن کاظمی ،چند ساعت قبل(یا حد اقل همزمان با به خون غلطیدن ) از کشته شدن کاظمی نشر نموده است واین چه معنا دارد؟وچرا برادر احمدشاه مسعود که قرار بود با کاظمی باشد ،در بغلان از کاظمی جدا شد وبا تأخر به محل رفت تاجانش سالم ماند؟

4 - ضعف دیگر جبهه ملی این است که همواره به دنبال مهره های سوخته است وتاریخ مصرف مهره هایش را در نظر ندارد ودوران جهاد را با دوران قانونمداری وگذار به عصر دموکراسی ومدنی اشتباه گرفته است وادبیات دوران دموکراسی را نمی داند وروان شناسی عصرگذار به قانونمداری وآزادی خواهی در چهارچوب قانون وارزش های عام بشری را با آزادی خواهی آرمانی تمامیت خواه عصر جهاد ، خلط می کند

مهره های چون آقای ربانی ،عبدالله،قانونی،مارشال فهیم و....درروز گار خود انسان های بزرگ وتأثیر گذار بود اما امروزه فقط از تجربه های شکست وپیروزی آن ها باید استفاده کرد نه از خود شان به عنوان کارت های برنده.

امروزه باید از نسل نو ودانش آموخته استفاده کرد واز نیروهای بهره گرفت که جهان امروز وخواسته های جهان را درک می کند واز ارزش ها قرائت جهان شمول دارند .

5 – جبهه ملی هنوز نقش دو قوم هزاره وازبک را در تغیر سیاست های کلان افغانستان و...باورنکرده است وهنوز سعی دارند با مزدور پروری وجلب شخصیت های مسئله دار از این دو قوم،حضور نمادین ازاین دو قوم را درکنار خود داشته باشد.

جبهه ملی اگر برای ریاست جمهوری با قوم پشتون رقابت می کند چاره ی ندارد جز این که دو قوم هزاره وازبک را در کنار خود داشته باشد چون این دو قوم هستند که سرنوشت نهایی سیاست افغانستان را تعیین می کنند وهرقومی این دو قوم را درکنار خود داشته باشد برنده نهایی است.جبهه ملی زمانی می تواند دو قوم هزاره وازبک را در کنار خود داشته باشد که رهبران واقعی این دو قوم را درکنار ش داشته باشد وبه خواسته های مدنی شان پاسخ صریح وشفاف بدهد وگذشته را تکرار نکند.

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

هنر موسیقی - چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
جوان (هزاره)در یک حادثه دلخراش، تمام آرزو های جوانی اش را باخودبه خاک سپرد - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
کبوترسفید پر - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۳/۰۱ساعت 9:34  توسط اسدالله جعفری  | 

کبوترسفید پر

بنام خدا

کبوترسفید پر

اسدالله جعفریاسدالله جعفری.قم

کبوتر سفید پر،برتارک سپهر نیلگون عروج کن

علم ظفر افراز ومعجزه خلق کن

برشانه خورشید جهان نوبنیاد نیه ازنسل آب وآیینه

کتاب قانون کشورت را با گیسوان« قمر» شیزاره بند

از چادر« ناهید» بیرقی بساز که نقش بیرقت« سیمرغ» باشد

راه شیری درپیش گیر و برنای جان بدم

کبوتر سفید پر

کبوترسفیدپر

کبوتر سفید پر

ازمژگان« زهره »خدنگی برگیری وبرقلب دیو فقر بزن وبخوان:

لإيلافِ قُرَيْشٍ (١)إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ (٢)فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ (٣)الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ (٤)

بین آسمان وزمین پل بزن ودرمدینه جان «کعبه» بنانیه وبخوان:

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ (١)أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ (٢)وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ (٣)تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ (٤)فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ (٥)

کبوتر سفید پر دیگر بار «رجعت »کن وبر خاکستان بازگردوپیام خدا را برگوش زمان بخوان:

طسم (١)تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ (٢)نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (٣)إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (٤)وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ (٥)وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الأرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ (٦)

کبوتر سفید پر شاخه شاخه گل تقدیم باغ کن که باغ رویش از یاد برده است

ازمژه ات دانه دانه باران بباران که آسمان شهر دل گیر است

دختران شهر لبخند از یاد برده اند

«شهلا» گیسو پریش است و«لیلا» برگونه اش داغ تجاوز دارد

«پروین »شبانه پرپرشد و«یاسمن» هنوز مزارش بی زائر است

«لاله» داغی درجگردارد و«نیلوفر» ازچشمش چشمه چشمه خون می چکد

کبوتر سفید پر

کبوترسفیدپر

کبوتر سفید پر

کبوترسفیدپر

«بهار» را مهمان این باغ کن سالها ست که بهار از این دیار کوچیده است

«بنفشه» لبخند ازیاد برده است

«ثریا» چادر گل دارش در هجوم باد به غارت برده شد

«سوسن» زلفان سیاهش رنگ بهار ندیده است

کبوتر سفید پر

کبوترسفیدپر

کبوتر سفید پر

کبوترسفیدپر،برتارک زمان علم ظفر افراز

برشانه خورشید جهانی از نوبنانیه

جهانی که «محمد»(ص)حاکم باشد و«علی»(ع) وزیر و«ابوبکر»دیوان دار و«عمر» فاتح اقالیم

جهانی ازنو بنانیه که هدیه مردمانش سلام باشد:

سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (٥)

جهانی از نو بنانیه که چشمه سارانش «حکمت »باشد

کوپایه هایش «عدالت وحسن وحسن»

مزرعه هایش «توحید»

جهان ازنو بسازکه سخن از پاکی وطهارت وکتاب باشد:

كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (١٥١)

اگر حیات ابد خواهی آب علم بنوش

به جز زچشمه دانش مجوی آب بقا «همایی»

هرملتی که علم وهنر آورد به دست

برآروزومقصد خودکامران شود «آگاهی»

علم نور است وجهل تاریکی

علم راهت برد زتاریکی «اوحدی»

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

بازگشت پرنده سپاه! - شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید ) - پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۲/۲۸ساعت 0:25  توسط اسدالله جعفری  | 

پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید )

بنام خدا

پیدا وپنهان انتخابات افغانستان(گلبدین حکتمیار هم می آید )

اسدالله جعفریاسدالله جعفری.قم

افغانستان دیگر بار صحنه گفت وگوی پیدا وپنهان سیاست بازان داخلی وخارجی قرارگرفته وانتخابات این دور باطل راشتاب بیش تر بخشیده است.

این دور از انتخابات افغانستان،آورد گاه همه ی احزاب مدعی نجات افغانستان می باشد چون از چپ ترین چپ ها که روز گاری افغانستان را به قدرت بر تر آن روز (شوروی خدا نانیامورز)رایگان فروخت وداغ وطن فروشی را بر پیشانی خود نهاد،تاراست ترین راست مجاهد تمامیت خواه ونوکر بی مواجب قدرت برتر امروز ووطن فروشان بی شرم وحیای لمیده بر گند آب سیاست ،به میدان آمده اند.

طالبان وکوچی ها

اما از گروه طالبان این وطن فروشان در قالب شریعت وفرزندان خدا در زمین،خبر های ضد ونقضی شنیده می شود:

1 – خبر های پشت پرده حکایت از آن دارند که گروهی از طالبان ،هم اکنون مهمان آقای حامد کرزی هستند وبرای تقسیم قدرت چانه زنی می کنند وآقای حامد کرزی برسر اصل تقسیم قدرت با طالبان به توافق رسیده است اما در نوع حضور طالبان به نتیجه قابل قبول نرسیده چون طالبان خواهان حضور بی پرده نیستند وحامد کرزی خواهان حضور بدون قید وشرط است.

2 – طالبان بنا ندارند که انتخابات را تحریم کنند ،بلکه سیاست جدید طالبان این است (درصورتی که با حامد کرزی واشرف غنی احمد زی به توافق رسند)از مردم بخواهند که در انتخابات شرکت کنند اما به هیچ کاندیدی رأی ندهند وبا رأی سفید اعتراض خود را به نمایش گذارند وتا راه برای حضور نظامی طالبان هموار گردد وطالبان با این مجوز قانونی به تهاجم نظامی خود مشروعیت بخشند.

3 – طالبان با نمایندگان کوچی ها نشست های داشته اند ودر این نشست ها بر رفتن کوچی ها به هزارستان به توافق رسیده اند ودر صورت جنگ پیش آمده بین کوچی ها ومردم هزارستان،طالبان به کوچی ها امکانات نظامی بدهند واز دولت آقای کرزی بخواهند که از طریق اعزام نیروهای دولتی به هزارستان ،به نفع کوچی ها وارد عمل شوند.

آقای اکبری

از کوچی ها وطالبان که بگذریم ،خبر های نیمه موثق حکایت از آن دارند که آقای محمد اکبری رهبر حزب وحدت ملی افغانستان ،بعد از آن که با جبهه ملی نشست های داشته اند ،از تقسیم قدرت بی نصیب مانده وبرای تقسیم قدرت با آقای حامد کرزی وارد مذاکره شده تا در صورت رسیدن به توافقی،ایشان هم مثل آقای کریم خلیلی چند هزار هزاره را به آقای کرزی بفروشند تا قدرت به ایشان لبخندی هدیه کند .

آقای گلبدین حکمتیار هم می آید

خانم بی نظیر بوتو نخست وزیر فقید همسایه مهربان ترازدایه ی ما،در خاطرات خود نوشته است که روزی با دشمنان پدرش سر یک سفره نشسته غذا خوردند تا برای سرنگونی حکومت نظامی ضیاء الحق به توافق برسند.

بی نظیر بوتو ،بعد از این گزارش نوشته است : «سیاست کاری می کند که انسان را با دشمن خونی اش سریک سفره می نشاند» البته بی نظیر حق داشت که چنین قضاوت کند چون او یک بانوی سکولار بود وسیاست در مکتب سکولار ،همین است که خانم بی نظیر بوتو گفته است وسرانجام این سیاست جان او را هم گرفت واو اگر زنده می ماند وادعای عموهایش اگرراست باشد که ادعا نموه اند :« خانم بی نظیر بوتو را شوهرش آصف زرداری به قتل رسانده تااز این طریق به ریاست حزب مردم انتخاب شود.» خانم بی نظیربوتو، برای سیاست چه تعبیری را به کار می برد؟

به هرحال سیاست قاعده بازی مخصوص به خود را دارد وهرکسی که این قاعده بازی را بلد نباشد ویا انسان آرمان گرا باشد،در جهان سیاست دستش به جای بند نخواهد بود.

بر همین اساس آقای حامد کرزی مهره های شطرنج سیاست راجا بجا می کند تا بتواند رقبای سیاسی خود را کش نموده وبر فیل سیاست نشسته تفرج هندوستان کند.

یکی از مهره های قدرتمند این بازی آقای گلبدین حکمتیار است که آقای کرزی از او نیز غافل نمانده است ومعاون دوم خود آقای کریم خلیلی یار دیرین آقای حکمتیار را مأمور این بازی نموده وآقای خلیلی این سیاست دان هزاره زیرک ،از این امتحان رو سفید بیرون آمده وآقای حکمتیار را مهمان آقای کرزی نموده است.

بر اساس توافق های که آقای کرزی وحکمتیار برسر آن به توافق رسیده اند :

1 – قرار است حکمتیار سلاح برزمین بگذارد وجنگ سالارانش را به جای این که راهی کوه پایه های نفس گیرکند،به سوی صندوق های رأی گیری سوق دهد تا با رأی دادن به آقای کرزی ،وزارت خارجه ودفاع وچند ریاست نهاد های دولتی وچند سفیر ووالی ولایات به حزب اسلامی آقای حکمتیار واگذار شود.

2 – حامد کرزی از امریکائی ها بخواهد که آقای حکمتیار را از لیست سیاه خارج نموده بعنوان یک تروریست تحت تعقیب قرار ندهند.

3 – برای این که امریکا نام حکمتیار را از لیست سیاه خط بزند واو را دیگر تحت تعقیب قرار ندهند ،آقای حکمتیار به مدت سه سال در تبعید خود خواسته در عربستان برود وچون آقای نواز شریف به حال تبعید منتظر فرصت باشد وخود را برای بازی مأثر وقانون مند آماده کند.

درحاشیه این خبرها

1 - اصل سیاست گفت وگو میان دو لت وطالبان-حکمتیار از سیاست های اصولی در جهان سیاست است وتجربه تاریخ هم نشان داده است که سیاست گفت وگو بهتر از سیاست جنگ می باشد وتاریخ کمتر سراغ دارد که جنگ های داخلی شبیه جنگ افغانستان ،سرانجامش غالب ومغلوب نظامی باشد بلکه سرانجامش مذاکره ومصالحه بوده است

بر این اساس اصل سیاست گفت وگو با طالبان –حکمتیار سیاست معقول ومبتنی بر مصلحت عامه افغانستان (حال آقای کرزی از این سیاست چه هدفی دارد آن بحث جداگانه) است.واگر آقای ربانی واحمد شاه مسعود همان سیاست گفت وگو ی پیر صاحب صبغت الله مجددی را در پیش می گرفتند وبا حزب اسلامی وحزب وحدت اسلامی سیاست گفت وگو را ادامه می دادند وبه دنبال مزدور پروری نمی بودند تا افراد چون آقای اکبری وسید مصطفی کاظمی وآیت الله سید ابوالحسن فاضل را از حزب وحدت جداکنند وبه سیاست سگتاریسمی خود ادامه بدهند،امروز افغانستان افغانستان آباد وآزاد ودارای عزت جهانی می بود.

حال که آقای کرزی باب گفت وگو با طالبان – حکمتیار را بازنموده است (صرف نظر از احساسات قومی وشخصی والقائات سیاست بازان شیطان منش) این سیاست را به فال نیک باید گرفت.

واقعیت این است که (جنایات ورفتار های ضد بشری طالبان-حکمتیار در جای خودش محفوظ وروزی باید درداوری تاریخ قرار بگیرد) طالبان وحکمتیار از همین سر زمین افغانستان هستند وحق شهروندی دارند واگر طالبان وحکمتیار میثاق ملی ،قانون اساسی افغانستان را بیپذیرند وبر اساس حقوق شهروندی حق شهروندی خود را در چهار چوب قانون مدنی دنبال کنند ،چه کسی مخالف این است؟یقینا هیچ انسان عاقل وخیر خواه امت اسلامی افغانستان مخالف این سیاست نخواهد بود.

2 – اگر طالبان جنایت کار هستند، آقای حامد کرزی هم روز گاری طالب بود ودر بدنه سیاست خارجی طالبان حضورداشت وقتی جنایت کاری مثل کرزی حق شرکت در انتخابات را دارد چرا طالبان نداشته باشند؟

3 – اگر حکمتیار جنایت کار است وبر اساس آن جنایات مرتکب شده حق شرکت نداشته باشد،پس بسیاری ها نباید حق شرکت داشته باشند چون دست بسیاری از همین نامزد ها به خون ملت آغوشته اند مگر دستان شخص کرزی ودومعاون جنگ سالارش به خون هزاران انسان بی گناه آلوده نیستند؟

مگر داکتر عبدالله سخن گوی جنگ سالار وزیر دفاع دولت مستعجل آقای ربانی نبود؟مگر همین داکتر عبدالله شب قبل از شهادت شهید مزاری با رادیو بی بی مصاحبه نداشت که ملت هزاره وازبک وپشتون های طرفدار حزب اسلامی را تهدید به استفاده از بمب های خوشه ای می کرد ؟

مگر جنایات آقای سیاف وربانی کمتر از جنایات آقای حکمتیار هستند؟

اگر بنا باشد حکمتیار نباشد ،آقای سیاف وربانی بر چه اساسی باید باشند ؟

پس برهمان اساسی که آدم کشانی چون سیاف ،ربانی،خلیلی،فهیم،داکتر عبدالله،یونس قانونی،علومی،گلابزوي،احدی....حق بودن وماندن وحق شهروندی دارند طالبان وحکمتیار هم دارند.

نتیجهاصل سیاست گفت وگو سیاست معقول وبه مصلحت عامه مردم افغانستان است

ولی در شرایط فعلی این سیاست کارایی ندارد چون حکمتیار وطالبان عملا در سیاست حضوردارند وپست های اساسی در اختیار نیروهای طالبان وحکمتیار هستند.

این سیاست گفت وگو از طرف حامد کرزی سیاست صادقانه وبراساس مصلحت عامه مردم افغانستان نیست بلکه برای شکست دادن رقبای انتخاباتی می باشد پس سیاست عقیم است .

حکمتیار به دنبال قدرت سیاسی نیست بلکه او به دنبال زعامت عام افغانستان می باشد وکینه ی احمد شاه مسعود وخیانت آقای ربانی به حکمتیار ،حکمتیار را مار زخم خورده کرده وحالا حالا ها با سیاست افغانستان کنار نخواهد آمد وممکن است که حکمتیار به این نتیجه رسد که به راه خود ادامه بدهد تا مرگ دامن گیر او شود واو شهید امت اسلامی لقب گیرد وبعنوان یکی از پیشوایان جهاد علیه کفر والحاد باقی بماند ونامش جاویدانه شود

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

آنچه داکتر بشردوست تاکنون در برنامه های خود آورده چنين می باشد: - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
پنجم جوزا سالروز تولد بابه مزاری مبارک باد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
کبو تر سفید سپاه به نشانه صلح به پرواز درآمد! - جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گفتوگوی آنلاین با( کامران میر هزار)نوسنده وشاعر خوب افغانستان - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟ - یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۲/۲۴ساعت 13:23  توسط اسدالله جعفری  | 

براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟

بنام خدا
براساس بلوغ مدنی،رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟

اسدالله جعفری.قمنوسنده اسدالله جعفری
انتخابات یک پارا متری برای سنجش عقلانیت مدنی جوامع می باشد. چنان که در فلسفه سیاست امروز ،جوامع به جوامع متمدن و غیر متمدن تقسیم می شوند وفصل ممییز این تقسیم عقلانیت مدنی است وعقلانیت مدنی در انتخابات وحضور قانون مند تبلور پیدا می کند وهرجامعه ی که انتخابات بیش تر وقانون مندانه وقانون محورداشته باشند آن جوامع جوامع متمدن ترمحسوب می گردند.
افغانستان هرگز قانونمند نبوده واز قانون محوری خبری نبوده است فقط در دوران حکومت کمونیست ها قانون محوری آغازشده بود وشوراهای شهروروستا در کشور حضور کم رنگ پیدا کرده بودند که با آغاز جهاد مقدس مردم افغانستان علیه اشغالگران شوروی ،این قانون محوری حکومت کمونیست های وابسته به اشغالگران نیز متوقف شد .
با خروج ذلتبار اشغالگران ارتش سرخ ازافغانستان وتبانی بعضی از کمونیست ها با حزب اسلامی آقای گلبدین حکمتیار برای تسلیم کردن قدرت به حزب اسلامی و شورش شبهه نظامیان شمال وشکل گیری اتحاد سه جانبه تاجیکان به رهبری فرمانده مسعود،هزاره ها به رهبری عبدالعلی مزاری وازبیک ها به رهبری ژانرال عبدالرشید دوستم وسقوط حکومت مرکزی کابل ووارد شدن مجاهدین به کابل وآغاز جنگ های خیابانی وتنش های قومی ،افغانستان بدل به یک کشور هزار حکومت وقانون شد که نتیجه اش بی قانونی مطلق بود وبااین مهارگسیختگی مجاهدین نام نهاد وخلق ناگهانی گروه واپسگرای طالبان ،افغانستان تابع قانون جنگل شد وآنچه که باید نمی شد وتاریخ افغانستان تاریخ خون،آتش وغارت لقب گرفت.
حال بعد از آن همه ظلم وستم های غیر قابل بیان وتفسیر،افغانستان به سوی جامعه مدنی وقانون محور سیر وحرکت نوینی راآغاز نموده است ودموکراسی هدایت شده را تمرین می کند ونهاد های مدنی را بنیاد می نهد تا در پرتو قانون جامعه مدنی قانون محوررا استقرار بخشد وشهروندانش براساس حق شهروندی حضور قانونی خودرا در اداره حکومت وسازندگی کشور در قالب انتخابات ریاست جمهوری وانتخابات مجلسین،به نمایش گزارند.
در این میان مردم هزاره سرنوشت ویژه پیدا می کنند ووظایف سنگین تر دارند وعقلانیت این قوم از دیگر اقوام بیش تر درمعرض داوری تاریخی قرار خواهند گرفت.
مردم هزاره از آن نظر عقلانیت جدایی از دیگر اقوام دارند که این قوم قوم نفرین شده بودند وتا قبل از سه سال قیام شرافتمندانه شهید مزاری در غرب کابل ،هزاره شهروندان درجه دو وسه محسوب می شدند واز هرگونه حق شهروندی محروم بودند ودر ارکان حکومت شرکت نداشتند ودرنتیجه از حق انتخاب کردن وانتخاب شدن نسبی هم محروم بودند.
اما بعد از سه سال مقاوت شرافتمنداه شهید مزاری وادامه راه او در بامیان وبزرگ شدن نسل جهاد وشهادت وباز گشت نخبگان هزاره در صحنه های اجتماعی وسیاسی وخلق رستاخیز انسانی در میان هزاره های مهاجر ونهادینه شدن فرهنگ شهادت وخوداتکایی در میان هزاره های بازمانده از شهادت ومقاوت بابه مزاری،تاریخ هزاره دیگرگونه ورق خورد واین تاریخ با واژگان:
استقلال خواهی شهروندی در عین وحدت ملی،حق تعیین سرنوشت درعین شناخت حق تعیین نوشت دیگر اقوام،قانونمداری براساس میثاق ملی یعنی قانون اساسی کشوروحق انتخاب شدن وانتخاب کردن،آغاز شد ند .
اکنون که دوردیگر از انتخابات آغاز شده است، جامعه هزاره در یک آزمون دیگر قرار گرفته اند تا در این آزمون سرنوشت خود را بدل خواه رقم بزنند وعقلانیت مدنی خود را به نمایش گزارند.
لذا عقلانیت هزاره در این است که :
1 – رهبران سیاسی هزاره در عین اختلاف سلایق ودارابودن حزب وهواخواهان حزبی خود،باتوجه به حساسیت های بین المللی وملی،سیاست کلان هزاره را براساس عقل جمعی عیار کنند ورای زنی های سیاسی خودرا هماهنگ سازند واز استراتیژی حزبی هم دیگر اطلاع پیداکنند ونقطه نظارات مثبت هم دیگر را برجسته ساخته سیاست ورزی جمعی را بر سیاست بازی خودمحور وخودبنیادوسیاست ورزی حزبی وخام ترجیح دهند ودرچانه زنی های سیاسی وتقسیم قدرت سیاسی وپست های معاونت ،مصلحت عام جامعه هزاره را قربانی مصلحت های حزبی ومنفت خواهی فردی نکنند.
2 – نخبگان هزاره اعم از حوزوی ودانشگاهی،بازیافته های علمی وتاریخی خود را برای تفسیر تاریخ وعیار کردند سیاست کارکرد گرایانه نسل فردای هزاره بکار گیرند ورهبران سیاسی وهدایت گران اجتماعی را به وحدت نظر واتخاذ سیاست وحدت محور مبتنی برعقلانیت جمعی دعوت کنند وبدون هیچ حب وبغضی نسبت به حزب وشخص خاص ، سیاست کلان جامعه را براساس فلسفه مصلحت علمی زمان شناسانه برای رهبران سیاسی ومذهبی ارایه دهند واز دست آورد خرد جمعی بشری وقانون محوری جهان متمدن وتجربه های کشورهای رهیده از چمبره استبداد ملی ودینی بهره بگیرند وبازیافته های خرد جمعی بشری را بازخوانی زمان شناسانه وکارکرد گرایانه کنند وقابلیت های جغرافیای فلسفه سیاست امروز را با قدرت حاکمیت قانون مقارنه کنند .
رأی هزاره بر چه کسانی حرام است؟
3 – عامه مردم هزاره در عین احترام گذاشتن به رهبران سیاسی جامعه هزاره ،برمحوریت مرجعیت هزاره به کاندید واحد هزاره رأی دهند تا با رأی دادن به کاندید واحد هزاره جایگاه قانونی هزاره را در معرض داوری جهانی قرار دهند وبا رأی دادن به کاندید واحد هزاره، نبوغ اجتماعی وسیاست ورزی حکمت مدارانه و بلوغ مدنی خود را در سینه تاریخ به یاد گار گزارند تا نسل های فردا وفرداهای هزاره از این نبوغ وبلوغ مدنی نسل امروز، چراغی فرا راه خود بر افروزد وجامعه عاری از هرگونه خشونت بناسازند.
آنچه که نباید تکرار شود این است که عامه مردم هزاره این ذهنیت های رسوب شده را از ذهن خود دورسازند که گفته می شود: هزاره در اقلیت قرار دارند ونمی تواند مسیر حرکت تاریخ راعوض کنند وجریان تاریخ ،حاکم بر سرنوشت جامعه هزاره است.
این ذهنیت از هرسمی کشنده تر ونابودکننده تراست.
مسیر تاریخ رااکثریت قومی تغییر نمی دهند بلکه اراده ملت ها وعقلانیت کتله های اجتماعی عوض می کنند.
تغییر مسیر تاریخ تابع عقلانیت جوامع است نه تابع اقلیت واکثریت جمعیت ملت ها.
پیغمبران همه در اقلیت بودند اما مسیر تاریخ راهمان ها تغییر می دادند البته نه از آن نظر که پیغمبر بودند بلکه از آن نظر که انسان های بزرگ با اراده بزرگ وقدرت تصمیم گیری بزرگ بودند والبته این از ویژگی های هر انسان وامت است وهر انسانی که چنین باشد نتیجه همان می شود که تاریخ بیاد دارد.
منتها باید به یادشته باشیم که گاهی با مجادله های بی ثمر از اصل مقصود باز می مانیم چنان که فیلسوف شهید شیعه متفکر شهید مطهری در باره انحراف امت اسلامی از خط ومسیر قرآن بیان فرموده است:
«ولى مع الاسف در تاريخ اسلام جرياناتى پيش آمد كه مسلمين درست بر خلاف جهتى كه كتاب مقدس آسمانى آنها سوق داده حركت كردند . البته عده قليلى كه به روح تعليمات قرآنى آشنا بودند دانستند كه در چه موضوعاتى فكر كنند و فكر كردند , و همانها هستند كه امروز از مفاخر مسلمين بلكه از مفاخر بشريت به شمار مى روند , ولى اكثريت از طريقه قرآن كريم منحرف شدند و در اطراف موضوعاتى به بحث و جدل پرداختند كه نه تنها تشويقى در قرآن كريم نسبت به آنها نشده بلكه جدا نهى شده , زيرا لغو است , بى فايده است , بى اثر و بى ثمر است . مؤمن به قرآن بايد از هر كارى كه لغو و بى ثمر و بى فايده است دورى كند (( و الذين هم عن اللغو معرضون )) (. مؤمنون , 3 . ) هر چند به صورت يك بحث علمى يا به صورت يك بحث دينى باشد .

اگر كسى كتب متكلمين و موضوعات بحث و جدل آنها را كه قرنها افكار را به خود مشغول ساخته , ثروتها و مكتبها در آن راه صرف شده , نيروهاى مغزى به هدر رفته , مطالعه كند و آنها را بر قرآن عرضه بدارد و ببيند با موضوعاتى كه قرآن مردم را به مطالعه آنها و تحقيق در آنها تشويق كرده چه مناسبتى دارد , مى بيند بكلى بى ارتباط است . در اطراف همان موضوعات بى پايه و لغو , سالها افراد زيادى بحث و مجادله كردند . ولى موضوعاتى كه قرآن كريم امر و تشويق به مطالعه و تحقيق در اطراف آنها كرده همچنان به حال خود باقى ماند تا آنكه مردم ديگرى تشويق شدند و اين وظيفه را به عهده گرفتند و در دنيا سربلند شدند , و ما اكنون با كمال سرافكندگى درسهاى تشويقى كتاب آسمانى خود را بايد از آنها بياموزيم . بیست گفتارص316»
اکنون ما نیز به هوش باشیم که مجادله های بی ثمر ما را از اصل هدف باز ندارد .
جامعه امروز به کشمکش های مذهبی نیاز ندارد وبجای که از حلا ل وحرام های سخن بگوییم که هرگز در جامعه ما تحقق خارجی نخواهد داشت ؛از حلال وحرام های اجتماعی وسیاسی عینی بگوییم که بر سرنوشت ما حاکم است.
به این داستانی که شهید دکتر علی شریعتی در یکی ازنوشته های خود آورده است توجه کنید:
روزی یک فردی مشهدی که در یکی از محله های فقیر نشین مشهد زندگی می کردند از خانه اش بیرون می شود ومی بیندکه درجلوخانه اش آب باران بقدری جمع شده که او نمی تواند از خانه اش بیرون شود واز آن لجن زار عبور کند اما در همین هنگام می بیند که آقای علامه ای از آن طرف می گذرد واین آقا صدا می زند که آقا اصالت با وجود است یا با ماهیت.
آقای دکتر شریعتی بعد از این نقل می گوید :
اگر عقل داشته باشد فعلا اصالت با اسفالت شهر است نه با وجود وماهیت .
حال جامعه ما هم همین گونه است امروز وقتی آن نیست که ما از حلال وحرام های فرضی سخن بگوییم که اصلا وجود خارجی ندارد امروز ازهمین حلال وحرام های موجود سیاسی سخن بگوییم وبه جامعه هزاره بگوییم که رأی هزاره حرام است اگربه کسانی داده شود که دستش به خون هزاره آلوده می باشد واگر هزاره ی به کسانی رأی دهند که دستش به خون فرزندان هزاره آلوده است ،آتش جنم همین الآن او وتبارش را خواهند سوزاند ونیازی به آتش جهنم قیامت نیست.
آری این حلال وحرام موجود وشرعی الآن جامعه هزاره است نه آن حلال وحرام های فرضی که هرگز تحقق نخواهند یافت

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر

مال باارزش جان بی ارزش - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
هشدار به هزاره ها - چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
دستور حاجی محمد محقق درباره احوال شخصی شعیان - دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
شیخ قلابی ورسوای هایش! - پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
اینجا تهران ساعت 13 به وقت ایران - دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
حضورامریکادر منطقه وتجزیه پاکستان - یکشنبه سی ام فروردین 1388
خیابان های قندهار اسفارد شدو خیابان های بامیان بزودی کاه گیل می شود! - سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی - دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 1387
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۲/۱۳ساعت 20:1  توسط اسدالله جعفری  | 

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی

بنام خدا

*اسدالله جعفری

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی

بخش اول

نقد ماده 133( 261 پیش نویس) قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان

بخش دوم

حقوق زن در مذهب شیعه

اشاره

متن تصویب وتوشیح شده ی قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان هنوز در دست رس عموم قرار نگرفته است ومن هم آن متن را ندارم وموادی که در این مقاله آورده ام براساس نسخه پیش نویس آن قانون است که متن قانون تصویب وتوشیح شده با متن پیش نویس هیچ گونه اختلافی ندارد وفقط شماره ماده های پیش نویس ومتن به تصویب رسیده مختلف است چون بخش های مربوط به ازدواج موقت از متن پیش نویس حذف شده است لذا شماره بندی آن ماده ها نیز تغییر نموده است اما محتوا همان محتوا است .

بخش اول

باتصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان،درپارلمان وتأیید آن در مجلس سنا وتوشیح آن از طرف رئیس جمهور کشورما،غوغا سالاری بی شرمانه وغیر منطقی رسانه های خبرپراکنی دنیای امپریالیسم خبری ومغلطه بازی ها ی سفیه هانه ی روشنفکران دیگر اندیش، آغاز شد ومواد مربوط به تکالیف زوجین را غیر بشری وناقض اعلامیه حقوق بشر خواندند وتاتوان داشتند دروغ بافتند وسفسطه براه انداختند وتهمت زدند .

جالب ترین سخن را دولت کانادا گفت وبسیار بی پرده وشرم آور اعلام کرد که تصویب این ماده ازقانون احوال شخصیه اهل تشیع، مخالف فلسفه حضور ما در افغانستان است.

از این بی شرمانه تر سخن آن جریان وطیفی از کشور ها هستند که ماده ی ازاین قانون را که در رابطه باتمتع جنسی زوجین است،تجاوز جنسی به زنان اعلام نمودند.

مادر بخش اول این مقاله مواد261 پیش نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع را نقد می کنیم تاپاسخی باشد بر غوغاسالاران وقلب کنندگان حقیقت. ودربخش دوم مقاله حقوق زن را ازنظر مذهب شیعه بررسی می کنیم تادنیا بداند که مذهب شیعه به زن چه نگاه کرامتمندانه دارد وچرا دروغ سازان وسفسطه بازان، حقیقت های روشن مذهب شیعه را انکار نموده، مذهب شیعه وعلمای بزرگوار شیعه را ضدبشر وطرفدار ومبلغ فرهنگ مرد سالار وزن ستیز معرفی می کنند.

من متن تصویب شده ی قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان را که در پارلمان تصویب شده ورئیس جمهور آن را توشیح نموده است،ندارم.ولی متن پیش نویس آن را که فرزندان دانشور هزاره در حوزه علمیه مشهد مقدس تهیه وتدوین نموده اند ،دارم وماده های که در مقاله آورده می شود از همان پیش نویس است.

حقوق بشر بماهو بشر وحقوق بشر باقید بشری که انسان است.

بد نیست که در ابتدا دو نوع حقوق (حقوق بشر-حقوق انسان)را از همدیگر تفکیک کنم تا ماده های قانون احوال شخصیه اهل تشیع بهتر فهمیده شود وراز تضاد بعضی از مواد این قانون با بعضی از مواداعلامیه حقوق بشر آفتابی گردند وحتی علل عقل گریزی بعضی از این مواد قانون ،روشن گردد.

عمده اشکالات غوغا سالاران وروشنفکران که با دستور اربابانش فکر می کنند وعقل خداداد خودرا درقمار خانه ی روشنفکری باخته اند،این می باشند که موادی ازاین قانون با اعلامیه جهانی حقوق بشر ناساز گاری دارند وناقض اعلامیه حقوق بشرهستند.

من در همین ابتدا باید روشن وواضح بگویم که من هم قبول دارم که این ناسازگاری واقعیت دارد ومن در این نوشته در بیان اثبات سازگاری این قانون با اعلامیه حقوق بشر نیستم.

اما سؤال اصلی این است که ناساز گاری بعضی مواد قانون احوال شخصیه اهل تشیع با حقوق بشر،ناساز گاری باکدام حقوق بشر؟حقوق بشری بماهو بشر ویاحقوق بشری باقید انسان؟

تعریف حقوق بشر

واژه بشر گاه معادل مخلوق است که دربرگیرنده همه ی آفریده شده های جهان هستی می شود،دراین اصطلاح، بشر یعنی نشر شده وپراکنده شده در جهان هستی ، که شامل همه ی اشیاءازاجسام جامد گرفته تاخزندگان وپرندگان وجنبندگان وحیوانات وانسان می شود.

حقوق بشرنیز گاه به همین معنا است .یعنی حقوق موجودات که بشر است.

2 – واژه بشر گاه به معنای خاص تراز اول بکار می رود که فقط شامل حیوانات وانسان می شود وحقوق بشر نیز به همین معنا حمل می گردد.یعنی حقوق بشر های که متحرک بالاراده هستند.

3 – واژه بشر گاه به معنای خاص الخاص استعمال می شود که فقط وفقط برانسان قابل تطبیق است وحقوق بشر نیز به تبع این معنای خاص الخاص به کارمی رود.یعنی حقوق نوع ازبشری که متحرک بالاراده وناطق هستند ودارای اختیار می باشند وبرمبنای تعقل اجتماعی می زیند.

حال باید پرسید منظور شما از بشر وحقوق بشر،کدام بشروحقوق بشر برای کدام بشر است ؟

یقینا مدعیان حقوق بشر منظورشان از حقوق بشر ،حقوق بشر، برای بشر به قید انسان نیست.بلکه بشر به معنای دوم است.چون که این ها اعلامیه جهانی حقوق بشر را ملاک می دانند واعلامیه جهانی حقوق بشر علی رغم عنوان خود ،حقوق بشر به قید انسان نیست بلکه بشر بماهو بشر است.

برای روشن شدن بیش تر ،بهتر است که خود انسان را تعریف کنیم تا حقوق بشر برای بشری که فقط انسان طبیعی محض است وحقوق بشر برای انسانی که از انسان طبیعی محض عبور کرده و دارای تعالی قدسی شده است،بهتر فهمیده شود.

نمی خواهم انسان را ازدیدگاه های مکاتب فلسفی وادیان توحیدی وبشری بطور مفصل تعریف کنم وگزارش تفصیلی بدهم برای این که درآن صورت از اصل مقصود باز می مانیم وشاید تعریف «هابرماس»از انسان«انسان گرگ انسان است«دامن ما را هم گرفت وناخواسته طعمه ی آن گرگ شدیم.

تعریف دونوع انسان

ما دونوع انسان،داریم:1 – انسان طبیعی2 – انسان باقیدکمال اکتسابی.

انسان طبیعی:

انسان طبیعی انسانی است که ازدو موجودی بنام پدر ومادر، بدون اختیار متولد می شود ودارای عقل،وجدان وخواسته های مافوق خواسته های دیگر حیوانات است واو را همین عقل،وجدان وخواسته های فرامادی، از دیگرحیواناتی دارای اراده ،ممتاز وجدا می کنند.

این انسان از آن نظر که انسان است، کرامت ذاتی دارد ودارای حقوقی ذاتی غیر قابل انتقال واسقاط می باشدکه حتی خدا هم این حق را از او سلب نمی کند وبر عکس، اعطانمودن این حقوق برای این انسان برخداواجب است واین حقوق دایر مدار ارزش های اخلاقی نمی باشد که از جمله این حقوق، حق حیات وحق تکریم ذاتی وحق انتخاب است.و این حقوق، حقوقی است که آن را حق طبیعی ذاتی می نامیم واین حقوق را هیچ قید وقیود عرضی ذات انسان ازقبیل:دین،مذهب،نژاد،رنگ،جغرافیا،سرمایه،فقرو...نمی تواند ازاو سلب کند ویا باعث حقوق بیش ترشود.

اعلامیه جهانی حقوق بشر، دقیقا همین تعریف را از بشر وحقوق بشر دارد یعنی حقوق طبیعی بشر برای انسان طبیعی،نه انسانی دارای کمال وارزش قدسیِ فراطبیعیِ اکتسابی بر اساس اختیار.

اعلامیه جهانی حقوق بشربا این عبارات آغاز می شود:

« از آنجا که شناسايي حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال نا پذير آنان اساس آزادي ، عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد.از آنجا که عدم شناسايي و تحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده است که روح بشريت را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي که در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد واز ترس و فقر فارغ باشد به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساسا حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم وفشار مجبور نگردد. از آنجا که لازم است توسعه روابط دوستانه بين الملل را مورد تشويق قرار داد ،از آنجا که مردم ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام وارزش فرد انساني و تساوي حقوق زن ومرد مجددا در منشور اعلام کرده اندو تصميم راسخ گرفته اند که به پيشرفت اجتماعي کمک کنند و در محيطي آزاد ، وضع زندگي بهتري به وجود آ ورند، از آنجا که دول عضو ، متحد شده اند که احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي را باهمکاري سازمان ملل متحد تامين کند ، از آنجا که حسن تفاهم مشترکي نسبت به اين حقوق وآزادي هابراي اجراي کامل اين تعهد ، کمال اهميت را دارد ، مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل ، اعلام مي کند تا جمعي و همه ارکان اجتماع ، اين اعلاميه را دائما در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسيله تعليم وتربيت ، احترام اين حقوق و آزادي ها توصيه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي ، شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها ، چه در ميان خود ملل عضو و چه دربين مردم کشور هايي که در قلمرو آنها مي باشند تامين گردد ».
می بینیم که تعریف اعلامیه جهانی حقوق بشر ازانسان ، همان انسان طبیعی است وحقوق ذاتی او نیز همان حقوق طبیعی محض می باشد ، به این عبارات همین مقدمه توجه فرمایید:
«حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري
»

«حقوق يکسان و انتقال نا پذير آنان اساس آزادي ، عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد»

«از آنجا که مردم ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام وارزش فرد انساني و تساوي حقوق زن ومرد»

جمله ی «حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری» در این اعلامیه، معادل طبیعت خلقتی کلیه انسان ها است یعنی انسان از نظر خلقت طبیعی دارای سرشت یکسان است وهمین سرشت یکسانی همه ی انسان ها ، مبنای صلح جهانی می باشد واین صلح جهانی، معنایش این است : همان طور که همه ی انسان ها در سرشت خلقت خود یکسان هستند وهیچ انسانی نسبت به انسان دیکر سرشت برتر ندارد،پس دراجتماع هم نمی تواند حقوق بیش تر داشته باشد ووقتی چنین است، هیچ کسی بر کسی دیگر حق زورگویی ندارند واگر زورگویی کردند باید بدانند که او هم همان مقدار حق طبیعی دارند که براو زور بگویند.پس بهترین راه این است که ما بر همین مبنای تساوی در خلقت ،صلحی رادر اجتماع محترم بشماریم که نه من به توزور بگویم ونه تو به من .این دقیقا صلح برمبنای جهات خَلقی انسان است نه جهات خُلقی اش.

جمله «تساوی حقوق زن ومرد» نیز مبنایش یکسانی درخلقت است ونه چیزی دیگر.

همین نوع نگاه به زن ومرد در اعلامیه جهانی حقوق بشر ونگاه ارزشی به مرد وزن در ادیان توحیدی است که تضاد بین حقوق زن در اعلامیه جهانی حقوق بشر وحقوق زن در ادیان توحیدی را به وجود می آورد که بعدا مفصل تر سخن خواهیم گفت.

این تعریف از بشر در اعلامیه حقوق بشر در دیگر ماده های اعلامیه حقوق بشر نیز مشهود است:

« ماده 1
تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند . همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند .
ماده 2
هر کس مي تواند بدون هيچ گونه تمايز ، خصوصا از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت ، وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر ، از تمام حقوق و کليه آزا دي هايي که در اعلاميه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد که مبنتي بر وضع سياسي ، اداري و قضايي يا بين المللي کشور يا سرزميني باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه اين کشور مستقل ، تحت قيوميت يا غير خود مختار بوده يا حاکميت آن به شکل محدودي شده باشد.
ماده 3
هر کس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد .
ماده 4
احدي را نمي توان در بردگي نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلي که باشد ممنوع است.
ماده 6
هر کس حق دارد که شخصيت حقوق او در همه جا به عنوان يک انسان در مقابل قانون شناخته شود .
ماده 7
همه در برابر قانون ، مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند .همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي که ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريکي که براي چنين تبعيضي به عمل آيد به طور تساوي از حمايت قانون بهره مند شوند.
ماده 8
در برابري اعمالي که حقوق اساسي فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسيله قانون اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملي صالحه دارد .
ماده 9
احدي نمي تواند خود سرانه توقيف ، حبس يا تبعيد بشود .
ماده 13
1- هر کس حق دارد که در داخل هر کشوري آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.
2- هر کسي حق دارد هر کشوري و از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشور خود باز گردد.
ماده 16
- 1هر زن ومرد بالغي حق دارند بدون هيچ محدوديت از نظر نژاد ، مليت ، تابعيت يا مذهب با همديگر زناشويي و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج ،داراي حقوق مساوي مي باشند.
2- ازدواج بايد با رضايت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

3- خانواده رکن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود».

تمام این ماده های اعلامیه جهانی حقوق بشر اشعار بر خود طبیعی انسان دارد نه خود معقول وخود ارزشی اکتسابی وتعالی قدسی انسان.

تمام حقوق مطرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر(به استثنای ماده ی18،26،19
29)حقوقی برای رشد طبیعی وخواسته های خلقت طبیعی انسان است واز خواسته های فراطبیعی وماورائی وروح جاودانه خواهی و قرار گرفتن درجاذبه ربوبی وکمال مطلق، خبری نیست.فقط از خواسته هاوآزادی های سخن رفته است که حیوانات دیگر هم در مرحله نازل تر آن، دارای همان خواسته ها وآزادی ها هستند. منتها، ازآنجا ی که دیگر حیوانات از عقل ووجدان برخوردار نیستند ودرعوض ، دارای غریزه ی هستند که آن غریزه، هدایت کننده آن حیوانات به سوی آن خواسته ها ونظم طبیعی متناسب با جهان حیوانی شان است.

بشرباقید انسان دارای کمال اکتسابی

ادیان توحیدی از جمله اسلام برای انسان دو نوع حیات قائل اند ودر نتیجه دو نوع حقوق ودستوراتی حقوقی دارند1 – حیات طبیعی ودستورات حقوقی طبیعی2 –حیات ارزشی وحقوق ودستوراتی ارزشی.

همان طور که در سطور گذشته در تعریف انسان طبیعی عرض شد،انسان دو نوع خواسته وگرایش دارد که منبعث از وجود دوبعدی او است1 – بعد خاکی -2 بعد قدسی.

دربعد خاکی، حق حیات وآزادی در قلمروی همین حیات طبیعی وآزادی در بدست آوردن نیاز های اولیه وذاتی این حیات،اساسی ترین حق وجودی این انسان است.

اما در بعد قدسی وحیات مبتنی بر «کمال برین»،«حیات معقول»،«حیات طیبه»، «حیات آرمانی» و«حیات پارسایانه» انسان خواسته های دیگر ونیاز های ازنوع دیگردارد.

دراین نوع از حیات انسانی است که بسیاری از نیازها وخواسته های حیات طبیعی رنگ می بازند وانسان برای رسیدن به سرچشمه این حیات از بسیاری آن نیاز ها چشم می پوشند وآزادی های برخواسته از آن ذات طبیعی را منافی با آزادی های مبتنی براین حیات می داند وراه ورسم این حیات با آن حیات تفاوت های ماهوی دارد.

چون اسلام دین «اعتدال» است ودستورات اخلاقی ومدنی اسلام مبتنی بر فطرت قرارگرفته درجاذبه کمال مطلق است ،گذر گاه این حیات طبیعی محض وبشری را به سوی آن« حیات طیبه» و»حیات معقول» از متن همین جهان طبیعت می داند.لذا نیاز های حیات طبیعی انسان را انکار نمی کند بلکه تعدیل می کند ودر نحوه بر آورده شدن خواسته ها ونیاز های این حیات طبیعی ،نظمی براساس عدالت ورها ازافراط و تفریط وضع نموده است واز آن جمله در باره ی نیاز جنسی در قلمرو حیات طبیعی.

نیاز جنسی ونوع گرایی ودیگرخواهی انسان، از جمله نیاز های است که اسلام توجه خاص به آن دارد وما،در بخش دوم این مقاله به این مسئله می پردازیم، در این بخش نخست، اشاره گذرا می کنیم وبه نقد ماده 261 قانون احوال شخصیه می پردازیم.

انسان براساس خواسته ی حیات طبیعی ی خود،خواهان برآورده شدن حداکثرلذت است ودر همجنس خواهی نیز عطش سیرناشدنی دارد واسلام این غریزه ی دیگرخواهی انسان را ضمن به رسمیت شناختن به اصلاح آن پرداخته وزناشویی وهمسرداری را دارای یک نظم معقول ودرجهت رشد وتعالی برین انسان قرارداده است.

ازدواج دراسلام یک کام جوی توأم بالذت صرف نیست. بلکه بریک سنت مقدس بناشده است که لذت توأم با رشدوشکوفای بعد متعالی انسان باشد تاانسان باازدواج کردن درآستانه عروج به جهان متعالی قرار گیرد ودر دوبعد به سازندگی بپردازد:

1 -دربعد حیات طبیعی به ساختن جامعه برین قیام کند .

2 - در بعد قدسی خویش به تهذیب جان همت ورزد .

ازآنجا که طبق مشیت خدا ، انسان باید بعد از فعل وانفعال های دوموجودی بنام پدر ومادر به دنیا بیاید وگذر گاه انسان از جهان جنینی به جهان طبیعی، صلب پدر ورحم مادر باشد، خدای متعال برای حرمت این گذر گاه، دستوراتی داده اند تا این گذر گاه از هرگونه پلیدی وقازورات ورجس، مصون بماند وطاهرباشد ،تاشایستگی آن را دشته باشد که تجلی گاه مشیت خدا و گذر گاه حیات طیبه گردد.

برای همین است که خدای متعال برای کاشتن امانت مقدس خود، که نامش نطفه باشد، مراسم الهی ودستورات قدسی دارد تا در یک شب مقدس ونورانی از پرتو عشق به کمال دلداری ودادگی ودر شعاع مشیت لایتغیر حق، این امانت عظیم خدا، با شکوه جلا ل تقدیر، از گذرگاه صلب پدر به مشیت خانه الهی رحم مادر، منتقل شود وهنگام دست به دست شدن آن امانت عظیم خدا، این گذرگاه حیات خلیفه خدا طاهر ومطهر باشد.

بعد از این تمهیدات می پردازیم به نقد وبررسی ماده 261 قانون احوال شخصیه اهل تشیع.

گفتیم اسلام هدفش از ازدواج ،فقط صرف برآورده شدن خواسته های حیوانی ولذت طلبی طبیعی محض نیست،بلکه هدف مقدس تر در این دل دادن ودل بدست آوردن ها درکار است.اگر هدف از ازدواج فقط همان کام جوی طبیعی محض بود، دیگر لازم نبود که این سنت الهی را در چهار سوی قاعده وقانون تشریعی عیار کند بلکه این غریزه دیگرخواهی انسان را مثل غریزه جنسی دیگر حیوانات، فصل بندی نموده ، تخته بند طبیعت می کرد .

اما می بینیم که چنین نکرده است. پس دراین تخته بند نکردن غزیره جنسی انسان در سرشت طبیعیش رازی بزرگی درکار هست

آیا مذهب شیعه قائل به تجاوز جنسی به زن است؟

از جمله تهمت های که در این چند روزبعد از توشیح قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغاتستان ،از طرف رسانه های جهانی وروشنفکران فرمایشی،مطرح شده این است که ماده 132(253)قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان،تجاوز جنسی به زن را به رسمیت شناخته است.

در ماده صد و سي و دوم قانون "احوال شخصيه اهل تشيع)ماده 253پیش نویش)" چنين آمده است:

"بر زن واجب است تا در صورت تمايل مرد به استمتاعات جنسي، از او تمكين كند. مرد مكلف است كه بيشتر از چهار ماه بدون اجازه زوجه (زن) خود نزديكي با او را به تاخير نياندازد»

آیا براستی این ماده تجاوز جنسی به زن شرعی یک مسلمان شیعه است؟

من نمی دانم این کشورهای که فرهنگ رابطه جنسی زن را باحیوانات چون: سگ،خر، اسب و...در قالب هنر وفلیم، تبلیغ می کنند ،چه تصوری از تجاوز جنسی دارند؟آیا تمتع شرعی وقانونی با رضایت زوجین ویا در خواست شوهر از زن،تجاوز جنسی است وبی حرمتی به زن می باشد؛ یا،فلیم جنسی ساختن از زن با حیوانات وآن فلیم های شرم آور وکرامت سوز را در رسانه ها، مدارس،وسینماها واینترنت، به نمایش گذاشتن، تجاوز جنسی زن وبازی کردن با کرامت ذاتی زن است؟

آیا درخواست تمتع جنسی شرافتمندانه یک شوهر اززن شرعی وقانونیش ،تجاوز جنسی است؛ یا مجبور کردن آقای کلینتون منشی خودرا به برقراری رابطه نامشروع ،تجاوز جنسی است؟

آیا درخواست رابطه جنسی یک شوهر از زن خود باهزاران ناز وکرامت و شور عاشقی وحرمت انسانی، تجاوز جنسی است ؛ یا مجبور کردن کارمند کاخ سفید را به همجنس بازی،تجاوز جنسی ونقض حقوق بشر است؟

آیاواقعا باورکردنی است!!که رسوای های جنسی رئسای جمهور ونخست وزیران امریکا،کانادا،فرانسه،روسیه واسرائیل تجاوز جنسی نباشند !!!اما رابطه جنسی معقول وطبیعی یک زن وشوهر مسلمان، تجاوز جنسی باشد؟

مگر این شما غربی ها نیستید که در مدارس ازهمان دوره متوسطه به نونهالانتان راه ورسم بهتر وقانونی ترِ تجاوز به دختران را آموزش می دهید؟آن تجاوزجنسی نیست اما درخواست همبستری بین زن وشوهر شرعی یک مسلمان تجاوز جنسی است؟

مگر ازدواج یک رکن اساسی اش همین تمتع جنسی ازراه قانونی وشرعی نیست؟مگر یکی از فلسفه های اصلی ازدواج تولید نسل پاک ومطهر نیست؟وچه راهی بهتر از راه زناشویی ،برای تولید نسل پاک وطاهر است؟

مگر همان «پرفیسور پیوژه» بزرگ ترین فیلسوف علوم تربیتی ونویسنده ده ها کتاب تربیتی درباره تربیت کودکان نگفته است که نیات درونی واخلاق معاشرتی پدرمادر درهنگام انعقاد نطفه کودک،برروحیه کودک تاٍثیر دارد؟

پس فرزندانی که از طریق ازدواج های شرعی وهمبستری مبتنی برخواهش های کرامتمندانه زوجین باشند،انسان های دارای اخلاق انسانی به بار می آیند ویا کودکانی که براساس هوسرانی های زورگویانه که در جهان غرب بدنیا می آیند؟

این ها از چنان روشنی و وضوحی وبداهتی برخوردار است که 4=2+2است.اما وقتی انسان برخرشیطان سوار شود وعینک عناد بر چشم بزند ومرغش یک پاداشته باشد،هرامربدیهی را منکر می شود وبه فلسفه سازی می پردازد وآسمان وریسمان را بهم می بافد.مگر «هیوم» بدیهی ترین بدیهیات

یعنی «اصل علیت» را انکار نکرد؟

من جهت روشن شدن بیش تر، چند ماده دیگر آن قانون را از پیش نویس آن می آورم تا معلوم شود که دروغ پراکنی غوغاسالاران، انگیزه ی جز مبارزه با کرامت مسلمان وخشین نشان دادن مکتب اسلام چیزی دیگر نیست.

ماده 251-

زوجين مکلف به حسن معاشرت با يکديگر و باوالدين و اقارب يکديگر هستند.

ماده 252-

زوجين بايد در تحکيم اساس خانواده و تربيت اولاد با يکديگر معاضدت و همكاري نمايند.

ماده 253-

زوجين بايد از اعمالي که موجب تنفر ديگري مي شود، بپرهيزند و اگر مرد خواهان آرايش زوجه در لباس و بدن باشد، زوجه موظف است بپذيرد.

ماده 254-

زوج مكلف است از هر چهار شب يك شب، با زوجه اش در فراش واحد بيتوته نمايد و هر دو، در حد متعارف مؤظف به استمتاعات جنسي هستند، مگر اين كه براي يكي از زوجين مضر و يا يكي از آنها مبتلا به امراض مقاربتي باشند.

ماده 255-

اگر مردي بيش از يك زوجه داشته باشد، مكلف است براي هر يك حداقل يك شب از چهار شب را با وصف ماده 254 اختصاص دهد و در صورتي كه حق برخي ايفا نشود ملزم به جبران است».

اگر این مواد قانونی را در کنار هم قرار بدهیم چند چیز به بدست می آیند:

1 – رابطه جنسی عادلانه بین زوجین

2 – رابطه جنسی براساس کرامت انسان

3 – قائل شدن حق رابطه جنسی قانونی وشرعی متساوی برای زوجین.

4 – زن اگر عذری معقول روحی وجسمی داشته باشد، مرد حق ندارد زن را مجبور به همبستری کند

5 –شوهر حق ندارد براساس خود خواهی وبوالهوسی حق رابطه جنسی شرعی وقانونی زن خودرا غصب نموده خود آزادانه تمتع جنسی داشته باشد.

علا بر این ها،قانون به زن این حق را داده است که هنگام عقد هرگونه شرطی را که منافی با اصل فلسفه ازدواج وغیر عقلانی نباشد؛ به عنوان شرط در ضمن عقد بر شوهر خود تحمیل کند
: ماده 267-

زوجه مي تواند در عقد نكاح شرط كند:

زن ديگري را مطلقا يا تا مدتي عقد نكند.

اختيار محل سكونت با زوجه باشد.

زوجه از طرف زوج وكيل بلا عزل در مطلقه نمودن خود در موارد ذيل و مانند آن باشد:

الف) عدم وصول نفقه تا مدت معين.

ب) حبس زوج تا مدت معين.

ج) ابتلاي زوج به مرض هاي صعب العلاج.

د) غيبت زوج تا مدت معين.

ه) اعتياد زوج.

ناگفته نگذارم که اعداد این شروط،اعداد تعیینی وغایی نیستند بلکه اعداد طریقی وارشادی می باشد وبیان گر این است که زن می تواند شرط در ضمن عقد داشته باشد ونمونه ای از مصادق معقولی راکه زن می تواند به عنوان شرط ضمن عقدذکرکند ،آورده است ،یعنی ذکر این اعدا ارشاد بر مصادق است نه حصر قانونی .

ماده دیگری که در پیش نویس آمده است وهرگونه رابطه جنسی خشونت آمیز را از مرد سلب می کند ماده 179-است که می گوید:

دخول به زوجه قبل از آمادگي جسمي ممنوع است، اگر به واسطه دخول، افضا گردد، ديه کامل يك زن و نفقه مادام العمر زوجه بر عهده او است و در صورت فوت زوج از اصل تركه تأديه مي شود.

می بینیم که قانون احوال شخصیه هرگونه خشونت جنسی را بر مرد ممنوع کرده است ورابطه جنسی زن وشوهر باید براساس کرامت انسانی وبارضایت طرفین باشد:

ماده 253-

زوجين بايد از اعمالي که موجب تنفر ديگري مي شود، بپرهيزند

ماده 254-

زوج مكلف است از هر چهار شب يك شب، با زوجه اش در فراش واحد بيتوته نمايد و هر دو، در حد متعارف مؤظف به استمتاعات جنسي هستند، مگر اين كه براي يكي از زوجين مضر و يا يكي از آنها مبتلا به امراض مقاربتي باشند.

ملاحطه می کنید که دراین ماده قانونی« در حد متعارف مؤظف به استمتاعات جنسي هستند، مگر اين كه براي يكي از زوجين مضر و يا يكي از آنها مبتلا به امراض مقاربتي باشند.» مرد وزن را موظف می سازند که تمتع جنسی متعارف داشته باشند وچنانچه این تمتع جنسی برای هریک از زوجین ضررداشته باشند طرف مقابل حق ندارد خواهان تمتع جنسیی باشد که برای طرف مقابل ضرر جسمی ویاروانی دارد.

اگر با دیده انصاف وعاقلانه وبدور از عقد وکینه وعناد به مجموع این مواد قانونی نگاه بیندازیم وآن را با توجه به حیات تجرید شده از خواهش های حیوانی صرف، مورد امعان نظر قرار دهیم ،یقینا اعتراف خواهیم کرد که این نوع رابطه زناشویی، عدالت جنسی وتمتع عقلانی ناظر بر بعدی قدسی انسان است ودر این تمتع خواهی جنسی، کرامت انسانی زوجین مطرح می باشد.

امااگر بناباشد که با عناد وجحد ومغالطه بازی وسفسطه بافی به این مواد نگاه کنیم ،یقینا هزار اما واگر خلق خواهد شد وما با چنین انسان های لجوج ومعاند سخنی نداریم وخدا را شاکروسپاس گذاریم که ما را از امت وسط قرار داده است:

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (١٤٣)

ماده 133(261پیش نویس)واقعا ماده مرد سالار وقرون وسطایی است؟

ماده133

"زوجه (زن) بدون اذن زوج (شوهر) نمي تواند از منزل بيرون شود، مگر اينكه عسر و حرج يا مشقت داشته باشد كه به مقدار دفع عسر و حرج يا مشقت بدون اذن شوهر مي تواند بيرون برود و در صورت اختلاف، محكمه حكم كند."

یکی از پرچالش ترین مواد قانون احوال شخصیه همین ماده است ومخالفان داخلی ی که از بیرون دستور می گیرند وخارجی های که به قصد ملت سازی به افغانستان آمده اند،این ماده قانونی را ناقض حقوق بشر ومخالف فلسفه حضورشان در افغانستان نامیدند که البته راست هم می گویند.

راست ترین سخنی که تاکنون درباره حضوربیگانگان در افغانستان گفته شده است همین سخن است.

اما فرهنگ خانواده در شرق ومخصوصا در اسلام، بافرهنگ خانواده در غرب تفاوت ماهوی دارد وتبعا بیرون رفتن ونرفتن زن ازخانه هم در دوفرهنگ تفاوت جوهری پیدامی کند.

خانواده در اسلام یک معامله وقرار دادی برای رفع شهوت ویا از تنهایی بدر آمدن نیست بلکه خانواده در اسلام مکتبخانه و معبدی است برای انسان شدن انسان وانسان دردامن خانواده است که تربیت انسانی می یابد واز پستان مادر شیر عاطفه می نوشد ودر پرتو مهرپدر باغ جانش را شکوفا می سازد .

از آنجای که خانواده در اسلام یک مکتبخانه است وهرمکتبخانه ی برای شاگردان ومدیران مکتب قوانین ومقرراتی دارند، اسلام هم برای این مکتب ومدیران وشاگردانش قوانین ومقرراتی دارد.

اولین مقررات این است که مادر، مدیر داخلی خانه باشد چون مدیریت داخلی خانه باید به عهده کسی باشد که سرچشمه مهر وعاطفه باشد تافرزندان در دامان مهر ومدیریت عاطفی او انسان تربیت شوند .

چنان که در آموزشگاه ها ، همه ی آموزگاران از روحیه واخلاق یکسانی برخوردار نیستند وسلوک فردی واجتماعیش متفاوت می باشند وبرای همین است که در مرحله نخست، وزارت تعلیم وتربیت یک قانون کلی را وضع می کند که همه ی معلمان موظف به رعایت آن می باشند ودر مرحله بعد هرآموزشگاه باتوجه به جغرافیای وجودی آن آموزشگاه وسطع دانش آموز گاران، آئین نامه ی داخلی مخصوص به خودرا دارد.

اگر این قوانین کلی وزارت وآئین نامه های داخلی آموزشگاه هارا با توجه به آن ذهنیت آرمانی جایگاه ومقام آموزگاران به قضاوت بگیریم می بینیم این قانون کلی وآئین نامه های داخلی آموزشگاه ها بر بخش اعظم از آموزگاران ظلم وستم است وتوهینی بر معلمان ومقام معلم می باشد.

اما اگر معلمان را با این قانون فرد فرد در نظر بگیریم می بنیم که باید چنین قانون وآئین نامه های داخلی باتبصره های بیان کننده آن قانون کلی باشد .

خانواه هم همین طور است اگر وظایف زن را در مقابل شوهر به طور مجموعی وارزشی در نظر بگیریم می یابیم که بر بسیاری از زن ها(مثلا زنی که دررشته ی از رشته ها دارای درجه علمی پرفیسوری است،به او گفته شود بدون اذن شوهر خود از خانه بیرون نروید. )واقعا ستم وظلم است وتوهین به زن محسوب می شود.

اما اگر با توجه به واقعیت های عینی وملموس در نظر بگیریم می بینیم نظمی است عادلانه .

حال برگردیم به شرح وبسط این ماده وآن ماده را با ماده ها ی دیگر یک جا ودر کنارهم مطالعه کنیم.

این ماده می گوید، زن بدون اجازه شوهر حق بیرون رفتن از خانه راندارد ،مگر در حالت های مخصوص.

البته قانون، ماندن در خانه واز خانه بیرون رفتن زن را تعریف نکرده است ومصادق ارشادیی را ذکرنکرده وآن را به عرف واگذار کرده است که از جهتی نقص قانون است واز جهتی دیگر مطابق با واقعیت های زندگی می باشد ونمی شود مصداقی برای آن ذکر نمود چون موقعیت های جغرافیای وفرهنگی خانواده در تعریف از خانه وبیرون خانه ، تفاوت ماهوی دارد. برای آن که یک جغرافیای زیستی از خانه وبیرون خانه تعریفی دارد که جغرافیای دیگر تعریف دیگر وفرهنگ دیگر.

خانواده علا وه بر این که از جغرافیای زیستی خود تأثیر می پذیرد از فرهنگ فردی وفرهنگ آموزشی کتله های قومی وطایفه ای رنگ می گیرد.

مطمئین باشید، منظور قانون گذار از بیرون نرفتن زن از خانه بدون اذن شوهر، بیرون رفتن زن برای خرید ضروریات زندگی ویا دید وباز دید اقوام درجه اول نیست ویا منظور قانون گذار از بیرون نرفتن زن ازخانه بدون اجازه شوهر، بیرون نرفتن زن برای تحصیل کمال ورشد شخصیت انسانی زن نیست وحتی بیرون نرفتن زن برای شرکت در سازندگی علمی واقتصادی جامعه نیست.مخصوصا اگر آن زن در رشته ی دارای تخصصی باشد که جامعه به آن نیاز حیاتی داشته باشد. چون قانون گذار عالم است که اگر زن ومرد دارای تحصیلات عالی باشند، هیچ گاه مردخانه از زن دارای تحصیلات عالی خودش نمی خواهد که مثل پیر زنان به خانه بنشیند.مثل زنی که پژشک است وبیماری در بیمارستان به او نیاز دارد وغیر از او کسی دیگر نمی تواند جان او را نجات بدهد.

اگر کسی از این عبارت قانون چنین توهمی داشته باشد، بسیار انسان جاهل وبی خبراز راه ورسم زناشویی وعشق ومحبت زوجین است وقانون شناسی وقانون گذاری را با دستور شهردار اشتباه گرفته است.چنین انسانی باید برود خرکاری کند نه این که در پارلمان نماینده باشد ویا ردای الون گون روشنفکر را برتن کند وقلم این امانت عظیم خدارادردست گرفته دروغ پراکنی کند .

پس بیرون نرفتن از خانه بدون اذن شوهر، برای قشری از خانواده های هستند که زن در بیرون از خانه هیچ نقشی ندارد وبیرون رفتن او جز معنای بوالهوسی چیزی دیگر نیست.

علاوه بر این ذهنیت قانون گذارانه:قانون گذار ماده های دیگری را آورده که دایره حاکمیت این ماده را به حد صفر می رساند:

ماده 259-

اگر زوجه قبل از عقد نكاح شاغل باشد و زوج در ضمن عقد صريحا مخالفت با اشتغال او نكرده باشد، پس از نكاح نمي تواند با ادامه اشتغال او مخالفت نمايد، مگر اين كه شغل زوجه منافي مصالح فاميل يا حيثيت يكي از زوجين باشد

ماده 260-

در روابط زوجيت، سرپرستي خانواده با زوج است؛ مگر اين كه به علت قصور فكري زوج به موجب حكم قاضي به زوجه واگذار شده باشد.

ماده 319-

زوجه با استناد به يكي از دلايل ذيل ميتواند به قاضي شكايت كند و الزام زوج را به رفع مشکل بخواهد و در فرض عدم امکان الزام تقاضاي طلاق نمايد:

1- وجود عسر و حرج يا ضرر در ادامه زندگي.

2- سوء معاشرت زوج در حدي كه عرفا زندگي قابل تحمل نباشد.

3- عدم همكاري و معاضدت زوج در تربيت اولاد و تحكيم خانواده.

4- استنکاف زوج از وفا به حقوق زوجيت.

ماده 400-

زوجه ميتواند با توجه به شان يا عادت يا مقتضيات عرف از اقامت در منزل مشترك با والدين زوج يا ديگر افراد امتناع نمايد

ماده 257-

زوجه مكلف به اداره و انجام كارهاي داخل منزلي مي باشد كه زوج براي او تهيه كرده است ولي ملزم به كار هاي از قبيل شستشوي لباس زوج و پختن غذا براي او نيست».

نتیجه

می بینیم که قانون گذار اگردر ماده133(پیش نویس261)این حق را به شوهر داده که بر بیرون رفتن ونرفتن زن نظارت داشته باشد؛ در این ماده به زن هم این حق را داده است که اگر شوهر، ناحق وبی رحمانه مانع رفتن او ازخانه شد ،زن هم می تواند از این حق خود استفاده کند و از کارکردن در خانه امتناع ورزد واز دستور شوهر سرپیچی کند وشوهر هم حق اعتراض نداشته باشد.

باتوجه به آنچه گفته شد ،این دو ماده را اگر به تنهای در نظر بگیریم هم ظالمانه است وهم ناقض حقوق ذاتی زن امااگر این دو ماده را با مجموع ماده های که تکلیف مشترک زوجین را بیان می کند، در نظر بگیریم واز مصادق آرمانی آن چشم پوشی کنیم،نه ناقض حقوق ذاتی زن است ونه ظالمانه ،منتها ظاهرعبارات این ماده چالش آفرین است ولحن غیر لحن حقوق بشری دارد.

پایان بخش اول

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب  جدید

ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
اعلان ولسوالی شیبربامیان، به حیث ولسوالی صلح - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 138
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۱/۲۴ساعت 0:26  توسط اسدالله جعفری  | 

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب

بنام خدا

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان

ورسوایی های اخلاقی متولیان مذهب

اسدالله جعفریjafari,asadollah@gmail.com

طبق آخرین خبر ها قانون احوال شخصیه افغانستان بعد ازدوسال واندی بزکشی های ارباب سیاست وپوستین بدوشان خدایان مذهب با این قانون بی زبان ،سرانجام از مجلسین افغانستان رأی گرفته به توشيح ریاست جمهوری درحال احتضار افغانستان رسید.

تصویب این قانون در پارلمان افغانستان وتوشيح آن ازطرف جناب آقای کرزی که عمر ریاست او آفتاب لب بام است،انگیزه های سیاسی دارد تا صبغه قانونمداری.چون هم آقای یونس قانونی ازتصویب آن دردوران ریاست مجلسی خود هدف سیاسی دارد وهم آقای کرزی باتوشيح آن در لحظات احتضار، چشم طمع به رأی شیعیان افغانستان دارد وهمزمانی سفر معاون مذهبی شیعه اش آقای یوسف واعظی ووزیرشیعه اش سروردانش به ایران با توشيح این قانون ، نیز با همین هدف وانگیزه است تا این دو شخصیت درخدمت معاون دوم رئیس جهمور با زبان مذهب برای آقای کرزی کرامت ومعجزه بتراشند وبرای پیغمبر خود امت جمع کنند تا هم پیغمبر عالم سیاست شان برکرسی پیغمبری باقی بیماند وهم پوستین بدوشان مذهب در پستهای معاونت دوم،معینیت امور مذهبی ووزارت عدلیه ، چند روزدیگر به اربابی ادامه دهند.

از انگیزه های سیاسی آن که بگذریم، می رسیم به رسوا کاری های متولیان مذهبی در ماجرای تدوین وتصویب این قانون زبان بسته که متولیان مذهب هرکدام شان بنحو رسوایی اخلاقی شان را به نمایش گذاشته اند که ابتدا از متولیان مذهبی پارلمان نشین شروع می کنم بعد به مصاحبه های متولیان مذهبی شورای علما می پردازیم.

بخش اول

رسوایی اخلاقی متولیان مذهبی پارلمان نشین

این قانون اول بین سه جریان شیعی یعنی طیف آیت الله محسنی،کریم خلیلی وحاجی محمد محقق بدل به میدان بزکشی سیاسی ومذهبی شد که البته حاجی محمد محقق بسیار زود صحنه را ترک کرد ودر کرانه میدان به تماشا ایستاد.

اما طیف محسنی وکریم خلیلی ازخرشیطان پایین نیامدند که نیامدند وکریم خلیلی سرباز وفادارش آقای سروردانش را بر زین اسب وزارت نشاند وبه مصاف آقای محسنی فرستاد ومحسنی هم ریش وکلاهی به دانش نشان داد که جناب دانش راازپیران پاک ضمیری ساخت که آینده را در خشت خام می بیند وهم خدارادارد وهم خرمارا.

بعد از آن همه بزکشی طیف آیت الله محسنی وکریم خلیلی به پیش مرگی سروردانش ،سرانجام به مجلس راه پیداکرد وبا سه طیف1 – سکولاران مذهبی 2 – مذهبیان سنت پرست 3- ولائیک نما های ملی روبرو شد. طیف سکولارهای مذهبی سیاست حرکت درسایه را در پیش گرفتن واستراتیژی روبا وگربه را اتخاذ نمودند.

طیف لائیک نما، بعد از بند وبست های بسیار با موئسسه های خارجی در افغانستان بردر خانه الهه حقوق بشر پیشانی سایدند ومعبد کاتب را ناقوس علمانیت بستند وبرطبل حقوق بشر ضربه اُمانیسم نواختند وزره بین نقد علمی برچشم ها زدند وقانون بی زبان را جراحی پوزیتویسمی کردند.

لائیک نماها خواستند اسماعیل را قربانی کنند که خدای اسماعیل معجزه کرد وتیغ علمانیت شان نتوانیست گلوی اسماعیل را ببرد .

اما طیف مذهبی های سنت پرست نیز به دو طیف تقسیم شدند1 – سنتی های مدرن2 – سنتی های سلفی به رهبری حضرات عبدالرب رسول سیاف پر فیسور شرعیات الازهر وروابط العالم الاسلامیه وهابی پرور عربستانی سعودی وپرفیسوربرهان الدین ربانی پرفیسورشرعیات دانشگاه الازهر و واردکننده «اخوان المسلمین » ازمصر به افغانستان.

طیف سنتی های مدرن حول محورحاجی محمد محقق،محمد اکبری ویونس قانونی مصلحت را در آن دید که باتصویب این قانون گامی به سوی دموکراسی بردارند وریشه های نهال نوپای وحدت ملی را استحکام بخشند وحرمت جهاد مقدس ملت بزرگ افغانستان راپاس دارند وخون شهیدان راه عدالت وآزادی را تقدیس داشته درایت وزمان شناسی شان را به نمایش گذارند.

طیف سنتی های مدرن بامحوری محمد اکبری وحاجی محمدمحقق ،سیاست مذاکره وگفت وگو را در پیش می گیرند وآیت الله محسنی نیزازبیرون پارلمان این سیاست را تأیید نموده دنبال می کند.

همین سیاست گفت وگوی این طیف سنتی های مدرن بود که بخشی اعظم از برادران وخواهران تاجیک،ازبک وپشتون را وامی دارند که به این قانون رأی بدهند وشخص رئیس پارلمان آقای یونس قانونی در پاسخ طیف لائیک نما ها می گویند:

اگر به این قانون اعتراض دارید بروید باعالمان ونمایندگان اهل تشیع مذاکره وگفت وگو کنید وازایشان پاسخ بخواهید .اما من براساسی ماده 131 قانون اساسی،این قانون را درپارلمان به رأی می گذارم و به این قانون رأی می دهم.

اما آقایان سیاف وبرهان الدین ربانی رأی به قانون احوال شخصیه اهل تشیع را تحریم می کنند و آقای سیاف شخصا در پارلمان سخنرانی می کند ومی گوید من هیچ الزامی ندارم به این قانون رأی بدهم چون خلاف مذهب ما است ...

اما آقای ربانی طبق همان سیره مستمر خود فتوای تحریم صادر می کند وروز رأی گیری هم به پارلمان حاضر نمی شود.

آقایان حاجی محقق ومحمداکبری طبق همان سیاست گفت وگو وبراساس ائتلافی که در پارلمان باآقایان سیاف وبرهان الدین داشتند،تلاش بسیارکردند تا آقایان سیاف وبرهان الدین ربانی را قانع کنند که دست از مخالفت بردارند.

سرانجام این مذاکره این می شود که آقای ربانی متحد دیروز وامروز خود محمد اکبری را باصدور فتوای تحریم پاسخ می دهند وهرگز راضی به ملاقات خصوصی محمد اکبری نمی شود.

اما آقای سیاف متحد پارلمانی خود محقق را اجازه ملاقات داده در خانه اش بطور خصوصی می پذیرد اما حرف خود را علنا پس نمی گیرد.

من به حیث یک هزاره شیعه از درایت سیاسی جناب آقای یونس قانونی ،سیاست های زمان شناسانه وتوأم باحلم وگفت وگوی حاجی محمد محقق ومحمد اکبری وازرأی برادران وخواهران سنی مان درپارلمان افغانستان ، تشکر می کنم وامید وارم که گذشته های سیاه وتاریک افغانستان به فروغ جاویدان حکمت،مصلحت ووحدت ملی بدل گشته وافغانستان به عنوان یک افغانستان آزاد ،آباد ومتمدن برتارک تاریخ بدرخشد وازبرکت خون شهیدانش همیشه لاله زار بی خزان باشد.

سخنی با حضرت پر فیسور عبدالرب رسول سیاف

ملت افغانستان بسیار ملت بزرگوار وتاریخ افغانستان تاریخ کرامتمندانه اند .ملت افغانستان ازآن نظر ملت بزرگوار است که همواره از عزت ،شرافت،عقاید واستقلال خود تاآخرین رمق دفاع نموده است وتاریخ افغانستان از آن نظر تاریخ کرامتمندانه است که تاهنوز واژه مستعمره برپیشانی بلند آن خیمه نزده است وهرتجاوزی را کرامتمندانه دفع نموده وبامتجاوزان رفتارانسانی داشته وحرمت ذاتی انسانی شان را نگهداشته است.

اگرملت افغانستان ملت بزرگوار نبودی بعد ازخروج ذلیلانه شوروی متجاوزوبرچیده شدن بساط خدایی گروه طالبان والقاعده ازافغانستان ، سران خلق وپرچم ورهبران جهادی مخصوصا حضرات سیاف،ربانی وگلبدین حکمتیار را یک روز زنده نمی گذاشت چون سران خلق وپرچم با وطن فروشی کشوررا به شوروی ها فروختند وپیش مرگ اشغال گران دیروزشدند ورهبران جهادی با انحصار طلبی قدرت وسوار شدن برخرشیطان ، باعث خلق طالبان والقاعده گردید وملت افغانستان را به خاک سیاه نشاندند وخود پیش مرگان اشغالگران جدید پیمان ناتو شدند.

اما حضرت پرفیسور عبدالرب رسول سیاف شما با موضیع گیری واپسگرایانه وغیر شرعی وعقلی خود در برابر قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان ، بزرگواری مردم هزاره را به بی حرمتی پاسخ دادید وقلب پیغمبر خاتم وعترت رسول اعظم را جریحه دار ساختید.

آقای سیاف خوب به یاددارید که درکنار پرفیسور ربانی هزاران انسان هزاره را درغرب کابل قتل عام نمودید اما ملت کرامتمند وعترت محور هزاره کرامتمندانه ازگذشته سراسرگناه وخون خواری شما چشم پوشید ونماینده اول ملت هزاره حاج محمد محقق برهمین اساس وذهنیت درپارلمان دست اتحاد با شما داد تا با این اتحاد وانتحار سیاسی گذشته سیاه شما را سرپوش گذاشته بین دوملت برادر هزاره وپشتون عقد اخوت بندد تادشمنی های ناخواسته از میان این دو برادر رخت بربندد.

اما آقای سیاف شما حتی همان عرق پشتونی وجوانمردی افغانی را هم پاس نداشتید ونام نیک متعهد بودن به قول وقرار پشتون را بدل به ننگ خیانت نمود ید وبه ندای متحد پارلمانی خود حاجی محمدمحقق نه گفتتید ونه تنها به قانون احوال شخصیه اهل تشیع(همان تشیعی که بزرگوارانه شما را بخشیده بود)رأی ندادید بلکه بسیارواپسگرانه وبچه گانه گفتید:

من ملزم نیستم که به این قانون رأی بدهم ونمایندگان سنی هم نباید به این رأی بدهند چون این قانون خلاف مذهب ما هستند»

حضرت آقای پروفیسور سیاف

حضرت آقای پروفیسور سیاف، این موضیع گیری شمادرقبال قانون احوال شخصیه اهل تشیع،خلاف صریح آیات قرآن،سیره خلفای راشیدین،خلاف سیره قوم پشتون ،خلاف مروت وجوانمردی قوم پشتون،خلاف قانون اساسی افغانستان،خلاف عقل،خلاف عرف فقها ،خلاف قاعده استحسان،خلاف قاعده مصالح مرسله،خلاف قاعده الزام وسدذرایع است.

خلاف صریح آیات قرآن قرآن

حضرت آقای سیاف،شما احتمالا حافظ قرآن مجید وبخشهای عظیمی از صحاح سته باشید چون عنوان لقب «عبدالرب» را از دانشگاه وهابیت پرور عربستان سعودی دریافت نموده ودرجه پرفیسوری شرعیات رااز دانشگاه الازهر اخذ نموده اید وهمین عنوان ها ودرجه علمی شما بیان گر آن است که شما حافظ قرآن واحادیث باشید.

حضرت عالی نیک می دانید که قرآن می فرماید:

وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره بقره –آیه42)

درحالی که حق را می دانید،کتمان حق نکنید وحق را با باطل درنیامیزید.

آقای سیاف خوب میدانید که قانون احوال شخصیه حق مسلم دینی ومدنی اهل تشیع است وقانون اساسی این حق را به رسمیت شناخته است .

اما شما برخلاف فرمایش قرآن به تلبس وکتمان حق برخواستید ودر حقیت شما با انکار این آیات روشن خدا مصداق «یؤمن ببعض ویکفرببعض» هستید

بازمی دانید که قرآن می فرمایند قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ(وره بقره-263)

سخن نیکو بهتر از آن است که درراه خدا صدقه بدهید.

قرآن در جای دیگر می فرماید:

ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (سوره نحل- ١٢٥)

خداما رادر این آیه فرمان می دهد که برای گفت وگو ،حکمت،موعظه ومجادله نیکو را برگیزینیم.

خلاف سیره خلفای راشیدین

حضرت عالی نیک می دانید که شیخین حضرات ابوبکر وعمررضی الله عنهما، بار ها به مردم اعلام نمودند که شایسته ترین فردشما علی ین ابی طالب است .

عمربار ها فرموده بود «لولاعلی لهلک عمر» اگر علی نبود عمر هلاک شده بود .وهمین حضرت عمر دستورداده بود که تاعلی درمیان شما باشد هیچ کسی دیگر حق ندارد به قضاوت نشیند.

همین عمر بود که هنگام فتح شمال افریقا،ایران وروم شرقی از علی استمداد وراهنمای خواست وامام علی(ع) فرزند عزیزش امام حسن را به یاری عمر فرستاد وحتی هنگامی که عمر خلیفه مسلمین در جنگ بارومیان درآستانه شکست قرار گرفت وخود شخصا تصمیم گرفت که به جبهه رفته شخصا فرماندهی جنگ را بعهده بگیرند تا لشکر اسلام با دیدن خلیفه مسلمین نیروگرفته تشجیع شوند.

اما قبل از حرکت به سوی جبهه به امام علی نامه نوشت که یاابالحسن من چنین تصمیمی دارم اگر تصمیم من را می پسندی خودت بیا بجای من بنیشین وبه امور مسلمین رسیدگی نما که هیچ کسی مثل شما امین ودانا به امور مسلمین نیست. تامن باخاطر آسوده به جبهه روم.

اما امام علی به عمرنامه می نویسد که نه این کار رانکن چون با رفتن شما به جنگ ،دشمن جری می شوند ومی گویند مسلمین نیرویش تمام شده اند که خلیفه مسلمین خودش شخصا به جبهه آمده اند وبرای همین تمام توان ونیروی خود را صرف اسیر وکشتن شما می کنند ولشکر اسلام هم با دیدن شما روحیه خود را از دست می دهند وگمان می کنند که این آخر خط است.

آقای سیاف جناب عالی خوب می دانید که اگر امام علی به دنبال قدرت وبدست گرفتن حکومت بود حتما عمر را تشویق به رفتن می کردند وهمان طور که معاویه مالک اشتر والی علی درمصررا درکمین نشست وبه شهادت رساند،علی هم در کمین عمر می نشست وعمررا نرسیده به جبهه می کشت وخودش خلیفه قانونی وطبیعی مسلمین بود.

همین حق پرستی وتعهد ووفا وصداقت امام علی درمقابل عمر است که مسلمان سنی امریکایی ونویسنده کتاب«علی بنیان گزار وحدت امت اسلامی» بعد از نقل این واقعه تاریخی می گوید:

از همین جا هرانسان منصفی قضاوت می کند که مخالفت علی با شیخین فقط برای حق بوده نه برای حکومت وبدست گرفتن قدرت،واگر چنین بود همین موقعیت بهترین موقعیت برای بدست گرفتن حکومت وسرنگونی عمر بود»

شما پرفیسور شرعیات خوب می دانید که در غائله خانه عثمان خلیفه سوم اسلامی،این علی بود که فرزندانش حسنین را سپرجان عثمان نمود وخود درمیان مردم خطبه خواند ومردم را دعوت به آرامش نمود وخودبین مردم وخلیفه مسلمین عثمان،حکمیت می نمود.

اما شما آقای سیاف، برخلاف این سیره خلفای راشیدین هم کتمان حق کردید وهم به متحد پارلمانی خود حاجی محمدمحقق از پشت خنجرزدید وبزرگواری یک چهارم امت اسلامی افغانستان را برخلاف اخلاق اسلامی سنت قومی قوم پشتون، با خیانت وعقد وشیطان منشی پاسخ دادید. واین ازشمای که خودرا سنی وپیروی خلفای راشیدین می دانید ولقب دینی «عبدالرب» را ازبزرگ ترین نهاد دینی جهان اسلام وقلب امت اسلامی یعنی مدینه گرفته اید،بدور ازانتظار هست وبا مقام پیشوایی شمادرتضاد آشکارمی باشد.

خلاف سیره مروت وجوانمردی قوم پشتون

تاامروز سابقه نداشته است که قوم پشتون به متحدان خود خیانت کرده باشند وباکسی جوانمردانه قول برادری داده باشند و به او ازپشت خنجر زده باشندوحتی همین گلبدین حکمتیار وقتی با حزب وحدت اسلامی پیمان وتعهد بست ،هنگامی که طالبان تاچهارآسیاب پیش آمدند وحکمتیار خواست چهارآسیاب را رهاکرده به تماشانشیند،قبل از ترک چهارآسیاب به رهبر شهید حزب وحدت خبر داد که از این ساعت ببعد ما دیگر نمی توانیم درکنار شما باشیم مارفتیم شمامی دانید وسیاست شما.

اما آقای سیاف شما به این تاریخ سراسر افتخار وجوانمردی قوم پشتون خط بطلان کشیدید وسنت جوانمردی قوم پشتون را بدل به خیانت وخدعه کردید .

بعد از این، تاریخ قوم پشتون را قوم جوانمرد ومتعهد به سنت پابند بودن به عهدووفا نمی داند چون بزرگترین پیشوای مذهبش درعصر خردورزی وشکوفایی ایمان ، به متحد پارلمانیش خیانت نمود وبه کرامت اسلامی وچشم پوشی انسانی یک چهارم امت اسلامی افغانستان پشت کرد وراه شیطان را درپیش گرفت ، قلب پیغمبر خاتم وعترت رسول اعظم را جریحه دار ساخت وپاروی خون شهیدان راه آزادی دین ووطن نهاد.

اگربنا باشد که تاریخ ومردم افغانستان شمارا سمبل وپیشوا ی دینی وآیینه ی تمام نمای قوم پشتون بدانند ،بعد از این ، دیگر ، تاریخ قوم پشتون را، قوم شرافتمند،متعهد به عنعنات ملی،دارای تعهدبه عهدوپیمان ،ووفادار به سیره وسنت حسنه جوانمردی سلف قوم پشتون نخواهنددانیست.

البته گاه چنین می اندیشم: نکند حضرت عالی اصالتا از قوم پشتون نباشید ودرواقع از سنت حسنه میهمان نوازی ملت افغانستان وقوم شریف پشتون بهره برده به سلک افغانستانی در آمده اید وباآموختن زبان پشتون وبرتن کردن لباس شرافت قوم پشتون به تدریج یک پشتون شده اید وچون خلف صالح خود «اسامه بن لادن» یک عرب باشید ونه یک پشتون بومی افغانستانی.چون نگاه شما به «زن»نگاهی عرب جاهلیت است وعصبیت تان یاد آور عصبیت بت پرستان مدینه وعناد تان با پیروان عترت رسول اعظم همان عناد یهودان خیبر است.

شما با پیروان عترت پیغمبر خدا عناد می ورزید همان عترتی که خدا ی متعال در قرآن اجر وپاداش رسالت پیغمبر خدا را دوستی عترت اعلام می کند وطبق این فرمایش خدای متعال (ج)برفردفردی امت اسلامی واجب است که عترت رسول خدا را دوست داشته باشد ودوستی عترت رسول خدا زمانی مصداق واقعی پیدامی کند که امت اسلامی با دوستان عرت دوستی وبا دشمنان عترت دشمنی کند:

ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (سوره شورا٢٣)

بگو - اي پيامبر - من از شما هيچ اجر و پاداشي نمي خواهم جز اظهار مودت و دوستي با قربي". زيرا مراد از "قربي" در اين آيه، بنابر آنچه در روايات شيعه و سني آمده است، عترت پيامبر: ميباشند: در تفسير الدرالمنثور آمده است : ابن عباس گفت : پيامبر(ص) درباره آيه : (لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) فرمودند: "مراد اين است كه مرا با (حفظ) اهل بيتم حفظ كنيد و آنان را به خاطر من مورد مودت قرار دهيد". و نيز در آن كتاب آمده است : ابن منذر، ابن ابي حاتم، طبراني و ابن مردويه از ابن عباس نقل كرده اند كه وقتي اين آيه شريفه نازل شد، از پيامبر(ص) پرسيدند: اقرباء شما كه مودت آنان واجب شده است چه كساني هستند؟ آن حضرت فرمودند: "آنان علي و فاطمه و دو فرزند او ميباشند".

همچنين در آن كتاب از سعيدبن جبير نقل كرده كه گفت : "قربي" آل محمد(ص) ميباشند.

اما نه تاریخ شما را سمبل قوم شریف پشتون می داند ونه ملت بزرگوار افغانستان شما را تنهاپیشوا وآیینه تمام نمایی ملت جوانمرد قوم پشتون تلقی می کنند.

تاریخ وملت افغانستان قوم پشتون را همچنان به چشم یک قوم شرافتمند ودارای تعهد ووفای به عهدوپیمان خواهند نگریست .

حساب تاریخ وملت پشتون از عمل کرد یک فرد وشخص جداهستند وهیچگاه فرد وشخص در هیچ قومی وملتی نمی تواند باسیاه کاری هایش ،گذشته تابان یک ملت را لکه دار کند چنان که تاریخ وگذشته ملت تاجیک،ازبک وهزاره ،هیچ ربطی به سیاه کاری های آقای ربانی،دوستم ومدعیان رهبری هزاره ندارد.

حضرت آقای سیاف،آنروزی که دوشیزه جوان وجسور وطن ملالی جویا ،گفت :

این پارلمان با وجود جنایتکاران مثل ربانی وسیاف وقانونی ومحقق... تویله خانه است نه پارلمان»

بسیاری از ملت افغانستان این تندی وجسارت آن دوشیزه وطن را احساسات تند وناسنجیده یک دوشیزه سرد وگرم نچشیده سیاست تلقی کردند وملالی جویا را به خاطر این بی ادبیش ملامت کردند.

اما من ضمن احترام به فردفرد ملت شریف افغانستان وآن عده ازنمایندگان عزیز پارلمان که درکنار ملت ودردهای ملت هستند،براین عقیده وباوررسیده ام که آن دختر وطن چندان هم بیراهه سخن نگفته است .

خلاف قانون اساسی افغانستان

قانون اساسی افغانستان علی رغم نواقص وکاستی ها وحقوق بشر بازی ها یش، در میان قانون اساسی های جهان سوم وجهان درحال توسعه، قانون مترقی است وجهان به آن به دید احترام می نگرند وهمین قانون اساسی، کشورما را درشمار کشورهای انسان محور وقانون مدار قرار داده است وملت افغانستان به آن رأی اعتماد داده اند وتلألؤی خون شهیدان را در آن می یابند وجلوه های پرشکوه وحدت ملی وهمگرایی دینی را در لابلای مواد آن شاهد هستند.

اما شمابا موضع گیری واپسگرایانه وعصبیت برخواسته ازعصرجهالت، پاروی این قانون گذاشتید وتمامیت خواهی دینی وانحصارگرایی مذهبی ونژادپرستی راسسمی را به نمایش گذاشتید وباردیگر بر طبل توخالی فقه عصرشتر وگاوآهن نواختید وجهانی بودن مکتب اسلام را زیرسؤال بورده منحصر به قومی ونژاد خاص نمودید .این درحالی است که اسلام پرچم دار مبارزه با انحصار طلبی دینی وملیت پرستی راسسمی ونژادگرایی ابوجهلی بوده وندای آزادی انسان را ازقید هرگونه بندگی وبردگی وانحصارطلبی ، ازمأذنه بلند تاریخ برگوش وجدان وفطرت انسان خوانده است.:

ماشما را ازیک مرد وزن آفریدیم وقبیله قبیله ورنگ رنگ قراردادیم تا ازهمدیگرباز شناخته شوید ودر مسابقه به سوی خیرات وتعالی باهم به مسابقه نشینید والبته محبوب ترین شما در نزد خدا باتقواترین شما درپیشگاه خداهستند .

بطورنمونه به آیتی اشاره می شود:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا (سوره نساء-آیه1)

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا سوره (اسراء٧٠)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ( سوره حجرات١٣)

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (١٤٣)

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ (٤٨)

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ (٣٠)

وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ ال عمران(٤٢)

این آیات باهره قرآن از جمله آیاتی سدید وقویم قرآن عظیم الشأن در کرامت ذاتی انسان بما هو انسان هستند ودر این آیات کرامت ذاتی انسان بماهو انسان مطرح است صرف نظر از این که آن انسان انسانی موحد باشد ویا ملحد،چه نظر باشد یامرد.

حال به قانون اساسی نگاهی باهم می اندازیم واز همان مقدمه قانون اساسی شروع می کنیم که این چنین آغازمی شود:

« ما مردم افغانستان :
با ايمان راسخ به ذات پاک خداوند (ج ) و توکل به مشيت حق تعالي واعتقاد به دين مقدس اسلام ، با درک بي عدالتي ها و نابساماني هاى گذشته و مصايب بي شمارى که بر کشورما وارد آمده است ، باتقدير از فداکارى ها، مبارزات تاريخي ، جهاد و مقاومت بر حق تمام مردم افغانستان و ارج گذارى به مقام والاى شهداى راه آزادى کشور، با درک اين که افغانستان واحد و يکپارچه به همه اقوام و مردم اين سرزمين تعلق دارد، با رعايت منشور ملل متحد و با احترام به اعلاميه جهاني حقوق بشر، به منظور تحکيم وحدت ملي و حراست از استقلال، حاکميت ملي و تماميت ارضي کشور، به منظور تاسيس نظام متکي بر اراده مردم و دمکراسي ، به منظور ايجاد جامعه مدني عارى از ظلم ، استبداد، تبعيض و خشونت و مبتني بر قانونمندى ، عدالت اجتماعي ، حفظ کرامت و حقوق انساني و تامين آزادى ها و حقوق اساسي مردم ، به منظور تقويت بنيادهاى سياسي ، اجتماعي ، اقتصادى و دفاعي کشور، به منظور تامين زندگي مرفه و محيط زيست سالم براى همه ساکنان اين سرزمين ، و سرانجام ، به منظور تثبيت جايگاه شايسته افغانستان در خانواده بين المللي ، اين قانون اساسي را مطابق با واقعيت هاى تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي کشورو مقتضيات عصر، از طريق نمايندگان منتخب خود در لويه جرگه مورخه چهاردهم جدى سال يک هزار و سيصد و هشتاد و دو هجرى شمسي در شهر کابل تصويب کرديم .»

حضرت آقای سیاف :

این مقدمه ی همان قانون اساسیی است که جناب عالی به آن رأی داده اید وملت شهید داده وخداپرست افغانستان آن را میثاق ملی وخون بهای شهیدان راه آزادی وطن وقربانیان دفاع ناموس ودین می دانند.

حال خود قضاوت کنید که سیاست شما در برابر قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان پا گذاشتن روی همین قانون اساسی نیست؟

آیا همین قانون اساسی میثاق ملی افغانستان نیست؟وموضع گیری نژادپرستانه وتمامت خواهانه ی مذهبی شما ،روشن کردن مشعل نفاق وشقاق ملی برمناروحدت ملی وهمگرایی دینی نیست؟

شما حق مدنی یک چهارم ملت را انکار می می کنید وآن را به علت مخالف بودن با استنباط فقهی مذهبی خود خلاف شرع می دانید این در حالی است که پیشوایان دینی وفقهی شما از امام اعظم ابو حنفیه گرفته تا امام احمد حنبل شاگرد وشاگردشاگردان امام جعفر صادق صاحب این مذهب بودند وامام جعفر صادق از عترت رسول اعظم می باشد وامام اعظم ابوحنفیه خود گفته است:

من انسان دانا تر وپارساتر از جعفر بن محمد ندیده ام- سایت اهل سنت- زندگی نامه امام اعظم ابوحنفیه»

همین امام اعظم شما خود گفته است :

اگرجعفربن محمد نبود نعمان ابن ثابت هلاک شده بود.

شما پرفیسور شرعیات دانشگاه الازهر و«عبدالرب» دانشگاه مدینه،خوب می دانید که این «نعمان بن ثابت» اسم کوچک امام اعظم ابوحنفیه است.

درروز گاری که شما کودکی بیش نبودید ودر کوچه وخیابان خاک بازی می کردید ،بزرگ ترین پیشوای دینی جهان اهل سنت ورئیس دانشگاه الازهر شیخ محمود شلتوت به حقانیت فقه جعفر الصادق فتوا دادند .

آری شما حق مدنی وشهروندی یک چهارم ملت افغانستان را انکار می کنید همین یک چهارمی که قانون اساسی آنان را شهروندان افغانستان می داند:
ماده 4
حاکميت ملي در افغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقيم يا توسط نمايندگان خود آن را اعمال مي کند.
ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادى که تابعيت افغانستان را داراباشند.
ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون ، تاجيک ، هزاره ، ازبک ، ترکمن ، بلوچ ، پشه يي ، نورستاني ، ايماق ، عرب، قرغيز، قزلباش ، گوجر، براهوى وساير اقوام مي باشد.
بر هر فرد از افراد ملت افغانستان کلمه افغان اطلاق مي شود.

ماده 22
هر نوع تبعيض و امتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است .
اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون داراى حقوق و وجايب مساوى مي باشند.
آقای سیاف:

شما رأی دادن به قانونی را تحریم کرده اید که براساس مفاد صریح قانون اساسی تدوین وتدقیق شده است:

ماده 131
محاکم براى اهل تشيع ، در قضاياى مربوط به احوال شخصيه ، احکام مذهب تشيع را مطابق به احکام قانون تطبيق مي نمايند.
در ساير دعاوى نيز اگر در اين قانون اساسي و قوانين ديگر حکمي موجودنباشد، محاکم قضيه را مطابق به احکام اين مذهب حل و فصل مي نمايند.
حضرت آقای پرفیسور عبدالرب رسول سیاف:

تحریم شما به رأی دادن قانون احوال شخصیه اهل تشیع ،پاس داری از قانون اساسی این خون بهای شهیدان راه قرآن وناموس وملت است ویا پای گذاشتن روی این قانون اساسی؟

تحریم شما قانون احوال شخصیه اهل تشیع که متخذ از فقه عترت رسول اعظم می باشد،با سنی بودن شما چه نسبتی دارد؟مگر شما خود را سنی به معنای اقامه کنندگان سنت رسول اعظم نمی دانید؟پس قاعدتا طبق حدیث مورد اجماع فریقین یعنی حدیث«ثقلین» عترت رسول اعظم را بر همه ی صحابی دیگر مقدم بدانید واین که استاد مقدم بر شاگرد است یک مسئله عقلی بشری است وشما میدانید واعتراف دارید که فقه اهل سنت فقه شاگرد وشاگرد شاگردان عترت خاتم رسولان است.

آیاشایسته است که فقه استاد تحریم شود اما فقه شاگرد وشاگرد شاگرد ها مدار عمل باشد؟
یقینا حضرت عالی، درجهان انسان عاقلی را نمی توانیدپیداکنید که سرچشمه را رهاکرده از باتلاق آب بنوشد واستادرا نادیده گرفته در برابر شاگردش زانو به زمین زده از علم ناقص او بهره بگیرد.

خلاف عقل

موضع گیری شما درقبال قانون احوال شخصیه اهل تشیع از آن نظر غیر عقلانی وخلاف عقل جمعی بود که شما به عنوان پیشوایی دینی وبزرگ قوم پشتون با این موضع گیری بازبان بی زبانی فرهنگ قبیله پرستس ونژاد گرایی را که خلاف صریح آیات قرآن وسنت است؛مشروعیت بخشیدید ونفاق ملی را رنگ دینی بخشیدید وکوره تضاد دینی را روشن کردید تا شعله های این نفاق کور باردیگر برخرمن امید ملت شراره افزورد وخدای ناکرده باردیگر هستی اززیر خاکستر نفاق نوبرخاسته ی این ملت را بدل به خاکستر کند.

آیتا از فتواهای هستی برباد ده آقای ربانی دردوران حاکمیت نامشروعش درس نگرفته اید که دیگربار همان راه آزموده شده را درپیش گرفته اید؟

آیا عقل سلیم حکم نمی کند که مادیگربار به گذشته تاریک نفاق ملی برنگردیم؟

خلاف عرف فقها

عرف فقای امت اسلامی اعم از شیعه وسنی براین بوده اند که درموقع حساس به وحدت تمسکنند واز بعضی اختلاف های درفروع دست بردارند ومصالح علیای امت اسلام ومکتب اسلام را مدنظر قرار داده حول محور مشترکات عام اجماع کنند وتا از وقوع نفاق وواختلاف ودسته دسته شدن امت اسلامی جلوگیری کنند.

آقای سیاف: شما هنوز باورندارید که اگر ملت هزاره درکنار شما نباشد افغانستان هرگزروی آرامش وامنیت واستقلال را نخواهد داشت؟

جان برادر دیگر آن زمان گذشت که هزاره به عنوان کنیز وغلام فروخته می می شد واز تمام حق انسانی وکرامت شهروندی وحقوق مدنی محروم بود.امروز نسل جدید هزاره در عصر جهانی شدن با اندیشه های جهانی وتفکر خودباوری واقتدار خواهی وشرافتمندانه زندگی کردند به عرصه اجتماع آمده اند بااندیشه ی مبتنی براسلام وناظر بر بنیادی ترین اندیشه های انسان محور جهان ازموجودیت انسانی وحق شهروندی خود دفاع می کنند.

بنا بر این درچنین شرایط وبا چنین نسل بیدار وآگاه ودارای تفکر عالی واندیشه متعالی نمی توانید مثل گذشته رفتار کنید وباید واقعیت های موجود جهان وزمان را قبول کنید وبازمان شناسی ودرک شرایط جهانی به سیره وعرف فقهای سلف اسلام عمل کنید ودرهنگام فتوادادن ها به زمان ومکان فتوا هم بی اندیشید ومتعلق فتوای خود را خوب بشناسید .

قاعده استحسان

یکی ازقواعد منطق فقه یعنی اصول فقه در میان علمای گرامی اهل سنت ،قاعده استحسان است که علما ی گرامی مالکی،حنفی وحنبلی آن راحجت می دانند و درمواقع که نصی از کتاب وسنت دردست نداشته باشند به این قاعده متمسک می شوند وبراساس قاعده استحسان حکم استحسانی استنباط می کنند.

اگرچه دانشمندان کحترم اهل سنت ازقاعده استحسان تعاریف مختلف وگونه گوم دارند اما از نظر مضمون ونتیج همگی یکی است که درذیل خلاصه آن رامی آوریم:

ابوالحسن کرخی ازعلمای بنام حنفی میگوید:

الاستحسان هوالعدول فی مسألة عن مثل ماحکم به فی نظائرها الی خلافه لوجه اقوی یقتضی الدول یعنی استحسان آن است که دریک مسئله ازحکمی که درنظائر آن است عدول نموده وبه خلاف آن رأی دهیم :به خاطر جهت قوی تر-المستصفی-امام محمد غزالی ج1ص281

علمای مالکی درتعریف استحسان چنین گفته اند:

الاخذ بمصلحة جزئیة فی مقابل دلیل کلی یعنی:برتری دادن مصلحت خاصی دربرابر دلیل کلی-مواقفات –شاطبی ص 205

علمای حنبلی درتعریف استحسان آورده اند:

هوالعدول بحکم المسأ لة عن نظائرها لدلیل خاص من کتاب وسنة یعنی درمسأله ای ازاحکمی که نظائر آن مسئله دارا هستند به دلیل خاصی عدول کنیم –مباحث ازاصول فقه-دکتر سید مصطفی محقق داماد-دفتردوم ص173

قاعده مصالح مرسله

یکی دیکر از قواعد منطق فقه درنزد علمای اهل سنت قاعده مصالح مرسله می باشد که در لسان علمای عامه به «استصلاح(اصول الفقه خضری ص302)»و«استدلال(ارشاد الفحول ص242)»نیز مشهور است .

غزالی در تعریف مصالح مرسله گفته است:

مصلحت ،جلب منفعت ویادفع ضرر است ولی درمقام مقصود جلب منافع ودفع مضار دنیوی ومقاصد آدمی نیست بلکه منظور حفظ مقاصد شارع می باشد کع مهم ترین آن حفظ دین ،نفس ،عقل ومال آدمیان است-المستصفی –غزالی ج1ص104 به نقل ازاصول فقه-دکتر محقق دامادص182

قاعده سدذرایع

ازدیگر قواعد منطق فقه در نزد علمای اهل سنت ،قاعده سدذرایع است .

آقای دکترسید مصطفی محقق داماد درکتاب مباحثی از اصول فقه آورده است:

سد، یعنی جلوگیری کردن ؛ وذرایع جمع ذریعه به معنای وسیله .بسیاری ازعلمای عامه معتقدند هرعملی که عادتا سرانجام منجر به مفسیده ای گردد،به استناد اصل فوق (سدذرایع) بایستی ممنوع اعلام گردد.وبه عبارت دیگر ،هرعملی که وسیله ی حرام است ،بایستی ازآنجلوگیری شود(مباحث از اصول فقه-دکترسید مصطفی محقق داماد-ص188

باتوجه به گزارش خلاصه ازاین قواعد منطق فقه، اهل سنت که تمام این قواعد دلالت داشت بر مصلت اندیشی عام ، دردو قلمرو زندگی امت اسلام یعنی قلمرو معاش ومعاد.

آقای سیاف :

اکنون پرسش این است که براساس همین قواعد پذیرفه شده منطق فقه درمذهب شما ،که عبارت باشد از مصلحت اندیشی کلان وجلوگری از فتنه های بزرگ وشقاق در صفوف امت اسلامی پس چرا شما برخلاف این قواعد عمل کردید وبا موضیع گیری های بس تفرقه افکنانه خود دشمنی های مذهبی را احیا می کنید.

آیا مصلحتی بالا تر ازاین وجود دارد که وحدت ملی رابه عنوان یک ضرورت ملی وعزت دینی پاس داریم وباسخن ونیکو بار دیگربردوستی های دوملت بیفزاییم وچون سدفولادین در برابر بدخواهان این ملت شریف قامت وحدت راعلم کنیم .

سخنی با آقای پرفیسور برهان الدین ربانی

آقای برهان الدین ربانی: شما نیز مثل دوست الازهر دیده خود آقای سیاف به مخالفت باقانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان کمربستید ومثل دوران حکومت نامشروع خود به صدور فتوا پرداختید وباردیگر به هم پیمان خود آقای اکبری ومرحوم سید مصطفی کاظمی پشت نموده عهدوپیمان خودرا زیر پاگذاشتید.

آقای ربانی :بسیاری ها براین باوربودند که شما از گذشته ی سراسر تاریک خود درس های گرفته باشید وترور ناجوانمردانه فرمانده احمدشاه مسعود، شما را از خواب غفلت بیدار نموده به سرعقل آورده باشد.

اما موضع گیری شما درقبال قانون احوال شخصیه اهل تشیع ، نشان داد که شما تصمیم ندارید انسان دارای تعهد وصادق در پیمان های خود باشید وهنوز هم باورندارید که شما هم مثل قومیت هزاره وازبک به یک متحد استراتیژیک نیاز دارید وتمی توانید بدون اتحاد با این دو قوم به جایگاه واقعی خود درسیاست دست یابید ودر استقرار دموکراسی وعدالت اجتماعی سهیم باشید.

آقای ربانی:

این شما بودید که باعث به انحراف کشیده شدن جهاد مقدس مردم افغانستان شدید.

این شمابودید که به صدور فتوا علیه ملیت های غیر تاجیک پرداختید.

این شما بودید که با ادامه حکومت نامشروع خود باعث خلق طالبان شدید وطالبان راتا دروازه های کابل آوردید تا رقیبان خود را شکست بدهید.

این شمابودید که خلاف شرع نبی وسیره خلفای اسلام به غارت گری پرداختید وکابل را به جهنمی بدل کردید وامروزنیز هر قطره خونی که در افغانستان ریخته می شوود شما مسئول هستید

جهاد مردم افغانستان علیه اشغالگران شوروی آن روز ،جهاد مقدس بود ودر این جهاد مقدس همه ی اقوام ساکن در افغانستان حضور داشتند وهمین اتحاد مقدس ورستاخیز بزرگ دینی بود که ابرقدرت بلامنازع شرق را از صفحه ی روز گار محوکردند وجهان را به تحسین واداشتند وجهان به جهاد ومردم افغانستان به دیده احترام می نگرستند ودرس آزادگی وغیرت وحماسه را ازاین ملت می آموختند.

اما این پیروزی برکفرجهانی بسیار زود بدل به فرهنگ جنگ سالاری کور وانحصار طلبی قدرت وتمامیت خواهی دینی ونژاد پرستی عصر جاهلیت شد.دیگر افغانستان ومردم افغانستان ،آن افغانستان حماسه نامیده نمی شد ومردم افغانستان دیگر خداپرستان جهاد گردرراه خدا وکرامت انسان ...

آقای ربانی:

آیامی دانید چرا چنین شد؟

چراحماسه بدل به جنگ خانه به خانه شد؟

چرا آن اتحاد مقدس دوران مبارزه الحاد بدل به نفاق وشقاق شد ملی شد؟

چرا برادر سینه ی برادر نشانه گرفتتند؟

چرا آن جهاد توأم باایثار وجان بازی بدل به یاغی گری وغارت وآدم کشی شد؟

چراعفت ناموس ملت بعد از پیروزی به حراج گذاشته شد؟

چرا سینه های دوشیزگان دریده شد؟

چرا کودکان دردامان مادران شقه شقه می شد؟

چرا شهرکابل شهرارواح شد؟

چرا شهرها ویران شد وقبرستان هاآباد؟

آقای ربانی: شما خوب می دانید که این ها همه نتیجه ی همان حکومت نامشروع شما بود .همان حکومتی که باید بعد از شش ماه به شورای قیادت ورهبری واگذار می شد تا مرحله به مرحله به سمت انتخابات پیش می رفت اما همان حکومت شش ماهه شما چند سال طول کشید؟

حاصل آن حکومت چه بود؟کابل چرا بدل به جنک های خیابانی وخانگی شد؟

درزمان حکومت نامشروع شما بود که از زمین خون می جوشید واز آسمان مرگ می بارید.

در دوران خدایی شما بود که خواب مردم مرگ بود وبیداریش بیدون سرایستادند.

این حکومت نامشروع شما بود که ناموس ملت را به حراج گذاشت ودوسیزگان این آب وخاک چون پرندگان پرشکسته اسیر چنگال کرکس های کلاکج شما بود.

این وزیر دفاع دولت نامشروع شما بود که پشتون را سرمی برید وبرپیکرش میخ می کفت ویادر آتش می سوزاند وبعد آرم حزب وحدت اسلامی را روی آن پیکر نیم سوخته وبه میخ کشیده حک می کرد وبه قندهار می فرستاد که تا پشتون هزاره را انسان های وحشی ودرنده خو پندارد وکمر به تقل هزاره بند.

این وزیر دفاع شما بود که فلیم رقص مرده می ساخت واحساسات قومی برقومی دیگر می شوراند.

این وزیر دفاع حکومت شما بود که فلیم تجاوز به زنان را راهی کوچه وبازار می کرد تا آتشفشان غیرت اقوام را ...

این وزارت دفاع شما بود که سینه زنان وطن را می درید ونام قومی ازاقوام ساکن را روی آن می نوشت ودشمنی خلق می کرد.

آری آقای ربانی،این شمابودید که باحکومت نامشروع خود دشمنی می کاشتید ومرگ درو می کردید.

صدور فتوای تکفیرعلیه ملیت های غیر تاجیک

راستی آقای ربانی یادت هست که ،به آقای گلبدین حکمتیار چه نوشته بودید؟

نه حتما یادت هست نه؟یادت هست که نوشته بودید:

برادر مجاهد امیر امام گلبدین حکمتیار سلام!!

برادر مجاهد:

بیا دست بدست هم بدهیم ودر جهاد مقدس تراز جهاد باروس ها،بامشرکان هزاره وکافران ازبک باهم جهاد کنیم واین کافران ومشرکان را از کابل بیرون برانیم.

ها!یادت هست نه؟نه شاید یادت نباشد چون دیگر آن وزیر دفاع عزیز تان نیست.

اما اگر یادت نبود حتما این فتوای تحریم قانون احوال شخصیه اهل تشیع را صادر نمی کردید .حتما این فتوا را اول برای آقای سیاف فرستاده بودید همان طور که آن نامه را برای آقای حکمتیار فرستاده بودید.

راستی یادت می آید که وقتی آقای حکمتیار آن نامه را به عبدالعلی مزاری وژانرال دوستم فرستاد وبه پاسخ شما جواب منفی داد و شما آن فتوای تکفیر هزاره وازبک را به رادیو وتلویزیون دولت مستعجل خود دادید وشورای نام نهاد حل وعقد هم بر آن مهر تأیید زدند.

راستی حضرت آقای ربانی :دنیا که اعتبار ندارد نکندشما هم ناگهان مثل وزیر دفاع عزیز خود جوانمرگ شوید. پس تا جوانمرگ نشده اید، وصیت کنید که آن نامه ی به آقای گلبدین حکمتیار،فتوای تکفیر هزاره وازبک واین فتوای تحریم قانون احوال شخصیه اهل تشیع را درلای کفن مبارک گذارند تا سند افتخار مسلمانی وجهاد شما باکفار باشد وگذرنامه شما به سوی باغ جحیم همیشه آفتابی وبی زمستان باشد.

خلق طالبان خلاف شرع نبی وسیره خلفای اسلام

آقای ربانی :

ربانی امروز ه طالبان والقاعده در افغانستان بدل به یک قمار سیاسی شده اند وهرکسی بخواهند امتیاز سیاسی بدست آورند خودرا ضدطالب والقاعده معرفی می کنند ودر بدنام کردن طالبان والقاعده چنان دروغ های را می تراشند که حتی خدا هم از این دروغ ها به شک می افتند که نکند واقعیت همینطورباشد که این آقایان می گویند.

این که طالبان والقاعده درافغانستان جنایت های ضدبشری انجام داده اند وطالب والقاعده جنایتکاران حرفیی هستند که جهان را تکانده اند هیج جای شکی نیست.

اما سؤال اصلی تاریخ این است که :چرا طالب به وجود آمد والقاعده به افغانستان راه پیداکرد؟

تاهنوز هرپاسخی که حول محور این مسئله داده شده اند صورت مسئله را پاک کرده به مغالطه پرداخته وارتش پاکستان ومرحوم بی نظیر بورا خالق گروه طالبان وحامی القاعده مطرح نموده اند.

این که پاکستان ازطالبان حمایت نموده وهنوز هم می کنند از آفتاب هم روشن تراست.ولی سؤال اصلی این است که چرا طالبان باگذشت سه سال از پیروزی مردم افغانستان برمتجاوزان روس واجماع گروه های جهادی پیشاورنشین بر یک دولت عبوری وتعیین زمانی برای انتخابات سراسری ،طالبان خلق شد وافغانستان را باپرچم های سفید وبدون خونریزی گرفتند و وقتی مثل شما بردوام حکومت مطلقه العنان خود ادامه دادند افغانستان بدل به جوی خون شد وشد آنچه که نباید می شد.

آقای یربانی:

یک ضرب المثلی هزارگی است که می گوید:

روره به خداکن وپشت خوره دزمه ،خوخته خودتو قضاوت کن»

اکنون نیز بیا بینی وبین الله،چرا طالبان به وجود آمد؟

آیا این شما نبود که حکومت خودخوانده ونامشروع خود چنان ظالمانه وباخوشنت برمردم افغانستان تحمیل کردید که ازآسمان مرگ می بارید وازمین خون می جوشید؟

آیاهمین مسئله باعث خلق طالبان نشد؟همین علت نبود که وقتی طالبان چرچم های سفید را به نشانی صلح وامنیت برفراز دستان شان به اهتزاز در آوردند،ملت افغانستان به استقبالشان رفتند وتادروازه های کابل با سلام وصلوة نیاوردند؟

اتفاقا وقتی آقای حکمتیار با این گروه درگیری مبارزه شد این شما نبودید که از همین گروه حمایت کردید واین گروه را فرزندان خدا درزمین نخواندید؟

آیا این شمانبودید که وزیر دفاع خود فرمانده احمدشاه مسعود را به استقبال گروه طالبان به چهار آسیاف فرستادید واحمد شاه مسعود سلاح مخصوص کمری خود را به نشانه وفاداری به گروه طالبان به ملابرجان فرمانده کل طالبان در چهار آسیاب تسلیم نکردند؟

آیا همان وزیر دفاع شما به ملابرجان نگفته بود که :

مشکل شما فقط عبدالعلی مزاری در غرب کابل است اگر عبدالعلی مزاری را ازسرراه خودبردارید دیگر هیچ مانعی برای ورود شما به کابل نیست وکابل کاملا دراختیار شما است ودر همان لحظه سلاح مخصوص خود را ازکمربازنموده به نشانه وفادرای به ملابرجان ،داد.

بله آقای برهانی این طالبان امروز همان طالبان دیروزی هستند که شما آنان را دروازه های کابل به عنوان منادیان صلح همراهی کردیدتابتوانید ...

آقای ربانی امروز هر قطره خونی که

در افغانستان ریخته می شود شما مسئول هستید

آقای ربانی باتوجه به آنچه تااین جا مطرح شد ،این شماهستید که مسؤل ویرانی افغانستان وخون های که ریخته می شوند ،می باشید.

یقینا اگر حکومت شش ماهه ی شمابدل به یک امپرا طوری مطلق العنان نمی شد وشما براساس همان قرار داد پیشاور حکومت شش ماهه خودرا به شورای قیادت ورهبری تسلیم می کردید وافغانستان مرحله بمرحله به سوی انتخابات آزاد وسراسری پیش می رفت دیگر نه طالبان به وجود می آمد ونه امروز امریکا در افغانستان حضورداشت ونه شما امروز پیش مرگ امریکا برای اشغال افغانستان می شدید.

آقای ربانی، براستی که از انسان مثل شما چشم یاری داشتن ووفای بعهد بدور از عقل سلیم است.

بخش دوم

رسوایی اخلاقی متولیان مذهب، شورای علمای افغانستان

شورای علما ی افغانستان یک نهاد شیعی است که رهبری آن را آقای آیت الله محسنی به عهده دارد وهمان طور که ازنامش پیدا است ،اعضای این شورا همه از علمای شیعه هستند ودرمواقع که احساس مسؤولیت ورسالت کنند به صدور اعلامیه وبیانیه مبادرد می کنند وهرگاه که سلاح ومصلت تشکیلاتی خود را در صدوربیانیه ندانند اعضای این شورا به مصاحبه های با رسانه ها رو ، می آورند وغیر رسمی به بیان دیدگاه شورای علما می پردازند.

ازجمله در قضیه تصویب قانون احوال شخصیه بعضی از اعضای این شورا با سایت های خبری مصاحبه های داشته اند وگروه ناشناسی هم با نام شورای علمای شیعه در مشهد اطلاعیه های را در این باره صادر نموده اند.

ولی متأسفانه مصاحبه های اعضای شورای علما وبیانیه های این شورا فقط وفقط حول محور یک مسئله می چرخد:

می خواند آیت الله محسنی را خداوندگار این قانون ومسؤل اصلی به تصویب رساندن این قانون در پارلمان معرفی کنند.

دراین بخش می خواهم نگاهی گذرا به برخی ازمصاحبه های اعضا وبیانیه های شورای علما داشته باشم تا ببینیم که این متولیان دین ورهبانان مذهب تا کجا اخلاقی عمل نموده وچقدر به ناگفته های این قانون پرداخته وباید ها ونباید های قانون را بازخوانی وباز کاوی نموده اند.

اما راجع به نقش آیت الله محسنی در روند تدوین وتصویب قانون احوال شخصیه ،من قبلا در نوشته ی دیگری تحت عنوان« » نقش آیت الله محسنی را گفته ام که درسایت های افغانی نشرشده است ودر این نوشته بنای تکرار آن راندارم ولی در این نوشته اززاویه دیگر به نقش آیت الله محسنی می پردازم.

چنان که قبلا گفته ام اگر نقش هدایتی وراهنمای های علمی آیت الله محسنی نبود ،شاید این قانون هرگز وجود خارجی پیدانمی کرد وباز اگرتلاش های علمی وسیاسی آیت الله محسنی نبود به احتمال قریب به یقین درپارلمان تصویب نمی شد وآقای کرزی آن را توشيح نمی کرد.

اما آقای محسنی با همه ی عظمت علمی وجایگاه دینی وسیاسی خود،متأسفانه در جامعه هزاره منشأ نفاق وشقاق بوده و باهزار تأسف باید گفت که هنوز هم هست.

من به گذشته آقای محسنی برنمی گردم وحول ومحورهمین قانون احوال شخصیه سخن می گویم.

من قبلا هم گفته ام وباز هم می گویم، من آقای محسنی را از دوزاویه می نگرم :1 این که ایشان یک عالم درجه اول شیعی است2 – این که ایشان برای جامعه هزاره منشأ نفاق وشقاق است.

گفتم به گذشته برنمی گردم وحول ومحور همین قانون احوال شخصیه سخن خواهم گفت و نشان خواهم داد که چگونه آقای محسنی درهمین قانون نیز منشأ نفاق وشقاق قرار گرفته است.

برای روشن شدن مسئله ابتدا به بخش های از اعلامیه های شورای علما ومصاحبه های اعضای شورای علما نگاهی می اندازیم تا برسیم به نقد آن ها واین که چراوچگونه آقای محسنی منشأ تفاق وشقاق است.

خبرگزاری صدای افغان(آوا)کابل حمل ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۴۳ گزارشی را به نقل از مصاحبه سه تن ازاعضای شورای علما به نشر رسانده است که بخش های ازآن گزارش و مصاحبه را باهم می خوانیم:

كارشناسان در مصاحبه اختصاصي با خبرگزاري صداي افغان سیدحسین عالمی بلخی،سید جعفر عادلی و رضوانی بامیانی نقش اصلي را در تدوين و بازنگري قانون احوال شخصيه تشیع، شوراي علماي شيعه به رهبري آيت الله محسني ايفا كرده است .

 نقش موثر
آقاي عالمي جايگاه قانون اساسي افغانستان را در تصويب قانون احوال شخصيه مهم دانست و تاكيد كرد: درماده 131 قانون اساسي، براي اهل تشيع اين حكم داده شده است كه در قضاياي احوال شخصيه به قانون احوال شخصيه خود مراجعه نمايند.
وي فرمان رئيس جمهور در صدور حكم تدوين و تسويد قانون احوال شخصيه را مهم دانست و نقش وزارت عدليه، استره محكمه، دانشكده شرعيات،وزارت حج و اوقاف،‌ آكادمي علوم، شوراي علماي افغانستان و به خصوص آيت الله محسني را در تدوين، تسويد و بازنگري اين قانون مثبت ارزيابي كرد.
اين درحالي است كه آقاي رضواني معتقد است، نقش اصلي را در تدوين و بازنگري قانون احوال شخصيه، شوراي علماي شيعه به رهبري آيت الله محسني ايفا كرده است ».

همچنین دربیانیه های که در مشهد بنام شورای علما صادر شده آمده است:

درتصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع بازهم آیت الله محسنی درخشید.

ملت رشید ،متدین،شهیدپرورومجاهد ما می دانند که تنها حضرت آیت الله محسنی(دامت برکاته)بودکه باخدمات دینی وبنیادی خویش،افتخار وسربلندی رابرای ملت افغانستان به ارمغان آورد که برخی عبارت اند از:

1 – گنجاندن اسلام درپسوند دولت موقت درلوی جرگه اضطراری2 – تلاش برای درج اسلام درپسوند جمهوری اسلامی درقانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان

3 – رسمی ساختن مذهب جعفری درکنار مذهب حنفی درقانون اساسی کشور

....

8 – باطرح ورأی ونظر فقهی آیت الله محسنی زیر نظر مستقیم ایشان قانون احوال شخصیه اهل تشیع باهمت والا وقلم سیوایی عده ی ازمحققین افغانستانی آگاه به حقوق وفقه اهل بیت ازحوزه ...وباپیشنهاد وتلاش های پیگیر ومقتدرانه حضرت آیت الله محسنی(دامه ظله)بتاریخ 19/11/1387درپارلمان وبه تاریخ 4/12/1387درمجلس سنا به تصویب رسید».

البته در اعلامیه های دیگر این شورا چیز های دیگری دررابطه به این قانون گفته شده است که من از میان آن متعادل ترین آن اعلامیه ها را برگزیدم.

چنان که ملاحظه کردید در مصاحبه اعضای شورای علما با خبرگزاری صدای افغان ودراعلامیه شورای علما شیعه افغانستان ،روند تدوین تا مرحله تصویب آن را در پارلمان به آقای محسنی نسبت می دهند واین چنین القاع می کنند که این قانون با طرح وابتکار وهزینه مالی وثرمایه ی علمی آقای محسنی تهیه شده است .

اما حقیقت غیر ازاین است که اعضای محترم شورای علما بامصاحبه وبیانیه از آن سخن می گویند وعده دیگر همین قانون را به وزارت عدلیه نسبت می دهند وجناب آقای سید حسین عالمی بلخی یک لیست بلند بلااز« وزارت عدليه، استره محكمه، دانشكده شرعيات،وزارت حج و اوقاف،‌ آكادمي علوم، شوراي علماي افغانستان و به خصوص آيت الله محسني»

نقش آفرینانی در تدوین وتصویب قانون احوال شخصیه ردیف کرده است که آدم گمان می کند برای تدوین قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان میلیون هادلار مصرف شده وده هانهاد بسیج شده وده ها کارشناس حقوقی شبانه روز روی این قانون کارعلمی نموده اند .

اما واقعیت غیر از این است که آقایان سید عالمی وسید رضوانی می گویند .

این قانون وقتی در مشهد به همت فرزندان صادق ودانشور هزاره تدوین می شد هیچ کسی وآن نهاد های که آقای عالمی ردیف کرده، درجریان نبودند واتفاقا بعضی از همین اعضای شورای علمای آقای محسنی وقتی خبر شده بودند که جمعی از طلاب رسالت بدوش هزاره مشغول تدوین قانون احوال شخصیه هستند همین جمع را مسخره می کردند.

وقتی این قانون تدوین می شد همین آقایانی که الآن برای انتساب آن به فلان وبهمان آدم ونهاد، یخه می درند ،آن روزگاران برسفره هزار رنگ و طعم می نشستند واین در حالی بود که همین فرزندان وسربازان گمنام ملت در یک زیر زمینی تنگ وتاریک روزها ماست ونان سنگگ می خوردند وکتاب های متون را ازبی پولی از کتابخانه های مشهد به امانت می گرفتند.

آقای محسنی هم بیش تر از دو واند هزار دلار برای این قانون مصرف نکرده است والبته نظارت علمی داشته وپشتبان قوی علمی وروحی برای تدوین کنندگان بوده که خدا خیر ش عطافرماید.

آقای محسنی نقش هرقدر هم تعیین کننده باشد اخلاقا نمی توان این قانون را به ایشان نسبت داد ودانش تدوین کنندگان آن را نادیده گرفت.

اما چرا امروزه شورای علما سعی دارند که این قانون را به ریش آقای محسنی بچسپانند؟

من نیت درونی کسانی که تلاش دارند این قانون را کارعلمی آقای محسنی بنامند نمی دانم واز نیت ودرون وضمیر انسان ها فقط خدا آگا هست وبس.

اما منشأ این نفاق وشقاق شحص آقای محسنی است وآقای محسنی اخلاقا حق نداشت که این قانون را کارعلمی خود وانمود می کردند تا با وانمودکردن ایشان تخم نفاق وفتنه درجامعه جوانه زده به شاخ وبرگ نشیند.

اولین اشتباه اخلاقی آقای محسنی این بود که پیش نویس این قانون را در نشریه خود بنام «مجله معرفت» چاپ کرد ودر مقدمه آن باعباراتی بیمار برخواننده القاع نمود که خود او با اجیرکردن چند محقق وکار شناس این قانون را تهیه کرده است.

آقای محسنی می توانیست با برپایی یک کنفرانس نقد علمی پیش نویس قانون احوال شخصیه در مدرسه اش ودعوت از تدوین کنندگان قانون ومعرفی آنان به ملت، هم ریشه این نفاق را می سوزاند وهم از بروز ابراز نظرات ضدونقیض درباره این قانون جلوگیری کنند ودر آن صورت این قانون روند طبیعی علمی وقانونی خود را طی می کرد.

کاش شورای علما بجای غوغا سالاری

رستاخیز علمی را پیش می گرفت

شورای علما بجای که هزار دروغ را برزبان برانند تا بتوانند این قانون را به ریش آقای محسنی بیبندند ،می توانستند رستاخیز علمی به راه اندازند واین قانون را اززاویه های گوناگون به بررسی نشینند:

1 - قانون شناسی

2 - نوآوری های قانون شناسی ،قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان

3 - مقایسه این قانون با قوانین احوال شخصیه کشورهای جهان اسلام

4 - نواقص این قانون

5 - مقایسه این قانون با قوانین مدنی کشورهای غیر مسلمان

6 -نقش این قانون در استحکام وحدت ملی

7 - وظیفه دولت در برابر تدوین کنندگان این قانون

8 – راه های نیکو ی تطبیق واجرای این قانون در محاکم مختلط

9 – تبیین ویژگی های قضاتی که بتوانند براساس این قانون حکم صادر کنند

10 - باتصویب این قانون سرنوشت قضاوت های محلی علما ی دین چه می شود

11 - باتصویب این قانون ازدواج های شرعی ثبت نشده چه حکم دارد.

12 - هزارستان بخشی کوهستانی افغانستان است وقریه جات ،بسیارپرا کنده اند ونوعا مردم به ولسولی ها ومرگز ولایت دست رسی ندارند بعد از تصویب این قانون قریه های بدوراز مراکز دولتی چه کنند ؟آیا کما فی السابق به داوری ومصالحه آخوند قریه وریش سفیدان و..قناعت کنند ویا شوراهای قضای تشکیل شود ودر قریه جات شعبه های داشته باشند.

13 - آیا قاضی سنی می تواند با وجود این قانون دعاوی شیعه را قضاوت کنند

14 - اگر طرفین دعوا شیعه وسنی باشند براساس کدام قانون حکم صادر شود

15 - اگر زوجین یکی شیعه ویکی سنی باشند، کدام قانون حاکم است قانون فقه حنفی ویاجعفری

16 - اگر زن شیعه وشوهر سنی ویا برعکس باشند معیار تمکین،نفقه وارث براساس کدام قانون باشد

17 – کتاب تجارت این قانون باتجارت دنیای امروز چقدر هم خوانی دارد.

وده ها کارعلمی دیگر وجود دارد که لازم است درباره این قانون و پیامد های به تصویب رسیدن این قانون انجام شود.

اگر شورای علما واقعا دلش برای این فانون می سوزند ، چرا از این کار های علمی نمی کنند وفقط سعی وتلاش دارند که این قانون را به ریش آیت الله محسنی بچسپانند.

همین اکنون که این قانون تصویب شده ورئیس جمهور آن را توشيح نموده است وشورای علما برای آن عمامه ی از ریش آقای محسنی می بافند و جامه ی شورای علمای بر تنش می دوزند ،رادیو ،تلویزیون ورسانه های نوشتاری وغیر نوشتاری دنیای کفر واستکباردارند کارد برگلوی آن می ماسند وقصد قربانی کردند آن دارند و ماده 261- آن را ضدحقوق بشر می خوانند وبه شیعه تهمت به برد گی گرفتن زنان و تهمت تجاوز جنسی به زنان، می زنند ؛ شورای علما کجایند؟چرا هیج یک از پهلوان پنبه های شورای علمای لمیده بر سفره امام زمان، قامت غیرت نمی آرایند ورایت علم برنمی افرازند وبرقائمه برهان به نماز نمی ایستند وازمأذنه مذهب برگوش فطرت انسان نغمه توحید نمی خوانند تاشبهه زدایند وایمان بگسترانند ؟

نظرات شما درباره این مطلب

مطالب دیگر:

ریس محکمه شهری از سوی مردم دایکندی لت کوب شد - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
اعلان ولسوالی شیبربامیان، به حیث ولسوالی صلح - جمعه بیست و یکم فروردین 1388
باران غم - یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی باآیت الله العظمی فیاض ودرس های آن برای جامعه هزاره - سه شنبه یازدهم فروردین 1388
مؤلفه های جامعه مدنی در اندیشه شهید مزاری - دوشنبه دهم فروردین 1388
نو عروس در شب زفاف توسط داماد بقتل رسید - چهارشنبه پنجم فروردین 1388
نمایشگاه سه روزه نقاشی هنرکده غلغله افتتاح شد - دوشنبه سوم فروردین 1388
برگزاری میله گل سرخ در مزار شریف با اشتراک وزرای خارجه سه کشور فارسی زبان - دوشنبه سوم فروردین 1388
نوروز باستان - جمعه سی ام اسفند 1387
سخنرانی خانم عذرا جعفری، شهردار ولایت دایکندی - چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
بزرگداشت از چهاردهمین سالگرد شهادت بابه مزاری در شهر کویته - پاکستان - دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
اقلیت نشین اسماعیلیان ولسوالی ورسج مورد ( توهین و تحقیر مذهبی ) قرار گرفت! - یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
گل سرخ - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
مبارزات رهبر شهيد در عرصه هاي سياسي و فرهنگي - شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
متعلمین هزاره شهر کویته در امتحان بورس تحصیلی هندوستان گل کاشتند. - جمعه بیست و سوم اسفند 1387
تظاهرات یک هفته ای تاجران شهر کویته بر ضد کشتار هزاره ها در این شهر - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
نبرد فکری و عقلانی رهبر شهید مزاری - سه شنبه بیستم اسفند 1387
دست تروریستان خون آشام امروز نیز به خون دو تن از هموطنان بی گناه ما در کویته آغوشته شد - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
مراسم چهلم شهید حسین علی یوسفی - دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
در طول هفته جاری دوازده تن از هزاره های کویته شهید شده اند - چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
گزارش کوتاهی از سمینار "افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها" - سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
متاسفانه زمزمه های چندین پارچگی به گوش می رسد - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نامه سرگشاده مردم افغانستان به باراک اوباما درباره ی انتخابات رياست جمهوری افغانستان! - دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
پشتو-ونداليسم؛ - جمعه نهم اسفند 1387
زنان هزاره پیشتاز در عرصه سیاست - شنبه سوم اسفند 1387
هزاره که هرگز افغان نشود!... - سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فاجعه افشار در قلب تاریخ زنده خواهد ماند - یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
ملا تروجان های پاکستان... - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
خوست پيشتاز باز سازي !! - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
رهبر شهید:درمقابل همه ی مردم هزاره یک راه وجود دارد و آن وحدت و یکپارچگی ‏آنهاست - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
درسر زمین هزاره ها و کوهستانهای فرا موش شده چه خبر؟ - دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
زندگینامه داکتر رمضان بشردوست - یکشنبه بیستم بهمن 1387
جنگ شیعیان مقدس و شیعیان زشت روی افغانستان - سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
گوانتانامو های ایران ! - یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
از ادامه سیاست(عبدالرحمن )جلوگری کنید! - پنجشنبه دهم بهمن 1387
خلاصه ای از بیوگرافی شهید حسنعلی یوسفی: - دوشنبه هفتم بهمن 1387
رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد! - جمعه چهارم بهمن 1387
زندگی قوم هزاره درایران - شنبه بیست و هشتم دی 1387
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟ - جمعه بیست و هفتم دی 1387
کوچ اجباری و اثرات فرهنگی واجتماعی آن برجامعه هزاره - شنبه بیست و یکم دی 1387
قیام هزاره جات دربرابر عبدالرحمن - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه آیت الله محقق کابلی - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زنده گی نامه ی عبدالعلی مزاری . - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
زندگی نامه و آثار فیض محمد کاتب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
عبدالخالق هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
- منشاء نژادی هزاره ها - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره - پنجشنبه نوزدهم دی 1387
درویش علی خان هزاره - جمعه سیزدهم دی 138
گزارش ازاردوگاه(سلیمانخانی تهران) - یکشنبه هشتم دی 1387
موسقی واشعار فلوکوز هزارگی - جمعه بیست و نهم آذر 1387
داستان های هزارگی - چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
سوز وگداز - سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
سر فلکه - جمعه بیست و دوم آذر 1387
الختو در هزاره جات. داستان های واقعی - چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

+ نوشته شده در  ۱۳۸۸/۰۱/۲۱ساعت 11:18  توسط اسدالله جعفری  |